تناقضهای یک نمایشنامه
چکیده :مایکل لدین و امثال وی، صرفنظر از ملیتشان، چنان از توافق هستهای لطمه دیدهاند و خواهنددید، که نمیدانند برای تخریب آن چهکاری صورت دهند؛ در این میان، کسی چون لدین اعتباری سیاسی برای قمار دارد، ولی دروغپردازانی چون «فارس» و «کیهان» و رسانهی بهاصطلاح «ملی»، با آن پیشینهی تباه فریبکارانه، فقط جهت کشف دروغپردازی تازهیشان، ایجاد اندکی زحمت میکنند....
کلمه – یوسف رحمانی:
مایکل لِدین، از چهرههای امنیتی نزدیک به نومحافظهکاران آمریکایی و صهیونیستها، که یکی از چند نفر ثابت مورد استناد حسین شریعتمداری، در اتصاف جنبش سبز به آن نمایشنامهایست که بهدنبال ساخت آن است، در حاشیهی پرداختن به علت مخالفت چاک شامِر، سناتور دموکرات، با توافق هستهای، یادداشتی را در نشریهی «فوربس» منتشر، و ادعای ذیل را در آن مطرح کردهاست. (اینجا)
لدین در این یادداشت میگوید در بحبوحهی اعتراضات ۸۸، شامر، از طرف وزارت امور خارجهی ایالات متحد، نمایندگی یافته، تا از طریق واسطهای در والاستریت، با رهبران این جنبش در تهران تماس بگیرد، و از ایشان بپرسد که دولت آمریکا میخواهد بداند در قبال این جنبش چه باید بکند، و چه نباید بکند.
بنا بهادعای لدین، پاسخ در یادداشتی ۸صفحهای، بدون امضا، تنظیم و به آمریکا ارسال میشود. او میگوید با واسطهی بینام ساکن در والاستریت صحبت کرده، و او گفته این پاسخ بهدست شامر رسیدهاست؛ با این حال، وزارت امور خارجهی ایالات متحد میگوید چیزی دربارهی آن نمیداند، و دفتر شامر هم از پاسخ خودداری میکند. یادداشت مورد ادعا از اینجا قابل دریافت است.
چنانکه دیده میشود، تا اینجا فقط ادعاست که از جانب لدین مطرح شدهاست، اما اینجا دو دلیل از سوی لدین اقامه میشود: یکی اینکه اظهارات شامر در مخالفت با توافق هستهای، گویی «پژواک» همان یادداشتیست که لدین میگوید از رهبران جنبش سبز در تهران برای شامر ارسال شدهاست؛ دیگر آنکه لدین «نمیتواند تصور کند شامر نتوانستهباشد این یادداشت را به هیلاری کلینتون [وزیر امور خارجهی وقت آمریکا]، دوست و همدانشگاهی سابقش برساند». عبارت نقلقولشده، عین آنچیزیست که لدین در این یادداشت مطرح میکند.
تناقض روشن است: لدین اول مدعی میشود شامر از طرف دولت آمریکا مأمور ارتباط با سران معترضان در تهران شدهاست، ولی بعداً برای اثبات ادعایش، ناگزیر از توسل به «تصور» میشود. اگر شامر برای این کار مأموریت داشته، و نتوانسته پاسخ ارسالی رهبران جنبش سبز را به دولت آمریکا برساند، قاعدتاً باید استعفا بدهد؛ شاید هم دولت آمریکا به چنان عجزی رسیده که چنین پیام مهمی قابل تبادل در آن نیست (!). وانگهی، لدین توضیح نداده که سازوکار احراز اینکه اظهاراتی «پژواک» یک یادداشت بینامونشان است، چیست و، از این گذشته، وقتی میگوید در تهران «چند نفر روی این یادداشت» کار کردهاند، فقط به ذکر اینکه «دلایل خوبی» برای این ادعا در دست دارد، اکتفا میکند. لابد شبیه «دلایل خوبی» که همیشه در دست شریعتمداری است و کس دیگری از آنها خبر ندارد.
وقتی چنین تناقض بزرگی در اظهارات لدین وجود دارد، دیگر نیازی به بررسی نامهای که او مدعیست از تهران برای دولت آمریکا ارسال شده، وجود ندارد؛ بهبیان حقوقی، اشکال شکلی ادعای لدین آنقدر بزرگ است، که برای ردّ آن، بینیاز از اشکال ماهوی به نامهی مورد ادعای وی هستیم: نامهای بدون امضا، که حتا دلیلی برای اثبات صحت تاریخ آن هم وجود ندارد. در واقع، کل ماجرا به یک خیالپردازی شبیه است؛ سناریوسازی امنیتیای که یادآور سناریوسازیهای تلخ دستگاههای امنیتی نظام است ـــ ظاهراً شیوهی آموزش نیروهای اطلاعاتی در همهجای دنیا یکسان است.
واقعیت آن است که مایکل لدین چهرهی نسبتاً سرشناسیست؛ با این حال، چرا مرتکب چنین اشتباه مهلکی میشود؟ دلیل آن روشن است: او، که بهدلیل صبغهی سیاسیاش، و تعلقش به جناح جنگسالاران آمریکا – اسرائیل، اساساً با هرگونه گفتوگو با حکومت ایران مخالف است، طبعاً از حصول توافق هستهای شدیداً ناخشنود است: شکستن فضای ایرانهراسی، برای زوال گفتمان نومحافظهکاری در آمریکا و اسرائیل، از مهمترین شتابدهندههاست؛ خصوصاً اینکه جیب جنگطلبان و کسبهی خارجی تحریم را خالی میکند.
اشتباه مهلک لدین، که بهواسطهی پیشینهی امنیتیاش در سناریوسازی چیرهدست است، از همینجا ناشی میشود: او برای بهشکستکشاندن توافق هستهای، دارد به آب و آتش میزند، و یکی از بهترین ابزارها برای نیل به این مقصود، آن است که بکوشد تصویری از ایران نشان دهد تا بگوید تحولخواهان ایرانی با این توافق مخالفاند و، بدینترتیب، لباس خوشرنگی بر تمایلات سیاسیاش بپوشاند: مثلاً اینکه این توافق روند مردمسالاری را در ایران کُند میکند؛ همان حرفی که بخشی از جنگطلبان و کسبهی داخلی تحریم لقلقهی زبانشان است؛ در حالی که در ایرانِ امروز، جز جنگطلبان، و کسبهی تحریم، از همهی طیفهای سیاسی، کسی مخالف توافق هستهای نیست و، چنانکه بهکرّات استدلال شده، این توافق، بهدلایل گوناگون، وضع مردم را از جنبههای متنوع بهبود خواهدبخشید.
اگر لدین بهواسطهی منافعی که در شکست توافق دارد، چنین ابلهانه از سرمایهی سیاسیاش برای خیالپردازی بهرهبرداری میکند، کسانی هم در داخل هستند، که خیالپردازی وی را باور کنند، و برای کوبیدن جنبش سبز و همراهان صدیق آن، قلمفرساییها کنند. مایکل لدین و امثال وی، صرفنظر از ملیتشان، چنان از توافق هستهای لطمه دیدهاند و خواهنددید، که نمیدانند برای تخریب آن چهکاری صورت دهند؛ در این میان، کسی چون لدین اعتباری سیاسی برای قمار دارد، ولی دروغپردازانی چون «فارس» و «کیهان» و رسانهی بهاصطلاح «ملی»، با آن پیشینهی تباه فریبکارانه، فقط جهت کشف دروغپردازی تازهیشان، ایجاد اندکی زحمت میکنند.
* * *
درباره موج اخیر حملات امپراتوری دروغ به سران محصور جنبش سبز، این مجموعه مطالب را بخوانید:
چرا مایک لدین «حجت» دلواپسان است؟
وقتی دروغ صهیونیستها برهان قاطع دلواپسان میشود
ترجمه نامهای که دلواپسان به دروغ به سبزها نسبت میدهند
کدام عقل سلیمی باور میکند این نامه متعلق به سبزها و موسوی باشد
تناقضهای یک نمایشنامه: تلاش برای برهم زدن توافق هستهای به هر قیمت
تمسک به اسرائیلیات جنگطلبان آمریکایی؛ استیصال اقتدارگرایان در برابر جنبش سبز













