سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

خدمت به خلق

چکیده : چون معنویت ساخته شده ذهن من و شماممکن است در"الهیات"جای گیرد وحتی بخشی ازآثارمعنویت واقعی مانندآرامش ویالذت راداشته باشد،اما این سنخ"معنویت"،نه پشتوانه معرفتی داردونه میتواندایجادارتباط همه جانبه فطری واُخروی برای ما برقرارکند.پس معیار؛آموزه های...


هادی سروش

دوست پزشکی داشتم که حاذق و بااخلاق و پرکار بود، روزی گفت تاقبل از اخذمدرک دکترا، اهل نماز وروزه بودم‌‌، ولی بعدازافتتاح کلینیک پزشکی، عبادت را در خدمت به مردم در معالجه و سلامت آنان میبینم.و بعد این قطعه از سعدی را خواند؛
“عبادت به جز خدمت خلق نیست”

چالش اینجاست؛چراخدمت به خلق توجیه کننده بی توجهی به مناسک دینی است؟!

چندنکته:

۱ ) “معنویت منهای شریعت”، مقبولیت صددرصدی ندارد.
چون معنویت ساخته شده ذهن من و شماممکن است در”الهیات”جای گیرد وحتی بخشی ازآثارمعنویت واقعی مانندآرامش ویالذت راداشته باشد،اما این سنخ”معنویت”،نه پشتوانه معرفتی داردونه میتواندایجادارتباط همه جانبه فطری واُخروی برای ما برقرارکند.پس معیار؛آموزه های اصیل”دین”است.

۲ ) یکی ازارزشهای قطعی که واقعاً ارزش انسانی است،خدمتگزارِخلق خدا بودن است.
قرآن دراین زمینه یعنی؛صِرف محدودیت به محراب وعبادت رانفی میکندو ارزشهای دیگری از قبیل ایمان، و رسیدگی به امورنیازمندان راضرورت دینداری میداند:
«لَیسَ الْبِرَّ انْ تُوَلّوا وُجوهَکمْ .. ، وَلکنَّ الْبِرَّمَنْ امَنَ بِاللهِ … و اتَی الْمالَ عَلی حُبِّهِ .. » (بقره/۱۷۷)

پیامبر رحمت (ص) فرمود:
«باعظمت ترین آدمی پیش خدا کسی است که برای خدمت به آدمها در جای جای زمین قدم می نهند ؛ ان اعظم الناس منزله عنداللَّه یوم القیامه أمشاهم فى أرضه بالنصیحه لخلقه.»( کافی)

۳ )این مفاهیم دینی درادبیات عرفانی به زیبایی ترسیم شده، مولوی میگوید:
ازتَرَهُّب‏* نهى کرده ست آن رسول
بدعتى چون درگرفتى اى فضول!
جمعه شرط است و جماعت در نماز
امر معروف و ز منکر احتراز
رنج بدخویان کشیدن زیر صبر
منفعت دادن به خلقان همچو ابر
خیر ناس آن ینفعُ الناس اى پدر
گرنه، سنگى، چه حریفى با مَدَر
[*تَرَهُّب‏؛دوری ازخلق]

سیره عالمان برجسته شیعه بر این موضوع جدی است ؛ مرجع روشن اندیش شیعه شیخ جعفر کاشف الغطاءآن قدر به مستمندان رسیدگى مى‌کرد ودر رفع مشکلات آنان فعّال بود که وقتى از همه جا دستش کوتاه مى‌شد، خانه مسکونى خویش را رهن مى‌گذاشت و پولش را به فقرا مى‌بخشید.

۴ )اگرکسی مدعی است نگاهش به خدمت خلق براساس شریعت-قرآن وسنت- است بایدبراساس خطوط اسلام وتوجه به همه ابعاد آن باشد.
دین کلیدی است که برای بازکردن قفل، همه دندانه های آن باید سرجای خود و بدون تغییر باشد. اگر دندانه ای کم شود و یا لاغر شود و دندانه ای دیگر بزرگترشود ، کارائی نداردو قفل باز نمیشود.
همه دستورات دینی کنارهم بایدانجام شود؛ هم نماز و روزه ، هم خدمت به خلق ،تاانسان را به تکامل برساند.

چرامکررقرآن نمازرادرکنارزکات قرارداد: «أَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ» ؟
پاسخ روشن است؛ قرآن خواسته بر توهّم متنسکان دینی که سجاده وزیارت را کافی میدانند،و یا روشنفکرانی که همه عبادت راخلاصه درخدمات مالی به نیازمندان میدانندرا باطل اعلام دارد.
در فرهنگ معنوی قرآنی؛ آدمی باید قرین دو سنخ عبادت باشد.

استادمطهری گوید:
“عده ای با گفتن «عبادت به جز خدمت خلق نیست»؛ میخواهند ارزش عبادت، زهد،علم ،جهاد را نفی کنندکه نفی ارزشهای عالی وبزرگی است که دراسلام برای انسان وجوددارد…خدمت به خلق خدا آنجا ارزش دارد که درمسیر ارزشهای دیگر انسانی قرار گیردواگر قرار نگیرد، به اندازه یک پول هم ارزش ندارد.”

۵ ) خدمت به خلق درصورتیکه براساس اصول شریعت -قرآن وسنت- نباشد،فاقدخروجیِ”تقرب”است وبی ارتباط بامرکز”بقاء”است،شایدباعث تسکین عواطف وگرفتن مُزداُخروی شودولی درمواجهه باچالش های اجتماعی ومعاشرتی؛انسان پس میزندو بخودبگویدچرامن به این آدم بی معرفت کمک کردم؟!

علی (ع)می‌فرماید:«لا یزهّدنّک فی المعروف من لا یشکره لک، فقد یشکرک علیه من لا یستمتع بشی‏ء منه..
اینکه گاهی به کسی نیکی می‌کنی و او قدرشناسی نمی‌کند، تو را از کارخیر بازندارد تو پاداش خویش را بیش از آنکه بخواهی از او بگیری از دست کسی می‌گیری که هیچ به او نیکی نکرده ‏ای..»(نهج البلاغه/۲۰۴)

۶ )تردیدی نیست که بایدعبادات استحبابی و پرخرج،درمسیرخدمت به مردم قرارگیرد.
چه زیبا شیخ بهایی گفت:
همه روزروزه بودن،‌همه شب نمازکردن
همه ساله حج نمودن،سفر حجاز کردن
زمدینه تابه کعبه، سر وپا برهنه رفتن
دولب ازبرای لبیک، به وظیفه باز کردن
به مساجد و معابر، همه اعتکاف جستن
ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن
شب جمعه‌ها نخفتن،‌ به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن
به خداکه هیچ کس را،ثمرآنقدرنباشد
که به روی ناامیدی در بسته باز کردن

۷ ) متذکرشوم؛دربرخی نسخه های بوستان سعدی بجای “عبادت” واژه “طریقت” آمده :
طریقت جز به خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست

اگرواژه طریقت باشد؛خطاب سعدی به درویشانی است که عمر خود را درسجاده هستندو نه به مومنین،واین معنا با ابیات بعدی او کاملا قابل قبول است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.