سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » حرف راست را از آیت الله محمد یزدی بشنویم...
» مگر همین قانون‌شکنی‌ها نبود که سکوت بیست‌ساله‌ی میرحسین را شکست؟

حرف راست را از آیت الله محمد یزدی بشنویم

چکیده :این سخنانِ شیخ محمد یزدی را باید به آبِ طلا نوشت، چون هم پرده از ناکارآمدی مجلس خبرگان فعلی بر می‌دارد، هم ناتوانی مجلس را توجیه می‌کند و هم فلسفهٔ یکدست بودن قوای سه گانه را تشریح می‌کند....


کلمه- مهستی شیرازی: سخنِ راست را در خصوص ساختار فعلی باید از شیخ محمد یزدی شنید. رئیس پیشین قوه قضائیه و عضو فعلی خبرگان رهبری و شورای نگهبان قانونِ اساسی، در دیدار با ستاد انسجام بسیج و مساجد استان قم گفته است:

«باید کسانی در مجلس، دولت و نظام حضور داشته باشند که بعد از خدا، پیغمبر، حاکمیت دین اسلام، ‌ قانون اساسی، ‌ولایت فقیه، خط امام و رهبری، «فصل‌الخطاب بودن سخنان رهبری» را قبول داشته باشند.»

این سخنانِ شیخ محمد یزدی را باید به آبِ طلا نوشت، چون هم پرده از ناکارآمدی مجلس خبرگان فعلی بر می‌دارد، هم ناتوانی مجلس را توجیه می‌کند و هم فلسفهٔ یکدست بودن قوای سه گانه را تشریح می‌کند. یعنی اگر خبرگان رهبری نمی‌توانند به وظایف ذاتی خود در نظارت بر رهبری و نهادهای تحت نظارت او عمل کنند به این خاطر است که شرط حضور و رسمیت آن‌ها «فصل الخطاب بودن» سخنان رهبری است و طبیعی است کسی که سخنان رهبری را «عین حقیقتِ خویش» می‌داند، هیچگاه جرات تردید کردن را در آن‌ها به خود نخواهد داد؛ دیگر چه جای نظارت بر اعمال و رفتار رهبری باقی می‌ماند؟! اگر روزگاری هم مانند آیت الله دستغیب از این قاعدهٔ نانوشته وخط قرمزهای خودساخته! بگذرد و به قصد اجرای «قانون اساسی» و عمل به وظایف ذاتی و اخلاقی و دینی، اندک خرده‌ای بر نهادهای تحت امر رهبری بگیرد، معلوم است که چنان مغضوب می‌افتد که نه تنها دعوت نامهٔ حضور در جلسات خبرگان را دریافت نخواهد کرد، بلکه در کلاس و مکتب و مسجدش نیز نواخته خواهد شد تا دیگر کسی جرات نکند از قواعد آسمانی ِ شیخ محمد یزدی‌ها تخطی کند. (الحق که با شنیدن این سخنان می‌شود فهمید که چرا شیخ مهدی کروبی از قایق نظام به جای کشتی نظام سخن گفته بود).

 

از خبرگان رهبری که بگذریم، راز قیام و قعود‌های فرمایشی و امضاهای فله‌ای نمایندگان نیز با همین سخنان آشکار می‌شود. در این وضع، مجلس نه تنها در راس امور نیست که گرفتار اوامر ملوکانهٔ یزدی‌ها و جنتی هاست. نماینده مجلس جز در مواردی پیش پا افتاده چون چاله چوله‌های کوچه‌های محلهٔ خویش و رساندن یکی دو توصیه نامه به وزرا که دیگر «اختیاری» نخواهد داشت. با رعایت شروط آقای یزدی، در قوهٔ قضائیه هم «علم قاضی و مر قانون»، فصل الخطاب نخواهد بود، بلکه دغدغهٔ حضور در قایق نظامِ، قاضی را اسیر وزارت اطلاعات خواهد کرد و به تدریج و لابد از سر اجبار، قوهٔ قهریه هم زحمت همهٔ قوای سه گانه را می‌کشد؛ چنانچه افتد و دانی…

البته این تنها شیخ محمد یزدی نیست که یک تنه زحمت ۳۲ سال قانون گذاری را به گرده می‌کشد و بی‌محابا ثمرهٔ یک انقلاب اسلامی و خون شهیدانش را به یغما می‌برد. مگر باهنر هم همین چند روز پیش بی‌هنری‌های خود را به نام قانون انتخابات و شرایط حضور انتخابات در مجلس جا نزد و بی‌ایمانی خود به قانون را به نام توبهٔ نصوح به میرحسین و شیخ مهدی پیشنهاد نکرد؟ مگر روزانه خطبه‌های اقتدارگرایان را در تعیین شروط برای شرکت در انتخابات نمی‌شنوید؟… گویا در مملکت قانونی وجود ندارد که هرکه هر چه دیدهٔ تنگش می‌بیند، می‌گوید و عمل می‌کند. (الحق که احمدی‌نژاد در این یک مورد موفق عمل کرد و بی‌قانونی را در کشور نهادینه کرد!)

القصه؛ آنچه شیخ محمد یزدی گفته است اگرچه عین واقعیت امور است که در کشور رخ می‌دهد و هزاران فکت می‌توان برای آن یافت اما این «شروطِ به ظاهر متوالی و مترتب» که او آن‌ها را فهرست کرده است، پله‌های سقوط از جمهوری اسلامی به استبداد دینی است، راز استقرار یک حکومت فراگیر (توتالیتر) است و صد البته غایت فراموشی یک پیمانِ ملی به نام قانون اساسی است.

و البته آقای یزدی نخستین کسی نیست که این قصه تلخ را واگویه کرده است. تاج‌زاده در مصاحبهٔ جدیدش با کلمه گفته بود «ماچون چند سال زود‌تر از حضرات فهمیدیم که این روش‌ها جواب نمی‌دهد، با زندان رفتن خود داریم تاوان آن را پس می‌دهیم» و مگر همین قانون شکنی‌ها نبود که سکوت بیست سالهٔ میر حسین را شکست؟


48 پاسخ به “حرف راست را از آیت الله محمد یزدی بشنویم”

  1. ناشناس گفت:

    نخیر من مدعی هستم باید قران و سنت رسول خدا ص -و امامان معصوم ( برای اهل تشیع) – را باید قبول کرد و این کافی است انسان با استفاده از عقل و ملاحظه نیازها ، مشکلات را حل کرد و لازم نیز روش و رفتار دو خلیفه نخست را قبول کرد

  2. زهرا گفت:

    این اقایان که خدا و پیغمبر ندارن.خدا و پیغمبرو معادو جهنم … برای ما مردم عادیه.اینها همشون اویزونن.خاک بر سرتون با این قیافهای چندش اورتون

  3. ناشناس گفت:

    کدام جمهوری ؟کدام اسلام؟بخدا ارزوی دوران زمام داری محمدرضا شاه پهلوی را داریم؟باز ان موقع قانونی بود؟دیدید اگر امثال گلسرخی ها زندانی ومحاکمه شدند لا اقل در دادگاهی علنی وبا حضور وکیل محاکمه شدند.استبداد مذهبی بسیار خطرناکتر از استبدادپهلوی است.

  4. mani گفت:

    in niz bogzarad

  5. ناشناس گفت:

    با سلام
    ببینید اوضاع مملکت جطور شده که شیخ یزدی هم چنین صحبتهائی می کند و شاید هم ایشان هم بنحوی منافعش در گوشه و کناری به خطر افتاده وگر نه آقایان دلشان برای ایران و ایرنی که نسوخته، چون ایرانی نیستند …

  6. میدان آریوبرزن(یاسوج) گفت:

    بیخیال شیخ یزدی.
    ..
    .
    .
    حرف ما رو بشنو من رای اولی هستم 19 سالمه اما امسال واجد رای دادن میشم و به خودم افتخار میکنم اگر در سال 88 نتونستم رای بدم اما راه سبزمو درست انتخاب کردم و به رای فکریم می بالم اما افتخاری که بیش از ان به ان میبالم اینست با ان که ما اکنون رای اولی هستم اما مفتخرم که اجازه نخواهم داد تا این اربابان بر مسند کارند مهر حکومتی انتصابات بر شناسنامه سبز جاری شود گویی در این برهه از زمان سفیدی شناسنامه ام افتخاریست بر عدم همرای کردن ظلم بی پایان.
    .
    .
    من با افتخار میگویم به عنوان نسل سوم این ایران عزیز که هرگز در انتصابات شرکت نخواهم کرد.
    .

    من انسانی مذهبی هستم اما عاشق حکومت سکولارم

  7. نويد گفت:

    اگاهي اولين قدم

  8. حسین گفت:

    خدایا به حق این ماه مبارک که در آن وعده استجابت دعاهای بندگانت را دادی شر همه منحرفین و مدعین دروغین و مقام پرست سخنان اندیشه و شخصیت و مکتب حضرت امام خمینی را از سر مردم شریف و با شعور ایران ریشه کن بفرما.جاچ آقای کروبی واقعا شیخ مخلص و مبارز جدی انقلاب بوده و هستند و هیجگاه بر خلاف ادعاهای کذایی و واهی این آقایون حتی به اندازه ای به کژی و انحراف نرفته اند بلکه همواره با آن مبارزه میکردند این حضرات منظور آقایان یزدی جنتی مصباح علم الهدی سید احمد خاتمی و…….. اگر راست میگویند بروند پرونده های جنجالی برخی از آقازاده های خود و اعضای خانواده شان را چمع کنند که ذره ای حیثیت و آبرو یا شان مناسب و درستی برای نظام جمهوری اسلامی نگذاشته است.

  9. مادر سبز گفت:

    حکومتی که در قانون اساسیش به یک فرد اجازه داده شود که بر یک ملت هرچه را که میخواهد اعمال کند به هر اسمی که باشد جمهوری اسلامی دموکراتیک خلق ناسیونال سوسیالیزم ووووووووو یعنی باید فاتحه ی مردم و رای انها را خواند تنها راه ما رفرانوم و حذف کلیه مظاهر دیکتاتوری از قوانین است و باید قبول کنید که مردم قبل از انقلاب و تا قبل از دیدن چهره ی حکام دینی بیشتر به دین باور داشتند و ایمانشون محکمتر بود بنابراین برای نجات دین هم که شده باید یک حکومت سکولار در ایران بر پا کنیم تا بیش از این به اسم دین ابروی دین نرود.امثال اقای یزدی هم بهتر دیگه بیشتر از این خودشون را ضایع نکنند چون از این جایگاهی که در تاریخ مردم ایران برای خود درست کرده اند!بدتر گیرشون نمیاد!خسر الدنیا و الاخرت مصداق درست حکام فعلی ایران است.

  10. ناشناس گفت:

    قاضي القضات باشتين ميگفت ” قضاوت خيلي آسان است ، حكم آن است كه شه بخواهد ” و شيخ محمد يزدي قاضي القضات اسبق ايران با فصل الخطاب دانستن نظر رهبري ميخواهد بگويد كه ” قضاوت خيلي آسان است ، حكم آن است كه رهبر بخواهد ” . شيخ يزدي ، احمد جنتي ، احمد خاتمي و مصباح يزدي را با كلام خدا چكار ؟

  11. پیرمرد سبز گفت:

    احسنت بر این تحلیل زیبا، تعریف استبداد هم دقیقا همین است که فقط افراد همسو با دیکتاتور حق حضور در حکومت را دارند….

  12. ناشناس گفت:

    و لعنة الله علی قوم الظالمین

  13. ناشناس گفت:

    خوب. حالا آن گروه از روشنفكران مذهبي كه در 30 سال گذشته از حكومت ديني دفاع كرند چه پاسخي دارند؟ آيا آنان بيشترين نقش را در انقلاب اسلامي ايفاء نكردند؟ آيان آنان بيشترين خدمت را در اين 30 سال به تحكيم اين حكومت نكردند؟ ‌آيا حالا نيز بيشترين مسؤليت را در افشاء اين حكومت و جبران خساراتي كه به دليل حسن نيت خود به مردم زدند ندارند؟

  14. ناشناس گفت:

    از تيتر اين مقاله خوشم نيامد. «حرف راست» زدن يك ارزش است. آنچه يزدي انجام داده «حرف راست» زدن نيست. اوج وقاحت است. با صراحت و بدون پرده پوشي چهره‌ي كريه استبداد ديني را عيان كرده است. گمان نمي‌كنم وقتي مي‌گوييم «فلاني حرف راست مي‌زند» منظورمان اين كاري باشد كه يزدي انجام داده است.

  15. ناشناس گفت:

    قال آمنتم له قبل ان اذن لكم انه لكبيركم الذى علمكم السحر فلسوف تعلمون راستي اين بايدها از جمله( باید کسانی در مجلس، دولت و نظام حضور داشته باشند که بعد از خدا، پیغمبر، حاکمیت دین اسلام، ‌ قانون اساسی، ‌ولایت فقیه، خط امام و رهبری، «فصل‌الخطاب بودن سخنان رهبری» را قبول داشته باشند.»)
    چه تفاوتي با خواست فرعون که در ايه بالا نقل ميشود دارد . ايا خواست استبداد را در لفافه اسلام. پيامبر .حاکميت دين اسلام . قانون اساسي .ولايت فقيه.و ديگر نامه پيچيدن فرعونيت را زايل ميکند و مگر در ايران دولت داريم مگر در ايران مجلس داريم مگر در ايران نظام داريم که اين ادعاها را شيخ فحاش ميکند

  16. siamak گفت:

    khosheman amad

  17. Siamak گفت:

    bro halesho bebar

  18. سارا گفت:

    کار خانه لاستیک یزد چه شد .

  19. Siamak گفت:

    ay gofti,faght motaasefaneh beh omre mano shoma kafaf nemideh

  20. ناشناس گفت:

    ajib shebahati beine ishan va OBEIDOLAH EBNE ZOBAIR dar filme MOKHTARNAMEH mojud ast ,khoda be hameye ma rahm konad

  21. محمد رزمنده سابق مشهد گفت:

    میگویند یکی از کسانی که با رهبری خامنه ای مخالف بوده در خبرگان ایشان بوده اند .که رفسنجانی تصمیم داشت انرا افشا کند که با پادر میانی
    بعضی ها این کار را نکرد .حالا این اقا شده جاپلوس رهبر .خلاصه ان انقلاب بزرگ با ان همه شهید و مبارزه و ارمان . به چند روحانی متحجر و چاپلوس مانند این اقا و مصباح و احمد خاتمی و متحجر دیگر در مشهد مانند اعلم الهدی امام جمعه مشهد به ارث رسید .باز مردم ایران به یک دور باطل دیگر مواجه شدند

  22. فرشاد گفت:

    اطلاع رسانی به دیگران موجب شناختن چهره واقعی حاکمان میشود وتا انزمان فقط باید اگاه سازی کرد .خواست حاکمان همان خلیفه گری است .یعنی همانگونه که خلفای عباسی حکومت می کردند.

  23. فرزاد گفت:

    توجه کنید که ایشون گفتند” رهبری” نه آیت الله خامنه ای،(ولایت فقیه ولایت فقه است نه شخص)

  24. ایرانی خارج از کشور گفت:

    خدایا این ظالمان را از روی زمین بردار. تا مردم از شر این شیطانها نجات یابند ….درود بر کروبی و میرحسین

  25. علی گفت:

    پیامبر اکرم فریاد میزد که من هم بشری مثل شما هستم (چنانچه در جنگ شکست هم خوردند) و خداوند او را به شور و مشورت با مردم در قرآن مجید توصیه میفرماید ، حالا چرا باید حرف یک انسان جایزالخطا ولو بسیار عالم و دانشمند هم باشد (که نیست) ولی در هر حال انسان است و جایزالخطا ، به صرف اینکه یک پست و مقام و توزیع ثروت در دست اوست ، فصل الخطاب و نعوذآبالله خود را همچون خداوند بی اشتباه ببیند ؟ اصلآ در طول تاریخ اسلام کسی از علما و یا آیت الله ها را سراغ دارید که خود را فصل الخطاب و به روایتی بی اشتباه و خدا دانسته باشد ؟ البته بودند شاهان و خلفا و سلاطینی که خود را بی اشتباه میدانستند و یک نفر از آنها هم عاقبت بخیر نشد ، ولی یک انسان دیندار و خدا ترس و خصوصآ که عالم دینی هم باشد قطعآ چنین بدعت و گناهی مرتکب نشده و نخواهد شد.

  26. قلم فرانسه گفت:

    آقا سنی از شما گذشته ! از این محاسن سفید و چین و چروک صورتت خجالت بکش ! ما که از این همه تملق استفراغمان گرفت . قلم فرانسه

  27. اصغر گفت:

    من عاشق حق هستم حق را فقط در آقاى موسوى مى بينم نه… مثل يزدى و……اصغر إز لندن

  28. ناشناس گفت:

    فصل الخطاب بودن سخنانان رهبری در مواقع ضروری هم عقلی است و هم شرعی ، هم حقیقت است و هم مصلحت .

  29. ناشناس گفت:

    آری,جامعه موفق باید اطاعت پذیری مطلق از رهبری خود داشته باشد,اما رهبر کیست؟رهبر ظالم و دیکتاتور یا عادل و مردمی؟چرا از قیام مردم منطقه عبرت نمیگیرند؟من به نوبه خودم همه ملت ایران را به خواندن نهج البلاغه و تفکر وتعقل در بیانات مولایمان سفارش میکنم,که چگونه حکومت وحاکمان فعلی این رژیم رو که الحق مصداق عینی فرمایشات ایشان است,تفسیر و لعن می کند.

  30. ناشناس گفت:

    سلام، یکی نوشته: هم شرعی و هم حقیقت و هم مصلحت!!!! اما این مصلحت شما ضدیت آشکار با قرآن است در کهریزک!؟

  31. ناشناس گفت:

    دیدگاههای آقای یزدی را بقول مرحوم امام درداخل کتاب نباید جستجو کرد این مواضع ودیدگاهها همه درپشت کتاب آقای اشیخ محمد یزدی یافت می شود وبس.از نظرشرعی مواضع اخیر ایشان در مورد “عصمت رهبری “را نه درکتاب خدا ونه سنت پیامبر ومعصومین علیهم السلام رد ونشانی نمیتوان یافت وباید آدرس پشت کتاب را از ایشان پرسید.همینطور همین سخنان گهربار درج شده در این یادداشت که معلوم نیست در کجای کتاب قانون اساسی وسایر قوانین ایران چنین مواضع ودیدگاه مشعشعی تصویب ،درج وچاپ شده است در این مورد هم از پشت کتاب غافل نشوید.باور نمی کنید از دانشجویان پزشکی فاطمیه قم ویا چند صد نفر کارکنان بیمارستان شهید بهشتی قم ویا چند هزار کارگر کارخانه لاستیک دنا بپرسید.!!!!!!

  32. مرشدسبز گفت:

    بعضي از انسانها در طول عمرشان ، دوران بچگي را 2 بار تجربه ميكنند ، يكبار بصورت طبيعي در دوران بچگي و يكبار هم در دوران پيري . و از قديم هم گفته اند : حرف راست را از بچه بشنو يد .( حرف راست را از محمد يزدي بشنويد ) . يعني اين آقا كه آقاي هاشمي هميشه به ايشان سلام ميكنند ! شده ……………………………….! خدا آخرت و عاقبت همه را ختم بخير نمايد . اينشاءالله

  33. ناشناس گفت:

    کلماتی مانند فصل الخطاب، عوام، خواص، فتنه ، … تنها بازی با کلمات از سوی رهبری است . این کلمات اثر خودشان در بین ملت از دست داده اند

  34. درخ گفت:

    آفرین به محمد یزدی که بیش از پیش حال و روزگار … و نظام فردی را تشریح کرد.
    با تشکر برای صداقت و یک رنگ بودنش

  35. دختر ایران زمین گفت:

    همیشه مشکل ما این بوده و هست که یک نفر حرف اول و آخر را میزند این که نشد جمهوری نشد دموکراسی!!!!!!!!!!! اگر فقط یک نظر میخواستیم محمدرضا پهلوی را داشتیم. امیدوارم هرچه زودتر مردم ایران دموکراسی را با تمام وجود حس کنند در زمان کنونی همگی در یک زندان بزرگ گیر افتادیم و دست و پا میزنیم
    به امید دیدن روزهای روشن

  36. سکوت سبز گفت:

    بهترین تشبیه بود و کلیه مسئولان رژیم رو شامل میشه.

  37. ناشناس گفت:

    خاک برسرتون با اینجنین تحلیلهایی جلبک های سبز

  38. عمران گفت:

    اقاي يزدي كه يك عمري از اين سيستم حمايت كرده اي – سيستمي كه هر روز بر تعداد فاسدان كشور با بيكاري و تورم و فقر مي افزايد و اين سيستم و روال كار و مديريت سيستم نشان ميدهد كه سيستم درستي نبوده است اگر درست بود اين همه فساد و قتل و جنايات و فحشا و طلاق و نابودي خانواده وتورم گراني بوجود نمي آمد – شما با ثروت خود جاي گرم نشسته ايد و اين حرفها را مي زنيد
    آقاي يزدي به آيات زير توجه كنيد كه چه مي گويد عربي قرآن را تلاوت نكن معني آن را بفهم تا چه مي گويد :

    آیه 34 سوره المومنین = و لئن اطعتم بشرا مثلکم انکم الخسرون
    و اگر شما بشری همچون خود را فرمان برید – بی گمان شما از زیانکاران خواهید بود .

    آيه 165 سوره انعام :و او كسي است كه شما را خيلفگان زمين قرار داد و برخي از شما را به درجات برتر از ديگري كرد تا در آنچه به شما داده
    آزمايشتان كند – بيگمان پروردگار تو تند عقوبت است و بي گمان او آمرزگار مهربان است .

    آيه 148 سوره نسا ء : لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم وکان الله سمیعا علیما
    خداوند از گفتار زشت و صداي بلند خوشش نمي آيد – مگر كسي كه به او ظلم و ستم شده باشد و براي بدست آوردن حق خود فرياد كند .

    * – آیه 20 سوره فجر : و مال را دوست دارید – دوستی بسیار آزمندانه
    * – آیات 19- 20 سوره قیامت : دوست دارید این دنیای گذران را – و آخرت را رها می کنید ؟
    * – آیه 2 و 3 سوره همزه : آنکه مال بر هم نهد و آن را بشمارد – پندارد که مال او پاینده اش دارد ؟
    * – آیه 102 سوره تکاثر : زیاده طلبی شما را مشغول داشت تا گورستانها را زیارت کردید.!!!
    آیه 24- 25سوره قیامت : وای بر تو – وای بر تو * باز وای بر تو – وای بر تو
    آیه – 20- 19 سوره قیامت : دوست دارید این دنیای گذران را * و آخرت را رها می کنید
    آیه 20 سوره فجر : و مال را دوست دارید – دوستی بسیار آزمندانه .
    آیه 2 و 3 سوره همزه : آنکه مال بر هم نهد و آن را بشمارد * پندارد که مال او پاینده اش دارد ؟

    آيه 83 سوره زخرف : فذرهم بخوضوا و يلعبوا حتي يلقوا يومهم الذي يوعدون
    پس بگذار ايشان را كه گفتگو كنند و بازي كنند تا برسد به روزي كه وعده شان داده ايم ( در روز قيامت ) : يا :
    پس رهايشان كن تا در باطل فرو روند و بازي گوشي كنند تا به آن روزشان كه وعده داده ايم برسند ( روز قيامت )

    …………………………………………………………………………………………………….
    آيه 47 سوره الانبياء : و نضع الموازين القسط ليوم القيمامة فلا تظلم نفس شيا و ان كان مثقال حبة من خردل اتينا بها و كفي بنا حاسبين
    روز قيامت ترازوي عدل بنهيم – به هيچ نفس چيزي ستم نشود اگر چه آن عمل همسنگ يك دانه خردل باشد – آنرا به ايشان بياوريم – كافي است كه ما به روز حساب ( روز قيامت ) برسيم .

    آيه 34 سوره توبه :
    اي مومنين بدانيد : كه بسياري از دانشمندان و زاهدان اموال مردم را به باطل مي خورند و مردم را از راه خدا باز ميدارند آنكسان كه سيم و زر ذخيره مي كنند .

    آيه 35 سوره توبه : روزی كه آن زر و سيم در آتش جهنم افروخته مي شود و پيشاني هايشان و پهلوهايشان و پشت هايشان با آن داغ گذاشته مي شود … به ايشان گفته مي شود : اينست آنچه براي خودتان ذخيره كرديد پس بچشيد آنچه را كه ذخيره كرده ايد .

    ………………………………………………………………………………………………………………

    * – آیه 2 سوره انعام = او کسی است که شما را از گل آفرید
    * – آیه 71 سوره صاد = من آفریدگار بشر از گل هستم
    *- آیه72 سوره صاد= وچون تمام کردم آنرا(آفرینش انسان ) از روح خود در او دمیدم
    * – آیه 14 سوره الاسرا = بخوان کتابخویش را(پرونده دنيوي كه اعمال انسان در روح آن ضبط شده ) که امروز ( روز قیامت ) روح تو بر حساب کننده تو کافیست
    * – آیه 52 سوره قمر = و هر چیزی که کردند در نامه اعمال ( در روح انسان) نوشته شده است
    * – آیه 53 سوره قمر = و هر خرد و کلانی در آنجا ( در روح انسان توسط عملکرد خود انسان ) ثبت شده است .
    * – آیه 13 سوره الاسرا = و نامه عمل هر انسان را در گردن او آویختیم ( روح انسانی در جسم ) و روز قیامت کتابی( پرونده ای) برای او به در آوریم که گشوده اش بیند.
    آیه 47 سوره الانبیاء : و به روز قیامت ترازوهای عدل بنهیم – پس به هیچ نفس چیزی ستم نشود و اگر چه آن عمل همسنگ یک دانه خردل باشد – آن را به ایشان بیاوریم – کافی است که ما به روز حساب ( روز قیامت ) برسیم .
    آیه 83 سروه زخرف : پس بگذار ایشان را که گفتگو کنند و بازی کنند تا برسد به روزی که وعده شان داده ایم . ( روی قیامت )
    ………………………………………………………………
    آیه 21 سوره طور = کل امری بما کسبت رهین = هر شخصی گروگان کاری است که ( در دنیا ) کرده است
    آیه 44 سوره یونس = بیگمان خدا چیزی به مردم ستم نمیکند ولیکن مردم به خودشان ستم می کنند
    آیه 30 سوره شوری = و هر مصیبتی که به شما میرسد به سبب آن چیزی است که با دست های خود کرده اید

    آقايان آيت الله ها و قدرت طلبان و آقاي يزدي و رفسنجاني كه يك عمر قرآن خوانده ايد شما هم بخود رحم نكرده ايد و همه مردم را خسران دنيا و آخرت ساخته ايد و مردم را با مديريت خود به فساد و قتل و جنايات كشانده ايد و مردم را با اين ثروت عظيم 850 ميليارد دلار در عرض سي و دوسال به فقر و گرسنگي كسانده ايد – همه شما طبق َآيات آمده بايد در روز قيامت جوابگو باشد و تمام اعمال شما در پرونده روح شما كه خدا به امانت گذاشته ذخيره كرده ايد و خدا از روح خود درجسم شما دميد شما آن را به لجن كشيديد و تا روز قيامت و اين جماعت گناه كار
    بخوانيد اين آيات را و راه خراب كرده را نمي شود ترميم كرد بايد گناه اين همه گناهكاران را به گردن بگيريد

  39. ناشناس گفت:

    اصولگرایان به دو دسته تقسیم شده اند :
    1-منحرفین
    2- توابین
    بفرمایید جبهه پایداری منحرفند یا تواب؟

  40. سلام گفت:

    جناب آقای یزدی

    در زیارت (جامعه کبیره) که طبق نظر بزرگان و علما از زیاراتی است که در سندیت آن همگی موتفق القول هستند و از امام هادی علیه السلام رسیده است می خوانیم: (و فصل الخطاب عندکم) این یعنی فصل الاخطاب نرد ائمه است و اگر جنابعالی، آقای خامنه ای و یا هر کس دیگری فصل الخطاب را از آن کس دیگری غیر از ائمه بداند حق بلامنازع ائمه اطهار را غصب نموده است.

    پس مراقب باشید که با آتش بازی نکنید و عذاب الیم خداوند را برای خود نخرید.

    والسلام

    اللهم عجل لولیک الفرج

  41. آشنا گفت:

    از سخنان شیخ محمد یزدی مهمترین مبحثی که استنتاج میشود این است که خود ایشان گویا پی به این امر برده اند که دیگر کسی حاضر نیست سخنان رهبری را فصل الخطاب قرار دهد. آقای یزدی به خوبی میداند که مردم با نظام فاصله زیادی گرفته اند و این حرفها در واقع نوعی دعوت است. از آنجائیکه : درس معلم ار بود زمزمه محبتی – جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را ، لذا آقای یزدی از طفلان گریز پای عاجزانه و ملتمسانه تقاضا میکند به مکتب بیایند و گرنه اگر پای منبر یزدی شلوغ بود این حرفها یادش نمی افتاد تازه یک مقدار مریض هم هستند و یک مقدار از نظر روانی مثل تمامی قدرت طلبان مشکل دارند. زیاد جدی نگیرید این حرفها از ترس است ، حرفهایی نیست که تو کتابهای تاریخ نوشته شود، حتی این آقا ارزش این را ندارد که اسمش در کتابهای بچه ها به عنوان لولو برده شود.

  42. محمد گفت:

    آفرین.شما راست میگی حرف شیخ یزدی درست بوده اما خودتون قبول دارین؟خودتون حرف رهبری رو فصل الخطاب قرار میدبن؟آگه اینطور بود که این مشکلات پیش نمیومد.
    شما تا جایی پیرو خط رهبری هستین که به نفعتون باشه وگرنه جاش برسه اونم زیر پا میذارین.

    خودتون قانون اساسی رو قبول دارین؟اگه داشتین که این همه نقض قانون نمیکردین.
    ساده ها این جمله بیشترخطاب به شماها میتونه باشه تا نظام.بله منم قبول دارم دولت و مجلس اشکالاتی دارند اماشما بیشتر دارین.

  43. سراج الدین واثق گفت:

    با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات از هر نوعی که باشد برای همگان
    متاسفانه بحث رأی و رأی دادن یکی از آن دسته مفاهیم سیاسی – اجتماعی است که در سی و دو سال اخیر کلا مفهوم آن بدلیل استفاده ناهنجار و یا سؤ استفاده حکومتی دچار انحراف جدی شده شده و حتی کار به جائی رسیده که برای آن حکم شرعی صادر شده و میشود و تا حد واجب بودن بر مقلدین و چه بسا به حد یک واجب ملی رسانده شده و متاسفانه این بدعت از زمان امام (ره) شروع شد و متاسفانه ایشان بدلیل عمر کوتاه حکومتشان که بیشتر صرف درگیری های درونی و جنگ تحمیلی شد فرصت اصلاح آن را نیافت .
    اصولا رای یک مقوله کاملا اختیاری و در نظامات نوین جهانی جزو بدیهی ترین حقوق بشر میباشد که افراد واجد شرایط بهرنحوی میتوانند از آن استفاده کنند.
    اصولا رأی گیری از جامعه یکی از راههای شناخت خواسته های روز اجتماع از یکسو و همچنین یکی از راههای اعطای حق ایجاد تغییر از سوی دیگر است و باید به آرای مردم , چه داده شود و چه بدلایل مشخصی داده نشود , بعنوان بیان خواسته یک اجتماع که متشکل از آحاد واجدالشرایط به رأی دادن هستند نگریست. بنابراین یا افراد با هدف مشخصی رأی میدهند تا ابراز نظر کنند و یا با هدف دیگری رأی نمیدهند تا باز هم بگونه ائی دیگر ابراز نظر کنند . در این بین جمعیت قلیلی هم هستند که نه رآی دادنشان و نه رأی ندادنشان معنی و مفهوم خاصی ندارد اما بهرحال در شمارش رأی کل جمعیت جامعه به حساب خواهد آمد.
    اینکه بگوئیم رآی دادن یک واجب شرعی یا یک تکلیف ملی است کاملا خطا و نوعی استفاده ابزاری حکومت از یک حق شهروندی است . درست این است که رأی داده شده صیانت شود و رأی داده نشده هم اگر قابل توجه است تحلیل گردد چون هر دو حامل پیام خواهند بود. مقید کردن, گمراه کردن و یا تهدید کردن مردم برای رأی دادن از نشانه های حکومتهای استبدادی است که از صورت قانون کمال سؤاستفاده را میبرند.

    در این وانفسای بیداد و استبداد که بر تمام ارکان ممکلت حاکم شده و در این جو اختناق و تهدید و ارعاب که امیدی به بهبود آن در زمان حاضر نیست و آخرین گفتارها و کردارهای حاکمان نشانه از ناسازگاری آنان با خواسته های مردمسالار جامعه است و بهیچوجه قصد توجه به دغدغه های گروه کثیری از اجتماع را ندارند , همیاری با مستبدین در پای صندوقهای رأی همانند خودکشی با سمی است که در جام قانون به خورد جامعه داده میشود . اصلاح طلبان از همه جریانات موجود میباسیت با شجاعت از تحریم کامل انتخابات فرمایشی بدون توجه به تهدیدات موجود تا برآورده شدن شروطی که حداقل آن همانهائی بود که جناب آقای خاتمی ابراز داشتند از شرکت در انتخابات فرمایشی که بهرنحوی میتواند مورد سؤ استفاده اقتدارگرایان قرار گیرد خودداری نمایند . مردمی هم که رسما در گروههای سیاسی وارد نیستند و عضویت فعالی ندارند بر اساس بینش خود و یا نگاه به عملکرد جناحهای فکری نزدیک به خود تصمیم خواهند گرفت . گروهک بسیار کوچکی که روزگاری از نام اطلاح طلبی بهره بردند و امروز سؤدی در دنیای خویش از اصلاح طلبی نمیبینند و فریب وعده های حکومتی را خورده اند باید بشدت تمام مورد طرد سازمانها و احزاب خویش قرار گیرند اگر بخواهند بر خلاف اطلاح طلبی حرکت کنند . هر چند این افراد هم در نوع استفاده شخصی از رأی خویش همانند دیگر آحاد جامعه مخیر هستند اما نباید این کار را با تابلوی اصلاح طلبی انجام دهند و میتوانند در صورت عدم باور به تصمیمات حزب خویش در جناح مقابل وارد شوند و یا بعنوان فردی عادی و خارج از جریاناتی که بدان منتسبند اقدام کنند .
    در پایان اباید گفت براستی وقایع اتنخابات خرداد 88 و آنچه بعد از آن واقع شد ممیز بزرگی بود که بسیاری از پرده ها بر افتد و بسیار از چهره بهتر دیده شوند , پس چرا ما پرده های سیاست بازی و کید و مکر سیاسی بین خود و مردم بیارائیم و به بازی خطرناکی که حکومت برای آچمز کردن اصلاحات شروع کرده ساده لوحانه وارد شویم . هیچ زندان , تهمت ,افترا و دروغی نمیتواند عزت آزادیخواهان را مخدوش کند اما هرگونه همراهی آگاهانه یا نا آگاهانه با ظلم نقطه پایانی خواهد بود بر اعتبار آزادیخواهی و عدالت طلبی اصلاح طلبان که ان شاالله چنین نشود و با شجاعت از این ورطه و کید شیطانی مستبدین متفرعن عبور کنیم .

  44. ناشناس گفت:

    پدر جان ، هزاران رحمت بر طالبان ، چون از روز اول راست و حسيني ؟ گفتند … آن چيزي را كه اين اراز…. آقايون تازگي ها جرائت گفتن شو پيدا كردن !!!

  45. دلفان گفت:

    آقای یردی هم اینک قذاقی سقوط کرد .پول وقدرت براستی چشم عقل را کور می کند .چزا درسی گرفته نمی شود؟به پایان سلام کنید لطفا

  46. ناشناس گفت:

    دین کجای زندگی رزومره مردم ایران قرار گرفته که حالا از حکومتی ها انتظار دین رو داریم. برادر من خواهر من ، کل ما ملت عادت کردیم به دروغ و تهمت و کاهلی به دلایل کاملا موهومی. شکر که این موضوع روشن و بدیهی برای عموم ملت هست و جای چالش و بحث ندارد.
    واقعا باید کشور بره زیر آب تا تطهیر بشه.

  47. ناشناس گفت:

    در فرهنگ امثال یزدی جمهوری اسلامی را ” حکومت شاهنشاهی ولی نه چندان فقیه ” ترجمه نمود ه اند

    وچه آخر وآخرتشان دیدنی است

  48. ناشناس گفت:

    به نظر من باید حدود اختیارات رهبری در قانون اساسی ملاک قرار گیرد . اضولا زیر پا گذاشتن قانون بدیهی ترین دلیل وضع فعلی است که متاسفانه تمام گروهای درگیر به ان دامن می زنند اما این ایراد از سوی حکومت بسیار خطرناکتر است زیرا خود می باست پاسدار ان باشد و طبیعی است که وقتی متولی حرمت امزاده را نگه ندارد چه می شود . رهبری زاییده قانون اساسی است و می بایست مادون قانون اساسی باشد و نه مافوق ان و اگر قرار است فصل الخطاب بودن حرف رهبر مطرح باشد ( که در برخی موارد می تواند کارگشا شود ) باید حدود ان به طور شفاف توسط قانون اساسی تعریف شده و از سوی مجلس خبرگان نظارت شود که تخطی از ان صورت نگیرد. اما به اعتقاد من عبور از کیش شخصیت که متاسفانه اکنون اقای خامنه ای دچار ان شده است تنها با ورود رسانه های داخل کشور به نقد منصفانه صورت می گیرد . من در عجبم وقتی کسی مانند امام علی از حق مردم در نقد خود می گوید چرا رهبران جمهوری اسلامی ( چه اقای خمینی و چه اقای خامنه ای ) این موضوع را نهادینه نکردند ؟ به هر حال مراجعه به قانون اولین و اخرین راه حل است چه از سوی حکومت و چه از سوی مخالفین .