از «دشمن» بیاموزیم!
چکیده :ما میتوانیم خوبیهای دشمن را هم ببینیم و از آنها هم بیاموزیم... تشکیل دادگاههای شبانهروزی در حوادث اخیر انگلیس، یک نقطه قوت برای نظام قضایی این کشور است که حاضر نیست متهمی را بدون حکم در زندان نگه دارد و در اسرع وقت اقدام به رسیدگی میکند... ماشین پلیس از سوی تظاهرکنندگان به آتش کشیده شده و با کوکتل مولوتف و از نزدیک مورد حمله قرار میگیرد اما از تیراندازی به تظاهر کنندگان خبری نیست....
علی شکوهی
سالها قبل که سردبیر هفتهنامه کیهان هوایی بودم، گفتگویی انجام دادم با «انیس نقاش» که تازه از زندان فرانسه آزاد شده و به ایران آمده بود. انیس نقاش، لبنانی است و به خاطر اقدام به ترور شاپور بختیار، در فرانسه دستگیر و محاکمه و زندانی شده بود. وی سالها در این کشور زندانی بود تا سرانجام با توافق میان جمهوری اسلامی و دولت فرانسه، از زندان این کشور آزاد شد و به ایران بازگشت و ظاهرا اکنون هم در ایران ساکن است. در حین گفتگو در باره ماجرای ترور بختیار و این که در این سالها بر وی چه گذشت، به سراغ دستگاه قضایی فرانسه رفتم با این تصور که انیس نقاش در نقد این سیستم، حرفهای زیادی برای گفتن دارد. در کمال تعجب، انیس نقاش اعلام کرد که من به این سئوال شما جواب نمیدهم زیرا هر چه در این زمینه سخن بگویم به نفع فرانسویها تمام میشود و من هم نمیخواهم در تمجید از نظام قضایی فرانسه حرف بزنم. البته به صورت خصوصی و برای منتشر نشدن، برای من توضیح داد که نظام قضایی فرانسه بسیار عادلانه عمل میکند و محاکمات این کشور بسیار قابل دفاع و منطبق بر آیین دادرسی درست است و حق متهم به صورت جدی برای دفاع عادلانه از خود، رعایت میشود. زندانی هم در این کشور از حقوق زیادی برخوردار است و از جمله وی توانست در زندان، دکترای خود را بگیرد و کتابش را با مقدمه روژه گارودی، فیلسوف مسلمان فرانسوی، منتشر کند و برای مطبوعات این کشور، مقاله بنویسد و …
این مورد را گفتم تا تاکید کنم معلوم نیست اگر کشوری با ما دشمن است، همه چیزش محل اشکال باشد و هیچ چیز قابل دفاعی در سازوکار حکومت کردن آنها مشاهده نشود. همچنین خواستم بگویم برای ما ایرانیها که این روزها با انتشار اخبار حوادث انگلیس در تلویزیون خودمان مواجه هستیم، بسیاری از موارد وجود دارد که به جای این که اشکالی برای دولت انگلیس باشد، یک حسن جلوه میکند. به عنوان مثال اخباری که همین دیشب از شبکه دوم سیما (برنامه ۲۰:۳۰) پخش شد، نکاتی را شامل میشد که تامل در آن، آموزنده است.
اول این که انگلیسیها، اشکالات خود را جدی گرفتند و مشکلات درونی خود را به بیگانه نسبت ندادند. در این قضیه مردم مقایسه میکنند که در بسیاری از کشورها از جمله ایران، تمایل زیادی وجود دارد که فرافکنی صورت گیرد و همه کاسه وکوزههای مشکلات داخلی بر سر خارجی و بیگانه شکسته شود. آنها با توجه کردن به درون، ریشه واقعی مشکلات را در مییابند و برای رفع آنها، تلاش و برنامهریزی میکنند اما در کشورهای مثل ایران، دائما به دنبال مقصر در بیرون از مرزها و خارج از عملکردهای خودمان میگردیم و با این روش غلط، اساسا ریشه مشکلات را در نمییابیم و طبعا برای درمان آنها هم کاری نمیتوانیم بکنیم.
دوم این که خشونت پلیس در دستگیری متهمان به آتشسوزی و درگیری که از تلویزیون نشان داده میشود، خیلی زشت جلوه نمیکند. آنها در کنار حمله پلیس به مردم، شاهد بودند که ماشین پلیس از سوی تظاهرکنندگان به آتش کشیده شده و با کوکتل مولوتف و از نزدیک مورد حمله قرار میگیرد اما از تیراندازی به تظاهر کنندگان خبری نیست. مردم ما رخدادهایی دو سال قبل کشورمان را با این صحنهها مقایسه میکنند و به این نتیجه میرسند که برخورد پلیس انگلیس با کسانی که صدها ساختمان را به آتش کشیدند و هزاران مغازه را غارت کردند، بسیار انسانیتر از برخورد نیروی انتظامی و سپاه و بسیج با مردمی بود که در ایران تظاهرات میکردند و به نتیجه انتخابات معترض بودند.
سوم این که تلویزیون جمهوری اسلامی از تشکیل دادگاههای شبانه و پشت درهای بسته در انگلیس اخباری را منتشر کرد و با نشان دادن عکسی، اعلام کرد که این دادگاهها علنی نیست و خبرنگاران مجبورند از پشت پنجرههای محل تشکیل دادگاههای شبانه، عکس و خبر تهیه کنند. نکته مهم در تشکیل این دادگاهها به صورت شبانه روزی در انگلیس این است که مطابق قانون، هیچ متهمی نباید بیش از ۲۴ ساعت در زندان باشد مگر این که دادگاه، حکم آن را صادر کرده باشد. در واقع هر متهمی را که پلیس دستگیر میکند فقط به مدت ۲۴ ساعت میتواند مورد بازجویی قرار دهد، آن هم با حضور وکیل مدافع متهم، و بعد باید او را تحویل دادگاه بدوی بدهد. دادگاه بدوی به اتهام وارده رسیدگی میکند و در صورت صدور حکم، متهم به زندان میرود یا آزاد میشود. در غیر این صورت دادگاه بدوی، پرونده را به دادگاههای بالاتر ارجاع میدهد و مسیر طولانیتری برای رسیدگی جریان مییابد.
در واقع تشکیل دادگاههای شبانهروزی در حوادث اخیر انگلیس، یک نقطه قوت برای نظام قضایی این کشور است که حاضر نیست متهمی را بدون حکم در زندان نگه دارد و در اسرع وقت اقدام به رسیدگی میکند. این وضعیت را اگر با شرایط داخلی خودمان مقایسه کنیم باید به برتری سازوکار قضایی انگلیس بر روند رسیدگی در ایران حکم کنیم. در ایران هم مطابق قانون اساسی، متهم نباید بیش از ۲۴ ساعت در اختیار ضابطان قضایی و نیروهای امنیتی یا پلیس قرار داشته باشد و بعد از ۲۴ ساعت، پرونده باید تکمیل و به همراه متهم تحویل دادگاه شود. این روند در مورد بسیاری از متهمان حوادث بعد از انتخابات ایران، ماهها طول کشید. بازجویی (به شهادت بسیاری از نامهها و مصاحبههای زندانیان) در سلولهای انفرادی و همراه با تحقیر و بعضا شکنجه اتفاق افتاد. هیچ یک از بازجوییها در حضور وکیل مدافع متهم صورت نگرفت. برای تعیین وقت محاکمه، هیچ عجلهای از سوی دستگاه قضایی ما نشان داده نشد و ماهها این محاکمات به تاخیر افتاد. بعضا اتفاق افتاد که به دلیل گرفتاری شخصی قاضی یا حضور قاضی در مراسم سیاسی – عبادی حج، زندانی در زندان منتظر محاکمه ماند و دادگاه تشکیل نشد. وکیل مدافع در دفاع از متهم آزاد نبود و خود وکلا هم با تشکیل پروندههایی به زندان رفتند و …
چهارم این که همه این برخوردها از زمانی آغاز شد که دولت و مسئولان سیاسی کشور انگلیس به این نتیجه رسیدند که در پشت این ماجرا، جریانهای سیاسی و احزاب و گروههای قانونی قرار ندارند و اعتراضات جنبه سیاسی ندارد. در واقع از زمانی که اتفاقات رخ داده به عنوان یک سلسله اقدامات مجرمانه و جنایی معرفی شدند، برخورد پلیس هم تشدید شد و رنگ و بوی تندتری به خود گرفت. این نیز از نکات آموزنده برای ماست که جرایم سیاسی را بدتر از جرایم دیگر تلقی میکنیم و مجرمان سیاسی را در نبود قانون جرم سیاسی، به مثابه مجرم امنیتی مورد محاکمه قرار میدهیم. در انگلیس فرض بر این است که هر شهروندی از منظر سیاسی میتواند معترض به نحوه اداره کشور باشد و حرکتهایی را از جمله اعتصاب، تظاهرات و حتی درگیری با پلیس را انجام دهد و با چنین افرادی نباید به تندی برخورد شود. در کشور ما معکوس است و مجرمان سیاسی از اکثر حقوق یک شهروند عادی محرومند و نمیتوانند از حق اعتراض خود استفاده کنند. طبعا این نیز نقطه ضعف ما و برتری حکومت انگلیس است.
بنده نخواستم همه سیاستها و رفتارهای حاکمان انگلیس را قابل دفاع ارزیابی کنم و طبعا در عمده مسائل جهانی و مرتبط با جهان اسلام و انقلاب اسلامی، بر این باورم که انگلیس دنباله سیاستهای آمریکا در جهان محسوب شده و دشمن ماست اما در عین حال معتقدم که ما میتوانیم خوبیهای دشمن را هم ببینیم و از آنها هم بیاموزیم. موارد فوق برخی از نمونههایی است که از دل اخبار مرتبط با شورشهای اخیر انگلیس استخراج کردم تا بگویم ما هم میتوانیم از نظام قضایی دشمنان خود بیاموزیم و اشکالات خود را شناسایی و برای رفع آنها اقدام کنیم.
منبع: وبلاگ نویسنده














آقای شکوهی مجموعه مقاله تان عالی بود ولی با تاسف باید گفت در پاراگراف اخیر باز هم محافظه کاری کردید و هم دوباره رسوبات فکری حاکمان کشور را مبنی بر دشمن سازیهای موهوم را به نمایش گذاشتید که عموما مصرف داخلی دارد .
اما کلیت مقاله خوب ایشان مرا بیاد سخن مرحوم سید جمال اسد آبادی انداخت که فرموده بود بسیار سفر کردم و هرچه در بلاد غرب و اروپا سیر کردم در آنجاها اسلام را دیدم ولی مسلمان ندیدم و در بلاد اسلامی هرچه سفر کردم مسلمان دیدم ولی از اسلام خبری نبود !!
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
آقای شکوهی به واقعیت هایی اشاره کرده اند که صحیح ولی بی اهمیت است.مهم آن است که نه در انگلستان و نه در ایران به مطالبات اصلی مردم یعنی کار،بهداشت،تأمین اجتماعی ،آموزش و پرورش،دوری از جنگ و به طور کلی نیاز های روز مره مردم ،توجه نمیشود.هردو دولت، شیوه هایی برای سرکوب مردم دارند که در انگلستان باوجود جامعه مدنی قوی،حکومت مجبور است رعایت افکار عمومی را بکند و با شیوه های نرم،سرکوب کند که البته مؤثر نیز هست و کما کان خواست های مردم روی زمین مانده است. آقای شکوهی به جای پرداختن به اصل ماجرا و آگاه ساختن جوانان از قضایا،یک مسئله فرعی را عمده و در باره آن قلم فرسایی کرده اند.
بدین ترتیب است که اتحاد مقدس علیه اعتراضات مردم، در سراسر جهان یکسان است و برقرار. از تهران تا لندن و از لندن تا اسپانیا و از اسپانیا تا اسرائیل و از تل آویو تا قاهره و یمن.جالب است که دولت انگلیس نیز به تبعیت از فرزندان خلفش،در فکر محدود سازی توئیتر و فیس بوک است.آقای شکوهی توی دعوا نرخ تعیین کرده اند و خواست خود را که دفاع از دموکراسی غربی است به نمایش گذاشته اند.اینطور که ایشان پیش رفته اند، میتوانند شعبان بی مخ را با حسین شریعتمداری مقایسه و از برتری یکی بر دیگری بگویند.به هر حال در عالم، دو چیزی که از همه لحاظ مشابه هم باشند وجود ندارند و این مائیم که باید اختلاف اصلی و فرعی را با توجه به شرایط روز تشخیص دهیم.
لب مطلب:ایران و انگلستان در پایمال کردن حقوق مردم ،مشابه هم و متحد عمل میکنند،هیچکدام قابل تطهیر نیستند،مسئله اصلی این است و پرداختن به مسائل فرعی، یعنی خاک پاشیدن در چشم مردم.
جناب آقاي شکوهي !
نه آمريکا و نه انگليس و نه ساير کشورهاي دموکرات و متمدن هيچکدام دشمن ما نيستند .
اين رهبران ما هستند که با جهان متمدن دشمني کرده و قصد دارند تا بهر قيمت آنرا به هزار سال قبل برگردانند !
همه انسانها وقتي حرفي مي زنند فكر مي كنند حقيقت را مي گويند ولي انسان حقيقت مطلق نيست. پس اظهارات ما نسبي است. بستگي دارد از چه زاويه اي به موضوع نگريسته باشيم. آقاي شكوهي وقتي در نشريه ارزشها زير نظر آيت الله ري شهري مي انديشيدند و مي نوشتند دنيا را جور ديگري مي ديدند و امروز جور ديگري و فردا نيز.
مطلب زیر را از روزنامه اطلاعات خواندم که جالب است:
“تاريخ خبر: سه شنبه 25مرداد 1390 ـ 15رمضان 1432ـ 16آگوست 2011ـ شماره 25105
قتل عام كشاورزان در منچستر انگلستان
16 آگوست سال 1819 ـ چهار سال پس از شكست ناپلئون ـ شصت هزار تن از كشاورزان منچستر انگلستان براي شنيدن اظهارات يك كشاورز مبارز به نام «هنريهانت Henry Hunt » با خانوادههاي خود در مزرعه «سن پترز فيلد» گرد آمده بودند و با خود قرار گذاشته بودند كه پس از شنيدن حرفهاي «هانت» در همانجا يك «پيك نيك» برگزار كنند. قاضي شهر كه از اين خبر نگران شده بود به تقاضاي مالكان منطقه (فئودالها) تصميم گرفت كه سواران داوطلب را براي دستگيري «هانت» و برهم زدن اجتماع اعزام دارد. اين داوطلبان مسلح (ميليشيا) عمدتا از خرده مالكان و فرزندان اعيان و كسبه شهر تشكيل ميشدند كه در مواقع اضطراري كار پليس ضد شورش (امروز) و اموري از اين قبيل به آنان واگذار ميشد. آنان هنگامي به اجتماع كشاورزان رسيدند كه «هانت» سخن از اصلاحات ارضي و امضاي تومار براي درخواست تصويب يك قانون در اين زمينه در پارلمان و نيز لغو قانون ذرّت ميگفت.سواران داوطلب به سوي جايگاه سخنراني «هانت» هجوم بردند و با كشاورزان درگير شدند و دست به كشتار آنان زدند كه اجتماعي مسالمتآميز برپا داشته بودند. در اين عمليات 609 مرد، زن و كودك كشته و يا مجروح شدند.”
یعنی در انگلیس 200 سال پیش هم نظیر ایران ،طبقات حاکمه بی رحمانه مردم را سرکوب میکردند.نوادگان آن فئودال ها ،امروزه به بانکدار ،نفت خوار و جنگ افروز تبدیل شده اند و باز هم مردم را میچاپند.نهایت آرزوی آنها نیز سرکوب کردن مردم به همان شیوه های قبلی است کما اینکه در عراق و افغانستان با بی رحمی تمام چنین میکنند.لیکن مردم انگلیس دیگر مردم 200 سال قبل نیستند،حزب،سازمان های صنفی و ngo های خود را دارند و حکومت سر کوب گر، اگر به همان شیوه های گذشته متوسل شود،با یک اعتصاب سراسری ،اورا سر جایش مینشانند. لیکن هنوز قدرت اینکه خود مردم بطور کامل بر سر نوشت خویش حاکم شوند ندارند ولی به هر حال مردم و طبقه حاکمه به نقطه تعادلی رسیده اند که وضعشان از ما بهتر است.
نویسند محترم مقاله به جای اینکه به مردم بگوید که از مردم انگلستان یاد بگیرند وهمانطور که میرحسین سفارش کرده،شبکه اجتماعی ،حزب و سازمان صنفی خود را برای آگاهی بخشی ،ایجاد کنند،به طبقه حاکمه ایران و شریک زور مندان انگلیسی، موعظه میکند که خود را اصلاح کنند و با مردم(دشمنان خود) مهربان تر باشند.گویا در انگلیس نیز ،میل به خشونت در طبقات حاکمه نیست و آنها از روی انسانیت با مردم خود مهربانند.در واقع شیپور را از سر گشادش میزنند و به مردم نصیحت میکنند که منتظر خوب شدن حکومت گران خود،( نظیر حکومت گران انگلیس) بمانند.
چه کسی می تواند ادعا کند که تمام گذشته ی خود را مطلوب می پندارد و در آینده نیز می تواند از آن دفاع کند.
مهم این است که انسان آزاده باشد.
پايان را بد تمام كرديد جناب شكوهي! ايكاش روزي برسد كه توهم دشمن در اين خاك براي هميشه دفن شود.
تحول و تكامل انسان چيز بدي نيست. هست؟
شما هم دارید به مرور سانسور چی میشوید البته کمی میشود فهمید که نمیخواهید اقتدارگرا ن خونریز را تحریک کنید ولی بنظر میرسد حتی خود شما از سخنان موسوی و کهروبی دارید فاصله میگیرید کامنت من در مورد این مقاله را سانسور کردید
مطلب خوبي بود ؛دستتان درد نكند.
آقای شکوهی چرا فکر می کنید انگلیس دشمن ما یعنی رژیم ما یا ملت ماست؟ این انگلیس بدبخت آن انگلیسی نیست که ایران را به دوسه قسمت می کرد و در ایران حکومت می کرد. البته حالا هم بتوانند می کنند. اما پشم و پیل اینان ریخته اینها را این اندازه بززگ نکنید. پس از سقوط شاه دیدید که ساواک چیزی نبود و خودشان یا همین مردم ساواک را غول کرده بودند. انگلیس بدبخت است. هشتش گرو نهش است. از خدا می خواهد که کاری با او نداشته باشند و نان و ماستش را بخورد. ما از همین انگلیس به قول شما دشمن می توانیم بهترین بهره ها را ببریم. هنر دیپلماسی آنست که از دشمن ها دوست بسازد و نهایت استفاده را ببرد. در عالم دیپلماسی نه دشمن دشمن واقعی است نه دوست دوست واقعی. شما فکر می کنید چین و روسیه و سوریه و پاکستان مثلا دوستان ما هستند؟ یک کمی جیره اینها را ببرید همان غزه همان حسن نصرالله از صد تا دشمن بدتر می شوند. در عالم سیاست دوست و دشمنی وجود ندارد. ما باید حواسمان جمع باشد که کسی نه کلاه سرمان بگذارد نه کلاهمان را بردارد. این اندازه دشمن دشمن کردن یکی از بزرگترین اشتباهات ما ازآن بالا تا این پایین است. آمریکا دشمن ماست و مثلا چین و روسیه دوست ما؟ دوست با صنایع ما با تولیدات و کشاورزی و تجارت ما این کارها را می کند که این چینی ها پدر ما را درآورده اند. این سالی سی چهل میلیارد تجارت از آنها را قطع کنید تا به بینیند چه دوستی با ما دارد. ما با همه می توانیم با حفظ استقلال و آزادی و آقایی خودمان کار کنیم مشروط برآنکه به فکر منافع ملی باشیم نه منافع شخصی و جیب خودمان یا برسرکار آوردن این فک و فامیل و این دوست و آن دوست. ما هرگاه منافع ملی را بر منافع شخصی رحجان دادیم با همه کشورها می توانیم کار کنیم. مگر نفرمودند ما برای پیروزی در جنگ با عراق حتی از شیطان هم اسلحه می خریم؟ مگر نخریدیم؟ ما با هیچ کشوری در دنیا نه دوستیم نه دشمن اما علی الظاهر با همه آنان دوست هستیم و باید همکاری کنیم. اما مستقل و آزاد نه به هرقیمتی. بابا ول کنید این دشمن دشمن دشمن را که هم دشمن واهی را بزرگ می کنید وهم اعتماد به نسل ما را از بین می برید. ای خدا یک عقل درست و حسابی به این رهبران و سردمداران ما بده که این اندازه دشمن دشمن و توطئه توطئه و اسراییل و اسکتبار و صهیونیست و بهایی نکنند. ای خدا رحمی به حال این مملکت و ملت ما بکن. من دیگر از این ساده تر و عامیانه تر والله نمی توانم بنویسم. این نوشته های مرا هر بقال و عطاری هم کاملا آسان و راحت متوجه می شود.