سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تأملی بر فلسفه قیام اباعبدالله الحسین(ع)/ بخش دوم: هدف‌سنجی قیام عاشورا پدیده‌ای ن...

تأملی بر فلسفه قیام اباعبدالله الحسین(ع)/ بخش دوم: هدف‌سنجی قیام عاشورا پدیده‌ای نو

چکیده :تکاپوی هدف‌شناسی نهضت عاشورا اساساً به دنبال پاسخ این پرسش است که امام حسین(ع) با چه قصد و انگیزه‌ای از مدینه به سوی مکه و از آنجا به طرف کوفه حرکت کرد و چرا در این سفر مصیبت فرجام زن وفرزند ونزدیکترین کسانش را نیز همراه کرد؟...


اسماعیل علوی

آن هنگام که از اهداف نهضت عاشورا سخن به میان می‌آید، امر به معروف و نهی از منکر، مبارزه با ظلم، برپایی عدالت، احیای دین، اعتراض نسبت به بدعت‌ها و تلاش برای اصلاح امور مسلمانان در اذهان نقش می‌بندد. این بدان سبب است که اباعبدالله الحسین(ع) در طول سفر شهادت، بارها بر ضرورت واهمیت این‌گونه شئون تصریح فرموده و به عنوان هدف‌های اولیه از آنها یاد می‌فرماید. حال آنکه تکاپوی هدف‌شناسی نهضت عاشورا اساساً به دنبال پاسخ این پرسش است که امام حسین(ع) با چه قصد و انگیزه‌ای از مدینه به سوی مکه و از آنجا به طرف کوفه حرکت کرد و چرا در این سفر مصیبت فرجام زن وفرزند ونزدیکترین کسانش را نیز همراه کرد؟ برای این سؤال پاسخ‌های متعدد و بعضاً متعارضی از سوی برخی علما وصاحبنظران در قالب نظریه مطرح شده است که هر یک متکی به یک سلسله شواهد تاریخی یا مستندات روایی – کلامی هستند. دامنه این نظریات وسعتی از حرکت برای «تأسیس حکومت» تا «اقدامی استشهادی» برای به وجود آمدن زمینه شفاعت و نجات گناهکاران امت در روز قیامت توسط امام(ع) را دربر می‌گیرد. موضوع هدف سنجی قیام اباعبدالله(ع) به دلیل نبود منبع و سرچشمه‌ای زلال و در تعارض با فرهنگ شفاهی واجد پیچیدگی‌های ویژه‌ای است که ورود و خروج به عمق آن را با مشکل مواجه می‌سازد. از این‌رو درگذشتگان از علما اغلب به مثابه میوه ممنوعه از آن دوری گزیده وبه دلیل نگرانی ازافزودن بر آشفتگی‌های فکری دراین حوزه و اجتناب ازشبهه افکنی از ورود و کاوش عمیق در آن بازمانده‌اند. آن عده قلیلی هم که همچون سید مرتضی – برادر سید رضی، گرد آورنده نهج البلاغه -، سید نعمت‌الله جزایری وعلامه مجلسی، به طرح موضوع پرداخته‌اند از سر پاسخگویی به شبهات و در حاشیه مباحث دیگر بوده است.

تئوری‌های مطروحه پیرامون معرفی اهداف و فلسفه قیام حسینی(ع) در چهار نظریه کلی قابل دسته‌بندی هستند که هر یک زیر مجموعه‌هایی را نیزشامل می‌شوند. از جمله نظریه‌هایی که پیرامون اهداف نهضت عاشورا مطرح است، نظریه «دفاع» است که ظهور و بروز آن به شکل نظریه و منسجم از دهه چهل آغاز شده است. رویکرد این نظریه تحت تأثیر جو و شرایط روز ناظر به ارائه شخصیتی همچون مسیح از اباعبدالله‌الحسین(ع) است. لذا تلاش دارد به نحو اغراق آمیزی از اسلام چهره‌ای صلح طلب مطلق ترسیم کند. صاحبان این رأی و نظر بر این اساس حرکت امام حسین(ع) از مدینه به مکه و از مکه به سمت کوفه را اقدامی در جهت صلح طلبی و اجتناب از جنگ و پرهیز از رویارویی و خونریزی وانمود می‌کنند و می‌گویند: اینکه عده‌ای نوشته‌اند امام حسین(ع) برای جهاد علیه باطل برخاست، نابجاست. زیرا شیعه نمی‌گوید که امام حسین(ع) قیام کرد، بلکه بیرون آمدن آن حضرت ازمدینه به مکه واز مکه به طرف عراق برای حفظ جان خود بود… شیعیان می‌گویند؛ اساساً امام حسین(ع) قیام نکرده و قصد جهاد نداشته است. (علی پناه اشتهاردی / کتاب ۷ساله چرا صدا درآورد).

صاحب رأی دیگری از همین جمع فکری (سید احمد فهری) می گوید: «در داستان کربلا… از ثوره و انقلاب و قیام مسلحانه علیه حکومت جبار یزید هیچ خبری نیست… . و کار امام حسین(ع) انتقاد وملامت (یزیدیان) بود نه ثوره و انقلاب… . برنامه حضرت در این مسافرت کاملاً مشخص است و آن صلح‌جویی و امر به معروف و نهی ازمنکر، آن هم نه در سایه انقلاب سرخ، بلکه زیر لوای مظلومیت و تحمل ناملایمات است.» (سیری در سر شهادت سالار شهیدان)

پایبندان به این نظریه که حرکت امام حسین(ع) را در سرباز زدن از بیعت با یزید و دفاع از جان خلاصه می‌کنند بر تناقضات آن چشم می‌بندند واز پاسخ به سؤالات بسیاری ازجمله اینکه؛اگر خروج امام حسین(ع) برای دفاع از جان خود بود، پس چرا امان نامه‌های متعدد را نپذیرفت، یا اینکه چرا به جای کوفه به سوی یمن که از دسترس سپاه خلیفه دور بود نرفت و مهم تر ازاینها چرا مسلم بن عقیل را برای گرفتن بیعت پیش از خود به کوفه فرستاد؟!


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.