» گفتار
تشبیه توجیهگرانهی لندن تهران
جوانان اصولگرا نمی دانند چرا باید در مقابل سفارت انگلیس شعار بدهند و در مورد سوریه اینچنین سکوت؟ مگر محکوم بودن خشونت، غرب و شرق دارد؟ با عدم محاکمه ی قاضی مرتضوی ها و رسیدگی قانع کننده به پرونده ی حمله کنندگان به کوی دانشگاه، می توان به انگلیس اعتراض کرد و از عدالت دم زد؟
چرا رسانههای اقتدارگرا به دروغ و تناقضگویی معتاد شدهاند
از پلیس بریتانیا خواستهمیشود در برابر شورشیانی که مغازهها را غارت میکنند و آتش میزنند خویشتندار باشد، همین عمل در ایران محاربه است و حکمش اعدام، بسیج آماده است جلوی سرکوب در بریتانیا را بگیرد، ولی در ایران یک بازوی سرکوب است، گزارشگر حقوق بشر برای بریتانیا لازم است و درخواست میشود حتما وضعیت نقض حقوق بشر را در آن کشور بررسی کند، همین گزارشگر برای ایران توطئهی خارجی است و اعلام میشود به او اجازه داده نخواهدشد وارد ایران شود.
حرف راست را از آیت الله محمد یزدی بشنویم
این سخنانِ شیخ محمد یزدی را باید به آبِ طلا نوشت، چون هم پرده از ناکارآمدی مجلس خبرگان فعلی بر میدارد، هم ناتوانی مجلس را توجیه میکند و هم فلسفهٔ یکدست بودن قوای سه گانه را تشریح میکند.
از «دشمن» بیاموزیم!
ما میتوانیم خوبیهای دشمن را هم ببینیم و از آنها هم بیاموزیم… تشکیل دادگاههای شبانهروزی در حوادث اخیر انگلیس، یک نقطه قوت برای نظام قضایی این کشور است که حاضر نیست متهمی را بدون حکم در زندان نگه دارد و در اسرع وقت اقدام به رسیدگی میکند… ماشین پلیس از سوی تظاهرکنندگان به آتش کشیده شده و با کوکتل مولوتف و از نزدیک مورد حمله قرار میگیرد اما از تیراندازی به تظاهر کنندگان خبری نیست.
اصلاح طلبان در «انتخابات» شرکت میکنند، نه در «انتصابات»
براي رسيدن به انتخابات آزاد حتماً آزادی زندانیان سیاسی نخستین شرط است و دوم اين كه امنیت تأمین شود و نظامیها به پادگانها برگردند. سیاستورزی مدنی جای سیاستورزی نظامی را بگیرد و هرگونه استالینيزم چه نوع روسی و چه نوع چینی و چه نوع استالینيزم فقهی را نفی کنیم و اين امکان را فراهم کنیم که همه نیروها در انتخابات شرکت کنند. مشکل زمانی حل میشود كه حقوق ملت همیشه حفظ شود نه فقط زمان انتخابات، بلکه به طور مستمر ادامه پیدا کند.
جام می و خون دل
با همه این احوال طوفان تحولات زمانه برایران وزیدن گرفته و کم کم افرادی را بفکر واداشته بود که پا به میدان تحول خواهی گذارند و درحالیکه دولتمردان “جام می” در دست داشته و به عیش و عشرت مشغول بودند با “خون دل” خورند و در صدد برآیند تا جریان بیداری را در میان مردم دامن زنند.
مجاهدین خلق؛ نماد وابستگی، خشونت و ترور در ایران
دولتمردانی که فریبِ حمایت از این سازمان را میخورند تنها دیوار بیاعتمادی میان ملتها را بالا میبرند و خاطرات تلخ سیاستهای ضدایرانی همچون کودتای ۲۸ مرداد را در اذهان مردم زنده میکنند. به پیروی از همراه بزرگ جنبش سبز، سازمان مجاهدین خلق را همچنان «منافقینی میدانیم که با خیانتها و جنایتهای خود مردهاند» و هشدار میرحسین موسوی را اینگونه تکرار میکنیم که «هیچ دولتی نباید برای کسب امتیازهای خود آنان را زنده کند و اگر چنین تلاشی کرد در خاطر ملت ایران به بدنامی نامبردار خواهد شد».
سه درس عبرتآموز از ناآرامیهای انگلستان برای مسوولان
بنابراین ناآرامی های انگلیس ، نه قیام گسترده مردمی برای “اسقاط نظام سلطنتی” و “خط بطلان کشیدن بر تمامیت تمدن غرب” که واکنشی جدی به شکاف های موجود در جامعه انگلیس بوده است و لذا جایی برای تفاسیر ایدئولوژیک و پرطمطراق و گاه مضحکی که اخیراً در برخی رسانه های داخلی شاهدش هستیم وجود ندارد.
نوشتاری از زندانی تازه آزاد شده برای عزت و هاله سحابی و هدی صابر: که سوختند و نساختند!
اينك اما نوري بايد “سحابي”، ابري و “هالهاي” ديگر تا كاسهي صبر “صابر”ين اين خاك غريب پرشود ازهرچه بهتان و مشت و سر نيزه و هوچيگري است. بايد ايستاد و پهلوانانه جنگيد با ابزاري ديگر، ابزاري از جنس رهايي شايد تا مگر شرافت انساني پاس داشتهشود. و اين هديت “صابر” بود كه شريف و حنيف جسم نحيفش را پهلوانانه برافراخت بر آستان آزادي…
ديكتاتورها گروگان اعمال خويشند
همچنان كه به زودي ساير كشورها و از جمله كشورهاي عرب آفريقا و آسيا و خليجفارس را نيز دربرميگيرد؛ زيرا ديكتاتورهاي حاكم در كشورهاي عربي دستاوردي ندارند كه خود را از امواج انقلاب مردم مصون دارند.
شهید بهشتی با تحمیل «جمهوری اسلامی» بر نسلهای آینده مخالف بود
شهید بهشتی به استدلال امام خمینی در برابر رژیم سلطنتی وفادار بود و تحمیل ارادهی خویش بر نسلهای آینده را مجاز نمیدانست. او استدلال میکرد که قانون اساسی، با رفراندوم و رأی مردم اعتبار پیدا می کند، و وقتی مردم آن را نخواهند، اعتباری برای آن باقی نمی ماند. به عقیدهی او، اساساً نظام اسلامی، بر مبنای رأی آزاد مردم تحقق می یابد و ما حق نداریم این آزادی را از آن سلب نموده و نظام خاصی را بر آن ها تحمیل کنیم.
انتصاب سعیدلو؛ اشتغالزایی یا بیاعتمادی به وزارت خارجه؟
تبدیل وزارت خارجه به بنگاه کاریابی، به کارآیی وزارت خارجه ضربه جدی زد. چرا که افرادی که این پست ها را به عهده می گرفتند اکثرا مهندس بودند، با زبان های خارجی آشنایی کافی نداشتند و با آداب و اصول دیپلماتیک نیز آشنایی لازم را نداشتند. / انتصاب آقای سعیدلو که هیچ سابقه ای در امور بین المللی ندارد بیش از هرچیز یادآور این نقطه ضعف است که ما در ابتدا به آن دچار بودیم. یعنی به کار گماردن افراد ناآشنا به مسائل بین المللی صرفا به جهت پست دادن به افراد، که از این بابت خسارات زیادی به جهت نارسایی که در سیاست خارجی داشتیم پذیرا شدیم.
با شبکههای اجتماعی نباید جنگید
اگرچه ماهیتِ آنچه در خیابانهای لندن گذشته است با کشورهایی چون مصر و تونس و سوریه و ایران تفاوت دارد، اما اکنون که نخستوزیر بریتانیا هم به نقش شبکههای اجتماعی در بروز این آشوبها اعتراف کرده است، بهتر آن بود که اصحاب قدرت در ایران به جای بهرهبرداری ناشیانه و چند روزه از آن، اندکی به خود آیند و در قدرت شبکههای اجتماعی اندکی تامل کنند تا از توهم کهنهٔ توطئه به در آیند؛ که بسیاری از این توهمات ریشه در «فقدان آشنایی با ماهیت غیر متمرکز شبکههای اجتماعی» دارند.
فرصتهای بشار بر باد رفت
دولت بشار اسد نه فقط با تظاهرات از سوی مردم خود در سوریه مواجه است بلکه بواسطه تظاهرات مردم کشورهای دیگر نیز تحت فشار قرار دارد. مثلا در قاهره دیده میشود که جوانان 6 آوریل در مقابل سفارت سوریه در قاهره تظاهرات کردند و آنقدر این تظاهرات جدی و شدید بود که سفیر سوریه در مصر به عنوان اعتراض مصر را ترک کرد و به دمشق بازگشت. دقیقا شبیه این اعتراضات، در اردن، ترکیه، تونس و حتی کویت هم دیده میشود.
حذف صورت مساله
با تصمیمگیریهای شتابزده و بینتیجه میخواهند دغدغههای ذهنی خود را حل کنند بیآنکه به اساتید، دانشجویان و پژوهشگران توجه کنند و آنان را در بحران رها میکنند و اینگونه میشود که ما با پدیده فرار مغزها مواجه میشویم و بهترین نیروهای خود را از دست میدهیم.
سیاست خارجی رهبری و منافع ملی
اصحاب قدرت اگر شهامت دارند، آزادی بیان کارشناسان منتقد را تضمین کنند تا مثنوی هفتاد من کاغذی در نقد سیاست خارجی رهبری و نقش آن در بی اعتباری ایران نوشته شود.
از کارگران بیاموزیم
در کشور استبدادزدهی ایران هم میتوان کارهایی کرد و با پایینآوردن ضریب خطر، گامهایی در جهت رسیدن به اهداف برداشت، کافیست از آن نوسان بین همپوشانیهای کمینه و بیشینهی دولت و ملت بهره برد. این، همان معنای مبارزهی مسالمتآمیز در چارچوب قانون اساسیست که آهسته و پیوسته ما را به اهدافمان، که همانا جاریشدن ارزشهایی چون حاکمیت قانون، آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی و اقتصادی و مردمسالاریست، نزدیک خواهد کرد.
روز خبرنگار و مطبوعات مستقل
گرايش به شبكههاي اطلاعرساني خارجي كه در اين دوره به شدت افزايش يافته ناشي از همين خلأ آزادي اطلاعرساني در داخل است. از ياد نبريم كه تا همين چندي پيش هرگونه نقد و ارزيابي بر عملكرد برخي آمار دستگاههاي اجرايي سياهنمايي تلقي ميشد. نمونههاي مكرري كه روزنامهها را وادار كردند كه پاسخ دستگاههاي اجرايي در صفحه نخست روزنامه درج كنند، از همين قبيل است. تنوع و تكثر رسانهها و مطبوعات نهتنها خلاف مصالح ملي نيست بلكه لازمه مقوم آن است.
اقتدارگرایان حاکم در دوراهی شکست یا سرشکستگی
اقتدارگرایان حاکم، در موقعیت تراژیکی گرفتار شدهاند. آنها اگر بخواهند سخت نگیرند و انتخابات را به حال خود رها کنند، ممکن است به ولخرجیهای انتخاباتی منحرفان دولتی ببازند. اگر بخواهند کوچکترین قدمی به سمت آزاد و رقابتی کردن انتخابات بردارند، میترسند که بلایی از نوع 22 خرداد 88 نازل شود که کل مجلس را از دست بدهند و آن وقت یا باید به سرافکندگی شکست تن دهند و یا ریسک یک تقلب سراسری دوباره را به جان نحیفشان بخرند. و اگر بخواهند کوچکترین قدمی در جهت خارج کردن انتخابات از دست آن گروه – با شعار سلامت انتخابات – بردارند، از عهده توجیه عملکرد دو سال قبل خود بر نمیآیند.
فریب یا فرار؛ حاکمان اقتدارگرا با احمد شهید چه میکنند؟
محمدجواد لاریجانی اخیرا در محفلی از آزادی تدریجی بسیاری از زندانیان سیاسی به ویژه افراد نامدار و بانفوذ به عناوین مختلف خبر داده است. حال آنکه راه خلاص حاکمیت از فشارهای بینالمللی و داخلی، اقدامات صوری و شعبدهبازی برای فریب دادن گزارشگر ویژه حقوق بشر ایران نیست و احمد شهید هم با توجه به تجربه اسلاف خود از جمله گالیندوپل، فریب این ترفندها را نخواهد خورد.
جامعهشناسی تکفیر (1)
ما قبل از هر نوع حب و بغضی نیازمند شناخت هستیم. با نفرتپراکنی و خصومتورزی و یا شیفتهگی راه به جایی نخواهیم برد. اما عجالتا یکی از راههایی که برای مطالعهی پدیدهی تکفیر برگزیدهام، شناسایی مصادیق تکفیر در جهان اسلام و بهویژه در ایران معاصر (محدودهی تاریخی 200 سال اخیر) است.
دو روز از دو سال؛ تمام سهم حاکمیت از انسانیت؟
دو روز از دو سال؛ این تمام سهم او از آزادی در آزادترین مملکت دنیاست. تمام سهمی که بخشی از حاکمیت از حقوق اولیهی انسانی برای او قائل شده؛ تمام بویی که این حاکمیت از انسانیت برده: دو روز از دو سال. یا حتی شاید کمتر؛ کمتر به اندازهی همهی آن دیگرانی که هنوز از همین دو روز ها هم سهمی نداشتهاند. آنها که هنوز چیزی از همین انسانیتهای دو روزه و گذرای حاکمان هم از بالای دیوارها به سراغشان نیامده.
روزگاری بس غریب
مردم، پرونده همه حاكمان خود را در سينه ثبت دارند و خشمشان را كه به فرموده علي عليهالسلام گوشهاي از خشم خداوند است براي روز جزا فرو ميخورند. آنها چشمهاي تيزبين و پردرايت دارند. اين حاكمان هستند كه چشمهايشان نميبيند و گوشهايشان نميشنود و زرق و برق قدرت همه چيز را از آنها ميگيرد. اولئك كالانعام. نه از سرنوشت پينوشه عبرت ميگيرند و نه از وضعيت ميلاسوويچ و نه از درماندگي صدامحسين.
آیینهی زندان
« آیینه زندان » به خوبی بازتاب دهنده غاییت رفتار این نظام ها و حاکمان با شهروندانشان است چراکه در هر کجا زندانیان با هر عنوانی که باشد بسان انسانهای بی پناهی هستند که در چنگال حکومت گرفتار آمده اند و رفتار ماموران حکومت با هر عنوان و سطحی با این انسان های بی پناه برآمده و ناشی از نگاه و سیاستی است که در متن و بطن حاکمیت مستقر جاری است و با عمل این ماموران در زندان سرریز می کند.
به فرمان من: همه اخم
درسی که بعد از انقلاب از سرنوشت حکومت سلطنتی در ذهن ها ماند و بتواره شد این بود که باید هر آن مراقب خیابان بود. شورش های خیابانی مبادا غافلگیر کند. در سال های اول درگیری های قدرت داخلی، جنگ خارجی توجیهات نسبتا قابل قبولی بودند برای تجهیز مدام پلیس و در عین حال مقابله تند با هر نوع اعتراض. اما کم کم عادت شد. چنان شد که پلیس مجهز کم بود، کمیته آمد، کم بود سپاه پاسداران هم آمد، باز کم بود بسیج هم آمد، باز کم بود لباس شخصی ها هم آمدند.
رمضان، ماه خدا و انسان
زیباترین فلسفهی ماه رمضان در دعای روزهای این ماه نهفته است که از خدا می خواهیم: «خدایا اسیران و گرفتاران را رهایی بخش. گرسنگان را سیر کن. برهنگان را بپوشان و تمام مفاسد مسلمین را اصلاح فرما». تمام فرازهای این دعا توجه دادن روزهداران به حقوق آدمیان است.
عسلویه؛ سند فریبکاری دولت در آمار اشتغال
از ليست ده هزار نفره متخصصين جوياي كار كه در اختيار نمايندگان قرار دارد، حتي يك نفر در سال گذشته در اين منطقه مشغول به كار نشده است و تعداد شاغلين در عسلويه از 90 هزار نفر به هشت هزار نفر كاهش يافته است اما مسوولان سعي در آمارسازي دارند و ادعا مي كنند كه در يك سال 1.5 ميليون شغل ايجاد كرده اند و مي خواهند 2.5 ميليون شغل جديد نيز ايجاد كنند!
فروپاشی اخلاقی جامعه
فعالیت ایجابی و تشویق مادی سیاست رسمی برای مظاهری که آن را اسلامی میدانند نیز، کارآمد نیست و در نهایت دورویی و ریا را تقویت میکند و افراد سطحی و نان به نرخ روز خور را در مناصبی مینشاندکه شایستگی کافی ندارند و تمام اینها موجب میشود که سیاست رسمی در سطح جامعه جریان بیابد و بیش از وزنی که دارد، به چشم بیاید و جریان غیررسمی در سطوح زیرین و عمیق جامعه و داخل خانهها و با قدرت جریان یابد و خود را نیز بینیاز از حکومت تلقی کند و نتیجهی این وضع جز به فروپاشی اجتماعی و اخلاقی کمکی نمیکند.
در آستان جانان
شاید این ماه فرصتی باشد برای پررنگ ساختن ارزش های جهانشمول اخلاقی که نزول قرآن و پعثت پیامبر جز برای احیای آنها نبوده. تا که دریابیم که بحران های زیانبار اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی که جامعهی ما امروزه با آن دست به گریبان است، ناشی از حاشیه نشین شدن الگوهای زندگی مبتنی بر اخلاق است. تا که دریابیم چرا دین فروشی عرصه را بر دینمداران تا این اندازه تنگ کرده است.
میرحسیــــــن! کجــــــــایی که ببینـــــی؟
وزير كشور ريشه همه اين افزايش افسار گسيخته در جرائم اجتماعي و رشد مضاعف و ناهنجاريهاي طاقتسوز را سرخوردگي اجتماعي ذكر ميكند. آيا او ميداند چه بر زبان رانده؟! دولت و همپيمانان آن فضايي به وجود آوردهاند كه اگر كسي جرم و جنايت را پيشه خود سازد كسي كاري به كارش ندارد اما اگر روزنامه نگاري يا متفكري از سر درد و دلسوزي درباره اين جرم و جنايتها حرف بزند متهم به تشويش اذهان عمومي و اختلال در نظم ميشود و بايست از دست دادن حقوق اجتماعي و زندان را به جان بخرد. اين هم يك انتخاب است و اين هم آن روي ديگر سكه است.