سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » امر سیاسی از دیدگاه میرحسین موسوی – بخش اول...

امر سیاسی از دیدگاه میرحسین موسوی – بخش اول

چکیده :وی از بیانیه­‌ی اول مبارزه برای آزادی سیاسی و مقابله با متقلبان و اقتدارگرایان را نه تنها وظیفه­ی ملی که وظیفه­ی شرعی نیز می­داند. رنگ سبز را که به عنوان نماد جنبش برمی­گزیند را در ارتباط با ائمه می­داند و شعار اصلی جنبش را نیز الله اکبر قرار می­دهد. این تاکید بر پررنگ کردن سویه اسلامی جنبش در بیانیه ها سیر نزولی دارد به طوری که در بیانیه­های اولیه این تاکید را بسیار می­بینیم و در بیانیه­های آخر و به خصوص ویراست دوم بیانیه هجدهم که آخرین بیانیه­ تا اکنون است این اشاره­ها کمرنگ­تر می­شوند و به همین نسبت چتر فراگیری جنبش گسترده­تر...


#مطلب‌هفتم

#بازخوانی‌تحلیلی_گفتمان_جنبش‌سبز_بامحوریت_بیانیه‌های‌هجده‌گانه_میرحسین‌موسوی 

صدور بیانیه‌های میرحسین موسوی کنش خلاقانه‌ای بود که جنبش سبز را در خلال آفریده‌شدنش مکتوب کرد. بنابراین می‌توان ادعا کرد که این بیانیه‌ها از صرف بیانیه بودن فراتر رفته و تبدیل به کنش-گفتارهایی شده‌اند که هم بخشی از یک امر اجتماعی را برساخته‌اند و هم خود در درون جنبشی اجتماعی تکوین یافته‌اند.آنچه می خوانید، تلاشی جمعی است در جهت برجسته ساختن جنبه‌های فرمی و محتوایی جنبش سبز که به باور ما برای امروز نیز می‌تواند راهگشا باشد. ما این امر را از خلال بازخوانی گفتمان متجلی در جنبش سبز و با محوریت بیانیه‌های ۱۸گانه پیگیری می‌کنیم.

آزادی، عدالت، استقلال و هویت ملی

گرچه تعلقات دینی فردی میرحسین بسیار پررنگ است و تا آخرین بیانات او قبل از حصر نیز مشهود است و در تنیدگی با امر سیاسی مدنظرش در متون و صحبت­هایش به بروز و ظهور می­رسد اما میرحسین به خصوص در دوران منتهی به حصر با تاکید مضاعف بر اینکه خود او نیز یکی از همراهان جنبش سبز است و عقیده­ی او نیز یکی از تنوعات شرکت­کننده در جنبش است سعی دارد از مسلط کردن عقیده­های شخصی­اش بر جنبش بیش از گذشته اجتناب می­کند تا آنجا که در ویراست دوم بیانیه ۱۸ شاهد بیشترین فراگیری تنوعات هویتی و عقیدتی در زیر چتر جنبش هستیم

نقطه­ی آغاز و محل نزاع اولیه­ی جنبش سبز انتخابات بود و به تبع آن جنبش سویه­ی سیاسی پررنگی داشت. میرحسین موسوی در کنار دیگر همراهان جنبش سعی داشت در مقابله با سیاست­های حاکمیت اقتدارگرا که در پی سرکوب و خاموش کردن صدای بخشی از جامعه بودند، امر سیاسی­ای مبتنی بر مقاومت و حق­طلبی را تبیین کند. نکته مهم و قابل تامل در این­جا این است که این امر سیاسی سیر تکوینی داشت و هرگز به این صورت نبود که از روز اول جنبش مفهوم و چارچوب تغییرناپذیری داشته­باشد بلکه بالعکس به تناسب شرایط میدان و همچنین گفتگوها و هم­فکری­هایی که در دوره­ی جنبش شکل می­گیرد امرسیاسی نیز تحول و تکوین می­یابد چنانچه می­بینیم که جنبش سبز در مساله­ی تقلب در انتخابات متوقف نماند و به سمت مساله­ی کلی­تر و عمیق­تر لزوم بازگشت و رجوع به مردم و احقاق حقوق شهروندی در همه­ی ابعاد حرکت کرد و می­توان گفت از آنجا که حتی روند سیاسی امروز نیز متاثر از جنبش ۸۸ است و این رخداد هنوز توانش تاثیرگذاری بر فرایند سیاسی را دارا است این سیر تکوین همچنان ادامه دارد.

جهت تعیین مختصات کلی امرسیاسی میرحسین سعی می­کنیم به مفاهیمی که مهمترین عناصر تشکیل دهنده­ی گفتمان سیاسی او است، بپردازیم.

۱٫    آزادی

یکی از دو مفهوم مهم و مرکزی گفتمان سیاسی میرحسین موسوی آزادی به معنای امکان حضور و تاثیر مردم در تقویم و تحول امر سیاسی است که این حضور و تاثیر چه از طریق انتخابات و صندوق رای، چه از طریق خیابان و چه از طریق رسانه­ها و شبکه­های اجتماعی و راهکارهای خلاقانه­ی دیگر مورد تاکید مدام میرحسین در بیانیه­ها و متون و گفته­های بعد از رخداد ۸۸ است و وی پایه­ی اصلی امرسیاسی مطلوب خود را همین امکان حضور و تاثیر مردمی می­داند که حاکمیت با تلاش در جهت تکه­تکه کردن این کلیت در پی سرکوب بخش­هایی از آن است که هم­نظر با او نیستند.

در بیانیه­های ابتدایی میرحسین که در واکنش به تقلب و سرکوب پس از آن بود میرحسین خطابش بیشتر با گروهی از مردم است که از منظر سیاسی با او هم­نظرترند چرا که در کنار اتکا بر مستندات در پی آن است که با به رخ کشیدن کمیت گروه رای­دهنده­ی به او در خیابان تقلب را افشا کند؛ اما رفته رفته میرحسین دامنه خطاب خود را عام­تر و عام­تر می­کند تا آنجا که به کل­انگاری مردم نزدیک می­شود. این گسترده­تر شدن دامنه­ی خطاب در همراهی با عام­تر و کلی­تر شدن مساله­­ی مورد تاکید جنبش بود که در ابتدا بر تقلب متمرکز بود و با شعار «رای من کجاست؟» نمود پیدا کرد اما در این نقطه متوقف نماند و به مساله­ی وجوب رجوع به مردم و پذیرش حضور و تاثیر مردم در کلیت آن که شامل همه­ی گروه­ها و تنوعات می­شود، در تعیین امر سیاسی رسید.

از منظر میرحسین مواجهه با مساله­ی سیاسی باید با رویکرد اجتماعی باشد به ­این معنا که با توجه به تنوع و تفاوت­های اجتماعی و پذیرش آنها و استفاده از پتانسیل عموم برای حل مساله اقدام شود و دموکراسی نیز تنها از همین رهگذر پذیرش و مشارکت عمومی ممکن می­شود. از منظر او تفاوت به هیچ عنوان نباید مبنای طرد قرار گیرد.

میرحسین با تفکیکی که میان کار حزبی و جنبش قایل می­شود بیان می­دارد که حزب مبتنی بر توافق حداکثری است اما جنبش مبتنی بر توافق بر اصول حداقلی. همین سیر را نیز در گفتارو اندیشه­ی او در خلال جنبش سبز می­بینیم که هرچه پیش می­رویم گفتمانی که برای جنبش درحال شکل­گیری است فراخ تر و پذیراتر نسبت به تنوع و آحاد مختلف مردم پیدا می­کند به نحوی که در بیانیه هجدهم (ویراست دوم) شاهد فراگیرترین پذیرش نسبت به گروه­های مختلف اعم از باور سیاسی، باور مذهبی، قومیت و… هستیم.

در این رابطه باید ذکر کرد که امر سیاسی مطلوب میرحسین هژمونی­گریز است و از دید وی یک گفتمان خاص حتی با دارا بودن پشتوانه اکثریت مردم مطلوب نیست که هژمونیک شود و اقلیت را به طرد و انزوا براند بلکه اقلیت و درواقع فردفرد آحاد اجتماعی با هر عقیده­ای علاوه بر داربودن حق شهروندی باید تضمین امکان حضور موثر و مداوم را در راستای اثرگذاری سیاسی داشته باشد. در همین­جاست که باید گفت میرحسین قایل به حزب­محوری کامل سیاست و حاکمیت نیست و نقش و تاثیرمداوم گروه­های مختلف مردم را محترم و لازم می­داند.

میرحسین با پیشبرد الگوی «سیاست مردمی» در جنبش سبز، عرصه­ی سیاست و تعیین امرسیاسی را از چارچوب محدود ارتباطات، نزاع­ها و لابی­های حزب و جریانات سیاسی حاضر در عرصه­های رسمی سیاسی فراتر برده و برای مردم در کلیت و فراگیری تنوعات موجود درآن در تاثیرگذاری مستقیم در فرایند تقویم و تحول امر سیاسی نقش مهم و کلیدی قایل می­شود.

از این جهت این امر سیاسی امری نیمه ساختمند و واجد سیالیت است که پویایی و تحول پذیری مبتنی بر خواست مردم و متاثر از ابتکارات آن­ها را همواره لحاظ می­کند.

۲٫    عدالت

مفهوم عدالت در کنار آزادی جزء مهمترین مفاهیم مرکزی گفتمان میرحسین است. در بیانیه­های ابتدایی میرحسین بنا به شرایط میدان و اعتراض و نزاع سیاسی به وجودآمده، عدالت نیز با تاکید بر بعد سیاسی و در معنای حق سیاسی مردم به­کار برده­شده­است. به طور مثال در بیانیه­ی یک که درجایی مسئولان را درمورد تقلب در انتخابات هشدار می­دهد و می­گوید: «به مسوولان توصیه می کنم بیش از آن که دیر شود این روند را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت مشروعیت زداست.» اما بعدا این مفهوم کم­کم گستره­ی عام­تری از توزیع امکانات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را در بر می­گیرد. عدالت به این معنا در کنار آزادی شالوده­ی اساسی گفتمان سیاسی میرحسین را تشکیل می­دهد چرا که در صورت عدم توزیع عادلانه­ی منابع به نحوی که کرامت گروهی از مردم از دست برود آزادی و توسعه­ی سیاسی نیز امری محال و دست­نیافتنی خواهدبود. چنان­که در بیانیه ۱۱ می­گوید: «نمی­توان از جامعه­ای که بخش قابل توجهی از آن دچار جبر نان و از تامین نیازهای اولیه­ی خود ناتوان است انتظار مشارکت گسترده در فرآیند توسعه­ی سیاسی را داشت.»

۳٫    استقلال

مفهوم دیگر که جایگاه مهمی در امر سیاسی مورد نظر میرحسین دارد استقلال است. میرحسین تاکید بسزایی بر لزوم درون­زا بودن جنبش مردمی دارد. از سویی به نظر او جوشش خواست سیاسی باید اصیل و از سوی مردمی باشد که هم­تاریخ و هم­سرنوشت­اند و از سوی دیگر از نظر او مساله سیاسی هرچقدر بغرنج هم که باشد باز هم یک مساله داخلی است و دخالت دولت­های خارجی که اولویتشان نه منافع ملی ما بلکه منافع ملی خودشان است کمک موثری به آن نمی­تواند بکند و حتی ممکن است مساله را بغرنج­تر کند علی­الخصوص که حاکمیت اقتدارگرا با برچسب موردتحریک خارجی بودن جنبش راحت­تر می­تواند دست به سرکوب آن بزند.

از منظر میرحسین وقتی حاکمیت به اقتدارگرایی و سرکوب روی آورد استقلالش را نیز به مخاطره می­اندازد چرا که وقتی دست از اتکای خود بر مردم برداشت مجبور است با دادن امتیاز به دولت­های خارجی داروی فقدان مشروعیتش را در آن سوی مرز بجوید.

از سوی دیگر حاکمیت اقتدارگرا وقتی رسانه­های داخلی را سانسور، سرکوب و توقیف می­کند باعث می­شود مردم به سمت رسانه­های خارجی سوق پیدا کنند و رسانه­های خارجی توان تاثیر بیشتری برروی اذهان مردم پیدا می­کنند.

میرحسین بر لزوم مذاکره عزتمندانه با دولت­های خارجی که باعث توانبخشی به اقتصاد نیز می­شود تاکید دارد اما با وابستگی به دولت­های خارجی به شدت مخالف است.

از سوی دیگر میرحسین با جنگ و تحریم به شدت مخالف است و تحریم را نه علیه یک دولت بلکه برعلیه یک ملت و تحمیل رنج بر مردم می­داند (بیانیه ۱۳)

۴٫    هویت ملی

میرحسین مهمترین هسته­ی هویتی جامعه را بعد ملی آن می­داند واز منظر او کلیه هویت­های مذهبی، قومی، جنسیتی و… ذیل هویت ملی باید تعریف و وحدت یابند و منافع نیز باید مبتنی بر این هسته­ی مشترک قرار بگیرد و تنها با اتکا بر این وجه هویت است که می­توان حقوق شهروندی همه تنوعات و گروه­ها را تضمین کرد.

میرحسین هویت ملی ایرانی را با امید و صبر عجین می­داند چرا که آن را ملتی می­داند که از راه و بیراهه و پیچ و خم تاریخ عبور کرده و مصایب و رنج­ها را پشت سر گذاشته­است. از همین رو است که از منظر او امید و صبر نقش کلیدی در مقاومت و مبارزه دارند تا آنجا که می­گوید «امید بذر هویت ماست»

از سوی دیگر اما میرحسین از ناسیونالیسم افراطی دوری می­جوید و آن­ها را در بیانیه هجدهم «تعصبات نابجا» می­خواند.

۵٫     رابطه امر سیاسی با امر مذهبی، امر معنوی و امر اخلاقی

در جای جای بیانیه­ها و دیگر متون و گفته­های میرحسین امر سیاسی همراه و دوشادوش امر مذهبی، امر معنوی و امر اخلاقی است و درواقع مساله را تک­وجهی نمی­بیند.

وی از بیانیه­‌ی اول مبارزه برای آزادی سیاسی و مقابله با متقلبان و اقتدارگرایان را نه تنها وظیفه­ی ملی که وظیفه­ی شرعی نیز می­داند. رنگ سبز را که به عنوان نماد جنبش برمی­گزیند را در ارتباط با ائمه می­داند و شعار اصلی جنبش را نیز الله اکبر قرار می­دهد. این تاکید بر پررنگ کردن سویه اسلامی جنبش در بیانیه ها سیر نزولی دارد به طوری که در بیانیه­های اولیه این تاکید را بسیار می­بینیم و در بیانیه­های آخر و به خصوص ویراست دوم بیانیه هجدهم که آخرین بیانیه­ تا اکنون است این اشاره­ها کمرنگ­تر می­شوند و به همین نسبت چتر فراگیری جنبش گسترده­تر می­شود.

نکته­ی مهمی که در اینجا وجود دارد نوع تفسیر میرحسین از دین اسلام است. میرحسین در برابر اسلامی که از سوی اقتدارگرایان معرفی می­شود که آن را اسلام متحجر می­خواند و از منظر او این اسلام با دموکراسی و جمهوریت سر سازگاری ندارد، اسلام مترقی و رهایی بخش را معرفی می­کند اسلامی که نگفته برای آنکه وحدت پیدا کنیم باید مثل هم بیندیشیم. (بیانیه ۱۳) همینطور این اسلام در هماهنگی با حقوق بشر و حقوق آحاد مردم با هر تنوعی است چنانچه می­گوید « چرا حقوق بشر و حقوق زنان و حقوق اقلیت ها و … را خلاف دین میدانید. دینی که آموزه هایش ملایم و موافق با فطرت بود مبادا آن را تبدیل به یک بوته خار کنیم.»(بیانیه ۱۳) نکته مهم دیگر در این رابطه این است که میرحسین تعریفی که از دین ارایه می­دهد به همان نسبت که از ظاهرگرایی فاصله می­گیرد فراگیرنده­تر نیز می­شود و آحاد بیشتری را دربرمیگیرد؛ همچنین این اسلام دین طرد نیست حتی برای آنان­که آن را قبول نداشته باشیند از همین روی است که میرحسین بارها بر این نکته کلیدی تاکید می­کند که این نکته که اکراه در دین جایز نیست و مجبور نکردن خود مردم به دین نیز جزء مهمی از دین است (بیانیه ۱۱ و ۱۸) و نباید افراد و گروه­ها به دلیل تفاوت مذهبی یا دیندار نبودن مورد طرد و تبعیض و محرومیت از حق آزادی و اثرگذاری بر امر سیاسی قرار بگیرند.

اسلامی که میرحسین تصویر و ارایه می­کند اسلامی است که تا حد زیادی منتزع از فرم­ها و مناسک و گزاره­های فقهی است و بیشتر بر بعد معنوی آن تاکید شده­است. در واقع درنهایت امر به نظر می­رسد که آنچه میرحسین از معنویت و اخلاق ذکر می­کند دربرگیرنده تمام یا تقریبا تمام مفهوم دیانت از منظر او باشد.

در تناسب با تفسیر فرم­زدایی که میرحسین از دین دارد دیدگاه او به سکولاریسم نیز نزدیکتر می­شود در مصاحبه­ای که در تاریخ ۱۱ خرداد ۱۳۸۹ درباره آیت­الله خمینی دارد در تفسیری که از او ارایه می­دهد می­گوید:

«در مورد نظرات امام درباره­ی مجلس می­توان بحث­های نظری کرد و نظرات ایشان را درمورد دوگانه­ی شرع و عرف و اینکه تشخیص موضوع در عرف و شرع به عهده­ی عرف است و مجلس نماینده­ی عرف و نمایندگان از دل عرف بر­می­آیند، باز کرد و با این دید مجلس در راس امور قرار می­گیرد.»

همچنین در تاریخ ۱۸ خرداد همان سال طی یک مصاحبه می­گوید:

«حضرت امام نظریات مجلس را نظریات عرف می­داند که غلبه دارد بر نظریات شرع که درواقع مجلس است که تعیین می­کند درحقیقت نماینده، نماینده­ی عرف جامعه است و همه باید تابع بشوند. این است که هیچ­کس نمی­تواند از این عرف سر بزند و بگوید شما همه جمعی یک نظر دارید و من یک نظر دیگری دارم و مصلحت این است.»

این بیان دیدگاه­ها از زبان آیت­الله خمینی و اشاره نکردن به نقش شورای نگهبان در نظارت بر مجلس جهت پاسداشت شرع به نظر می­رسد نشان­دهنده­ی توجه فزاینده­ی میرحسین به این دیدگاه است که امر مذهبی تنها در صورتی و تا جایی که در عرف تاثیر داشته­باشد امکان و مشروعیت تاثیرگذاری بر امر سیاسی را دارا است و آن هم با حفظ ضرورت پذیرش دیگریِ غیر هم­دین و حفظ حقوق شهروندی او و می­توان گفت بدین صورت به ایده­ی سکولاریسم سیاسی نزدیک می­شود.

گرچه تعلقات دینی فردی میرحسین بسیار پررنگ است و تا آخرین بیانات او قبل از حصر نیز مشهود است و در تنیدگی با امر سیاسی مدنظرش در متون و صحبت­هایش به بروز و ظهور می­رسد اما میرحسین به خصوص در دوران منتهی به حصر با تاکید مضاعف بر اینکه خود او نیز یکی از همراهان جنبش سبز است و عقیده­ی او نیز یکی از تنوعات شرکت­کننده در جنبش است سعی دارد از مسلط کردن عقیده­های شخصی­اش بر جنبش بیش از گذشته اجتناب می­کند تا آنجا که در ویراست دوم بیانیه ۱۸ شاهد بیشترین فراگیری تنوعات هویتی و عقیدتی در زیر چتر جنبش هستیم.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.