سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
» آقای اژه ای! این 2+10 پرسش تا پل صراط همراه شماست

چه کسی ستار بهشتی را کشت

چکیده :ظاهرا صورت مساله عوض شده و مشکل جناب اژه ای این نیست که یک نفر که با حکم مقام قضایی در نظام اسلامی بازداشت شده، در بازداشتگاه غیر قانونی نگهداری می شده، توسط ماموران حکومتی شکنجه شده، در زمان بازداشت جان خود را از دست داده، خانواده او برای مخفی نگه داشتن موضوع تحت فشار قرار گرفته و تهدید شده اند، کفن و دفن او مخفیانه انجام شده، حاکمیت با وجود افشای این قتل در رفتاری غیر مسئولانه چهار روز تمام سکوت کرده و ... و تنها مشکل این است که چرا این قتل فاش شده، چرا شهادتنامه زندانیان درباره شکنجه ستار بهشتی منتشر شده و خلاصه چرا اجازه داده نشده که مسئولان بی مسئولیت در این پرونده هم مانند بسیاری از موارد دیگر به لاپوشانی و پنهان کاری بپردازند!...


کلمه – سید مهرداد طباطبایی:

مشکل نبود مسئولیت پذیری، ظاهرا بار دیگر دامنگیر مسئولان ارشد حاکمیت شده و در پرونده ستار بهشتی، باز شاهد روشهای کهنه فرافکنی و فرار از برخورد مسئولانه هستیم. دستگاه قضایی هم در این خصوص همچون تجربه های تلخ قبلی در خصوص هدی صابر، هاله سحابی و چندین و چند مورد دیگر، تاکنون آنچنان مواضع ضد و نقیض و غیر منصفانه ای اتخاذ کرده که امیدها برای احقاق حق و اجرای عدالت و نیز عبرت گیری و درس آموزی نظام از این واقعه، در حال کمرنگ شدن است.

اظهارات حجت الاسلام محسنی اژه ای در جلسه مطبوعاتی روز دوشنبه، با کمال تاسف، نمونه ای از این رفتار غیر مسئولانه است. ایشان که به شکلی قطره چکانی در خصوص جنایت و قتل صورت گرفته در بازداشتگاه نیروی انتظامی اطلاع رسانی می کنند، به جای آنکه از شرم اینکه در جمهوری اسلامی هنوز بازداشتگاه های غیر قانونی وجود دارد که در آنها شکنجه رواج دارد، سر به زیر بیندازد و عذرخواهی و ابراز تاسف کند؛ به سادگی از این سخن گفته که «از روز دستگیری، متوفی مورد ضرب و شتم قرار گرفته» اما این ضربات علت فوت نبوده است.

سخنگوی محترم قوه قضاییه همچنین به گزارش پزشکی قانونی در خصوص مرگ بر اثر «شوک» اشاره کرده تا موضوع شکنجه‌ی منجر به قتل را نفی کند؛ بدون آنکه اشاره کند که چه کسی، چگونه و چرا به ستار بهشتی شوک وارد کرده است؟

وی البته باز توضیح واضحی نداده که اگر این شوک به نحوی وارد شده که اثری هم از آن باقی نمانده، خصوصا با توجه به اینکه همزمان با این اعمال شوک (که ظاهرا مربوط به روز جمعه 12 آبان است) به اعتراف فرمانده پلیس، داروهای تجویز شده برای ستار بهشتی در زندان اوین نیز به او داده نشده است؛ آیا همین ها به تنهایی نافی ادعاهای دیگر مسئولان امنیتی و قضایی، و نشانه‌ی وجود قصد برای قتل عمد نیست؟

اما مهمتر از این دو ابهام قابل پرسش، فرافکنی تاسف باری است که جناب اژه ای با طرح ادعای موهوم «دست داشتن ضد انقلاب در این ماجرا» مرتکب شده و البته ندانسته باب بحثی را باز کرده که اگر بنای ادامه‌ی آن وجود داشته باشد، نه به قول ایشان ضد انقلاب خارج نشین، بلکه زندانیان سیاسی بند 350 اوین که به مراتب انقلابی تر و برای نظام دلسوزتر از مقام های کنونی هستند، مدارک و شواهد و گزارش های بیشتری هم برای عرضه و روشن شدن ابعاد این جنایت دارند.

دادستان کل کشور، آنگونه که خبرگزاری مهر گزارش کرده، گفته است: «احتمال دیگری که در این پرونده وجود دارد نامه ای است که در جلسه قبل به ابهامات آن اشاره کردم که سایت کلمه آن را منتشر کرد. حال این احتمال وجود دارد که جریان ضد انقلاب قبل و یا بعد از بازداشت ستار بهشتی اقدامی انجام داده باشد که از مرگ و یا زنده بودن او استفاده کنند. ساعات مخابره خبر بعضی از ارتباطات در فضای مجازی نامه منتشر شده اینها از جمله قرائن این احتمال هستند.»

ظاهرا صورت مساله عوض شده و مشکل جناب اژه ای این نیست که یک نفر که با حکم مقام قضایی در نظام اسلامی بازداشت شده، در بازداشتگاه غیر قانونی نگهداری می شده، توسط ماموران حکومتی شکنجه شده، در زمان بازداشت جان خود را از دست داده، خانواده او برای مخفی نگه داشتن موضوع تحت فشار قرار گرفته و تهدید شده اند، کفن و دفن او مخفیانه انجام شده، حاکمیت با وجود افشای این قتل در رفتاری غیر مسئولانه چهار روز تمام سکوت کرده و … و تنها مشکل این است که چرا این قتل فاش شده، چرا شهادتنامه زندانیان درباره شکنجه ستار بهشتی منتشر شده و خلاصه چرا اجازه داده نشده که مسئولان بی مسئولیت در این پرونده هم مانند بسیاری از موارد دیگر به لاپوشانی و پنهان کاری بپردازند!

البته داستان اصلا پیچیده نیست؛ و مردم به خوبی این را می دانند. هرکسی که گذارش به کلانتری ها یا بدتر از آن پلیس آگاهی افتاده باشد، می داند که کتک زدن متهمان و شکنجه (بخوانیم بازجویی فنی!) برای اعتراف گیری، چیز پنهان و نادری نیست. استاندارد نبودن بازداشتگاه هم قصه است؛ ستار بهشتی در یک محل غیر قانونی بوده، حتی بر خلاف حکم قاضی، و او را تا حد مرگ کتک زده و کشته اند. پرسش واقعی افکار عمومی هم اینها نیست؛ پرسش این است که چرا مسئولان یک بار برای همیشه نمی خواهند با مردم صادق باشند و مدام با پیچاندن موضوع و طرح صحبت های مختلف، از عذرخواهی و مسئولیت پذیری طفره بروند؟ چرا آقای احمدی مقدم که در مقابل درخواست یک نماینده برای استعفای رئیس پلیس فتا مقاومت می کند، تا حتی دو روز بعد که مجبور می شود فرمانده پلیس فتا را برکنار کند، این کار ارزش نمادین خود را از دست داده باشد؟ صداقت و رفتار مسئولانه چه اشکالی دارد که مسئولان ما حتی در لباس پیامبر به دروغ و توجیه پناه می برند؟

اشکالی ندارد آقای اژه ای، جرم ماموران شما به گردن ما. مگر بعد از انتخابات 88 گفته نشد که خون معترضانی که سرکوبگران می کشند، به گردن کسانی است که آنها را در اعتراضشان همراهی می کنند؟! پس حتما خون ستار بهشتی هم به گردن ماست که صدای خانواده‌ی او شدیم تا ماجرای مرگ او را فاش کنند و از شکنجه او در ایام بازداشت پرده برداشتیم. همانطور که خون زهرا بنی یعقوب به گردن نامزدش بود، یا خون زهرا کاظمی به گردن آنهایی بود که به او ماموریت خبرنگاری داده بودند، یا خون دهها شهید جنبش سبز به گردن میرحسین موسوی که حاضر نشده بود از همراهی با مردم معترض و خواستار حق و رای خود دست بکشد. به همین منوال، لابد معاویه هم درست می گفت که خون عمار یاسر به گردن علی(ع) است! و همچنین خون آن زن یهودی که لشکر معاویه خلخال از پایش ربوده بودند!!

واضح است که تمام هم و غم سخنگوی دستگاه قضا، دو سندی است که کلمه منتشر کرده بود؛ اسنادی که از زندان به بیرون درز کرده و در نهایت همه‌ی این ابهام افکنی ها و تناقض گویی ها برای این است که اثر انتشار آنها خنثی شود؛ و البته این عصبانیت طبیعی است، چرا که اگر آن خبرها و این سندها منتشر نمی شد، سکوت چهار روزه‌ی مسئولان شاید 400 روزه می شد و باز هم عاملان اینگونه جنایت ها، سناریویی همچون سناریوهای ساخته شده برای کشته های بعد از انتخابات را با فراغ بال طراحی می کردند. اینکه رئیس بند 350 اوین برکنار شده و رئیس جدید به سختگیری ها بر زندانیان شدت داده، و اینکه دادستان تهران از عصبانیت بیانیه زندانی سیاسی بند زنان اوین، به مسئولان زندان اعلام کرده که همه زندانیان این بند تا اطلاع ثانوی از ملاقات حضوری محروم اند، از دیگر نشانه های خشم مسئولان قضایی از راهیابی حقیقت به بیرون از دیوارهای زندانی است که ظاهرا برخی می خواهند مخفی باشد تا مخوف جلوه کند.

اما اشتباه می کنند؛ همانطور که اشتباه کردند همان زمان که خبر بازداشت و ضرب و شتم و شکنجه‌ی ستار بهشتی از زندان اوین منتشر شد، اعتماد و پیگیری نکردند تا این جنایت رخ ندهد که امروز گرفتار رفع و رجوع آن باشند. همانطور که تصور می کردند اگر خبر مرگ ستار را منتشر نکنند، امکان مخفی کردن و جمع کردن این پرونده در سکوت وجود دارد؛ و همانطور که حالا هم آقای اژه ای اشتباه می کند که به جای اینکه با مردم صادق باشد و به خطای سیستماتیک ماموران حکومت اعتراف و برای عدم تکرار آن تلاش کند، رهروان انقلاب نور و آگاهی را ضد انقلاب می نامد و تلاش بی دریغ و بی چشمداشت آنها برای روشن شدن حقیقت و جلوگیری از جنایات بعدی را زیر سوال می برد.

جناب سخنگو! اتهام زنی حضرت‌عالی پاسخ ندارد. اما پرسش و ابهام ها هم تمامی ندارد. غیر از دو سوالی که پیش تر گفته شد، حداقل این 10 سوال هم در خصوص پرونده ستار بهشتی مطرح است که اگر شما و همکاران شما به پل صراط و روز جزا اعتقاد دارید، چاره ای جز پاسخ به اینها ندارید، و حتی اگر برای وجدان عمومی و احساسات جریحه دار شده‌ی مردم ارزشی قائل نیستنید، باید لااقل مادر داغدیده‌ی ستار را در این باره قانع و راضی کنید:

1 . آقای اژه ای! کلمه در ساعت 22:51 روز پنجشنبه 11 آبان خبر داد که ستار بهشتی «بعد از تحمل شکنجه های فراوان که هنوز آثار آن بر روی سر، صورت، دست ها و بدن وی مشخص است بازجویی های طاقت فرسایی را پشت سر گذاشته» و «شکنجه وی برای گرفتن اعتراف و پذیرفتن خواست بازجویان فتا بوده است.» این خبر، حدود 36 ساعت قبل از ساعتی که پلیس به عنوان زمان مرگ این زندانی سیاسی اعلام کرده، منتشر شده است. چرا در همان زمان، مسئولان قضایی به این موضوع رسیدگی نکردند؟

2 . سخنگوی قوه قضاییه به جای ارائه توضیحات صریح، به ابهام افکنی پرداخته و در سخنانی ناواضح از «ساعات مخابره خبر» به عنوان قرینه‌ی احتمال دست داشتن ضد انقلاب! در این ماجرا نام برده است. جهت مزید اطلاع آقای اژه ای، اشاره می شود که ستار بهشتی طبق گزارش پلیس در صبح روز 13 آبان فوت کرده و خبر مرگ او در زندان، اولین بار در ساعت 19:37 روز سه شنبه 16 آبان ماه منتشر شد. واقعا ایشان به عنوان مقام عالی قضایی، وزیر سابق اطلاعات و قاضی اسبق، چطور می توانند خبری که سه روز بعد منتشر شده را با قتلی که سه روز قبل انجام شده، ربط بدهند؟ آیا این فرافکنی را حتی مردم عادی که با پرونده های قضایی و امنیتی هم سر و کار نداشته اند، باور می کنند؟

3 . فرض بگیریم که قتل ستار بهشتی در بازداشتگاه غیرقانونی پلیس فتا و زیر دست بازجویان ناجا، تقصیر خبررسانی سه روز بعد خانواده‌ی وی به رسانه ها بوده است! چرا ایشان بعد از یک ماه از مرگ ستار بهشتی، هنوز درباره علت سکوت چهار روزه‌ی کلیه‌ی ارکان نظام درباره این جنایت توضیح نداده است؟ چرا باید به جای پلیس که ستار بهشتی در اختیار او بود، دادستانی که ستار بهشتی با دستور او بازداشت شد، سازمان زندان ها که ستار بهشتی قبل از تحویل به آن شکنجه شده بود و شما آقای اژه ای که مسئولیت سخن گویی درباره رخدادهای این حوزه را بر عهده گرفته اید؛ این موضوع باید توسط یک نماینده مجلس و آن هم در ساعت 10:30 صبح روز شنبه 20 آبان (یعنی یک هفته پس از مرگ وی و چهار روز پس از افشای آن در رسانه های غیر حکومتی) به حوزه رسمی کشیده شود؟

4 . بیایید در تشکیک و ابهام افکنی و مغشوش کردن فضا، چند قدم از پلیس فتا و آقای اژه ای هم جلو بزنیم. گیریم که ستار بهشتی در وبلاگش مطالب خیلی تندی علیه حاکمان منتشر می کرده، فرض کنیم که او رام و سر به زیر نبوده و زیر بار خواسته های بازجویان نمی رفته، اصلا فرض بگیریم که ستار بهشتی هر جرم و جنحه ای را که محسنی اژه ای بعدا مدعی شود مرتکب شده، و اصلا گیریم که سخنگوی قوه قضاییه او را مستحق اعدام بداند؛ آیا همین مجازات هم نیاز به طی تشریفات قانونی و رعایت مسائل شرعی و حقوقی ندارد؟ اصلا فرض کنیم که ستار بهشتی مخالف سر تا پای نظام جمهوری اسلامی؛ از این بیشتر؟ آیا اینها و امثال اینها و بالاتر از اینها، دلیل می شود که کسی در زندان کشته شود؟

5 . جناب اژه ای قبلا از کبودی در پنج نقطه بدن ستار بهشتی (ساق پا، دست، پشت کتف و ران) سخن گفته بود، دادستانی تهران هم از گزارش پزشکی قانونی درباره احتمال مرگ بر اثر شوک ناشی از ضربه به نقاط حساس بدن خبر داده بود، کلمه هم موضوع از دست دادن کلیه بر اثر ضرب و شتم را به عنوان علت مرگ مطرح کرده بود. اکنون سخنگوی محترم قوه قضاییه باز به وجود کبودی روی بدن ستار اشاره کرده و این بار به وجود آثار کبودی (بخوانیم شکنجه) بر روی «کتف، پای راست، ران، زانو، ساق پای راست و چپ» اذعان کرده است؛ که تناقض هایی با سخنان قبلی وی دارد و ما فرض را بر اشتباه سهوی رسانه ها در نقل سخنان ایشان می گذاریم. اما؛ ایشان همچنین برخلاف دفعه قبل، این بار در لا به لای سخنانش به صراحت از «ضرب و شتم» و «جرح» سخن گفته است. به دادستان محترم کل کشور یادآوری می کنیم اصل 38 قانون اساسی را که تصریح می کند «هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود.» محسنی اژه ای چندین دقیقه در این باره صحبت کرده و بالاخره اشاره نکرده که چرا از لفظ شکنجه استفاده نمی کند، مگر غیر از ضرب و جرح دیگر چه اتفاقی قرار است بیفتد که اصل 38 قانون اساسی از تعطیلی خارج شود و جمهوری اسلامی جلوی شکنجه گران را بگیرد و آنها را مجازات و بساط شکنجه را جمع کند؟

6 . نماینده ویژه مجلس صراحتا اعلام کرده که ستار بهشتی در زمان مرگ، در یک محل غیرقانونی بازداشت بوده است. چیزی که فرمانده نیروی انتظامی (درست مثل ماجرای کهریزک) اسمش را احتمال استاندارد نبودن بازداشتگاه گذاشته است! چرا سخنگوی قوه قضاییه در مصاحبه مطبوعاتی خود حتی یک بار به این موضوع اشاره نکرده، و چرا آنقدر که نسبت به درز کردن شکایتنامه ستار بهشتی و شهادتنامه زندانیان سیاسی (دو سند فاش کننده‌ی شکنجه‌ی ستار بهشتی) حساسیت نشان می دهد، به اعمال شکنجه بر زندانیان سیاسی حساسیت ندارد و درباره پیگیری های قوه قضاییه درباره رواج اینگونه تخلفات، که خود آقای اژه ای بهتر از ما می داند به خصوص چقدر در بازداشتگاههای نیروی انتظامی شایع و رایج است، توضیح نداده است؟

7 . تمام گناه منتقدان دلسوز حاکمیت که به جرم پایبندی به آرمان های انقلاب، آقای اژه ای آنها را ضد انقلاب می نامد تا سوء عملکرد ماموران حاکمیت را بپوشاند، این است که به تأسی از امیر مؤمنان سکوت نکردند و از شکنجه و قتل ستار بهشتی پرده برداشتند، تصویر شکایت او از بازجویانش را منتشر کردند و شهادتنامه 41 زندانی بند 350 اوین درباره شکنجه ستار بهشتی و بیانیه بعدی آنها را بازتاب دادند. مشکل دادستان محترم واقعا چیست؟ آیا می توانند ادعا کنند که این سندها جعلی است؟ آیا بررسی های قضایی و بازجویی از زندانیان بند 350 جز این را نشان داده که هم شکایتنامه به خط خود ستار است و هم شهادتنامه مورد تایید زندانیان است؟ لابد اینکه مسئولان زندان و پلیس و دادگاه به موقع به موضوع رسیدگی نکرده اند و این تاخیر مسبب مرگ یک زندانی شده، تقصیر کلمه است که به موقع درباره شکنجه او هشدار داده بود و بعد از مرگ هم نگذاشت خون او پایمال شود! واقعا این چه منطقی است که جناب حجت الاسلام دارند و به جای پیگیری اصل موضوع، به حواشی ماجرا می پردازند؟ حاشیه هایی که حتی همان ها هم اگر به جای ابهام افکنی صرف، به درستی بررسی شوند، می توانند تکه هایی از پازل واقعیت را تکمیل کنند. واقعا قابل درک نیست که اینهمه تلاش برای لاپوشانی حقیقت و در واقع بار کردن هزینه سنگین به نظام، برای چیست؟ آیا این سخن برخی منتقدان را باید پذیرفت که حاکمان می خواهند از ماموران خود حتی در تخلفات محرزشان دفاع کنند تا پای دیگر ماموران در تبعیت محض از بالا و جدیت در سرکوب و شکنجه نلرزد؟

8 . در همان روزهایی که حاکمیت درباره شکنجه و قتل در سکوتی عجیب و غیر قابل توجیه فرو رفته و احساسات مردم با شنیدن این خبر فجیع جریحه‌دار شده بود، پیکر این زندانی سیاسی مقتول بدون اجازه خانواده به دست ماموران حکومتی غسل داده شد و دفن شد. مادر ستار بهشتی می گوید حتی به او اجازه نداده اند صورت فرزندش را در لحظات آخر ببیند. چرا نباید جنازه در اختیار خانواده قرار گیرد؟ چرا در همان وقتی که جنازه دفن نشده بود مسئولان سکوت خود را نشکستند؟ آیا دفن ناگهانی و بدون اجازه جنازه، دلیلی جز این داشته که بررسی دقیق تر آثار شکنجه بر روی بدن جنازه، غیر ممکن شود؟

9 . مادر ستار همچنین می گوید به دخترش حکم بازداشت نشان داده و او را تهدید کرده اند که حرف نزند؛ و همچنین دیگر اعضای خانواده را. او تاکید می کند که در روزهای پس از انتشار خبر، تحت تعقیب و کنترل شدید بوده اند و برخی گفته اند که ماموران به نوعی آنها را در خانه خود حصر کرده اند تا از ارتباط آنها با رسانه های مستقل و انتشار اخبار مربوط به این زندانی مقتول جلوگیری کنند. آقای اژه ای چرا حتی یک بار به این موارد اشاره نکرده و توضیحی درباره آنها ارائه نداده است؟ آیا جز این است که همین چند مورد نشان می دهد ماجرا فراتر از این بوده که چند بازجو تخلفی کنند و حکومت هم از ابتدا قصد مجازات آنها را داشته؟ از همه مهمتر؛ پای قوه قضاییه هم در اینجا گیر است: فرض که یک «مرگ طبیعی» در زندان رخ داده و قرار است جنازه را دفن کنند؛ چرا باید خانواده‌ی مقتول تهدید شوند؟ آیا نیروی انتظامی حکم دادگاه را جعل کرده یا مقام قضایی از افشای چیزی نگران بوده که برای تهدید خواهر ستار بهشتی، حکم بازداشت او را امضا کرده است؟

10 . دیروز کلمه بار دیگر 11 سوال را مطرح کرد تا سخنگوی قوه قضاییه پاسخگوی آنها باشد. آقای اژه ای هم بار دیگر درباره این پرسش ها سکوت کرد و توضیحی ارائه نداد. اولین پرسش دیروز که جا دارد دوباره در اینجا مطرح شود، این است که حال که مسئولان رسمی پذیرفته اند ستار بهشتی در بازداشتگاه غیر قانونی بوده، شکنجه شده و در نهایت در زندان نظام جان خود را از دست داده؛ حال که خانواده او حتی اجازه نیافته اند مثل همه داغدیدگان این دیار یک مراسم آبرومند برای فرزند خود برگزار کنند؛ آیا این خانواده برای برگزاری مراسم چهلم عزیز از دست رفته‌ی خود آزادی عمل خواهند داشت؟ یا باز هم طبق موارد مشابه، شاهد فشارهای عوامل امنیتی برای انصراف از برگزاری مراسم، یا در صورت برگزاری شاهد حضور پرتعداد لباس شخصی ها و بی حرمتی به متوفی و خانواده اش و برخورد با حاضران و … خواهیم بود؟

*     *     *

جزئیات روند افشای شکنجه و قتل ستار بهشتی و مجموعه گزارش های کلمه درباره قتل این زندانی سیاسی در زندان و واکنش های رسمی به آن را در صفحات زیر بخوانید:

آقای محسنی اژه ای! آیا خانواده ستار بهشتی می توانند مراسم چهلم برگزار کنند؟
پیشنهاد علی مطهری به وزیر کشور و ناجا: در نامه ای از خانواده ستار بهشتی عذرخواهی کنید
برکناری رییس پلیس فتا و تایید ضرب و شتم ستار بهشتی در بازداشتگاه
مادر ستار بهشتی: حکم بازداشت دخترم را نشان دادند تا از من رضایت بگیرند
کوثری، نماینده مجلس: هر‌کسی می‌گوید بازداشتگاه غیرقانونی داریم غلط کرده است/ فرمانده فتا استعفا ندهد
احمدی مقدم: پلیس تقصیری ندارد؛ نیتی برای مرگ نبود؛ فرمانده پلیس فتا استعفا نمی دهد
مادر ستار بهشتی: پسرم را ماموران دفن کردند/ حتی نگذاشتند برای آخرین بار صورتش را ببینم
نشریه موتلفه «اسلامی» می گوید این زندانی از ترس سکته کرده است!
نماینده ویژه مجلس: ستار بهشتی در زمان مرگ، در یک محل غیر قانونی بازداشت بوده است

دادستانی تهران: احتمال مرگ بر اثر شوک ناشی از ضربه به نقاط حساس بدن
واکنش یک وکیل دادگستری به اطلاعیه دادستانی: «ارعاب منجر به مرگ» هم مصداق قتل است
یک نماینده مجلس: محل نگهداری ستار بهشتی غیرقانونی بود
مرگ بر اثر استرس بازجویی؟! مردم را هالو فرض نکنید
پاسخی به دو نماینده مدعی اصولگرایی: بی تقوایی حدی دارد؛ اگر خجالت نمی‌کشید لااقل ساکت باشید
مجمع مدرسین حوزه: پیروان حسین چگونه مرگ جوانی را که به اتهام اعتراض دستگیر شده، می پذیرند؟
یک نماینده مجلس پس از شنیدن خبر ستار بهشتی از حال رفت!
بیانیه جمعی از اصلاح طلبان مازندران: قتل ستار بهشتی، ادامه راه و روش معاویه و یزید بود
بیانیه دوم ۴۱ زندانی سیاسی؛ جای عامل جنایت و شاهد جنایت عوض شد
سر نخ های مهم در پرونده قتل ستار بهشتی/ علت دقیق مرگ چه بود
دوربین های زندان، دروغ پلیس فتا را برملا کرد/ چرا زندانی سیاسی عمودی می رود، افقی بر می گردد؟
ستار بهشتی، نمونه پیوند طبقات فرودست با جنبش سبز
اگر با خاطیان کهریزک برخورد می شد، شاهد ماجرای ستار بهشتی نبودیم
گفته ها و ناگفته های اژه ای درباره ستار بهشتی/ پذیرش تلویحی شکنجه و قتل در زمان بازداشت
فیلمی از مزار ستار بهشتی + فایل صوتی آخرین سخنان او قبل از آخرین بازداشت
شهادتنامه ۴۱ زندانی سیاسی بند ۳۵۰: ستار بهشتی شکنجه شده بود
ادامه رفتار غیر مسئولانه حاکمیت درباره سرنوشت یک زندانی/ تصویر شکایتنامه ستار بهشتی از شکنجه در زندان
تهدید خانواده ستار بهشتی از سوی ماموران: حق ندارید در زمان تغسیل جنازه حضور داشته باشید
تماس ماموران با عموی ستار بهشتی: فردا جنازه را در کهریزک تحویل بگیرید
جنایت در زندان/ تماس ماموران با خانواده ستار بهشتی: قبر بخرید و فردا جنازه را تحویل بگیرید
بازداشت و ضرب و شتم ستار بهشتی، فعال مدنی


11 پاسخ به “چه کسی ستار بهشتی را کشت”

  1. سیاوش گفت:

    این قماش تنهاپلی که میشناسندپل تجریش است

  2. من گفت:

    یکی از این اژه ای بیسواد بپرسه که اصلا مفهوم پزشکی شوک و علل ایجاد اون رو می دونه؟ بالاخره مرحوم بهشتی در بازداشتگاه غیر قانونی!(دست قوه قضاییه درد نکنه که قانون رو تمام و کمال در مملکت پیاده می کنه!!!) به هر علتی فوت کرده.اگر این اسمش قتل نیست پس چیه؟!

  3. Iran گفت:

    مطمئن باشید اون 7 نفری را که بجرم قتل ستار مرحوم گرفته اند برای این گرفته اند که آنها را توبیخ کنند که چرا اجازه دادند این موضوع برملا شود.احتمالا از آنها تعهد خواهند گرفت از این پس جوری شکنجه کنند که نه مدعی بماند نه مدرک نه مدعا

  4. قاسم آقا گفت:

    اژه ای “چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند” در همیشه روی این پاشنه نخواهد گشت. حالا که با این شوق و ذوق میروی، فکر برگشتنت هم باش. به تاریخ نگاه کن. افرادی مثل تو هزاران بوده اند که سرنوشت بسیار بدی داشته اند. هرکسی پنج روزه ای دور اوست. هزاران سال دیگر زمین همین زمینه، ماه و خورشید همچنان می تابند و روزگار به گشت خود ادامه میدهد اما من و تو و این قربانیان ما کجا هستیم؟ راستی هیچ فکرش را کرده ای؟ اگر واقعا آدم باشی باید های های گریه ات تا اینجا هم برسد.

  5. مشقاسم گفت:

    بابام جان دروغ و دغل و حقه بازی و تقلب که شاخ و دم ندارد. اینا تصمیم گرفتن هرقتل عمدی را یه جوری ماست مالی کنن.  ندا خودش خودش را کشت.  آن بابا خودش چرید زیر آن ماشین بسیجیه، او سه چهار تا جوون تو کهریزک یهو مننژیت گرفتن.  او دکتر افسر وظیفه سالاد خورد و مرد. در صورتیکه هرشب با شامش سالاد میخورد و هیچوقت هم تا آن شب نمرده بود. هدا صابر هم در اثر فشار زندگی و خرج و مخارج ورپرید، خانم سحابی هم از غصه مرگ پدر قلبش ایستاد. این بهشتی هم با آن هیکل اصلا تا این مامورای شکنجه رو دید پس افتاد. آقا قدر این مملکتی را که داریم بدانید. بشار هم گفته بخود که نمی گه بشار که دیگه مشقاسم نیست. حتما یه چیزی میدونه. دروغ چرا تا قبر پدرش آآآآ

  6. i گفت:

    قاتل سید صادق است.

  7. محمد گفت:

    احتمالا از کار انداختن کلیه یک نوع مهارتی است که آن را از جایی آموخته اند. اسم جدید آن شوک کلیه ها است. حالا از کجا یاد گرفته اند خدا عالم است. از چین، روسیه، موساد، سیا و… معلوم نیست.

  8. Omid گفت:

    براي قوم حاکم،  مردم و فرهنگ اهميت ندارد ‘
    اگر درياچه اروميه خشک شود و هزاران نفربر اثر آلودگی هوا و يا بمباران و جنگ  بميرند مهم نيست چرا همچنان بر مسند قدرت باقی هستند. 
    مثل اسد جانی که مردم سوري پناه آورده در بناهای باستانی را نيز بمباران ميکند! .

  9. ناظر گفت:

    نبود مسئولیت پذیری کی از دامن مبارکشان غایب شده بود که دوباره بازگردد ؟ خود میگویند و خود میخندند . شما چرا تعجب کرده اید . 

  10. Trojaneeman گفت:

    یک مشکلی که در مقاله های این سایت وجود داره اینه که تنها خبررسانی نمیکنه، بلکه سعی داره نظر نویسنده رو به خواننده تحمیل کنه.
    البته بسیاری از مقاله نویس ها سعی بر این کار دارند، اما در مقاله های این سایت این کار به شکل کاملا واضح و غیرحرفه ای انجام شده که ملال خواندن مقاله ها تا به انتها رو از آدم میگیره.

  11. Fdret-ljguztzu گفت:

    دیر نیست روزی که زمین با همه فراخی و گستردگیش برای همین اژه ای و اربابانش بخاطر ریختن خون مظلومانی که یاوری جز خدای متعال نداشتند، تنگ بشه و هیچ جای  ایران که هیچ در هیچ جای دنیا آرامش نداشته باشند و سرانجام هم با خفت و خواری به درک اسفل السافلین فرستاده شوند و حکم قصاص الهی در موردشون به اجرا گذاشته بشه، انشاءالله تعالی.