حذف صورت مساله
چکیده :با تصمیمگیریهای شتابزده و بینتیجه میخواهند دغدغههای ذهنی خود را حل کنند بیآنکه به اساتید، دانشجویان و پژوهشگران توجه کنند و آنان را در بحران رها میکنند و اینگونه میشود که ما با پدیده فرار مغزها مواجه میشویم و بهترین نیروهای خود را از دست میدهیم....
غلامرضا ظریفیان *
مدتها است که مردم و جامعه علمی کشور انتظار دارند تا خبرهای خوبی از جامعه علمی کشور بشنوند اما متاسفانه تصمیمگیریهایی که من آن را اقتضایی مینامم سبب شده تا مردم در جریان تصمیمگیریهای غیرعلمی قرار بگیرند و این جامعه را آزار میدهد. یعنی تصمیمهای اعلام شده بدون پشتوانه علمی، شتابزده و بدون بررسی دقیق علمی است. چنین تصمیمهایی خصوصا وقتی درخصوص دانشگاه و رشتههای تحصیلی باشد بخش وسیعی از جامعه را تحت تاثیر خود قرار میدهد چرا که فقط متقاضیان ورود به دانشگاه نیستند که تحت تاثیر این تصمیمات قرار میگیرند بلکه خانوادهها و حتی بستگان درجه چند نیز که منتظر نتیجه کنکور هستند از این تصمیمگیریهای اقتضایی متاثر میشوند.
این نوع تصمیمگیریها امروزه در جامعه دانشگاهی کشور بسیار زیاد شده و تصمیمگیران بیتوجه به توان عظیم علمی کشور و اینکه اساتید و دانشجویان چه نقشی میتوانند در فرآیند تصمیمگیری داشته باشند تصمیماتی میگیرند که کل جامعه علمی کشور را تحت تاثیر خود قرار میدهد. خصوصا وقتی تصمیمی گرفته میشود مبنی بر حذف یک رشته بیشتر از همه اساتید آن حوزه تحتتاثیر قرار میگیرند. تصمیماتی میگیرند بدون فضاسازی لازم و پشتوانه علمی، به طور مثال نگران رشتههای علوم انسانی میشوند و سپس بیآنکه آمار دقیقی داشته باشند، رشتهها را حذف میکنند.
تصور بر این است که در رشتههای انسانی مشکل وجود دارد اما حذف صورت مساله که راهحل نیست. در واقع با وجود توصیههای جدی برای راهاندازی کرسیهای نظریهپردازی در همین رشتهها با حذف آنان میخواهند اشتباه بزرگتری را مرتکب شوند در حالیکه ما نمیتوانیم نظریهپردازی را حذف کنیم و از گسترش رشتههایی که با فکر و اندیشه سروکار دارند، جلوگیری کنیم.
اگر این رشتهها از مراکز رسمی حذف شوند مطمئنا از مراکز غیررسمی سر بر میآورند چرا که این رشتهها در خلاء نمیتوانند رشد کنند و جامعه جهانی نیز تولید خود را در این حوزه روز به روز بالا میبرد و مطمئنا وارد جامعه ما نیز میشود.
با تصمیمگیریهای شتابزده و بینتیجه میخواهند دغدغههای ذهنی خود را حل کنند بیآنکه به اساتید، دانشجویان و پژوهشگران توجه کنند و آنان را در بحران رها میکنند و اینگونه میشود که ما با پدیده فرار مغزها مواجه میشویم و بهترین نیروهای خود را از دست میدهیم. از سوی دیگر در جامعه علمی کشور باید نسبت به یک تصمیم اغنا وجود داشته باشد و آنان پس از تصمیمگیری هاج و واج نمانند که این چه اتفاقی بود که بر سر جامعه علمی کشور آمد.
باید در تصمیمگیریهای مربوط به دانشگاه و فضای علمی کشور تجدیدنظر صورت بگیرد. ما همین بحث را در بحث تفکیک جنسیتی نیز داشتیم و مشاهده کردیم که چه اظهاراتی بیان شد به طوریکه آقای احمدینژاد مجبور شد تا به وزارت علوم نامه بنویسد و جلوی این عمل گرفته شود. این قبیل تصمیمگیریها درنهایت محیط علمی کشور را با نابسامانی و آشفتگی مواجه میکند و در نتیجه جامعه علمی دچار رخوت، آشفتگی و آسیب میشود.
تصمیمگیریها باید تخصصی باشد و از مجموعه مطالعات و پایلوتهای عملی موجود در داخل کشور و خارج از کشور استفاده شود و اتفاقا از سوی دیگر همین شکل تصمیمگیریها و بازپسگیری تصمیمها و عقبنشینیها نشان میدهد که پشتوانه علمی و کارشناسی وجود ندارد. در اینجا جا دارد از مطبوعات نیز تقدیر کرد که با اطلاعرسانی صحیح باعث شدند تا این تصمیم اشتباه گرفته نشود. بنابر این مسوولان در عرصه آموزش باید ظرافتها و آسیبها را در نظر بگیرند که جبران، همیشه به این راحتی نیست.
* معاون دانشجویی وزارت علوم در دولت اصلاحات
منبع: روزنامه شرق














اینها که نوشتی مال این مملکت نیست؛ عقل بیگانه تدارکشان کرده است. اینجا کدخدا سخن می گوید و نه دیگری!