سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » روش‌ها و تاکتیک‌های کنشگری از منظر بیانیه‌های میرحسین موسوی – بخش سوم و پایانی...

روش‌ها و تاکتیک‌های کنشگری از منظر بیانیه‌های میرحسین موسوی – بخش سوم و پایانی

چکیده :میرحسین بر ناآشنا بودن و یا غیرقابل درک بودن جنس کنش‌ورزی که پیشنهاد می‌‌کند آگاه است. در کوران حوادث پس از انتخابات، شاید مبارزه به کمتر از حضور در خیابان معنا نمی‌‌شد ولی در یک نگاه دیگر خود زندگی نوعی مبارزه تلقی می‌‌گردد که مهمترین نکته‌اش زنده نگاه داشتن جنبش سبز و تبدیل شدن جنبش سبز به یک ویژگی از سبک زندگی مردم است. میرحسین اشاره دارد:«راه سبز را زندگی کردن یعنی هر روز... این پیام با غیرقابل‌انکارترین ندا تکرار شود، آن‌گونه که مسلمان بودن، ایرانی بودن و این‌زمانی بودن ما تکرار می‌‌شود.» به این معنی می‌‌توان گفت «جنبش سبزی بودن» اگر به بخشی از هویت معرف هر شخص تبدیل شود، زندگی روزمره آن شخص نوعی تبلیغ و یادآوری برای جنبش سبز خواهد بود. مسئله‌ای که اهمیت خود را امروز نشان می‌دهد که انواع دیگر مبارزه در ایام پس از انتخابات کنار گذاشته...


#مطلب‌یازدهم

#بازخوانی‌تحلیلی_گفتمان_جنبش‌سبز_بامحوریت_بیانیه‌های‌هجده‌گانه_میرحسین‌موسوی 

صدور بیانیه‌های میرحسین موسوی کنش خلاقانه‌ای بود که جنبش سبز را در خلال آفریده‌شدنش مکتوب کرد. بنابراین می‌توان ادعا کرد که این بیانیه‌ها از صرف بیانیه بودن فراتر رفته و تبدیل به کنش-گفتارهایی شده‌اند که هم بخشی از یک امر اجتماعی را برساخته‌اند و هم خود در درون جنبشی اجتماعی تکوین یافته‌اند.آنچه می خوانید، تلاشی جمعی است در جهت برجسته ساختن جنبه‌های فرمی و محتوایی جنبش سبز که به باور ما برای امروز نیز می‌تواند راهگشا باشد. ما این امر را از خلال بازخوانی گفتمان متجلی در جنبش سبز و با محوریت بیانیه‌های ۱۸گانه پیگیری می‌کنیم

روش‌ها و تاکتیک‌های کنشگری از منظر بیانیه‌های میرحسین موسوی

میرحسین با اشاره به اینکه پرسش امروز ما این است که بعد از سی سال چه چیزی ما را از رسیدن به آرمان‌های‌مان در انقلاب بازداشت، تذکر می‌‌دهد که اکنون ما باید چه بکنیم که سی سال بعد از نو با این پرسش روبرو نشویم. پاسخ او به این پرسش این چنین است «ما تنها در صورتی به این اطمینان می‌‌رسیم که دستاوردهای سیاسی اجتماعی خود را به زندگی‌های روزمره‌مان متکی کنیم»

بیانیه سیزدهم

از نظر میرحسین حضور عملی مردم در صحنه{تجمعات خیابانی} جهت حفظ شالوده‌های انقلاب ضروری است. در این بیانیه به صورت جدی‌تری از مردم خواسته می‌شود از خشونت پرهیز کنند. به نوعی می‌توان گفت میرحسین در این بیانیه به صورت تلویحی از برخی از حرکت‌های مردم انتقاد می‌‌کند. او می‌‌گوید دستاوردهای ما در قبال صبر و خردی است که در برابر رفتارهای خشن حاکمیت نشان می‌دهیم. به مردم در خصوص رفتارهای ساختارشکنانه انذار می‌‌دهد. تا این بیانیه میرحسین کسانی که شعار ساختارشکنانه می‌‌دادند یا به خشونت متوسل می‌‌شدند را جزئی از مردم نمی‌دانست ولی در اینجا به صورت غیرمستقیم مردم را به خطاب قرار می‌‌دهد که می‌‌توانست روز قدس آورده‌های بیشتری داشته باشد. به صورت مشخص نشان می‌‌دهد که مسیر جنبش سبز از براندازی و ساختارشکنی عبور نمی‌‌کند و نبایستی وحدت ملی را خدشه‌دار کرد. از نظر او راه سبز امید مسیری است که با صبوری و دانایی و بدون رفتار ساختارشکنانه و هزینه‌ی گزاف به اهدافمان برسیم. البته در اینجا هم بار دیگر با تعریفی که ارائه می‌‌دهد، جنبش سبز را مدافع حقیقی نظام دانسته و ساختارشکنی را به رفتارهای حاکمیت نسبت می‌دهد. این رویکرد تاکتیکی جهت از بین بردن جوسازی‌های دستگاه رسانه‌ای حاکمیت و همچنین جلوگیری از رفتارهای ساختارشکنانه و در نتیجه کاهش هزینه‌های مبارزه معنا می‌‌گردد.

در ادامه میرحسین تذکری قابل توجه می‌‌دهد، او با اشاره به اینکه پرسش امروز ما این است که بعد از سی سال چه چیزی ما را از رسیدن به آرمان‌های‌مان در انقلاب بازداشت، تذکر می‌‌دهد که اکنون ما باید چه بکنیم که سی سال بعد از نو با این پرسش روبرو نشویم. پاسخ میرحسین به این پرسش این چنین است «ما تنها در صورتی به این اطمینان می‌‌رسیم که دستاوردهای سیاسی اجتماعی خود را به زندگی‌های روزمره‌مان متکی کنیم»

در بیانیه‌ی سیزده نیز پس از آنکه عنوان می‌دارد که در طول تاریخ ایران دستاوردهای زیادی پس از مبارزات بدست آمد اما «همین که مردم خسته می‌شدند یا تصور می‌کردند باید به خانه‌هایشان بازگردند، محصول از میان می‌رفت» تنها راه حل را این می‌داند که دستاوردهای سیاسی- اجتماعی خود را زندگی کنیم. با بیانی درخشان در بیانیه سیزده عنوان می‌دارد «مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است زندگی است» این جمله هرگز به معنای تعطیلی مبارزه نیست، بالعکس به سطحی از کنش‌ورزی در شرایط استبدادی اشاره دارد که زندگی روزمره‌ی ما صحنه‌ی ابراز وجود و مبارزه می‌‌شود. ساحتی که دائمی است و غیر قابل شکست.

عبارت مهمی که میرحسین در تکمیل دیدگاه خود عنوان می‌‌دارد بدین شرح است :«اگر همه در خانه‌هایمان نشسته بودیم و در عین حال این پیام با همین صراحت ابلاغ شده بود دستاورد ما هیچ کمتر نبود»

میرحسین بر ناآشنا بودن و یا غیرقابل درک بودن جنس کنش‌ورزی که پیشنهاد می‌‌کند آگاه است. در کوران حوادث پس از انتخابات، شاید مبارزه به کمتر از حضور در خیابان معنا نمی‌‌شد ولی در یک نگاه دیگر خود زندگی نوعی مبارزه تلقی می‌‌گردد که مهمترین نکته‌اش زنده نگاه داشتن جنبش سبز و تبدیل شدن جنبش سبز به یک ویژگی از سبک زندگی مردم است. میرحسین اشاره دارد:«راه سبز را زندگی کردن یعنی هر روز… این پیام با غیرقابل‌انکارترین ندا تکرار شود، آن‌گونه که مسلمان بودن، ایرانی بودن و این‌زمانی بودن ما تکرار می‌‌شود.» به این معنی می‌‌توان گفت «جنبش سبزی بودن» اگر به بخشی از هویت معرف هر شخص تبدیل شود، زندگی روزمره آن شخص نوعی تبلیغ و یادآوری برای جنبش سبز خواهد بود. مسئله‌ای که اهمیت خود را امروز نشان می‌دهد که انواع دیگر مبارزه در ایام پس از انتخابات کنار گذاشته شده‌اند.

در ادامه تبیین شیوه زندگی راه سبز امید، به درک اهمیت شبکه‌های اجتماعی موجود در میان مردم تاکید می‌‌گردد. در رابطه با ویژگی‌های این سبک کنش‌ورزی در تفاوت با شیوه‌های مبارزه‌ی معمول به کم‌هزینه بودن آن اشاره می‌شود. همچنین در منطق این کنش‌‌ورزی، هرچیزی که به کیان این مملکت آسیب بزند، ناپسند می‌‌باشد هرچند موجب ضعف حاکمیت نیز بشود.

در بندهای پایانی بیانیه تاکید می‌گردد که جنبش نبایستی به فرد متکی باشد و به کیش شخصیت آلوده گردد. و بار دیگر میرحسین موسوی مشخص می‌کند که برای خود جایگاه رهبری جنبش سبز را قائل نبوده و خود را بخشی از مردم می‌‌داند.

اولین مصاحبه‌ی تصویری میرحسین موسوی بعد از انتخابات

میرحسین در تشریح شیوه‌ی کنش‌گری پیشنهادی خود به خلاقیت‌های هنری گسترده‌ای که در بطن شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته است اشاره دارد و می‌‌گوید که در حقیقت آن‌ها هستند که محتوای گفتگو و حرکت این موج و این راه عظیم را هدایت می‌کنند. همچنین به هیات‌های مذهبی، گروه‌های خیریه و دسته‌جات سیاسی به عنوان نمونه‌ی دیگری از فعالیت‌ها در بستر شبکه‌ی اجتماعی اشاره می‌‌شود. همچنین به اهمیت رسانه‌ها در این بین اشاره می‌‌شود که «طبیعتا فضای زندگی‌های فردی و اجتماعی را از طریق رسانه‌ها به هم پیوند می‌‌دهیم و یک حرکت عظیم و گسترده و قابل دوامی را ایجاد می‌‌کنیم.»

بیانیه چهاردهم

در ابتدای بیانیه‌ی چهاردهم به موضوع اشاره شده در پایان بیانیه‌ی سیزدهم می‌‌پردازد و عنوان می‌دارد که یک رهبر و جماعت پیرو که متکی به فرد است منجر به پیروزی نمی‌‌شود و مبارزه‌ای که مردم رهبران آن باشند است که به ثمر می‌نشیند. در این بیانیه به پرسش از پیروزی در میان مردم اشاره می‌‌شود. در مقام پاسخ ابتدا به آگاهی که از خلال مبارزات کسب شده است به عنوان دستاورد اشاره می‌شود. در ادامه به پرهیز از افراط اشاره می‌شود. در واقع به نظر می‌رسد پرسش اول نشان از بی‌صبری دارد که ممکن است به افراط منجر گردد که در این بیانیه مردم از آن برحذر داشته می‌‌شوند. همچنین در این بیانیه به یک نمونه‌ی عینی از کارکرد شبکه‌های اجتماعی اشاره می‌‌شود: «دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌های خود از آنان پشتیبانی کنند.»

بیانیه شانزدهم

در ابتدای بیانیه میرحسین مثالی از آنچه درباره شیوه کنش‌گری می‌‌گوید ارائه می‌‌دهد و چگونگی پیوند ساده‌ترین سنت‌‌های مذهبی با راه سبز امید را نشان می‌‌دهد. در خصوص حرکات دانشجویی به پیوند دو سویه‌اش با واقعیت‌های جامعه اشاره می‌شود.

در ادامه‌ی بیانیه میرحسین موسوی با زبان ساده و قابل فهم برای همگان که نشان از مخاطب قراردادن عامه مردم و نه صرفا نخبگان دارد، به تبیین ویژگی‌های یک ملت بزرگ می‌‌پردازد که انتخاب کلمات نشان‌گر پیوند دادن مبارزه با زندگی است.

بیانیه هفدهم

در این بیانیه نیز به نقش شبکه‌های اجتماعی اشاره می‌‌شود که برنامه‌ریزی برای تجمع روز عاشورا را انجام داده است و کسی منتظر بیانیه و اطلاعیه نمی‌‌ماند. در اینجا نیز خود را به عنوان همراه مردم معرفی می‌‌کند. تصویری که میرحسین در رابطه با تظاهرات عاشورا ارائه می‌دهد، تجمعی مسالمت‌آمیز است که پس از رفتارهای وحشیانه‌ی دستگاه امنیتی در مواردی به سمت رفتارهای افراطی کشیده شد.

بیانیه هجدهم

میرحسین به عنوان دستاورد حرکت در مسیر سبز امید در طول یک سال به توسعه‌ی شبکه‌های اجتماعی و روابط پایدار شکل گرفته ناشی از آن در میان آحاد ملت و آگاهی سیاسی اجتماعی نشأت گرفته از آن اشاره می‌‌کند. این مسئله نشان از اهمیت توسعه‌ی شبکه‌های اجتماعی برای میرحسین موسوی دارد. به عنوان مثال‌هایی از خروجی این شبکه‌ها مانند بیانیه‌های قبلی به سه مورد اشاره می‌شود: تولیدات هنری جنبش، ایفای نقش به عنوان خرده‌رسانه‌ها و شکل‌گیری بستری برای گفتگو میان مردم.

به عنوان روایتی مختصر از آنچه گذشت نیز به عقلانیت ناشی از گفتگوها در شبکه‌های اجتماعی اشاره می‌‌شود که بر احساسات غلبه کرده و علی‌رغم تمام تلاش‌های دستگاه امنیتی، این عقلانیت از حرکت مردم به سمت خشونت پیشگیری می‌کند.

میرحسین در بند اول منشور جنبش سبز علل شکل‌گیری جنبش را بر می‌‌شمارد که خبری از تقلب در انتخابات به صورت مشخص نیست. و جنبش سبز را اصلاح‌گر روند طی‌شده در نظام جمهوری اسلامی می‌‌داند، نه براندازی، نه اصلاح نظام و نه روند طی شده در برهه‌ای خاص از عمر نظام. این عبارت به دقت جایگاهی که میرحسین در نظر دارد را نشان می‌‌دهد. اگر به صورت خلاصه بخواهیم اهداف جنبش سبز را بیان کنیم میرحسین به سه مورد اشاره می‌کند، دستیابی به آزادی، عدالت اجتماعی و تحقق حاکمیت ملی که ریشه‌ای تاریخی از زمان مشروطه دارد.

راهکارهای میرحسین برای تحقق آرمان‌های جنبش سبز به این قرارند: تقویت جامعه مدنی، گسترش فضای گفتگوی اجتماعی، ارتقا سطح آگاهی و جریان آزاد اطلاعات، مشارکت موثر احزاب و تشکل‌ها و همچنین زمینه‌پردازی برای فعالیت آزاد روشنفکران و فعالان اجتماعی سیاسی وفادار به منافع ملی در چارچوب تحول‌خواهی و ایجاد تغییر در وضعیت موجود. میرحسین همه ارکان جامعه مدنی را برمی‌شمارد و ضمن تاکید بر توافق و تاکید بر اصول حداقلی و مطالبات مشترک و ایجاد تعامل و هماهنگی همه این ارکان را زیر چتر جنبش سبز تعریف می‌‌کند.

در بند ۳ از راهکارها، راهکار محوری را گسترش و فعال‌سازی شبکه‌های اجتماعی واقعی و مجازی می‌‌داند.

بار دیگر میرحسین به خشونت‌پرهیزی، حرکت در چارچوب مبارزه مدنی و استفاده از کلیه‌ی ظرفیت‌های مبارزه‌ی مسالمت‌آمیز و پایبندی کامل نسبت به اصول اخلاقی اشاره دارد. همچنین تاکید مجددی بر تکیه بر قوای خلاقه مردم دارد. او می‌‌گوید :«جنبش سبز،…، با تکیه بر شبکه‌های اجتماعی بر فهم، اندیشه و نوآوری‌های مدنی ایرانی تکیه دارد و دستیابی به آرمان‌هایش را به شکوفایی این خلاقیت‌ها منوط می‌‌داند.»


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.