«تجربهی سبز» ده سال بعد
چکیده :مهمترین جنبهی حرکت خرداد ۱۳۸۸ پافشاری میرحسین موسوی و مهدی کروبی بر صیانت از رای مردم و اصل اولویت حاکمیت مردم بر مصلحت نظام بود. پس از آن، و در درجهی دوم اهمیت، امرِ پیش آوردن ولایت مطلقه فقیه به جلوی صحنه بود. مردمی که محمود احمدینژاد را مقصر اصلی تقلبها میشناختند، پس از رویدادهای سال ۸۸ دریافتند که نهاد اصلی تصمیمگیری همان ولایت فقیه است. ثابت شد که این نهاد، که مهمترین نماد آمیزش دین و دولت است، مهمترین مانع حاکمیت صندوق رای نیز...
#۳۰اقتراح
#دهسالگیجنبشسبز
#نوشتههجدهم
کلمه:چرا سالیان گذار از جنبشی سرکوب شده و رهبرانی همچنان محصور، در سرنوشت و روزگار ما موثر است و چرا باید به آن اندیشید و از اندیشیدن بدان چه مقصودی در پی است؟ این پرسش ها، مسائل اساسی نسل امروز در قبال پدیده ای تاریخی یا راهی پیموده شده یا رخدادی جاری و زنده همچون جنبش سبز است که بنا به هرکدام از معانی اش در انتظار پاسخ هایی است: در برابر این پرسش که چرا همچنان در ایران امروز با تمام تغییر و تحولات رخداده و سرنوشت هولناک و سخت ملت، از جنبش سبز سخن میگویید و برای آن اهمیت قائلید، چه پاسخی داریم؟
کلمه مسئله فوق را در قالب یک اقتراح با مخاطبان خود در میان گذارده و پاسخ نویسندگان و فعالان و صاحبنظران را در روزهای آتی که جملگی ایام موسوم به شکل گیری و ریشه دوانی جنبش سبز ملت ایران است، منتشر می کند. همچنین این باب گشوده است تا تمامی نویسندگانی که خود را مخاطب این پرسش ها می یابند و برای آن دغدغه یا مسئله ای دارند پاسخ خود را برای ما ارسال کنند تا رنگین کمان ملت که در خرداد ۸۸ برآمد و آن جنبش بیافرید، سهم خود و حق خود را در نقش آفرینی در تولید متون و ادبیات دهمین سالگرد جنبش سبز ادا کند.
متونی که در ایام آتی ذیل مسئله فوق در کلمه منتشر می شوند حاوی نکاتی سرنوشت ساز و تذکراتی بنیادین اند؛ برخی از نویسندگان بر شکل گیری مجمعی ملی برای نجات ایران از قید و بند استبداد سیاه حاکم بر آن تاکید کرده اند. دسته ای خواهان مشارکت زنده و موثر رهبران جنبش، بویژه مهندس میرحسین موسوی در قبال مسائل و رخدادهای حیاتی پیشاروی کشور و ملت شده اند و جمعی از اصلاح بنیادین قانون اساسی سخن رانده اند. در تمامی متون فوق آنچه به چشم می خورد دغدغه منافع کشور و حقوق ملت و رهایی ایران در کنار انتقادات اساسی به جنبش و نحوه پیش برد و سرکوب آن نهفته است و کلمه بی کم و کاست و ذره ای قضاوت یا دخالت به انتشار آنهمه دست می یازد. این مرام مهندس موسوی و مشی حیاتی و زندگی بخش حاکم بر جنبش سبز است که مبتنی بر فراهم آوردن امکان مشارکتی معنادار و واقعی می کوشد بخشی از تمامی آنچه نویسندگان وطن دوست ایرانی در ذهن می پرورند و بر قلم جاری می سازند را در صفحات خود منتشر کند و محملی باشد برای یافتن راه رهایی کشور و آزادای ملت و سعادت ایرانیان.
بدان امید
سیامک آرام*
مردمی که محمود احمدینژاد را مقصر اصلی تقلبها میشناختند، پس از رویدادهای سال ۸۸ دریافتند که نهاد اصلی تصمیمگیری همان ولایت فقیه است. ثابت شد که این نهاد، که مهمترین نماد آمیزش دین و دولت است، مهمترین مانع حاکمیت صندوق رای نیز هست.
جنبش سبز همگرایانهترین و بزرگترین رویداد چهار دههی اخیر در ایران بوده است که با شعار انتخاباتی «رای من کو؟» که جوهر انتخابات آزاد است، آغاز شد. این خواست جنبش سبز هنوز زنده است و ادامه دارد و ضمن تعمیق یافتن در قشرهای مختلف مردمی، در سطح مطالبات نیز در حوزههای وسیعتری گسترش یافته است. از پس از خرداد ۸۸، ناکارآمدی و بازدارندگی نهاد ولایت فقیه در مقابل انتخابات آزاد بیش از پیش نمایان شده است. ۲۲ خرداد میتوانست مظهر طرد مطلق ولایت، و حرکت به سوی بازگشایی فضای دموکراتیک باشد. در این راه هر جریان و تفکری با هویت خود شرکت کرد. چتر انسانی جنبش سبز، چه در خیابان و چه در پهنهی سیاسی، بزرگترین همگرایی سیاسی در چهاردههی اخیر بوده است. حرکتهای مردمی در زیر چتر سیاسی ایران، به طیفها و گروهها و دستههای گوناگون، و حتی به هواداران سرنگونی و براندازی، فرصتی داد که خود را به جنبش مردمی نزدیک کنند و راهکار مبارزه و فشار برای به عقب راندن مسالمتآمیز حاکمیت را، از راه صندوق رأی، یعنی تنها فضای محدود و نیمه باز حضور مردم، پی گیرند. سرکوب جنبش، نتوانست آن را ریشهکن سازد و تنها توانست ظهور بیرونی آن را محدود کند. دلیل زنده بودن این جریان و مطالبه، تداوم هدف و خواست عمومی آن است.
در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، برای نخستین بار منتقدان و مخالفان داخلی نظام توانسته بودند در امر صندوق با هم توافق کنند. اگرچه روشن است که انتخابات در ایران هیچوقت آزاد نبوده و با وجود دخالت شورای نگهبان بخش بزرگی از دگراندیشان از شرکت در انتخابات و نمایندگی مردم محروم بودهاند، اما این تصور وجود داشت که انتخابات در جمهوری اسلامی رقابت بین خودیها را تحمل میکند و نهاد ولایت فقیه در این زمینه سمتگیری خاصی ندارد. اظهارات اخیر محمدرضا خاتمی در دادگاه به دلیل «ادعای تقلب انتخاباتی و جابهجایی هشت میلیون رای در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸» و نیز فیلم منتشر شده از اظهارات محمدعلی جعفری، فرمانده وقت سپاه، دربارهی خط قرمز نظام در برابر روی کار آمدن منتقدان در سال ۸۸، خود نشان داد که دستبرد به رای مردم برای مصلحت نظام امری عادی بوده است. انتخاب محمود احمدینژاد در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ و سکوت همهی سران نظام، از جمله هاشمی رفسنجانی، به رغم اعتراض مهدی کروبی در این زمینه گواه این ادعاست.
مهمترین جنبهی حرکت خرداد ۱۳۸۸ پافشاری میرحسین موسوی و مهدی کروبی بر صیانت از رای مردم و اصل اولویت حاکمیت مردم بر مصلحت نظام بود. پس از آن، و در درجهی دوم اهمیت، امرِ پیش آوردن ولایت مطلقه فقیه به جلوی صحنه بود. مردمی که محمود احمدینژاد را مقصر اصلی تقلبها میشناختند، پس از رویدادهای سال ۸۸ دریافتند که نهاد اصلی تصمیمگیری همان ولایت فقیه است. ثابت شد که این نهاد، که مهمترین نماد آمیزش دین و دولت است، مهمترین مانع حاکمیت صندوق رای نیز هست.
پدیدهای که از خرداد ۱۳۷۶ در شیوهی رویکرد مردم به انتخابات مشاهده شده و همچنان ادامه یافته، مخالفت تام و تمام آرای مردم با کاندیداهای ولایت فقیه بوده است، که آخرین نمونهی آن انتخابات مجلس خبرگان رهبری در سال ۱۳۹۴است. این مهمترین دستاوردی است که کماکان ادامه دارد و میتواند صندوق رای را به ابزاری برای پایان دادن به آمیزش دین و دولت، و حاکمیت جمهور بدل کند.
جنبش سبز همچنین، نشان داد که بدون برخورداری از جامعهی “مدنی و مطالباتی” و جنبشهای اجتماعی، پس راندن ولایت فقیه و کنترل آن بر دستگاه انتخاباتی امری ناشدنی است.
در عین حال، نگاهی به ریشههای جنبش سبز نشان میدهد که این جنبش حاصل نزاعی است میان نهاد ولایت فقیه و مردم ایران که از بدو انقلاب وجود داشته و در سیاست خارجی نیز، به صورت اقدامهای مخالف با مصالح و منافع و امنیت ملی ایران، و تنها برای هدفهای فراملی دستگاه استبداد بازتاب یافته است، تا جایی که حتی کسانی که از سرمایههای انقلاب اسلامی بودند نیز در صورت مخالفت یا تقابل با چنین سیاستهایی مورد طرد، تنبیه و سرکوب قرار گرفتهاند. تقابلی که در جنبش سبز خونین شد و با تداوم حصر زهرا رهنورد، میرحسین موسوی و مهدی کروبی، زندانهای طولانی مدت، پروندهسازی برای فعالان و مرتبطان جنبش سبز، عدم رسیدگی به پروندهی کشتگان و قربانیان، ساخت فیلمهای سینمایی و تلویزیونی ضد جنبش سبز، صرف هزینههای کلان برای تبلیغات و مراسم هر سالهی نهم دی ادامه یافته است.
با این حال، این همه سبب شد که تقلب انتخاباتی سال ۸۸ هزینهی سنگینی برای نظام به بار آورد، چنان که احتراز از تکرار آن در دو دورهی بعدی انتخاباتی، از جمله آثار ماندگار زخم ۸۸ بر پیکره نظام ولایت فقیه است. همچنین، میتوان بروز و حضور آثار زمینه سازیها و تمرینهای اعتراضی سال ۸۸ را در پویش ها، اعتراضها و تظاهرات، فضای مجازی، و نیز شبکه سازیها برای امور حتی غیرسیاسی، و حتی در کمپینهای انتخاباتی پس از آن سال به خوبی مشاهده کرد.
بر این اساس در نشانهشناسی جنبش سبز دو ویژگی را میتوان بازشناخت:
ویژگی اول آن است که جنبش سبز در اعتراض به تقلب انتخاباتی سال ۸۸ (و آشکارسازی تقلب انتخاباتی پیش از آن) پا گرفت که مورد حمایت و توافق سران جنبش نیز قرار گرفت و این حمایت قدرت جنبش را مضاعف کرد. اوج این همراهی ملی و سراسری را میتوان در راهپیمایی سکوت روز ۲۵ خرداد ۸۸ دید که بزرگترین تجمع میلیونی سکوت در تاریخ ایران است. کنار هم قرار گرفتن موافقان، منتقدان، و مخالفان نظام سیاسی در ایران، و قبول صندوق رای به عنوان معیار، این اهمیت را داشت که سبب شد برای اولین بار انتخاباتی رقابتی (هرچند نه آزاد و نه منصفانه) برگزار شود، امری که تا پیش از آن در جمهوری اسلامی سابقه نداشت.
ویژگی دوم، عدم قبول نظر و رای مردم توسط حکومت و سرکوب خونین و شدید بود که از طریق دستگیریها و بازداشتها و ارعاب و فشار و ضرب و شتم بیرحمانه، تیراندازی به مردم و قتل شهروندان، محرومیتها و اخراجهای گسترده در محیطهای کاری و دانشگاهی، و آزار و شکنجهی وحشیانه منجر به مرگ، تخریب و آتش زدن اموال عمومی و مردم، همراه با ایجاد محدودیتهای ارتباطی (مانند قطع اینترنت و تلفن) اعمال شد. این خشونت بیسابقه سبب شد که جنبش وارد مرحلهی مخالفت علنی با هستهی اصلی حکومت شود. امری که عمده اصلاح طلبان از آن پرهیز میکردند اما به مذاق سران حکومت خوش میآمد. یورش نظامیان و نیروهای امنیتی به مردم، جهت جنبش را در مقطعی (بویژه در عاشورای ۸۸) از ایستادگی و مقاومت به مرحلهی مقابله برد که اکثر هواداران جنبش نمیتوانستند در آن شرکت جویند، و از سوی دیگر بر شدت سرکوب و ارعاب و وحشت عمومی نیز افزود. موضع سران جنبش تداوم اعتراضها بود که فراخوان به تظاهرات ۲۵ بهمن و فراخوانهای بعدی از آن جمله بود. در حالی که مبارزات انتخاباتی پیش از ۲۲ خرداد و اعتراضهای پس از آن میتوانست به تعمیق جنبش سوق داده شود، با اقدامهای همراهان فقط-انتخاباتی در مرحلهی اعتراضات از جهاتی به ضد خود مبدل شد.
تشدید سرکوبها در ده سال گذشته نتوانسته است در عمل خواستهای مردم ایران را از بین ببرد یا کمرنگ کند، که اعتراضهای دی ماه ۱۳۹۶ مبیّن آن است. این تصور که جنبش مردمی را میشود سرکوب یا مهار کرد، نه تنها در برهههای مختلف تحقق نیافته، بلکه به رادیکالتر شدن جنبش منجر شده است که مانند نمونهی جنبش سبز همچنان در فضای عمومی مسالمتآمیز قرار دارد، هرچند شکل بروز و نمود بیرونی آن در رویدادهای مختلف متفاوت بوده است.
این دو منظر و همچنین انباشته شدن فشار بر مردم در طی سه دهه پس از انقلاب (تا مقطع سال ۸۸) به طور عملی تعمیق جنبش را بیمه کرده است. اگرچه در آن بزنگاه تاریخی ترکیب جمعیتی معترضان بیشتر از طبقه متوسط و شامل جوانان و زنان آزادیخواه، روشنفکران، دانشگاهیان، معلمان و گروهی از معارضان نظام بود و زحمتکشان و کارگران با آن همراه نبودند، در هر صورت در آینده هر تحرک اجتماعی و سیاسی در ایران، همچون ده سال گذشته، نشانی از جنبش ۸۸ را بر خود خواهد داشت، از انتخابات ۹۲ گرفته تا نرمش قهرمانانهی یک (برجام) و به احتمال زیاد دو.
بررسی، بازخوانی، و تدقیق در ویژگیها و شرایطی که به انتخابات سال ۸۸ و پدیداری جنبش مردمی سبز منجر شد، میتواند بر چگونگی امکان گذار مسالمتآمیز ایران به دمکراسی، با توجه به بافت فرهنگی، اجتماعی، و سیاسی کشور، و جایگاه منطقهای و جهانی آن، نور بتاباند.
* استاد علوم داده ها، دانشگاه هریسبرگ پنسیلوانیا













