سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

پوشش زنان: مسئله اصلی؟!

چکیده :کشورها، جامعه ها و نظامهای سیاسی با مسائل اصلیشان شناخته می شوند. میزان توسعه یافتگی یا عقب ماندگی را می توان با رصد کردن آنچه آنها مسئله یا مسائل اصلی خود می دانند دریافت. در جایی شرائط اقلیمی و مشکلات حادّ ساکنان کره زمین تحت دست درازی‌های بی ضابطه بشر به طبیعت مسئله است، جایی دیگر حقوق بشر و تجاوز به حریم خصوصی مردم دغدغه عمومی است، در جمهوری اسلامی هم چهل سال است حجاب بانوان همواره یکی از مسائل اصلی یا اهمّ دغدغه های نظام بوده است....


محسن کدیور

این یادداشت در نقد سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران درباره حجاب اجباری بلکه پوشش بانوان به طور مطلق است و شامل سه بخش به شرح زیر می باشد: دغدغه اصلی نظام چه هست و چه‌ها نیست! نقد فقهی حجاب اجباری، و عدم وجوب شرعی پوشاندن موی زنان.

۱

کشورها، جامعه ها و نظامهای سیاسی با مسائل اصلیشان شناخته می شوند. میزان توسعه یافتگی یا عقب ماندگی را می توان با رصد کردن آنچه آنها مسئله یا مسائل اصلی خود می دانند دریافت. در جایی شرائط اقلیمی و مشکلات حادّ ساکنان کره زمین تحت دست درازی‌های بی ضابطه بشر به طبیعت مسئله است، جایی دیگر حقوق بشر و تجاوز به حریم خصوصی مردم دغدغه عمومی است، در جمهوری اسلامی هم چهل سال است حجاب بانوان همواره یکی از مسائل اصلی یا اهمّ دغدغه های نظام بوده است. فارغ از اینکه این امر در تفکر اسلامی چنین اهمیت تراز اولی دارد یا نه (که به آن خواهم پرداخت) این امر معنای دیگری هم دارد. یعنی أمور اصلی جامعه یا کاملا حل شده، یا در شرایط بسیار مطلوبی قرار دارد، لذا نوبت به پرداختن چنین امری رسیده است.

در کشوری که یک سوم یا یک دوم آن (بنا به تفاسیر مختلف از شاخص‌های اقتصادی) زیر خط فقر زندگی می کنند؛ در جامعه ای که یقینا عدالت – که اُسّ و أساس تعالیم اسلام و در صدر مطالبات قانون اساسی همین نظام است – در کلیه ابعادش از عدالت قضائی، عدالت اقتصادی، عدالت اجتماعی، و عدالت سیاسی گرفته تا عدالت فرهنگی با شاخص‌های یک جامعه عادلانه فاصله نجومی دارد، نشانه آشکارش هم رانت‌خواری نهادینه از صدر تا ذیل که برای آحاد مردم ملموس است؛ در نظامی که از تبعیض ساختاری در همه اقسامش – و غالبا بر خلاف نص قانون اساسی – رنج می برد، از تبعیض دینی و مذهبی تا تبعیض جنسیتی و تبعیض بین موافقان و منتقدان نظریه سیاسی رسمی؛ در مملکتی که کشف فساد و اختلاس های کلان مافوق تصور نُقل هر روز مجالس و تیتر اول روزنامه هایش است، وقتی مسئله و دغدغه اصلی نظام به شهادت تبلیغات و عملکرد رسمی ارکان آن حجاب زنان است می توان به عمق فاجعه پی برد.

قانون اساسی جمهوری اسلامی «محو هر گونه‏ استبداد و خودکامگی‏ و انحصارطلبی» را از اهداف نظام دانسته است، در همین قانون هدف دیگر نظام «تأمین‏ آزادیهای‏ سیاسی‏ و اجتماعی‏ در حدود قانون» معرفی شده و تصریح شده است: «هیچ‏ مقامی‏ حق‏ ندارد به‏ نام‏ حفظ استقلال‏ و تمامیت‏ ارضی‏ کشور آزادیهای‏ مشروع‏ را، هر چند با وضع قوانین‏ و مقررات‏، سلب‏ کند.» در سوگندنامه نمایندگان مجلس و ریاست جمهوری «حمایت از آزادی‏ و حرمت‏ اشخاص‏ و حقوقی‏ که‏ قانون‏ اساسی‏ برای‏ ملت‏ شناخته‏ است‏» جزء مفاد سوگند و از وظایف حتمی آنها شمرده شده است. این قانون «احیای‏ حقوق‏ عامه‏ و گسترش‏ عدل‏ و آزادی‌های‏ مشروع» را از وظایف قوه قضائیه دانسته است. در همین قانون «آزادی بیان» نخستین رسالت صدا و سیمای جمهوری اسلامی است. وقتی حجاب بانوان تا اطلاع ثانوی مسئله و دغدغه اصلی مسئولان نظام است، یعنی بحمدالله «هر گونه‏ استبداد و خودکامگی‏ و انحصارطلبی» محو شده، و «آزادی های سیاسی و اجتماعی» هم در حد مطلوبی تامین گشته، هم‌چنان‌که فرمودند «ایران آزاد ترین کشور دنیاست»! «زندانی سیاسی هم که مطلقا نداریم»! پس حقیقتا نوبتی هم باشد نوبت رسیدگی به حجاب بانوان است!

۲

بعد از اثبات ضرورت مطلقه و اولویت تامه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی پرداختن به امر خطیر حجاب بانوان! اکنون نوبت به جایگاه مسئله در تعالیم اسلامی می رسد. در آموزه های اسلامی یکی از ارزشهای ثابت و دائمی اخلاقی و شرعی پاکدامنی، نجابت و عفاف است. این ارزشها هم‌ردیف با کرامت انسانی، عدالت، قسط، انصاف، رحمت، حریت، احسان و نوع‌دوستی است. پاکدامنی، نجابت و عفاف از لوازم ایمان است. اما این ارزشها اختصاصی به اسلام ندارند، هر طبع سلیمی به آن‌ها رای می دهد و در ادیان ابراهیمی و غیرابراهیمی هم با شدت و ضعف مقبول هستند. شهروندان ایران هم با هر اختلاف نظری در رعایت این ارزشها تردیدی ندارند. ضمنا این ارزشها اختصاصی به بانوان ندارند، مردان اگر نه بیشتر حداقل به میزان بانوان موظف به رعایت این ارزشها هستند.

واضح است که پاکدامنی، نجابت و عفاف حداقلی از پوشش عرفی را لازم دارد. این حداقلها هم در مورد مردان و زنان در جوامع مختلف وجود دارد و با شدت و ضعف رعایت می شود. اما پوشش به فرهنگ، زمان، مکان و شرایط بستگی دارد. وارد جزئیات نمی شوم. بر یک مورد خاص و مبتلابه بحثم را متمرکز می کنم و آن پوشش موی بانوان است. آیا پوشاندن موی سر خانمها شرط لازم پاکدامنی، عفاف و نجابت است، به نحوی که اگر زنی یا دختر جوانی روسری بر سر نداشت نعوذبالله نانجیب، فاسد، ناپاکدامن و اهل فحشاء محسوب شود؟ اینها فرضی نیست، احکام دادگاههای جمهوری اسلامی ایران از جمله در همین سال ۱۳۹۸ است.

نظر فقهی رایج و مشهور (اعم از سنی و شیعه) وجوب پوشش مو، سر و گردن بانوان در برابر نامحرم است. نظام هم به همین نظر باور دارد. اما وجوب شرعی با اجبار قانونی یکی نیست. واجبات و محرمات شرعی الزام ایمانی دارد، اما اجبار قانونی ندارد. بالاترین واجبات شرعی نماز است. آیا نماز نخواندن جرم است؟ آیا می توان کسی را به دلیل نماز نخواندن مجازات کرد!؟ غیبت کردن حرام است. آیا می توان کسی را به جرم غیبت کردن مجازات کرد!؟ واضح است که نه. پس از نفس واجب یا حرام بودن چیزی جواز اجبار به دست نمی آید.

ممکن است گفته شود نپوشیدن روسری یا نپوشاندن موی سر بانوان از قبیل روزه خواری در ملأ عام است، زیرا مؤمنان باید شعائر مذهبی در عرصه عمومی را رعایت کنند. البته اجبار با مجازات محقق می شود. اسم چنین مجازاتی را تعزیر می گذارند و مدعی هستند که حاکم شرع (فعلا نظام جمهوری اسلامی) می تواند بر ارتکاب حرام و ترک واجب تعزیر کند. اما شرعا این تعزیرات تنها در موارد منصوص مجاز است. نه روزه خواری در ملأ عام از موارد منصوص است نه نپوشپدن روسری. یعنی هیچ دلیل خاص دینی از آیه، روایت از پیامبر (ص) یا ائمه (ع) در دست نیست که مجازات زنان را به دلیل نپوشاندن مویشان تجویز کرده باشد. وقتی مجازات برای نپوشاندن موی بانوان شرعا مجاز نباشد، وضع هر قانونی به نام دین و شریعت در این زمینه ممنوع و بدعت است.

از ادله مضحکی مثل به فساد افتادن مردان می گذرم. هر که به فساد می افتد خودش را درمان و چشمش را درویش کند. این مشکل چنین افرادی است. دستور صریح قرآن هم فروهشتن چشم است، با صورت زن که زیباتر از موی اوست می خواهند چه کنند؟ احتمالا راه حل طالبانی: در گونی کردن زن و پوشاندن تمام بدن حتی صورت او چون بدن زن مطلقا عورت است. چیزی که هرگز خدا و رسولش نگفته اند. این نظر ناصواب بسیاری از فقهای فریقین تا امروز است.

آیا حجاب اجباری به گسترش حجاب یا افزایش پاکدامنی، نجابت و عفاف می انجامد؟ چهل سال تلاش مذبوحانه نظام در این راه را در جامعه می بینیم. مرکز پژوهشهای مجلس که نهاد رسمی نظام است سال گذشته اعلام کرد که بیش از هفتاد درصد ایرانیان مخالف حجاب اجباری هستند. حجاب اجباری أولا به پدیده خاص بدحجابی یا کم حجابی (انداختن شال بر بخشی از موی سر) که از محصولات بی بدیل جمهوری اسلامی ایران است انجامیده، ثانیا اجبار در پوشش سر به متزلزل شدن پوشش بدن – که اهمیتش به مراتب بیش از روسری است – در بسیاری بانوان و دختران جوان حتی در خانواده های مذهبی منجرشده است. نتیجه سیاست حجاب اجباری جمهوری اسلامی ایران شکست کامل و نتیجه کاملا معکوس بوده است.

مقایسه میزان رعایت حجاب سر (روسری) در کشورهایی که حجاب امری اختیاری است از قبیل ترکیه، مالزی، اندونزی، اردن، مصر، مراکش، عراق، سوریه، لبنان، فلسطین و … با کشورهایی که حجاب در آنها اجباری است یعنی جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی عربستان سعودی قابل مقایسه است. در دسته اول وضعیت رعایت پوشش سر به شکل اختیاری کاملا موفق بوده است. عده قابل توجهی از بانوان این شیوه را آزادانه اختیار کرده اند و جمعی هم نپذیرفته اند. هر دو گروه به انتخاب هم احترام می گذارند. وضعیت عربستان از هیچ حیثی تعریفی ندارد! اما میزان رعایت حجاب سر در ایران نسبت به کشورهای گروه اول (حجاب اختیاری) به مراتب کمتر است. کشف حجاب اجباری رضاخانی با حجاب اجباری جمهوری اسلامی از یک سنخ است و هر دو مردود است. اجرای شریعت با اجبار به نفاق، دوروئی و پوک شدن باطن دیانت و اجرای کاریکاتوری ظواهر شریعت می انجامد.

۳

اما مطابق تحقیق فقهی که سالها قبل آن را منتشر کرده ام زنان موظفند زینت باطن یعنی بدن خود را بپوشانند، اما صورت، مو، سر، و گردن زینت ظاهر محسوب می شود. پوشاندن زینت ظاهر شرعا واجب نیست. قرنها بسیاری از فقها صورت زنان را هم در زمره زینت باطن می دانستند و فتوا به وجوب پوشاندن آن داده بودند. فتوای بسیاری از فقها حتی در زمان حاضر همین است و این امر در فقهای اهل سنت شدیدتر است. مرتضی مطهری (۱۲۹۸-۱۳۵۸) در کتاب «مسئله حجاب» (۱۳۴۷) در حقیقت دو کار بزرگ کرد یکی اینکه پوشاندن صورت (برقع) واجب نیست، دیگر اینکه پوشاندن بدن با مانتو شلوار (نپوشیدن چادر) شرعا مجاز است.

قدم دوم در این زمینه توسط دو نفر از شاگردان استاد منتظری (۱۳۰۱-۱۳۸۸) برداشته شد: مرحوم احمد قابل (۱۳۳۶-۱۳۹۱) و اینجانب. مرحوم استاد به نظر مشهور معتقد بود و البته از حجاب اجباری هم دفاع نمی کرد. نظر مرحوم قابل استحباب و عدم وجوب پوشش سر و گردن بانوان بود مطلقا. این هم نظر فقهی من است:

«یک. پوشش مو و سر و گردن بانوان بالذات و به حکم اولی واجب نیست، بلکه به شرائط و عرف زمان و مکان بستگی دارد.

دو. در زمانه و منطقه ای که پوشانیدن مو و سر و گردن در میان بانوان متعارف است، به نحوی که نپوشانیدن آنها در عرف محلی دلالت بر عدم نجابت و عفاف داشته باشد، پوشانیدن این مواضع به حکم ثانوی واجب است.

سه. در زمان نماز و احرام حج می باید مواضع یادشده پوشیده باشد.

چهار. پوشش مو و سر و گردن بانوان در برابر مردان نامحرم در شرائطی که در عرف محلی دلالتی بر عدم نجابت و عفاف نداشته باشد واجب نیست. تشخیص شرائط و عرف به عهده‌ خود مکلف است.

پنج. مناسب است بانوان مؤمنه احتیاطا از حداقل عرف رایج محلی پوشش بیشتری داشته باشند». (احکام حجاب، ۱۳۹۱)

واضح است که اکنون در شهرهای بزرگ ایران بلکه در اکثر شهرهای ایران هیچ تلازم عرفی بین نپوشانیدن مو و سر و گردن بانوان و عدم عفاف و نجابت نیست. اگر بانویی مقلد مراجع رسمی تقلید نباشد و حداقل در این مسئله به نظر فقهی احمد قابل یا محسن کدیور عمل کرده باشد، احدی مجاز به برخورد با مکلف نیست. صاحب رای فقهی پاسخگو است. بخشی از مستندات فقهی آن تحت عنوان «تاملی در مسئله حجاب» در سال ۱۳۹۱ منتشر شده است.

به بانوان جامعه خود اعتماد کنیم. آنها خودشان بهترین مرزبانهای ارزشهای اسلامی هستند. تحمیل فتوای خاص ولو فتوای مشهور هیچ مجوز شرعی ندارد. مهم این است که به حجت شرعی عمل شده باشد. قابل انکار نیست که هستند افرادی که اهل عمل به أمور شرعی نیستند. آنها را هم باید در نظر گرفت. به یاد دارم سالها قبل در «حجاب: حد شرعی، حد قانونی» – که البته هیچ جا امکان انتشار نیافت! و به ناچار چند ماه بعد در آبان ۱۳۸۶ در وبسایتم منتشرشد – متذکر شدم حد قانونی باید کمتر از حد شرعی (نظر مشهور) باشد و حد قانونی پوشش زنان را شبیه آنچه تلویزیون حکومتی در نمایش فیلمهای خارجی رعایت می کند پیشنهاد کردم که پوشش سر را در بر نمی گرفت.

هیچ ارزش متعالی با اجبار برقرار نمی شود چه برسد به امر اختلافی وجوب پوشش سر. مسیحیت و یهودیت هم این سیر را پشت سر گذاشته اند. جوامع غربی هم چه در قرون وسطی چه در دوران جدید با پدیده های مشابهی مواجه بوده اند. فرهنگ اسلامی البته مزایا و امتیازات خود را دارد، اما یقینا اجبار سرانگبینی است که از قضا صفرا می افزاید! اگر گوش شنوایی باشد این بخشی از یادداشتها و مقالات من درباره حجاب است:

– حجاب اجباری فاقد دلیل معتبر شرعی است (تیر ۱۳۹۱)

– از کشف حجاب اجباری تا حجاب اجباری (دی ۱۳۹۶)

– تحول در نگرش سیاسی و دینی به حجاب (بهمن ۱۳۹۶)

– سنجاق کردن حجاب اجباری به حیات نظام (اسفند ۱۳۹۶)

– حجاب، مشکلات لاینحل فرهنگی جمهوری اسلامی و رمان ۱۹۸۴ جرج اورول (تیر ۱۳۹۷)

***

این یادداشت به درخواست نشریه دانشجویی زیر به رشته تحریر درآمده و در همان نشریه منتشر شده است:

نشریه سیاسی، فرهنگی، اجتماعی کیان، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان، سال سوم، مرداد ۱۳۹۸، ص۱-۲.

منبع: وبسایت نویسنده


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.