سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ده سالگی جنبش سبز و ضرورت های امروز...

ده سالگی جنبش سبز و ضرورت های امروز

چکیده :بعد از گذشت ده سال، به بیانی جنبش سبز زنده است. چونکه مطالبات دمکراتیک گروه های وسیعی از جامعه که جنبش سبز بازتاب دهنده آن ها بود، برآورده نشده و امر دموکراسی هم چنان مهمترین مسئله جامعه ما است. ولی دراین ده سال ما شاهد خیزش دیماه ۱۳۹۶ و اعتراضات گسترده مردمی بودیم که نمی توان آن ها را از جنس جنبش سبز به حساب آورد. آنچه می توان گفت اعتراضات مردمی که در طی دو سال گذشته جامعه را فرا گرفته است، در تداوم جنبش سبز است. ولی به جهات مختلف از آن متمایز است. جنبش سبز، جنبش طبقه متوسط بود، خیزش دیماه و اعتراضات مردمی طی دو سال گذشته، اعتراضات کارگران، معلمان، بازنشستگان و تهدستان کشور...


#۳۰اقتراح

#ده‌سالگی‌جنبش‌سبز

#نوشته‌شانزدهم

کلمه:چرا سالیان گذار از جنبشی سرکوب شده و رهبرانی همچنان محصور، در سرنوشت و روزگار ما موثر است و چرا باید به آن اندیشید و از اندیشیدن بدان چه مقصودی در پی است؟ این پرسش ها، مسائل اساسی نسل امروز در قبال پدیده ای تاریخی یا راهی پیموده شده یا رخدادی جاری و زنده همچون جنبش سبز است که بنا به هرکدام از معانی اش در انتظار پاسخ هایی است: در برابر این پرسش که چرا همچنان در ایران امروز با تمام تغییر و تحولات رخداده و سرنوشت هولناک و سخت ملت، از جنبش سبز سخن می‌گویید و برای آن اهمیت قائلید، چه پاسخی داریم؟

کلمه مسئله فوق را در قالب یک اقتراح با مخاطبان خود در میان گذارده و پاسخ نویسندگان و فعالان و صاحبنظران را در روزهای آتی که جملگی ایام موسوم به شکل گیری و ریشه دوانی جنبش سبز ملت ایران است، منتشر می کند. همچنین این باب گشوده است تا تمامی نویسندگانی که خود را مخاطب این پرسش ها می یابند و برای آن دغدغه یا مسئله ای دارند پاسخ خود را برای ما ارسال کنند تا رنگین کمان ملت که در خرداد ۸۸ برآمد و آن جنبش بیافرید، سهم خود و حق خود را در نقش آفرینی در تولید متون و ادبیات دهمین سالگرد جنبش سبز ادا کند.

متونی که در ایام آتی ذیل مسئله فوق در کلمه منتشر می شوند حاوی نکاتی سرنوشت ساز و تذکراتی بنیادین اند؛ برخی از نویسندگان بر شکل گیری مجمعی ملی برای نجات ایران از قید و بند استبداد سیاه حاکم بر آن تاکید کرده اند. دسته ای خواهان مشارکت زنده و موثر رهبران جنبش، بویژه مهندس میرحسین موسوی در قبال مسائل و رخدادهای حیاتی پیشاروی کشور و ملت شده اند و جمعی از اصلاح بنیادین قانون اساسی سخن رانده اند. در تمامی متون فوق آنچه به چشم می خورد دغدغه منافع کشور و حقوق ملت و رهایی ایران در کنار انتقادات اساسی به جنبش و نحوه پیش برد و سرکوب آن نهفته است و کلمه بی کم و کاست و ذره ای قضاوت یا دخالت به انتشار آنهمه دست می یازد. این مرام مهندس موسوی و مشی حیاتی و زندگی بخش حاکم بر جنبش سبز است که مبتنی بر فراهم آوردن امکان مشارکتی معنادار و واقعی می کوشد بخشی از تمامی آنچه نویسندگان وطن دوست ایرانی در ذهن می پرورند و بر قلم جاری می سازند را در صفحات خود منتشر کند و محملی باشد برای یافتن راه رهایی کشور و آزادای ملت و سعادت ایرانیان.

بدان امید

بهروز خلیق

طبقه متوسط جدید حامل دموکراسی در کشور ماست و جنبش سبز، عمدتأ جنبش این طبقه بود. این جنبش گرچه با شعار “رای من، کو؟” پا به میدان گذاشت ولی در تداوم آن استبداد حاکم و در راس ان ولی فقیه را به عنوان دیکتاتوز زیر ضرب گرفت و بیش از آنکه به صندوق رای دل ببندد، به جامعه مدنی متکی شد

جنبش سبز ده ساله شد. بعد از گذشت ده سال از عمر این جنبش، سئوالاتی چند در مقابل ما قرار دارد. جنبش سبز در کجا قرار دارد؟ آیا می توان هم چنان از زنده بودن آن صحبت کرد؟ امروز جنبش سبر برای ما چه معنی دارد؟ چه رابطه ای بین جنبش سبز و جنبش اعتراضی وجود دارد؟ چرا علی خامنه ای یه تداوم حصر رهبران جنبش سبز پای می فشارد؟ برای پاسخ گفتن به سئوالات ابتدا لازم است که به زمینه ها و مطالبات جنبش سبز پرداخت.

جنبش سبز محصول تغییرات اجتماعی

جنبش اجتماعی محصول تغییر اجتماعی و شکاف های شکل گرفته در جامعه است. به بیان دیگر بدون تغییرات در حوزه های مختلف اجتماعی نمی توان انتظار پدید آمدن جنبش اجتماعی را داشت. جنبش سبز نه ساخته دولت های خارجی و نه رهبران آن، بلکه همانند سایر جنبش های اجتماعی محصول تغییرات عمیقی بود که در جامعه ما صورت گرفته بود. جامعه ایران از اواسط دهه ۱۳۶۰ از جامعه ای عمدتأ روستائی به جامعه عمدتأ شهری تبدیل شد، بگونه ای که جمعیت ساکن شهرها به ۷۰ درصد رسید. این روند در مورد درصد باسوادان هم جریان پیدا کرد. جامعه‌ای که کمتر از ۵۰ درصد آن قبل از انقلاب باسواد بودند، در دهه های ۷۰ و ۸۰ به جامعه ای که بیش از ۸۰ در صد آن باسود هستند، فراروئید. گسترش شتابان آموزش عالی به افزایش بی سایقه تحصیل کردگان کشور انجامید. بعلاوه رشد جمعیت باسواد، افزایش دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه ها، بالا رفتن نرخ جمعیت شهرنشین، پیشروی ساختارهای مدرن در مقابل ساختارهای سنتی به گسترش طبقه متوسط جدید انجامید.

جنبش سبز برخاسته از بطن این تغییرات گسترده و شکاف های اجتماعی بود. شکاف سنت ـ تجدد، شکاف اقتدارگرائی ـ دمکراسی و شکاف سکولاریسم ـ دولت تئوکراتیک. شکاف اقتدارگرائی و دمکراسی، جایگاه گرهی در بین شکاف های اجتماعی و تحولات سیاسی پیدا کرده است. حکومت استبداد مذهبی حاکم بر کشور حوزه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را تحت کنترل خود در آورده و فضاهای موجود در جامعه را بسته است. استبداد مذهبی سد راه پی ریزی جامعه ای مدرن، پیشرفته و دمکراتیک است. نیروهای برآمده از تغییرات گسترده و در این میان طبقه متوسط جدید خواهان طرد استبداد و استقرار دمکراسی بوده و هستند.

طبقه متوسط: خاستگاه جنبش سبز

شکل گیری طبقه متوسط جدید بیش از آنکه به دلیل عوامل اقتصادی باشد، معلول عوامل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است. آموزگاران، دانشگاهیان، نویسندگان، پزشکان، مهندسان، وکلا و غیره اجزا اصلی طبقه متوسط جدید هستند. طبقه متوسط جدید حامل مدرنیسم، سکولاریسم، لیبرالیسم و اندیشه سوسیالیستی است. خواست این طبقه تامین آزادی و استقرار دمکراسی در کشور، ایجاد دولت مدرن و دمکراتیک به جای دولت های سنتی و اقتدارگرا، منع ورود روحانیت به ساخت قدرت و انجام تحولات برای غلبه بر عقب ماندگی کشور است. بخشی از طبقه متوسط جدید به خدمت جمهوری اسلامی درآمده، ولی بخش اعظم آن واجد شرایط اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک لازم برای برآمد سیاسی برای طرد استبداد است. بعد از سرکوب نیروهای اپوزیسیون در چند سال بعد از انقلاب، تنها طبقه متوسط جدید جذب گفتمان سنت گرائی ایدئولوژیک نگردید. طبقه متوسط از حیث ایدئولوژیک با ایدئولوژی سنت گرائی اسلامی ناسازگار است و به جهت سیاسی تحول طلب.

طبقه متوسط جدید حامل دموکراسی در کشور ما است و جنبش سبز، عمدتأ جنبش این طبقه بود. این جنبش گرچه با شعار “رای من، کو؟” پا به میدان گذاشت ولی در تداوم آن استبداد حاکم و در راس ان ولی فقیه را به عنوان دیکتاتوز زیر ضرب گرفت و بیش از آنکه به صندوق رای دل ببندد، به جامعه مدنی متکی شد. این موضوع در منشوری که توسط رهبران جنبش تدوین شد، مورد تاکید قرار گرفت: «بازخوانی و تجربه‌ معاصر در جهت تحقق اهداف والای اجتماعی مردم ایران نشان می‌دهد که تنها از طریق تعمیق و تقویت جامعه مدنی، گسترش فضای گفت‌وگوی اجتماعی، ارتقای سطح آگاهی و جریان آزاد اطلاعات زمینه‌سازی برای فعالیت آزاد مصلحان و فعالان اجتماعی در چارچوب تحول‌خواهی و ایجاد تغییر و … ممکن است.»

جنبش سبز از صندوق رای گذر کرد و بلافاصله به خیابان ها راه پیدا نمود، حکومت و ارگان های سرکوب آن را به چالش کشید و توانست بیش از شش ماه در خیابان ها بماند. حکومت تا شش ماه نتوانست خیابان ها را تصاحب کند.

رژیم سرکوب بالاخره قادر شد که برخیابان ها مسلط شود، رهبران آن را به حصر بکشد، تعداد زیادی از فعالین آن را دستگیر و زندانی و عده زیادی را وادار به ترک کشور کند. با این وجود جنبش سبز به کابوس حکومتگران تبدیل شد که تا کنون ادامه دارد. حکومتگران واهمه دارند که سران این جنبش را آزاد کنند و یا آزادی آن ها جنبش سبر پابگیرد و به خیابان ها راه پیدا کند.

بعد از گذشت ده سال، به بیانی جنبش سبز زنده است. چونکه مطالبات دمکراتیک گروه های وسیعی از جامعه که جنبش سبز بازتاب دهنده آن ها بود، برآورده نشده و امر دموکراسی هم چنان مهمترین مسئله جامعه ما است. ولی دراین ده سال ما شاهد خیزش دیماه ۱۳۹۶ و اعتراضات گسترده مردمی بودیم که نمی توان آن ها را از جنس جنبش سبز به حساب آورد. آنچه می توان گفت اعتراضات مردمی که در طی دو سال گذشته جامعه را فرا گرفته است، در تداوم جنبش سبز است. ولی به جهات مختلف از آن متمایز است. جنبش سبز، جنبش طبقه متوسط بود، خیزش دیماه و اعتراضات مردمی طی دو سال گذشته، اعتراضات کارگران، معلمان، بازنشستگان و تهدستان کشور است.

در جنبش سبز جای جنبش کارگران و تهیدستان خالی بود و امروز جای جنبش طبقه متوسط. آنچه ضرورت امروز است، حضور فعال طبقه متوسط در اعتراضات مردمی و پیوند یافتن آن با جنبش کارگران و تهدستان کشور است. در چنین حالتی می توان گفت که جنبش سبز نه بطور بالقوه، بلکه بطور بالفعل زنده است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.