» فخرالسادات محتشمی پور
فخرالسادات محتشمی پور: برای آنان که افعی های درونشان را خودخواسته تغذیه می کنند دعا کنیم
رمضان به نیمه رسید و از نیمه گذشت و به شب های قدر نزدیک می شویم و من دلم می خواهد برای همه فرزندان آدم در سراسر عالم دعای خیر داشته باشم تو از همان گوشه تنهایی ات برای من دعا کن که به چنان وسعت روح و شرح صدری برسم که حتی برای آنان که افعی های درونشان را خودخواسته تمیار و تغذیه می کنند دعای خیر داشته باشم. آن ها که خودِ خدا دلش می خواهد انسان باشند و خانه دلشان را به ابلیس اجاره ندهند تا در آن جولانگهی ابدی یابد. من برای تو دعای سلامتی و موفقیت می کنم و تو هم برای من دعا کن که روحم با این پلشتی هایی که در اطراف ما هر روز فزونی می گیرد، خدای نکرده زنگار نگیرد. پاک بماند و صاف بماند و بارانی بماند و رنگین کمان ارمغان همه روزهای ابری و بارانی اش باشد.
نامه فخرالسادات محتشمی پور به رییس قوه قضاییه: نقض حقوق بشر در اين كشور موجب ترفیع مقام می شود
در یک برنامه زنده تلویزیونی هرگونه نقض حقوق بشر در کشورمان را رد کردید و این مسئله را مبتلا به کشورهای غربی دانستید. و من چقدر دوست داشتم که این تکذیبیه براساس واقعیت های موجود اعلام می شد. اما جای تأسف و البته شرمساری است که نقض حقوق انسان در کشوری که دین رسمی اش اسلام مدافع حقوق برابر برای انسان هاست و ملاک برتری در آن فقط و فقط تقوی است، قبح خود را از دست داده و گاه موجب ترفیع و رفعت مقام ناقضان این حقوق می گردد.
نامه فخرالسادات محتشمی پور به رییس سازمان زندانها: شما مجری اوامرید و تصمیم گیرنده دیگرانند
این مختصر از باب تذکر به شما بود و امر به معروف و نهی از منکر و امیدوارم حال که در کاستن از آلودگی های نفسانی آمرین و کاهش آلام روحی ما که سخت آزرده بی عدالتی هستیم از شما کاری برنمی آید در کاستن از آلودگی های محیطی که از شما به شرط اصلاح سیستم مدیریتی زندان اوین برمی آید، کوشا باشید.
فخرالسادات محتشمی پور: در آستانه انتخابات شرایط امنیتی تشدید شده است
فخرالسادات محتشمی پور، فعال سیاسی و همسر سید مصطفی تاج زاده، زندانی سیاسی می گوید، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری از هم اکنون شرایط امنیتی تشدید شده و سخت گیری ها بر زندانیان سیاسی نیز افزایش یافته است.
همسر سیدمصطفی تاج زاده: آیا بی عدالتی های صورت گرفته با تاجزاده با دستور و رضایت رهبری است؟
همسر مصطفی تاجزاده با اشاره به اینکه ناروایی های اعمال شده در مورد همسردربندش توسط بازجویان و عوامل اجرایی و حقوقی سپاه به فرمان یا اجازه رهبری نسبت داده میشود از رهبری خواسته است تا صراحتا به این پرسش پاسخ دهد که آیا همه بی عدالتی ها و ناجوانمردی هایی که نسبت به این زندانی سیاسی صورت گرفته با دستور و یا رضایت وی بوده است یا خیر؟
نامه فخرالسادات محتشمی پور به دختر رهبری؛ بدون لکنت زبان در برابر ستمگران
من یک مادرم و نیک می دانم در چنین روزی وقتی که نه تنها دیدار بلکه شنیدن صدای فرزندان از مادر دریغ شود چه حالی خواهد داشت؟ اگر نمی دانی بپرس از آمرینی که رهبران خدوم جنبش سبزی را که متعلق به کثیری از مردم ایران است، به حصر غیرقانونی کشیده اند که چرا باید بانو رهنورد در حصر باشد، چرا از دیدار فرزندانش در این روز و روزهای دیگر محروم است و از این فاجعه بارتر، چرا با یک تلفن ناتمام زهر کینه و خشم مأموران اطلاعاتی به جان او و فرزندانش می نشیند؟!
برای بانوی اردیبهشت
نرگس جان! ما می خواهیم کلید نجات ایران را که از فراسوی مطالبات انباشته شهروندان برگرفته ایم به دستان مردی که جای پدر دربند و محصورتان را برایتان گرفته، بدهیم اما راه را برایمان دراز و پرپیچ و خم و ناهموار می کنند. آن ها خوب می دانند که چه می کنند اما ما هم می دانیم که چه می خواهیم و آن چه می خواهیم را فریاد می کنیم تا دجالان روزگار فردا روز نگویند گوش فلک هم کر بود از تبلیغات پرهیاهوی چه رسد به گوش ما که دچار کهولت و ناشنوایی حاصل از آن شده ایم!
نامه فخرالسادات محتشمی پور به همسر رهبری
در هنگام تحویل حال به احسن حال! و یاد سخن مادر شهیدی افتادم که این روزها و همه روزهای این سال های نحس ستم انگشت تحیر به دندان می گزد از آن چه می خواستیم و از آن چه شد و گاهی یاد شما می کند و هزار سؤال دارد که می گوید اگر می شد از حلقه های چندگانه امنیتی بیت شریف بگذرم بی فوت وقت می پرسیدم تا سایه شوم تردید از دلم برداشته شود! یکی از آن سؤال ها این است خواهرجان: چگونه آن چه بر خود نمی پسندید بر دیگران می پسندید آن هم در مسند رهبری جامعه ای که مردمانی نجیب و شریف در آن به سخت ترین وجه ممکن عمر و روزگار می گذرانند؟!
بهار همیشه بهار است
ژیلا نمی آید… این خبر خوش نیست اما یک نشانه است. نشانه این که هنوز در دل هایی مرض وجود دارد و دیگر برای شفایشان حتی از دست بهار معجزه گر هم کاری برنمی آید. به ترانه می گویم: برای بهمن دوری از ژیلا سخت است و برای ژیلا سخت تر. بهمن در خانه اش قرار نمی گیرد. پناه برده به خانه مادرزن جانش. می گویم: حالا باز هم بگویید مردان قوی ترند. ما این خانه های خالی را بی شما سخت سخت تحمل کردیم. روزها و شب ها و ماه ها و سال های متوالی اما شماها نمی توانید. می گوید: نمی توانیم. به خدا قسم نمی توانیم!
خواهر ستار بهشتی: هر چند امنیت نداریم، اما پرونده را دنبال می کنیم
مادر ستار بهشتی گفته است ماموران تهدید کرده بودند که آخرین شب جمعه سال آنها بر سر مزار ستار نروند. اما او می گوید که قرار نیست کسی برای ما تعیین تکلیف کند. به نوشته همسر سیدمصطفی تاجزاده که در آخرین جمعه سال به دیدار خانواده ستار بهشتی رفته است، سحر به برادرش و به راه و مرام عدالت خواهانه اش افتخار می کند و می گوید: من هیچ ترسی ندارم از پی گیری پرونده ستار هرچند هیچ احساس امنیتی ندارم از بس تهدیدمان کرده اند.
نامه فخرالسادات محتشمی پور به علی شکوری راد: ما همه با هم هستیم
امروز با همه تلخی و دردناکی اش که روز خاکسپاری جوان رعنایی و عزیزنازنینی از فامیل ما بود و روز رنج بی خبری من از همسرجان بود و روز انتظار بود و روز مشاهده دردهای شهروندانی در همین کنارمان بود، برای من روزی خوب بود. روزی که صدای «ما همه با هم هستیم» را بی آن که از گلویی به در آید با عمق جان شنیدم و با عمق جان درک کردیم و در تمام جانم نشرش دادم. سپاس که این فرصت را برایم فراهم کردید!
به بهانه سالگرد ازدواجمان
این نامه ششم از مجموعه نامه های بهمنی را تقدیم تو می کنم با این امید که بهمن برایمان نوید بخش سلامت و سرور باشد. سروری که با رهایی جوانانی از مظلومین در بند آغاز شد و با تبعید غیرقانونی عزیزانی دیگر به تلخی گرایید و ما مبهوت از این نوش و نیش های هم زمان در آستانه میلاد پیامبر رحمت حضرت محمد (ص) هنوز امید آن داریم که با عقلانیتی دوباره دل ها و جان ها و خلق ها محمدی شود و کارها به سامان آید و در پی آن وحدتی که از آن سخن می رانند و هفته ای را به نامش کرده اند حاصل آید انشاء الله.
سرو را باید کاشت نه تدفین کرد
امروز رمز ماندگاری تو را به اصطلاح امنیت بانان قداره بند حکومتی با زبان بی زبانی برای ما بازتفسیر کردند. تو زنده تر شدی. پررنگ تر، جاودانه تر وما جانی دوباره گرفتیم از این همه سبزی که بستر اقامت چند دقیقه ای مان شد در بارگاه تو. ما تازه تر شدیم با شناخت بیشتر از عظمتی که این قسم هراساننده است صابر عزیز!
لشکرکشی بر سر مزار شهدا را بیشتر شنیده بودیم و امروز نظاره اش کردیم تا تک تک ما سوگواران در سالگرد رفتن انتخابگرانه ات، شاهدی باشیم بر همه مظالمی که بر خانواده شهدای سبزمان می رود. خدا را سپاس که ما را در جرگه شاهدان قرار داد و خدا را سپاس که ما را قدردان خانواده معظم و مکرم تو قرار داد و خدا را سپاس که عمر ما را تا دیدن این لحظه های ناب عاشقی به درازا کشید.
سیدمصطفی تاج زاده: نمی توانم در برابر بی عدالتی و استبداد ساکت بنشینم
سید مصطفی تاح زاده، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در نامه ای به همسرش می نویسد: وقتی من رضایت پدر و مادرم، حمایت فرزندانم و از خودگذشتگی شریک زندگی ام را می بینم، ناسپاسی می دانم که اندک جدایی و تنهایی را تاب نیاورم و نشاط و امید از کف بنهم و در برابر بی عدالتی و استبداد که بزرگترین منکر زمانه است، ساکت بنشینم.
از این شکنجه گاه به آن شکنجه گاه فرج است!
همسرجان روز اول فروردین ساک در دست می رود سوار ماشین یشمی دو الف می شود که ببرندش داخل. درب زندان که بسته می شود، فاطمه می زند زیر گریه. می گوید: چرا انفرادی چرا؟ اشک های من هم سرازیر شده. من دلم انفرادی می خواهد. جایی که جز خدا هیچ کس نباشد. و من آینه دق کسی نباشم! انفرادی: همان شکنجه گاهی که رهبری گفته هر روزش معادل ده روز است. از این شکنجه گاه به آن شکنجه گاه فرج است!
بهار زیباست در اوین!
من بی وفایی را با چون تویی جایز نمی دانم. ما باید با هم باشیم کنار هم هیچ دست متجاوزی نمی تواند و حق ندارد ما را از هم جدا کند. سال قبل تو آمدی پیش ما عارفه بود تو بودی همه با هم بودیم و خوشبختی بود. حالا عارفه نیامده تو نیامدی مگر می شد در این فضای سنگین بی تویی حتی در بهار نفسی تازه کرد. نفس من فقط در کنار تو بالا می آید. حالا من این جایم. مرا می شنوی یار دربند روزه دارم؟ من اینجایم مرا ببین که همه وجودم در عطش دیدار تو می سوزد و این حقیر بدخواهان تو باز هم مانع وصلند و مانع دیدار. بریده باد دستی که میان من و تو فاصله اندازد.
دلنوشته ای در روز میلاد نبی
کاش می توانستم حتی با یک پیامک این عید خجسته را به تو تبریک بگویم که فرزند شایسته ای برای رسول رحمة للعالمین هستی و برای زهرای پاک و برای امام عدل و آزادی و برای پدر و مادر خودت که لذت برومندی تو را در تمام دوران خدمت صادقانه ات و همین روزهای حبس ویژه و خاصت می برند با هر پیام شیرینی که از جانب مردم قدرشناس و آگاه این دیار می گیرند که مرد است فرزندتان و شجاعتش به جدش رفته و صلابتش و صداقتش و نجابتش و متانتش و خلوصش و سادگی اش و خدمتگزاری اش به مردمش و …
برای احمد میری
یادم هست آن شب پاییزی را کنار ساحل. یادم هست که گفتید: ما شرمساریم که بیرونیم و آزادگانمان دربند. آن شب من لبخند زدم و گفتم: شما چرا شرمنده باشید شما که چون شیر ژیان پاسداری مرزهای ایران عزیز را کردید آن گاه که ما صحنه های جنگ را فقط از تصاویر نمایش داده شده درتلویزیون خانه هایمان می دیدیم. شما رفتید و دفاع کردید و جزئی از پیکر عزیزتان را در جبهه های نبرد جا گذاشتید و برگشتید.نوبتی هم که باشد نوبت ماست برای پاسداری از آرمان هایمان آرمان های شهیدان.
بهمن وصل و اینک هجران یار/ فخرالسادات محتشمی پور
یک بهمن دیگر فرارسید و تو هنوز دربند ستمی. اما مگر بهمن، ماه رهایی نبود برای ما فرزندان انقلاب؟!
بهمن که می رسد، دل بی قرار، و مرا تمنای دیگر است! با بوی سوسن و یاسمن انگار حال دیگر است!
این بهمن عجیب هم به سرایم صلا دهد، یارا چه سان به سلامش دهم سلام، چو دل در آتش است؟!
سالی گذشت و فسانه گشت همه رنج و داغ ها، بهمن چو می رسد انگار سال دیگر است!
دلنوشته فخرالسادات محتشمی پور به احمد بورقانی
احمدآقا راستش بازداشت جگرگوشه و نوردیده شما آقا سهام اگر حمل بر بدجنسی نباشد، کمی تا قسمتی موجب شادمانی ما شد از این جهت که یادمان بیفتد که وقتش رسیده که دست به دامان اموات مؤمن مان بشویم برای نجات این عزتکده ای که ذلیلش می خواهند. شما البته خوب حواستان به ما هست و به عزیزان دربندمان این را از همسرجان شنیدم که سر می زنید به اوین خوشبخت و به رفقای دیرین. کاشکی به این بچه های گمنام هم سری بزنید برادرجان می گویند رنج شان مضاعف است و دردشان عمیق تر و خانواده هایشان در عسر و حرج بیشتر.
نامه ای به عروس رهبری
پرسش از شکنجه سپید و عواقب و تبعات آن. پرسش از خون های به ناحق ریخته شده. پرسش از امنیت به تاراج رفته و آرمان های به غفلت سپرده شده و آرزوهای به محال گراییده. پرسش از خانواده های فروپاشیده و ارزش های پایکوب شده و انسانیت های له شده و کرامت های لگدمال شده و عزت کتمان شده و ذلت فراگیر شده.
فخرالسادات محتشمی پور هم محکوم شد؛ مجتبی خامنه ای پیگیر پرونده است
فخرالسادات محتشمی پور، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی و مسئول شاخه زنان ، به چهار سال زندان تعلیقی محکوم شد. به گزارش نوروز، برخی از اتهاماتی که در حکم صادر شده برای همسر سید مصطفی تاجزاده عنوان شده است عبارتند از: سازماندهی خانواده زندانیان اغتشاشات در جهت اقدامات اعتراضی، حضور در جلسات محفل […]
فخرالسادات محتشمیپور: فردا خواهم آمد
فردا را من به ملاقات تو خواهم آمد به دعوت یا بی دعوت. فردا من در خانه آرام ندارم. خانه محل آرامشی است که چند روز است بیش از همه روزهای هجران از من سلب شده و من عاجزانه هر بخش روز و شبم را به نحوی با برنامه ای پیوند داده ام تا فراموشی بیاید سراغم و به تو و وضعیتت که نمی دانم چگونه است فکر نکنم.
بازجویان، همسر تاجزاده را به بازداشت تهدید کردهاند
فخرالسادات محتشمیپور، همسر سید مصطفی تاجزاده، که برای بیش از یک ماه از وضعیت همسرش بیخبر مانده است، اعلام کرده که اگر در اسرع وقت همسرش با او تماس نگیرد، به زندان اوین مراجعه میکند و در آنجا متحصن خواهد شد؛ و بازجوها نیز پیغام دادهاند که در این صورت، او را بازداشت خواهند کرد.
محتشمی پور:قرار بود به جای کینه و نفرت در جمهوری اسلامی بذر عشق و محبت کاشته شود
افسوس که برخی طعم زندان کشیدگان رژیم ستم شاهی اینک زندان ها را را پر از مخالف می پسندند و انگار اینک که مست قدرتند، فراموش کرده اند که قرار بود به جای کینه و نفرت در جمهوری اسلامی بذر عشق و محبت کاشته شود. افسوس که هر روز که می گذرد ما فرزندان انقلاب و فرزندان ما و نسل های بعدی که قرار بود با انقلابمان برایشان عدالت و امنیت را ارمغان آوریم، شاهد فاصله ای ژرف تر و با ارزش ها و آرمان های انقلاب هستیم و و از آن فاجعه بارتر فاصله های عمیق با احکام اسلامی.
آقای قاضی القضات! از بی عدالتی به چه کسی شکایت بریم؟
پرسش دوم من این است که گیریم سرپرست سابق وزارت کشور و رئیس ستاد انتخابات کشور در دوره اصلاحات و شاکی از آقای جنتی و کودتاگران نظامی و انتخاباتی مجرم و خطاکار، خانواده او از همسر و فرزندان و پدر و مادر و خواهر و برادر چرا باید تنبیه و از حق بدیهی تماس و ملاقات او محروم شوند؟!
اطلاعیه شماره یک فخرالسادات محتشمیپور خطاب به ملت ایران: کاش قدرتپرستان به خود بیایند
اخیرا تیم بازجویی سپاه او را تهدید به بازگرداندن به بند دو الف و تشکیل پرونده و تفهیم اتهام جدید کرده اند که ایشان نیز با اعتراض مجدد به وجود بازداشتگاه غیرقانونی سپاه و حبس طولانی مدت غیرقانونی اش در آن، تهدید به اعتصاب غذا نموده است. بدیهی است هرگونه پرونده سازی جدید برای تاجزاده و خانواده اش جز بی آبرویی برای دستگاه قضایی و امنیتی و افزایش آبرو برای او نخواهد بود و امید دارم پرونده سازان هویت نشان طالبانی دست از این گونه اقدامات زشت و پلید خود برداشته بیش از این به سیاه کاری نپردازند.
نامه محتشمیپور به تاجزاده: در خلوت عرفانیات برای ایران سبزمان دعا کن
همان جا در خلوت عرفانی ات در شب زنده داری های منتهی به روزه داریت در هر سجده و رکوع و قنوت برای ایران سبزمان، همه ی نیکی ها را طلب کن و برای جوانانمان که دارند هزینه عدالت خواهی و آزادی طلبی شان را در سلول های سرد و تاریک زندان ها و یا در سلول های بزرگ تر زندگی روزمره تهی از عطر وجود یارانشان می پردازند. برای استقامت و پایداری همه ما دعا کن در هر نماز و نیازی که به درگاه کردگار و دادار متعال می بری.
آقای دادستان! زینبی می مانیم و ما را از زندان و انفرادی هراساندن خطاست
از ما انتظار سکوت و سستی داشتن خطاست. ما زینبی می مانیم و خطبه ها می سراییم از سر وظیفه و تکلیف. ما را از زندان و انفرادی و قرنطینه و 209 و 240 و بند 4 رجائی شهر و خانه امن و شکنجه و اعتراف گیری و پرونده سازی هراساندن خطاست! ما در مکتبی درس آموخته ایم که مقابله با ظلم جزء اصول مسلم آن است و شهروند مسئول خود را مکلف به نقد می داند که در غیر این صورت وظیفه خویش ادا ننموده و باید پاسخ گو باشد!
آقای دادستان! حقوق ضایعشدهمان را فردای قیامت از شما و اربابانتان مطالبه خواهیم کرد
هرگونه فشاری که منجر به خدشه دار کردن سلامت عزیزدل ما شود گناه شما را که تا همین جا هم کم نیست بیشتر می کند. برای من مهم نیست که فرمان را شما داده اید یا بالادستی هایتان، مهم این است که مسئولین زندان گناه را به گردن شما می اندازند و خود را تبرئه می کنند و علی الظاهر قانون هم حق را به آنان می دهد.