وقتی دروغ صهیونیستها برهان قاطع دلواپسان میشود
چکیده :مذاکرات پنهانی با آمریکا سابقه ای دارد که در آن هیچ نشانی از حضور اصلاح طلبان و محبوسین و محصورین در آن نیست. بر عکس، دولت غارتگر مورد وثوق سران اقتدارگرایان در آن مذاکرات نقش داشته اند و از منظر مردم پنهانش کرده اند تا آنکه بالاخره افشا شد که دولت احمدی نژاد با تیم آمریکایی مذاکره پنهانی داشته است....
کلمه – علیرضا کفایی:
بار دیگر غوغائیان دست در دست هم نهاده و برای دفن حقایق و لاپوشانی خیانتهای خود با حقد و کینه بر یوسفان در چاه سنگ می اندازند تا بر کردار پلید خود خاک تحریف و تزویر افشانند و باز ابراهیم را در منجیق مرگ به سوی فوران آتشفشان نمرودی رهسپار نمایند. اما غافل از مکر الهی اند که یوسف عزیز است و آتش بر ابراهیم گلستان خواهد شد.
منادیان دروغین عدالت بر در و دیوار زمانه رنگ ابهام و آشوب می زنند تا مردمان را در دریافت حقیقت گمراه کنند و دیانت، معرفت و حریت را در پای سیاست بازی و دروغگویی به قربانگاه برند و به زعم خود فجایع فضیحت بار گذشته شان را از چشم زمانه پنهان کنند.
ای دریغا! که آنچه امروز در و دیوار جراید و رسانه هایشان بر آن دلالت می آورند و سند محکم و حجت تمامشان است، سخنان صهیونیست هاست. عجب نیست که امروز برهان قاطع کاسبان فتنه دروغهای مایک لدین صهیونیست است؛ که پیش از این هم وقتی نتانیاهو دلواپس می شد اینان هم دلواپس می شدند.
کیهان که ید طولایی در دروغ پردازی و تحریف دارد ادعا کرده است بر اساس سند فاش شده توسط مایک لدین، مدعیان اصلاحات و سران جنبش سبز همکاری پنهان با دولت واشنگتن داشته اند و با آب و تاب فراوان و خوشحال از آنکه سند محکم یافته است، طی یادداشتی تحت عنوان “سران فتنه ستون پنجم آمریکا بودند” نوشته است:
“در حالی که کیهان پیش از فتنه 88 آن را پیش بینی کرده و فتنه گران را عوامل آمریکا و رژیم صهیونیستی خوانده بود، به تازگی سندی فاش شده که حکایت از ارتباط و همکاری پنهان سران فتنه و دولت واشنگتن دارد” و در پایان یادداشت آورده است که: “البته چنین اظهارنظرهایی درباره ارتباط فتنهگران و طراحان خارجی فتنه -مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس- مورد جدیدی نیست. در ایام فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 نتانیاهو از فتنهگران با عنوان «بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران»! یاد کرد و سران فتنه که کمترین انتقاد داخلی را بیپاسخ نمیگذارند تا کنون در مقابل اظهار نظر صریح نخستوزیر رژیم صهیونیستی هیچ موضعی نگرفتهاند. اسناد فراوان و غیرقابل انکاری از پادویی سران و عوامل فتنه برای مثلث آمریکا، انگلیس و اسرائیل حکایت میکند که فتنه گران از ترس رسوایی بیشتر جرات نفی هیچ یک از آنها را ندارند. فتنهگران که با شعار احیای خط امام وارد رقابت انتخاباتی شده بودند، در جریان آشوبهای خیابانی به سردادن شعار به نفع اسرائيل در روز قدس، سردادن شعار به نفع آمريکا در روز مبارزه با استکبار جهاني، پاره کردن تصوير مبارک حضرت امام(ره)، ادعاي تقلب در انتخابات، خط زدن روي قيد اسلام از جمهوري اسلامي ايران، آتش زدن مسجد و اهانت به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله(ع) اقدام کردند.”
در این داستان کودکانه، جراید و رسانه های معلوم الحال و صدا و سیما هم مثل همیشه، به کمک باند کیهان آمده اند تا به تصور باطل و مضحک خود، دوباره تلاشی کنند بر زدن تیر خلاص بر پیکر اصلاح طلبان و جنبش سبز و برگزاری جشن پیروزی.
* * *
درباره موج اخیر حملات امپراتوری دروغ به سران محصور جنبش سبز، این مجموعه مطالب را بخوانید:
چرا مایک لدین «حجت» دلواپسان است؟
وقتی دروغ صهیونیستها برهان قاطع دلواپسان میشود
ترجمه نامهای که دلواپسان به دروغ به سبزها نسبت میدهند
کدام عقل سلیمی باور میکند این نامه متعلق به سبزها و موسوی باشد
تناقضهای یک نمایشنامه: تلاش برای برهم زدن توافق هستهای به هر قیمت
تمسک به اسرائیلیات جنگطلبان آمریکایی؛ استیصال اقتدارگرایان در برابر جنبش سبز
* * *
باید به این پناهنده شدگان به دامان قدرت که همه ارزش های الهی و انسانی را در پای مطامع دنیوی خود قربانی می کنند، گفت که بد نشانه رفته اید و این تیر کمانه کرده و به کلاه تیرانداز خورده و بر مغز خودتان اصابت کرده است. اگر سخنان آمریکاییان، اسرائیلی ها و صهیونیست ها برای شما حجت است -که البته نشان داده اید همینطور است- برای مردم ما و بزرگان و دلسوزان انقلاب هرچند در بند و زنجیر و حصر شما باشند، به هیچ وجه حجت نیست که میر در حصر پبشتر پیش بینی کرده بود و پاسخ اراجیف را قاطعانه داده بود که:
– “یک اراده سیاسی میخواهد مطالبات طبیعی مردم را به بیگانگان پیوند دهد و با به راه انداختن جنگ روانی و تبلیغاتی حرکت خودجوش و اعتراض مردم را در جهت منافع بیگانه و یا دخالت آنان معرفی کند این درحالی است که طی دو ماه اخیرهیچ کس به اندازه خود آنان به منافع بیگانگان خدمت نکرده است.”
– “بزرگترین دروغ آن است که خواست طبیعی مردم برای اصلاح را به بیگانگان نسبت دهند…. مردم خواهان طرح خواستهها و اعتراضات خود درجوی آرام وعاری ازتشنج بوده وهستند و آن کسانی که با برهم زدن تجمعات آرام مردم آن را خونین کردند به منافع بیگانگان خدمت میکنند.”
– “عملکرد صدا وسیما در جهت منافع بیگانگان است. آیا آمریکا ترجیح میدهد صدا و سیمای ما یک رسانه منصف و مورد اطمینان باشد یا با دروغ گوییهای پی در پی اعتماد مردم را از دست بدهد؟ آیا کسانی که باعث شدهاند مردم برای گرفتن خبر به رسانههای خارجی مراجعه کنند به دنبال منافع بیگانگان هستند یا کسانی که می گویند رسانه ملی بی طرف باشد و اخبار را شفاف بیان کند؟ “
و نیز با اشاره به عملکرد روزنامه کیهان گفته بود:
” این روزنامه قشر فرهیخته و روشنفکر را در مقابل نظام قرار می دهد و همسو با بیگانگان و همطراز با منافقین با نظام دشمنی می کند و در جهت منافع آمریکا و انگلستان گام برمیدارد.”
کیهانیان و دیگر جریان های هم صدای ایشان اگر به سخنان سراسر دروغ و اتهام های بی پایه و اساس لدین همراه و همراز اسرائیل دلخوش کرده و آن را سندی بر خیانت اصلاح طلبان و محصوران! می دانند و از قول آن سند مجعول حجت می آورند لازم است بدانند که:
1- مذاکرات پنهانی با آمریکا سابقه ای دارد که در آن هیچ نشانی از حضور اصلاح طلبان و محبوسین و محصورین در آن نیست. بر عکس، دولت فاسد و غارتگر مورد وثوق سران اقتدارگرایان در آن مذاکرات نقش داشته اند و از منظر مردم پنهانش کرده اند تا آنکه بالاخره افشا شد که دولت احمدی نژاد با تیم آمریکایی مذاکره پنهانی داشته است و اعضای تیم مذاکره کننده آمریکا عبارت بودند از “ویلیام برنز، جک سالیوان، پانیت تالوار، رابرت آینهورن” این مذاکرات در سال ۱۳۹۰ آغاز شد و سه دور مذاکره در مسقط پایتخت عمان انجام شد که یک کمیته شش نفره در مورد محتوای این مذاکرات تصمیم گیری می کردند که سه نفر از این هفت نفر از مسوولین ارشد دولتی بودند.
2- اولین بار “واشنگتن پست” و ”رویترز” بودند که چندی بعد از توافق ژنو به بررسی و تشریح سیر مذاکرات پنهانی میان ایران و آمریکا از سال 2004 تا توافق ژنو پرداختند. واشنگتن پست در خبری با تیتر “ایران، ایالات متحده و جام زهر” نوشت: «یک پایگاه خبری آمریکایی در گزارشی مدعی شده است که ایران با گسیل داشتن یک هیأت مذاکره کننده به آمریکا، به دولت اوباما پیشنهاد داده است که تعدادی از سرکردگان گروه تروریستی القاعده را که در ایران بازداشت شدهاند، به آمریکا تحویل دهد؛ اما آمریکا این پیشنهاد را رد کرده است.» در ادامه این گزارش میخوانیم که «پیشنهاد دولت ایران آن بود که قصد داشت تعدادی از عاملان سازمان تروریستی القاعده را به آمریکا تحویل دهد. برخی از این افراد، کسانی بودند که در لیست تروریستهای مهم تحت تعقیب پلیس فدرال آمریکا قرار داشتند. اما در کمال شگفتی هیئت مذاکره کننده ایرانی، مقامات وزارت امور خارجه آمریکا این درخواست را رد کردند. “نیوزمکس” به نقل از یک منبع ایرانی آشنا با مذاکرات مدعی شده است که «آمریکاییها به ایرانیها گفتند که هیچ کدام از اعضای القاعده را نمیخواهند. آنها گفتند که اعضای القاعده را در آمریکا نمیخواهند.
3- مذاکرات پنهانی مسقط و قزاقستان و در خود آمریکا با آمریکائیها که دور از چشم مردم و مخفیانه انجام گرفت و چند سال بعد افشا شد، توسط دولت متبوع و به اصطلاح پاک دست! باند کیهانی و صدا و سیما انجام گرفت.
4- اين رئیس دولت هم نظر با رهبری بود كه دو بار نامه به دو رئيس جمهور آمريكا نوشت؛ يكي به بوش و ديگري به اوباما. پاسخ ندادن به اين نامه ها بزرگترين توهين به ايران محسوب ميشود و شد.
5- در دولت نهم احمدی نژاد، ملوان های انگلیسی به جرم تجاوز به محدوده ارضی ایران دستگیر شده بودند. احمدی نژاد با آنها ملاقات کرد و چندی بعد در حالی که شخص او آنها را با هدایای ویژه ریاست جمهوری و با دست پر بدرقه می کرد، با رویی خوش و لبخندی که بر لبانشان نقش بسته بود، ایران را ترک کردند.
6- در دولت دهم احمدی نژاد نیز یک پروژه جاسوسی پر سر و صدا به نام کوهنوردان آمریکایی داشت که باز هم به جرم ورود غیر قانونی به خاک ایران دستگیر شدند. این بار پرونده پر هیاهوتر و طولانی تر بود. سه آمریکایی متهم این پرونده پس از نزدیک به دو سال باز هم با نقش آفرینی پررنگ شخص احمدی نژاد، آزاد شده و به کشورشان بازگشتند.
7- کلوتید ریس شهروند فرانسوی که پس از حوادث 88 در تهران دستگیر شده بود، در مقابل آزادی علی وکیلی راد از متهمان به قتل شاپور بختیار آزاد شد و همان زمان فیگارو در مقاله ای به قلم ژرژ مالبرونو نوشت که معامله پشت پرده صورت پذیرفته است.
یادآور می شود که اگر صحه بر سخنان بیگانگان مورد قبول است و دروغ امثال مایک لدین برایتان حجت است، به طریق اولی می بایست دیگر سخنان آنها که به واقعیت نزدیکتر است هم حجت باشد. پس چرا محکمات فوق مورد استنادتان نیست که سند محکم بر آنها ارائه شده است و بر عکس جعلیات صهیونیست ها که بدون مدرک از زبان سخنگویشان بیرون می آید، حجت بقینی شما می شود؟
به یاد آورید وقتی که روزنامه اسرائیلی هاآرتص در سر تیتر خود نوشت “احمدی نژاد کجاست که ما واقعاً الان به او نیاز داریم” این تیتر فقط یک بازی سیاسی نبود و خود می دانید که چه کرده اید و چگونه تن به هر خفتی می دادید تا در بدترین شرایط با پست ترین رژیم ها پای میز مذاکره بنشینید و وزیر علوم احمدی نژاد محبوب! رذیلانه با وزیر علوم دولت صهیونیستی در عین عریانی نشست، در حالی که شیشه های مشروبات الکلی و مسکرات در روی میز خود نمایی می کرد.
اگر عمداً فراموش کرده اید به یادتان می آوریم که آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت: “چند ماه قبل از انتخابات با وساطت آقای سلطان قابوس که پیام کتبی از آقای اوباما آورده بود با موافقت رهبری دو دور مذاکره در عمان برگزار شد که به نتیجه نرسید.” پیش از آن هم رهبری تلویحا به مذاکرات قبلی در یکی از کشورهای همسایه اشاره کرده بود.”
از یاد برده اید که وقتی بوش رئیس جمهور وقت آمریکا ایران را “محور شرارت” خواند، در زمان ریاست جمهوری رئیس اصلاحات چه بلوایی به پا کردید و هنوز هم استناد می کنید که در آن زمان سیاستهای آقای خاتمی باعث شد بوش این نظر را اعلام کند. تامل در این نکته زیاد سخت نیست و یا اینکه نادانید؛ چه اگر مناسباتی میان اصلاح طلبان با آمریکا و اسرائیل بود، هیچ گاه بوش این نظر را نمی داد. حال چگونه امروز دچار نسیان شده اید و نامه بی نام و نشان و ساختگی بلندگوی استکبار را می پذیرید، الله اعلم!
از یاد برده اید که بیشترین حجم ترور و ایجاد ناامنی در زمان نخست وزیری مهندس موسوی و در بحبوحه جنگ از سوی آمریکا و اسرائیل و با مجری گری منافقین انجام گرفت و اکنون حکم خیانت آن بزرگوار در حصر را صادر می کنید. اگر مهندس موسوی و اصلاح طلبان سر و سری با آمریکا و اسرائیل داشتند، محور شرارت نمی شدند و برای ساقط کردن دولتشان ماشین ترور راه نمی انداختند و حال آنکه در این سالها با عطسه اسرائیل شما سرما می خوردید و با دلواپس شدن نتانیاهو و کنگره آمریکا شما هم رخت دلواپسان به تن می کردید.
نه آقایان! این حنا دیگر رنگی ندارد و دست خیانت شما برای مردم رو شده است و همه می دانند این شما قصریان بودید که دور از چشم مردم و پشت پرده مذاکره می کردید در حالی که محصوران به صراحت اعلام کرده اند و می کنند که به دنبال استقلال کشور هستند، نه حمایت بیگانه. مهندس میرحسین موسوی قاطعانه اعلام کرد:
“ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی. تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند.”
حقیقت آن است که فرافکنی می کنید و آنچه را خود به آن متهم هستید به دیگران نسبت می دهید و لحن و گفتار ناشیانه و برهان قاطعی که بر آن اصرار می ورزید که سند یافته اید همانند سندسازی های منافقین و سلطنت طلبان است.
به یادتان می آوریم که همین شما در سالهای نه چندان دور هم ادعا کرده بودید که مایکل لدین به ایران آمده و میهمان ویژه همایشی با عنوان “چشم انداز برنامه هسته ای ایران” شده است که مرکز تحقیقات مجمع تشخیص به ریاست دکتر روحانی برگزار نموده است و بعد مشخص شد که از اساس و پایه کذب و دروغ بوده است و لدین به ایران نیامده بود.
همچنین است اتهام زنی های جنتی و کیهان در مورد اعطای دلارهای عربستان به خاتمی و دیگران، که نتوانستید ثابت کنید و بعدها گفتید پول را عربستان داد ولی به دلیل تحریم ها به دست سران فتنه سبز نرسید!
دردمندانه می بینیم که همه آنچه حجت موجه شما و بنگاههای خبر پراکنی دروغ سازتان است و به آن افتخار دارید، از آن سوی مرزها و از درون پایگاه های صهیونیستی بیرون آمده و همداستان با یکدیگر یک هدف را دنبال می کنید و آن هم منزوی کردن انقلابیون راستین و زجر کشیدگان و دلسوزان نظام است.
بر اساس موارد فوق که تنها بخش کوچکی از ارتباط و هم فکری و هماهنگی منحرفین و معاندین نظام با سلطه گران و اسرائیل است، مشخص می شود که چه کسانی در شرایط حساس همگام با صهیونیسم بین الملل حرکت کرده و در یک راستا عمل نموده اند و برای انحراف انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران با اتهامات واهی و با دستور گرفتن از افراطیون غرب و بر اساس حفظ منافع اسرائیل و بیگانگان و با جعل و انتشار نامه های بی سند و بدون امضا و بدون نام برای بدنام کردن شخصیت های خوش نام و باسابقه در نظام که مورد اطمینان و وثوق امام راحل و محل اعتماد و اقبال عمومی بوده و هستند، همت گماشته اند.
عملکرد غیراخلاقی صداوسیما و یاران شریعتمداری درباره منتقدان و اصلاح طلبان تأثیری بر مردم نداشته و ندارد. کیهان و صدا سیما و فارس و دیگر رسانه های همسو در این سالها با تمام توان و با رانت قدرت و با در اختیار داشتن تریبونهای حکومتی و با یکطرفه به قاضی رفتن و سیل هتاکی ها و بی انصافی ها و ایجاد موانع و محدودیت و ممنوعیت ها و با حبس و حصرها نتوانسته اند مردم را قانع کنند که آیت الله هاشمی و خاتمی و موسوی و کروبی خیانت کرده اند و بالعکس هر روز که می گذرد، بر محبوبیت بیشتر آنها و مظلومیت و حقانیتشان نزد مردم افزوده می شود؛ به طوری که محبوب ترین سیاست مداران کنونی ایران هستند که طرح نامشان در هر محفلی شور می آفریند. مگر ندیدیم که ثبت نام آقای هاشمی در سطح ملی چه موجی آفرید و در هر محفلی از دانشگاهی گرفته تا عامه مردم فریاد رفع حصر سر داده می شود و علی رغم ممنوعیت، دلها جایگاه خاتمی شده است و اگر نام و عکس او را در جراید ممنوع کردند بر جریده دلهای مردم و در سویدای دل جامعه حک شده است و اگر حسن روحانی در انتخابات 92 پس از تحریم 8 ساله در صداوسیما و شنیدن اتهامات فراوان توانست سه برابر نفر بعدی رأی بیاورد، نتیجه اعتماد مردم به هاشمی و خاتمی و موسوی و کروبی و رهنورد بود.
خط انحراف و شریعت نداران با اصرار بر خطاهای گذشته خود و اتهام زنی های غیر انسانی و جعل اخبار نشان داده است که اعتماد خود را از دست داده و امیدی به همراهی مردم ندارد. لذا می کوشد تا با آخرین حربه تفکر فاشیستی که همانا دست یازیدن به دروغ و طرح ادعاهای تکراری تهی از حقیقت و غیر قابل اثبات است؛ پوششی بر خیانت های خود ساخته و جنایت هایش را در حق مردم و تاراج و غارت سرمایه های ملی را از یاد همگان ببرد.
سخن آخر همان است که میر محبوب در حصر گفت:
“اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است. آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر، بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که ”بکشید ما را، ما نیرومند تر می شویم”. بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.”













