بنا به آمار کنسولگری روسیه در تبریز ۹۰درصد ویزاهای صادرشده در این شهر، در سال ۱۹۰۴ برای کارگران بوده، با این حال در رشت کارگران تنها ۲۷درصد مهاجران به روسیه را تشکیل میدادهاند؛ چراکه کارهای بازرگانی و تجاری برای مهاجران ساحل دریای مازندران در ایران اهمیت بیشتری داشت. آمارهای ولادیمیر مینورسکی، ایرانشناس برجسته روس، آذربایجان را اصلیترین خاستگاه مهاجران نشان میدهد، چندانکه که در ۱۹۰۴حدود ۹۰درصد ویزاهای صادرشده برای مهاجران ایرانی به روسیه از این استان بوده است.
» اندیشه
تأملی بر فلسفه قیام اباعبدالله الحسین (ع)/ قسمت سوم: تأسیس حکومت صالحان هدف قیام عاشورا
از جمله تئوریهای مهم و بحث برانگیز پیرامون هدف نهضت عاشورا، نظریه «تأسیس حکومت »است. از نظرقائلین به این دیدگاه امام حسین (ع) قیام کرد تا حکومت ستمکار یزید را سرنگون وجای آن حکومتی بر مبنای عدل و قسط اسلامی برپا کند.
تأملی بر فلسفه قیام اباعبدالله الحسین(ع)/ بخش دوم: هدفسنجی قیام عاشورا پدیدهای نو
تکاپوی هدفشناسی نهضت عاشورا اساساً به دنبال پاسخ این پرسش است که امام حسین(ع) با چه قصد و انگیزهای از مدینه به سوی مکه و از آنجا به طرف کوفه حرکت کرد و چرا در این سفر مصیبت فرجام زن وفرزند ونزدیکترین کسانش را نیز همراه کرد؟
کشورها، جامعه ها و نظامهای سیاسی با مسائل اصلیشان شناخته می شوند. میزان توسعه یافتگی یا عقب ماندگی را می توان با رصد کردن آنچه آنها مسئله یا مسائل اصلی خود می دانند دریافت. در جایی شرائط اقلیمی و مشکلات حادّ ساکنان کره زمین تحت دست درازیهای بی ضابطه بشر به طبیعت مسئله است، جایی دیگر حقوق بشر و تجاوز به حریم خصوصی مردم دغدغه عمومی است، در جمهوری اسلامی هم چهل سال است حجاب بانوان همواره یکی از مسائل اصلی یا اهمّ دغدغه های نظام بوده است.
عاشورا احیاگر ارزشهای توحیدی/ تأملی بر فلسفه قیام اباعبدالله الحسین (ع) – قسمت اول
حماسه عاشورا حقیقتی اسطوره ای دارد که گفتمان ساز است. «حق جویی» و «حق پویی» نیز محور این گفتمانهاست، که اگر دست تطاول دشمنان «ظلوم» و دوستان «جهول» فرصت دهند، میتواند پرچم عدالت را بر قله خورشید به اهتزاز درآورد و منشور محمدی را به جهانیان معرفی کند اما افسوس که چنین نیست و هرگاه منحنی تحول گفتمانی مسلط در ارتباط با حادثه عاشورا ترسیم شود، معلوم خواهد شد که وجه غالب در گزارش این حادثه مهم و حماسی، ترسیم روایتهای احساسی و عاطفی و حتی خرافی است.
امامت فرابشری یا علمای ابرار؟/ تعبد جزم اندیشانه در مواجهه با رویکرد تاریخی انتقادی
تفاوت اساسی رویکرد امامت فرابشری و علمای ابرار در روش و به اصطلاح منهج است. أمور اعتقادی خصوصا أصول اعتقادی نمی تواند تعبدی و توقیفی باشد، بلکه تعقلی و تحقیقی است. یعنی نیازمند دلیل یقینی عقلی یا نقلی قطعی هستند. نقل قطعی یعنی در سند متواتر (یا حداقل محفوف به قرینه قطعیه) و در دلالت یقینی باشد. آیات غیر نص (ظاهر در مطلوب) و اخبار آحاد ولو صحیح السند با دلالت قطعی دلیل ظنی محسوب می شوند و در امر اعتقادی خصوصا اصل اعتقادی پذیرفته نیست.
حکومت دینی در ایران چه فایدهای دارد؟
آنچه در ایران امروز میگذرد چیزی نیست جز نمایش عریان و بیپرده تراژدی تلخ دخالت نهاد دین و روحانیت در حکومت. این سخن را فقط منتقدان سکولار حکومت دینی به میان نمیکشند. بسیاری از اندیشمندان مسلمان و بخشهایی از روحانیتی که به نقد حکومت دینی روی آوردهاند به همین جمعبندی مهم رسیدهاند.
بازخوانی قیام عاشورا در بستر سیاست خارجی بنی امیه- بخش اول
ناصحان محافظهکار علی (ع) را نصیحت میکنند ولی علی (ع) پاسخ میدهد که نمیخواهم آن شیوه را داشته باشم. بعد هم در نامهها و هم در خطبهها میآید که امیرالمومنین برآشفته میشود و میگوید اگر میخواستم نوع سیاستورزی که معاویه پیشه گرفته و پیشه کرده را من هم پیشه کنم، بدانید که من میتوانستم سیّاسترین عرب باشم. اما نمیخواهم باشم، اگر سیاست به این معناست که شما میگویید. مفهوم سیاست در زمان معاویه تغییر کرده بود. سیاست یعنی همین چیزی که ما امروزه در دنیا مشاهده میکنیم. نه پاسخگویی به مردم، نه دنبال حقیقت بودن، نه به دنبال عدالت بودن، بلکه حفظ قدرت به هر وسیله ممکن.
حادثه عاشورا؛ قاعده یا استثنا؟!
یکی از پرسش های مهمی که در این خصوص مطرح شده این است که آیا این حادثه از دیدگاه مذهب تشیع بک قاعده و اصل بنیادبن است که جوهره این مذهب و قوام بخش آنست و باید به مثابه مبنایی برای رفتار شیعیان در طول تاریخ قرار گیرد و یا اینکه چنین نیست و این حادثه استثنایی است اتفاقی که در تاریخ رخ داد و از اساس هم می توانست رخ ندهد و یا به اشکالی متفاوت از آنچه واقع شد رخ دهد ؟ مساله اصلی این است: عاشورا قاعده است یا استثناء؟
جامعهی ما جامعهای منحط است، چون داستان انسان والا (حسین) را در قالب عزاداری بهنحو کمیک بازپرداخت می کند و نمایش میدهد و عزاداری را کارناوالی کرده است. در این تبدیل تراژدی (بهعنوان ژانری که قرنها برای ترویج و تبلیغ فضیلت بهکار رفته است)، حکومت و مردم با هم همدستاند. یکی داستان حسین را به ابزار ایدئولوژیک و سیاسی تبدیل کرده است و دیگری آن را به ابزار تفریح و شادی!
بسا از آن صحابه که عالم دین نیز بودند و در رکاب حسین در کربلا جان سپردند. آنان که از سخن فرزند پیامبر دریافتند او به برپانداشتن نماز و نستاندن زکات و نداشتن حجاب و حتی نقض حقوق شخصی خود معترض نیست بلکه از بلای این فتنه دین جامه در «فریبکاری حاکم نابکار» و «ستمگری مالیات بگیر» و «فرمانروای بی رحم» در شگفت است. تمام آنچه جملگی در ادبیات امروز حقوق بشر و حق الناس اند و به زعم حسین این مظالم است که جان دین و توان امت ستانده است نه رعایت فروعات دین و عمل به مستحبات!
سید صالح حکیم: گفتگوی دینی بدون گفتگوی انسانی به جایی نمیرسد
ما اصلا دولت اسلامی نداریم که بخواهیم چیزی را جایگزینش کنیم، ما در زمان غیبت امام معصوم، مخیّر به انتخاب بین دو گزینهی حکومت خدا و حکومت مردم نیستیم. تجربههایی که به نام حاکمیت اسلام به اجبار و اکراه مردم روی آوردند و بدترین ضربه را به دین زدند درست بودن این قرائت از مکتب اهلبیت را نشان میدهد.
براندازان، اصولگرایان و اصلاحطلبان درباره آمریکا اشتباه میکنند و عبرت هم نمیگیرند
ماجرای ما و آمریکا بعد از برجام، یک رویداد بزرگ سیاسی است. اما این تجربه به شرطی به یک تجربه پربرکت جمعی تبدیل خواهد شد که هریک از بازیگران دامن خود را به تجربه بیالاید، خیس شود و خود را بازآفرینی کند. ظرفیت بازآفرینی را هنگامی میتوان افزایش داد که بازیگران از خیال تحقق یک هدف بزرگ در زمان کوتاه دست بردارند.
۹ نکته در باره نسبت مخالفان با قدرت های خارجی
قابل تاکید است که به هیچوجه نباید تسلیم جوسازی طیفی از افراد و جریاناتی شد که یکسرش به نیروهای امنیتی و اطلاعاتی ایران و ارتش سایبری آنان وصل است و سر دیگرش به تنزه طلبی های تاریخ مصرف گذشته. بر اساس این نوع تحلیل ها و تحریک و جوسازی ها، امثال ما که توان مالی برای تاسیس رسانه ای مستقل را مگر در سطح رسانه های مکتوب با برد محدود نداریم (و با وسواس شدید برای شخص خود، نمی خواهیم هیچ کمک خارجی برای تاسیس این نوع رسانه ها را بپذیریم)، باید گوشه ای بنشینیم و حداکثر یادداشتی بنویسیم و در رسانه هایی با برد محدود منتشر کنیم و خود را از ارتباط میلیونی با مخاطب ایرانی محروم کنیم و میدان را به رادیو و تلویزیون و رسانه های حاکمان غاصب ایران و ایرانیان بسپاریم. این طیف و جوسازی های از اثر افتاده شان، خواسته و ناخواسته در زمین اطلاعات و امنیت حکومت بازی می کنند.
یکی از تحلیلهای بسیار مهم بنیامین در خصوص سرمایه داری به منزلهی دین، تحلیلِ ایدئولوژیِ نومیدی و یأس است که با پاگرفتنِ جامعهی صنعتی، به سرعتِ انتشارِ غدهای سرطانی، در بدنهی تمام جوامع بشری رسوخ کرد؛ و همین از دید بنیامین، امید سرّی سرمایه داری است.
تاریخ فراموششده مسلمانان سوسیالیست ایران
در روزگاری که مدل توسعه اقتصادی غالب در دو دهه اخیر ایران به بنبست رسیده و بحرانها و مشکلات اقتصادی روزافزون به نارضایتیها دامن زده است، ستاره اقبال روشنفکران دینی تجدیدنظرطلب هم در کنار جریان اصلاحطلب همبسته آنها افول کرده است. در چنین شرایطی آیا سوسیالیستهای مسلمان و چپهای مذهبی مجددا قادرند تا یک جریان فکری تازه را سر و سامان دهند؟
جوهر استقلال خواهی، رهایی از اسارت و بردگی است و جنبشهای استقلالطلبانهی تاریخ همواره در جستجوی آزادی و رهایی از تسلط استعمارگران بر تصمیمها و اهداف و آرمانهایشان بودهاند. پس اگر به بهانهی استقلال، “آزادی” نفی یا محدود شود غرض اصلی استقلالخواهی نفی شده است؛ در نتیجه آزادی هرگز تابع متغیّری از استقلال نمیتواند باشد. هرگونه نظر و نظریهی استقلالخواهی که مرز میان استقلال و تثبیت استبداد در آن روشن نباشد دچار فقدان انسجام وگرفتار اختلال در استدلال است.
اپوزیسیون؛ مرزهای حمایت و دخالت
یک گروه سیاسی که در داخل ایران بدیل قدرت نباشد به این آسانیها نمیتواند با قدرتهای منطقهای و جهانی رابطهای برابر ایجاد کند، اما میتواند در حد خود به ازای جلب حمایت و کمک خارجی نقش ستون پنجم و یا مشاور و مباشر قدرتهای خارجی ایفا کند. این گونه مناسبات به حکم ماهیت آن مذموم و محکوماند و دیر یا زود به بیاعتباری کسانی که به آن تن دادهاند میانجامد. اگر در این زمینه مواردی استثنایی که خلاف قاعده بالا بوده باشد را بتوان نشان داد، باز هم نمی توان منکر این قاعده کلی شد.
با انقلاب اسلامی، فرایند تشکیل دولت-ملت مدرن در ایران به هم ریخت
ایران هم در یک دورهی کوتاهِ ده-دوازده ساله در دوران شاه خیزشی کرد و به نظر میرسید که یکی از نخستین کشورهای جهانِ سومیست که دارد خود را از نکبتِ آن آزاد میکند. اما توسعه با تکیه بر درآمدِ پترودلاری در هیچ جا نتوانسته است کشوری توسعهیافته بسازد. ایران در دورانی از همین سالهای حاکمیت جمهوری اسلامی هم پیشرفتِ صنعتی داشت ولی باز با تکیه بر پترودلار بود که بهشدت فسادزاست.
از حصر تا حصر؛ انتخاباتی که کودتاست
۲۸ مرداد همچون ۲۲ خرداد، پس از بیش از نیم قرن تجربه و آزمون درس های فراوان برای همگی ما دارد؛ درس هایی برای نخبگان بزرگ که چنانکه مرحوم دکتر مصدق گفت باید مستظهر به پشتیبانی ملت باشند. و این استظهار بیش از هر چیز آنجایی رخ می نماید که ملت می تواند چشم در چشم و نفس و در نفس یکدیگر، پشت گرم به خویش و نه لرزان در اسارت سرد تنهایی فردگونه و ناامن، گام بردارد و فریاد بزند و پشت سر نمایندگان راستین خود بایستد!
در گفتمان نائینی، بسان ادبیات سایر آزادیخواهان مذهبی دوران مشروطه، واژه «آزادی» در مفهوم رهایی از یوغ استبداد بکار برده می شد. ولی مخالفان مشروطه، این آزادی را به معنای هرج و مرج و بی بندباری تحریف می کردند. رهایی از استبداد، دغدغه اولیه نائینی را شکل می داد، به همین دلیل، وی واژه «آزادی» را در مفهوم رهایی، استفاده می کرد. ولی ارجاعات و استنادات نائینی برای اثبات حقانیت مطالبه آزادی، از قبیل اشارات وی به «آزادی های فطری»، کاربرد آزادی به موازات و هم ردیف با مفاهیم «مساوات و برابری»، تلاش وی در آگاهی دادن نسبت به خطرات «استبداد دینی»، نشان از نمادهایی می دهد که می تواند ما را به مفهوم آزادی های بنیادین رهنمون سازد.
محمد، قرآن، اسلام و مسلمانان در «حدیث دیگران»؛ گزارش یوحنا دمشقی
به رغم ابهاماتی که به ویژه حول سیرههایِ غالبا آمیخته با انواع افسانهها و خرافههای موجود اسلامی در باره نبی اسلام وجود دارد و جای انکار ندارد، اما این دعوی اولیگ نیز به کلی بیوجه است که: «ولی همهی این نوشتهها، همان طور که در همهی ادیان معمول بوده، آغاز این دین را حول پیامبر [محمد] به یک مبدأ زمانی اسطورهای در شبه جزیرهی عربستان به عقب میکشانند».[۱۰] واقعیت این است که مدعای اصلی یعنی وجود تاریخی شخصی به نام محمد و مدعی نبوت و وجود دینی به نام اسلام در قرن هفتم میلادی، نه افسانه است و نه اسطوره بلکه بنا بر گزارشهای همین منکران، قابل اثبات و مدلل است.
انتخابات و راهبرد جامعهگرایانه
فقدان ابتکار عمل از سوی اکثریت نمایندگان منتخب جبهه اصلاحات در قبال بحرانهای حاد اقتصادی اجتماعی سیاسی و رخنه کم سابقه و سیستماتیک فساد در ارکان حکومت، یکبار دیگر همانند سال ۸۴ پیوندهای شکننده موجود بین رهبران وتوده های رأی دهنده را سست کرده است. تا آنجا که بسیاری از نیروهای فعال در بدنه احزاب اصلاحطلب هم نسبت به درستی و سودمندی ادامه راهبرد جاری و غفلت از گسترش دامنه فعالیت به بیرون از حوزه قدرت سیاسی و درارتباط نزدیک با نیروهای اجتماعی ابراز تردید کرده اند. این واقعیت ها نیروهای تحول خواه را به این جمع بندی هدایت کرده است که اگر یک رشته تغییرات ساختاری وراهبردی صورت نپذیرد، روند جاری تخریب تا خشکاندن همه ریشههای زندگی دراین سرزمین ادامه خواهد یافت.
این نگاه تبعیضآمیز به آفرینش زن و مرد و تاریخ گذشته منحصر نمیشود، بلکه در تاریخ معاصر و اکنون نیز جاری است. بهطور مثال دکتر مصدق را همه میشناسند، اما چند نفر همسر ایشان را میشناسند؟ بانویی خیر و نیکوکار که در حد خودش نقشهای مؤثر و متفاوتی در جامعه بازی کرد. چقدر میدانیم همسر مصدق چه رنجهایی کشید؟ چه قبل از نهضت ملی شدن و چه در دوره کودتا که دکتر زندان بود و خانه و کاشانهاش به غارت رفت. یا بعد پس از آن که او هم با مصدق در حصر بود. از مهندس بازرگان و دکتر سحابی بسیار یاد شده و از زندان برازجان خاطرههایی درباره آنها شنیدهایم؛ ، اما چه کسی شنیده که همسران ایشان برای رفتن به زندان برازجان و سایر زندانها چه زجرهایی کشیدهاند.
در حال حاضر سه چالش بزرگ سیاسی و امنیتی در مقابل ایران قرار گرفته است. این چالشها اگر با درایت با آنها برخورد نشود، میتوانند اثرات بزرگ تخریبی و هزینه های بالایی برای منافع و امنیت ملی کشور ما داشته باشند.
گذر از میان نسلهای جوان، خاصه زنان نشان از آن دارد که نسبت به این تحقیرها، سخت معترضاند و مخالف، اما نه با هیجان و نفرت و خشم. کسب نسبت برتر در آموزش عالی طی دو دهه گذشته، ایستادن در سکوی قهرمانی ورزش در حین مشکل ورود به ورزشگاه، شکوفایی استعدادها در ادب و هنر و در همه عرصههایش و با همه فشارهای پیرامون، درخشش در عرصه کارآفرینی با همه تمایلات موجود خانهنشینی، همه و همه نشانههایی امید بخش از دانایی و توام با جسارت و صبوری و پیشروی در مسیر احقاق حق است.
روشها و تاکتیکهای کنشگری از منظر بیانیههای میرحسین موسوی – بخش سوم و پایانی
میرحسین بر ناآشنا بودن و یا غیرقابل درک بودن جنس کنشورزی که پیشنهاد میکند آگاه است. در کوران حوادث پس از انتخابات، شاید مبارزه به کمتر از حضور در خیابان معنا نمیشد ولی در یک نگاه دیگر خود زندگی نوعی مبارزه تلقی میگردد که مهمترین نکتهاش زنده نگاه داشتن جنبش سبز و تبدیل شدن جنبش سبز به یک ویژگی از سبک زندگی مردم است. میرحسین اشاره دارد:«راه سبز را زندگی کردن یعنی هر روز… این پیام با غیرقابلانکارترین ندا تکرار شود، آنگونه که مسلمان بودن، ایرانی بودن و اینزمانی بودن ما تکرار میشود.» به این معنی میتوان گفت «جنبش سبزی بودن» اگر به بخشی از هویت معرف هر شخص تبدیل شود، زندگی روزمره آن شخص نوعی تبلیغ و یادآوری برای جنبش سبز خواهد بود. مسئلهای که اهمیت خود را امروز نشان میدهد که انواع دیگر مبارزه در ایام پس از انتخابات کنار گذاشته شدهاند
روشها و تاکتیکهای کنشگری از منظر بیانیههای میرحسین موسوی – بخش دوم
در این بیانیه میرحسین با جمله «امید به آینده، رساترین اعتراض ماست» به تشریح بسیار مختصر مدل کنشگری پیشنهادی خود میپردازد. مدلی که «امید» مولفهی مهمی از آن است. امیدی که برگرفته از هویت ملی و تاریخی ما است و معطوف به فضل الهی است. در واقع در این بیانیه به سه مدل کنشگری اشاره میشود. مبارزهای که در زندگی روزمرهی ما جاری است و در تمامی کنشهای عادی زندگی در هم تنیده است. در این راستا پیشنهاد میکند که هر شهروند با کمک همفکران خود، محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بدون داشتن انتظار از دولتی که دیگر وجاهتی ندارد.
روشها و تاکتیکهای کنشگری از منظر بیانیههای میرحسین موسوی – بخش اول
نوع سوم کنشورزی از نظر میرحسین احزاب و دستهجات سیاسی هستند که ضمن تایید لزوم وجود چنین تشکلهایی، حضور خود را در آنها منوط به شکلگیری ساختارهای سالم و اصلاح روندهای معیوب فعلی میداند. او دو نوع دیگر کنشورزی را اساس و پایهی این نوع سیاستورزی میداند. از نگاه میرحسین، تفاوت اصلی فعالیت حزبی و جنبش سبز در این است که در احزاب تاکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است اما در راه سبز امید، وحدت حول حداقل نکات مشترک، اصل است.
امر سیاسی از دیدگاه میرحسین موسوی – بخش اول
یکی از دو مفهوم مهم و مرکزی گفتمان سیاسی میرحسین موسوی آزادی به معنای امکان حضور و تاثیر مردم در تقویم و تحول امر سیاسی است که این حضور و تاثیر چه از طریق انتخابات و صندوق رای، چه از طریق خیابان و چه از طریق رسانهها و شبکههای اجتماعی و راهکارهای خلاقانهی دیگر مورد تاکید مدام میرحسین در بیانیهها و متون و گفتههای بعد از رخداد ۸۸ است و وی پایهی اصلی امرسیاسی مطلوب خود را همین امکان حضور و تاثیر مردمی میداند که حاکمیت با تلاش در جهت تکهتکه کردن این کلیت در پی سرکوب بخشهایی از آن است که همنظر با او نیستند









