چکیده : در 9 دی 1388 مدارس را تعطیل کردند، همه سازمان های دولتی و نهادهای حکومتی و حتی بخش خصوصی موظف شدند تا با تعطیلی بعد از ظهر روز 9 دی همه پرسنل خود را با اتوبوس هایی که تدارک دیده شده بود به خیابان ها بیاورند. برای اولین بار در تاریخ کشور حتی کارخانجات وادار به تعطیلی کار و آوردن پرسنل به تظاهرات سازماندهی شده شدند. نهادهای نظامی و بسیج با سازماندهی شهرها و شهرک های اطراف تهران، عده قابل توجهی را با اتوبوس های اختصاص یافته به تهران آورد... اما با این همه، چه کسی می تواند بگوید که در روز 9 دی جمعیتی بیش از 25 خرداد به خیابان ها آمدند؟
کلمه – حسین حق طلب:
با نزدیک شدن به 9 دی، بوق و کرنای حکومتی علیه آرای ملت در انتخابات سال 1388، آغاز شده است. رسانه به اصطلاح ملی از چند روز قبل فرارسیدن این روز را که «روز بصیرت» نام نهاده اند، نوید می دهد و از حماسه ای که ملت در روز 9 دی ماه 1388 علیه ِ – به زعم کودتاگران – فتنه گران خلق کردند سخن می گوید. بیلبوردهای میلیونی سازمان زیباسازی شهر تهران فضای پایتخت را پر کرده است. وزارتخانه ها، نهادها و سازمانهای وابسته به حکومت، سردر و فضای داخل ساختمان های خود را با پلاکاردها و دیگر وسایل تبلیغی که از این «حماسه ملی و اتحاد میلیونی ملت» خبر می دهند، پر کرده اند. شهرداری و شورای شهر تهران هم به رغم مخالفت سه تن از اعضای منصف و شجاع آن، برای جا نماندن از دیگر خوش خدمتان، میدانی را به نام 9 دی نامگذاری کردند.
اما 9 دی چه روزی بود و چه اتفاقی افتاد؟ در این یادداشت کوتاه برآن هستم تا با ذکر برخی وقایع، به حرکت خروشان مردم تهران در 25 خرداد 1388 و تلاش مذبوحانه دولت جدا افتاده از مردم برای سازماندهی مردم در 9 دی همان سال بپردازم و با توجه به علل، انگیزه ها، اهداف، نوع سازماندهی، شعارها و حتی تعداد جمعیت حاضر در خیابان های تهران (به عنوان قلب سیاسی کشور)، مقایسه ای کوتاه بین این دو روز کرده و به این سوال پاسخ دهم که عنوان حماسه بر کدامیک از این دو مصداق دارد؟
روز دوشنبه 25 خرداد 1388 ، یعنی سه روز پس از انتخابات مهندسی شده، مردم تهران به خیابان ها آمدند. شعار و خواست اصلی جمعیتی که سراسر مسیر میدان امام حسین (ع) تا میدان آزادی را پر کرده بودند، یک جمله بود: «رای من کو؟» انگیزه ای که این جمعیت عظیم را به خیابان ها کشاند، واکنش به مهندسی انتخابات و دزدیده شدن رای آنها بود که در حمایت از میرحسین موسوی در صندوق ها ریخته بودند. و البته اقدام کاندیدای حکومت در «خس و خاشاک» نامیدن مخالفان خود، انگیزه مضاعفی را برای حضور مردم در این روز فراهم کرد. حکومت تقریبا به تمامی راه کارهای ممکن برای لغو فراخوان راهپیمایی متوسل شد. رهبری در ملاقات روز یکشنبه با مهندس موسوی از او خواست که با صدور بیانیه ای راهپیمایی روز دوشنبه را لغو نماید. نیروی انتظامی با اطلاعیه های پی در پی و ایجاد فضایی امنیتی کرارا اعلام کرد که مجوزی برای راهپیمایی صادر نشده و لذا با قاطعیت با هرگونه اقدام قانون شکنانه برخورد خواهد کرد. رسانه ملی و دیگر رسانه های وابسته به حکومت به طور مرتب نسبت به حضور مردم در خیابان ها در روز 25 خرداد هشدار می دادند و به خانواده ها توصیه می کردند که فرزندان خود را از آمدن به خیابان ها منع کنند.
در چنین فضای امنیتی و ترس و خوفی که حکومت ایجاد کرده بود، در روز 25 خرداد، جمعیتی که یکی از مسئولین حکومتی آن را بیش از 3 میلیون نفر ذکر کرد، به خیابان ها آمدند. اگر چه این مسئول حکومتی که سودای رئیس جمهور شدن را دارد، بعدا تحت فشار گفته خود را تکذیب کرد ولی فیلم های گرفته شده از آن راهپیمایی توسط نهادهای غیر دولتی (و حتی آنطور که شنیده شده رسانه ملی) خود گویای حضور جمعیت میلیونی مردم تهران در خیابان های تهران است. یکی از روزنامه های وابسته به رهبری روز 26 خرداد تیتر اصلی خود را به «راهپیمایی میلیونی» مردم در تهران اختصاص داد که خود گویای بخشی از واقعیت حماسه مردم در آن روز بود.
حکومت که خود ناظر اقیانوس بیکران جمعیت در فاصله میدان امام حسین (ع) تا میدان آزادی و خیابان های اطراف این مسیر بودند با سازماندهی حمله ساختگی به یکی از پایگاه های بسیج، مرحله دوم کودتای انتخاباتی را برای برخورد و سرکوب این جمعیت تدارک دیدند. خطبه های رهبری در روز 29 خرداد ادامه این سناریو بود.
با گذشت سه سال و اندی از این وقایع، هنوز مردم از حماسه ای سخن می گویند که در آن همه اقشار مردم به خیابان ها آمدند. نه مدرسه ای تعطیل و نه اتوبوسی برای آوردن مردم به خیابان ها تدارک دیده شده بود و نه کیک و ساندیسی قرار بود به مردم داده شود. بلکه برخلاف اینها، آنچه بود فضای خوف و ترس بود که توسط عناصر امنیتی ایجاد شده بود.
از فردای خطبه رهبری، توسل به خشونت و سرکوب نیروهای انتظامی و امنیتی در مقابل مردم بی دفاع و کسانی که فقط با انگیزه مخالفت با کودتای انتخاباتی و حمایت از کاندیدایی که به نفع او رای داده بودند تشدید شد و تا روز 6 دی 1388 ادامه یافت. در این روز که مقارن با عاشورای حسینی بود، حکومت کودتا ترفند دیگری را به کار گرفت و آن جریحه دار کردن احساسات مردم با توهین به مقدسات مردم بود. عاشورای 1388 لکه ننگی بود بر پیشانی آنان. در این روز، به شهادت کسانی که خود شاهد ماجرا بودند، نیروهای امنیتی، انتظامی و نیروهای لباس شخصی به فجیع ترین شکل ممکن به سرکوب هر کسی که در خیابان ها دیدند، پرداختند تا سریال سرکوب های خونین پس از انتخابات را تکمیل نمایند.
پس از این واقعه بود که حکومت به سازماندهی تظاهرات 9 دی پرداخت تا پس از گذشت چند ماه استخوانی را که از حماسه 25 خرداد در گلوی رهبران کودتا گیر کرده بود، فرو بلعد و به نمایش قدرتی در مقابل آن حماسه بپردازد.
9 دی 1388 چیزی نبود جز تلاشی مذبوحانه که در آن حاکمان همه عناصر و عوامل خود را به کار گرفتند تا مردم را با استفاده از فضا سازی توهین به عاشورا و مقدسات به خیابان ها بیاورند. مدارس را تعطیل کردند، همه سازمان های دولتی و نهادهای حکومتی و حتی بخش خصوصی موظف شدند تا با تعطیلی بعد از ظهر روز 9 دی همه پرسنل خود را با اتوبوس هایی که تدارک دیده شده بود به خیابان ها بیاورند. برای اولین بار در تاریخ کشور حتی کارخانجات وادار به تعطیلی کار و آوردن پرسنل به تظاهرات سازماندهی شده شدند. نهادهای نظامی و بسیج با سازماندهی شهرها و شهرک های اطراف تهران، عده قابل توجهی را با اتوبوس های اختصاص یافته به تهران آورد. از دو روز قبل از 9 دی فراخوان حضور مردم توسط رسانه ملی و رسانه های وابسته به حکومت به طور مرتب پخش می شد و با نمایش صحنه های لحظه ای مبهم از آنچه توهین به مقدسات خوانده می شد، مردم را به مقابله با فتنه گران فرا می خواندند.
اما با این همه، چه کسی می تواند بگوید که در روز 9 دی جمعیتی بیش از 25 خرداد به خیابان ها آمدند؟ حکومت اگر راست می گوید به یک نهاد بیطرف اجازه دهد تا با مقایسه فیلم های روز 25 خرداد و 9 دی گزارش بی طرفانه ای را تهیه کند و در اختیار افکار عمومی قرار دهد، تا سیه روی شود آنکه در او غش باشد.
از همه اینها که بگذریم، مخمصه ای که حکومت در مواجهه با جماعت به اصطلاح انحرافی دچار آن شده است، خود گویای روی دیگر این ماجراست.
روز 9 دی را روز بصیرت نامیدند و از آن روز به بعد بصیرت به واژگانی کلیدی در رمزگشایی حوادث پس از انتخابات 1388 تبدیل شد. رهبری در هر فرصتی از ضرورت برخورداری بصیرت در شناخت حق و باطل سخن گفت و کسانی را که به زعم ایشان سابقه «50 ساله رفاقت» با آنان داشت، بی بصیرت خواند و تا از رئیس دولتی که نظرش به نظر او نزدیکتر است حمایت کند. همان رئیس دولتی که اکنون پنجه در صورت رهبری و حاکمیت انداخته است.
رهبری و اطرافیان او مجبورند او را همچون استخوانی در گلو و خاری در چشم تا پایان دوره اش تحمل کنند. چه آنکه هر اقدامی برای عزل او از قدرت مانند تف سربالایی در تئوری بصیرت آقایان خواهد بود.
حال انصاف دهید؛ 25 خرداد روز حماسه ملی و بصیرت مردمی بود یا 9 دی؟
و شجاعانه بگویید که آیا شما بصیرت داشتید که با تمام توان از دولت دروغ حمایت کردید یا مهندس موسوی که در همان مناظره معروف و تاریخی گفت: من آمده ام تا به این وضعیت و به این روحیه خاتمه دهم.
همچنین در این باره بخوانید:
به راستی چه کسی بی بصــیرت بود؟
کارناوال ۹ دی: استمداد از خودفریبی و تبلیغ درمانی
بصیرت اندیشمندانه یا تبعیت کورکورانه
بیست و سی؛ یک نظام ۳۰ ساله و یک تلاش ۲۰ ساله
ادامه دروغ پردازیها در باره عاشورای ۸۸؛ حقایقی که از آن می گریزند
امویان هم میگفتند حسین از سران فتنه است
«یا حسین، میرحسین»؛ شعاری که با رفتاری حسینی معنا یافت
بازگردید! قبل از آنکه کاسهی صبر مردم لبریز شود
و نیز فهرستی از مجموعه مطالب جدید مرتبط با وقایع عاشورای 88 را در آرشیو کلمه ببینید:
ماجرای آن پاترول سیاه رنگ در ظهر روز عاشورای ۸۸
آن شب صندلی خالی خمینی(ره) شاهد اولین حرمت شکنی محرم ۸۸ بود
خواهر شهرام فرج زاده: برادرم از حسین(ع) یاد گرفته بود که آزاده باشد؛ این فتنه گری است؟
با شلیک گلولهی ساچمهای به صورت همسرم، او را کشتند و شبانه دفنش کردند
شهین مهینفر: سه بار با ماشین از روی بدن امیر ارشد من رد شدند
مادر شبنم سهرابی: عاشورا که میآید، مثل مرغ پرکنده میشوم/ جلوی چشم مردم، بچهی مرا کشتند
مادرشهید موسوی: هیچ وقت فکر نمی کردیم در جمهوری اسلامی این اتفاقات بیافتد
کروبی: آنهایی یزیدی عمل کردند که مقابل رای مردم ایستادند
ادامه دروغ پردازیها در باره عاشورای ۸۸؛ حقایقی که از آن می گریزند
بیانیه مجمع روحانیون مبارز به مناسبت حوادث عاشورا
سازمان مجاهدین انقلاب با محکومیت حوادث روز عاشورا ویژگی های جنبش سبز را برشمرد
ناگفته هایی از شهادت سید علی موسوی حبیبی به روایت نزدیکانش
مادر شهید سیدعلی موسوی: در مورد ظهر عاشورا از من هیچ نپرسید
نامه زهرا رهنورد به لیلا و سارا توسلی
بازخوانی سخنان خانوادههای ۵۶ تن از کشتهشدگانِ حوادث پس از انتخابات
گلوله ساچمه ای درست بین چشمانم شلیک شد؛ نگرانم
برای آزادی کشورم رفتم اما فلج و از کار افتاده شدم/ سکوت و فراموشی، زنده به گور کردن ماست
به حال کسانی که داغ شهید موسوی ها دامنشان را خواهد گرفت هم گریه کنید
بر ماست که زینبوار پیام راستین دین را بازگوییم
مادر شبنم سهرابی: عاشورا که میآید، مثل مرغ پرکنده میشوم/ جلوی چشم مردم، بچهی مرا کشتند
از کارناوال عاشورای ۷۶، تا نهم دیماه۸۸
ویدئو/ به یاد شهدای عاشورای ۸۸
ویدئو/ پای درد دل خانوادههای رنجکشیدهی شهیدان شهر
بر ماست که زینبوار پیامآور «واقعیت عاشورای 88» باشیم
روزنامه کلمه؛ ویژه نامه چهار صفحه ای عاشورا، علیه دروغ پردازی ها
ویدئو/ مستند وقایع عاشورای ۸۸، از دروغ تا واقعیت + لینک دانلود و نسخه بلوتوث
روایت تصویری آنچه در عاشورای ۸۸ گذشت/ دو مستند، به همراه نسخه هایی برای دریافت و بلوتوث