بازگردید! قبل از آنکه کاسهی صبر مردم لبریز شود
چکیده :آیا میتوان امید داشت که قبل از کنار رفتن آتش خشم مردم رنجدیدهی ایران از زیر خاکستر و لبریز شدن کاسهی صبر آنها، فضایی فراهم شود که ادارهی جامعه به دست باکفایت امثال میرحسین موسوی، مهدی کروبی و دیگر منتخبان واقعی مردم بیفتد و برای احقاق حقوق عامه لازم نباشد که مردم در ادامهی راه ندا آقاسلطان ها و سهراب اعرابی ها و محسن روحالامینی ها و دیگر قربانیان راه عدالت و آزادی کشور و نجات جمهوری اسلامی ایران از دست غاصبان، قربانیان جدیدی بدهند و از همهی انرژی و ظرفیتهای جوانان در راه ساختن ایرانی آزاد و آباد استفاده شود؟...
کلمه – گروه سیاسی:
به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندانهای امنیتی باز میکنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه، هرکسی را از دایره خودیهایمان دور میکنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد میگیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیکپوش است. آنقدر از دور خود میرانیم تا این که تنها میمانیم.
(بیانیه شماره 9 میرحسین موسوی)
با گذشت بالغ بر 220 روز از زندانی ساختن میرحسین موسوی و مهدی کروبی و همسرانشان، مردم ایران شاهد مجموعهای از رخدادها هستند که دائماً یادآور نقدها و تحلیلها و هشدارهای این عزیزان در دوران انتخابات است.
از یک سو، روند رو به گسترش فقر و فساد و دروغ و تزویر و دینفروشی و وطنفروشی هر روز با جلوهها و مصداقهای جدیدی جلوهگر میشود که مورد به مورد تأییدکنندهی بصیرت عمیق میرحسین موسوی و مهدی کروبی در احساس خطرشان نسبت به آیندهی این سرزمین است و از سوی دیگر، تشدید روندهای از هم گسیختگی و فروپاشی اردوگاههای مدعیان اصول، هر روز با مصداقهای جدیدی قابل مشاهده است. در این میان آنچه که بیش از هر چیز رخ نمایان میکند، سردرگمی کسانی است که برای استمرار چهار سالهی قدرت نامشروع خود حاضر شدند بهترین فرزندان این مرز و بوم را به آتش کید خود گرفتار سازند و جلوههایی از ناپسندترین شیوههای حکومتداری و رفتار با مردم را از کهریزک تا اوین و از سنگفرشهای خیابانهای تهران تا دورافتادهترین مناطق کشور به نمایش بگذارند. از ظلم در حق دراویش مظلوم و بیآزار این مرز و بوم تا کشیدن شمشیر زور و حبس به سوی مردم مظلوم آذربایجان که جرم آنها فقط این است که با آرامش و متانت و ادب و معرفت، مجلس و دولت را خطاب قرار داده و میگویند بیاعتنایی به سرنوشت دریاچهی ارومیه و مشاهده مرگ تدریجی این سرمایهی زیستمحیطی ملی، نمادی از بیاعتنایی به همهی چیزهایی است که به عزت و عظمت و شرافت و حیثیت مردم مسلمان ایران مربوط است. آنها می پرسند قرار است این فجایع تا چه میزان استمرار یابد و شدت و وقوع فاجعههای پی در پی ِ ناشی از بیکفایتی و فساد و خودخواهی، تا کجا باید برسد تا آنان از خواب غفلت و غرور خود بیدار شوند.
در کنار اینهمه غفلت اما سنتهای خداوندی و قانونمندیهای شناختهشدهی حاکم بر جوامع، مسیر خود را طی میکند، گویی کوچکترین اعتنایی به آشفتگی و از هم گسیختگی کودتاچیان و متوسل شدن آنها به هر وسیلهای برای پنهان کردن واقعیتها و رساندن امروز ظلم و جنایت و بیدادگریها به فردا ندارد و کار خود را آرام و بیسر و صدا تداوم میبخشد و دائماً علائم هشداردهندهی جدیدی برای فرعونیان ارسال میکند، باشد که آگاه شوند و از مسیر طاغوتی خود انصراف حاصل کنند. برنامهی سقوط استبدادگران که از بنعلی و مبارک شروع شده بود، دقیقاً مانند دومینو از عبدالله صالح عبور کرده و به معمر قذافی رسیده و اینک این بشار اسد است که خود را آمادهی سقوط میکند، باشد که آخرین پرده از این دومینو باز هم فرصتی برای اندیشه کردن و توجه و بازگشت به آغوش مردم پیدا کند، تا دست از ظلم بردارند و راه را برای اصلاح امور خلق هموار سازنند.
اینک این واقعیتها و تجربهها و سنتهای الهی فراروی قدرتمداران قرار دارد، آیا آنها هنوز تهماندهای صداقت و انصاف دارند که بخشهایی از انحرافات و ظلمهای خود را جبران کنند و چشم و دل مردم را بار دیگر به جمال میرحسین موسوی و مهدی کروبی و همسرانشان و همهی قهرمانان مظلوم ملت که محبوساند، روشن کنند؟ و فاسدان و جانیان را در معرض محاکمه عادلانه قرار دهند و دست از ظلم در حق مردم بردارند؟ مسیر دیگر آن است که مانند همپیمانان گذشته و حال خود، یعنی معمر قذافی و بشار اسد، فرصتهای باقیمانده را یکی پس از دیگری از دست بدهند و شدت استیصال خود را افزایش دهند. اگر دیروز ابراهیم یزدی و صدر حاج سید جوادی و امثال آنها را که هشت دهه از عمرشان گذشته است، به جرم خواندن نماز غیرفرمایشی و غیرحکومتی به زندان میانداختند، امروز برادران اهل تسنن ما را به حبس و زحمت میاندازند، چرا که نه اجازهی ساختن یک مسجد برای اهل تسنن در تهران میدهند و نه حتی این مظلومان و بیپناهان را مجاز میدانند که در سفارتخانهی این یا آن کشور سنیمذهب، یا در منازل افراد به انجام عبادات دینی خود بپردازند. در حالی که برای ولگردان در لندن اشک تمساح میریزند و برای اعزام نیرو برای حفاظت از جان آنها اعلام آمادگی میکنند؛ و در همین حال، ابتداییترین حقوق انسانی را از بهشتی ها و احمد زیدآبادیها و قابلها، صمیمیها، ستودهها، تاجزادهها، سحرخیزها و دیگر فرزندان رشید این مرز و بوم دریغ میدارند.
از یک طرف، همهی جهانیان را به ایمان و انصاف فرامیخوانند، اما در داخل کشور صنایع و کشاورزی را نابود میکنند. آشکارا به آنها دستور مردمفریبی میدهند و راهکارهایشان پایین آوردن وزن اجناس به شرط عدم تغییر قیمت آن است، و سپس بانگ برمیدارند که دیدید با حذف یارانهها آنطور که میگفتید نرخ تورم در حد پیشبینی شما بالا نرفت؟!
از یک طرف تولیدکنندگان مظلوم را مجبور به توقف فعالیت تولیدی میکنند و یا ناگزیر میسازند کمتر از یک سوم ظرفیت تولید خود را به کار بگیرند، و از طرف دیگر با وارد کردن سهم بیش از 70 درصد میعانات گازی در ارقام صادرات غیرنفتی فریاد برمیدارند که ببینید صادرات غیرنفتی کشور افزایش یافته است! از یک طرف، به محض اینکه قیمت طلا در بازارهای جهانی بالا میرود، فرصتطلبانه و به سبک کانگسترها با افزایش چند برابر بیشتر قیمت طلا و ارز نسبت به تغییر قیمت جهانی، بار خود را میبندد و از طرف دیگر، وقتی قیمت طلا در بازارهای جهانی کاهش پیدا میکند، هیچ تأثیری از آن در بازار ایران مشاهده نمیشود. از یک طرف، آببازی چند جوان مظلوم، معصوم، محروم و بیپناه را برخلاف شرع اعلام میدارند و با آنها برخورد امنیتی میکنند و از طرف دیگر، ربای 72 درصدی در بازار اصلاً احساس نگرانی از اعلام جنگ با خدا با این صراحت پیدا نمیکند.
از همهی این کارها رسواتر، دمیدن در بوق بیداری اسلامی در کشورهای منطقه است. قابل انکار نیست که به هر حال بخش قابل ملاحظهای از مردم ِ به ستوه آمده از استبداد و فساد در منطقه، مسلمان هستند، باید به مدعیان تذکر داد که حتی اگر بیداری آنها بیداری اسلامی باشد، این چه ربطی به شما دارد؟ آیا غیر از این است که در تمامی این حرکتهای مردمی، اولین واکنش رهبران این حرکتها، تبری آنها از اسلام طالبان و نیز عمل بر طبق رفتار حاکمان ایرانی است؟
ما در اینجا درباره میزان اسلامی بودن این همه دروغ و فساد شما سخنی به میان نمیآوریم. به ظاهرسازیهای شبه سفیانی شما نیز استناد نمیکنیم که به تار موی دختران مظلوم این دیار حساس هستید اما به مهاجرت خیل عظیم قربانیان سیاستهای فاسد و ظالمانهی خود به کشورهای حاشیهی جنوبی خلیج فارس برای تنفروشی کاری ندارید. اما لااقل به این واقعیت توجه کنید که بدون استثنا همهی رهبران جنبشهای اعتراضی منطقه خاورمیانه احساس نزدیکی شدیدی با جنبش سبز و رهبران مظلوم و دربند آن دارند و این همان چیزی است که در آغاز حرکت آزادیخواهی مردم منطقه، در بیانیهی میرحسین موسوی به صورت کاملاً مشخص و با شواهد کافی ارائه شد.
سخن بر سر این است که هنوز از دیدگاه رهبران جنبش سبز و مردم ایران، فرصتهای اندکی برای متولیان باقی مانده است. آیا میتوان امید داشت که قبل از کنار رفتن آتش خشم مردم رنجدیدهی ایران از زیر خاکستر و لبریز شدن کاسهی صبر آنها، فضایی فراهم شود که ادارهی جامعه به دست باکفایت امثال میرحسین موسوی، مهدی کروبی و دیگر منتخبان واقعی مردم بیفتد و برای احقاق حقوق عامه لازم نباشد که مردم در ادامهی راه ندا آقاسلطان ها و سهراب اعرابی ها و محسن روحالامینی ها و دیگر قربانیان راه عدالت و آزادی کشور و نجات جمهوری اسلامی ایران از دست غاصبان، قربانیان جدیدی بدهند و از همهی انرژی و ظرفیتهای جوانان در راه ساختن ایرانی آزاد و آباد استفاده شود؟
اینجاست که باید گفت اگر حاکمیت به همان بیانیه شماره 9 میرحسین موسوی گوش فرا میداد، بسیاری از مشکلات امروز وجود نداشت. او گفته بود:
به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمیتابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخهای بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.
به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم میخواهیم ایمانهای مذهبیشان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته میشود؟
به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمانهایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینهتوزی که میشناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامهریزی و تصمیمات خلقالساعه فردی اداره نمیتوان کرد.
به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کردهایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.
مردم به حکومتی اعتماد میکنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهمترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمیشوند.
به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندانهای امنیتی باز میکنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه، هرکسی را از دایره خودیهایمان دور میکنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد میگیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیکپوش است. آنقدر از دور خود میرانیم تا این که تنها میمانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز میکند و به صرف شهادت زبانی، انسانها را در دایرۀ خود میآورد.














به امیدآزادی میر سبزمان و رسوائی بیش از پیش دروغگویان و خائنین به اسلام و ایران و ملت
به امیدآزادی میرسبزمان و رسوائی بیش از پیش دروغگویان و خائنین به اسلام و ایران و ملت
مقاله بسیار جالبی است. برای رسیدن به این گونه راهها شجاعت اخلاقی، گذشت، شهامت، اقرار به اشتباهات و وسعت دید و آینده نگری لازم است. اما آنچه تا کنون شاهدش بوده ایم متاسفانه غیر از یک دندگی و لجبازی کودکانه نبوده است. البته خود شیفتگی هم نقش بسیار داشته است. اگر رهبری پیدا شد که بین از بین رفتن منافع شخصی و منافع ملی کشورش دومی را انتخاب کرد، رهبرو نخست وزیر و رئیس جمهور و رئیس کشوری است که نامش در تاریخ باقی خواهد ماند. اما متاسفانه در دنیا این گونه افراد بسیارند. اگر شاه میدانست که این بلاها برسر ایران و مردم ایران خواهد آمد تصور می کنید حاضر می شد تصمیم درست گرفته و شهامت کرده و داوطلبانه از کار کنار برود و شرایطی بوجود آورد که شیرازه کار از هم نپاشد؟ گمان ندارم. هرچندم شنیدم یک بار در خارج و در زمان تبعید، هنگامی که از ابتلای خود به سرطان و میزان خطرناک بودن آن آگاه شده بود، گفته بود اگر من میدانستم که عمرم این اندازه کوتاه خواهد بود، در ایران می ماندم و همراه با بقیه کشته می شدم و بعد زده بود زیر گریه. اما متاسفانه روی حرفهای زمان بایزیدی نباید زیاد حساب کرد. زیرا حاکمان در زمان حکومت یزیدی فکر می کنند و حرف می زنند اما در معزولی تبدیل به بایزید می شوند. افسوس و هزاران بار افسوس
این طرف سوم کیه که کلمه همیشه تو مقاله هات ازش می خوای به داد مظلوم برسه و جنایت کاران رو مجازات کنه؟ بابا بخدا این طرف سومه همون که موسوی و کهروبی رو انداخته زندان همونی که جوونای مردم رو کشت . بعد تو ازش می خوای به آغوش مردم برگرده یا خودشو مجازات کنه؟ از چی می ترسی … ؟
کلمه دست بردار از این قایم موشک بازی
هر رئز که میگذره حقانیت راه میرحسین عزیز و شیخ شجاع بیشتر روشن میشه
بنازم به بصیرتت میرحسین موسوی عزیز
سیاست خارجی ادامه سیاست داخلیست.خارجیها میبینند چطور فرزندان انقلاب را گشته زندان.شگنجه وفرار از گشور .بهترین موقعیت برای انهاست
درود بر میر حسین
خجالت بکشید و آزادی میر حسین و سایر زندانیان سبز بیشتر از این خود را شرمنده تاریخ نکنید
خود را مردود این دنیا و آن دنیا نکنید..
اسم رفتار شما سیاست ورزی نیست خباثت است آزاد کنید این راستگویان فدارکار را
اگر آقایان بصیرت داشتند می دیدند که تمام پیش بینی های میرحسین عزیز دل مردم ، یکی پس از دیگری در حال وقوع است و خدا هم کمک میکند و هر روز حاکمیت دروغ و ریا را در داخل و خارج بیشتر رسوا میکند .
سقوط این بی تدبیرها نیاز به حرکات خیابانی ندارد بلکه اینها خودشان با سرعت بطرف سقوط و پرتگاه در حال دویدن هستند و خداوند هم عجب بی صدا انتقام مظلومیت ملت و انتقام دین فروشی و به سخره گرفتن نام خدا را از اینها میگیرد.
چرا قدرتان را ندانستیم..
اين اتفاق اقدام سپاه قدس به ترور سفير عربستان حقيقت داشته باشد يا نداشته باشد فرقي نمي كند. مهم اثر آن است كه در هر دو حالت اتفاق مي افتد. اميدوارم كه حاكميت سر عقل بيايد، افسار عناصر خودسر خود را سفت ببندد، فضا را براي فعاليت در عرصه بين المللي امثال آقاي خاتمي باز كند، به اين فضاحتي كه در داخل به بار آورده پايان دهد، مقدمات برگزاري انتخابات آزاد و سالم را فراهم نمايد و حاكميت را به مردم بسپارد.
حاكمان بترسند از روزي كه جوانان ايراني خود را همراه سربازان آمريكايي بداند. حاكميت بداند كه اين لباس شخصي هاي مزدور را در آن زمان نمي توان با خروارها پول به مقابله با آمريكا فرستاد. حاكميت بداند كه اين همه سران فاسد در سپاه و حكومت،به محض اينكه اولين موشك آمريكا ايران را هدف بگيرد، پا به فرار مي گذارند و با پاسپورتها و هويت جعلي، سر از انگليس و كانادا در خواهند آورد.
هنوز دير نشده، ميرحسين موسوي و آقاي خاتمي مي توانند همه معادلات را در عرصه بين الملل به نفع ايران تغيير دهند و همه بهانه جويي ها و يا احساسات انتقام جويانه منطقه اي را مهار كنند. هنوز دير نشده،اين ملت هنوز اميد به اصلاح دارد و آمادگي آ» را دارد. نترسيد، اين مردم خوشحال مي شوند كه حاكميت،خود آغازگر اصلاح باشد.
در اينكه پيروز مي شويم شكي ندارم. فقط كاش اين حاكمان سر عقل بيايند كه دادگاههايشان زياد وقت مردم را نگيرد.
متاسفانه بیشتر مردم خوابند
روز آزادی میر و شیخ و بانو
همه با هم، دست در دست هم شادترین روز قرن را رقم خواهیم زد.
گل به دست، لبخند بر لب، مادران و پداران شهدا بر صدر
دفتر زندگی را از نو خواهیم نوشت.
به امید آن روز
یا حسین میر حسین
یا مهدی شیخ مهدی
آنها چاره اي نخواهند داشت جز اينكه ميرحسين و ميرحسن ها را آزاد كنند.
يا اينكه راه سقوط را با سرعت طي كنند.
همچنان مصمميم كه در انتصابات مجلس شركت نكنيم.
فرعون تا غرق نشد، توبه نکرد
چه قشنگ نوشتید
اما آگاهی ها را گسترش دهیم، تا یک انتخابات ازاد بتواند بهترین را به دست دهد، به اعتقاد حقیر حتی یک انتخابات ازاد بدون گسترش آگاهی ها نمیتواند بهترین خروجی را داشته باشد، هرچند خروجی اش نسبتا مطلوب خواهد بود….
متأسفانه کلمه غیر منصفانه مردم معترض انگلیس را”ولگردان لندن”نام نهاده است.کلمه عملاً با نژاد پرستان ،هم آواز شده است.حتماً فردا برای خوشآیند دولت آمریکا ، به شرکت کنندگان در جنبش اشغال وال استریت نیز لقب بی سر پا خواهد داد.فقط بدین دلیل که دولت ایران ریاکارانه از آنها حمایت کرده است
به اعتقاد من بهتر بود عنوان این مقاله به جای “بازگردید! قبل از آنکه کاسهی صبر مردم لبریز شود” می بود “از کار کناره گیری کنید، قبل از آنکه کاسهی صبر مردم لبریز شود”
مرگ بر ديکتاتور
ياحسين مير حسين
اينها اگر ميخواستند بفهمند تاحالا بايد ميفهميدند.كار از مسايل گذشته . زنده باد انديشمندان ايران زمين باهر فكر و اندشه اي . درور وسلام به مير حسين و همفرانش. ننگ بر كج انديشان .
چرا ترور سفیر عربستان در امریکا احمقانست ؟ آیا تجاوز به پسر و دختر در زندانهای جمهوری بشدت اسلامی احمقانه نیست؟ زندانی کردن میرحسین و کروبی احمقانه نیست؟ ترور بختیار و فرخزاد احمقانه نیست؟ حملات تروریستی در آرژانتین و غیره احمقانه نیست ؟ دیدن هاله نور در سازمان ملل احمقانه نیست؟ خس وخاشاک خوندن مردم که منجر به قیام در سال۸۸ شد احمقانه نیست؟ وقتی جهان میگه اعدام را متوفق کنید ٬اعدام در ملا عام احمقانه نیست؟ دروغ بشدت بزرگی که احمدینژاد میگه (در انتخابات) ما به موی دخترها کاری نداریم٬احمقانه نیست ؟
زندان و شکنجه مسیحیها٬دراویش گنابادی٬ بهایی ٬سنی و شیعه احمقانه نیست؟ ربط دادن زلزله با حجاب در ۲۰۱۱ احمقانه نیست؟وخلاصه زنده ماندن جنتی بعد از هزاران سال و مردن هرچی آدم حسابی و باسواده احمقانه نیست(با پوزش از حضرت عزرائیل ) ؟
عزیزان من احمق ٬احمق است باور کنیم .!
من با كليت سياست موسوي موافقم و به عنوان يك دانشجو افتخار ميكنم كه روزي براي نجات كشورم باهاش همكاري كنم ولي متاسفانه برخي بيانات ايشان برايم دو گانگي دارد و برخي همراهانشان شايد موسوي فقط قصد همكاري با انان براي براندازي استفاده ميكند (به عنوان يك وسيله)مي خوام بگم كه امسال نوري زاده و رجوي و ديگراني كه در شبكه هاي ماهواره اي از موسوي حمايت ميكنند در واقع انها مي خواهنداز موسوي به عنوان ابزار استفاده كنند و خيانات خودشان بر اين ملت را بارها با طرفتاري از حيواناتي امسال ريگي ثابت كرده اند. از طرف ديگر جريانات داخلي مثل روز عاشورا. موسوي بايد از اين جماعت فاصله مي گرفت ديگه همه شاهد بودند كه اين ملت اعتقاداتمردم را مورد توهين قرار دادند و تو اين كشور بازي با اعتقادات مردم يعني مرگ.موسوي بايد موضع چند گانه نداشته باشد براي مبارزه بايد از اعتقادات مردم حمايت كند نه اين كه از امسال روز عاشورا حمايت كند. و در داخل كشور بي كفايتاني امسال مهدي كروبي را كه حتي عرضه اداره ي يك شهر را ندارند. به اميد پيروزي.
از دوستان عزیز خواهشمندم از به کار بردن واژه “بنده” و به ویژه “حقیر” خود داری بفرمایند. البته یکی توضیح می داد که مقصود از “بنده” بنده خداست نه بنده نوع بشر. اما حتا اگر به همان مقصود هم ببه کار برده شود، ما را عادت به بندگی می دهد. مگر “من” چه اشکالی دارد. قدیم می گفتند “من” سبب “منیت” در انسان می شود. اما اینگونه نیست به اعتقاد من، بکار بردن “من” نشانه یک نوع اعتماد به نفس است و تاکید بر عقیده ای که بیان می کنیم و بعلاوه نشان میدهد که من از سوی خودم صحبت می کنم و نمایندگی کسی را ندارم. هر جا من واژه “حقیر” را می بینم احساس خیلی بدی به من دست میدهد. به ویژه پس از انقلاب که شاهد روی کارآمدن “الاحقر” های سابق شدم که همواره خود را با این واژه زیر اطلاعیه های تسلیت معرفی می کردند. اما هنگامی که سوار اسب قدرت شدند دیدیم ودیدید که امان از این “الاحقر” ها که باید از بیم خشم و کینه و بغض و حسد و آز و طمع آنان به جناب و حضرت و آقا پناه برد، “من” که جای خود دارد. امیدوارم این یادآوری دوستانه من، مورد قبول دوستان عزیز قرار گیرد.
آفرين به حسين آقاي جعفري كه بسيارزيباومستدل ازاستعمال واژه هاي (حقير-بنده)به خوبي نهي كردند0
نخیر.آنها نه تنها باز نمیگردند بلکه محکم و کوبنده می ایستند و همه را قلع و قعم می کنند.این مائیم که باید قبل از ننگ غیر قابل وضف اسفند ماه تکلیف همه چیز و همه کس را مشخص کنیم
مردم ما از آن بیمناکند که پیش از آنکه کشوربه دست نمایندگان صالح خود بیفتد چیزی به نام استقلال و ثروت و اخلاق عمومی برجای نمانده باشد.
این تشنگان قدرت و ثروت نه دین داند که به خاطر آن از هوس ها و طغیان و خیره سری دست بردارند و نه بر اثر اصرار بر گناه و ستمگری و دوری از فطرت الهی ، خوی انسانی تا به هم نوع خود به شفقت بنگرند.. ما از سردمداران جنایتکار و به قول میر جنبش سبز فرعونیان انتظار تغییر و اصلاح نداریم زیراکسی که خداوند ( براثر ظلم و مکر و دروغ و سرکشی از مقررات الهی ) گمراه سازد روی هدایت نخواهد دید. اما سخن ما با تابعینی است که هنوز به جنایت و خیانت به دین و دنیای مردم آلوده نشده اند و اگر نا آگاهانه خطایی مرتکب شده اند ، توجیهی برای توبه و باز گشت به اصول قطعی اسلام که عدم ستمگری و تجاوز به حدود الهی و پرهیز از ناراستی و آزار و دست درازی به حقوق به مردم می باشد ، دارند.
کیست که امروزه نداند آنچه بر این مردم صبور و نجیب رفته ، تحت هر نام و شرایطی چیزی نیست که با هر چسبی بتوان آن را به دین و شرف و ملیت و انسانیت چسبانید.
حاکمان امروز این سرزمین به طور قطع از اصول انسانی ، مردانگی ، فتوت ، بندگی و اسلام و تشیع به دور افتاده اند. ما امروزه دیگر منتظر گذر زمان نیستیم تا تاریخ در باره حاکمان به سخن مسلمان و به رفتار طاغوت و ضد بشری قضاوت کند . هم اکنون تشت رسوایی و اینان از بام جهان افتاده و صدای آن را بشریت شنیده است.
درست است که مخالفان اسلام و استقلال میهن ما با رستگاری ما سازگاری ندارند . اما نادرست هم نیست اگر بگوییم حاکمان امروزین مابر اثر جرم های آشکار و عدول از رفتار انسانی، حتی بیشتر مستحق لعن و نفرین مردم خویش و تاریخ و بشریت گردیده اند.
در قرن بیست و یکم زمانی که حقوق مصوب جهانی برای بشر وضع گردیده و لااقل به صورت ظاهر مورد استناد قرار می گیرد و اجرا می شود، اینان فرهیختگان صادق و و خوش نام و مورد تایید ملت را که از کوره های امتحان بارها سرافراز بیرون آمده و مورد توجه اکثریت مفتکرین و صالحین قرار گرفته اند به سان مرغان در قفس قرار داده و از هر نوع حقوقی بی بهره شان کرده اند.
رهبرانی که با تیز بینی و دورنگری خود می خواستند مردم و کشور را از بلایایی که امروز با آن مواجه گردیده ایم ایمن دارند. آنچه از وطن فروشی ، دزدی اختلاس ، باند بازی ، بی کفایتی ، ناجوانمردی و بی وطنی و مردم دشمنی آنان گفته بودند آشکار شده است . در واقع آنان به این جرم در قفس هستند که چرا پیش از موعد اقدام به رسواسازی این رسوایان پرداخته اند.
اینان جوانا ن، زنان و مردان این مرز و بوم را به جرم حق طلبی و درخواست مشروع و عادی حقوق خود و فرزندان و پدران ومادران و شهیدانشان به مسلخ برده و به سان حیوانات با آنان رفتار می کنند. و بیشرمانه تر اینکه جواز این مظالم فاحش را به خداوند و اسلام وفقه و تشیع نسبت می دهند. . نمی پذیرند که اسلام دین رحمانی استو پیامبر اسلامت پیامبر رحمت و امام اول شیعیان امام و پیشوای دادگران و و حق وداران و آزادگان می باشد.
اینان حتی می دانند که رفتنی هستند و چه رفتنی ! اما مطابق خوی ارباب بی مروت دنیا چون برای خود آخرتی نمی بینند و از رستگاری خود رامحروم می دانند می خواهند تا لحظات آخری که خداوند حتی برای فرعونیان مقدر فرموده به تمتعات پست دنیایی خود مشغول گردند.
روزی رهبر فقید انقلاب به صدام اینچنین گفت . صدام بهتر است خود کشی کند زیرا هرچه بیشتر بماند عذاب خود را بیشتر خواهد کرد .
پس سخن ما امروز با متجاوزین مجرم نیست. بلکه با بدنه نا آگاه و مجریان عادی کشور است که خودرا با ریسمان این ستمگران نیاویزند و هیچ فریب کلام اینان را نخورند . و به فرموده امام صادق ع
سخنگویان را به راستی و امانت داری بیازمایند نه به طول سجده و رکوع و لباس و بیان و……. و تا دیر نشده از حمایت خائنین دست بردارند..شاید .فردا مردم آنان را ببخشایند و خداوند هم از گناهشان درگذرد. که او بسیار توبه پذیر و مهربان است.
آقاى جعفرى عزيز، مثال خودتان كاملاً گوياست: وقتى الاحقر را قدرت و قدرت پرستان به عظمى و مطلق تبديل كردند، پس به طرق اولى مى توانند من را نيز به اعظم و امثالهم بدل نمايند!
برادر فرهيخته من، بهتر نيست به جاى آن كه خود را به حاشيه مشغول كنيم مستقيم به سراغ متن برويم و موضوعات فرعى را جايگزين موضوع اصلى نكنيم؟ موضوع اصلى تنها و تنها يك چيز است: قدرت در ذات خود فسادآور است و تنها راه براى جلوگيرى از اين امر مهار قدرت است. اكنون بشريت تنها موفق به ابداع يك شيوه براى مهار قدرت شده است و آنهم دموكراتيزه كردن آن به شيوه انتخاب گردشى و غير دائم قدرت مداران توسط انتخاب آزادانه تمامي مردم بالغ يك جامعه است و لاغير!
نصيحت اخلاقى يا تلاش براى تطهير فردى عيب و ايرادى ندارد و در جاى خود بسيار مناسب و لازم است ولى متاسفانه تاريخ ثابت كرده است كه اخلاقيات در برابر چرخه فسادآور و فاسدساز قدرت ياراى مقاومت ندارد و خيلى زود به ابزار دست قدرت و در نتيجه ضد خود تبديل مى شود.
کاش موسوی و کروبی 23 خرداد 88،پایان جمهوری اسلامی را اعلام می کردند و هیچ بیانیه ای نمی دادند و فقط یک فراخوان گسترده می دادند
منجنیق آه مظلومان به صبح – سخت گیرد ظالمان را در حصار
خدایا چقدر صبر !! صبری که تو داری برای من بسیار ملال آور است چرا آه مظلوم دامن ظالم را نمی گیرد چرا دودمانش را به باد نمی دهد آخر من تا کی باید همپای صبر تو بسوزم و بسازم آفریدگارا : بس است دیگر من که از عمرم بهره ای نبردم حداقل طوری زمینه ساز عاقبت بخیری فرزندانم باش تا قبل از این که از دنیا بروم شاهد از بین رفتن ظلم وظالم باشم هرچند شکی در این ندارم که خودت طوری بساط این ظلم را برخواهی چید که دیگر کسی به خود این جرات را ندهد که با دستاویز نمودن دین باعث گسترش بی دینی در بین مردم شود خدایا خودت این دین عزیز را از دست مدعیان دروغینش باز پس گیر . آمین یا رب العالمین
” باز بخندیم ”
آن روز که با یار وفادار بخندیم
کی میرسد از راه که بسیار بخندیم
از دیدنِ آنروزِ طربناک، همه شهر
سرمست می و بادهٔ دیدار بخندیم
ناباور و خندان و سبکبال درآنروز
دیوانه صفت بر سر بازار بخندیم
با آمدن روز خوش و فرّخ موعود
بر رفتن این شام و شب تار بخندیم
چون قافلهٔ پیکِ بهاری رسد ازراه
مستانه به فکر عبث خار بخندیم
ایدل مخوراندوه که یکروز سبکبار
بر ماتم پار و غم پیرار بخندیم
امروزهمه رنج وتعب درپی وپیش است
آن روز همه باز دگر بار بخندیم
*****
احمد نیکبخت – مهر ۱۳۹۰