سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » «یا حسین، میرحسین»؛ شعاری که با رفتاری حسینی معنا یافت...

«یا حسین، میرحسین»؛ شعاری که با رفتاری حسینی معنا یافت

چکیده :اباعبدالله هم زمانی را برای حرکت عاشورایی خود برگزید که میوه سمی و هرز استبداد کاملا رسیده بود. جامعه، چه در فرض همراهی با قیام امام و چه در فرض ترس از سرکوب، متوجه عمق انحراف از مبدا شده بود و اتهام تندروی یا تعجیل بر خروج امام، قابل طرح نبود. ...


کلمه – علی بردبار:

از مجلس عزای سیدالشهدا با حالی دگرگون آمده ام. نجوای زنی کنارم که پس از نوای بلند “یاحسین” دسته سینه زن، آرام می گفت “میرحسین” حرف های زیادی، بلندتر و فراتر از آن نجوا برای گفتن دارد.

در ایام تبلیغات انتخابات 88 بود که این شعار بر سر زبان ها افتاد. در آن زمان حتی برخی طرفداران حضور اجتماعی سیاسی مفاهیم دینی که رایشان موسوی بود، نسبت به درستی شعار “یا حسین، میرحسین” مردد بودند. اعتقاد این منتقدین بر این بود که نباید در عرصه رقابت سیاسی که قرار است نتیجه اش پای صندوق رای مشخص شود، از شعارهای دینی آن هم از نوع عاشورایی استفاده کرد؛ مبادا شائبه استفاده ابزاری پیش بیاید. در رقابتی انتخاباتی که از همان دوره تبلیغاتی اش تصویر پررنگی از دو قطبی شدن فضا قابل دریافت بود، دمیدن بر این شعارها نامناسب می نمود.

نام “حسین” معادل تکامل یافته ترین جنبش تاریخی است که در هر وضعیت اجتماعی و سیاسی، حتی در موقعیت رفتار پارلمانتاریستی آرام، الهام بخش است. اما به هرحال وجه پررنگ آن قیام تاریخی، رویکرد اعتراضی و عدم بیعت با حاکمیتی بود که هم عصران آن و مردمان پس از آن در قطعیت انحراف آن از مبدا مورد توافق جامعه، یعنی دوره رسول الله (ص)، تردید نداشتند. شاید این تردید در درستی آن شعار با منتقدان همراه بود تا دقایق واپسین انتخابات در روز جمعه، 22 خرداد 1388.

در آن ساعات میرحسین گفت و گویی مطبوعاتی ترتیب داد و اعلام کرد که رئیس جمهور قانونی کشور است. برخی دچار این شبهه شدند که او بر اساس کدام شمارش آراء و یا قرائنی، چنین ادعایی را مطرح کرده است. کسانی که در ستادها از نزدیک تر در جریان امور بودند اما تلقی دیگری داشتند. آنها صدای پای کودتا را پشت در ستادها شنیده بودند. حمله به ستادها و آغاز بازداشت ها، قطع پیامک ها، بازی در آوردن سر رساندن تعرفه ها به شعبه های اخذ رای، خبری که از تیترزنی فردای روزنامه کیهان به عنوان پیروزی کاندیدای مطلوبشان درز کرده بود و اخبار پراکنده ای که از درون خود جریان اقتدارگرا می رسید، خبر از برنامه های شومی می داد که قرار بود ته مانده های امید به انتخابات و صندوق رای را در مردم بمیراند.

انحراف از مبدا انقلاب به نقطه ای رسیده بود که “همه فهم” شده بود. این نکته ظریف و مهمی است که برخی دوستان منتقد جنبش سبز به آن توجه ندارند. می گویند مگر پیش از این زندانی سیاسی نداشتیم؟ مگر تقلب در انتخابات بار اولش بود؟ مگر رهبران دینی و سیاسی را پیشتر در حصر نداشتیم؟ مگر بدرفتاری های به مراتب بدتر از 88 به بعد را در زندان هایمان تجربه نکرده بودیم؟ چرا آن زمان ادعاهای امروزتان را نداشتید؟ پاسخ این بود: تاکنون انحراف در ابعاد مختلف اینقدر فراگیر نشده بود و از آن مهم تر اینکه به فرض که همه اینها بود و بدترش هم بود، اما هیچ کدام آنها باعث حساسیتی چنین فراگیر در جامعه تا مرز شکل گیری یک جنبش اعتراضی بزرگ و اصیل نشده بود. به خاطر همین هم جنبش سبز می تواند به پشتوانه این همه هوادار و مشارکت جوی سبز، مطالبات و گفتمانی را درون خودش بپروراند که پیشتر سابقه نداشت.

میرحسین در آن مصاحبه با صدای بلند اعلام کرد که آمده تا در برابر کودتای نرم و خزنده ای که علیه جمهوریت و حتی اسلامیت نظام آغاز شده بود، بایستد. وی در آن مقطع به روشنی فلسفه حضورش پس از سال ها سکوت نسبی را معنا کرد و معلوم شد که او برای تغییراتی در حد “مدیریت در یک ساختار بوروکراتیک” به میدان نیامده، بلکه می خواهد تغییر از “روند دیکتاتوری و بی قانونی” و بازگشت به اصل “نظام معادل مردم، نه یک فرد و نه بوروکراسی حاکم” را پیش ببرد.

پس از آن بود که شعار “یا حسین، میرحسین” معنایی عمیق تر یافت. اباعبدالله هم زمانی را برای حرکت عاشورایی خود برگزید که میوه سمی و هرز استبداد کاملا رسیده بود. جامعه، چه در فرض همراهی با قیام امام و چه در فرض ترس از سرکوب، متوجه عمق انحراف از مبدا شده بود و اتهام تندروی یا تعجیل بر خروج امام، قابل طرح نبود. امام حسین البته در این مسیر باز شهادت طلبی و قیام کور را انتخاب نکرد. او زمانی که با خلف وعده مردم کوفه مواجه شد و لشگر حاکم وقت را تمام قد پیش روی خود دید، گزینه جنگ را از ابتدا برنگزید. او گفت حاضر است راه آمده را بازگردد، حتی بر اساس برخی تواریخ طرح تبعیدگونه اش به سرزمین های دورتر را پیشنهاد کرد. او هر راهی برای گریز از خشونت را بررسی و با نمایندگان حاکمیت در مذاکره در میان گذاشت اما از خط قرمزش عدول نکرد. امام اگر حاضر به سکوت می شد، اما حاضر به عبور از خط قرمزش که بیعت با حاکم وقت که حکم تایید انحراف و ظلم را داشت، نمی شد. امام بر سر این خط قرمز ایستاد و استراتژی اش را مقاومت بر سر این اصل قرار داد. استراتژی پیروزی که در آن شکست معنا نداشت.

میرحسین و مردمی که در جنبش سبز جانانه بر سر خط قرمز خود که عدم تایید روند حاکم بر کشور است ایستاده اند، استراتژی پیروز و برنده ای را انتخاب کرده اند که شکست در آن معنا ندارد. البته این قلم هرگز بر آن نیست که جامعه را به دو قطبی حسینی – یزیدی تقسیم کند. حتا با همه ظلم های موجود، هنوز بر سر آن نیست که یک جریان جفاکار در حاکمیت را معادل دربار یزید بداند. چنین نیست، اما برخی ابعاد آن که در جنایاتی چون کهریزک و عاشورای 88 و اخیرا در قتل یک زندانی خود را نشان داده، هشدارهای خطرناکی برای متدینان و عاقلان نزدیک به جریان حاکم در بر دارد که مسیرشان را لااقل حسینی ندانند. از این سو نیز هرگز از سوی جنبش سبز و شخص میرحسین پیام هایی صادر نشد که خروج بر بوروکراسی حاکم را تجویز کند. ابعاد، ابعاد متفاوتی از فاجعه سال 61 هجری است اما راهی که میرحسین برگزید، متناسب با ابعاد و مختصات عصر خود، راهی حسینی بود که تاکنون بر سر آن ایستاده است.

چنین است که حاکمیت با تمام ابزارهای تبلیغاتی خود تاکنون نتوانسته بر تلقی عمومی که از نسبت وثیق میرحسین و جنبش سبز با راه حسین (ع) و عاشورا دارد، پیشگیری کند و مذهبی و غیرمذهبی، با رعایت دو اصل آزادگی و آگاهی، با طیب خاطر این شعار را در هر موقعیتی سر می دهد: یا حسین، میرحسین.


6 پاسخ به “«یا حسین، میرحسین»؛ شعاری که با رفتاری حسینی معنا یافت”

  1. Arashfarzin گفت:

    یا حسین،میرحسین

  2. سارا گفت:

    خیلی به دلم نشست، چقدر دلم برای میر حسین تنگ است ،
    یا حسین میر حسین

  3. باور سبز گفت:

    یا حسین میرحسین 

  4. ناشناس آشنا گفت:

       چه باید کرد!

    این باغچه را از هرزه گیاه, رها باید کرد.

    گلزار  گلگون سبز را بر آن ,روا باید کرد.

    کلبه فرسوده  پوسیدهٔ را  از بن,  خراب باید کرد.

    خانه سبز امید را با عشق، بهر میر عزیز  ،در آن بنا باید کرد.

    بلبلان خوش نغمه عاشق را, از قفس رها باید کرد.

    حصر ناجوانمردانه  جور و ستم را ,  فنا  باید کرد

  5. sabz گفت:

     درود درود درود، لذت بردم

  6. fararoo گفت:

    امیدوارم آقای عبدی و همفکرانش این قسمت را دقیق بخوانند:  انحراف از مبدا انقلاب به نقطه ای رسیده بود که “همه فهم” شده بود. این
    نکته ظریف و مهمی است که برخی دوستان منتقد جنبش سبز به آن توجه ندارند. می
    گویند مگر پیش از این زندانی سیاسی نداشتیم؟ مگر تقلب در انتخابات بار
    اولش بود؟ مگر رهبران دینی و سیاسی را پیشتر در حصر نداشتیم؟ مگر بدرفتاری
    های به مراتب بدتر از ۸۸ به بعد را در زندان هایمان تجربه نکرده بودیم؟ چرا
    آن زمان ادعاهای امروزتان را نداشتید؟ پاسخ این بود: تاکنون انحراف در
    ابعاد مختلف اینقدر فراگیر نشده بود و از آن مهم تر اینکه به فرض که همه
    اینها بود و بدترش هم بود، اما هیچ کدام آنها باعث حساسیتی چنین فراگیر در
    جامعه تا مرز شکل گیری یک جنبش اعتراضی بزرگ و اصیل نشده بود. به خاطر همین
    هم جنبش سبز می تواند به پشتوانه این همه هوادار و مشارکت جوی سبز،
    مطالبات و گفتمانی را درون خودش بپروراند که پیشتر سابقه نداشت.