سه درس عبرتآموز از ناآرامیهای انگلستان برای مسوولان
چکیده :بنابراین ناآرامی های انگلیس ، نه قیام گسترده مردمی برای "اسقاط نظام سلطنتی" و "خط بطلان کشیدن بر تمامیت تمدن غرب" که واکنشی جدی به شکاف های موجود در جامعه انگلیس بوده است و لذا جایی برای تفاسیر ایدئولوژیک و پرطمطراق و گاه مضحکی که اخیراً در برخی رسانه های داخلی شاهدش هستیم وجود ندارد....
در نا آرامی های اخیر انگلیس ، مسوولان و رسانه ها و تحلیلگران ایرانی عمدتاً دو رویکرد مخالف را اتخاذ کردند.
برخی، ذوق زده از آنچه در لندن و منچستر و بیرمنگام و لیورپول می گذرد ، شادی کنان بر طبل “پایان غرب” و ” سقوط نهایی روباه پیر” کوبیدند و آنچه در انگلیس می گذرد را “قیام مردم انگلیس علیه نظام سلطنتی” خواندند و با محکوم کردن خشونت پلیس در برخورد با معترضان ، خواستار خویشتن داری لندن ، مداخله سازمان ملل و حتی اعزام نیروهای بسیج ایران به انگلیس به عنوان نیروهای حائل بین معترضین و نیروهای پلیس(!) شدند تا مانع از خشونت شوند.
در مقابل ، گروهی آنچه در لندن و برخی دیگر از شهرهای بحران زده انگلیس می گذرد را شورش اوباش خواندند که هدفی جز ایجاد ناامنی برای غارت فروشگاه های بزرگ نداشتند. در این نگاه ، وقایع اخیر انگلیس فاقد هر گونه مطالبه اصولی خوانده و به چند گروه تبهکار که حق شان است سرکوب شوند ، محدود شد.
واقعیت اما نه آن است که ذوق زدگان وطنی می گویند و نه این است که شیفتگان بریتانیای کبیر بر زبان می رانند.
به گزارش عصر ایران، نگاهی به منشأ حوادث اخیر و نیز مشارکت کنندگان در تجمعات و درگیری های خیابانی انگلیس نشان می دهد که معترضان، فراگیری ملی ندارند، بلکه عمدتاً اقشار فقیر و فرودست جامعه هستند.
آنها مانند آنچه در کشورهای عربی رخ داد، خواهان “اسقاط نظام” نیستند ، بلکه به تبعیض اقتصادی و نژادی اعتراض شدید دارند.
سیاه پوستان انگلیسی و نیز مهاجران ، از این که پلیس با آنها به مثابه شهروند درجه 2 برخورد می کند ، ناراضی اند. آمارها نشان می دهد که احتمال توقیف و تفتیش بدنی سیاه پوستان و مهاجران در شرایط مساوی 28 برابر شهروندان “بور” انگلیسی است!
همچنین بحران اقتصادی اخیر اروپا ، بیشترین فشارها را بر طبقه فقیر جامعه وارد ساخته است. پیشتر نیز بر اثر بحران اقتصادی ، شهریه های دانشگاه ها افزایش یافت و اعتراضات دانشجویی گسترده ای در انگلیس بپا شد.
بنابراین ، ساده انگارانه است که بگوییم یک عده اوباش به قصد غارت فروشگاه ها وارد عمل شده اند و کل قضیه را در همین یک سطر خلاصه کنیم.
البته بدیهی است که وقتی نظم متعارف به هم می ریزد ، افراد و گروه های فراوانی از فرصت استفاده کنند و کیف و کفش و لپ تاب و ساعت و تی شرت بدزدند و حتی با نیت غارتگری و ماهیگیری از آب گل آلود ، وارد گود شوند کما این که در نا آرامی های اخیر انگلیس به طور گسترده شاهد این وضعیت بودیم که شاید بتوان آن را علاوه بر فرصت طلبی قانون شکنانه برای تصاحب مال مفت ، انتقام فرودستان جامعه از ثروتمندانی دانست که مدیریت فروشگاه های بزرگ و شیک با انواع برندهای گرانقیمت را بر عهده دارند.
در واقع ، آنچه در انگلیس گذشت ،نه یک جنبشی مبتنی بر مطالباتی مانند آزادی بیان که نشانه ای از یک شکاف بزرگ اجتماعی – اقتصادی است چه آن که طبقه فرودست جامعه ، برخلاف طبقه متوسط آن ،اصولاً نه در جست و جوی آزادی که به دنبال نان است.
بنابراین ناآرامی های انگلیس ، نه قیام گسترده مردمی برای “اسقاط نظام سلطنتی” و “خط بطلان کشیدن بر تمامیت تمدن غرب” که واکنشی جدی به شکاف های موجود در جامعه انگلیس بوده است و لذا جایی برای تفاسیر ایدئولوژیک و پرطمطراق و گاه مضحکی که اخیراً در برخی رسانه های داخلی شاهدش هستیم وجود ندارد.
البته برخی از این رفتارهای و واکنش ها ، از منظر “مقابله به مثل سیاسی و دیپلماتیک” قابل درک است و در حد خود اشکالی ندارد اما به نظر می رسد گاه این رویکردها به خود فریبی می رسند و گویندگان آنچه خود می گویند را باور می کنند!
به نظر می رسد مسوولان ما علاوه بر بازی سیاسی با طرف انگلیسی در این وقایع – که در جای خود پذیرفتنی است – می توانند سه درس مهم از آنچه در انگلیس رخ داد بیاموزند:
اول آن که می توان حتی بدون شلیک یک گلوله پلاستیکی یا ابزارهایی مانند گاز اشک آور بحران را با روش “مدارا برای تخلیه هیجانات” خواباند. هر چند در این ناآرامی ها که اغلب به غارت و توحش نیز انجامید ، ساختمان هایی سوختند و فروشگاه هایی غارت شدند ولی سرجمع این خسارات ، خیلی کمتر از حالتی می شد که پلیس دست به کشتار بزند، احساسات طرف مقابل را جریحه دار نماید ، نفرت را افزون تر کند و مردم را نسبت به حاکمیت بدبین نماید ؛ هر چند که قطعاً پلیس سر فرصت سراغ معترضین خواهد رفت و حساب شان را هم خواهد رسید کما این که در روزهای اخیر به خانه های خیلی از آنها هجوم برد و دستگیرشان کرد.
دومین نکته ای که قابل توجه است این که مقامات انگلیسی برغم آن که هم از سوی معترضین تحت تهاجم بودند و هم افکار عمومی آنها را در آرام ساختن اوضاع مقصر می دانست ، فرافکنی نکردند و با استفاده از ابزار رسانه ای قدرتمند خود مثلاً نگفتند که اسلامگراها مردم را تحریک کرده اند و نظایر این ، بلکه به وجود مشکل در بطن جامعه خودشان اعتراف کردند.همان طور که خانم ترزا می ، وزیر کشور انگلیس در تحلیل این وقایع ، تصریح کرد که حوادث اخیر نشان می دهد جامعه انگلیس مشکلات جدی و فراوانی دارد که باید فکری به حال آن کرد.
اما سومین نکته آموزنده ، نوع مواجهه رسانه ای دولت انگلیس با این ماجرا بود. در وقایع اخیر ، شبکه دولتی بی بی سی انگلیس ، به طور مستمر و البته هدفمند ، به پوشش وقایع پرداخت و حتی درگیری ها را پخش مستقیم کرد. بی بی سی همچنین از مخالفان و منتقدان دولت و حکومت بریتانیا ، دعوت می کرد که به استودیوی آن بروند و هر چه خواستند علیه مسوولان سخن بگویند و به مسائلی مانند اختلاس های نمایندگان پارلمان و رشوه گیری پلیس بپردازند و این عوامل را باعث سرخوردگی مردم و یکی از ریشه های وقایع اخیر بدانند و حق را به معترضین بدهند.
در واقع بی بی سی با این رویکرد خود ، در صدد جلب و حفظ اعتماد مخاطبان خود بود و این که آنها را از مراجعه به رسانه های دیگر و کانال های غیر رسمی بی نیاز کند و نهایتاً شیر اطمینانی باشد برای سرریز کردن غلیان انتقادات کسانی که در خیابان های تخلیه نشده بودند.
اگر رسانه رسمی دولت انگلیس ، این رویکرد را اتخاذ نمی کرد ، آنگاه هم خودش را به نفع رقبای رسانه ای اش بی اعتبار می کرد و هم بازار شایعات، داغ و دردسر ساز می شد و البته بی بی سی در لابلای این رویکرد هوشمندانه خبری ، طبیعتاً خط فکری خود را دنبال می کرد.
وقایع اخیر انگلیس ، به همان اندازه که وجود جدی ترین شکاف ها در بطن جامعه انگلیس را علنی ساخت و خط بطلانی بر مدینه فاضله بودنش کشید ، عمق ساده انگاری برخی از مسوولان و رسانه های ایرانی را نیز به اثبات رساند.














یعنی میگوئید تلویزیون میلیمتری ما هم از محالفان دعوت کند بیایند مستقیم اعتراضات خود را بگوش مردم و مسئولین برسانند؟عجب انتظار بی جائی شما دارید!
برخورد پلیس و رسانه و دولتمردان انگلیس چقدر شبیه برخورد حکومت ایران در سال ۸۸ بود.
دوستان گرامی با تشکر از این تحلیل یک نکته اضافی هم که متذکر میشوم را نیز در نظر داشته باشید.
این که سیاهان و اقلیتها در لندن از پلیس و حکومت میخواهند که به آنها احترام بیشتری گذاشته شود و کمتر اذیت شوند از جنبه انسانی خواست پسندیده و مقبولی هست و کاملاً مشروع است که چنین بخواهند. اما راستش انگلیس مال همان موبورهاست آنها انگلیسی هستند. دیگران از بد روزگار گذارشان افتاده آنجا! بنابراین موبورها حق خودشان میدانند که توی سر آنها بزنند. البته هم که اشتباه میکنند اما خودمانیم مگر ما در ایران خودمان با دیگران عین همین کار را نمی کنیم! مگر افغانیها و عراقیها بعد از سالها ماندن در ایران توانستهاند رسما ایرانی شوند و پاسپورت ایرانی بگیرند و به مدارج حکومتی برسند. مگر هر قتلی که اتفاق میافتد را اول گردن افعانیها نمی اندازیم. حالا اگر همین افغانیهای مقیم ایران که هیچ حقی هم بیچارهها ندارند، یک روز توی خیابان راه بیفتند و بخواهند که پلیس به آنها احترام بگذارد و تحویلشان بگیرد، همین آقایان مسئول فعلی به شدیدترین وجهی سرکوبشان نمی کنند؟؟ ما که ایرانی شیعه اثنیعشری هستیم و بدون سوء سابقه و حتی بدون شعار و به طور مسالمت جویانه در خیابان حق خودمان را در جهت بررسی تقلب انتخاباتی طلب کردیم، را سرکوب کردند و از ما ده ها کشته و صدها مجروح و زندانی و تجاوز شده و کتک خورده و تحت تعقیب گرفتند. حالا برای کشته شدن سه نفر در لندن دارند گلوی خودشان را پاره میکنند. کور خودشانند و بینای دیگران!!
اگه از … باشه با کمال وقاحت می گن اعتراضات در انگلستان از جنس انقلاب اسلامیه …….
این درس هایی که فرمودید درس دموکراتیک بودن نیست.درس سرکوب بدون چماق هست
شما که بی بی سی را نمی شناسی چرا اظهار نظر می کنی. لطفا برای آگاهی خودت پیشنهاد می کنم به این ویدئو که پخش زنده از بی بی سی هست و عکس العمل خبر نگار بی بی سی توجه کن اون وقت شاید کمی به بتوانی بی بی سی را بشناسی .
http://www.youtube.com/watch?v=biJgILxGK0o
حکومتیان ایران نشان دادند چقدر از غارتگری و آشوب و هرج ومرج خوششان می آید و مایلند به کمک اراذل و اوباش بشتابند.
اون خبر نگار آنچنان شوکه شده مثل اینکه هرگز انتظار نداشته این حرفها را بشنود. این کاملا نشان می ده که بی بی سی فقط حرفهایی را پخش می کنه که به نفع دولت مردان باشه. چند بار دستپاچگی حرفهای این آقای سیاهپوست را قطع کرده و در آخر از قیافه اش معلومه که به شدت شوکه شده.
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.با این مقاله نسبتا نوافقم میشه با شورشها بهنر بر خورد کرد فقط یک مسئله ای میمونه!شما از روی عصر ایران کپی کردید یا عصر ایران از شما!یا حق.
گفته اي: انتقام فرودستان جامعه از ثروتمندانی دانست که مدیریت فروشگاه های بزرگ و شیک با انواع برندهای گرانقیمت را بر عهده دارند/ يه بار ديگه به فيلم فروشگاه هايي كه غارت شدند نگاه كن شايد منصفانه تر بنويسي و صاحبان فروشگاههاي كوچك كه مردماني عادي بودند را نرنجاني.
از هر جا که کپی شده باشه مهم اصل مسئله است.
حضرت امام المسلمین این خدایگان روی زمین در اردیبهشت& بیداری اسلامی را در لندن پیش بینی کرده بود. بیداری اسلامی در لندن با خوردن مشروبات الکلی شروع شد. در بیداری اسلامی لندن 4 نفر کشته شدند. من متاسفم که سیمای میلی ما تعطیلی و عزای عمومی اعلام نکرد.
به نظر من باید حضرت آقا به معترضان انگلیسی می گفت که اعتراضات را در شب های قدر انجام دهند تا حضرت آقا بهتر بهره برداری کند.
در بیداری غیر اسلامی سوریه تا کنون 2200 نفر کشته شده اند ولی چون اتز نظر حضرت آقا غیر اسلامی است خون انسان ها در این کشور اندازه خون یک پشه هم ارزش ندارد.
تمامی دولت ها به سرکوب می پردازند و دموکراسی مطلق وجود ندارد.بحث بر سر دموکراسی نسبی است.دوستی که گفتند این تظاهرات شبیه 88 ایران بود دقت نکردند که در تظاهرات عظیم بعد از انتخابات 67 نفر کشته شدند.پلیس ضد شورش برای حفظ امنیت لازم است اما بحث سر نحوه ی برخورد است که در این مقاله به خوبی اشاره شد
همچنانکه انتظار میرفت و من هم در کامنتهای قبلی ام را جع به این جریان ذکر کرده بودم، تحقیقات دادگاه ویژه ترور رفیق حریری نخست وزیر پیشین لبنان که در حاشیه آن 22 نفر دیگر هم در اٍثر انفجار جان باختند، بردست داشتن ایران در این ترور دلالت دارد. و این اتهام چیزی نیست که ایران بتوان براحتی از سر وا کند.
Report: STL Probing Evidence Leading to Iran
The Special Tribunal for Lebanon probing the assassination of ex-Prime Minister Rafik Hariri is investigating Iran’s possible involvement in the Feb. 2005 bombing that killed Hariri and 22 others, the German Der Spiegel magazine reported on Monday.
The report said that there is evidence that link Iran with the murder of Hariri.
پندارم، اگر موضعگیری کیهانی در ایران پدید نمی آمد، دوستان کلمه به حوادث لندن ابدا نمی پرداختند؟ همچنانکه به کشته شدن مردم لیبی توسط بمبهای ناتو کاری ندارند، جنبش مردم مصر و تونس و یمن و بحرین را، هماهنگ با دشمنانشان، پایان یافته گرفته اند. مانند آنها، که جنبش سبز را تمام شده اعلام می کنند. خود بخدا چنلن نبود؟ پس آن موضع مستقل اصلاح طلبانه مردمی، کجاست؟ نمی شود کسی برا خودش آزادی طلبد ولی سرکوب تانکهای عربستان در بحرین را مسکوت بگذارد! مواضع باژگونه هیج کس را فریب نخواهد داد جز خودمان، هشیار باشید!
عزیزم مصطفا جان یا جوان هستی از مواضع کیهان مابانه تهییج میشوی یا خدای ناکرده بحث را منحرف میکنی ، اصلا بحث سوریه و انگلیس نیست ، بحث این است که با غوغاسالاری میخواهند قضیه احمد شهید(گزارشگر حقوق بشر) را لاپوشانی کنند
شما و مسئولان اجازه بدهید ایشان تشریف بیاورند ، شاید گزارشی تهیه کردند که با اعلان آن روح هیتلر در قبر بلرزد
بسیجی جان سلام. این مطلب از سایت عصر ایران از رسانه های نزدیک به قالیباف آورده شده و در متن آن هم اشاره شده.
درست است که رد پایی از منطق در آن دیده می شود ولی ابتدا از سیاست خویشتنداری پلیس نوشته و در ادامه اولین درس از وقایع بیداری اسلامی لندن به رهبری مرد منطق جسین شریعتنداری ، آورده که “هر چند که قطعاً پلیس سر فرصت سراغ معترضین خواهد رفت و حساب شان را هم خواهد رسید کما این که در روزهای اخیر به خانه های خیلی از آنها هجوم برد و دستگیرشان کرد.”
هنوز نشان می دهد اخلاق یک پلیس سابق در وجود آقای قالیباف موج می زند. یادش بخیر در انتخابات سال 84 وقتی از قالیباف پرسیدند نظرش در باره پرتاب گاز اشک آور به داخل ماشین خبرنگاران بازداشتی در ماه رمضان چه بوده گفته باید تحقیق شود که چرا در ماه رمضان با اینکار روزه خبرنگاران را شکسته اند. یعنی در روزهای دیگر عیبی ندارد در ماشین با شیشه های بالا اشک اور بیاندازند.
این سردار دکتر خلبان شهردار قالیباف مرا یاد گرگ قصه شنگول و منگول می اندازد.
اين دروغ محض است كه از مخالفان دعوت كردند براي صحبت كردن بلكه عده اي كه به عنوان كارشناس در برنامه دعوت مي كنند ، آنها را رسوا مي كنند .
اما بازهم بي بي سي فارسي با كتمان كردن سركوب ها مدعي شد كه تصاويري كه رسانه هاي ايران از خيابانهاي لندن نشان دادند دروغ بود بخصوص رژه ي اسب هاي پليس را بي بي سي كتمان كرد .
خاك بر سرتان كه از بي بي سي حمايت مي كنيد ، آخر احمق ها بي بي سي دلش براي ما سوخته مگر كه شما براي آن ها دلتان مي سوزد .
گر تو را عقل بود تأمل بايدت ..
Ravari From Mashhad
خدا خيرتان دهد تحليل منصفانه اي بود باشد كه مسولين ما هم ياد بگيرند…
ازادي دادني نيست.بلكه گرفتني است.حمله و تسخير مجلس اولين گام ميباشد
هزار و یک فرق بین این اغتشاشات انگلیس و اعتراض مردم ایران است. تنها تشابه، حرکت مردم در خیابان ها بود. این کسایی که به قول آقایون معترض در انگلیس بودند، حتی یک پلاکارد ساده برای بیان هدف خودشون از اعتراض رو هم نداشتند. چرا؟ چون فقط یک عده فرصت طلب بودند که از موقعیت سوء استفاده کردند.
دوست عزیز، راوی، احترام گذاشتن به دیگران جزيی از یک اعتقاد و روح سبز ( و در درجه اول یک مسلمان) است. امیدوارم در اظهار نظر بعدی، از لغات بهتری برای بیان اعتراض خود استفاده کنید.