سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

حادثه عاشورا؛ قاعده یا استثنا؟!

چکیده :یکی از پرسش های مهمی که در این خصوص مطرح شده این است که آیا این حادثه از دیدگاه مذهب تشیع بک قاعده و اصل بنیادبن است که جوهره این مذهب و قوام بخش آنست و باید به مثابه مبنایی برای رفتار شیعیان در طول تاریخ قرار گیرد و یا اینکه چنین نیست و این حادثه استثنایی است اتفاقی که در تاریخ رخ داد و از اساس هم می توانست رخ ندهد و یا به اشکالی متفاوت از آنچه واقع شد رخ دهد ؟ مساله اصلی این است: عاشورا قاعده است یا استثناء؟...


مجتبی حسینی

در تاریخ تشیع حوادث ناگوار متعددی روی داده و روایت شده است که هر کدام در جای خود قابل تامل و واکاوی است. از این میان، دو حادثه بیش از همه تلخ و جانکاه بوده و هر دو هم در جوامع اسلامی و خصوصا در مناطق شیعه نشین جنبه نمادین و سمبلیک یافته اند: یکی ضربت خوردن امام علی(ع) در محراب مسجد کوفه و شهادت او در روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان و دیگری شهادت امام حسین (ع)و هفتاد و دوتن از یارانش در کربلا و در روز عاشورای ماه محرم الحرام.

حادثه دوم البته خونبارتر و حزن انگیزتر از اولی است، بخصوص اینکه در این حادثه پس از شهادت امام و یاران باوفایش، اهل بیت و زن و بچه های او به اسارت رفته و خواهرش حضرت زینب مظلومانه اما شجاعانه در کاخ یزید دست به اقدامات روشنگرانه ای زد که دست کمی از اصل رخداد عاشورا نداشت. به همین سبب و با توجه به مظلومبت امام و اهل بیت و یارانش مراسم یادبود و گرامیداشت آن هر ساله بطور مفصل در دهه محرم در اقصی نقاط کشور ایران و در سراسر مناطق شیعی جهان برگزار می شود.

حال یکی از پرسش های مهمی که در این خصوص مطرح شده این است که آیا این حادثه از دیدگاه مذهب تشیع بک قاعده و اصل بنیادبن است که جوهره این مذهب و قوام بخش آنست و باید به مثابه مبنایی برای رفتار شیعیان در طول تاریخ قرار گیرد و یا اینکه چنین نیست و این حادثه استثنایی است اتفاقی که در تاریخ رخ داد و از اساس هم می توانست رخ ندهد و یا به اشکالی متفاوت از آنچه واقع شد رخ دهد ؟ مساله اصلی این است: عاشورا قاعده است یا استثناء؟

در پاسخ به این پرسش ما بر این باوریم که این یک اتفاق و حادثه ای استثنایی است که در یک مقطع تاریخی خاص و در جامعه ای خاص روی داده و نمیتوان آن را قاعده ای بنیادین و عام و یا بقول حقوقدانان “قاعده آمره ” تلقی کرد. به بیان دیگر، در آن مقطع زمانی علل و عوامل سیاسی و اجتماعی خاصی در بستر زمان دست بدست هم داده و منجر به وقوع ابن حادثه شده اند و اگر آن علل و عوامل پدید نیامده بودند این اتفاق هم رخ نمی داد. معنای این سخن آنست که وقوع این حادثه ذاتی مذهب تشیع و یا ناشی از الزامی منطقی و ضروری نیست و رخ دادن یا ندادنش تاثیر چندانی در اصل بقا و تداوم این مذهب نداشت.

با وجود این، ویژگیها و شرایط خاص وقوع این حادثه و مقدمات و مقومات آن و نیز دلالت ها و پبامدهای آن بگونه ای است که می توان قواعدی عام و کلی از آن استخراج نمود و این قواعد را در سایر زمانها و مکانها بکار بست. یعنی این حادثه ای است استثنایی اما قاعده ساز و پی افکن و می توان بر پایه آن قواعدی استنباط کرد و مطابق آن قواعد در مقاطع تاریخی دیگر و در سایر جوامع با توجه به اقتضائات زمان و مکان رفتارها و حرکتهایی در عرصه اجتماع و سیاست شکل داد. شق دیگری هم می توان مطرح کرد و آن اینکه این رخداد بر پایه قواعدی شکل گرفت و خود نیز به تحکیم و ترویج آن قواعد کمک کرد و این قواعد را می توان عام و کلی تلقی کرد. از منظر درون دینی این قواعد را می توان اصولا در زمره و یا از جنس مستقلات عقلیه دانست که خود فی نفسه صرفنظر از شرع از حجیت و اعتبار برخوردارند.

در اینجا، اهم این قواعد به اختصار بیان می شود:

۱- آزادگی و حریت: از جمله احادیث معروفی که به تواتر از امام حسین نقل شده حدیثی است با این مضمون که اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید. هرچند محتوای این حدیث صبغه احتجاج دارد ولی آزادگی و حریت را مستقل از دین و مذهب و فراتر از آنها مطرح کرده است و این فی نفسه نشان می دهد که جایگاه آزادی و همینطور سایر ارزشهای اخلاقی در سیره نظری و عملی ایشان جایگاه رفیع و والایی است که نصیب انسانهای وارسته و خودساخته می شود و چنین انسانهایی می توانند در پویش تحولات سیاسی و اجتماعی جامعه نقش آفربنی کنند. یعنی آزادگی و آزاده بودن لزوما منوط به دینداری و اعتقاد به یک دین خاص داشتن نیست و هر کسی اعم از دیندار و بی دین ممکن است قابلیت و یارای رسیدن به چنین جایگاهی را داشته یا نداشته باشد و این بستگی به عوامل و شرایط دیگری دارد که لزوما عواملی درون دینی نیستند. یا در حدیثی دیگر منتسب به ایشان آمده است که بنده غیرخدا نباشید چرا که خدا شما را آزاد و حر آفریده است. منتسب بودن این حدیث از آنجاست که برخی اسناد معتبر تاریخی و روایی آنرا از امام علی نقل کرده اند، گرچه گفته می شود این جمله معروفی در جهان عرب است و قبلاً عمر خطاب به عمروعاص والی مصر در محاکمه فرزندش آنرا بکار برده بود. اینها همه بیانگر جایگاه آزادی و آزادگی بعنوان یک قاعده عام و برون دینی نزد امام علی و امام حسین است که می تواند و می بایست جنبه محوری در زندگی فردی و اجتماعی داشته باشد.

۲- مبارزه با ظلم و فساد: جمله معروفی که از دکتر شریعتی نقل شده که تا ظلم هست مبارزه هست و تا مبارره هست ما هستیم اساسا برگرفته از واقعه عاشوراست. تا بوده همین بوده و تا انسان و جامعه هست همین هم خواهد بود. از منظر ادیان ابراهیمی، در طول تاریخ بشر جز در مقطع کوتاه زندگانی آدم و حوا در بهشت همواره درمیان ابنای بشر ظلم و ستم بوده و اولین نزاع یا اولین ظلم و فساد مربوط به نخستین فررندان ذکور آدم و حوا یعنی هابیل و قابیل بوده است و از آنجا به بعد تاکنون همچنان ظلم و فساد در جوامع وجود داشته است، حداکثر اینکه درجه و میزان شدت و ضعف آن نوسان داشته و در مقاطع گوناگون دچار فراز و فرود شده است. ظلم ستیزی و فسادستیزی ویژگی بارز قیام عاشوراست که در طول تاریخ نقش قاعده ای اساسی را می تواند ایفا کند.

۳- واقع بینی و اهل منطق و گفت و گو بودن: امام حسین هنگامی که در صحرای کربلا مواجه با خیانت و پیمان شکنی کوفیان شد و سرنوشت خود و تعداد اندک یارانش را محکوم به شکست می دید دست کم دو سه پیشنهاد مهم و عبرت آموز داد که متاسفانه معمولا در مراسمات سنتی عاشورا و از تریبونهای رسمی کشود کمتر بدانها پرداخته می شود و حتی بندرت هم بیان می شوند: یکی اینکه پس از مواجهه با واقعیت های پیش بینی نشده قصد داشت از ادامه حرکت انصراف داده و میخواست برگردد و یا تغییر مسیر داده و به مسیرهای دیگری غیر از مسیر پیش بینی شده قبلی برود. مثلا به یمن یا ایران و یا جای دیگری. اما یزیدیان قبول نکردند و هر دو پیشنهاد را رد کردند.
پبشنهاد دیگر پیشنهاد مذاکره و گفت و گوی مستقیم یا رو در رو و حضوری بود که این را هم نپذیرفتند. بنابراین امام حسین با منطق و واقع ببنی همه راههای معقول متصور را مطرح کرد ولی یزیدیان هیچکدام را نپذیرفتند. اینها همه نشان می دهد که امام حسین عقلانیت و اصلاح طلبی و زندگی را بر جنگ و خشونت ورزی و مرگ ترجیح می داد. یعنی قاعده کلی و اصل بر زندگی و صلح مبتنی است و جنگ و خونریزی فرع و استثناییست که در مواقع خاص و در شرایط اضطراری و از سر ناچاری درمی گیرد.

۴- ترجیح مرگ بر زندگی ذلت بار: یزیدیان وقتی که پیشنهادهای امام حسین را رد کردند جز تسلیم ایشان و به کمتر از بیعت با یزید و برسمیت شناختن دستگاه جور و فاسد او راضی نبودند و امام هم زیر این بار نرفت و از تسلیم شدن در مقابل زور و بیعت با انسان فاسد و ظالمی چون یزید بشدت اجتناب ورزید و ترجبح داد مرگ را بر رندگی ذلت بار و ننگین در سایه آن حکومت غاصب و نامشروع . او زندگی باشرافت و سعادتمند را هدف خود قرار داد و هرگز به کمتر از آن رضابت نداد واین درسی است به هر انسان شریف و آزاده ای که قدر و ارزش عزت و کرامت ذاتی انسانی خود را بداند. یعنی هرچند اولویت و حق تقدم با حیات و زندگی است اما نه هر زندگی و نه تحت هر شرایطی بلکه رندگی انسانی و عزتمندانه و باحفظ حرمت و کرامت ذاتی انسان و مراعات استقلال و حریت و آزادگی او.

۵- مردم شناسی عمیق: حدیث مشهوری است از امام حسین مبنی بر اینکه مردم عموما تابع دنیایند و دین لقلقه زبان آنهاست. یعنی در حرکتهای اجتماعی و در مباررات سیاسی نمی توان همیشه نسبت به حمایت همه اقشار مردم اتکا و اعتماد مطلق داشت. چرا که افکار عمومی و اذهان عامه حتی در کوتاه مدت نیر چیز ثابت و لابتغیری نیست و پیشروان حرکتهای اصلاحی و اعتراض آمیز باید نسبت به این نکته اهتمام و حساسیت خاصی بورزند و فریب زنده باد و مرده بادگویان را نخورند و ای بسا که نظام حاکم و قدرتمندان و قداره بندان با تبلیغات وسیع و همه جانبه و یا با سرکوب و تهدید و گستراندن ترس فراگیر در جامعه سایه تردید و دودلی بر سر عامه بگسترانند و آنها را از همراهی و همیاری باز دارند. ازین منظر، همه انسانها اهل وفاداری و مقاومت در برابر زر و زور و تزویر نیستند و تنها برخی از انسانها و حتی اندکی یا اقلیتی هستند که تا پایان راه بر مدار جوانمردی و انسانیت باقی می مانند و سایرین در برابر تهدید و تطمیع حاکمان زورمند تسلیم شده و یا مسیر بی تفاوتی و بیطرفی را در پیش می گیرند و در جامعه به عناصری خودفروخته یا خنثی و بی خاصیت مبدل می شوند و تا پایان عمر در کنج عزلت بسر می برند. اما، عبارت هیهات من الذله امام حسین خط بطلانی است بر زندگی ذلت بار.

۶- بی تفاوت نبودن در مقابل بی عدالتی و تبعیض در جامعه و پذیرش مسولیت اجتماعی و تن دادن به عواقب آن: آنچه امروزه تحت عنوان جامعه پذیری سیاسی و یا مشارکت سیاسی از آن یاد می شود در جریان حادثه عاشورا به نحو بارزی نمایان است و آن این که امام حسین در هیچ مرحله ای از زندگی خویش نسبت به هر آنچه در محیط اطرافش می گذشت بی تفاوت و خنثی نبود و از بیان دردهای جامعه و دفاع از ارزشهای اسلامی و انسانی و اخلاقی هرگز دریغ نمی کرد. زمانیکه در مکه و مدینه بود هم سکوت در برابر کژیها و ناراستی ها را جایز ندانست و به تناسب اوضاع و احوال به نقد و اصلاح مسایل اجتماعی و دینی می پرداخت و به همین سبب بود که حکام مدینه با جوی که ایجاد کرده بودند هم او را به سختی تحمل می کردند و اصلا یکی از دلایل خروج از مدینه و حرکت به سمت کوفه هم همین تنگناهایی بود که در مدینه به او فشار وارد می ساخت. اساسا احساس تعهد در قبال جامعه و پذیرش مسئولیت اجتماعی و یا مشارکت در فعالیت های سیاسی در جوامع سنتی یا در حال گذار هزینه بردار بوده و ممکن است مشقات و مخاطرات مهلکی در پی داشته باشد. اما، امام حسین با وجود همه سختی ها و ناملایمات هرگز دست از تلاش و کوشش برای اصلاح جامعه برنداشت و تا پایان عمر بر همین نهج سیر کرد و البته جان و مال و هستی خویش را در راه آرمانهای انسانی و اخلاقی فدا کرد. او عملا نشان داد که رهرو آن نیست گهی تند و گهی کند رود بلکه رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود.

۷- لزوم اصلاح جامعه و امربه معروف و نهی از منکر به روش عقلایی: آخرین قاعده ای که میتوان از عاشورا استنتاج کرد همانست که خود امام حسین به هنگام خروج از مدینه اظهار داشت و آن همانا اصلاح امت جدش و انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر به روش عقلایی و منطقی بود. امروزه این فریضه را می توان در قالب نهادهای سیاسی و با بهره گیری از فناوریهای نوین ارتباطی متفاوت از شیوه های سنتی و قدیمی انجام داد. احزاب سیاسی و نهادهای مدنی، سازمانهای مردم نهاد ، مطبوعات و رسانه های مستقل، شبکه های مجازی و فضای اینترنتی از مهمترین نهادها و ابزارهایی هستند که بواسطه آنها می توان امور مربوط به اصلاح جامعه را به انجام رساند و با طرح مطالباتی همچون شفاف سازی و برنامه محوری و ترویج روحیه نقد و پرسشگری و آگاهی بخشی در میان مردم، پنهانکاری و شخص محوری را از میان برداشت و مسولان امر را به پاسخگویی و مسئولیت پذیری واداشت. همان که امروزه از آن به اتاق شیشه ای یا دولت شیشه ای یاد می کنند که به معنای شفاف بودن درآمدها و هزینه ها و در معرض دید عموم قرار دادن آنهاست.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.