سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » روش‌ها و تاکتیک‌های کنشگری از منظر بیانیه‌های میرحسین موسوی – بخش دوم...

روش‌ها و تاکتیک‌های کنشگری از منظر بیانیه‌های میرحسین موسوی – بخش دوم

چکیده :در این بیانیه میرحسین با جمله «امید به آینده، رساترین اعتراض ماست» به تشریح بسیار مختصر مدل کنشگری پیشنهادی خود می‌پردازد. مدلی که «امید» مولفه‌ی مهمی از آن است. امیدی که برگرفته از هویت ملی و تاریخی ما است و معطوف به فضل الهی است. در واقع در این بیانیه به سه مدل کنشگری اشاره می‌شود. مبارزه‌ای که در زندگی روزمره‌ی ما جاری است و در تمامی کنش‌های عادی زندگی در هم تنیده است. در این راستا پیشنهاد می‌کند که هر شهروند با کمک همفکران خود، محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بدون داشتن انتظار از دولتی که دیگر وجاهتی...


#مطلب‌دهم

#بازخوانی‌تحلیلی_گفتمان_جنبش‌سبز_بامحوریت_بیانیه‌های‌هجده‌گانه_میرحسین‌موسوی 

صدور بیانیه‌های میرحسین موسوی کنش خلاقانه‌ای بود که جنبش سبز را در خلال آفریده‌شدنش مکتوب کرد. بنابراین می‌توان ادعا کرد که این بیانیه‌ها از صرف بیانیه بودن فراتر رفته و تبدیل به کنش-گفتارهایی شده‌اند که هم بخشی از یک امر اجتماعی را برساخته‌اند و هم خود در درون جنبشی اجتماعی تکوین یافته‌اند.آنچه می خوانید، تلاشی جمعی است در جهت برجسته ساختن جنبه‌های فرمی و محتوایی جنبش سبز که به باور ما برای امروز نیز می‌تواند راهگشا باشد. ما این امر را از خلال بازخوانی گفتمان متجلی در جنبش سبز و با محوریت بیانیه‌های ۱۸گانه پیگیری می‌کنیم

روش‌ها و تاکتیک‌های کنشگری از منظر بیانیه‌های میرحسین موسوی – بخش دوم

میرحسین در روایت خود از دادگاه‌های نمایشی به حقایقی اشاره می‌‌کند که در پس اعترافات عنوان شده، یافته است. از زبان آن‌ها صحبت کرده است تا نهایت همراهی و همدلی را با بازداشتی‌های ۸۸ نشان دهد. حتی در این اعترافات نوعی کنشگری که در اینجا مقاومت در برابر بازجوها است اشاره می‌کند که نتیجه‌اش به تأخیر انداختن آن نمایش است. در جایی از متن که شکنجه‌گران را مخاطب قرار می‌دهد اشاره می‌‌کند که شهادت آرزوی ماست و تهدیدهای شما کمتر از آرزوی ماست. اما در جایی که متهمان دادگاه مخاطب است از طرف مردم به آن‌ها می‌‌گوید حفظ جان اولویت اول است. و به نوعی این پیش‌فرض را حقیقت فرض می‌کند که مردم می‌دانند که شما تا سر حد جان مقاومت کرده‌اید

بیانیه ششم

در بیانیه‌ی ششم که پس از به شهادت رسیدن تعدادی از معترضان منتشر شده است، میرحسین مردم را دعوت به خویشتن‌داری، کنترل خشم و امیدواری به احقاق حقوق و پرهیز از خشونت می‌‌کند. میرحسین به صورت تمثیل‌وار، از مردم می‌خواهد که در مقابل رفتارهای نامتعارف و خشونت‌آمیز قوای امنیتی، مقابله به مثل ننمایند. در این تمثیل از قوای امنیتی به فرزندان معترضین یاد می‌‌شود که همچنان پس از ارتکاب جنایت‌هایی که ذکر می‌کند، امکان بخشش وجود دارد. ویژگی خاصی که می‌توان در این تمثیل یافت پرهیز از انتقام است.

بیانیه هشتم

در این بیانیه برای اولین بار ( ۴ تیر ۸۸) از عبارت جنبش سبز استفاده می‌شود. در بخش اول بیانیه متقلبان را عامل اصلی اغتشاشات معرفی نموده و از تلاش آن‌ها برای اینکه جنبش سبز را نوعی اغتشاش‌گری جلوه دهند می‌‌گوید. در ادامه مردم را به آرامش و پرهیز از خشونت دعوت می‌‌نماید تا در دام کسانی که می‌‌خواهند جنبش را اغتشاش نشان دهند نیافتند. در این بیانیه میرحسین راهبرد اصلی جنبش را تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعایت اصول و مبانی نشأت گرفته از انقلاب اسلامی می‌داند.

بیانیه نهم

در این بیانیه میرحسین با جمله «امید به آینده، رساترین اعتراض ماست» به تشریح بسیار مختصر مدل کنشگری پیشنهادی خود می‌پردازد. مدلی که «امید» مولفه‌ی مهمی از آن است. امیدی که برگرفته از هویت ملی و تاریخی ما است و معطوف به فضل الهی است. در واقع در این بیانیه به سه مدل کنشگری اشاره می‌شود. مبارزه‌ای که در زندگی روزمره‌ی ما جاری است و در تمامی کنش‌های عادی زندگی در هم تنیده است. در این راستا پیشنهاد می‌کند که هر شهروند با کمک همفکران خود، محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بدون داشتن انتظار از دولتی که دیگر وجاهتی ندارد.

مدل دوم کنشگری همان اعتراضات خیابانی است که در این بیانیه چند اصل مهم جهت رعایت شدن عنوان می‌گردد.

–      مخالفت اکید با شعارهای ساختارشکنانه و استفاده از ظرفیت‌های تحقق‌نایافته‌ی قانون اساسی

–      تاکید بر پایبندی به اصول اسلامی به عنوان یک مکتب رهایی‌بخش که دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی در آن است.

–      عدم اجازه‌ی دخالت به بیگانگان که موجب پشیمانی خواهد شد. در اینجا اشاره می‌شود که ماجرای ما یک اختلاف خانوادگی است. پذیرش این تمثیل در واقع کلیه اصول میرحسین را در بردارد.

–      پرهیز از خشونت. نوع اعتراضاتی که میرحسین مدنظر دارد، شامل ابتکارات و خلاقیت‌هایی است که به اعتراضات مدنی، در چارچوب قانون و بدون خشونت ختم شود.

–      اعتراضات نوعی انتقام‌جویی و مقابله به مثل نیست بلکه اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. در اینجا میرحسین به صورت رادیکال، با بیان تمام دلیل‌های موجه در چارچوب‌های قانون نماندن، باز هم تاکید به پایبند ماندن به قانون می‌کند. و عنوان می‌کند فردای پیروزی نخستین اصلی که بایستی نهادینه شود همین پایبندی به قانون است.

–      وحدت. وحدتی که در آن با همه حتی نیروهای امنیتی نوعی اخوت و برادری حاکم باشد.

میرحسین به یک مدل خاص از کنشگری اشاره نمی‌‌کند که شامل همه‌ی این ویژگی‌ها باشد و تنها به چند مورد از حرکات قبلی مردم و به خلاقیت مردم در کشف راه‌هایی که واجد ویژگی‌های برشمرده باشد، اشاره می‌‌کند.

مدل سومی که میرحسین در اینجا بدان اشاره می‌‌کند تشکیل یک جمعیت قانونی برای صیانت از آرای مردم و ارائه‌ی مدارک تقلب به مراجع قضایی است. در ادامه مطالباتی که قرار است این تشکل پیگیری نمایند را عنوان می‌‌دارد. این مسئله نشان‌گر استفاده میرحسین موسوی از تمامی ظرفیت‌های قانون اساسی در پیشبرد اهداف جنبش سبز است.

بیانیه دهم

میرحسین در روایت خود از دادگاه‌های نمایشی به حقایقی اشاره می‌‌کند که در پس اعترافات عنوان شده، یافته است. از زبان آن‌ها صحبت کرده است تا نهایت همراهی و همدلی را با بازداشتی‌های ۸۸ نشان دهد. حتی در این اعترافات نوعی کنشگری که در اینجا مقاومت در برابر بازجوها است اشاره می‌کند که نتیجه‌اش به تأخیر انداختن آن نمایش است. در جایی از متن که شکنجه‌گران را مخاطب قرار می‌دهد اشاره می‌‌کند که شهادت آرزوی ماست و تهدیدهای شما کمتر از آرزوی ماست. اما در جایی که متهمان دادگاه مخاطب است از طرف مردم به آن‌ها می‌‌گوید حفظ جان اولویت اول است. و به نوعی این پیش‌فرض را حقیقت فرض می‌کند که مردم می‌دانند که شما تا سر حد جان مقاومت کرده‌اید.

نشانی از انتقام در این متن نیست و تنها معرفی و محاکمه‌ی عاملان و شکنجه‌گران را در اینده نزدیک نوید می‌‌دهد. و در انتها به آیه‌‌ای اشاره دارد که خداوند به سزای اعمال و ستم‌ها رسیدگی کرده و ستمکاران را مؤاخذه خواهد کرد.

بیانیه یازدهم

بار دیگر میرحسین در این بیانیه ویژگی آرام و مسالمت‌آمیز را در توصیف تجمعات مردم بکار می‌برد. در این بیانیه برای اولین بار به صورت مفصل مدل کنش‌ورزی پیشنهادی میرحسین شرح داده می‌‌شود. اما در ابتدا هدف تازه‌ای برای جنبش سبز عنوان می‌‌گردد. به‌‌دلیل واکنش‌های غلط حاکمیت در برخورد با اعتراضات مردم، انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده‌ی اجتماعی حادث شده است و برای حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و اصل نظام بایستی به دنبال چاره‌جویی برای برون‌رفت از این شرایط بود. اما حاکمیت به عنوان مسبب این وضعیت خطرناک، بقای خود را در التهاب‌آفرینی می‌‌بیند و از این روست که اتخاذ رویکردی اجتماعی (و نه صرفا حکومتی) برای حل مسئله به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است. در اینجا می‌‌توان اشاره داشت که بیانیه نشان می‌‌دهد که میرحسین فارغ از تاکیدی که به شیوه‌ی کنشگری جنبش سبز دارد، همچنان از پیگیری از کانال‌های رسمی ناامید نیست و به صورت کلی آن را رد نمی‌کند. و به نوعی هیچگاه باب گفتگو در جهت اصلاح حاکمیت را نمی‌بندد، هرچند امید و نگاهش همواره به سمت مردم است.

میرحسین اساس رویکرد اجتماعی مدنظر خود را در پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش می‌‌داند. نکته‌ی قابل توجهی که در اینجا اشاره می‌شود این است که نیروی عظیم حاصل از اراده‌ی مردم در درون جنبش سبز اگر بدرستی نداند بهترین و بیشترین خواسته‌‌اش چیست، ممکن است به یک آنارشی درازمدت ختم شود که به صورت یک پیش‌فرض ارزشی بار منفی بدان اطلاق شده است. ابتدا میرحسین به آگاهی نسبی مردم نسبت به خواسته‌هایشان اشاره می‌‌کند ولی تاکیدش بر بهترین و بیشترین خواسته است که با آن را مطالبات سطح پایین‌تر در تمایز قرار می‌‌دهد. همچنین میرحسین به تقدم آگاهی بر عمل اشاره دارد و پاسخ سوال «چه باید کرد» را منوط به آگاهی صحیح از خواسته‌های جنبش می‌داند. به خوبی نشان داده می‌شود که میرحسین به دنبال طرح خواسته‌های جدیدی نیست و به نوعی در اینجا همان خواسته‌های مردم به صورت نظام‌مند ارائه می‌‌گردد. در واقع گام‌های ابتدایی منشور جنبش سبز در این بیانیه دیده می‌شود. خواسته‌ی بنیادینی که مطرح می‌‌شود استیفای حقوق از دست رفته‌ی ملت است که نه محدود به حقوق مصرح در قانون اساسی که با تاکید بر اولویت آن عنوان می‌‌شود. در اینجا به آزادی برگزاری تجمعات از سوی مردم نه تنها به عنوان یک حق، بلکه به عنوان یک ابزار و یا حتی یک وظیفه‌ی مردم برای جلوگیری از انحرافات دستگاه‌های حکومتی طرح می‌‌شود.

در اینجا به توکل بر خدا و ایمان به راهنمایی او اشاره دارد که «با دسترسی به چنین راه‌هایی ما نیاز به تخطی از قانون، پشیمانی از مسالمت، توسل به تخریب یا وارد شدن به هر کوره‌راه دیگری نداریم»

به عنوان مسیر پیشنهادی خود بنا بر تعهداتش به «راه سبز امید» اشاره می‌‌کند؛ به عنوان راهی که مردم تا آن تاریخ پیموده‌اند. در اینجا می‌توان تصور کرد که میرحسین برای برحذر داشتن مردم از تغییر خط مشی و احتمالا رادیکال‌تر شدن فضا در قالب یک پرسش و پاسخ تاکید مجددی بر مسیر اولیه‌ی مردم که تظاهرات سکوت نمادی از آن است، می‌‌کند.

در ادامه به توصیف نمادین «راه سبز امید» می‌‌پردازد که در نمادپردازی‌های خود از المان‌های مذهبی و ملی بهره می‌‌برد. نکته‌ی مهم در این تبیین، اشاره به مرحله‌ای بودن اهداف جنبش و اینکه هر توفیقی را پایان کار نبایستی تلقی کرد، است. در ادامه ضمن تمایزگذاری جنبش با سامان‌های سیاسی رسمی مانند حزب و جبهه، به زیربنایی بودن این حرکت مردمی نسبت به آن‌ها که منجر به اثرگذاری بیشتر سامان‌های سیاسی نیز می‌‌شود، اشاره می‌کند. هرچند میرحسین لزوم وجود و فعالیت احزاب و اثرگذاری آن‌ها را نفی نمی‌‌کند و حتی به حضور خود و همراهانش در شرایطی که زمینه‌اش فراهم باشد، در چنان تشکل‌هایی اشاره می‌نماید. تفاوتی که مابین راه سبز امید و تشکل‌های سیاسی عنوان می‌‌شود این است که در احزاب تاکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است اما در راه سبز وحدت حول حداقل نکات مشترک تکیه می‌‌کند. در ادامه جنبش سبز مجموعه‌ای پیام‌آور تعریف می‌‌گردد که نشان از این دارد که جنبش سبز قصد تصرف بخشی از نهادهای حاکمیتی یا بازی‌گری در مجموعه‌ی روابط قدرت درون حاکمیت را ندارد بلکه اراده ملت به عنوان صاحبان حقیقی حاکمیت، در احقاق حقوق پایمال شده خود است.

در ادامه به عنوان راه تقویت و تداوم حرکت مردم به شبکه‌ی اجتماعی که در بین مردم شکل گرفته است، اشاره می‌‌شود. میرحسین در پاسخ به سوال کلیدی که در ابتدای بیانیه طرح می‌‌کند (چه باید کرد؟) تقویت و تحکیم شبکه‌ی اجتماعی شکل گرفته را پیشنهاد می‌‌کند. میرحسین معتقد است که جامعه‌ی زنده و فعال که به صورت آگاهانه و خلاق از شکل‌گیری استبداد جلوگیری می‌‌کند، ترکیبی شکل یافته از چنین شبکه‌ی قدرتمندی است. میرحسین وظیفه‌ای که در این راستا برای همه عنوان می‌‌کند فعالیت به عنوان هسته‌های معین برای این شبکه‌ی اجتماعی است. جمع‌های عادی‌ای که هر فرد در زندگی روزمره دارد به عنوان اجزای این شبکه تلقی می‌‌گردد که به عنوان نقطه‌ی قوت آن یعنی شکل طبیعی‌اش یاد می‌‌گردد. در ادامه به تقویت همین جمع‌ها و افزایش ارتباطات ناشی از این جمع‌ها تاکید می‌‌گردد. در اینجا به نظر می‌‌رسد خود شکل‌گیری شبکه‌‌ی ارتباطی مدنظر است. تظاهرات‌ها بالاخره روزی به پایان می‌‌رسد ولی این شبکه‌ی ارتباطی ضامن تداوم حیات جنبش سبز خواهد بود. موضوع خاصی برای جمع‌های مورد اشاره تعیین نمی‌‌گردد، اتفاقا با ذکر موضوعات متنوع و عمومی برای جمع‌ها نشان داده می‌شود که بستر ارتباطی ناشی از جمع‌ها است که اهمیت دارد و نه موضوع آن. مهمترین نقشی که برای شبکه‌ها عنوان می‌گردد رفتار به مثابه‌ی خرده‌رسانه‌ها است که این منوط به فعلیت رسیدن ظرفیت این شبکه‌ها از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ است. «بخش مهمی از توانمندی‌هایی که اینک در شبکه‌های اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده‌ایم. تعادل طلایی ویژگی مهم این شعار و آرمان است» با این میزان تاکید بر روی شعار و آرمان مشترک در اینجا به صورت مشخص شعار یا آرمانی عنوان نمی‌‌گردد.

به نظر می‌‌رسد در اینجا تاکید میرحسین بر ضرورت حفظ هویت جنبش سبزی است. اما نه به عنوان یک هویت فردی. درواقع تاکید بر حفظ هویت جنبش سبزی در حضور در جمع‌هایی با موضوعات مختلف است. این راهبرد ضامن بقای جنبش سبز پس از دوره حضور خیابانی است که میرحسین در همان دوره به بعد از پایانش می‌اندیشد.

نکته‌ی مهم دیگری که در ادامه اشاره می‌‌شود این است که یک حرکت اجتماعی نبایستی تنها به دنبال جلب نظر اکثریت باشد. باید تلاش شود اکثریت به اجماع نزدیک شود و نسبت به دغدغه‌ها و حقوق کسانی که در حال حاضر همراه با این حرکت اجتماعی نیستند حساسیت وجود داشته باشد. برداشت دیگری که از این مطلب به نوعی توجیه نوع کنش‌ورزی پیشنهادی است، با این وصف که نمی‌توان از جامعه‌ی فعلی (به دلیل فقر و نبود آزادی سیاسی) انتظار مشارکت گسترده‌تری در فرآیند توسعه‌ی سیاسی داشت. ویژگی دیگری که برای شبکه اجتماعی عنوان می‌‌گردد مقاوم بودن در برابر برخورد با یک سری از اعضای شبکه است که نمی‌تواند منجر به نابودی کل شبکه شود.

در پایان راهبردهایی برای حاکمیت ارائه می‌گردد که نشان از این دارد که میرحسین به تمامی راه‌حل‌های برون‌رفت از وضع فعلی نگاه دارد و برای تمامی امکان‌ها، حتی اصلاح‌پذیری حاکمیت از درون برنامه ارائه می‌نماید.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.