بصیرت اندیشمندانه یا تبعیت کورکورانه
چکیده :این روزها کلمه «بصیرت» زیاد به گوش می خورد و گاهی شهروندان به «با بصیرت» و «بی بصیرت» تقسیم می شوند که ظاهرا تحصیل کرده ها و اندیشمندان جامعه بیشتر در دسته دوم جای می گیرند. اکسیر «بصیرت» داروی دردهای جامعه ما گشته و کسانی هم توزیع این دارو را وظیفه خود تشخیص داده اند و اغلب نظامیان به جای اندیشمندان این وظیفه را بر عهده گرفته...
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی *
این روزها کلمه «بصیرت» زیاد به گوش می خورد و گاهی شهروندان به «با بصیرت» و «بی بصیرت» تقسیم می شوند که ظاهرا تحصیل کرده ها و اندیشمندان جامعه بیشتر در دسته دوم جای می گیرند. اکسیر «بصیرت» داروی دردهای جامعه ما گشته و کسانی هم توزیع این دارو را وظیفه خود تشخیص داده اند و اغلب نظامیان به جای اندیشمندان این وظیفه را بر عهده گرفته اند.
«بصیرت» واژه ای است که در متون دینی مکرر آمده و در ادعیه از خداوند «بصیرت دینی» خواسته می شود. در طول تاریخ دین بی بصیرتی مردم مشکل اصلی انبیا بوده و همین عامل بهترین سرمایه و ابزار در دست امثال عمرو بن عاص بوده است که با استفاده از آن به راحتی بتواند باطل را حق و حق را باطل جلوه دهد. و همین مشکل باعث شده است که فردی مانند علی(ع) با چاه درد دل کند.
بصیرت به معنای روشن بینی است و جامعه ای که دارای بینش درست باشد، در راه مصالح خویش درست گام بر می دارد. اما این بصیرت یا بینش چگونه حاصل می شود؟ امام علی(ع) می فرماید: «هر که بیندیشد، بینا شود»(کافی، ج2، ص55) و می فرماید: «هر که در آنچه آموخته است، بسیار اندیشه کند، دانش خود را استوار گرداند و آنچه را نمی فهمیده است، بفهمد»(غررالحکم، ح8917). و می فرماید: «هیچ دانشی چون اندیشیدن نیست»(نهج البلاغه، حکمت113). امام حسن مجتبی(ع) می فرماید: «اندیشیدن، مایه زنده دلی صاحب بصیرت است»(بحارالانوار، ج78، ص115). و می فرماید: «شما را به تقوای الهی و تداوم اندیشه سفارش می کنم، زیرا که اندیشیدن پدر و مادر همه خوبی هاست»(تنبیه الخواطر، ج1 ،ص52).
پس بصیرت و بینش از اندیشه بر می خیزد و اگر بخواهیم جامعه ای به بصیرت برسد باید همان طور که از روایات فوق پیداست، مردم را به اندیشه دعوت کنیم، نه به تبعیت کورکورانه.
امام علی(ع) انسان با بصیرت را اینگونه تعریف می کند: «با بصیرت کسی است که بشنود و بیاندیشد»(گزیده میزان الحکمه، ص104). مشکل همه پیامبران این بوده که مردم حاضر به شنیدن سخن آنان و اندیشه کردن در آن نبوده اند.
البته انبیاء مردم را نه به تبعیت کورکورانه، بلکه به شنیدن و اندیشیدن دعوت می کرده اند. خداوند در آیات متعددی از قرآن مجید از انسان ها می خواهد که در آیات او، اعم از آیاتی که در جهان طبیعت هستند و آیاتی که به وسیله انبیاء فرستاده است، تامل و تدبر کنند. انسانی که آیات خداوند را می بیند یا می شنود و درباره آنها تامل می کند و می اندیشد صاحب بصیرت می گردد. اساسا بصیرت امری است که انسان باید کسب کند و امری است که باید جزو وجود انسان گردد و در درون انسان جای بگیرد. این حالت و ویژگی را نمی توان به زور به کسی داد یا از او گرفت.
بصیرت با تبعیت کورکورانه هیچ سازگاری ندارد و به همین جهت قرآن مجید کسانی را که دین نیاکان خود را بدون اندیشه می پذیرند مورد نکوهش قرار می دهد(مائده/104). همچنین قرآن مجید اهل کتاب را به این متهم می کند که عالمان خود را ربّ خود قرار داده اند(توبه/31) و در روایات آمده است که مقصود این است که از عالمان خود اطاعت محض می کرده اند(ر.ک.المیزان، ذیل آیه فوق).
قرآن مجید تبعیت کورکورانه را در حد شرک به خدا قرار داده است. پیروی بدون اندیشه از یک انسان معمولی بصیرت نیست بلکه بستن چشم است. و چه گمراه است جامعه ای که در آن کسانی که به اندیشه دعوت می کنند متهم به بی بصیرتی شوند و کسانی که به تبعیت کورکورانه دعوت می کنند صاحبان بصیرت تلقی شوند.
آری! بصیرت مردم یک جامعه بزرگ ترین نعمت و بزرگ ترین سرمایه است. اما این بصیرت اینگونه حاصل می شود که از اندیشمندان دعوت شود که افکار خود را تبیین کنند و بر آنها استدلال آورند و مردم این اندیشه ها و این استدلال ها را بشنود و در آنها اندیشه کنند و بهترین را برگزینند. چه زیبا قرآن مجید می فرماید: «فبشر عباد الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه» بشارت باد بر بندگانی که سخنان را می شنوند و بهترین را بر می گزینند(الزمر،17-18).
مرحوم شهید مطهری به روشنی بر این نکته تاکید می کند که در اسلام جایی برای تقلید کورکورانه نیست: «این است آزادی در تفکر. پس اسلام… رشته تقلید را از اساس پاره کرده است و می گوید من اصول دین را بدون آنکه آزادانه آن را درک کرده باشد نمی پذیرم»(پیرامون جمهوری اسلامی، ص125).
پس تقلید کورکورانه ناروا و ممنوع است و اندیشه و تفکر یک تکلیف است و با انجام این تکلیف است که جامعه رشد می کند: «اينها هم يك سلسله مسائل است كه اصلا بشر را بايد در اين مسائل آزاد گذاشت تا به حد رشد و بلوغ اجتماعی لازم برسد از جمله اينهاست رشد فكری همين طوری كه برای شناوری بايد مردم را آزاد گذاشت ، از نظر رشد فكری هم بايد آنها را آزاد گذاشت. اگر به مردم در مسائلی كه بايد در آنها فكر كنند از ترس اينكه مبادا اشتباه بكنند ، به هر طريقی آزادی فكری ندهيم يا روحشان را بترسانيم كه در فلان موضوع دينی و مذهبی مبادا فكر بكنی كه اگر فكر بكنی و يك وسوسه كوچك به ذهن تو بيايد ، به سر در آتش جهنم فرومیروی ، اين مردم هرگز فكرشان در مسائل دينی رشد نمی كند و پيش نمی رود دينی كه از مردم در اصول خود تحقيق میخواهد ( و تحقيق هم يعنی به دست آوردن مطلب از راه تفكر و تعقل ) خواه نا خواه برای مردم آزادی فكر قائل است میگويد اصلا من از تو ” لا اله الا الله ” ی را كه در آن فكر نكرده ای و منطقت را به كار نينداخته ای نمی پذيرم نبوت و معادی را كه تو از راه رشد فكری انتخاب نكرده ای و به آن نرسيده ای من از تو نمی پذيرم پس ناچار به مردم آزادی تفكر میدهد مردم را از راه روحشان هرگز نمی ترساند ، نمی گويد مبادا در فلان مسئله فكر بكنی كه اين ، وسوسه شيطان است و اگر وسوسه شيطان در تو پيدا شد به سر در آتش جهنم میروی در اين زمينه احاديث زيادی هست»(پیرامون جمهوری اسلامی ص 123-124).
* استاد دانشگاه مفید و عضو مجمع مدرسین و محققین قم














از منظر آقایان با بصیرت یعنی خودی ها و بی بصیرت یعنی غیر خودی ها . چطور شما هنوز بصیرت این موضوع را پیدا نکرده اید؟!
با سلام
بصیرت و در مقابل آن بی بصیرت ،دشمن و در مقابل آن دوست ،مسلمان و در مقابل آن نامسلمان ،و نمونه خارجی آن خوب در مقابل بد ،کاپیتالیست در مقابل آن کمونیست ناب ،آریایی در مقابل جهود و ده ها نمونه دیگر که در فرهنگ های مختلف اغلب به وسیله حکام نا کارآمد و بی لیاقت برای توجیح اعمال بد خویش به کار گرفته شده است و همیشه با آگاهی کامل برای سرکوب نظرات گوناگون از این ساده انگاری ها استفاده شده است.حال فکر کنید عمال حکومتی در خیابان و کوچه و مکانهای علمی تمام حجت و دلایل علمی و صحیح شما را با به کار گیری یک” لغت ” به مصاف میگیرند و رد میکنند و بد تر از آن سرکوب میکنند.
به طور صد در صد تمامی این نوع افکار نا کارآمدی خود را نشان داده و به زباله دانی تاریخ فرستاده شده اند.چون که همان طور که در مقاله خود نوشتید حکمت و علم را نتوان در بند کرد (به خصوص در عصر تکنولوژی و آزادی اطلاعات ) طبق معمول همیشه رو سیاهی به روی زغال میماند و بس.
درود بر این روحانی شجاع که علیرغم تمام محدودیت هایی که دارد دست به روشنگری میزند
بصيرت= کهريزک ،کودتاي انتخاباتي،زندانی وشکنجه وتجاوز مردم اگاه،اقليتی که اکثريت را به گروگان بگيرد،امور دينی را هرجوريکه بخواهيم تفسير کنيم و…….
استاد محترم. مطالبی که نوشته اید همه در بست درست اند ولی تنها از نقش برجسته یک روی این سکه پرده بر میکشد و در نتیجه کامل نیست. چرا که بر دائره تقسیم همه سکه ها به این روی که ما و شما میبینیم (و شاید میپسندیم) ننشسته اند. روی دیگر این سکه آن است که اساس دینداری عده کثیری بر تقلید محض استوار است زیرا هرگز بخت داشتن “معلم” را نداشته اند و در نتیجه عاری از قدرت تجزیه و تحلیل میباشند وخود راه از بیراه تشخیص نمیدهند. آیا بخش مقلد جامعه را که هر جریانی میتواند به اندک کوششی از این سو به آن سو بکند باید به حال خود رها کرد که مورد سوء استفاده “دشمن” قرار بگیرند؟! این را هیچ انسان عاقلی قبول نمیکند – مخصوصا به اینکه منافع صدها هزار میلیارد تومانی و استمرار تکیه بر صندلی ریاست و حکومت هم در کار باشد!! از این موضوع گذشته کدام طبقه از مردم جان و مال و زندگی خود را در طبق اخلاص قرار داده و در هنگامه خطر به کمک به اصطلاح ” نظام” میاید؟! کسانی که زود باوری آنان به حدی است که بازگوئی یک خواب خود ساخته برای به جنبش در آوردن آنان کافی است یا کسانی که صد استدلال و برهان هم برای تقاضای اندک ایثاری از آنان کافی نیست؟! مشکل اینجا نیست که چرا همه مثل هم نیستند- برای آن حکمتی در کار است و اگر جامعه از هوشمندی لازم برخوردار بود خصیصه هر طبقه اجتماعی را به بهترین وجهی در جهت ارتقاء منافع کلی جامعه بکار میگرفت. مشکل واقعی در این است که چرا ساز و کار نظام اسلامی باید به گونه باشد که استمرار منافع دنیوی عده ای از یک طرف و استحکام پایه های ریاست عده ای از طرف دیگر باید بر جهل و خرافه پذیری مردم تکیه داشته باشد؟ واضح است که دست اندر کاران چنین نظامی هرگز دست به ترکیب وضع موجود نزنند و هرگونه طرح و اندیشه ای که شالوده آن بر “اصلاحات” استوار باشد را به “دشمن” نسبت بدهند و میکروب بخوانند. اینها شاید “دقت” پروردگار هستی را دست کم گرفته اند که از تثبیت این ساز و کار زشت و ناکارآمد که با آبروی پیامبر اسلام بازی میکند دست برنمیدارند و گرنه تا وقت و بخت داشتند به اصلاح آن میپرداختند تا نهایتا جامعه ای بنا بشود که همه در آن “معلم” دیده باشند و احتیاج اندکی به “مقلد” باشد و اگر هم تقلیدی در کار است همه در فراگرفتن نیکو کاری و اخلاق انسانی و وجدان کاری از یکدیگر باشد. متاسفیم که انقلاب اسلامی در ایران نه تنها در این مسیر قرار نگرفت که کاملا در جهت مخالف آن رفت. و نیک میدانیم چرا؟
سلام علیکم
چندی پیش بود که مقاله ای با عنوان “پیروی محض،مجاز یا ممنوع” که در رسانه های بسیاری در انعکاس آن قبول زحمت نمودند .با توجه به تناسب مبحث ،در اینجا این مقاله را مجددا منعکس می نمایم باشد تا مشوقی باشد به جهت مطالعه بیشتر و عمیقتر در باره این موضوع بسیار پر اهمیت :
“پیروی محض “، مجاز یا ممنوع؟
اجازه بدهید تا با یک سئوال آغاز کنیم:
آیا انسان مجاز است که تبعیت محض از انسانی دیگر داشته باشد؟
پیش از پاسخ دادن به این سئوال لازم است چند نکته را با هم بررسی کنیم:
اولین نکته ای که به نظر می رسد آن است که اساسا چرا کسی باید از دیگری تبعیت کند؟
پاسخ: فرض کنیم مجبوریم در یک کوهستان برفی مسیری را برای اولین بار طی کنیم . در این کوهستان راه و دره مجاور کاملا با برف پوشیده شده است (در اینجا منظور ، روشن نبودن حق از باطل است) .در اینصورت می دانیم هر یک گام می تواند منجر به نزدیکتر شدن ما به مقصد و یا سقوط مرگبار ما به درون دره مجاور جاده باشد.حال اگر بلدراهی ما را همراهی می کند که آن راه را کاملا می شناسد و از تمام پیچ و خم ها و بلکه محل های امن و خطر آن آگاه است و او با کمال مهربانی از ما می خواهد تا درست گام بر جای پای او بگذاریم کدام انسان خردمندی است که این پیشنهاد سخاوتمندانه را رد کند؟
دومین نکته :از چه کسی می توان تبعیت محض داشت؟
پاسخ: در بطن پاسخ به سئوال اول در واقع به این پرسش پاسخ داده ایم .کسی لیاقت تابعیت را دارد که کاملا راه را از بیراهه می شناسد . بارها آن راه را طی کرده است .به ابزار شناخت مجهز است و (باید اضافه کنیم ) احساس مسئولیت واقعی دارد.لذا اگرچه تابعیت از دیگری در مواردی لازم است اما مشروط به شروطی است.
حال ببینیم خداوند در مورد تبعیت چه می فرماید:
خداوند در آیه مبارکه سوم سوره اعراف می فرماید:
از آنچه خداوند نازل فرموده تابعیت بکنید و به غیر از او کسی را بعنوان “ولی” پیروی نکنید ، اما کم هستند کسانیکه متذکر و متوجه این اوامر می شوند.
در اینجا خداوند شرط تبعیت را در دل این آیه قرار داده و فرموده کسی جایز است تا مورد تابعیت قرار بگیرد که خودش تابعیت محض خداوند را پذیرفته باشد.
آیه بعدی را از سوره عنکبوت آیه سیزدهم مطالعه بفرمائید:
و کسانیکه کافر شدند به کسانیکه ایمان آوردند گفتند :از راه ما (راهی که ما می گوئیم) تبعیت بکنید و ما هم گناهش را به گردن می گیریم در حالیکه آنان هرگز نخواهند توانست چیزی از گناهان آنها را بر عهده بگیرند و در واقع آنها دروغ می گویند /اما (بخاطر این ادعای بیجا) باری بر بار گناهانشان افزوده می گردد و روز قیامت هم بخاطر این افترایی که بستند مسئول خواهند بود.
ایه ذیل نیز که از سوره بقره (آیات 168الی 170) است را نیز محل توجه قرار دهید:
آن زمان (روز قیامت)، کسانیکه تبعیت شدند از کسانیکه آنها را تبعیت کردند بیزاری می جویند و عذاب را می بینند و دستشان از ابزار و اسباب کوتاه می شود / و آنگاه کسانیکه تبعیت کردند می گویند : اگر یکبار دیگر به دنیا باز می گشتیم و زندگی دیگری برای ما بود ما هم از آنها بیزاری می جستیم همانگونه که آنها اینگونه از ما بیزاری می جویند و بدینصورت خداوند اعمال آنها را مایه حسرت آنها می کند و آنها راهی به خروج از آتش ندارند ، ای مردم ! از آنچه بر روی کره زمین حلال است بهره مند شوید و راه های شیطانی را پیروی نکنید که شیطان برای شما دشمنی آشکار است.او حقیقتا شما را به سوی بدی و فحشا امر می کند و به اینکه چیزی را به خداوند نسبت دهید که نمی دانید /و زمانیکه به آنها می گویند آنچه خداوند (از دستورات) فرستاده را پیروی کنید می گویند بلکه ما آنچه پدرانمان به آن رسیدند را پیروی می کنیم .آیا غیر از آن است که پدرانشان هیچ تعقل نمی کردند و هدایت نشده بودند؟!
در سوره لقمان آیه 21 نزدیک به همین مضمون تکرار شده است
آیه بیست و یکم سوره ابراهیم هم تاکید می کند:
و جملگی بر پیشگاه خداوند حاضر می شوند و ضعیف شدگان به کسانیکه متبکر شدند می گویند : ما پیرو شما بودیم پس آیا شما می توانید چیزی از عذاب خدا را که بر ما آمده دفع ورفع نمائید؟ آنها در پاسخ می گویند : اگر خدا ما را هدایت کرده بود ما هم شما را هدایت می کردیم (اما چه کنیم که) دیگر فرقی ندارد که ایا جزع کنیم یا صبوری نشان دهیم چراکه هیچ راه نجاتی نداریم
در سوره غافر ایه چهل و هفتم نیز نزدیک به این معنی تکرار شده است.
شاید با خواندن این آیات این سئوال در ذهن شما پابگیرد که پس آیا نباید از هیچ کسی تبعیت کنیم ؟پس توصیه می شود ایه ذیل را هم مرور بفرمائید:
و مردی از نقطه دور شهر (یا شهر دوری )دوان دوان آمد و گفت : ای قوم ! پیامبران خدا را تبعیت کنید. تبعیت کنید آن کسی را که از شما مزدی نمی خواهد و خودش هدایت شده است.(یس 21)
خوب عزیزان !
همانگونه که دیدیم تبعیت صرفا پسندیده نیست بلکه تبعیتی ما را به رستگاری دنیا و آخرت می رساند که هدایت کننده خود ، از سوی خداوند هدایت شده باشد و الا این اطاعت و تبعیت جز خسران و حسرت دنیا و آخرت چیزی به ارمغان ندارد.
حال سئوال این است:
چگونه تشخیص بدهیم که ایا از یک مدعی رهبری و هدایت ، تبعیت بکنیم یا خیر ؟
پاسخ این سئوال را قران حکیم در آیه 108 سوره زمر به روشنی ارائه داده است :
بشارت بده به آن گروه از بندگان من که سخنان (متفاوت) را می شنوند و آنگاه بهترین آن سخنان را پیروی و تبعیت می کنند . اینگونه افراد کسانی هستند که خداوند آنها را هدایت کرده و آنها صاحبان قلوب و دانش هستند.
پاسخ آشکار است :
کسی راه هدایت را پیدا کرده و در واقع خداوند او را هدایت می کند که اهل استفاده از عقل است چرا که تنها راه تمییز و تشخیص بین خوب و بد سخنان استفاده از عقل بعنوان معیار و ملاک است .آری سخنی که عقل و علم شما آن را بر خلاف مصالح دنیا و آخرت شما تشخیص می دهد قابل تبعیت نیست .پس چگونه از کسی که تضمینی بر هدایت یافتگی او نیست (از معصومان نیست)تبعیت محض نمائیم؟! با کدهایی که قران می دهد این راه رستگاری نیست بلکه شرط آن است که با معیار عقل هر سخن و عمل وی را بسنجیم و آنچه مورد تائید خداوند است بپذیریم و الباقی را صرف نظر کنیم و این راه میانه ای است که خداوند ما را به آن بشارت میدهد.
قران در جای دیگر حتی به پیامبرش امر می کند که :
اگر بعد از این علم که به تو رسید باز هم راه آنها را تبعیت کنی حتما تو هم از ستمکاران خواهی بود (از آیه 145 بقره در حدیث تبعیت از قبله)
در ضمن :
هر کدام از ما اگر به صفحات اول هر یک از توضیح المسائل های رایج مراجعه کنیم می بینیم که توضیح داده شده است که تبعیت کسی که خودش می تواند صلاح و فساد امرش را تشخیص دهد از دیگری جائز نیست حال آنکه آنچه در توضیح المسائل است عمدتا دستوراتی عبادی است .حال چگونه کسی بپذیرد در مورد مسائلی که سرنوشت دنیا و آخرت او را رقم می زند بدون بهره گیری از خرد و عقل دست به تابعیت محض بزند؟
حال و با توجه به نکات فوق که همه و همه ادله آن از معتبرترین منبع علم خدمتتان عرضه شد شما خود به سئوال ابتدای این مبحث پاسخ دهید که :
آیا انسان مجاز است تبعیت محض از انسانی دیگر داشته باشد؟
مهرداد نصرتی (مهرشاعر)
اذ تبرا الذین اتبعوا من الذین اتبعوا و راوا العذاب و تقطعت بهم الاسباب / و قال الذیت اتبعوا لو ان لنا کره فنتبرا منهم کما تبرءوا منا کذلک یریهم الله اعملهم حسرات علیهم و ما هم بخارجین من الناریا ایها الناس کلوا مما فی الارض حلالا طیبا و لاتتبعوا خطوات الشیطن انه لکم عدو مبین انما یامرکم بالسوء و الفحشاء و ان تقولوا علی الله ما لاتعلمون /و اذا قیل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفینا علیه ءاباءنا او لو کان ءاباوهم لایعقلون شیئا ولایهتدون (بقره 170)
اتبعوا ما انزل الیکم من ربکم ولاتتبعوا من دونه اولیاء ، قلیلا ما تذکرون(اعراف3)
و قال الذین کفروا للذین ءامنوا اتبعوا سبیلنا و لنحمل خطیکم و ماهم بحملین من خطیهم من شی انهم لکاذبون/و لیحملن اثقالهم و اثقالا مع اثقالهم و لیسئلن یوم القیامه عما کانوا یفترون(عنکبوت13)
و جاء من اقصا المدینه رجل یسعی قال یقوم اتبعوا المرسلین اتبعوا من لایسئلکم اجرا و هم مهتدون(یس21)
ولئن اتبعت اهواءهم من بعد ما جاءک من اعلم انک اذا لمن الظلمین(بخشی از بقره)
و برزوا لله جمیعا فقال الضعفوا للذین استکبروا انا کنا لکم تبعا فهل انتم مغنون عنا من عذاب الله من شی ، قالوا لو هدئنا الله لهدینکم سواء علینا اجزعنا ام صبرنا ما لنا من محیص(ابراهیم 21)(در سوره غافر آیه 47 نزدیک به این معنا تکرار شده است)
فبشر عباد / الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدئهم الله و اولئک هم اولوا الالباب(زمر108)
این همه خلط مبحث و مغلطه در این مقدار نوشته واقعا نیاز به تخصص داره.. کارتون شبیه آدم شمشیر بدستیه که گرد و غبار رو پراکنده میکنه تا نتونی چیزی غیر از اونچه که میخواد رو انتخاب کنی.. 100 ایراد به این نوشته واردِ و فقط میشه باهاش دل اون کسانی که هم نظر با نویسنده اند رو شاد کرد
آفرین. از تمام گفته های تکراری پیداست که با بصیرتیان نظامیان و خر خره جوندگان هستند، و بی بصیرتیان تحصیل کردگان .
سخن از بصیرت همراه کلماتی چون لجن، میکروب، …این گونه با بصیرتان را طلب میکند.
بصیرت مردم یک جامعه بزرگ ترین نعمت و بزرگ ترین سرمایه است که ما به کمک کلمه انرا به مردم خواهیم داد.
به دشمن دشمن دشمنان به دشمن دشمنه دشمن بصيرت .به دشمن به دشمن به دشمن .
فتنه .خواص.مردود .دشمن .ميكروب .بصيرت .
فكر كنم چيزي را از قلم ننداختم .
البته بدانيد كه بصيرت نصيب آدمهايي لجوج، قدرتطلب و كساني كه حاضر به پذيرش رأي مردم نيستند و آن را با ادعاي تقلب تخطئه ميكنند، نخواهد شد.
عباس جان!
اميدوارم و از ته دل آرزو دارم بصيرت شما نصيب ما نگردد
واقعا به كسي كه حضور ميليونها انسان معترض در روز 25 خرداد را نبينه، ميشه گفت با بصيرت؟؟؟؟
بصیرت یعنی برپا داشتن کهریزک ، زیر گرفتن انسان با خودرو درروز عاشورا ، کشتن ندا وسهرا ب و……..
بصیرت یعنی دزدیدن رای درروز روشن ودرپیش چشم میلیونها انسان
بصیرت یعنی من ، رئیس جمهور من ، قاضی القضات من ، رئیس صدا وسیمای من ، فرماندهان نظامی من ،خبرگان من ، شورای نگهبان من و …
بصيرت يعني اينكه محافظه كاري بس.
نامه اخير نوري زاد به مردم ايران كو؟
جايش خاليست و اين يعني بي بصيرتي و ترس شما
استفاده بیشتر از کلمه بصیرت به این سبب است که حاکمان، شرایط کنونی را یک شرایط آلوده القا کنند واز آن جایکه تمام تریبونهای سیما و رسانه های مکتوب وصدا در اختیارشان است سعی در بحق جلوه دادن خودشان هستند و طبیعی است مخالفان در مقابل نمی تواند از خود دفاع کنند مسلم است که بخش ناآگاه جامعه در تفکیک با بصیرتان وبی بصیرتان به آنچه که میبینند ومیشنوند قانع باشند و اینکه تاجران بصیرت با هوش مندی کلمات را از متن قران استفاده میکنند وبا مصداقهای تحریف شده به به آن بخش جامعه که در بالا اشاره کردم تزریق کنند
بصیریت حکومتی : وقاحت , جنایت , خیانت و خشونت
بصیرت سبز: معنویت , عدالت , کرامت و پیشرفت
بصیرت یعنی انسان کاری نکنه که دشمنان اسلام، نظام و انقلاب (شامل: آمریکا، اسرائیل، مجاهدین خلق، ضد انقلابهای فراری، سلطنت طلبان، رضا پهلوی، بنی صدر، گروهک ریگی و ….) بهش بگن احسنت، راهی که میری راه درستیه!!
عزيز برادر!
اگر در زندان تجاوز کند، مردم را بکشد، راي مردم را بدزدد، در خيابان دختران را بزند، 18 ميليارد از مملکت به ترکيه بفرستد، به بيت مراجع حمله کند، فرزندان کشور را زندان کند، دروغ نقل تمام سخنانش باشد، مطمنم کساني که نام برديد:(( شمنان اسلام، نظام و انقلاب (شامل: آمریکا، اسرائیل، مجاهدین خلق، ضد انقلابهای فراری، سلطنت طلبان، رضا پهلوی، بنی صدر، گروهک ریگی و ….)))، به ايشان نميگويند احسنت. حال بگو ببينم کسي يا حکومتي که اين اعمال را انجام ميدهد يا از آن حمايت ميکند بصيرت دارد؟؟؟؟؟؟؟؟
بصیرت یعنی اینکه دست شیطان از آستین خدا بیرون آمده باشد (نعوذبالله آدم را وادار به چه حرفهایی نمیکنید)
آمریکای و اسراییل اگر به دشمنانشان کمکهای تکنولوژیکی نکرده بودند الان دوستانشان تاج همایونی به سر نشانده بودند.خیلی راحت
مارادونا را ول کن غضنفر را بچسب. قسم حضرت عباس را ول کن دم خروس را ببین
امیدوارم همه همقطارانتان از این حجاب برهان خلف بیرون آیند
امیدوارم روز چهارشنبه نماز جمعه نخوانید
نخير بصيرت يعني از طريق دشمن دشمن كردن و وصل كردن مردم به دشمن مردم را سركوب كردن
بصيرت يعني وقتي كه حقانيت و مشروعيتي نداري وقدرت استدلال نداري
يا به زور عريان متوسل شي يا بري تو كار جنگ نرم و
هي تكرار كني كه دشمن شادميشه ها
خوب ميدوني كه شماها با شاد شدن دشمن مشكلي نداري
دشمن بيشترين امتيازات را از وضعيت عقب افتاده ي سياسي واقتصادي
وبهانه هائي كه براي تجاوز به منطقه به دستشان ميدهيم و
مشروعيتي كه در تقابل با ما كسب ميكنند
ميگيرند .
منظور از ما در اينجا حكومته
بله مشكل شما شادشدن دشمن نيست
نداشتن مشروعيت و حقانيت ومدارك حقوقي شما را مجبور ميكنه
با يك استدلال كودكانه كه فلاني را خوشحال كردي پس ناحقي
لا اقل اطرافيان خودتون را راضي كنيد و مخالفينتان را سركوب كنيد
دشمن دشمن كردن براي سركوب مردم است و كيه كه اينو ندونه ؟
همه ي كساني كه وضعيت حاكم را نقد ميكنند كه يك هدف ندارند ؟
الان دشمن حقيقي مردم كودتاچيها هستند
ولي ممكنه يك نقد جانانه ي ما از اسرائيل كودتاچيها را شاد كنه
بايد نتيجه بگيريم كه چون كودتاچيها شادشدند كار ما اشتباه بوده ؟
مجاهدين و سلطنت طلبها و ديگر نيروهاي غير مردمي
در توهمات خود سير ميكنند .
و ميخواهند از جنبش سبز استفاده ي ابزاري كنند
همانكاري كه حاكميت كنوني ايران با سانديس خورها ميكند
با اين تفاوت كه آنها موفق نميشوند
چون جنبش سبز اساسا ضد استبداد است
ولي حاكميت موفق شده از شماها استفاده ي ابزاري كند
شمائيد كه كودتاچيها به وجودتان به درستي افتخارميكنند
چرا كه پشتيبان حقيقي آنها هستيد و
مثل همانها فكرميكنيد
شستشوي ذهني شده ايد
سياستهاي گروهك مسخره ي مجاهدين و سلطنت طلبهاي بي شعور و آمريكا و اسرائيل جنايتكار همسو با حكومتهاي ديكتاتوري و غير ملي است .البته كه ميخواهند استبداد را خود پياده كنند و خود حاكم باشند .
براي همين هركس را كه ضربه اي به حاكميت كنوني بزند تشويق ميكنند.اما هدفشان همان هدف حاكميت كنوني است
استبداد .و دشمن حقيقي اين جريانات جنبش سبزه .چرا كه حكومتي ملي ميخواد .
بصیرت جاسوسانه و مفتشانه را هوشمندانه تعبیر کردن
وبه دشمن دشمن گفتن پناه بردن از دست مردم برای فرار از حقیقت
و مطیع منویات شیطان بودن
و فیوضات بی سرو ته را جدی گرفتن
و به بهانه ی حفظ امنیت مردم خون مردم را ریختن
و بی شرمانه مردم را احمق پنداشتن و
درصورت موفق نشدن به زور متوسل شدن
وهمه ی جنایتها و انحصار طلبیها و خودکامگیها را به بهانه ی جنگ نرم وسخت
با دشمن توجیه کردن
و پوشاندن ترکها و شکافهای وضعیت و انکار تناقضهای ساختاری حکومت
و خودرا پدر ملت خواندن برای نظارت زدائی از خود و اقتدارطلبی و سلطه
و سرکوب جنبشها و اعتراضات داخلی مردمی با وصل کردن آن به دشمن خارجی
و تن به حقارت معاملات نابرابر دادن با دشمن
در ازاء سکوت دشمن در باره ی نقض حقوق بشر
و حملات و حشیانه به جان و ناموس و کاشانه ی مردم و شنود و تجسس
در زندگی خصوصی مردم را درایت و اقتدار پنداشتن
و شریفترین و آزاده ترین مردم را به اقدام علیه نظام متهم کردن ودربند کردن
وشکنجه کردن و در چاه توالت فرو کردن را برای حفظ نظام
و اوجب واجبات ضروری دانستن
وتجاوزهای کهریزک را به دشمن نسبت دادن و خود راتبرئه کردن
ووقتی گندش در آمد جنایتها را خودسرانه اعلام کردن
و خلاصه در پناه بازی دشمن دشمن حقوق مردم را به بازی گرفتن
و نمایندگان مجلس را به اسم ولایتمداری تحقیر کردن
وسیاه را سفید نشان دادن و در بند کردن منتقدین به جرم سیاه نمائی
از زندگی ساقط کردن هنرمندان و آهنگها یشان را تقلید کردن
و طرحهایشان را به نفع خود و بر علیه آنها به کار بستن
هزینه های میلیاردی از بیت المال برای خرید شعبان بی مخها از کشورهای دیگر
برای ضرب و شتم مردم
چشم فتنه خواندن و حکم به کوری آن دادن
آری
منظور ایشان از بصیرت تجسس بیشتر در امور خصوصی مردم و
ریشه کن کردن نهال حقیقت است
بي بصيرتي يعني بپرسي: راي من کجاست؟ چرا حمله ي نيروهاي امنيتي و بسيج به کوي دانشگاه؟ چرا فاجعه ي کهريزک؟ چرا کشتار مردم در خيابانها؟ چرا بستن روزنامه ها؟ چرا زنداني شدن روزنامه نگاران؟ چرا دربند شدن فعالان سياسي و مدني؟چرا حمله به منزل مراجع؟ چرا زير چرخ گرفتن مردم توسط پليس روز عاشورا؟ چرا ضرب و شتم مردم در بيست و دوم بهمن ماه؟ چرا گوساله و بزغاله ناميدن مردم توسط يک امام جمعه؟ چرا خس و خاشاک ناميدن مردم توسط رئيس دولت؟ چرا ميکروب خواندن مردم توسط رهبر؟ چرا فروختن تمام مصالح کشور براي دستيابي به انرژي هسته اي مشکوک؟ چرا درووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووغ؟
بصيرت يعني: موسوي دروغگوست چون امريکا از حرف موسوي خوشحال شد. براي حفظ نظام ميتوان هر عمل غير انساني مرتکب شد. بصيرت يعني کيهان، صداو سيما، بيست و سي. بصيرت يعني سوزندان تن ترانه موسوي. يعني اعتراف تلويزيوني. بصيرت يعني:(( اوباما گردن کلفت تر از توهاش هيچ غلطي نکردن)). بصيرت يعني با بيست هزار تومان ماهانه پس از 15 سال 50 يا 70 يا 100 ميليون پس انداز ميشود.بصيرت يعني يک دختر بچه ي افريقايي به مادرش گفت: ((مامان اين محموده))….
بصيرت يعني به دست گرفتن باتوم، بي سيم، شليک گاز اشک آور،…
بصيرت يعني هر چي ما ميگيم قبول كن چون ما بينا هستيم نه تو
بصيرت يعني تو نميبيني. ما ميبينيم و به تو ميگيم . تو هم قبول كن و حرف زيادي موقوف
بصیرت یعنی باید عمل کرد. وقتی همه مبارزه تبدیل شده به بحث و جدل در فضای مجازی , باید فقط بنشینیم و نابود شدن مملکت و مذهب را تماشا کنیم
من با این دوستمون کاملا موافقم.
این سایتها هم به وسیله ای مانند سوپاپ اطمینان مبدل شدن و همه خودشون رو با این حرفهایی که در نهایت هیچ نتیجه عملی هم نداره، خالی میکنند. و پیش خودشون هم فکر میکنند کاری کرده اند، اما در واقع فقط وقت و انرژی ذهنی خود را هدر می دهند.
faghat tabe key bayad tahamol kard??vaghan omr gran maye …………………………
عبذالله جان! اول سعی کنیم عامه مردم بصیرت پیدا کنند بعد عمل کنیم. متاسفانه چنان از دین ظاهری زیبا برای اعمالشان ساخته اند. و چنان از تبلیغات و دروغگویی بهره میبرند که چشم بصیرت بسیاری از مردم را پوشانده اند.