سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سنگ قبر ستار بهشتی در محاصره نیروهای امنیتی؛ این‌همه نگرانی برای چیست؟...
» گزارش میدانی خبرنگار کلمه از امامزاده محمدتقی رباط کریم

سنگ قبر ستار بهشتی در محاصره نیروهای امنیتی؛ این‌همه نگرانی برای چیست؟

چکیده :لباس شخصی ها به تناوب ایستاده اند و به وظایفی می رسند که برایشان در اینجا تعریف شده است. از فیلم و عکس گرفتن از حاضرینی که اگر با این جو جرات حضور مستقیم بر مزار ستار را داشته باشند، تا پاکسازی هر آنچه به رسم هدیه بر مزار وی گذاشته می شود. فرقی نمی کند گل و گلدان و گلابی باشد یا شمعی و خیراتی، هرچه باشد در یک چشم به هم زدن از مزار او برداشته می شود. این همه نگرانی نیروهای امنیتی از چیست؟ ...


کلمه – گروه اجتماعی: مسیر منتهی به امامزاده محمدتقی رباط کریم، راه سرراست و نزدیکی نیست؛ پرپیچ و خم است و با فاصله زیاد از تهران؛ اما با این وجود بعد از قتل ستار بهشتی مقصد بسیاری شده است برای حضور بر مزار این زندانی سیاسی مقتول. کارگر وبلاگ نویسی که جانش را به خاطر ایستادگی بر سر آرمانش، بر اثر ضرب و شتم بازجویانش از دست داد.

هرچند مجلس هنوز نتوانسته لکنت زبان را کنار بگذارد و گزارش خود را قرائت کند، ولی حالا دیگر کسی جرات نمی کند از «مرگ طبیعی» درباره او صحبت کند، پزشکی قانونی حرفش را پس گرفته و مقام های قضایی هم رفته رفته صریح تر درباره مرگ بر اثر ضربه صحبت می کنند. البته هنوز تلاش ها برای نجات ضارب و ضاربان ادامه دارد؛ حالا دیگر با گریه و التماس و رضایتنامه. اما مادر ستار بهشتی که این روزها ساعات زیادی را بر مزار پسرش سپری می کند، می گوید از قاتلان نمی گذرد.

به گزارش خبرنگار کلمه، حاضرانی که خود را به امام زاده محمدتقی رباط کریم می رسانند، از نزدیک فضای امنیتی آن حوالی را حس می کنند. فرقی نمی کند پنج شنبه شب باشد که اینجا پر رفت و آمد است یا در طول روزهای عادی هفته. لباس شخصی ها به تناوب ایستاده اند و به وظایفی می رسند که برایشان در اینجا تعریف شده است. از فیلم و عکس گرفتن از حاضرینی که اگر با این جو جرات حضور مستقیم بر مزار ستار را داشته باشند، تا پاکسازی هر آنچه به رسم هدیه بر مزار وی گذاشته می شود. فرقی نمی کند گل و گلدان و گلابی باشد یا شمعی و خیراتی، هرچه باشد در یک چشم به هم زدن از مزار او برداشته می شود. این همه نگرانی نیروهای امنیتی از چیست؟

فضای پلیسی- امنیتی باعث می شود برخی ها واهمه داشته باشند از اینکه به قبر او نزدیک شوند؛ از همان دور فاتحه ای می خوانند و می روند. اگر هم برای دقایقی افرادی ترجیح دهند مستقیم بر مزارش بنشینند و فاتحه ای و ذکری و دعایی بخواهند، همین کار جسارت دیگران را هم بیشتر می کند که به مزار او نزدیک تر شوند و با هم زمزمه ای داشته باشند.

اهالی رباط کریم هم از همین دست هستند. با آنها که هم صحبت می شوی، ورد زبانشان نام مادر ستار است. با خانم میانسالی که هم صحبت می شوم، ابتدا توصیه می کند که مراقب فضای اطراف و پلیس باشید. می گوید همه جا ایستادند و لباس معمولی بر تن دارند. از او در مورد واکنش اهالی این شهر نسبت به قتل ستار سوال می کنم، که می گوید: خدا به مادرش رحم کند. همه نگران خانواده اش هستند که تحت فشارند.

جوان رباط کریمی  را در این باره مورد سوال قرار می دهم که او می گوید: مردم اینجا همه ناراحت هستند از اتفاقی که برای ستار افتاد. او اما بلافاصله اضافه می کند:  مردم جرات نمی کنند سراغ خانواده بروند، از پلیس می ترسند… و ادامه می دهد: همین الان ببینید، هر کسی جرات نمی کند به مزار او نزدیک شود.

ستار بهشتی یک کارگر ۳۵ ساله بود که دغدغه عدالت و آزادی داشت، دغدغه کودکان کار، دغدغه گرانی و مشکلاتی که بر جامعه می رود و بسیاری دغدغه های دیگر که در وبلاگ خود با زبانی ساده می نوشت. همین نوشتن دغدغه ها هم شد جرم او. روز هفتم آبان ماه سر از زندان در آورد، و ۱۶ آبان ماموران پلیس امنیت به خانواده ی او اطلاع دادند که به فکر یک قبر باشند؛ به همین سادگی.

یکی از حاضرین بر سر مزار، عکس روی قبر ستار را نشان می دهد و می گوید: با خانواده او که صحبت می کردم گفتند نام مادرش را بر روی این قلب حک کردند چون همیشه به مادرش می گفته در قلب من جای داری. از رابطه این مادر و فرزند می گوید که زبانزد همه بوده است.

پیرمردی که برای خواندن فاتحه به مزار او می آید، می گوید: مادرش مریض است. پسرش کارگری می کرد و بهترین دوا و درمان را برای مادرش داشت. می گوید: ستار را کشتند؛ اما نامش مثل بمب در جهان پیچید. آبروی چه کسی را برد؟ برای چه کسی آبرو خرید؟

مرد کهنسال اضافه می کند: سر این خانواده بالاست. افتخار می کنند. او که در حین صحبت کردن آشکارا مراقب اطراف خود هم هست، ادامه می دهد: همین چند سال پیش یکی از اقوام ما را کشتند، الان در بهشت زهرا دفن شده است. آنها هم همین طور بعد از این همه وقت تحت نظر هستند. اسم او را می پرسم، اما از بیان آن خودداری می کند.

با حرف های او به این فکر می روم که نام شهدای راه آزادی همه جا طنین انداز شده است؛ از شهدای مختلفی که در خیابان های تهران به شهادت رسیدند و بهشت زهرا میعادگاه خانواده های آنها شده است؛ تا ستار بهشتی که دوری راه هم مردم را از حضور بر سر مزارش برای ذکر فاتحه باز نداشته است.

خانمی که بر مزار اقوام خود آمده است، می گوید: از نزدیک ساعت 3 که اینجا هستم، کوچکترین چیزی را که بر مزار ستار گذاشتند، با سرعت لباس شخصی ها بر می دارند. او که می گوید: پلیس دست بردار نیست، می افزاید: شمع ها را خاموش می کنند و بر می دارند، گل ها را با سرعت از اینجا دور می کنند. برای چه؟ چون نمی خواهند قبر ستار به چشم بیاید.

وی ادامه می دهد: آخر چه پنهان کاریی؟1 در رباط کریم که سهل است، نام این جوان در همه دنیا پخش شد. این خانم ساکن رباط کریم هم البته نگران حال خانواده و مادر این شهید راه آزادی است که از بیماری مادر ستار خبر می دهد و می گوید: مگر مادر پیرش می تواند فراموش کند که پسرش با کتک خوردن جان داده است؟

درباره شکنجه و ضرب و شتم ستار بهشتی، هم شهادتنامه ۴۱ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ به ثبت رسیده و هم سند شکواییه ای که با دستخط خود ستار بهشتی است؛ که شکایت خود را از کسانی که وی را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند، تنظیم کرده و این رفتار غیر انسانی و غیر قانونی را مورد اعتراض قرار داده بود.

وی در حضور افراد زندانی در بند ۳۵۰ اوین گفته بود که در مقر پلیس امنیت از سقف آویزان شده و درهمان حال مورد ضرب و شتم قرار گرفته است سپس پلیس دست و پاهای وی را به صندلی بسته و مجددا وی را مورد ضرب و شتم قرار داده است. در مواقعی دست های وی را با دستبند بصورت قپانی بسته و کتک می زدند و در مواقعی دیگر وی را بر روی زمین انداخته و با پوتین ضربه های شدیدی به سر و گردن وی وارد می کردند در ضمن این شکنجه ها، زشت ترین فحش های رکیک ناموسی نیز نثار وی می شده است و مکررأ تهدید می کردند که وی را می کشند؛ شکنجه هایی که برای همیشه به نام اقتدارگرایان غاصب جمهوری اسلامی در تاریخ ثبت خواهد شد.

برای گفت و گو با جوانی که در حال ورود به امامزاده است، جلو می روم. نام ستار را که از زبانم می شنود، می گوید: مراقب باشید. اینجا هم پر از مامور است.

در مورد حمایت مردم رباط کریم از خانواده او سوال می پرسم که توضیح می دهد: شما ببینید اینجا چه فضایی درست کردند، 10 برابر این فشار بر خانواده او هست. اما خب مردم زیاد می آیند بر سر مزار و توجهی به این فشارها ندارند. اما برای نزدیک شدن به خانواده کمتر جرات می کنند.

خانواده ستار بهشتی در این ۴۰ روز سختی های زیادی را متحمل شده اند. این خانواده با شجاعت تمام خبر قتل فرزندشان را رسانه ای کردند و با وجود تمام تهدیدها تنها زمانی که در حصر قرار گرفتند، ارتباطشان برای اطلاع رسانی محدود شد. آنها که حتی اجازه نیافته بودند مثل همه داغ دیدگان این دیار یک مراسم آبرومند برای فرزند خود برگزار کنند و حتی مادر وی از دیدن چهره پسرش برای آخرین بار محروم مانده است، در چهلمین روز از شهادت او نیز با رفتار عوامل انتظامی و لباس شخصی ها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند تا نشان دهند از برخوردهای چکشی و رفتارهای سرکوب گرانه خود با مردم و خانواده ستار بهشتی دست بردار نیستند.

‌‌

‌* * *

مجموعه گزارش های کلمه درباره شکنجه منجر به قتل ستار بهشتی در بازداشتگاه پلیس، جزئیات روند افشای این موضوع، واکنش های رسمی به آن، حمله نیروهای امنیتی به مراسم چهلم او و همه آنچه را باید درباره این قربانی مظلوم بدانید، در صفحات زیر بخوانید. این خبرها به ترتیب زمانی، از آخر به اول، مرتب شده است:

دادستان تهران: ستار بهشتی بیمار نبود، مرگ در اثر ضربه یا فشار شدید روانی
ناگفته های مهمی درباره پرونده شکنجه و قتل ستار بهشتی
مادر ستار بهشتی: نتوانسته بود درست بنویسد، انگشتانش را شکسته بودند
وکیل هم تایید کرد: خانواده ستار بهشتی را “به زور” به دفترخانه برده و رضایت گرفته‌اند
در ملاقات بازجوی ستار بهشتی با مادر او چه گذشت
پورفاضل: شکایتنامه، به خط مرحوم ستار بهشتی است
کی می‌کشه؟ حاکم باشی؛ کی فراموش می‌کنه؟
واکنش آیت الله بیات به کتک زدن مادر ستار بهشتی: جا دارد مسلمانان از این گونه رفتارها دق کنند و بمیرند
فیلم سخنان یکی از هم محله ای های ستار بهشتی: به خدا او قهرمان دنیاست
روایت تصویری مراسم چهلم ستار بهشتی؛ روزی که پلیس در آزمون عقلانیت رفوزه شد

خواهر ستار بهشتی: مادرم را کتک زدند/ محمد نوری زاد: اگر ضرب و شتم و بی ادبی نمی کردند تعجب می کردیم

پلیس اعلامیه های ستار بهشتی را پاره کرد و به ایجاد رعب و وحشت در میان مردم پرداخت
۴۰ روز گذشت؛ خانه دیگر نخندید و مادر بر سینه کوبید
چهلمین روز درگذشت ستار بهشتی؛ آزمونی دیگر پیش روی پلیس و دستگاه های امنیتی
نامه محمد‌امین هادوی به صادق لاریجانی: شما مسئولیت دارید؛ برای پیگیری خون ستار بهشتی چه کرده‌اید؟
عکس/ مزار ستار بهشتی در قبرستان رباط کریم
احمدی مقدم: رییس پلیس فتا بخاطر فشار رسانه ها برکنار نشد!
نمایندگان از قول پزشکی قانونی: مرگ ستار بهشتی عامل خارجی نداشت!
پاسخی به سخنگوی قوه قضاییه/ آقای اژه ای! این 2+10 پرسش تا پل صراط همراه شماست
آقای محسنی اژه ای! آیا خانواده ستار بهشتی می توانند مراسم چهلم برگزار کنند؟
پیشنهاد علی مطهری به وزیر کشور و ناجا: در نامه ای از خانواده ستار بهشتی عذرخواهی کنید
برکناری رییس پلیس فتا و تایید ضرب و شتم ستار بهشتی در بازداشتگاه
مادر ستار بهشتی: حکم بازداشت دخترم را نشان دادند تا از من رضایت بگیرند
کوثری، نماینده مجلس: هر‌کسی می‌گوید بازداشتگاه غیرقانونی داریم غلط کرده است/ فرمانده فتا استعفا ندهد
احمدی مقدم: پلیس تقصیری ندارد؛ نیتی برای مرگ نبود؛ فرمانده پلیس فتا استعفا نمی دهد
مادر ستار بهشتی: پسرم را ماموران دفن کردند/ حتی نگذاشتند برای آخرین بار صورتش را ببینم
نشریه موتلفه «اسلامی» می گوید این زندانی از ترس سکته کرده است!
نماینده ویژه مجلس: ستار بهشتی در زمان مرگ، در یک محل غیر قانونی بازداشت بوده است

دادستانی تهران: احتمال مرگ بر اثر شوک ناشی از ضربه به نقاط حساس بدن
واکنش یک وکیل دادگستری به اطلاعیه دادستانی: «ارعاب منجر به مرگ» هم مصداق قتل است
یک نماینده مجلس: محل نگهداری ستار بهشتی غیرقانونی بود
مرگ بر اثر استرس بازجویی؟! مردم را هالو فرض نکنید
پاسخی به دو نماینده مدعی اصولگرایی: بی تقوایی حدی دارد؛ اگر خجالت نمی‌کشید لااقل ساکت باشید
مجمع مدرسین حوزه: پیروان حسین چگونه مرگ جوانی را که به اتهام اعتراض دستگیر شده، می پذیرند؟
یک نماینده مجلس پس از شنیدن خبر ستار بهشتی از حال رفت!
بیانیه جمعی از اصلاح طلبان مازندران: قتل ستار بهشتی، ادامه راه و روش معاویه و یزید بود
بیانیه دوم ۴۱ زندانی سیاسی؛ جای عامل جنایت و شاهد جنایت عوض شد
سر نخ های مهم در پرونده قتل ستار بهشتی/ علت دقیق مرگ چه بود
دوربین های زندان، دروغ پلیس فتا را برملا کرد/ چرا زندانی سیاسی عمودی می رود، افقی بر می گردد؟
ستار بهشتی، نمونه پیوند طبقات فرودست با جنبش سبز
اگر با خاطیان کهریزک برخورد می شد، شاهد ماجرای ستار بهشتی نبودیم
گفته ها و ناگفته های اژه ای درباره ستار بهشتی/ پذیرش تلویحی شکنجه و قتل در زمان بازداشت
فیلمی از مزار ستار بهشتی + فایل صوتی آخرین سخنان او قبل از آخرین بازداشت
شهادتنامه ۴۱ زندانی سیاسی بند ۳۵۰: ستار بهشتی شکنجه شده بود
ادامه رفتار غیر مسئولانه حاکمیت درباره سرنوشت یک زندانی/ تصویر شکایتنامه ستار بهشتی از شکنجه در زندان
تهدید خانواده ستار بهشتی از سوی ماموران: حق ندارید در زمان تغسیل جنازه حضور داشته باشید
تماس ماموران با عموی ستار بهشتی: فردا جنازه را در کهریزک تحویل بگیرید
جنایت در زندان/ تماس ماموران با خانواده ستار بهشتی: قبر بخرید و فردا جنازه را تحویل بگیرید
بازداشت و ضرب و شتم ستار بهشتی، فعال مدنی


10 پاسخ به “سنگ قبر ستار بهشتی در محاصره نیروهای امنیتی؛ این‌همه نگرانی برای چیست؟”

  1. مرگ بر دیکتاتور گفت:

    داره آروم جون میده، نسلی که مرگو فهمیده…
    نمیدونم چرا، اما، آزادی بوی خون میده…

  2. علوی گفت:

    چه باید کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    تا کی سکوت و ترس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//
    حرکتی ، اعتراضی ، تجمعی…مگر اینان می توانند همه را بکشند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    حتی اگر لازم باشد باید جیره خواران نظام احساس امنیت نکنند ….همانگونه که باعث ترس مردم شدند….

  3. ظالم سر سا لم بگور نمیبرد این مسلمانان دروغگوآیا دشمنان خدا نیستند؟ بنا حق میکشند وراست هم نمیگویند از بس شجاعند‍

  4. آق مرتضا گفت:

    حاکمیتی که بین مردم جایی نداشته باشد و مشروعیت خود را از دست داده باشد، ناچار است با این گونه اردوکشی ها به سر گورهای جوانان ناکام ما، و شعار هایی از قبیل “با اقتدار عمل کنید”، یا “حکومت ما مقتدراست” اینگونه مدتی به زندگی نکبت بارش ادامه دهد. اما اینها کسانی هستند که درمسیر خلاف آب رودخانه شنا می کنند و قطعا دیری نخواهند پاید و نفسشان قطع خواهد شد. دیرو و زود ممکن است داشته باشد اما سوخت و سوز حتما ندارد.

  5. آق مرتضا گفت:

    ستار میرود که جای آن جوان تونسی را بگیرد که خود را آتش زد. امیدوارم همان نتیجه هم عاید ملت ایران شود.

  6. صادق گفت:

    ستار کاری با اینها کرده که حتی از جنازه اش هم بترسند.

  7. صادق گفت:

    ستار کاری با اینها کرده که حتی از جنازه اش هم بترسند.

  8. علیمحمد گفت:

    ننگ با این چیز ها و کار ها پاک نمی شود

  9. علیمحمد گفت:

    با لهایت را شکستند .. پروازت را هرگز
    دستانت را بستند …..داستانت را هرگز
    لبانت را دوختند .. پیا مت را هرگز
    تنت را کوفتند ….. را هت را هرگز
    تقدیم به قهر مان سبز ستار بهشتی

  10. علی گفت:

    مرگ بر فر عون و مزدورانش . که برای پول و پست جنایت می کنند . خون ستار ها تا شما را از تخت فر عونی به پائین نکشد از پا نخواهد نشست