سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » خواهر شهرام فرج زاده: دیگر پرونده قضایی را پیگیری نمی‌کنیم؛ در دادگاه فقط به ما پو...
» گفت‌و‌گو با خواهر شهیدی که خودروی نیروی انتظامی بدن او را زیر گرفت و له کرد

خواهر شهرام فرج زاده: دیگر پرونده قضایی را پیگیری نمی‌کنیم؛ در دادگاه فقط به ما پوزخند می‌زنند و توهین می‌کنند

چکیده :برخورد مسئولان قضایی خیلی توهین آمیز بود و هر دفعه یک چیزی گفتند. یک بار گفتند یک پژوی مشکی دزدیده شده و به شهرام زده است. بهانه های مختلف آوردند. هر دفعه نگاه عاقل اندر سفیه می انداختند و پوزخند می زدند. مدت هاست که خانواده دیگر پیگیر پرونده قضایی نیستند... اینها رذل تر و غیر انسان تر از آن هستند که مسئولیت کارشان را بپذیرند. هیچ مسئولیتی نپذیرفتند و هیچ توجهی به خانواده اش و دختر خردسالش نشان ندادند. حتی ما پیگیر شدیم که یک بیمه ای برادرم داشت را برای فرزند خردسالش در نظر بگیریم اما حاضر نشدند همکاری کنند تا ما این بیمه را برای دختر خردسال برادرم تهیه کنیم....


کلمه – مسیح علی نژاد:

خواهر شهرام فرج زاده در آستانه ی دومین سالگرد کشته شدن برادرش در راهپیمایی اعتراضیِ عاشورای ۸۸ با بیان اینکه مدت هاست خانواده دیگر به دادگاه نمی روند و پیگیر پرونده قضایی نیستند، چرا که مسئولان تنها برخوردهای توهین آمیز می کنند و به آنها پوزخند می زنند؛ همچنین می گوید: برادرم آن زمان که در راهپیمایی شرکت می کرد، نه بچه بود و نه از زندگی اش سیر شده بود. عاشق دخترش بود و می دانست وقتی در چنین شرایطی قرار گرفت، خودش را توی چه خطری می اندازد. برادرم در تظاهرات های قبلی هم شرکت کرده بود و پدرم همیشه نگران بود. برادرم می گفت: نگرانی پدرم را درک می کنم، اما اگر ما شرکت نکنیم پس چه کسی شرکت کند؟

شهرام (عباس) فرج زاده طارانی، شبنم سهرابی و شاهرخ رحمانی سه شهروند معترضی بودند که صحنه ی عبور خودروی نیروی انتظامی از روی بدن آنها در مقابل چشم های سایر معترضان ثبت شد و به سرعت در فضای اینترنتی گسترش یافت و دنیا نظاره گر بود که چگونه این معترضان سیاسی، زیر چرخ های خودروی پلیس در ایران جان باختند.

اکنون در دومین سالگرد آن جنایت، راحله خواهر شهرام فرج زاده در گفت و گو با خبرنگار کلمه می گوید: برادرم ظهر عاشورای ۸۸ زیر چرخ ماشین نیروی انتظامی له شد. صدای آن پیرمردی که گوشه خیابان ایستاده بود و داد می زد «سه بار، سه بار از روی این جوان رد شدند»، هنوز توی گوشم هست.

او خاطرنشان می کند: سال گذشته به خانواده ام اجازه برگزاری مراسم ندادند. حتی یک صندلی برای آن قسمتی که قرار بود مراسمی برگزار شود، گذاشته بودند؛ گفتند همان را هم باید بردارید و فکر نمی کنم امسال هم اجازه بدهند.

خانم فرج زاده در مورد کسانی که از راهپیمایی کنندگان به خاطر آنچه برخوردهای خشونت آمیزِ راهپیمایی کنندگان در خیابان خواندند، انتقاد کردند، می گوید: من بارها و بارها ویدیوهای مربوط به روز عاشورا را نگاه کردم تا تصویر درستی از شرایط داشته باشم از آنچه که اتفاق افتاده است. در این ویدیوها می بینیم که مردم دارند راه می روند و به محض اینکه مردم فریاد می زنند «مرگ بر دیکتاتور» آنها به مردم شلیک می کنند.

وی ادامه می دهد: بعد از اینکه آنها به آدم های بی گناه شلیک می کنند یا یک کسی مثل برادر من زیر گرفته می شود و حتی او را به بیمارستان هم نمی رسانند، مردم واکنش نشان می دهند. آدم هایی که این مملکت را با این همه ادعا به اینجا رسانده اند، اصلا نمی دانم نامشان را می شود آدم گذاشت یا نه، چه بگویم… طبیعی است که مردم وقتی با این صحنه ها مواجه شدند، احساسات و نفرتشان را نشان دادند و دو تا ماشین آتش زدند. وقتی دیدند که آنها با این حالت فجیع و بی رحمی با مردم رفتار کردند، مردم باید احساساتشان را نشان می دادند تا حداقل دلشان آرام شود.

وی در پاسخ به سوالی درباره میزان توجه مسئولان به خانواده و دختر خردسال شهرام فرج زاده، با بیان اینکه چنین توقعی از اینها خنده دار است، می افزاید: اولش فکر می کردیم ما نباید از قاتلان دیه بگیریم. بعدها برخی ها به ما گفتند اگر دیه ای که مسئولان می خواهند بدهند را قبول کنید، این به معنای این است که آنها قبول کرده اند برادرم را کشته اند. اما اینها رذل تر و غیر انسان تر از آن هستند که مسئولیت کارشان را بپذیرند. هیچ مسئولیتی نپذیرفتند و هیچ توجهی به خانواده اش و دختر خردسالش نشان ندادند. حتی ما پیگیر شدیم که یک بیمه ای برادرم داشت را برای فرزند خردسالش در نظر بگیریم اما حاضر نشدند همکاری کنند تا ما این بیمه را برای دختر خردسال برادرم تهیه کنیم.

دختر خردسال شهرام فرج زاده، شهید عاشورای 88، بر مزار پدرش

وی در مورد برخورد مسئولان قضایی با پرونده ی کشته شدن برادرش چنین توضیح می دهد: برخوردشان خیلی توهین آمیز بود و هر دفعه یک چیزی گفتند. یک بار گفتند یک پژوی مشکی دزدیده شده و به شهرام زده است. بهانه های مختلف آوردند. هر دفعه نگاه عاقل اندر سفیه می انداختند و پوزخند می زدند. مدت هاست که خانواده دیگر پیگیر پرونده قضایی نیستند.

راحله فرج زاده با بیان اینکه اگر برادرم زنده بود و دوباره راهپیمایی اعتراضی برگزار می شد حتما او شرکت می کرد می گوید: برادرم آن زمان هم که در راهپیمایی شرکت می کرد، نه بچه بود و نه از زندگی اش سیر شده بود. عاشق دخترش بود و می دانست وقتی در چنین شرایطی قرار گرفت، خودش را توی چه خطری می اندازد. برادرم در تظاهرات های قبلی هم شرکت کرده بود و پدرم همیشه نگران بود. برادرم می گفت: نگرانی پدرم را درک می کنم، اما اگر ما شرکت نکنیم پس چه کسی شرکت کند؟

وی با اشاره به اینکه خانم لیلا توسلی به جرم شهادت دادن در مورد صحنه ی جان باختن شهرام فرج زاده به زندان محکوم شده بود، ضمن قدردانی از این اقدام شجاعانه لیلا توسلی، می گوید: به کمک لیلاها بود که حقیقت روشن شد و جمهوری اسلامی با معامله ای که با لیلا کرد، ماهیت خودش را بیشتر به مردم نشان داد.

خواهر شهرام فرج زاده در مورد فضای فعلی جامعه می گوید: درست است که سرکوب های سنگینِ مردم بعد از انتخابات که به منظور خاموش کردن شعله اعتراضِ مردم صورت گرفته بود، منجر به ایجاد فضای یاس و ناامیدی شده است، اما این مردم آتش زیر خاکستر هستند. مردم نمی توانند به این شرایط تن دهند. می بینند که دشمن دیگر درِ همسایه شان را نمی زند، بلکه درِ خانه خودشان را دارد می زند.

وی با اشاره به مشکلات امنیتی، اقتصادی، اختلاس مسئولان و احتمال حمله به کشور می گوید: خطرهای زیادی دارد کشور را تهدید می کند، هر انسانی یک آستانه ی تحملی دارد و بالاخره روزی آستانه تحمل این مردم هم لبریز خواهد شد.

خواهر شهرام فرج زاده در پایان این مصاحبه، در پاسخ با پرسشی در مورد انتخابات های پیش رو و مواجهه ی مردم با این انتخابات می گوید: من به عنوان خواهر یکی از کسانی که جانش را در جریان انتخابات از دست داده است، وظیفه ام است که به مردم بگویم شرکت در این انتخابات، بی احترامی و زیر پا گذاشتن آرمان های شهدای بعد از انتخابات ۸۸ خواهد بود.


23 پاسخ به “خواهر شهرام فرج زاده: دیگر پرونده قضایی را پیگیری نمی‌کنیم؛ در دادگاه فقط به ما پوزخند می‌زنند و توهین می‌کنند”

  1. ناشناس گفت:

    فقط نمی دانم چطور از پل صراط می خواهند رد شوند… البته اگر اعتقاد داشته باشند..

  2. یوسف پرژک گفت:

    خواهربزرگوارم سرکار فرج زاده ،ذکر مصیبت های حضرت امام حسین(ع)در عاشورای کربلا وظیفه خواهر مکرمشان حضرت زینب (س) وفرزندبزرگوارشان حضرت امام سجاد(ع)بود.انجام بسیار عالی وبجای این وظیفه از سوی این بزرگواران بود که توانست روح نهضت عاشورا را در قلب امت و تاریخ اسلام برای همیشه زنده نگه دارد.ذکر مصیبت های شهدای عاشورای 88 تکلیف شما خواهران وبستگان آن عزیزان است.با ذکر مصایب آن شهیدان گرانقدر به خدای خود خواهیم گفت که خدایا اگر سعادت نشد کاری حسینی کنیم ،یاریمان کن تا کاری زینبی کنیم.روح همه شهدای دین ومیهن که برای اعتلا انسانیت وسرزمینشان از هستی خود گذشتند شاد ویادشان جاودانه باد.

  3. ناشناس گفت:

    بیایید امسال عاشورا برای مظلومیت این شهدا بگرییم، کربلا همین جاست!

  4. ناشناس گفت:

    سلام كلمه هم كنون كه دارم بيام مي دهم تو مراسم هستم جايي كه مي توانم بكويم كه بويي ازبسيجي نبردن اين جوانان كويي برسروسينه مي زنند مي كويند خامنه اي من نمي دانم خامنه اي جرا جرابا اسم امام حسين من بامبايل وارد سايت شدم اينجا در قلب مراسم فرياد مي زنم ياحسين ميرحسين واز خدا مي خواهم مارا از اين قوم تاتار نجات بدهد
    كاشكي مي رفتم زير منبر حاج آقاصدوق خيلي بهتر بود اينجا آرامش ندارم انشاالله خدا مارا نجات بدهد از اين قوم تاتار اقليت انشاالله

  5. بابک گفت:

    درود بر این خواهر شهید که مانند حضرت زینب از یزید نمی ترسد و اینچنین روشنگری میکند. شرکت در این انتخابات خیانت به خون تمام شهدا است چه انها که در هشت سال دفاع مقدس جنگیدند و چه شهدای بعد از انتصابات. باور دارم دعوایی که امروز بین مسئولین از خدا بی خبر است حاصل نفرین های همین خانواده شهداست. بخدا در همسایگی ما خانمی زندگی میکند که دو برادرش در جبهه شهید شده اند و این خواهر شهید هر روز به مسئولین نفرین می کند.

  6. kAmRaN گفت:

    نمیدونم دل آقای خامنه ای از چی هست بخدا. سنگ هم باشه آدم رو ذوب میکنه.

  7. ناشناس گفت:

    فيلم عبور يك وانت نيروي انتظامي از روي يك شهروند را در روز عاشوراي سال1388 را نه تنها ايرانيان بلكه همه دنيا ديدند هر كس بخواهد منكر اين موضوع بشود بايد فقط به وجدان خودش رجوع كند البته اگر وجدان داشته باشد .و دادخواهي در سازمان قضايي ايران راه به جايي نميبرد . همانند ديگر پرونده ها :قتل هاي زنجيره اي :محمد مختاري -سعيدي سيرجاني-فروهر ها -دادگاه ميكونوس و …………………………………………………………. ايا قاتل اين جانباخته گان شناسايي شدند ؟ ايا محاكمه شدند ؟

  8. ناشناس گفت:

    درود بر شهید بزگوار شهرام فرج زاده ، فرزند خردسال و خانواده ی محترمش. ظلم رفتنی ست. دل کندن این شهید از همه به خصوص فرزند خردسالش ستودنی است. واقعا که پاکترین فرزندان این مملکت در راه مردم خون دادند.

  9. مادر سبز گفت:

    صبوری کن دلم بازم صبوری !!!!!!!! آوای عزیزم بابا در دل های ما جا داره و هیچ وقت فراموش نمی شه تو عزیز همه ی مایی دوستت دارم .

  10. حامد هنرخواه گفت:

    خواهرم دل هر انسان آزاده ای از ذکر مصیبت های شما به آتش کشیده می شود. صبور باشید که روز جزای این یاران شیطان نزدیک است. خداوند عادل هر ظالمی را به سزای اعمالش خواهد رساند. به یاد آرید که خداوند در قرآن می گوید؛ ظالمان در آن جهان به شکل جانوران بد صورت در می آیند و نه راه فراری از عذاب خداوند دارند و نه توبه ای از آن ها پذیرفته می شود. آن روز استهزاء کنندگان شهداء به سزای اعمالشان به تمام و کمال خواهند رسید. دل به یاد خداوند آرام دارید و هرگز نپندارید که ملت ایران اگر مدتی خاموش است؛ این رنج ها را فراموش کرده است. به وقتش به حساب تک تکشان رسیدگی خواهد شد.

  11. ایمان گفت:

    کاش واژه بود برای بیان

  12. abbas گفت:

    خدای من! نمی توانم چیزی بنویسم! برای تسلی خاطر خانواده این شهید والامقام و تمامی شهدای جنبش سبز این را می گویم: ما منتظر فرصتی برای گرفتن انتقام خون این عزیزان از تک تک این دژخیمان کثیف هستیم.

  13. ابراهیم گفت:

    شرمنده ایم بانو.

    تنها تسکین زخم سکوت مان این است که ممکن بود ما جای شهرام باشیم.
    کاش بودیم …

  14. امیر گفت:

    تصویری به این روشنی
    اشک امانم نمیدهد
    رو میکنم به اسمان
    شب رهایم نمیکند
    گرفتم از ستاره ها نشان
    جمال تو به ماه
    نشان افتاب دارد
    به ما
    زمزمه نسیم سحر امدم به گوش ا
    ین شب تار به شب پرستان مست هم
    وفا نمیکند

  15. امیر گفت:

    کاش خود رهبران جریان سبز به دلجویی این خانواده بزرگ اقدام کنندوخانواده دلشکسته این شهیدبدانند عدالت در وجدان این ملت نجیب رای به زوال قاتلین داده است وفعلا در برزخ این حکم قرار دارند

  16. پارسا گفت:

    ما همیشه در کنار شما و بیاد شما هستیم.

  17. ناشناس گفت:

    کوچولویِ شهرامِ شهید به پدرت ببال…

  18. یوسف پرژک گفت:

    جناب آقای امیر،میدانیم که جنبش سبز رهبری خاص ندارد وجناب آقایان میرحسین موسوی وکروبی رهبران نمادین جنبش هستند. شما وهمه یارانی که قلبشان برای حق وحق طلبان می تپد هر کدام یک رهبر ویک رهرو برای جنبش هستند.در زمان حصر رهبران نمادین جنبش هریک از ما وظیفه داریم جهت دلجویی وحمایت از خانواده های معظم شهدا به تکلیف انسانی،ملی ودینی خود عمل کنیم.

  19. ناشناس گفت:

    pole sarato khodeshun sakhtan, baladan chejuri az rush rad shan. to be fekre donyaye khodet bash.

  20. رضا گفت:

    سلام و درود خدا بر شهیدان راه حق…..با ارزوی صبر و اجر برای خانواده این عزیز……

  21. سبز گفت:

    بهارا بهل تا گیاهی دراید درخشی ز ابر سیاهی براید
    به بیداد ظالم امروز سر کن که روز دگر دادخواهی برآید

  22. ناشناس گفت:

    باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد،
    که مادران سیاه‌پوش
    ـ داغ داران زیبا ترین فرزندان آفتاب و باد ـ
    هنوز از سجاده ها
    سر بر نگرفته اند!

  23. Everfaithfulfriend گفت:

     از صفحه فیسبوک خواهر شهید مصطفی کریم بیگی

    حالا هی به خوابم بیا و بگو که من زنده ام .. من کنارتم … لبخند بزن با این گور سرد من چه کنم برادر ؟!!!http://sphotos-e.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-prn1/c0.0.403.403/p403x403/522270_329213353852443_1064540099_n.jpg