سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بی تقوایی حدی دارد؛ اگر خجالت نمی‌کشید لااقل ساکت باشید...
» پاسخی به سخنان دو نماینده مدعی اصولگرایی در پی قتل ستار بهشتی

بی تقوایی حدی دارد؛ اگر خجالت نمی‌کشید لااقل ساکت باشید

چکیده :در جریان قتل های زنجیره ای بارها این منطق به کار رفت تا زمانی که سعید امامی و دار و دسته اش لو رفتند. رفیق نزدیک او و هم سفره نهارهای دوشنبه اش، یعنی حسین شریعتمداری در جریان ترور حجاریان نوشت "مگر سعید ما چه کرده بود!" و اثبات می کرد سود ترور او به دشمن می رسد تا اینکه خبر از سعیدی دیگر، این بار "عسگر" از راه رسید....


کلمه- علی بردبار: قتل ستار بهشتی، یک بار دیگر اقتدارگرایان را به تکرار سناریوی نخ نمای آنها در فجایعی مثل قتل های زنجیره ای، ترور سعید حجاریان، شهادت صانع ژاله و … کشانده است. اینکه نظام (اسم مستعار جریان حاکم) هیچ سودی از این جنایات نمی برد، منفعتش به دشمنان و فتنه گران می رسد، پس کار، کار آنهاست.

در جریان قتل های زنجیره ای بارها این منطق به کار رفت تا زمانی که سعید امامی و دار و دسته اش لو رفتند. رفیق نزدیک او و هم سفره نهارهای دوشنبه اش، یعنی حسین شریعتمداری در جریان ترور حجاریان نوشت “مگر سعید ما چه کرده بود!” و اثبات می کرد سود ترور او به دشمن می رسد تا اینکه خبر از سعیدی دیگر، این بار “عسگر” از راه رسید. اما مرز وقاحت این بار در جریان شهادت صانع ژاله در 25 بهمن 89 مرزهای تازه ای را در نوردید و او را جاسوس کیهان خواندند که دشمنان و منافقین با کشتن او سود بردند. این منطق وقیح حالا به ستار بهشتی رسیده است. ابتدا جواد کريمی قدوسی، عضو کمیسیون امنیت ملی قتل او را گردن زندانیان سبز بند 350 انداخت و بعد، حمید رسائی در پی بسط و تئوریزه کردن این ادعای همکار و هم جناحی اش برخاسته و در هفته نامه 9 دی نوشت: “یک وبلاگ نویس در حین بازجویی در زندان‌های جمهوری اسلامی به قتل رسیده است. سؤال: چه کسی از این خبر سود می‌برد؟! پلیس یا دستگاه انتظامی چه سودی از این قتل می‌برده؟” باز همان حکایت کهنه، سودش به دشمن رسیده، پس کار ما نیست و کار دشمن است.

بد نیست این بار از موضعی دیگر به بحث با این آقایان بپردازیم. آقای رسائی در این یادداشت مانند اساتیدش در کیهان که مقتولان قبلی را بی خطر، بریده و یا جاسوس می خواند، به معرفی ستار بهشتی پرداخته است. او در این معرفی ستار را فردی بی خطر، کم سواد و در بازجویی ها بریده توصیف می کند و نتیجه می گیرد قتل او هیچ سودی برای حاکمیت نداشته است.

اما چون این بار مقتول نه در خیابان که در دست خودشان کشته شده، کمی دست به عصاتر از کریمی قدوسی آن ادعا را مطرح می کند و می گوید: “موضوع فوت ستار بهشتی از دو بعد «خوش بینانه و بد بینانه» قابل بررسی است. بر اساس فرض خوش بینانه باید گفت که مرگ وی – بر اساس شواهد و دلایلی که تاکنون به دست آمده از جمله اینکه هیچ اثری از ضربه در نقاط حساس بدن وی نیست – امری طبیعی بوده و پلیس در آن نقشی نداشته. بر اساس فرض بدبینانه اما باید گفت که این حادثه‌ای عادی نبوده بلکه دلیل مرگ وی، ‌برخورد فیزیکی بوده که این فرض نیز از دو حال خارج نیست: بر اثر اشتباه یا تقصیر یک مأمور انتظامی بوده و یا نتیجه تعمد و برنامه ریزی معدود افرادی که در درون سیستم انتظامی یا قضایی نفوذ یافته‌اند. به خصوص که ستار بهشتی بعد از انتقال به زندان در بندی مستقر می‌شود که بسیاری از فعالان و عناصر فتنه ۸۸ در آن قرار داشته‌اند و اساسا دست نوشته و نامه‌ای که منتسب به وی است – و اصل آن موجود نیست! ـ توسط این افراد به مسئولان زندان ارائه شده. شاید تأمل در اینکه چه کسی از این موضوع سود می‌برد تا حدودی در نتیجه گیری به ما کمک کند.”

به آقای رسائی باید گفت منطقی که وی به کار برده خوب است، به شرطی که به قول حسین شریعتمداری از پله دوم شروع نکند. پیش از اینکه ستار به عنوان کارگر ساده، وبلاگ نویس معترضی شود که به قول رسائی “میزان مراجعه به وبلاگ وی کمتر از گمنام‌ترین سایت‌های خبری بوده” افرادی در همین حدود اشتهار ستار و البته با شرافت کمتر، خیلی کمتر از او، به مدد حزب پادگانی و نظارت استصوابی، وکیل مجلس و رئیس جمهور و وزیر شدند و از قضا تاکنون بیشترین سود را به دشمنان، با نوع حکومتداریشان رسانده اند.

اسرائیل با چه هزینه ای می توانست سودی را که احمدی نژاد با نفی هولوکاست به آنها رساند، کسب کند؟ طرح ها و لوایحی که این مجلس برآمده از اراده شورای نگهبان با همکاری دولت به انجام رسانده تا اقتصاد کشور را به ورطه نابودی بکشاند، مگر به سود دشمنان تمام نشده است؟ مگر مجلسیان پابه پای دولت احمدی نژاد تنش زایی در روابط بین الملل را بر نظام تحمیل کرده اند؟ مگر سود این برنامه ها را همان دشمن ادعایی آقایان نبرده است؟ آیا همین آقای رسائی، وجودش و هر کلامش دشمن شادکن نیست؟ سرمایه های انسانی و مدیریتی کشور را مگر امثال رسائی به حبس و حصر نکشانده اند؟ بر اساس منطق آقای رسائی، این حرف اغراق نیست که اصلا فلسفه وجودی او و همدستانش سود بردن دشمن است.

رسائی در این یادداشت پر از وقاحت، در جای دیگری به جای پاسخ به این پرسش که با وجود اخبار قبلی منتشره در کلمه درباره زیر شکنجه بودن ستار، چرا امثال او در مجلس به دادش نرسیده اند، می نویسد: “اینکه این رسانه‌ها چگونه گام به گام به تعقیب این سوژه پرداخته و اطلاعات را از کجا با این سرعت دریافت کرده‌اند، خود جای تأمل دارد”. عجب! یعنی حالا جای پرسشگر و پاسخگو باید عوض شود. مهم نیست که چرا با وجود اطلاع رسانی قبلی در رسانه ها و شکایت مظلومانه ستار در مدت حضورش در بند 350، او را تا حد مرگ شکنجه کرده اند، بلکه رسانه ها باید منابع خود را به عرض آقای رسائی برسانند تا سرنوشت ستار برای آنها نیز رقم بخورد!

یادمان نرفته که پس از دریافت اخبار تایید نشده ای از شهادت ستار بهشتی، خبرها با تردید روی خروجی رسانه ها قرار می گرفت. گوئی خوشبینانه منتظر رکب خوردن رسانه های سبز بودیم که ستار زنده است و 20.30 شروع کند که باز سبزها مانند ماجرای سعیده پورآقایی، دروغ به خورد مردم داده اند. ماجرایی که آن هم ساخته و پرداخته دستگاه امنیتی حاکم بود، اما این بار “این سفر آن گرگ یوسف را درید”. این بار خبر درست بود و تمام مدت 5 روز سکوت خبری قاتلان و همدستان و توجیه گران قتل ستار برای ساختن سناریویی برای توجیه مرگ او به این حد تکراری و نخ نما از از توجیه جنایت رسید.

اما ماجرای بازجویی های ستار چه بود؟ آیا بازجویی از او فقط برای پذیرش مسئولیت نوشته های وبلاگش بود که هم کریمی قدوسی و هم رسائی گفته اند، اعتراف و پذیرش مسئولیت نوشته های آن وبلاگ از سوی ستار بهشتی، دیگر شکنجه او را بلاموضوع می کرد؟ خیر، حتما این دو می دانند که ستار فقط وبلاگ نویسی نمی کرد و حداقل متهم بود به خبرنگاری برای رسانه های منتقد و برای این موضوع و احتمالا گرفتن اعترافاتی وسیع تر، تحت شکنجه های وحشتناک و مرگ آور پلیس فتا بوده است. منتها اگر این اتهام نیز متوجه ستار نبود، باز تصور مرگ او زیر شکنجه امر غریبی نبود. مگر کم بودند جوانان بی گناه و معترضان ساده ای که برای اعتراف گیری های آقایان تحت سخت ترین شکنجه های روانی و فیزیکی قرار گرفتند؟ مگر اعترافاتی که در دادگاه های عمومی پخش شد با رضایت همان متهمان در برابر دوربین ها گفته شد؟ مگر روز قبل از دادگاه ها، در برابر قاضی و بازجوها و شخص دادستان، آن دادگاه ها را برای نمایش فردایش، تمرین نکرده بودند؟ شکنجه بی گناهان در زندان چه چیز تازه ای است که اینقدر با تعجب از آن یاد می کنید؟

و بالاخره به آقای رسائی باید گفت: جریان آنها از کشته شدن زهرا کاظمی جز ضرر، هیچ نبرد، از قتل های زنجیره ای نیز که برخلاف مواردی همچون زهرا کاظمی و احتمالا ستار بهشتی، کاملا برنامه ریزی شده بود، هیچ طرفی نبست. مساله این ها نیست، مساله این است که بخش مهمی از مدعیان حاکم بر نظام توان تشخیص و عمل به مصالح نظام و کشور را ندارند و به نظر باید گفت حسب اقتضای طبیعتشان، هر از چندی یکی را در زندان ها می کشند. آقای رسائی، خود شما جز وقاحت و پایمال کردن خون یک بی گناه، چه هنر و برازندگی دیگری داری که بر مسند وکالت مجلس جلوس کرده ای؟ البته می دانید و می دانیم همان هنر برای کسب جایگاهی بالا در جناح شما کفایت می کند، همان طور که پیش از شما، امثال حسین شریعتمداری با تکیه بر همین هنر، ارج و قرب بالایی در جناحتان یافتند. جناحی که “وقاحت گرا” نام بامسماتری برای آن است تا “اصولگرا”، وگرنه در برابر کشتن یک انسان بی گناه، کمترین کاری که می کردند معرفی و مجازات قاتلان و کناره گیری خود بود، نه تحقیر مقتول و متهم کردن مخالفان به قتل.بی تقوایی حدی دارد. اگر از خجالت نمی میرید، ساکت باشید.

در همین باره بخوانید:

یک نماینده مجلس پس از شنیدن خبر ستار بهشتی از حال رفت!

 


16 پاسخ به “بی تقوایی حدی دارد؛ اگر خجالت نمی‌کشید لااقل ساکت باشید”

  1. مادر سبز گفت:

    اینان نشان می دهند که بی تقوایی حدی ندارد!! انقدر خوار و خفیف شده اند که تحمل دیدن یک وبلاگ نویس را ندارند !

  2. دوستدار گفت:

    درود و هزار آفرین 
    امثال این نوشته تحلیلی ( مکتوب علی بردبار ) ، نقشه های پش روی اقتدارگرایان را بر آب می کند و مانع عادی شدن و تکرار  قتل امثال ستار بهشتی در آینده می شود
    ظاهرا نباید اجازه داد ، آنان با رویه سازی این حوادث ، فرصت پیدا کنند سبزهای گمنام فعال در عرصه مجازی را پس از شناسایی حذف کنند . 
    خواهش من از رسانه هایی همچون کلمه این است که از فرصت رسانه ای که در اختیار دارند نهایت استفاده را برده و مانع رویه شدن قتل هایی از این نوع شوند . 
    نباید از این حوادث و حاشیه های آن ( نوشته جناب رسائی ) به راحتی گذشت !  

  3. ss13k گفت:

    محرم و صفر زمان بالیدن است نه نالیدن
    بساطش آموزه است نه موزه
    تمرین خوب نگریستن نه خوب گریستن
    نماد شعور مذهب است نه شور مذهب
    منتظران مهدی بهوش باشید که حسین را منتظرانش کشتند.
    ای کاش تنها در این ایام زبان به کام می گرفتید شما که کلامی به راست نمی رانید.

    • دوستدار گفت:

      حسین را منتظرانش نکشتند ، حسین را مدعیانش کشتند 
      منتظر اهل جفا و خیانت نیست ، لاکن منتظر در میدان نبوده و نیست 
      مدعیانند که دعوی انتظار میکنند و اینگونه با آبروی منتظر بازی می کنند 

      هنوز 313 منتظر نیامده اند ، خدایا ، شرم ، بر این خلایق جاهل که مدعی هستند !

  4. Fariborz گفت:

    آنها مکر کردند والبته خدا هم مکر کرد همانا خداوند بهترین مکر کنندگان است . قران کریم

  5. صادق گفت:

    وای بر این نمایندگان حکومتی و وکیل الدوله های پست وحقیر که با تقلب و دروغ بر کرسی های مردم تکیه زده اند وحق مردم مظلوم را پایمال میکنند، ببینید زاویه ی انحراف آنها را از آرمانهای اسلامی وانسانی !

  6. سیز گفت:

     آقا یا خانم محترم. مطئن باشید اگر روزی شما به قدرت برسید، باید همین گونه مطلب و چه بسا تندترش را برای شما نوشت که می خواهید به زن و بچه دیگران، حتی اگر دشمن باشند، رحم نکنید. این یادداشت را دوباره بخوان، نگفته ما هم با شما همین کارو می کنیم، بلکه گفته این کاری که با ستار کردند و شما تصمیم داری با زن و بچه اقتدارگرایان بکنید، جنایت است.

  7. Hokar1362 گفت:

    خطاب به شما که خود را اصلاح طلب و دلسوز ایران و ایرانیان میدانید : به والله شما مصداق عینی افرادی هستید که بعد از رحلت نبی مکرم بر سر آیین “سیره و اهل بیت ایشان جنایت هایی کردند که بعد از گذشت حدود 14 قرن هنوز از شدت و حدت آن کاسته نشده و انسانهای آزاده و مومن و متشرع ادیان الهی و آسمانی از یادآوری و ذکر آن مصايب منقلب و متآلم می شوند علی ایحال به شما عالمان بی عمل و جاهل و منافق و پیروان کور و اهل فسق و فجور شما اصحاب الشمال به استناد کلام الله و وعده نبی مکرم و اهل بیت مطهرش:رسوایی و نابودی شما را که بخاطر امیال دنیوی خود در صدد ضربه وارد کردن به پیکره اسلام و مقام عظمای ولایت فقیه هستید با تمام وجودمان در مقابل اربابان مستکبر شما و پیروان اندک و دنیا پرستشان می ایستیم و مطمين باشید پیروزیم

    • Mohammadabdi گفت:

      شما دیگه چرا مستعار اومدی جانم؟

    • hamid54 گفت:

      عزیز دل برادر،،، ازون اسلامی که شما میفرمایید تا همین چند وقت دیگه، به برکت همون مقام عظما و دارودسته اش چیزی نمیمونه. نه اینکه باعث خوشحالی مردم باشه… نه… ولی متاسفانه کسانی که باید دین مردم رو پرورش بدن، وارد دنیای سیاست و دروغ  شدن. طبیعیه که دید جوونا از اسلامی که اینا سنگش رو به سینه میزنن برمیگرده… کاش به خودشون بیان… کاش امثال شماها هم به خودتون بیاین و دست از حمایت کورکورانه ی اینها بردارید.
      انسانهای متشرعی که شما میفرمائید، روزبه روز شکمهاشون گنده تر میشه(همزمان با داغ مهری که به پیشانی دارن) 
      چه قیامتی بشه روز قیامت!!!!

  8. سید گفت:

    تا کنون بیشتر سیاست های داخلی یا خارجی تندروها به زیان کشور و به سود دیگران تمام شده است. اشکال این است که آنها نه منافع خود را تشخیص میدهند نه منافع ملی را.

  9. Hasan گفت:

    اينها که نماينده نيستند. خودشان هم ميدانند چرا و چگونه نامشان را از صندوقها بيرون کشيده اند.

  10. ما جماعت جن کشتیم گفت:

    آقا جن ها او را کشتند بل ترور کردند! 
    جن ها قبلا هم همین کار را در عهد شیخ دوم خلافت کرده اند  وقتی جن ها مخالف سیاسی معروف قبیله خزرج از انصار سعد بن عباده- را کشتند مدرک و شاهد هم گذاشتند. بدربار خلیفه دوم شاهدی امد و گفت من مدرک دارم چون جن ها که او را کشتند این شعر را هم شنیدم که میخواندند: نحن الجن قتلنا سید الخزرج سعد ابن عباده……

  11. Homayoun گفت:

    با سلام
    اتفاقاٌ  دیدگاه آقایان در مواردی درست است . مثل  داستان چند برابر شدن قیمت ارز .
    به این مورد توجه کنید .
    طبق  آمار دولت  74/000/000 نفر یارانه میگیرند از قرار هر نفر  45/500 تومان میشود 40/000/000/000/000 تومان سالیانه که از قرار دلار 1200 تومانی  میشود تقریباٌ     34  میلیلرد دلار   . 
    قیمت  دلار 3000 تومان شده است .مبلغ یارانه پرداختی به مردم  میشود  تقریبا  13  میلیارد دلار .         
    دولت  با گران شدن قیمت دلار   21 میلیارد دلار  سود کرده است  .    آیا آقای رسائی   میتواند  مسئول گرانی ارز را هم  معرفی کند .                         همایون

     

  12. Kazem2012 گفت:

     
    همینجا توی تلویزیون جمهوری اسلامی یکی از آقایان روحانیون صحبت میکرد و میگفت بترسید از ظلم به کسی که جز خدا کسی را ندارد. این جریان سوء استفاده از قدرت چیز خطرناکی است.
    در خبرهای رادیو و تلویزیون میگفتند که سربازان آمریکائی در افغانستان برای تفریح و لذت بردن مردم بیگناه را با گلوله میزدند و تماشا میکردند. این مسئله سوءاستفاده از قدرت معمولا در یک جریان باطل اتفاق میافتد
    در یک جریان  مسئول در رده های مختلف هیچگاه از قدرت خود سو استفاده نمیکند چون بستر و شرایط برای او فراهم نیست. وقتی گروهی باطل حاکم شدند بستر ان فراهم میشود و این اتفاقات مختلف رخ میدهد
    اگر همان روز اولی که این گروه شعبان بی مخ با شعارهای مرگ بر ضد ولایت فقیه به دانشگاهها حمله کردند با ان برخورد میشد کار به اینجا نمیرسید. متاسفانه مقام رهبری سکوت کردند اگر ایشان اعلام مینمود که اینها که به طرفداری از من به اماکن مختلف حمله میکنند مورد تائید من نیستند. دیگر جرات جسارت بیشتر را پیدا نمیکردند. اما این گروه چاپلوسی را چاشنی کار خود کردند و دست به هر خلافی زدند.

  13. Kazem گفت:

     
    همینجا توی تلویزیون جمهوری اسلامی یکی از آقایان روحانیون صحبت میکرد و میگفت بترسید از ظلم به کسی که جز خدا کسی را ندارد. این جریان سوء استفاده از قدرت چیز خطرناکی است.
    در خبرهای رادیو و تلویزیون میگفتند که سربازان آمریکائی در افغانستان برای تفریح و لذت بردن مردم بیگناه را با گلوله میزدند و تماشا میکردند. این مسئله سوءاستفاده از قدرت معمولا در یک جریان باطل اتفاق میافتد
    در یک جریان  مسئول در رده های مختلف هیچگاه از قدرت خود سو استفاده نمیکند چون بستر و شرایط برای او فراهم نیست. وقتی گروهی باطل حاکم شدند بستر ان فراهم میشود و این اتفاقات مختلف رخ میدهد اگر همان روز اولی که این گروه شعبان بی مخ با شعارهای مرگ بر ضد ولایت فقیه به دانشگاهها حمله کردندبا ان برخورد میشد کار به اینجا نمیرسید. متاسفانه مقام رهبری سکوت کردند اگر ایشان اعلام مینمود که اینها  که به طرفداری از من به اماکن مختلف حمله میکنند مورد تائید من نیستند. دیگر جرات جسارت بیشتر را پیدا نمیکردند. اما این گروه چاپلوسی را چاشنی کار خود کردند و دست به هر خلافی زدند.