انصاف دهید؛ روز بصیرت واقعی و حماسه مردمی، 9 دی بود یا 25 خرداد؟
چکیده :در 9 دی 1388 مدارس را تعطیل کردند، همه سازمان های دولتی و نهادهای حکومتی و حتی بخش خصوصی موظف شدند تا با تعطیلی بعد از ظهر روز 9 دی همه پرسنل خود را با اتوبوس هایی که تدارک دیده شده بود به خیابان ها بیاورند. برای اولین بار در تاریخ کشور حتی کارخانجات وادار به تعطیلی کار و آوردن پرسنل به تظاهرات سازماندهی شده شدند. نهادهای نظامی و بسیج با سازماندهی شهرها و شهرک های اطراف تهران، عده قابل توجهی را با اتوبوس های اختصاص یافته به تهران آورد... اما با این همه، چه کسی می تواند بگوید که در روز 9 دی جمعیتی بیش از 25 خرداد به خیابان ها آمدند؟ ...
کلمه – حسین حق طلب:
با نزدیک شدن به 9 دی، بوق و کرنای حکومتی علیه آرای ملت در انتخابات سال 1388، آغاز شده است. رسانه به اصطلاح ملی از چند روز قبل فرارسیدن این روز را که «روز بصیرت» نام نهاده اند، نوید می دهد و از حماسه ای که ملت در روز 9 دی ماه 1388 علیه ِ – به زعم کودتاگران – فتنه گران خلق کردند سخن می گوید. بیلبوردهای میلیونی سازمان زیباسازی شهر تهران فضای پایتخت را پر کرده است. وزارتخانه ها، نهادها و سازمانهای وابسته به حکومت، سردر و فضای داخل ساختمان های خود را با پلاکاردها و دیگر وسایل تبلیغی که از این «حماسه ملی و اتحاد میلیونی ملت» خبر می دهند، پر کرده اند. شهرداری و شورای شهر تهران هم به رغم مخالفت سه تن از اعضای منصف و شجاع آن، برای جا نماندن از دیگر خوش خدمتان، میدانی را به نام 9 دی نامگذاری کردند.
اما 9 دی چه روزی بود و چه اتفاقی افتاد؟ در این یادداشت کوتاه برآن هستم تا با ذکر برخی وقایع، به حرکت خروشان مردم تهران در 25 خرداد 1388 و تلاش مذبوحانه دولت جدا افتاده از مردم برای سازماندهی مردم در 9 دی همان سال بپردازم و با توجه به علل، انگیزه ها، اهداف، نوع سازماندهی، شعارها و حتی تعداد جمعیت حاضر در خیابان های تهران (به عنوان قلب سیاسی کشور)، مقایسه ای کوتاه بین این دو روز کرده و به این سوال پاسخ دهم که عنوان حماسه بر کدامیک از این دو مصداق دارد؟
روز دوشنبه 25 خرداد 1388 ، یعنی سه روز پس از انتخابات مهندسی شده، مردم تهران به خیابان ها آمدند. شعار و خواست اصلی جمعیتی که سراسر مسیر میدان امام حسین (ع) تا میدان آزادی را پر کرده بودند، یک جمله بود: «رای من کو؟» انگیزه ای که این جمعیت عظیم را به خیابان ها کشاند، واکنش به مهندسی انتخابات و دزدیده شدن رای آنها بود که در حمایت از میرحسین موسوی در صندوق ها ریخته بودند. و البته اقدام کاندیدای حکومت در «خس و خاشاک» نامیدن مخالفان خود، انگیزه مضاعفی را برای حضور مردم در این روز فراهم کرد. حکومت تقریبا به تمامی راه کارهای ممکن برای لغو فراخوان راهپیمایی متوسل شد. رهبری در ملاقات روز یکشنبه با مهندس موسوی از او خواست که با صدور بیانیه ای راهپیمایی روز دوشنبه را لغو نماید. نیروی انتظامی با اطلاعیه های پی در پی و ایجاد فضایی امنیتی کرارا اعلام کرد که مجوزی برای راهپیمایی صادر نشده و لذا با قاطعیت با هرگونه اقدام قانون شکنانه برخورد خواهد کرد. رسانه ملی و دیگر رسانه های وابسته به حکومت به طور مرتب نسبت به حضور مردم در خیابان ها در روز 25 خرداد هشدار می دادند و به خانواده ها توصیه می کردند که فرزندان خود را از آمدن به خیابان ها منع کنند.
در چنین فضای امنیتی و ترس و خوفی که حکومت ایجاد کرده بود، در روز 25 خرداد، جمعیتی که یکی از مسئولین حکومتی آن را بیش از 3 میلیون نفر ذکر کرد، به خیابان ها آمدند. اگر چه این مسئول حکومتی که سودای رئیس جمهور شدن را دارد، بعدا تحت فشار گفته خود را تکذیب کرد ولی فیلم های گرفته شده از آن راهپیمایی توسط نهادهای غیر دولتی (و حتی آنطور که شنیده شده رسانه ملی) خود گویای حضور جمعیت میلیونی مردم تهران در خیابان های تهران است. یکی از روزنامه های وابسته به رهبری روز 26 خرداد تیتر اصلی خود را به «راهپیمایی میلیونی» مردم در تهران اختصاص داد که خود گویای بخشی از واقعیت حماسه مردم در آن روز بود.
حکومت که خود ناظر اقیانوس بیکران جمعیت در فاصله میدان امام حسین (ع) تا میدان آزادی و خیابان های اطراف این مسیر بودند با سازماندهی حمله ساختگی به یکی از پایگاه های بسیج، مرحله دوم کودتای انتخاباتی را برای برخورد و سرکوب این جمعیت تدارک دیدند. خطبه های رهبری در روز 29 خرداد ادامه این سناریو بود.
با گذشت سه سال و اندی از این وقایع، هنوز مردم از حماسه ای سخن می گویند که در آن همه اقشار مردم به خیابان ها آمدند. نه مدرسه ای تعطیل و نه اتوبوسی برای آوردن مردم به خیابان ها تدارک دیده شده بود و نه کیک و ساندیسی قرار بود به مردم داده شود. بلکه برخلاف اینها، آنچه بود فضای خوف و ترس بود که توسط عناصر امنیتی ایجاد شده بود.
از فردای خطبه رهبری، توسل به خشونت و سرکوب نیروهای انتظامی و امنیتی در مقابل مردم بی دفاع و کسانی که فقط با انگیزه مخالفت با کودتای انتخاباتی و حمایت از کاندیدایی که به نفع او رای داده بودند تشدید شد و تا روز 6 دی 1388 ادامه یافت. در این روز که مقارن با عاشورای حسینی بود، حکومت کودتا ترفند دیگری را به کار گرفت و آن جریحه دار کردن احساسات مردم با توهین به مقدسات مردم بود. عاشورای 1388 لکه ننگی بود بر پیشانی آنان. در این روز، به شهادت کسانی که خود شاهد ماجرا بودند، نیروهای امنیتی، انتظامی و نیروهای لباس شخصی به فجیع ترین شکل ممکن به سرکوب هر کسی که در خیابان ها دیدند، پرداختند تا سریال سرکوب های خونین پس از انتخابات را تکمیل نمایند.
پس از این واقعه بود که حکومت به سازماندهی تظاهرات 9 دی پرداخت تا پس از گذشت چند ماه استخوانی را که از حماسه 25 خرداد در گلوی رهبران کودتا گیر کرده بود، فرو بلعد و به نمایش قدرتی در مقابل آن حماسه بپردازد.
9 دی 1388 چیزی نبود جز تلاشی مذبوحانه که در آن حاکمان همه عناصر و عوامل خود را به کار گرفتند تا مردم را با استفاده از فضا سازی توهین به عاشورا و مقدسات به خیابان ها بیاورند. مدارس را تعطیل کردند، همه سازمان های دولتی و نهادهای حکومتی و حتی بخش خصوصی موظف شدند تا با تعطیلی بعد از ظهر روز 9 دی همه پرسنل خود را با اتوبوس هایی که تدارک دیده شده بود به خیابان ها بیاورند. برای اولین بار در تاریخ کشور حتی کارخانجات وادار به تعطیلی کار و آوردن پرسنل به تظاهرات سازماندهی شده شدند. نهادهای نظامی و بسیج با سازماندهی شهرها و شهرک های اطراف تهران، عده قابل توجهی را با اتوبوس های اختصاص یافته به تهران آورد. از دو روز قبل از 9 دی فراخوان حضور مردم توسط رسانه ملی و رسانه های وابسته به حکومت به طور مرتب پخش می شد و با نمایش صحنه های لحظه ای مبهم از آنچه توهین به مقدسات خوانده می شد، مردم را به مقابله با فتنه گران فرا می خواندند.
اما با این همه، چه کسی می تواند بگوید که در روز 9 دی جمعیتی بیش از 25 خرداد به خیابان ها آمدند؟ حکومت اگر راست می گوید به یک نهاد بیطرف اجازه دهد تا با مقایسه فیلم های روز 25 خرداد و 9 دی گزارش بی طرفانه ای را تهیه کند و در اختیار افکار عمومی قرار دهد، تا سیه روی شود آنکه در او غش باشد.
از همه اینها که بگذریم، مخمصه ای که حکومت در مواجهه با جماعت به اصطلاح انحرافی دچار آن شده است، خود گویای روی دیگر این ماجراست.
روز 9 دی را روز بصیرت نامیدند و از آن روز به بعد بصیرت به واژگانی کلیدی در رمزگشایی حوادث پس از انتخابات 1388 تبدیل شد. رهبری در هر فرصتی از ضرورت برخورداری بصیرت در شناخت حق و باطل سخن گفت و کسانی را که به زعم ایشان سابقه «50 ساله رفاقت» با آنان داشت، بی بصیرت خواند و تا از رئیس دولتی که نظرش به نظر او نزدیکتر است حمایت کند. همان رئیس دولتی که اکنون پنجه در صورت رهبری و حاکمیت انداخته است.
رهبری و اطرافیان او مجبورند او را همچون استخوانی در گلو و خاری در چشم تا پایان دوره اش تحمل کنند. چه آنکه هر اقدامی برای عزل او از قدرت مانند تف سربالایی در تئوری بصیرت آقایان خواهد بود.
حال انصاف دهید؛ 25 خرداد روز حماسه ملی و بصیرت مردمی بود یا 9 دی؟
و شجاعانه بگویید که آیا شما بصیرت داشتید که با تمام توان از دولت دروغ حمایت کردید یا مهندس موسوی که در همان مناظره معروف و تاریخی گفت: من آمده ام تا به این وضعیت و به این روحیه خاتمه دهم.
همچنین در این باره بخوانید:
به راستی چه کسی بی بصــیرت بود؟
کارناوال ۹ دی: استمداد از خودفریبی و تبلیغ درمانی
بصیرت اندیشمندانه یا تبعیت کورکورانه
بیست و سی؛ یک نظام ۳۰ ساله و یک تلاش ۲۰ ساله
ادامه دروغ پردازیها در باره عاشورای ۸۸؛ حقایقی که از آن می گریزند
امویان هم میگفتند حسین از سران فتنه است
«یا حسین، میرحسین»؛ شعاری که با رفتاری حسینی معنا یافت
بازگردید! قبل از آنکه کاسهی صبر مردم لبریز شود
و نیز فهرستی از مجموعه مطالب جدید مرتبط با وقایع عاشورای 88 را در آرشیو کلمه ببینید:
ماجرای آن پاترول سیاه رنگ در ظهر روز عاشورای ۸۸
آن شب صندلی خالی خمینی(ره) شاهد اولین حرمت شکنی محرم ۸۸ بود
خواهر شهرام فرج زاده: برادرم از حسین(ع) یاد گرفته بود که آزاده باشد؛ این فتنه گری است؟
با شلیک گلولهی ساچمهای به صورت همسرم، او را کشتند و شبانه دفنش کردند
شهین مهینفر: سه بار با ماشین از روی بدن امیر ارشد من رد شدند
مادر شبنم سهرابی: عاشورا که میآید، مثل مرغ پرکنده میشوم/ جلوی چشم مردم، بچهی مرا کشتند
مادرشهید موسوی: هیچ وقت فکر نمی کردیم در جمهوری اسلامی این اتفاقات بیافتد
کروبی: آنهایی یزیدی عمل کردند که مقابل رای مردم ایستادند
ادامه دروغ پردازیها در باره عاشورای ۸۸؛ حقایقی که از آن می گریزند
بیانیه مجمع روحانیون مبارز به مناسبت حوادث عاشورا
سازمان مجاهدین انقلاب با محکومیت حوادث روز عاشورا ویژگی های جنبش سبز را برشمرد
ناگفته هایی از شهادت سید علی موسوی حبیبی به روایت نزدیکانش
مادر شهید سیدعلی موسوی: در مورد ظهر عاشورا از من هیچ نپرسید
نامه زهرا رهنورد به لیلا و سارا توسلی
بازخوانی سخنان خانوادههای ۵۶ تن از کشتهشدگانِ حوادث پس از انتخابات
گلوله ساچمه ای درست بین چشمانم شلیک شد؛ نگرانم
برای آزادی کشورم رفتم اما فلج و از کار افتاده شدم/ سکوت و فراموشی، زنده به گور کردن ماست
به حال کسانی که داغ شهید موسوی ها دامنشان را خواهد گرفت هم گریه کنید
بر ماست که زینبوار پیام راستین دین را بازگوییم
مادر شبنم سهرابی: عاشورا که میآید، مثل مرغ پرکنده میشوم/ جلوی چشم مردم، بچهی مرا کشتند
از کارناوال عاشورای ۷۶، تا نهم دیماه۸۸
ویدئو/ به یاد شهدای عاشورای ۸۸
ویدئو/ پای درد دل خانوادههای رنجکشیدهی شهیدان شهر
بر ماست که زینبوار پیامآور «واقعیت عاشورای 88» باشیم
روزنامه کلمه؛ ویژه نامه چهار صفحه ای عاشورا، علیه دروغ پردازی ها
ویدئو/ مستند وقایع عاشورای ۸۸، از دروغ تا واقعیت + لینک دانلود و نسخه بلوتوث
روایت تصویری آنچه در عاشورای ۸۸ گذشت/ دو مستند، به همراه نسخه هایی برای دریافت و بلوتوث














http://www.hadissarv.com/index.php?option=com_content&view=article&id=433:1391-10-04-18-25-50&catid=41:1389-05-31-20-35-18&Itemid=65
بنده ساکن قم هستم و خاطره ای دارم از روز 8ام دی!
نزدیک غروب بود که از سمت مصلا تا حرم برای کاری می رفتم(پیاده بودم البته اگر سواره هم بودم عملا زود تر نمی رسیدم چون شهر بطور غیر عادی شلوغ شده بود)
تعداد بسیاری اتوبوس و ولوو و … از شهرهای مختلف در قسمت پارکینگ وجود داشتند. چندین مورد مربوط به اردوی دانشگاههای آزاد بود. یک ماشین ون دیدم روی پارچه ایکه کنار آن نصب شده بود نوشته بود رهروان ولایت روستای ….(اسمش یادم نیست) خلاصه برای آوردن اینهمه اتوبوس وآدم کلی برنامه ریزی شده بود!
خدا گواه است که دروغ نمی گویم.! برای 9 دی چقدر هزینه شد نمی دانم اما مساله این است که وقتی از مردم عادی بپرسید 9دی چه روزی است غالبا یادشان نمانده! چون از این خیمه شب بازی ها حکومت بسیار دارد
راستش رو بخواید راهپیمایی 25 خرداد برای خود ما هم که شرکت کرده بودیم باور نکردنی بود. من شخصا فکر نمی کردم این جمعیت به خیابان بیاید و وقتی وارد زیرگذر یادگار شدیم تازه متوجه سیل جمعیت شدم. خیابانهای فرعی هم پر بود و عده ای هم که خودشان در راهپیمایی حضور نداشتند از بالکن خانه هایشان روی مردم آب می پاشیدند تا خنک شوند و عذه ای شلنگ های آب آورده بودند تا راهپیمایان آب بخورند. واقعا حماسه ای بود که من حتی در زمان انقلاب هم مشابه آنرا ندیدم.
ااااین 9 دی یک روز خندهدار برای مردم بود با این حرفهای که رهبر میزند فقط خودشرو قول میزنه
سلام
در مورد فیلمها باید بگویم:
اولا که در این سی سال ( مخصصوصا چند سال اخیر ) آنقدر حکومت صحنه سازی و مدرک سازی نموده است که مانند چوپان دروغگو شده است. جنبش سبز لااقل به نسبت حجم زیاد دروغ های تبلیغاتی حکومت دروغ اثبات شده ای ندارد. پس اگر شما از لحاظ منطقی و ارائه سند بین این دو گروه فرقی نمی بینید می توانید به پیشینه آنها مراجعه کنید.
دوما فرض کنید در بین مردم یک نفر مامور امنیتی با لباس شخصی عکس آقای خمینی را آتش بزند و فیلم هم بگیرد به نظر شما حتی اگر کسی طرفدار خمینی هم باشد در آن گیر و دار از انجام این کار توسط آن شخص ممانعت می کند؟ به نظر من که نمی کند. پس حکومتیان به راحتی می توانند چنین مدارکی درست کنند.
سوما فرضا کنیم کسی از بین مردم عادی این کار را کرده است. مگر قرار است همه طرفدار خمینی یا اسلام باشند؟ مگر می شود در چنین تظاهرات های ملیونی ای عده ای احساساتی نشوند یا تندروی نکنند؟ من قصد توجیح این اعمال افراطی را ندارم ولی مگر با داشتن فیلمی از آتش زدن عکس خمینی می توان نتیجه گرفت که حداقل نیمی از مردم ایران که از حکومت ناراضی هستند و عموما طرفدار جنبش سبز، مستحق پس زده شدن و اخراج از کشور و مجرم امنیتی شمرده شدن و اعدام و بگیر و ببند هستند؟
چهارما در جواب جمله ای که فرمودید کاش شما هم فیلمی میدادید: مگر کم فیلم از پرپر شدن جوانها منتشر شد؟ گیریم که فیلمهایی که در آنها ضارب مشخص نبود یا لباس شخصی بود، مشکوک باشند؛ مگر کم فیلمهایی گرفته شد که در آنها افراد با لباس نظامی یا سازمانی به مردم شلیک می کردند یا آنها رو مضروب می نمودند؟ یعنی شما فیلمهای بی شماری که در آنها انسانها ( بله انسان ) که همانند (با عرض معذرت) حیوانات شکار می شوند و نشان از مظلومیت مردم و جنبش سبز دارد را با چند فیلم مشکوک که در آنها فقط عکسی آتش زده می شود، برابر می دانید؟ فیلمهایی مردم با کمترین امکانات شخصی گرفته شده اما دریای امکانات حکومتی نتوانسته اسنادی برابر را ارائه دهد. شک بر انگیز نیست؟ من دقیقا منظور شما از انتشار فیلم را متوجه نشدم.
من احترام زیادی برای آقای موسوی و بقیه حصر شدگان به سبب شجاعت و ایستادگیشان قائلم ولی نظرات آنها در مورد ولایت فقیه و آقای خمینی تا آنجا که من میبینم و می دانم، صرفا نظر شخصی و تا حدودی حزبی و بر پایه اصول سیاسی ای است که برای حیاط سیاسی ملزم به پذیرش آنهاست. چون امروزه اکثر مردم دیگر نظام ولایی مخصوصا از نوع ولایی خامنه ای آن را نمی پذیرند. با یک تحقیق میدانی از اطرافیان خود به این نتیجه می رسید. گرچه آقای موسوی از جایی به بعد متوجه شدند که اکثریت مردم نظرشان در مورد قانون اساسی و ولایت فقیه با نظر ایشان (البته نظری که در رسانه ها و به طور علنی اعلام کردند چون ممکن است ایشان سالهای درازی باشد که با این امور مشکل داشته باشند) یکی نیست و آن موقع بود که اعلان کردند مردم مرا رهبری می کنند و من پشت مردم حرکت میکنم و پیگیر خواسته های ایشان هستم (البته عین جمله را به خاطر نمی آورم)
مسائل سیاسی و کلان کشور به این سادگی که شما می فرمایید نیست. هر لحظه جای مهره های شطرنج عوض می شود و ممکن است مجبور شوید موضعتان را عوض (یا به احتمال زیاد اصلاح) کنید
ممنون از وقتی که به جهت مطالعه گذاشتید
بعدها یکی از همین مسئولان دولتی موقعی که از ریاکاری و دروغ و تظاهر خود خسته شد و به خارج فرار کرد افشا خواهد کرد که در عاشورای دیماه سال 88 چه کارهایی کردند تا احساسات مردم را جریحه دار کنند. چه مأمورانی را و به قول خودشان سربازان گمنام امام زمان را اجیر کردند تا این سکانس آتش زدن خیمه امام حسین را بازی کنند و بعد هم از آن فیلم بگیرند تا ابزاری برای انجام سناریوهای بعدیشان باشد. بهترین قاضی تاریخ است. تاریخ خود قضاوت خواهد کرد که اینها چه کارهایی برای حفظ حکومت انجام دادند. درست همانطوری که ما در تاریخ می خوانیم که مثلاً فلان حکومت برای حفظ خود به چه ترفند هایی متوسل شده است. اینها در زمینه ساخت این به اصطلاح خودزنی ها دیگر استاد شده اند و حتی برای سایر کشورها هم سناریوهای خودزنی می سازند که نمونه بارز آن هم سوریه است. اگر فقط و فقط یک بار به اخبارشان در مورد سوریه نگاه کنید می بینید که قیام آزادی خواهانه خلق شجاع سوریه را شورش و آنها را تروریست می خوانند و جنایت هایی را که اسد و نیروهایش مرتکب می شوند به حساب آزادی خواهان سوری می گذارند.
پاینده باد ایران و ایرانی.
پیامبر !!! خدا از دست این مردم باز جو گرفتشون ….
یک خاطره: روز 9دی اینجانب با یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی وقت ملاقات داشتم.قبل از ملاقات به مسجد شهید مطهری رفتم و نماز ظهروعصر را به جماعت خواندم.پس از نماز از یکی از اطاقهای مسجد و از طریق بلندگو شعارهای تندی علیه بزرگان انقلاب پخش می شد، ناخودآگاه به آن سو کشیده شدم و از دو سه پله بالا رفتم تا به در آن اطاق رسیدم. دو جفت کفش آنجا بود و دو جوان در داخل اطاق. که از طریق بلندگو و با صدای غرا شعار می دادند. با آنها صحبت کردم. یکی از آنها با فریادگفت هر مخالفی را داخل خیابان ببینم شاهرگش را میزنم با آنها صحبت کردم و توضیح دادم آنها کمی آرام شدند در داخل مسجد اطلاعیه هائی دیدم که در ساعت فلان اتوبوسها آماده هستند……. پس از آن به مجلس رفتم، در داخل مجلس نیز همین اطلاعیه ها را مشاهده کردم ….. پس از ملاقات با نماینده مذکور به خیابان انقلاب هم رفتم و جمعیتهای پراکنده ای را مشاده نمودم که شعارهایی می دادند….. سپس در خیابان فردوسی جمعیتی در حدود 70 نفر را مشاهده کردم که هماهنگ و به شکل دایره وار شعارهایی را علیه ستونهای انقلاب به ویژه پررنگ تر علیه آیت ا… هاشمی رفسنجانی فریاد می زندندو جالب اینکه بیش از 100 نفر از نیروهای انتظامی دور آنها را محاصره کرده بودند تا آنها بتوانند به راحتی اهانتهای خود را انجام داده و از اعتراضات مردمی در امان باشند…..
کشوری که قانون اساسی دارد ، نیازی به لشگرکشی در خیابان ندارد. اصلا چرا باید سرنوشت یک کشور 75 میلیونی در تجمعات خیابانی مشخص شود. در مورد تجمع 9 دی هم برای من کمیت مهم نیست ، کیفیت و نیت افراد مهم است. اگر به عشق امام حسین (ع) آمده بودند که ما مخلص آقا امام حسینیم حتی اگر هزار نفر بوده باشند اما اگر برای سیاست بازی و توهین به هاشمی و خاتمی و موسوی و کروبی و کلا کوبیدن رقیب سیاسی با سو استفاده از مقدسات بوده باشد که ظاهرا همین طور هم بوده صد در صد مخالفم حتی اگر 75 میلیون هم بوده باشند.
در مورد راهپیمایی 25 خرداد هم من شخصا حضور نداشتم اما کسانی که بوده اند می گویند جمعیت میلیونی بوده حالا دیگه نمی دانم چند میلیون!
واقعا برای همه شما متاسفم.دست شما پیش ملت رو شده.برید یه فکری به حال خودتون بکنید احمقها…..
25 خرداد مردم خودشان آمده بودند علیرغم مخاطرات موجود اما 9 دی مردم را آورده بودند با حق ماموریت و کیک و ساندیس
دوست گرامی فکر کنم اگر مقاله را یکبار دیگر و به دقت بخوانید نظرتان عوض خواهد شد چرا که ( با عرض پوزش) احتمالا” متوجه نشده اید که در آن روز(9 دی) با چه ابزاری همان چند ده هزار نفر را به خیابان کشانده بودند. خلاصه بگویم مقایسه نمودن جمعیت آن دو روز با یکدیگر قیاس مع الفارق است. البته با عرض معذرت چنانچه اصطلاح مع الفارق را متوجه نشدید به فرهنگ لغت مراجعه فرمائید. متشکرم.
البته اگر رفراندوم بگذارند و باز هم رأي نياوريد، اين دفعه خواهيد گفت كه در رفراندوم هم تقلب كرده اند. واقعاً با كساني كه به هيچ قانون و عرف دموكراسي باور ندارند و تنها دموكراسي را زماني قبول دارند كه به نفع خودشان تمام شود، چطور ميتوان حرف زد و چيزي را به آنها اثبات كرد؟!
شماقصاص قبل ازجنايت ميكنيد.شماازرفراندم وحشت داريد.درصورتي كه قانون اساسي پيش بيني رفراندم راكرده .ولي پيشبيني راه پيمايي حكومتي رانكرده.
مردک اینجا افراد با شور و تحصیل کرده پست میذارن… شما تشریف ببرید با ارببانتان که اتفاقا خوب هم فحش و ناسزا بلد هستند صحبت کنید …سعید حدادیان یکیاز دوستان خوش دهان که بدرد تو آدم ذوب شده در ولایت شیطان میخوره.
نمایش رسوای 9 دی به تنهایی نشان دهنده تقلب در انتخابات 88 بود چراکه با آنهمه تدارکات جکومتی وبه خدمت گرفتن هزاران دستگاه اتوبوس برای انتقال تظاهز کنندگان به اصطلاخ خودجوش از اطراف ،بر اساس تصاویر ماهواره ای، کل جمعیت از سر خیابان فلسطین در خیابان انقلاب تا سر خیابان دکتر حبیب الله در خیابان آزادی مستقر شده بودند که در بالاترین برآورد از شهر 12میلیونی تهران، 350هزار نقر میشوند که نشاندهنده رسوایی واوح افلاس ودرماندگی جکومت است.9دی به روشنی کم بضاعتی جکومت را در بسیح توده ای نشان میدهد و غوغا سالاری وتبلیعات دروغین خود گول زننده ،واقعیت را تغییر نمیدهد.البته برای کسانی خدا بر دلهایشان مهرنزده باشد
به قول چرچیل ما دشمنان همیشگی نداریم ولی منافع همیشگی داریم.
من هم به شما یکبار می گویم البته می دانم که همیشگی نیست بقیه باید برای شما تکرار کنند تا شاید روزی منافع شما هم به خطر افتاد و به مردم پیوستید ( البته با عرض پوزش چون من فرض را بر این می گذارم که شما جز آن دسته از ذوب شدگان در ولایتید که نعمت خدادادی یعنی عقل و منطق بازنشسته کرده اید)
1- یکبار دیگر بیانیه های آن دو عزیز را بخوانید تا ببینید آقایان موسوی و کروبی در کجا از مجاهدین و بقیه تبری جسته اند.
2- حکومت شما از لحاظ ایدئولوژی فرق زیادی با مجاهدین نمی کند.
3- آقایان رهبران جنبش سبز در مقاطعی خود را پشت سر مردم می دیدند و مردم را رهبر؛ چرا که خواسته های مردم از خواسته های آنان فرا تر رفته بود و این باعث مباحات ما به ایشان است چرا که هر چه عموم مردم بخواهند برای آنها عزیز است نه هر آنچه رهبران بخواهند باید! برای مردم عزیز باشد. رهبر مردمی باید پیگیر خواسته های مردم باشد.
4- ممکن است در جایی ما با خارجی ها مشترک المنافع شویم، آیه نیامده که تا قیام قیامت فلان کشور دشمن ماست. مگر آنکه حرف های رهبر عزیزتان را آیه بشمارید که نمردیم و آیه های اشتباه را هم دیدیم! ( نظرات احمدی نژاد به نظرات من نزدیک تر است ) بماند که حکومت بسیار دست و پا میزند که مثلا با آمریکا ارتباط برقرار کند – البته این گزینه چهار نظر شخصی من است و ممکن عده ای از جنبش با من موافق نباشند.
5- بگذارید محصور شدگان در برنامه زنده تلویزیونی (حتی دادگاه علنی) حاضر شوند، مطمئن باشید نه یکبار بلکه هزار بار می توانند با سند و مدرک اثبات کنند که مرزبندی به مراتب مشخص تر و بهتری نسبت به مقتدا های شما دارند. حبسشان کردید می گویید چرا حرف نمی زنید؟ چرا تبری نمی جویید؟ به قول مردم کوچه و بازار بابا روت رو برم!