روشها و تاکتیکهای کنشگری از منظر بیانیههای میرحسین موسوی – بخش اول
چکیده :نوع سوم کنشورزی از نظر میرحسین احزاب و دستهجات سیاسی هستند که ضمن تایید لزوم وجود چنین تشکلهایی، حضور خود را در آنها منوط به شکلگیری ساختارهای سالم و اصلاح روندهای معیوب فعلی میداند. او دو نوع دیگر کنشورزی را اساس و پایهی این نوع سیاستورزی میداند. از نگاه میرحسین، تفاوت اصلی فعالیت حزبی و جنبش سبز در این است که در احزاب تاکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است اما در راه سبز امید، وحدت حول حداقل نکات مشترک، اصل...
#مطلبنهم
#بازخوانیتحلیلی_گفتمان_جنبشسبز_بامحوریت_بیانیههایهجدهگانه_میرحسینموسوی
صدور بیانیههای میرحسین موسوی کنش خلاقانهای بود که جنبش سبز را در خلال آفریدهشدنش مکتوب کرد. بنابراین میتوان ادعا کرد که این بیانیهها از صرف بیانیه بودن فراتر رفته و تبدیل به کنش-گفتارهایی شدهاند که هم بخشی از یک امر اجتماعی را برساختهاند و هم خود در درون جنبشی اجتماعی تکوین یافتهاند.آنچه می خوانید، تلاشی جمعی است در جهت برجسته ساختن جنبههای فرمی و محتوایی جنبش سبز که به باور ما برای امروز نیز میتواند راهگشا باشد. ما این امر را از خلال بازخوانی گفتمان متجلی در جنبش سبز و با محوریت بیانیههای ۱۸گانه پیگیری میکنیم
روشها و تاکتیکهای کنشگری از منظر بیانیههای میرحسین موسوی
میرحسین موسوی از همان ابتدای شکلگیری جنبش سبز به آیندهی آن و چگونگی تداوم آن بعد از دورهی حضورهای خیابانی میاندیشد. او به این آگاهی رسیده است که پس از چند سالی حضور خیابانی کمرنگ میشود ولی همچنان راه درازی برای رسیدن به آرمانهای جنبش سبز باقی است. او در طی بیانیههای خود گونهای از کنشورزی را تبیین میکند که متناسب با شرایط استبدادی سالهای بعد از ۸۸ باشد. هرچند این شیوهی کنشگری را به عنوان جایگزین حضور خیابانی معرفی نمیکند و همواره ضمن تاکید بر حضور مسالمتآمیز خیابانی در جهت تقویت روحیهی مردم و تداوم اعتراضات خیابانی سخن میراند
مقدمه
میرحسین موسوی طی بیانیههایی که در طول مبارزات پس از انتخابات ۸۸ منتشر مینماید، به سه قسم کنشگری اشاره میکند. نوع اول تجمعات و حضور مردم در خیابان و طرح مطالبات از این طریق است. توصیفی که در اکثر بیانیهها از این جنس کنشورزی ارائه شده است، مبارزهی مدنی مسالمتآمیز، همراه با آگاهی و عقلانیت که نه تنها جز حقوق مصرح در قانون اساسی است، بلکه ضامن سلامت نظام نیز است. این تجمعات عاری از خشونت است و حتی اگر دستگاه سرکوب با رفتارهای خشن و غیرقانونی با آن برخورد میکند، لازم است برای آرمانهای والاتر باز هم از خشونت پرهیز کرد. اما این حضور خیابانی نبایستی به آنارشی و ضربه زدن به کیان ملت ختم گردد. در بیانیههای اول نگاه میرحسین به تجمعات یک سری حرکات اعتراضی به تقلب صورت گرفته در انتخابات است که ضمن حمایت خود از این حرکت توضیح میدهد که چرا سایر راهکارهای سیاسی موجود به بنبست خورده است. از بیانیهی هشتم (۴ تیر ۸۸) عنوان جنبش را برای این حرکت بکار میبرد و پس از این اعتراضات به شکل یک مبارزه جهت اصلاح روندهای غلط نظام تبدیل میشود. در چند بیانیهی بعدی چارچوبهای اعتراضات را به صورت مشخصتری بیان میدارد. همچنین تلاش میکند از طریق مشخص کردن اولویتها، تکرار شعارها و بیان اهداف، مبارزهی کنونی را به عنوان یک مبارزهی تاریخی که در پیوند با هویت ملی و مذهبی ایرانیان است توصیف نماید.
میرحسین موسوی از همان ابتدای شکلگیری جنبش سبز به آیندهی آن و چگونگی تداوم آن بعد از دورهی حضورهای خیابانی میاندیشد. او به این آگاهی رسیده است که پس از چند سالی حضور خیابانی کمرنگ میشود ولی همچنان راه درازی برای رسیدن به آرمانهای جنبش سبز باقی است. او در طی بیانیههای خود گونهای از کنشورزی را تبیین میکند که متناسب با شرایط استبدادی سالهای بعد از ۸۸ باشد. هرچند این شیوهی کنشگری را به عنوان جایگزین حضور خیابانی معرفی نمیکند و همواره ضمن تاکید بر حضور مسالمتآمیز خیابانی در جهت تقویت روحیهی مردم و تداوم اعتراضات خیابانی سخن میراند. اما اولین بار در بیانیه یازده ( ۱۴ شهریور ۸۸) دعوت میکند «تا در دراز مدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ایفای نقش تاریخسازی که از آنها انتظار داریم بپردازند» و در بیانیه سیزده نیز عنوان میدارد که در طول تاریخ ایران دستاوردهای زیادی پس از مبارزات بدست آمد اما «همین که مردم خسته میشدند یا تصور میکردند باید به خانههایشان بازگردند، محصول از میان میرفت». او معتقد است تنها راه حل این است که دستاوردهای سیاسی- اجتماعی خود را زندگی کنیم. با بیانی درخشان در بیانیه سیزده عنوان میدارد «مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است زندگی است» این جمله هرگز به معنای تعطیلی مبارزه نیست، بالعکس به سطحی از کنشورزی در شرایط استبدادی اشاره دارد که زندگی روزمرهی ما صحنهی ابراز وجود و مبارزه میشود. ساحتی که دائمی است و غیر قابل شکست.
راهبرد کلان در این شیوه تقویت و توسعهی شبکههای اجتماعی است. جدا از کارکردهایی که برای شبکهی اجتماعی برشمرده میشود از قبیل ایفای نقش به عنوان خردهرسانهها و شکلگیری بستری برای گفتگو میان مردم که موجب آگاهیبخشی به جامعه میگردد؛ هدف اصلی این شبکههای اجتماعی شکلگیری و گسترش هویت جنبش سبزی است. او معتقد است باید با تکیه بر آرمانهای جنبش سبز، در هر جمع کوچک و بزرگی که مردم در زندگی روزمرهشان در آنها فعالیت دارند، افراد به عنوان یک جنبش سبزی حضور پیدا کند. از این طریق زندگی هر فردی به مثابهی نوعی تبلیغ و یادآوری برای جنبش سبز خواهد بود. میتوان تصور کرد که میرحسین به دنبال شکلگیری یک هویت جدید با تکیه بر آرمانهای جنبش سبز است که همانند هویتهای «ایرانی بودن و مسلمانی و اینزمانی بودن» در بین مردم شکل بگیرد. میرحسین موسوی در بیانیهی هجدهم با اشاره به دستاورد حرکت یک سالهی مردم در مسیر سبز امید، به توسعهی شبکه اجتماعی و روابط پایدار شکل گرفته ناشی از آن در میان آحاد ملت و آگاهی سیاسی اجتماعی نشأت گرفته از آن میپردازد.
نوع سوم کنشورزی از نظر میرحسین احزاب و دستهجات سیاسی هستند که ضمن تایید لزوم وجود چنین تشکلهایی، حضور خود را در آنها منوط به شکلگیری ساختارهای سالم و اصلاح روندهای معیوب فعلی میداند. او دو نوع دیگر کنشورزی را اساس و پایهی این نوع سیاستورزی میداند. از نگاه میرحسین، تفاوت اصلی فعالیت حزبی و جنبش سبز در این است که در احزاب تاکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است اما در راه سبز امید، وحدت حول حداقل نکات مشترک، اصل است.
کنشورزیای که میرحسین موسوی بدان معتقد است، صرف یک تاکتیک اتخاذ شده در برابر استبداد داخلی نیست بلکه ناشی از یک باور عمیق به «سیاست مردمی» است. کنشگری که با به رسمیت شناختن تفاوتها و تنوعهای مردم در عین وحدت حول حداقل آرمانهای مشترک و با باور به فرایندی و مرحلهای بودن مبارزات، با اتخاذ رویکردی جامعهمحور به دنبال آن است که سیاست را عرصهی اعتراض و حضور مردم تعریف نماید. کنشورزیای که بر خلاقیت مردم تکیه دارد و عرصهی خیابان و بطن زندگی مردم در آن کانون قدرتی میشود که استراتژیهای مبارزه را تعریف مینماید. او به سیاستی باورمند است که چه از طریق خیابان و چه از طریق شبکههای اجتماعی پیونددهندهی عناصر جامعه، بتوان بار دیگر عاملیت را به مردم بازگرداند تا در بزنگاههای تاریخی، آگاهی و قدرت جمهور مردم با حضور در صحنهی سیاست و اجتماع، موجبات ساختن آینده به دستان ایشان فراهم آید. میرحسین موسوی باور دارد که «این زندگیهای ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا میبخشد».
در ادامه، با توجه به موضوع مورد بررسی، تحلیل انجام شده به تفکیک بیانیهها ارائه میگردد.
بیانیه شماره یک
میرحسین در ابتدای بیانیه و در گام اول تکلیف خود را برای ادامه راه، برای همگان روشن میسازد. «هرگز تسلیم این صحنهآرایی خطرناک نخواهم شد» و بر مصمم بودن خود برای ادامه راه تاکید مینماید. در ادامه حضور مردم را به حاکمیت هشدار میدهد. در بیانیه اول هنوز صحبت از «جنبش» نیست و عبارت موج عقلانیت سبز استفاده میشود. مبارزه را امری جمعی دانسته و وقتی صحبت از ادامه پرشور راه و مبارزه میشود افعال جمعی بکار میرود. اما به نظر میرسد کلمهی «ما» که در این بیانیه بکار میرود اشاره به مردم ندارد. در هیچ جای بیانیه دعوت به حضور خیابانی نمیشود بلکه بر لزوم حضور و تلاش تاکید میگردد. سبک بیانیه مانند خطابهی یک رهبر با طرفدارانش نیست بلکه به ضرورت امری عمومی و فعالیتی مشترک تاکید میگردد. اولین ویژگی که از نوع مبارزه عنوان میگردد پیشگیری از «این که حرکات شکل کور به خود بگیرد»، است. این مسئله نشاندهندهی ذهن روشن میرحسین از اهداف مبارزه ی خود در ابتدای کار است.
بیانیه شماره دو
در این بیانیه میرحسین مردم را خطاب قرار میدهد. پیش فرض این است که تنها حامیان پیش از انتخابات او نیستند که به اعتراضات ورود کردهاند. اولین توصیهی میرحسین به مردم، مخالفت مسالمتآمیز و با رعایت اصل عدم برخورد است. پیشفرض طرحانداز توصیه او، این است که مخالفتها مدنی و قانونی هستند و همچنین مختص به تهران نبوده و در سراسر کشور جریان دارند.
در ادامه به «مهار هیجانات فعلی» اشاره میکند و برای آن راهکاری ارائه مینماید که در کنار توصیهی پیشین نشان از اهمیت یک مبارزهی عقلانی و نگرانی از رفتارهای احساسی خارج از قاعده برای میرحسین دارد.
میرحسین بر اهمیت نمادها برای وحدتبخشی آگاه است و نمادهای سبز و شعار اللهاکبر را یادآوری مینماید. پیشفرض وجودی میرحسین ریشههای مشترک معنوی و انقلابی مردم برای وحدتبخشی به مبارزه است.
در ادامه همانند بیانیهی قبلی نامطلوبی حرکات کور و مطلوب بودن واکنشهای هدفمند و مهارشده را مشخص مینماید. و به عنوان یک پیشفرض طرحانداز از خلاقیت مردم برای راه حلهای ارتباطی جدید و موثر یاد میکند.
بیانیه شماره سه
در این بیانیه اولین مرزبندی بین معترضان صورت میپذیرد و میرحسین حساب سبزها را از کسانی که با آشوب و تخریب اموال خصوصی و عمومی، فضای جامعه را به سوی هرج و مرج ببرند جدا مینماید. در این بیانیه ابتدا عنوان میشود که ما در پی اعتراض آرام هستیم و در پاراگرافهای بعدی به تداوم اعتراض با حفظ آرامش دعوت میشود. و استفاده از روشهای صلحآمیز و دوری از خشونت را به عنوان انتخاب مردم بیان میکند.
نکتهی مهمی که برای اولین بار در این بیانیه عنوان میشود طبیعت خودجوش واکنشهای مردم است که مبین ادامهدار بودن آن تا حصول نتیجه و رد توهم سازماندهی تشکیلاتی در ورای حرکت مردم میباشد. همچنین نسبت جنبش را با دولتهای بیگانه مشخص میکند و بر داخلی بودن اعتراضها تاکید میگردد.
این بیانیه پس از تظاهرات ۲۵ خرداد که اولین تظاهرات میلیونی پس از انتخابات میباشد صادر شده است که از آن با عنوان «تجمع» یاد میشود. بسیاری از ویژگیهایی که میرحسین در این بیانیه و بعدها برای نوع حرکت عنوان میکند در این تظاهرات دیده میشود و نشانگر تاثیرپذیری دوسویهی میرحسین و مردم در تعیین نوع واکنشها دارد. در این بیانیه نیز از کلماتی مثل مبارزه و جنبش استفاده نمیشود و از اعتراضات مردم در قالبهای مثل تجمع و همایش یاد میشود.
بیانیه شماره چهار
این بیانیه و بیانیه شماره ۳ در یک روز منتشر شدهاند. در این بیانیه اولین دعوت به یک حضور در یک تاریخ مشخص صورت میپذیرد. این دعوت به سوگواری برای شهدای چند روز اخیر است و شکل دعوت هم حضور با نمادهای سوگواری در مساجد و تکایا است. این شیوهی مبارزه در ایران مسبوق به سابقه بوده است و یکی از رخدادهای مهم انقلاب ۵۷ بوده است که به صورت برگزاری چهلم تا مدت طولانی ادامهدار بوده و در سطح کشور نیز گسترده شده بود.
بیانیه شماره پنج
سبک نوشتاری بیانیه به خوبی نشاندهندهی نسبت میرحسین با مردم است. او نمیخواهد در قامت یک رهبر بایستد تا مردم تنها نقش پیروان او را ایفا کنند. خود را به عنوان یک همراه مردم معرفی میکند، به رسالت تاریخی مشترک اشاره میکند و از رابطهی دوطرفهی خود با مردم صحبت میکند؛ آنجا که میگوید از مردم میآموزم و آنجا که به نمادها و شعارهایی اشاره میکند که مردم انتخاب کردند و خود را در نقش پیرو مردم معرفی میکند. شعارهای منتخبی که در نگاه خود برتر میبیند را تکرار میکند که موجب بنیادی شدن شعارها بدون تاکید بیجا میگردد.
بار دیگر تجمعات را مسالمتآمیز، مدنی و آرام توصیف میکند و به دستگاه حاکم این انذار را میدهد که در صورتی که این شکل از تجمعات تحمل نشود، مسیرهای خطرناکی در پیش خواهد بود. میرحسین در یک گزارش کوتاه نشان میدهد که چطور سایر روندهای سیاسی پیگیری ابطال انتخابات غیر از حضور در خیابان، از سوی حاکمیت به بنبست رسیده است و در ادامه به تایید و ستایش روش کنشگری که مردم در پیش گرفتهاند میپردازد.
در این بیانیه بار دیگر به ویژگیهای حرکت، از نگاه خود، اشاره میکند که خشونتپرهیزی و حرکت در چارچوب آزادیهای مصرح در قانون اساسی است. به باور خود به خلاقیت در پیگیری حقوق در چهرههای مدنی جدید اشاره میکند. ابتدای بیانیه با طرح پرسش چه باید کرد از سوی مردم اشاره میشود و میرحسین در پاسخ به خلاقیت در کنشهای مدنی مسالمتآمیز اشاره میکند. همچنین نکتهی مهمی که میرحسین در این بیانیه خطاب به جوانان عنوان میکند این است که نبایستی دروغگویان و متقلبان در نقش مدافع نظام و موج سبز امید در نقش ضد نظام قرار بگیرد. طبق ایدهی میرحسین، موج سبز امید برای تجلی دوبارهی آرمانهای انقلاب بوده و علیه ضربهزنندگان به انقلاب فعالیت میکند.













