» اندیشه
امر سیاسی از دیدگاه میرحسین موسوی – بخش دوم
میرحسین میرحسین علی رغم بیاعتمادیای که بارها درمورد نوع رفتار اشخاص و نهادهای اقتدارگرا ابراز میکند اما از تغییر رویکرد آنها ناامید نمیشود و گفتگوی خود بر سر ارایه راه حل برونرفت از وضعیت را با آنها قطع نمیکند و شاهدیم که در بیانیههای مختلف به طور مشخص به ارایه راه حل میپردازد اما این گفتگو یک شاخصهی مهم دارد و آن اینکه گفتگوی عمومی است و از آنجا که میرحسین مساله را مسالهی فردی یا حتی مساله گروهی و حزبی نمیداند معتقد است که در عرصهی عمومی باید حل شود و نه در لابیها و مذاکرههای حزبی و جناحی پشت پرده و دور از دید مردم.
امر سیاسی از دیدگاه میرحسین موسوی – بخش اول
وی از بیانیهی اول مبارزه برای آزادی سیاسی و مقابله با متقلبان و اقتدارگرایان را نه تنها وظیفهی ملی که وظیفهی شرعی نیز میداند. رنگ سبز را که به عنوان نماد جنبش برمیگزیند را در ارتباط با ائمه میداند و شعار اصلی جنبش را نیز الله اکبر قرار میدهد. این تاکید بر پررنگ کردن سویه اسلامی جنبش در بیانیه ها سیر نزولی دارد به طوری که در بیانیههای اولیه این تاکید را بسیار میبینیم و در بیانیههای آخر و به خصوص ویراست دوم بیانیه هجدهم که آخرین بیانیه تا اکنون است این اشارهها کمرنگتر میشوند و به همین نسبت چتر فراگیری جنبش گستردهتر میشود.
ما و دیگری در جنبش سبز – بخش دوم و نهایی/ تقدیم به مردم ۲۵ خرداد
بنابراین میرحسین در منشور جنبش سبز، تاکید بر اصول حداقلی و مطالبات مشترک و ایجاد تعامل و هماهنگی میان همهی نیروها، علیرغم داشتن هویت مستقل و بـا پذیرش تکثر در درون جنبش، را مدنظر دارد. در اینجا که چتری فراگیر و حداکثری برای کل جنبش سبز ارائه میشود، کمتر اظهارنظرهای شخصی و عناصری که ممکن است در میان مردم تشتتزا باشد دیده میشود
تحلیل گفتمان بیانیه های مهندس موسوی از منظر قانون اساسی – بخش دوم و پایانی
در این بخش موسوی با صراحتی روشنتر از قبل به امکان تغییر قانون اساسی اشاره میکند، این اشاره به این دلیل اهمیت دارد که لحن موسوی در منشور، لحنی حداقلی و بر مبنای توافق بر کمینهی اصول است، با این حال بحث از امکان تغییر قانون اساسی در چنین جایگاهی از اهمیت خاصی برخودار بوده است. نکتهی قابل ذکر دیگر اما پیششرطها و الزاماتی است که موسوی بر سر مسالهی بازنگری در قانون اساسی ذکر میکند. به نظر میرسد تکیه بر عباراتی چون گفتگوی اجتماعی و مشارکت همه اقشار، در فرآیند بازنگری، به نوعی اتخاذ احیتاطی از جانب وی نسبت به اشارهی پیشین به فرآیندهای پذیرفته شده در قانون اساسی برای بازنگری و از طرفی احتمال دغدغهی وی نسبت به تجربهی بازنگری قبل است که خود در آن هیات از اعضای تاثیرگذار بود
ما و دیگری در جنبش سبز – بخش اول/ تقدیم به مردم ۲۵ خرداد
میرحسین در مورد حکمرانی مبتنی بر دین نیز میگوید که اگر فقط یک رسالت وجود داشته باشد، آن «فراهم آوردن زمینه برای زندگی توام با ایمان است»[۴۰]. میرحسین معتقد است میراث انقلاب معنویت و گرویدن گروهها به اسلام است که دفاع مقدس را نیز فراگرفت و در جایی دیگر نیز در عین پذیرش اسلام ناب به عنوان دین حق و صراط مستقیم، اجبار در دین را رد میکند
تحلیل گفتمان بیانیه های مهندس موسوی از منظر قانون اساسی – بخش اول
از منظر تفسیری اما بنظر می رسد، دلیل این تغییر لحن در بهره گیری از ظرفیت های قانونی در بیانیه های مهندس موسوی در فاصله ی ۶ روزه، شدت سرکوب های حاکمیت در خیابان نسبت به معترضان باشد، چه آنکه پیش از صدور بیانیه ی پنجم، موسوی پیام تسلیتی نیز برای معترضین جانباخته ارسال می کند. همچنین این تغییر لحن را نیز در زمینه ی حوادث تاریخی می توان در چارچوب پاسخ موسوی به سخنرانی نماز جمعه ی رهبری در ۲۹ خرداد و اتمام حجت وی با اعتراضات خیابانی و تهدید معترضین نیز تحلیل کرد. به هر روی نسبت میان عدم رواداری حاکمیت دربرابر معترضین از یک سو و شنیده نشدن درخواست های قانونی و مسالمت آمیز موسوی از سوی دیگر، با تغییر لحن وی نسبت به بهره گیری از ظرفیت های قانونی و پررنگ شدن تاکید بر ظرفیت خیابان برای تداوم اعتراضات درکنار شکایت از نهاد های رسمی، درخور توجه ست.
جایگاه اقتصاد در اندیشهی سیاسی و اجتماعی میرحسین موسوی: در تکاپوی تحقق رویای عدالت
در بیانیه هجدهم که به منشور جنبش سبز نیز موسوم شده است، میرحسین موسوی پیش از آنکه به بندهای اصلی منشور وارد شود، در مقدمهی بیانیه از نبود شفافیت مالی در اقتصاد کلان کشور شکایت میکند و آن را یکی از علل اصلی شکلگیری فسادهای گسترده اقتصادی و متعاقبا پیامدهای مخرب اجتماعی و قضایی میداند که بدین واسطه کشورمان ایران نسبت به جمعیتش حائز بیشترین اعدامها در سطح جهان است و نکتهی بسیار مهم و قابلتأمل این است که او این میزان از محکومیتهای قضایی را ناشی از بزهکاری گناهکاران نمیداند بلکه آن را نتیجهی مستقیم رخت بربستن عدالت (در حوزههای مختلف بهویژه عدالت اقتصادی) و مدیریت و حکومت خوب میداند
مظنونین همیشگی
آمده بودند و آمده بودیم تا بمانند و بمانیم و پیش روند و پیش رویم. آمده بودیم تا بمانیم بر درگاه خواستههایمان، بر گریز از ستمِ جبری قرونِ وسطایی. راندندمان، ماندیم. راندندشان، ماندند. راندند و راندند و راندند، تا نمانیم. نماندیم. راندند و اما آنقدر ماندند تا به حصر برده شدند. آمده بودند و آمده بودیم تا در روزهایی روشنتر، از درگاه مطالبات گذر کرده و سالسال بی هیچ دریغ از پار و پارهسال بهپیش رویم تا پاورچین پاورچین کرامت جان گیرد و سرکوب بهملایمت جان دهد. ولی چنان کردند که سرکوب جان گرفت و کرامت لابهلای آن یکی صفِ فراموشکاری و آندیگر وعید مردان سیاست، قهر کرد و گم شد، پاورچین پاورچین رفت و رفت و رسید به درِ چند خانه، یکی مجروحپارهاش نشست و حصین شد بر کنجی از کوچهی اختر
جایگاه تاریخی جنبش سبز
جنبش سبز در مجموع در جستجوی دورنمای جدید مبارزه برای دمکراسی در ایران بود و از این منظر طلایه دار حرکت های مهمی شد که نقش مهمی در دگرگونی فضای منطقه و جنبش های جدید مدنی در کشورهای عربی بازی کردند. این جنبش از ابتدا بر اساس فرضیه ای شکل گرفته بود که احتمال به واقعیت پیوستن آن چندان زیاد نبود. مشارکت در انتخابات و حرکت اعتراضی با شعار “رای من کو” به معنای نوعی باور به تغییر این نظام از درون و اصلاح آن بگونه ای قانونی و یا با فشار اجتماعی مسالمت آمیز هم به شمار می رفت. اگر از ابتدا این باور وجود نداشت نه مشارکتی در انتخابات شکل می گرفت و نه در پی آن جنبش اعتراض به تقلب در انتخابات بوجود می آمد. همه پیچیدگی و غیرقابل پیش بینی بودن جنبش های اجتماعی در درک همین ابهام ها و تناقضات است. نقش این باور توهم گونه در آن دوره مثبت بود و خلاقیت جمعی توانست از آن بخوبی برای زایش یک جنبش مردمی دمکراتیک بهره جوید
«ایران ــ۱۹۸۴» پس از جنبش سبز
بیایید رودربایستی را با خودمان کنار بگذاریم. این نظام که بر پایه توان سرکوب ده پانزده میلیون سپاهی و بسیجی و امنیتی از طبقات پایین استوار است را نه می توان اصلاح کرد٬ نه خودش تن به اصلاح می دهد٬ و نه اصلاح آن عقلانی است. هزینه تعمیر یک سازه اگر دهها برابرهزینه دوباره ساختن آن باشد معمار متوهم را به زباله دانی تاریخ وصل می کند
«تجربهی سبز» ده سال بعد
مهمترین جنبهی حرکت خرداد ۱۳۸۸ پافشاری میرحسین موسوی و مهدی کروبی بر صیانت از رای مردم و اصل اولویت حاکمیت مردم بر مصلحت نظام بود. پس از آن، و در درجهی دوم اهمیت، امرِ پیش آوردن ولایت مطلقه فقیه به جلوی صحنه بود. مردمی که محمود احمدینژاد را مقصر اصلی تقلبها میشناختند، پس از رویدادهای سال ۸۸ دریافتند که نهاد اصلی تصمیمگیری همان ولایت فقیه است. ثابت شد که این نهاد، که مهمترین نماد آمیزش دین و دولت است، مهمترین مانع حاکمیت صندوق رای نیز هست.
«مطالبات جنبش سبز» بعد از ده سال در کجای صحنه سیاست ایران است؟
رفتارشناسی و روانشناسی تاریخی جامعه ایرانی نشان داده که مردم ایران با سازگاری طولانی و صبوری گاه تعجب برانگیزی پیش می روند، اما همه چیز را دقیقا رصد و عمیقا قضاوت می کنند و هوشیارانه و در هنگامی که فکر می کنند طرف مقابل در ضعف بسر می برد ناگهان و در کمترین زمان ممکن با شتاب و کم حوصلگی تمام (درست برعکس صبوری و سازگاری درازمدت تاریخی شان)، منفجر می شوند و مانع را از جلو پای خود بر می دارند. آنان همانقدر که در تحمل سختی ها صبور بوده اند در رفع موانع عجول اند! گویی فنر جامعه ایران منقبض و منقبض تر می شود و ناگهان می جهد و هر آنچه در سرراه خویش است را عقب می زند.
ده سالگی جنبش سبز و ضرورت های امروز
بعد از گذشت ده سال، به بیانی جنبش سبز زنده است. چونکه مطالبات دمکراتیک گروه های وسیعی از جامعه که جنبش سبز بازتاب دهنده آن ها بود، برآورده نشده و امر دموکراسی هم چنان مهمترین مسئله جامعه ما است. ولی دراین ده سال ما شاهد خیزش دیماه ۱۳۹۶ و اعتراضات گسترده مردمی بودیم که نمی توان آن ها را از جنس جنبش سبز به حساب آورد. آنچه می توان گفت اعتراضات مردمی که در طی دو سال گذشته جامعه را فرا گرفته است، در تداوم جنبش سبز است. ولی به جهات مختلف از آن متمایز است. جنبش سبز، جنبش طبقه متوسط بود، خیزش دیماه و اعتراضات مردمی طی دو سال گذشته، اعتراضات کارگران، معلمان، بازنشستگان و تهدستان کشور است
شیشه امید ایران در بغل داریم ما
مید من به جوانان بیست و چند ساله تا چهل و چند ساله ایرانی است–هم در ایران امروز هم بیرون مرزهای رسمی ایران. زنان و مردانی کوشا و نوجو که خیرخواه ایرانند. نمونههای درخشان دیدهام از اینها، خواه در ایران باشند، خواه بزرگشده خارج از ایران، و نیز آنها که برای تحصیل و کار در بهترین دانشگاهها و مؤسسات پیشرفته به اروپا و امریکا آمدهاند. سخنها را میشنوند و میسنجند و بهترینها را برمیگزینند–از هر جا آمده باشد. نه از دینفروشان فریب میخورند، نه با ایدهها متعصبانه میستیزند. پیش بتهای سنتی سر فرو نمیآورند، اما سنتها را میشناسند یا میخواهند بشناسند
چرا از جنبش سبز سخن می گوییم؟ ده ویژگی جنبش سبز
به نظر می رسد هرچند جنبش سبز به آن شکل نخستین خویش در سال ۱۳۸۸، دیگر موضوعیت نخستین خویش را از دست داده است، اما ویژگی های فوق الذکر، همچنان ویژگی هایی بی بدیل هستند. بی بدیل بودن این ویژگی ها، شاید ما را به این جمعبندی برساند که آن جنبش همچنان در رگ های جامعه جریان دارد. اما این که آن مطالبات دو باره به چه شکلی و به چه بهانه ای فرصت ابراز وجود پیدا کند و چگونه از خاکستر خویش سر برآورد را حوادث آینده رقم خواهد زد. البته نقش رهبران محصور جنبش سبز نیز در این راستا، نقشی کارساز است، اینکه آیا آنان رسالت خویش را خاتمه یافته تلقی می کنند یا در شرایط مستعد نقش تاریخی خویش را ایفا خواهند کرد، نیز در همین راستا، درخور بررسی و واکاوی است
ایران در آستانه تغییرات؛ جنبش سبز و امروز
عناصری که متمایز کننده جنبش سبز از حرکات قبل از انقلاب، سالهای پس از انقلاب و جریان دوم خرداد است، امروز مورد توجه بخش بزرگی از نیروهای خواهان تغییر در ایران است. تاکید بر تحولات با تکیه بر رای مردم، جامعه مدنی و اشکال مختلف مبارزه مسالمت آمیز کماکان وزن نیرومندی در مبارزات کنونی در کشور دارد. ایران در آستانه تحولات بزرگی است. تاکید بر خواسته ها و اشکال مبارزاتی جبنش سبز نه یک یادآوری تاریخی بلکه یک امر سیاسی روز است
چه بر سر جنبش سبز رفت؟
#۳۰اقتراح #دهسالگیجنبشسبز #نوشتهدهم کلمه:چرا سالیان گذار از جنبشی سرکوب شده و رهبرانی همچنان محصور، در سرنوشت و روزگار ما موثر است و چرا باید به آن اندیشید و از اندیشیدن بدان چه مقصودی در پی است؟ این پرسش ها، مسائل اساسی نسل امروز در قبال پدیده ای تاریخی یا راهی پیموده شده یا رخدادی جاری […]
جنبش سبز: ایران، نهاد نمایندگى و سرمایه اجتماعى
#۳۰اقتراح #دهسالگیجنبشسبز #نوشتهچهارم کلمه: چرا سالیان گذار از جنبشی سرکوب شده و رهبرانی همچنان محصور، در سرنوشت و روزگار ما موثر است و چرا باید به آن اندیشید و از اندیشیدن بدان چه مقصودی در پی است؟ این پرسش ها، مسائل اساسی نسل امروز در قبال پدیده ای تاریخی یا راهی پیموده شده یا رخدادی […]
روندگی و زندگی
جنبش سبز زنده است چون رونده است. جنبش سبز در اشخاص توقف نمیکند. هر شخصی و گروهی که آدمی را حرمت مینهد، در برابر دروغ میایستد، با ستم میستیزد و در زمین علو و فساد نمیجوید، سبز است اما این سبز بودن درست مانند ایمان، صفتی ابدی نیست. احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتننون؟ حسن روحانی در زمرهی همین گروه است که این فرصت را داشته که آزمون شود به این ایمان و به این عیاری که قدر و گوهر آدمیان را میسنجد. جنبش سبز همچنان زنده است چون دست از مطالباتاش نکشیده است. سبزها زندهاند چون حقیقت زنده است
از “اجرای بدون تنازل قانون اساسی تا رفراندوم قانون اساسی جدید”
#۳۰اقتراح #دهسالگیجنبشسبز #نوشتهدوم کلمه:چرا سالیان گذار از جنبشی سرکوب شده و رهبرانی همچنان محصور، در سرنوشت و روزگار ما موثر است و چرا باید به آن اندیشید و از اندیشیدن بدان چه مقصودی در پی است؟ این پرسش ها، مسائل اساسی نسل امروز در قبال پدیده ای تاریخی یا راهی پیموده شده یا رخدادی جاری […]
صلح ابتدایی/ پیشگیرانه
بعضی از حقوقدانهای ما مثل مرحوم کاتوزیان مخالف صلح ابتدایی بودند؛ ایشان میگفتند صلح ابتدایی بقیه قراردادها را از بین میبرد اما اخیرا این نوع از صلح خیلی طرفدار پیدا کرده است. صلح ابتدایی به این معنا است که مذاکره کننده قبل از اینکه منتظر تولید نزاع باشد با خلاقیتهای خود وارد قراردادهای صلح میشوند؛ قراردادهایی که اختلاف را کم میکند
طرحوارهای برای یک گفتمان
با پیروزی اسلام گرایان جدید -والبته عوام- و تعارض خونین با سکولارهای چپ و متاثر از اندیشه های مارکسیستی که در نهایت منجربه غلبه جریان عوام حاکم گردید؛ این بار یک دولت ماهیتا سکولار ولی با پوشش شرع(و در تبعیت از سلیقه عوام متشرع) قدرت بلامنازع و در نتیجه مستبد کشور شد و کشور و ملت را بر سر تردید و تحیر میان یک دو راهی قرارداد: از یک سو” مدرنیزاسیون متوجه به آینده ” و از سوی دیگر نوستالژی متوهمانه ” بازگشت به عصر طلایی اسلام صدر اول ”
نقش عقل در جامعه دینی- تحلیل نظریه آیتالله شهید بهشتی
سی و پنج سال است که سالانه می نشینیم و برمی خیزیم و درباره شهید بهشتی صحبت می کنیم. در طول این سی و پنج سال مطالب و مباحث کمی از ایشان مطرح نشده است. آیا پس از این مدت طولانی، ناگفتهای هم از شهید بهشتی باقی مانده است؟ درباره این بزرگوار در دو جهت زیاد گفته ایم و شنیده ایم. یکی ویژگی های رفتاری ایشان، مثل اینکه بهشتی اهل نظم بود، اهل کار تشکیلاتی بود، انسان متخلّقی بود و… و مطلب دیگری که فراوان بیان شده است، صحبت از آراء و اندیشه های او بوده است
گفت و گوی جوادکاشی با پیمان؛ رادیکالیسم،با حفظ ارزشهای بنیادین لیبرالیسم
این مصاحبه به صورت کوتاه و تقطیع شده از روی متن بازنویسی شده، درنشریه ایران فردا ( شماره ۳۱ مورخ تیرماه ۹۶ ) چاپ و منتشر شده است. آنچه در زیر می آید از روی نسخه اصلی وکامل مصاحبه به همان صورت گفت وگو، رونوشت برداری شده است
ملازمان جنگ
جنگ جهانی نخست منتهی شد به نظامیسازی بیسابقۀ جامعه، پرستش خشونت و نوعی آیین تقدیس مُردگان که بسیار بیشتر از خود جنگ دوام آورد و مسیر را برای فاجعههای سیاسی پس از خویش هموار نمود. دولتها و جوامعی که در طی جنگ جهانی دوم یا پسازآن بهدست هیتلر یا استالین (یا متوالیاً توسط هر دوی آنها) تسخیر شدند نهتنها اشغال و استثمار را تجربه کردند بلکه شاهد تباهی و فساد قوانین و هنجارهای جامعۀ مدنی نیز بودند
امروز مداحها جای دکتر شریعتی را گرفتهاند
مرحوم شریعتی برای بیداری مردم مبارزه فرهنگی را پیشگرفت. امام خمینی هم بر مبارزه فرهنگی اعتقاد داشت. اسنادی داریم که وقتی برای کسب اجازه ترور حسنعلی منصور یا شاه نزد ایشان میرفتند امام موافقت نداشت. این مسئله خیلی مهم است و علتش هم این است که امام معتقد بود باید برای بیداری مردم تلاش کرد و اگر مردم بیدار و آگاه شوند، خودشان مسیر درست را میشناسند. اتفاقا هم شریعتی این مسیر را پایهگذاری کرد و چون جامعه ما مذهبی بود از مفاهیم مذهبی و دینی هم استفاده برد
محافظهکاری و لیبرالیسم در برابر مساله تروریسم
شاید دلیل اصلی پیوند محاظهکاری با نظامیگری، خاستگاه تاریخی محافظهکاران باشد. ملاکان و زمینداران در دوره فئودالیسم، تشکیل دهندگان ارتشهای غیرحرفهای بودند. پس از تشکیل دولت-ملتهای جدید و ارتشهای مدرن، سیطره ملاکان بر ارتش کاهش یافت، اما پیوند سنتیشان همچنان حفظ شد. ارتش معمولا حافظ منافع زمینداران در برابر شورش دهقانان، یا انقلابهای دموکراتیک طبقات متوسط شهرنشین بود
انقلاب را به مفهوم آرمان آن هنوز قبول دارم
بعد ازهر انقلاب معمولا عدهای به همین دلیل به مرز خیانت به آرمانهای انقلاب میرسند. آن آرمان را میشناختند، میدانستند که این برابری برای همه است، قرار است که همه از آزادی بهرهمند باشند و آزادی اختصاص به گروه معینی ندارد، حق حکومت بر جامعه مال همه است ولی بعد به اینجا میرسد که خودش یا گروههایی که عضو آنها است علایق خاصی دارند و آن علایق را برتری میدهد بر آرمان انقلاب. اینجا مرز جدایی از آرمان است یا حتی گاهی منجر به خیانت به آرمان هم میشود
مردم بیپناهند
ماجرای پلاسکو، حادثه مهمی بود اما نه آنچنان که روح و روان مردم در سطح ملی را به خود مشغول کند. فروریزی یک ساختمان در حد و اندازههای یک فاجعه ملی مردم را تحت تاثیر قرار داد. از همان لحظههای نخست، مردم در فضاهای مجازی و رادیو تلویزیون شاهد ماجرا شدند. مساله از حد رسانههای داخلی فراتر رفت، و رسانههای جهانی نیز خبر را لحظه به لحظه منتشر کردند
ابزارهای سیاستمداران پوپولیست در سراسر جهان
به میان کشیدنِ پای امور متافیزیکی و سوء استفادۀ از آن در مسائل سیاسی، سابقه ای طولانی دارد. برای ما که هشت سال دورانِ ریاست جمهوری احمدی نژاد را تجربه و تحمل کردیم و سخنانی نظیر « دیدن هالۀ نور» و« اداره کردنِ جلسۀ دانشگاه کلمبیا توسط امام زمان» را از او شنیدیم؛ سخن ترامپ، البته غریب نمی نماید.