» اندیشه

تغییر پذیری در نظام اسلامی

درباره رابطه دین و دیکتاتوری، یک سوال مهم این است که وقتی دین در نظام سیاسی دخالت می‌کند و پایه و اساس حکومت قرار می‌گیرد، چه تأثیری بر «تغییر پذیری» نظام می‌آورد؟ آیا با ورود دین، باز هم شهروندان مجازند که با خواست خود، در خُرد و کلان امور دخالت نموده و دست به “تغییر و تحول” بزنند و یا ورود دین، راه بسیاری از تغییرات را مسدود می‌کند و در موارد زیادی دست مردم را می‌بندد؟ در صورت اول، دین را عامل دیکتاتوری نمی‌توان دانست، ولی در صورت دوم، چنانچه حکومت مجاز باشد که راه های تغییر را مسدود کند و با زور و تحمیل به آنچه که هست، استمرار بخشد، دین هم یک عامل دیکتاتوری به حساب می‌آید

راهکارهای توسعه و تعمیق سیاست ورزی جامعه محور

از نظر میرحسین «تعادل طلایی» ویژگی مهم شعار و آرمان مشترک ملی است. او در بخش دیگری از بیانیه شماره 11 خود، در توضیح این مفهوم و زمینه های تشکیل و تداوم شبکه اجتماعی گسترده که بنیاد سیاست جامعه محور را بر آن استوار می داند تاکید می کند که این شبکه و کارکردهای آن هرگز محدود به انتخابات نیست بلکه مقدمه تلاشی عظیم برای دفاع از حقوق و دغدغه های ملی ماست

چرا آیت‌الله خامنه‌ای نمی‌تواند بحران‌ها را به مانند امام مدیریت کند

اما سوال اینجاست رهبری که حتی درباره نام خودرو و قبح برگزاری کنسرت در دانشگاه و مفاد درسی دانشگاهی و اردوهای مختلط به صراحت ابراز نظر می کند و چنان سخن می گوید که جای هیچ حرفی باقی نمی گذارد چطور می شود درباره موضوع مهمی مانند توافق هسته ای و برجام که مساله امنیتی و مصلحتی کل نظام است چنان در لفافه و پرده سخن بگوید هر کس از ظن خود برداشتی کند و طرفه خود برگیرد. این سیاستی است که رهبر جمهوری اسلامی برای خود برگزیده است. تصمیم های بزرگ مسوولیت های بزرگ می آورد و آیت الله خامنه ای نشان داده است تمایل به قبول مسوولیت تصمیم های خود را ندارد

اشتباهات رهبری در اظهار نظر درباره برجام

در شرایطی که نظام و شخص آقای خامنه‌ای ماه‌های طولانی است تلاش کرده‌اند تا وانمود کنند پذیرش تبعات گفت‌وگوی مستقیم با آمریکا در موضوع هسته‌ای نه نتیجه فشار تحریم‌ها بلکه به خاطر اقتدار و دستیابی ایران به اهدافش در فناوری هسته‌ای بوده است اما متأسفانه ایشان به صورتی انفعالی و از موضع ضعف صراحتاً افشا می‌کند که به خاطر فشار ناشی از تحریم‌ها مجبور به گفت‌وگوی مستقیم با آمریکا شده است وگرنه ایشان که داشت کار خودش را می‌کرد و می‌توانست تعداد سانتریفیوژها را ده‌ها برابر کند و غنی‌سازی را نیز بالاتر از ۲۰٪ ببرد!؟ چنین خطا و اشتباه بزرگی از ناحیه رهبری چگونه توجیه می‌گردد؟!

جنبش سبز و نقد سیاست بوروکراتیک

بلوک کودتا کوشید هم زمان با سرکوب وحشیانه جنبش، رهبری میرحسین را بی‌معنا و او را از حمایت این «خیزش عظیم آگاهی بر ضرورت تغییر بنیانی» منصرف سازد؛ پافشاری میرحسین و دیگر رهبران جنبش سبز که این راه را “برگشت ناپذیر” خواندند و گفتند “با حاکمیت استبداد” و “با شورش دروغ که در کشور طغیان کرده و چهره آن را آلوده کرده است” مبارزه خواهند کرد، بقای جنبش را تا همین لحظه تضمین نموده است

پاکدستان در حصر و زندان؛ آلوده دستان مورد حمایت

فتنه این است که حقیقت را کتمان می‌کنند و یا حقایق را نمی‌گویند و یا باژگونه می‌گویند. فتنه دروغی است که به مردم می‌گویند. فتنه این است که تار مویی شده است تار و پود اسلام. فتنه این است که در زمان مبارزه و سختی مبارزه را حرام می‌دانستند و اکنون میدان دار مبارزه شده‌اند. فتنه یعنی بحساب نیاوردن رای مردم. فتنه این است که دختران و پسران را گاهی عامل استکبار و بی‌حجاب و بد حجاب بدانند و باید امر به معروف شوند و در موقع انتخابات و راهپیمایی‌ها بشوند مردان غیور و بانوان با عفت. فتنه این تناقض است که ملت درگیر آن است.

نتیجه استبداد به نام اسلام؛ دین گریزی و بی آبرویی دین

در شروط زمامداری دو بحث داریم، یک بحث اینکه امیرمومنان نگاه ما را تصحیح می کند و به ما دید، تذکر و هشدار می دهد که چرا باید این مساله جدی گرفته شود و اگر این شروط نباشند، چه اتفاقی می افتد. بحث دیگر اینکه درباره این پنج شرط عباراتی مستقیم و غیرمستقیم آمده است.

امام رضا(ع) و الگوی مواجهه با دگراندیشان

امام رضا(ع) با روشنگری ها و مناظرات علمی با رهبران ادیان، مذاهب و نحله های مختلف پایه های تشیع را محکم کرد و مبانی امامت را به گونه ای مستحکم نمود که شیعیان پس از ایشان در مسئله امامت دچار انحراف نشدند؛ امام با هر گروهی متناسب با اعتقادات آن گروه استدلال می کرد. امام بدون آن که صاحبان افکار و پیروان نحله های گوناگون را مورد اهانت یا هتک قرار دهد و آنان را رد کند، با بیان مستدل و قانع کننده به تبیین معارف دین و مذهب پرداخت و همگان را به خضوع در برابر منزلت علمی خویش وادار کرد.»

آیا محصوران امروز درباره حصر آیت‌الله منتظری سکوت کرده بودند؟

پس از تصمیم ظالمانه و غیر معقول حصر خانگی مرحوم منتظری، مهندس میرحسین موسوی در جلسه ای طولانی با رهبری خطرات این نوع تصمیم گیری و مشکلات ناشی از آن را از زوایای مختلف بیان کرد. هم چنین است پیگیری های بعدی ایشان که البته بی نتیجه ماند.

حسادت انسان را با کفر قرین می کند

حسد تنها در جامعه ما یا یک جامعه دینی وجود ندارد بلکه یک بیماری است که ما آن را کم می بینیم؛ آنقدر آثار عجیبی در زندگی فردی و بعد هم آثار بزرگتری در زندگی اجتماعی دارد. حسادت در برخی از مواقع ما را با کفر قرین می کند

راه کدام است؟ سیاست ورزی جامعه محور

میرحسین می گوید: تقویت وحدت ملی، احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.

حمايت حقوق کيفري از حوزه خصوصي

مفهوم قلمرو خصوصي که در پژوهش هاي حقوقي کشور ما گاه با عنوان حريم خصوصي از آن ياد مي شود، شناخته شده تر از حوزه ي عمومي است. هر چند ابهام هاي نظري درباره چيستي، چرايي و گستره آن همچنان وجود دارد

دروغ مقدس!

در طول تاریخ هیچ عالم صاحب اندیشه ای در عالم تشیع، نه تنها دروغ بستن به مخالف را تجویز نکرده است. بلکه توصیه همه این بزرگان این بوده است که در مباحثه با مخالفین و حتی سرسخت ترین دشمنان دین، نهایت ادب و منطق و صداقت را رعایت کنید. سخن مرحوم مقدس اردبیلی در این مورد بسیار جالب است: «مسلمانی که عقیده ی کافری را مورد نقد و اعتراض قرار می دهد، فقط می تواند از «دلیل منطقی» بر علیه او استفاده کند، و حق ندارد به او نسبت ناروا داده و او را قذف کند، حتی اجازه نداردکه زشتی های ظاهری و یا عیوب باطنی اش را موجب ناسزا قرار داده و به او خطاب کند: ای جزامی، و لو در واقع هم جزامی باشد، ویا او را کودن و پست بنامد! مسلمان حق ندارد، به دین و آئین کفر او دروغ ببندد و زشتی ها و ایراداتی که در آن واقعا وجود ندارد، به آن نسبت دهد. از قواعد شهید هم همین طور استفاده می شود.»

تمسک به اسرائیلیات جنگ‌طلبان آمریکایی؛ استیصال اقتدارگرایان در برابر جنبش سبز

غارتگران بیت المال که این روزها “اسناد رسوایی هایی مالی” شان یکی پس از دیگری رو می شود، با آدرس غلط دادن به افکار عمومی در صدد لاپوشانی و تبرئه دلواپسانی هستند که تا همین دیروز در دفاع از تحریم ها و حمله نظامی به کشور شاخ و شانه می کشیدند و از قبل تحریم های کمرشکنی که به ملت تحمیل شده بود، کاسبی ها کردند و میلیاردها دلار از پول این ملت را اختلاس کرده و به حساب های بانکی خود واریز نمودند.

وقتی دروغ صهیونیست‌ها برهان قاطع دلواپسان می‌شود

مذاکرات پنهانی با آمریکا سابقه ای دارد که در آن هیچ نشانی از حضور اصلاح طلبان و محبوسین و محصورین در آن نیست. بر عکس، دولت غارتگر مورد وثوق سران اقتدارگرایان در آن مذاکرات نقش داشته اند و از منظر مردم پنهانش کرده اند تا آنکه بالاخره افشا شد که دولت احمدی نژاد با تیم آمریکایی مذاکره پنهانی داشته است.

اسلام، مدارا یا خشونت؟

اسلام دینی توحیدی است و با «آئین شرک» سر سازگاری ندارد؛ اما این ناسازگاری بدین معنا نبود که با هر مشرک یا دگراندیشی صرفاً به خاطر اعتقاداتشان به ستیز برخاسته طرد کنند یا به قتل برسانند، بلکه اساس رابطه‌شان با مخالفان فکری و دگراندیشان، از مشرکین و صابئین گرفته تا اهل کتاب (یهودی و مسیحی و زرتشتی) که طالب صلح و همزیستی با مسلمانان بودند، بر اتحاد و دوستی و تعامل و مباحثه انتقادی و فراتر از آن اتحاد با پیروان ادیان توحیدی بنا شد. این مشی تا زمانی کارساز و قابل‌اجرا بود که آنان در مخالفت و مبارزه با اسلام مسلمانان به قهر و خشونت چنگ نمی‌زدند و به زندگی، آزادی، خانه و خانواده و دیگر علائق مؤمنان و یا هم‌پیمانانشان تجاوز نمی‌نمودند

اسلام رحمانی یا اسلام سیاسی؟

کسانی مثل من که در عین باور عمیق به دموکراسی و حقوق و آزادی های اساسی همه شهروندان، تعلق خاطر به لیبرالیسم نداریم و آن را پاسخ گوی نیازهای خود و جامعه نمی بینیم، اسلام رحمانی را مناسب ترین نام برای اسلام واقعی، در تمایز و تقابل با اسلام خوارجی تلقی می کنیم و جفا به خدا و پیامبرش می دانیم که چنین اسمی نشأت گرفته از لیبرالیزم قلمداد شده طرد گردد. و معلوم نیست براساس چه استدلال یا محاسبه ای باید لیبرالیزم را سرچشمه یا سرمنشأ رحمانیت بخوانیم آن هم در دوره ی یکه تازی و بی رحمی تکفیری های مسلح؟

استبداد مذهبی؛ مانع مشارکت اجتماعی

مشارکت اجتماعی نه تنها باعث اعتماد اجتماعی می گردد بلکه فراتراز آن می تواند دخالت گری آگاهانه اقشار گوناگون در استقرار و تحکیم نهادهای مدنی برای صیانت از منافع عمومی هم تلقی گردد. در اصل برپائی و امکان روابط دمکراتیک و فراتر از آن نظامی دمکراتیک برمبانی حقوق برابر شهروندان که آرمان عدالت خواهان و آزادی خواهان امروز ایرانیان است از مجرای مشارکت اجتماعی و سیاسی از پائین قابل تحقق است.

آیا مشروطه هنوز مساله ماست؟

مشروطه چیست؟ از کجا آمده و حرف حسابش چیست؟ یک جنبش است یا نهضت یا انقلاب یا تحفه‌ای بر آمده از دیگ این یا آن سفارت؟ چه ربطی با ما دارد، به خصوص پس از گذشت ۱۱۰ سال از آن؟ آیا می‌توان روزگار امروز را ذیل آن فهمید و پیامدهای آن را تا به امروز دنبال کرد؟

چرا آگاهی‌بخشی عمومی؟

در شرایطی که از یک‌سو دچار سانسوری به‌درازای تاریخ‌مان هستیم و، از سوی دیگر، دچار بمباران خبریِ موجد آگاهی کاذب هستیم، جهت تمهید مقدمات کنش‌گری برای بهبود وضعیت کشور در راستای منافع ملی ایران، بیش از هر چیز نیازمند آگاهی‌بخشی عمومی هستیم. روزنامه‌ی «کلمه» در این چهارصد شماره، با آرمان سترگ آگاهی‌بخشی عمومی، به‌عنوان پیش‌درآمد هرگونه کنش‌گری مصلحانه و در راستای منافع ملی، راه‌کار پیش‌روی با گام‌های کوچک را برگزیده‌است: انتشار روزنامه‌ای تک‌برگی جهت توزیع مردمی برای بیش‌ترین مخاطبان، به‌نحوی که ترکیبی متناسب از خبر و تحلیل سره را به آن‌ها عرضه کند.

شرحی انتقادی بر دیکتاتوری مصلح

هرچند در کنار حفظ نرم افزاری نظام حفظ سخت افزاری آن با ابزار قوای مسلح و سایر قوای قهریه نیز اجتناب ناپذیر می گردد. لیکن از آنجایی که سخت افزار همواره تحت فرمان و در خدمت نرم افزار قرار دارد، در صورت مخدوش شدن بحث نرم افزاری و ماهیتی نظام، بخش سخت افزاری آن نیز به دلیل فلسفه وجودی خویش، عملا عملکردی در تضاد با فلسفه وجودی نظام که همانا عینیت بخشی به ارکان چهار گانه شعار قبل است از خود بروز خواهد داد.

چهار بحرانی که اقتدارگرایان بر جمهوری اسلامی تحمیل کردند

اصرار بر دروغ، تکیه بر خرد فردی و محفلی، تکرار تخلفات اخلاقی و استمرار نقض وفای به عهد از دیگر ضرباتی بود که مکرر بر مشروعیت نظام وارد می آمد و مردم را نسبت به همه چیز و همه کس و تمامیت مبانی دینی مردد و بی اعتقاد می کرد. در چنین شرایطی وقوع بحران مشروعیت و نشانه شناسی آن دور از انتظار نبود و نیست و این بخش از بحران، از قضا، جز با نگاهی بنیادین و اصولی به اصلاح گری در نظام سیاسی و تجدیدنظر اساسی در اصلاح نظام جمهوری اسلامی و بازگرداندن این سیستم به آرمان ها و مبانی و اسناد معتبر و موجود انقلاب اسلامی، حل شدنی نیست.

کار بد مصلحت‌ آن است که مطلق نکنیم

آمیزه‌ای از دانش ناکافی و منافع غیر هم‌راستا با مصالح توسعه ملی به‌ویژه طی یک دهه گذشته یکی از غم‌انگیزترین کارنامه‌ها را رقم زده است

ترکیه کجاست؛ ما کجاییم

اگر انتخابات پارلمانی ترکیه را با انتخابات آتی مجلس در ایران مقایسه کنیم، آنگاه روشن می شود که نظارت استصوابی چه بلایی بر سر نهاد انتخابات و حق مسلم ملت برای تعیین آزادانه سرنوشت خود آورده است. شرم آور آن که ترکیه از کودتای نظامیان در سال 1360 به انتخابات آزاد کنونی رسیده است و جمهوری اسلامی از انتخابات آزاد در سال 1358 یعنی در دوره جنگ سرد و نظام دوقطبی بین المللی که صندوق رأی گزینه مطلوب انقلابیون محسوب نمی شد به انتخابات مهندسی شده کنونی سقوط کرده است؛ آن هم در عصر ارتباطات و مقبولیت جهانی دموکراسی، حقوق بشر و انتخابات آزاد.

از نظر عارفان خداوند اصل ما است

همواره در ادبیات عرفانی ناله از فراق وجود دارد.عارفان هیچ گاه از تنهایی ناله و شکایت نمی کنند؛ چرا که تنهایی به این معناست که عارف کسی را ندارد. اما همواره از جدایی شکایت داشته اند. جدایی به این معناست که من دوست و یاری دارم اما از این دوست جدا افتاده ام. عارف از آن روی که عارف است نمی گوید من تنهایم بلکه می گوید من جدا افتاده هستم. بنابر این شعرهایی که در آن ها تنهایی وجود دارد، به این اعتبار شعر عرفانی نیستند. در اشعار سعدی،بر خلاف مولوی، تنهایی بسیار وجود دارد. در واقع مولوی اعتقاد نداشت که تنها و بی کس است. او معتقد است که همه انسان ها یاری دارند که از او جدا افتاده اند

در نقد ربط دادن امور بی‌ربط

چه آن فعال دانشجویی که تحت تاثیر شور انتقادی و آزادی خواهانه اش تعطیل کردن کلاس های درس را مشروع می داند و چه آن مسئولینی که به خود حق می دهند دانشجویان را به واسطه معیار های اقتصادی یا سیاسی شان از تحصیل محروم و یا صاحب حق ویژه ای مثل بورسیه می کنند، در یک نقطه شبیه اند و آن چیزی نیست جز منطق ربط دادن امور بی ربط!! تفاوت فاحش این دو گروه و عملکرد آنها، اما زمانی دیده خواهد شد که هزینه های حاصل از عملکرد خویش را در عرصه عمومی منصفانه به قضاوت بنشینیم…

گفت‌وگوهایی درباره روزه‌داری در زمانه ما

اسلام از ابتدا خود را دین سمحه وسهله خوانده و گذشت و آسان گیری را ویژگی اساسی خود خوانده است اما با کمال تاسف به نظر می رسد نگرانی از غوغاسالاری برخی متعصبان تندرو و بعضی عوامفریبان؛ این نحله را به سکوت و ملاحظه کاری و محافظه کاری واداشته است.

حریّت صنفی روحانیّت

هرگز بهشتي اهل اين حرف‌ها نبود که برطبق سلیقه عوام رفتار کند. او یک انسان کاملا وارسته و آزاده بود و لذا مورد اتهام عوام قرار گرفت. پيش از اينكه منافقين مزدور تيرهاي خود را چه با زبان و چه با سلاح به سوي او شليك كنند مسلمان های ظاهر‌پرست او را مورد هدف قرار دادند. در همين تهران چه كساني بهشتي را هدف قرار داده بودند؟ همين آدم‌هاي به ظاهر مقدس او را تكفير كردند وگرنه بهشتي اهل عقب‌نشيني نبود. حريت و آزادي بهشتي اين بود.

ضرورت تجدیدنظر در سرمایه‌گذاری‌های برون‌مرزی جمهوری اسلامی

سیاست خارجی جمهوری اسلامی این روزها بیش از هر زمان دیگری واقع بین شده و از دو مهلکه افراط و تفریط فاصله گرفته است. نه سخن آنها که تصور می کنند باید به نام انقلابی گری همه اولویت های ملی را کنار گذاشت دیگر خریدار چندانی دارد و نه واکنش آن دیگران که با شعار «نه غزه نه لبنان» می خواستند مسجدیان از چراغ ِ روا به خانه دست بردارند. در این بین، یک سوال هنوز جای پرسش و بحث دارد: آیا سرمایه گذاری های مادی و معنوی نظام در سالیان گذشته، ما به ازای قابل قبولی داشته است؟ حضور خالد مشعل در عربستان، آخرین پاسخ ناگواری است که در مقابل این پرسش قرار می گیرد.

توافق هسته‌ای، آینده ایران و موقعیت جنبش سبز

توافق هسته‌ای، از منظری رئالیستی منجر به اضمحلال فضای سیاسی و مدنی داخل ایران نمی‌شود. مهم‌ترین دلیل در نفی و نقد این موضع بدبینانه هم سابقه‌ی تاریخی ایران و جامعه‌ی مدنی ایرانی است و هم امکان‌های متعدد و متکثر پیش رو. پس از انتخابات سال ۸۸، جامعه‌ی ایرانی هم‌زمان با عظیم‌ترین مقاومت مدنی و مردمی تاریخ ایران پس از مشروطه و هم‌چنین با یکی از عریان‌ترین نمونه‌های سرکوب سرسختانه و مصرانه مواجه بود. اما هاضمه‌ی مدنی و سیاسی ایران هم نیروی اصلی جنبش سبز و الگوی تصحیحی آن – به معنای انتقال سیاست به زندگی روزمره – را در سایه‌ی اصول محوری‌اش حفظ کرد و هم در برابر سرکوب شدید مقاومت حیرت‌آوری نشان داد.