اقتدارگرایان حاکم در دوراهی شکست یا سرشکستگی
چکیده :اقتدارگرایان حاکم، در موقعیت تراژیکی گرفتار شدهاند. آنها اگر بخواهند سخت نگیرند و انتخابات را به حال خود رها کنند، ممکن است به ولخرجیهای انتخاباتی منحرفان دولتی ببازند. اگر بخواهند کوچکترین قدمی به سمت آزاد و رقابتی کردن انتخابات بردارند، میترسند که بلایی از نوع 22 خرداد 88 نازل شود که کل مجلس را از دست بدهند و آن وقت یا باید به سرافکندگی شکست تن دهند و یا ریسک یک تقلب سراسری دوباره را به جان نحیفشان بخرند. و اگر بخواهند کوچکترین قدمی در جهت خارج کردن انتخابات از دست آن گروه - با شعار سلامت انتخابات - بردارند، از عهده توجیه عملکرد دو سال قبل خود بر نمیآیند....
کلمه – گروه سیاسی: اقتدارگرایان حاکم، در موقعیت تراژیکی گرفتار شدهاند. هرچند قدرت را تقریبا یکسره در اختیار دارند، ولی هر روز که میگذرد، نگرانیهای انتخاباتی آنها بیشتر میشود. از یک طرف میترسند دولتیها برای انتخابات برنامههایی داشته باشد که همه را غافلگیر کنند. از طرف دیگر تلاششان برای تشکیل کمیته صیانت از آرا با این سؤال معترضان مواجه شده که: مگر ما در انتخابات 88 چیزی جز این میگفتیم که اسممان شد فتنهگر و برانداز!
از سمت شورای نگهبان هم مخالفتهایی آشکار با طرح موضوع صیانت از آرا مطرح شده که گفته میشود با اطمیناندهیهایی از بابت رد صلاحیت نامزدهای جناح دولتی – انحرافی – همراه بوده. اما حتی محافظهکاران به کارآمدی ناظران این شورا هم اعتماد ندارند. آنها معتقدند این «لشکر نظارتی»، نامی که برخی اصلاح طلبان به خیل عظیم ناظران جهتدار شورای نگهبان دادند، نتوانست وظیفه خود را در انتخابات ریاست جمهوری انجام دهد و به همین خاطر شد که سازمان آرای صندوقها به هم ریخت و ستاد انتخابات دولت مجبور به دستکاری مستقیم عددها در اتاق تجمیع شد.
اما سخنگوی شورای نگهبان چندی پیش در مصاحبهای، کار جریان اقتدارگرا را سختتر کرد و بحث تشکیل کمیته صیانت از آرا را به «گروههای بیهویت» نسبت داد و گفت: «گاهی اوقات فضاهای انتخاباتی است که موجب میشود برخی از گروهها به خاطر جلب توجه مردم از این حرفها بزنند.»
بدتر از بدتر هم اینکه نه تنها شورای نگهبان با تلاش این جناح برای صیانت از آرا مخالفت کرده، بلکه مسئولان دولتی مثل وزیر کشور و استاندار تهران هم از لحن حاکمیت در جریان انتخابات دو سال قبل اقتباس کردهاند تا در برابر هرگونه ادعای احتمال خدشه در آرا و مصادره شدن صندوقهای انتخابات مجلس به نفع حامیان دولت بایستند. دولتیها از این هم فراتر رفتهاند و از انتقادهای ابتر راستگرایان دلنگران از پیروزی جریان انحرافی، حسن استفاده کردهاند تا بهانهای برای مداخله در کار صیانت از آرا بیابند. بدین سان استاندار تهران اعلام کرده که آموزش عوامل انتخاباتی خود را برای جلوگیری از تعرض به آرای عمومی – بخوانید صیانت از آرا – آغاز کرده: یک لشکر در مقابل لشکر نظارتی شورای نگهبان، که مهیای جنگی تمام عیار در اسفند امسال میشوند!
در همین چند هفته اخیر، چندین اظهارنظر حاکی از نگرانیهای مدعیان اصول در رسانهها منتشر شد؛ نه خداینکرده نگرانی از اینکه قانون اجرا نشود یا حقی از کسی ضایع شود! بلکه نگرانی از اینکه انتخابات از مشت آنها خارج شود. اینها البته غیر از «جنبش حراست از آرای مستضعفین» بود که چندی قبل رجانیوز مطرح کرد، یا کمیته صیانت از آرا که بادامچیان از تشکیل آن خبر داد و کمی بعد نصفه و نیمه تکذیب کرد، و نماینده کوهرنگ که پیشنهاد کرد برگزاری انتخابات با طرحی دوفوریتی از دست دولت خارج شود، و نیز خطبههای جنتی در نمازجمعه 23 اردیبهشت که درباره توزیع پول از سوی جریان انحرافی در انتخابات هشدار داد و همچنین سخنان سردار جعفری که از یارگیری انتخاباتی جریان انحرافی دولت از طریق رانت و پول ابراز نگرانی کرد و …
چندی قبل، جعفر قادری نماینده به اصطلاح اصولگرای شیراز، مسئولان استانداری شیراز را متهم کرد که فعالیتهای انتخاباتی میکنند و حتی به مرحله «نیروچینی» و انتخاب نامزدهای انتخاباتی خود رسیدهاند. سایت امنیتی مشرق هم از «جمع آوری اسناد دخالت مدیران دولتی در انتخابات» خبر داد و نبی حبیبی دبیرکل موتلفه هم اعلام کرد: جریانی که به عنوان جریان انحرافی مطرح است از چند ماه پیش اقداماتی را برای انتخابات در استان های مختلف کشور شروع کرده است.
اما یکی از ناامیدانهترین اظهارات متعلق به احمد علمالهدی، امامجمعه مشهد و حامی پیشین و منتقد بعدی احمدینژاد بود که پیشبینی کرد انتخابات مجلس نهم، «مصیبتبارترین انتخابات» پس از انقلاب باشد. او از حذف حامیان رهبری در ارگانهای دولتی و «سرکوب حزبالهیها و ولایتمداران متدین» در دولت، به عنوان ضربات مهلکی یاد کرد که به زعم علمالهدی، جان رهبری را میگیرد.
از همه اینها صریحتر، سخنان پرویز سروری نماینده تهران بود که در مصاحبهای گفت: “رئیس دولت، رئیس اجرائی انتخابات است و نباید در انتخابات دخالتی داشته باشد زیرا ناظران باید بی طرفی خود را در عمل نشان بدهند. حامیان دولت که خواهان حضور در انتخابات هستند نیز باید مستقل از دولت در انتخابات حضور یابند.” او در حالی اینگونه به صراحت به دخالت احمدینژاد در انتخابات اشاره و علیه آن موضعگیری میکرد که در همین مصاحبه از خط قرمز نامیدن کابینه توسط او هم انتقاد کرده بود.
کوثری نماینده دیگر جناح اکثریت مجلس از تهران هم در مصاحبهای خواستار تامین سلامت انتخابات از طریق نظارت بر تبلیغات انتخاباتی شد و به سخنان چندی قبل رهبری اشاره کرد که از نمایندگان خواسته بود برای اطمینان از پیروزی حتمی خود در انتخابات، در دام دارندگان ثروت و قدرت نیفتند.
در روزهای اخیر هم نگرانیهای انتخاباتی اقتدارگرایان ادامه داشت؛ از نگرانی از بروز اختلافات بین اصولگرایان و صفبندی متقابل دو طیف منتسب به مصباح یزدی و مهدوی کنی که کار را به بیانیه 190 امضایی نمایندگان اکثریت کشاند، بگیرید تا کمیتههایی که عددهای آنها پایین و بالا میشود و جبهههایی که یک روز در میان تشکیل و تکذیب میشوند.
و علاوه بر این موارد، نگرانیهایی از جنبس کمیتهی مغضوب صیانت از آرا نیز تشدید شد، تا جایی که رئیس کل نظامیان کشور یعنی سردار فیروزآبادی هم به صحنه آمد تا دربارهی «سوءاستفاده جریان خاص از امکانات بیتالمال در انتخابات» هشدار دهد.
در کنار اینها، باید موج حملات رسانهای به حامیان دولت و متهم کردن آنها به جنگیری و رمالی را هم افزود که البته در عرصهی سیاسی، ضمیری بد مرجع شد و دامنگیر سخنان دو سال قبل رهبری در دفاع از همین دولت شد! درست مانند اظهارات جنتی دربارهی «پول پخش کردن انتخاباتی جریان انحرافی» که تف سر بالا شد و به سمت همان جایگاه که از آن بالا رفته بود، بازگشت.
و نیز باید به بازداشتهای پیاپی نزدیکان رئیس دولت و رئیس دفترش را نیز اشاره کرد که هنوز ادامه دارد و اولین آنها، یعنی بازداشت امیریفر امام جماعت نهاد ریاستجمهوری، تنها چند روز پس از آن انجام شد که وی گفت: اصولگرایان خاصیت خود را از دست دادهاند و حامیان مشایی دوسوم کرسیهای مجلس آتی را از آن خود خواهند کرد.
این حرف خطرناک در روزهای بعد هم که این امام جماعت در سلول انفرادی بود، بارها از زبان منتقدان «جریان انحرافی اصولگرایان» تکرار شد. آنها هشدار دادند که دولتیها قصد دارند پول خرج کنند تا به روایتی دو سوم و به روایت دیگر 150 کرسی را از آن خود کنند.
این همه نگرانی از اینکه قدرت از دست برود و دستی بالای دست پیدا شود، گویا این روزها بلای جان مدعیان اصولگرایی شده و آنها را بیقرار ساخته است. اما آنها راه چارهای هم بلد نیستند جز اینکه از همان ابزارهای سرکوبی و رسانهای قدیمی برای کاهش خطر از دست دادن قدرت مدد بطلبند. به همین خاطر است که میبینیم سرداران نظامی از برنامه بسیج برای بصیرتپراکنی انتخاباتی صحبت میکنند و حامیان قضایی و امنیتی از ادامهی بازداشتهایی که هدفی جز مهار جریان حامی احمدینژاد ندارد، سخن میگویند.
تنها چیزی که این روزها هیچکدام از این مدعیان بصیرت و اصول نمیگویند، آن است مگر همین رئیس دولت، همین جریانات حامی و همین سنخ تخلفات و مداخلات نبود که سبزها را به اعتراض واداشت؟ این یعنی که دعوا جز بر سر لحاف ملا نیست، که آن وقت اگر به دست احمدینژاد بود، چون از خودشان بود، مشکلی نبود و حالا چون ساز جدایی زده، انحرافی شده و نباید چیزی از قدرت در دستش بماند.
مدعیان اصولگرایی حاضر نیستند اعتراف کنند که مهندس میرحسین موسوی، شیخ مهدی کروبی و دیگر منتقدان مقاوم دو سال اخیر نیز چیزی جز اعتراض به همین تخلفها نداشتند و سخنی جز نگرانی از دست بردن در آرای ملت نگفته بودند؛ چون برای این سؤال که پس چرا آنها را فتنهگر نامیدید و خواستید طردشان کنید، پاسخی ندارند.
و این مهمترین گره کار جناح اقتدارگرای حاکم است: آنها اگر بخواهند سخت نگیرند و انتخابات را به حال خود رها کنند، ممکن است به ولخرجیهای انتخاباتی منحرفان دولتی ببازند. اگر بخواهند کوچکترین قدمی به سمت آزاد و رقابتی کردن انتخابات بردارند، میترسند که بلایی از نوع 22 خرداد 88 نازل شود که کل مجلس را از دست بدهند و آن وقت یا باید به سرافکندگی شکست تن دهند و یا ریسک یک تقلب سراسری دوباره را به جان نحیفشان بخرند. و اگر بخواهند کوچکترین قدمی در جهت خارج کردن انتخابات از دست آن گروه – با شعار سلامت انتخابات – بردارند، از عهده توجیه عملکرد دو سال قبل خود بر نمیآیند. آنها واقعا در تناقض بدی گرفتار شدهاند!














بشار اسد با کشتن 5 نفر در سحر گاه امروز در شهرهای دیرالزور و حَوله (از توابع حمص) سحر خود را فراهم کرد خدا میداند تا به افتار برسد به چند نفر خواهد رسید.
نبايد تمام راه ها را به روي آنها بست.
…و مكروا و مکر الله والله خير الماكرين …
و مکروا و مکر اله و اله خير الماکرين بايد منتظر حکمت خداوند بود و ديد انچه را که خداوند برايشان از مکر فراهم نموده انان با ستم بر مردم و نمايندگان واقعي مردم مير حسين و کروبي عملا در مقابل خداوندصف کشيدند شکست انان حتمي است ما صبوريم و انما يوفي عبادب الصابرون
حمام خون!
آخرین خبر تا یکساعت پیش از سوریه! سایت نشریه النهار لبنان
حد اقل 57 نفر ازجمله 38 نفر در دیر الزور، خمص، ایدلیب کشته شدند
Activists: At Least 57 Killed Today in Syria, Including 38 in Deir Ezzor
Syrian forces backed by tanks killed at least 57 people on Sunday in the regions of Deir Ezzor, Homs and Idlib, activists said, as President Bashar al-Assad defended w…
1 hour ago
کاملا تحلیل درستی هست. جدا که حکایت این اصولگراها خیلی خنده داره. نه را پس براشون مونده نه راه پیش.
kojaye karid in tazeh avalesheh
ما یک مجلس موسسان ملی میخواهیم نه مجلس فرمایشی
یک کمی دیگه صبر کنیم خیلی اتفاقات جدید دیگری خواهد افتاد. خورشید همیشه زیر ابر نمی ماند و خداوند بر دلهای شکسته مرهم خواهد نهاد.
اپوزیسیون، سران جنبش سبز و البته مردم و حامیان سبز از وقایع سوریه باید درس ایستادگی بر سر آرمان و مقاومت تا پای جان را بیاموزند.
از قديم و نديم گفته اند:چاه مكن بهر كسي اول خودت بعد كسي.و يا اينكه هرچه كني به خود كني گر همه نيك و بد كني.اين حكايت حال اقايان است.
ما که اهل فتنه بودیم و خس و خاشاک و میکرب، این روز ها را پیش بینی می کردیم من در عجبم از اینکه اینها با آن درجه ی بالای بصیرت چرا به این دردسر افتاده اند.
سلام این اولین پست من در سایت کلمه است پس بذارید اول به میر حسین درود بفرستم در مقابل بزرگی میر حسین سرتعظیم فرو ارم و بااشک دیدگانم غبار از دل این عزیز تاریخ بزدایم
تحلیل خوبی بود بنظرم راه حل منطقی خروج از این اوضاع عمل به شرطهای اقای خاتمی عزیز است یعنی ازادی زندانیان سیاسی و دل جویی کردن از انها ،برگزاری انتخابات زیر نظر یه مرجع غیر دولتی و فضای باز رسانه ای برای فراهم نمودن فضای انتقاد است
سنت تاریخ به ما می آموزد که متأسفانه با اهمال و سهل انگاری های تمام افراد کشور علی الخصوص اقتدارگرایان حاکم، در آینده ای نچندان دور سلطه بر این کشور دیگر بار بدست همان مهاجرین سرزمینهای شمالی(از نگاه بنده چیزی در حدو محتوی سلسله ظاهرا منقرضه آغا محمد خانی) خواهد افتاد و بایست در آستانه چنان روزی بحال چنین ملتی خون گریست! راستی ماجرای تخلیه سی هزار جفت چشم برادران و خواهران بی گناهمان در کرمان در سه قرن گذشته را بدست چشم آوران آغا محمد خان را فراموش کرده ایم!؟ بخدا این نوشته نه اینست جزآنکه ما به آیندگان و فرزندان خودمان تعهد سپرده و مسئولیت داریم .سایت محترم کلمه خواهشمند است تاریخ را یادآوری کنید.یا حسین میرحسین.