سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » با شلیک گلوله‌ی ساچمه‌ای به صورت همسرم، او را کشتند و شبانه دفنش کردند...
» همسر محمدعلی راسخ‌نیا، از جان‌باختگان عاشورای 88:

با شلیک گلوله‌ی ساچمه‌ای به صورت همسرم، او را کشتند و شبانه دفنش کردند

چکیده :همسر یکی از جان‌باختگان عاشورای سال 88 می گوید به خاطر دو فرزند خردسالش و برای اینکه معیشت و زندگی‌اش دچار مشکلات بیشتری نشود، ناگزیر شد کمتر از مردی سخن بگوید که در تمام فامیل از او به عنوان «باب الحوائج» یاد می‌کردند اما بی‌گناه در خیابان کشته و شبانه به خاک سپرده شد، بی‌آنکه دو کودک او بتوانند حتی در لحظه‌ی آخر، صورت پدرشان را ببینند....


کلمه – مسیح علی نژاد

همسر یکی از جان‌باختگان عاشورای سال 88 می گوید به خاطر دو فرزند خردسالش و برای اینکه معیشت و زندگی‌اش دچار مشکلات بیشتری نشود، ناگزیر شد کمتر از مردی سخن بگوید که در تمام فامیل از او به عنوان «باب الحوائج» یاد می‌کردند اما بی‌گناه در خیابان کشته و شبانه به خاک سپرده شد، بی‌آنکه دو کودک او بتوانند حتی در لحظه‌ی آخر، صورت پدرشان را ببینند.

«محمدعلی راسخ نیا» معلم 40 ساله‌ای بود که در همان روزهای نخست عاشورا فیلم مربوط به جان باختن او یکی از دردناک‌ترین صحنه‌هایی بود که در اینترنت منتشر شد. این فیلم مردی را نشان می‌داد که تمام صورتش پر از خون بود و مردم کنار جسد و صورت خونین او ایستاده بودند و برخی با شیون فریاد می‌زدند که او زنده است، اما محمد علی راسخ‌نیا زنده نماند و تنها دو روز بعد به خانواده‌اش زنگ زدند تا جسد را تحویل بگیرند. [این فیلم تکان‌دهنده را در اینجا می‌توان دید، اما دیدنش به بیماران قلبی و عصبی توصیه نمی‌شود.]

اینک پس از دو سال، پای صحبت‌های همسر این جان‌باخته‌ی عاشورا نشسته‌ایم که از سختی‌ها و دشواری‌های زندگی خود و دو فرزند خردسالش می‌گوید و حتی از موسوی و کروبی و سبزها هم گلایه می‌کند که چرا کسی سراغی از آنها نگرفت.

بر اساس گزارشی که به تازگی درباره‌ی فعالیت‌های «کمیته‌ی پیگیری امور آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات» منتشر شده است – کمیته‌ای که موسوی و کروبی و خاتمی تشکیل داده بودند تا به شناسایی و پیگیری وضعیت خانواده‌های شهدا و مجروحان جنبش سبز رسیدگی کند – فعالیت این کمیته از نیمه‌ی شهریورماه 1388 با ممانعت نهادهای امنیتی مواجه شد و بدین ترتیب چهار ماه بعد که راهپیمایی مسالمت‌آمیز مردم در عاشورای 88 به خاک و خون کشیده شد، هیچ نهاد و گروهی وجود نداشت که بتواند سرنوشت کشته‌ها و آسیب‌دیدگان اعتراضات آن روز را پیگیری و یا از خانواده‌های آنها دلجویی کند.

اکنون همسر محمدعلی راسخ‌نیا که در عاشورای سال 88 به دنبال حوادث پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کشته شد، پس از گذشت نزدیک به دو سال از نحوه‌ی کشته شدن و دفن همسرش صحبت می‌کند و یادآور می‌شود که او نیز مانند خانواده‌ی دهها قربانی دیگر سرکوب‌های پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم، در این مدت از طریق مراجع قانونی پیگیر پرونده قتل همسرش بوده و البته هنوز به جایی نرسیده است.

سخنان این زن داغدیده در شرایطی بیان می‌شود که به تازگی رئیس قوه قضاییه گفته بود در حوادث پس از انتخابات تنها یک نفر کشته شده است. این در حالی است که عباس جعفری دولت آبادی همان زمان در جمع خبرنگاران گفته بود: «هفت نفر در روز عاشورا کشته شدند، یک مورد اعلام شده با گلوله بوده که نیروی انتظامی رسما اعلام کرده هیچ گلوله‌ای شلیک نکرده، و بقیه بر اثر برخورد جسم سخت و آسیب‌های مشابه کشته شده‌اند و دو مورد هم بر اثر گلوله‌های ساچمه‌ای بوده که اساسا در اختیار نیروی انتظامی نیست.»

تا کنون خانواده ی پنج تن از کشته شدگان عاشورا به نام های علی موسوی حبیبی، مصطفی کریم بیگی، شهرام فرج زاده طارانی، شبنم سهرابی و مهدی فرهادی راد در مصاحبه‌هایی که با جرس انجام داده‌اند، کشته شدن اعضای خانواده خود با شلیک مستقیم گلوله و یا زیر گرفته شدن توسط خودروی نیروی انتظامی را مورد تایید قرار داده و در عین حال گفته‌اند که تاکنون قاتلی به آنان معرفی نشده است.

سید علی موسوی حبیبی، خواهر زاده میرحسین موسوی است که خانواده اش در مصاحبه های رسمی خود اعلام کردند او ظهر عاشورای سال ۸۸ در خیابان شادمان هدف گلوله قرار گرفت و در بیمارستان سینا جان باخت.

مصطفی کریم بیگی نیز جوان 26 ساله ای بود که به گفته ی مادرش در روز عاشورا با اصابت مستقیم گلوله ای به پیشانی اش جان باخت و شبانه به خاک سپرده شد.

شهرام فرج زاده و شبنم سهرابی، دو جان باخته ی دیگر عاشورا هستند که خانواده های آنها نیز در مصاحبه های رسمی خود اعلام کردند که خودروی نیروی انتظامی از روی آنها رد شد و صحنه جان باختن آنها نیز به صورت گسترده در شبکه های اینترنتی پخش شده بود.

مهدی فرهادی راد جوان 38 ساله از دیگرجان باختگان روز عاشورا است که فیلمی از جان باختن او در اینترنت منتشر شده است و خانواده ی او نیز از نحوه ی جان باختن و دفن شبانه ی وی در قطعه 302 بهشت زهرا سخن گفتند.

امیر ارشد تاجمیر، جهان بخت پازوکی و شاهرخ رحمانی نیز از دیگر جان باختگان روز عاشورا هستند که خانواده ی شاهرخ رحمانی در همان روزهای نخست از زیر گرفته شدن این جوان توسط ماشین و دفن او در قطعه ی 213 بهشت زهرا خبر داده بودند.

حال با گذشتِ نزدیک به دو سال، خانم دبیری همسر محمد علی راسخ نیا هم در این مصاحبه از قتل همسرش با «شلیک گلوله‌ی ساچمه‌ای به صورت» گفته و خبر می‌دهد که مسئولان قضایی در دادگاه به او گفته‌اند همسرش توسط «منافقین» کشته شده است.

متن این گفت و گو در پی می آید:

خانم دبیری، کمتر نامی از همسر شما و نحوه کشته شدن او در این مدت مطرح شده است. آیا این دلیل خاصی دارد؟

من به اندازه کافی توی دردسر افتاده بودم، چون همسر من یک آدم سیاسی نبود و اصلا نمی دانم چه دلیلی داشت که آن روز در چهارراه ولیعصر بودند و چرا این اتفاق افتاد، چون قرار بود ایشان هیات باشند. به هر حال این دردسری که ما در آن افتاده بودیم من ترجیح می دادم که خیلی این قضیه دامنگیر خانواده نشود، به اندازه کافی مشکلات داشتم و یک زندگی روی دوش من بود و باید می چرخاندمش و نمی خواستم مشکلات خانواده مضاعف شود. برای همین خودم ترجیح می دادم صحبتی نکنم که مشکلی به وجود بیاید.

اخیرا یکی از زندانیانی که آزاد شده است به ما خبر داد که عاشورای سال ۸۸ وقتی در زندان بود خبر کشته شدن یک معلم زبان را شنید و همه ی مشخصات مربوط به همسر شما بود، بنابراین اگر خودتان مایل هستید در مورد شغل و وضعیت همسرتان توضیح دهید.

بله، من و همسرم هر دو فرهنگی بودیم. صبح با هم می رفتیم سرکار و شب هم با هم بر می گشتیم. انقدر مشکلات زندگی دامنگیرمان بود که حتی مجبور بودیم دو فرزندمان را هم گاهی با خودمان به محل کارمان ببریم، مجالی برای ایشان نبود که جزو حزب و گروه خاصی سیاسی باشد. ایشان مدیر مسئول یک آموزشگاه زبان بودند، یک انسان موقر، با ایمان، فداکار، انسان دوست و همیشه در خدمت مردم بودند. به جرات می توانم بگویم ایشان را فقط از یک خانواده نگرفتند بلکه با این اتفاق ایشان را از یک جامعه گرفتند. در میان فامیل و دوستان همیشه گره گشا بود …

ممکن هست برگردیم به روز واقعه و بگویید ایشان دقیقا چگونه کشته شدند و نحوه به خاک سپاری و حوادث بعد از آن چه بود؟

همسرم به دلایل امنیتی شبانه دفن شد. به ما گفته بودند برای اینکه برای مردم مشکلی پیش نیاید ایشان را شبانه دفن کنیم که منجر به درگیری نشود و خدای نکرده کسی آسیب نبیند. ولی نیروهای امنیتی به ما هیچ بی احترامی نکردند و حتی خودشان همان جا پشت سر همسرم نماز خواندند و به بچه های ما تسلیت گفتند، یعنی قبول داشتند که همسرم بی گناه کشته شده است. وقتی به ما زنگ زدند، من به اتفاق بچه هایم برای خاکسپاری رفتیم اما چون همسرم با چندین گلوله ساچمه ای مورد اصابت قرار گرفته بود، ترجیح می دادم بچه های من شکل و صورت داغون پدرشان را نبینند. بچه ها که نمی توانستند این صحنه را تحمل کنند، همان فضای تاریک گورستان برای بچه های من کافی بود… امیدوارم برای هیچ کسی چنین اتفاقی نیفتد. ولی تا برای کسی این اتفاق رخ ندهد نمی تواند بفهمد ما چه کشیدیم …

همسر شما کجا مورد اصابت گلوله قرار گرفت؟

دقیقا زیر پل حافظ بوده و وقتی این اتفاق رخ می دهد، موبایل همسرم می افتد که کسی با همان موبایل تماس می گیرد و به خانواده اطلاع می دهد. بعد از دو روز هم که خیلی مظلومانه او را جلوی چشم بچه های کوچکم در تاریکی دفن کردیم. خیلی زجرآور بود.

آیا شما در این مدت پیگیری قضایی انجام دادید؟

بله، پرونده ایشان همچنان باز است و دایره جنایی دارد پیگیری می کند. ما با دوندگی های بسیار زیاد از همان ابتدا تشکیل پرونده دادیم، و ظاهرا دارد روند قانونی اش را طی می کند، الحمد لله. ما که پلیس قدرتمندی داریم. پلیس ایران خیلی قدر قدرت است. آنها اگر بخواهند، حتما می توانند قاتل را پیدا کنند.

بله، ما امیدواریم و ان‌شاء‌الله که پاسخی می گیریم. چون من هم فکر می کنم لابد همین منافقین به او شلیک کرده اند. همسر من که اصلا سیاسی و حزبی نبود. حتما آنها هم اگر می دیدند که همسرم عضو حزبی نبوده، به ایشان شلیک نمی کردند. پس لابد همین منافقین بوده اند…

آیا با هیچ یک مسئولان دیداری داشته اید که دلجویی کنند، یا همین نکته که «منافقین کشته اند» را به شما گفته باشند؟

نه. در همین دادگاه هایی که ما شرکت کردیم، به ما لفظی گفته اند که «منافقین کشته اند». اما اینکه با مسئولین دیداری داشته باشیم یا پیگیری کرده باشند، خیر. شاید آنها هم با خودشان فکر می کنند همسرم عضو حزبی بوده که در راهپیمایی آن روز شرکت کرده. حتما با این چشم نگاه می کنند و نیامدند، ولی این نبوده و خدایی ما حتی ماهواره هم نگاه نکردیم. یعنی حتی فرصت نمی کردیم پیگیر این مسائل باشیم و حتی آن روز که شلوغ شده بود، ما اصلا خبر نداشتیم وگرنه اصلا در آن مسیر واقع نمی شدیم و شوهرم و سرنوشت ما اینطور به باد نمی رفتند. شوهرم خیلی خانواده دوست بود …

آیا حرفی و نکته ای برای مسئولان دارید که بگویید؟

من فکر می کنم دنیای سیاست دنیای بی رحمی است. شوهرم واقعا به شکل مظلومانه ای کشته شد و به شکل مظلومانه ای به خاک سپرده شد. دو تا بچه ی ما سرنوشت شان به دست باد سپرده شد. من عضو هیچ حزب و گروهی نیستم ولی این بی تفاوتی که از همه ی مسئولان دیدیم، واقعا آزارمان داد. نه سبزها از حال ما خبردار شدند و آمدند به ما سر بزنند که از ما حداقل بپرسند چه اتفاقی برایتان افتاد، و نه هیچ کس دیگری. من جزو هیچ حزبی نیستم ولی اقلا یک نفرشان می آمدند می گفتند آیا به شما سخت می گذرد؟

گاهی فکر می کنم شوهرم خیلی بی ارزش کشته شد، حتی اگر هم برای هدف خاصی رفته بود، ارزش این را نداشت که خون یک همچین انسان بزرگی ریخته شود. حتی گاهی می گویم آقایان موسوی و کروبی هم که همسرم به خاطر آنها کشته شد، به خودشان زحمت ندادند که پیگیری کنند و بگویند چه بر شما گذشت. اگر فکر می کردند همسرم برای طرفداری از آنها رفته، کسی نگفت چرا آخر؟ هیچ کسی پیگیری نکرد. ولی آن کس که باید بداند خدا هست که شاهد و ناظر مظلومیت و بی گناهی شوهرم و بدبخت شدن و به خاک سیاه نشستن ما هست.

من امیدوارم یک روزی خون همسرم ثمر بدهد و دامنگیر کسانی شود که این بلا را سر ما آوردند. ما که از خون همسرم نمی گذریم. جگر گوشه و عزیزترین کس ما بوده. بچه های من هنوز هم با خاطرات پدرشان زندگی می کنند…


45 پاسخ به “با شلیک گلوله‌ی ساچمه‌ای به صورت همسرم، او را کشتند و شبانه دفنش کردند”

  1. ناشناس گفت:

    خون بی گناه پایمال نمیشه و این وعده حق است پس امیدوار می مانیم تا روز موعود و سیاه رویی منافقان به میهن و مردم آنان که در پناه اسم منافق ،مجاهد ،موصاد و … کاری رو با مردم خودشون کردن که اسراییل با فلسطینی ها نکرد.
    یا حق

  2. ایرانی گفت:

    انشاءالله خدا صبرتان دهد، ولی باور کنید که شاید بیش از 98 درصد کسانی که در راهپیمایی ها و اعتراضات شرکت نمودند چون من، عضو هیچ حذب و دسته و گروهی نبودند، آخر مگر در این کشور احزاب چقدر فعال هستند که بتوانند این همه عضو بگیرند؟ تمام این افراد خیلی ساده دنبال حق خود به این تجمعات آمدند. آمدند چون به سرنوشت خویش و کشور خویش حساس بودند. آمدند چون رایشان دزدیده شد، چون پیش از این مالشان دزدیده شده بود و نمی خواستند که این اتفاق تکرار شود. می خواستند که کشورشان مسیرهای پیشرفت را طی کند و نه پس رفت را و نمی خواستند جهانیان یک کوتوله سیاسی را به عنوان رئیس جمهور آنها بشناسند.

    به امید ایرانی آزاد و آباد و شادی روح شهدای راه آزادی
    یا حسین میرحسین

  3. ناشناس گفت:

    حاكميت ضد ميهني ضد مردم و…

  4. ناشناس گفت:

    بیطرفی و عدم سانسور در این مصاحبه ستودنیست.

  5. ناشناس گفت:

    به امید ایرانی آزاد و آباد و به امید روزی که هیچ خونی ریخته نشود. خانم دبیر از صمیم قلب تسلیت می گویم.

  6. ناشناس گفت:

    خانم عزیزتمام این کشته شدگان عضوهیچ حزب وگروهی نبودن همه بخاطرپایمال شدن حقوق شهروندی خودواعتراض به به مشکلاتی که دارندبه خیابانهارفتندوکشته شدن من ضمن تسلیت به شمابانوی گرامی بامصاحبه ای انجام دادیدمطمن باشیدبسیاری ازمردم به دیدارتان خواهندآمد.وازشماوبچه هایات دلجویی خواهندکرد.وبه امیدروزی که آمرین وعاملین قتلهاوکشتارهای خیابانی سی ودوسال وجانباختگان سال 88 دردادگاهای مردمی محاکمه ومجازات شوندوکلیه زندانیان سیاسی آزادشوند.ماخواسته مان این است به امیدپیروزی ایران وحکومت آرامش ومردمی که دیگرزندانی واعدامی وگرسنه نباشد.فقروفحشاواعتیادازمیهن عزیزمارخت بربندد.

  7. ناشناس گفت:

    درد شما فراوان است و هيچ كس جز شما آن را درك نمي‌كند. با اطمينان مي‌شود كه عمده مردمي كه به خيابان آمدند، به خاطر شخص يا گروه خاصي نبود. هيچ كس به خاطر ميرحسين و كروبي به خيابان نيامد. آنها تنها كانديداي رياست جمهوري و همراه مردم هستند كه اكنون دارند هزينه مي‌دهند. مردم به خيايان آمدند عليه دروغ، عليه فساد، عليه جنايت، عليه جهالت،‌ براي عدالت براي آزادي. به خاطر اينها آمديم. نه براي شخص يا گروه خاصي. براي اينكه كشورمان و ما منزلت و شان انساني براي زندگي پيد كند. شما درد زيادي داريد. اما به نظرم همسرِ شهيد شما هم به اين خاطر به خيابان آمدند. به اميد پيروزي همه.

  8. ناشناس گفت:

    اگر ميگذاشتند كميته پيگيري به فعاليتش ادامه دهد، حتماً به اين همسر داغديده سر ميزد، يا خود مهندس موسوي و حجه‌الاسلام كروبي

  9. phoenix.5 گفت:

    اعوذبالله من الشیطان الرجیم
    بسم الله الرحمن الرحیم
    ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتأ بل احیأء عند ربهم یرزقون
    ‏*و مپندارید کسانی که در راه خدا کشته میشوند مرده اند؛ بلکه زنده اند و نزد خداوند روزی میخورند*

  10. امید گفت:

    روحش شاد
    دوشادوش مردم بود و خودش رو وقف مردم کرده بود
    روحش شاد و راه سبزش گرامی
    الله متعال به خانواده و همسر و فرزندانش صبر و اجر و پاداش دنیوی و اخروی دهاد
    آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزی دارند
    دست مریزاد خانم علی نژاد واقعا الله متعال به شما هم پاداش دهاد که یاد شهدایمان را زنده میکنی

    یاحسین
    میرحسین

  11. سبز گفت:

    یا حسین میر حسین

  12. آرمان رضاخانی گفت:

    مرسی مسیح جان مرسی… باورم نمیشه چطوری اینکار رو کردی! مرسی من شاید الان بهتر بخوابم، نمیدونم اونائی که آدم میکشن و استاده من رو گرفتن هم راحت میخوابان؟

  13. ناشناس گفت:

    doorood bar shoma be khatere roushangary

  14. ناشناس گفت:

    کاش خانواده بقیه جانباختگان که سکوت کردند نیز سکوت رابشکنند

  15. وحید گفت:

    عزیزم متاسفم….ازکی به کی شکایت برده ای؟
    علی ابن ابی طالب کجاست؟
    مشتی دله دزدند وشما را به بازی گرفته اند
    لطفا پیگیر شکایت نشوید
    آنها دوست دارند ارباب رجوع از آنها بخواهد…تو خواهش نکن
    مراقب خودت وفرزندانت باش

  16. ن گفت:

    خب وقتی شما (خانواده شهید) هیچ اطلاع رسانی نمی کنید مردم و رهبران جنبش سبز از کجا شما رو می شناختند که به شما سر بزنند و کمک کنند!؟

  17. ابوذر گفت:

    منم به نوبه ي خودم خدمت خواهر عزيز و موقر خودم تسليت عرض ميكنم و احساس مضاعف شدن بار شرمندگي رو هم از ايشون و هم از تمام شهدا ،جانبازان و اسرا، همچنين خانواده هاي معزز و مكرم اين بزرگواران ميكنم.لابد خواهر متدين من عنايت دارند كه در طي روند اعتراضات بحق هم ميهنان خويش چه هزينه ي سنگيني رو ملت متحمل شده است بنابراين انتظار بجايي نيست كه از رهبران بزرگوار جنبش سبز توقع رسيدگي روزمره و خانه به خانه ي ملت ازاده ايران اسلامي را داشته باشد.حقير هم معتقد ام كه شما معامله ي خود را با خداي خويشتن انجام داده ايد و چه خوش معامله اي ژس روا نيست كه انتظار پاداش دنيوي رو از بندگان خدا داشته باشيد هر چند اگر اين بندگان،بزرگواراني چون موسوي،كروبي ،خاتمي و … باشند(اعظم عباده ،اخفيها)

  18. ماندگار گفت:

    بله – ما هم می دونیم توسط منافقین کشته شدند- منافقین واقعی البته – یعنی همون بسیجیها و سپاهیهای امروزی و ارازل اوباش نیروانتظامی و زندانیهای خطرناک که آزاد کردین در جوار پلیس و امنیتیها و بسیجیها همه ی این خائنین کشت و کشتار راه بندازن و هر جنایتی مرتکب بشن

  19. دختر مسلمان گفت:

    مادر عزیزم، باور کن که این قصور بخاطر بی اطلاعی سبزها بوده و نه چیز دیگری. اگر از خانواده سایر شهدا بپرسید میبینید که سبزها با اونها در ارتباطن. مطمئن باشید که این بخاطر عدم اطلاع مردم و صحبت نکردن شما در مورد همسرتان بوده و اوضاع بعد از این مصاحبه تغییر خواهد کرد

  20. شعر جدید برگرفته ار وبلاگ پرهام دهقانی گفت:

    با درود. خسته ام !
    هنوز روز،
    به دوز و دوخت مانده است.
    دار قالی کنار باغچه،
    گوسفند مرد گله دار را چرانده است.
    باز پشم و آب داغ و رنگ و نقش و تار و پود،
    باز قصه ی هنوز زود زود.
    رنگ سبز باز، باز هم هوای عاشقی ست.
    رنگ سبز تیره سهم کوچه ی کناریست.
    رنگ یاسی از برای این ترانه است.
    با کلاس ترین رنگ این اتاق خانه است.
    رنگ زرد روی خسته ی من است که هنوز
    گاه شایدم می پرد زود زود.
    رنگ آبی از برای آسمان خیس قالی است.
    ابرهای مزاحمی ست ،که تزیین خالی است.
    رنگ مشکی از برای میله های سمت کوچه ی اقاقی است.
    شایدم قطره ای کدر ، روی آبراهی به این زلالی است.
    مرد نقاش . پیش دار قالی اش هنوز زنده است.
    با عبور، از نقش روزگار تیره فام ،
    به امید روزهای خوب وعالی است.

  21. سياوش گفت:

    خواهرم همسر شما تاريخ ساز شد، و ما جوانان ايران روزي نه چندان دور آزادي ايران را بر سر مزار پاكش جشن مي گيريم . اندكي صبر سحر نزديك است.

  22. mehdi گفت:

    چه میشه گفت جز اینکه ادم سرش رو تو چاه کنه و فریاد بزنه. راستی اقای ….شب چطور خوابش میبره؟

  23. اردلان گفت:

    بادرود خدمت دوستان خدارحمت كند دوست عزيز را و صبر به خانواده ايشان دوستان عزيز مبارزه سخت و مشكل ميباشد بدورد

  24. ناشناس گفت:

    خانم گرامي
    نام و ياد همسر گرامي شما تا تاريخ زنده است زنده خواهد ماند و مردم شريف ايران قدر اين مرد بزرگ را خواهند دانست. شما به خاطر داريد كه چگونه كميته‌اي را كه براي رسيدگي به همين مسائل تأسيس شده بود تار و مار كردند و بر سر افراد ديگر مانند ميرحسين و كروبي چه آوردند. به هر حال به عنوان يك سبز كوچك از بي‌توجهي به شما و خانواده‌ي شما عميقاً شرمسارم و اميدوارم سبز‌هايي كه از نزديك شما و خانواده‌ي شما را مي‌شناسند از سوي تمام سبزهاي عالم در خدمت شما باشند.

  25. کورش گفت:

    من به شما آموزگار دانا و توانا و مادر شجاع و فداکار وبردبار می بالم که میهن ما همیشه از چنین ایرانبانان داشته و خواهد داشت و همین پایداری و بردباری شما را برای آن منافقین و مزدوران بی خرد بس است.
    اسیب بی اندازه ای به خانواده شما وارد شده والبته ما هم با شما هم درد هستیم از خداوندبزرگ خواستارم به شما بردباری بیشتر بدهد. تا بتوانید فرزندان را به سرمنزل برسانید.
    خون ان جانباخته تا قیامت از بین رفتنی نیست و قاتلان رسوا خواهند شد.
    درود خداوند بر مردان آزادی

  26. سلام گفت:

    خداوند به ایشان صبر و به عزیران سفر کرده همنشینی با اولیای خدا در سرای جاودان بهشت عطا فرماید

  27. رضا گفت:

    خواهرم ،همین که با یقین وثبات عقیده می گویی شوهرت متدین ،خانواده دوست وانسان سالمی بود. مطمئن باش که همه کشته شدگان عاشورای 88 در منش وکردار سالم وسرلوحه جمع وجمعیتی بوده اند. وخداوند خود نظاره گر بندگان خویش است.غمگین مباش ،که او از دست مراد خویش ابوالفضل ،می گوارای جان دادن با عزت نوشیده است.وسیاهی و ذلت تا ابد برای کسانی است ،که بنام اسلام وشیعه در عاشورای حسینی دستور شلیک به ازادگان رهرو حسین را دادند. تداوم زندگی شاد گوارای وجود خانواده تان ،باد

  28. محمد گفت:

    خواهر عزیز همه ما به شماها افتخار میکنیم.شهدای جنبش سبزمان زنده است وماها در چم وخم روزگار مرده ایم

  29. کاوه گفت:

    از خودم خجالت میکشم در این کشور با این ظلم و این استبداد و تحجر زندگی میکنم .گاهی به فکر خود کشی میافتم من 24 سالم است اینده ای در این کشور برای ما جوانها جز سرکوب وزور دیده نمی شود

  30. وثوق گفت:

    نصرمن الله و فتح قريب …. ننگ براين دولت مردم فريب

  31. ناشناس گفت:

    یک راهی پیداکنیدیا نشانی یابطریقی بتوانیم به شهداومجروحان وخانواده زندانیان جنبش سبز کمک کنیم

  32. ناشناس گفت:

    امیدواریم روزی آمراین جنایات راهمچون مبارک درمصر به محاکمه بکشیم وانتقام خون این شهیدان راازاو وارازل واوباش حامی اش بستانیم

  33. مهسا گفت:

    قلب آدم به درد میاد اونها این طور مظلوم و بیگناه مردند ولی هیچ نتیجه ای نداد. دیکتاتور ها و قاتل ها راست راست راه میرند به ظللم و دزدی و غارتشون ادامه میدن به قیمت کشتن ملتشون به قدرت چنگ زدن و گردنشون روز به روز کلفت تر میشه بس کو عدالتت خداااااااا تو کجایی….؟

  34. sabz گفت:

    به خدا نمیتونم جلوی اشکامو بگیرم..اخه چرا باید اینجوری باشه..ای خدا
    …به امید ازادی ایران

  35. ناشناس گفت:

    خواهر من بسياري ازكساني كه در جريان انقلاب اسلامي شهيد شدند مانندشوهر شما بودند ، آن كودكان معصومي كه در مدرسه زير موشك باران صدام چه مي دانستند جنگ چيست ؟ باي ذنب قتلت؟ تسليت خدمت شما وآرزوي روزي كه حقيقت بر همه روشن شود يادتان باشد خون مظلوم هميشه گريبان ظالمان را مي گيرد.

  36. ناشناس گفت:

    فقط اه میکشیم تا روز مو عود که فرا برسد

  37. یا حسین، اسمت هم مظلوم واقع شده گفت:

    روز شهادت امام مظلوممان میان بیرون سوت میزنندو کف میزنند، و می گویند ما اسلام نمی خواهیم
    اسلام با تمام قدرت تو دهن این آدما میزنه تا دیگه کسی جرأت نکنه تو عاشورا هتک حرمت کنه

    یا حسین ما از تو شرمنده ایم،
    از تو بخاطر کسانی که نام تورو دارند و ادعا دارند از نسل پاک تو هستن ولی خون پاک تو رو به سخره می گیرن
    تو روز شهادت تو، با نام تو، به دنبال حذف اسلام از جامعه هستن
    تو روز تو و با نام تو به دنبال کشف حجاب هستن
    به دنبال رابطه با اسرائیل غاصب و امریکای جنایتکار هستن
    ما از تو شرمنده ایم یا حسین

  38. ناشناس گفت:

    شرم بر من،
    شرم بر من، که در جامعه ای زندگی می کنم که این چنین با شهروندانش برخورد می کنند، و من ساکت وبه ظاهر ” صبور” نظاره گرم ،

  39. سیما گفت:

    همسر گرامی شهید
    من روز عاشورا زیر پل کالج بودم. صحنه شهادت شوهر شما را ندیدم اما بقیه ماجرا را دیدم. گارد از سمت چهارراه ولیعصر حمله کرد و چند دقیقه بعد چند بسیجی (که دو نفر آنها قبلا به ستاد قیطریه حمله کرده بودند) از روی پل به مردم شلیک کردند. فکر می کنم که شوهر شما هم نه با گلوله ساچمه ای بلکه با گلوله کلت کمری به شهادت رسیده اند.
    قاتل احتمالی شوهر شما (سرپرست همان تیمی که به ستاد قیطریه حمله کرد) را هم امشب دوباره دیدم. توی خیابان عباس آباد موتورش را دم ساندویچی فریدون (معروف به فری کثیف) پارک کرده بود و با یک بسیجی دیگر مشغول خوردن ساندویچ و نوشابه بود

  40. ترانه سبز گفت:

    ميتونين تصور كنين اون كيه كه ميتونه از فاصله نزديك صاف تو صورتتون شليك كنه؟
    فقط يه آدم سنگدل و بي رحمه؟
    كسي كه ميتونه اينطور وحشيانه كسي رو بكشه . فقط سنگدل و بي رحم نيست. براي اربابش دم ميجنبونه. تا بهش جايزه بدن.تشويقش كنن. خلاء هاي هويتي اش , با اين خوش خدمتي ارضاء ميشه. پيش اربابش ارج و قرب پيدا ميكنه. ارج و قربي كه لابد تو بچگي هاش ازش گرفته شده. يه مزدور.

  41. سروش گفت:

    اعوذبالله من الشیطان الرجیم
    بسم الله الرحمن الرحیم
    وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَىٰ مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنكَ صُدُودًا ﴿النساء: ٦١﴾

  42. نا شناس گفت:

    اعوذبالله من الشیطان الرجیم
    بسم الله الرحمن الرحیم
    لَّئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا ﴿الأحزاب: ٦٠﴾

  43. ناشناس گفت:

    لَّئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا ﴿الأحزاب: ٦٠﴾

  44. محمد گفت:

    هیچ خون بی گناهی بدونه مجازات نخواهد ماند… اگر این چنین نباشد پس خدایی هم که وعده حق و عدالت خواهی را به انسان داده ، وجود ندارد.
    به قول معروف : یک روز خوب میاد … حتمآ این اتفاق میفتد و تمامی کسانی که خون بیگناهی را ریخته اند به سزای اعمالشون میرسند… همون طوری که الان در خاورمیانه این اتفاق در حال وقوع هست.

  45. ناشناس گفت:

    اقتدار گراها ادعا میکنند که این چند ده نفر افراد معترض بی گناه و رهگذر در کوچه و خیابان توسط منافقین ( احتمالا منظور ایشان توسط گروهک ضاله مجاهدین خلق است) بشهادت رسیده اند و سوالی که اینجا مطرح میشود اینست که چرا منافقین مسلح که راحت و بی خیال راست راست داخل مملکت راه میروند و با سلاح گرم طرفداران موسوی را میکشند نتوانسته اند یکی از نفرات حاکمیت یا موتور سوارای بسیج را هد ف قراربدهند!!؟؟