سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تمسک به اسرائیلیات جنگ‌طلبان آمریکایی؛ استیصال اقتدارگرایان در برابر جنبش سبز...
» وقتی مواضع صریح میرحسین موسوی، سند رسوایی دروغ‌پردازان می‌شود

تمسک به اسرائیلیات جنگ‌طلبان آمریکایی؛ استیصال اقتدارگرایان در برابر جنبش سبز

چکیده :غارتگران بیت المال که این روزها "اسناد رسوایی هایی مالی" شان یکی پس از دیگری رو می شود، با آدرس غلط دادن به افکار عمومی در صدد لاپوشانی و تبرئه دلواپسانی هستند که تا همین دیروز در دفاع از تحریم ها و حمله نظامی به کشور شاخ و شانه می کشیدند و از قبل تحریم های کمرشکنی که به ملت تحمیل شده بود، کاسبی ها کردند و میلیاردها دلار از پول این ملت را اختلاس کرده و به حساب های بانکی خود واریز نمودند....


کلمه – سیدحامد آرین:

– “این جانب به صراحت اعلام می دارم به هیچ وجه جنبش سبز به خارج وابستگی ندارد و با این مسئله مخالف است و تحت تأثیر این مسائل نیز قرار نمی گیرد و بر اساس منافع ملی حرکت می کند و کارهای ما ارتباطی با بیگانه ندارد.”

– “ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی. تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین الملل هر کشوری به دنبال منافع ملی خود است.”

– “ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم، به زودی پشیمان خواهیم شد.”

این موضع گیری های صریح میرحسین موسوی است که بعد از انتخابات مهندسی شده به روشنی خطوط قرمز جنبش سبز را برای دوستان و دشمنان ترسیم کرد. موضع گیری هایی که طی نزدیک به چهار دهه فعالیت سیاسی این سیاستمدار دین مدار، همواره در سخن و عملش نمایانگر بوده است. اگر امروز میرحسین در حصر نبود و می توانست آزادانه پاسخ افتراهای اخیر و کشف های جدید اقتدارگرایان را بدهد، احتمالا چیزی بیش از این نمی گفت.

طی شش سال گذشته اقتدارگرایان که چشم بر همه سوءمدیریت ها و خسران های تیم رییس دولت دهم بسته بودند و همراه و همگام با آنان زمینه فسادهای عظیم اقتصادی، رانت خواری های کلان و حمله قدرت های خارجی به کشور را ایجاد کرده بودند، این روزها باز توپخانه خود را به سوی “مرد” ی نشانه گرفته اند که نه حصر اندکی از استقامت و باور او کم کرده و نه این همه بهتان ها و افتراها ذره ای از محبوبیت مردمی او کاسته است.

سال گذشته وقتی حسین شریعتمداری در برابر شعار دانشجویان “حرف ما یک کلام، نخست وزیر امام” مستاصل مانده بود، از کشف جدید خود “مایکل لدین” جنگ طلب امریکایی پرده برداری کرد و با اشاره به کاغذ پاره هایی که “سند” می خواند، مدعی شد: این اسناد نشان می‌دهد تحریم‌ها را سران فتنه به آمریکا پیشنهاد کردند. اسناد را که نمی‌توان جابه‌جا کرد! وی همچنین ادعا کرد که در 21 خرداد (11 ژوئن) آقای مایکل لدین در مصاحبه با نیویورک تایمز می‌گوید: فردا در ایران یک انتخابات برگزار نخواهد شد، بلکه انقلاب رنگی کلید می‌خورد!

یک سال طول کشید تا ستاد بحران سازی برای کشور به نامه بی نام و نشانی که از طریق سناتور شامر برای گروهی که اینک از نظر کیهان نشینان “سبز” نامیده می شود نه “فتنه”! دسترسی پیدا کرد و خوراک مناسبی را برای رسانه ها و سایت های دنباله رو خود فراهم کرد. سایت ها و رسانه هایی که به تعبیر مشاور رئیس جمهور با استفاده از “بودجه دفاعی” کشور، رسالت خود را تزریق دروغ و بحران به جامعه تعریف کرده اند.

در اینجا بنا نداریم به سابقه اقتدارگرایان در زمینه سازی حمله به ایران و کشاندن کشور به ورطه سقوط و اعمال تحریم های سنگین سخنی به میان بیاوریم که برای آشنایان با الفبای سیاست اظهر من الشمس است. اینک که توپخانه اقتدارگرایان در تحمیل هزینه های سنگین به کشور تاحدی از کار افتاده و “عقلا” جای “شعاردهندگان” را تا حدی پر کرده اند، بار دیگر رسانه های آنان به سندسازی و اتهام زنی روی آورده اند؛ اتهاماتی که به قول حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی، از رهبران در حصر جنبش سبز، حتی مرغ پخته را هم به خنده وا می دارد.

این روزها فارس و کیهان و سایر وابستگان به مانور بر روی ادعای اخیر مایکل لدین درخصوص نامه ای که سناتور شامر برای گروهی که با عنوان کلی ” گروه موسوی” خوانده، پرداخته اند و با آب و تاب پاسخ بی نام و نشان و امضای آن را که به تایید هیچ نهاد و حزب و گروه شناسنامه داری نرسیده است، در سطح گسترده منتشر کرده و ده ها بار نام “جنبش سبز” و “میرحسین موسوی” را به میان آورده اند تا به خواننده القا کنند که جنبش دمکراسی خواهی و برخاسته از بطن جامعه جنبش سبز، همگام با جنگ طلبان امریکایی حرکت می کرده و خواستار براندازی جمهوری اسلامی بوده است!

* * *

درباره موج اخیر حملات امپراتوری دروغ به سران محصور جنبش سبز، این مجموعه مطالب را بخوانید:

مایکل لدین کیست

چرا مایک لدین «حجت» دلواپسان است؟

وقتی دروغ صهیونیست‌ها برهان قاطع دلواپسان می‌شود

ترجمه نامه‌ای که دلواپسان به دروغ به سبزها نسبت می‌دهند

کدام عقل سلیمی باور می‌کند این نامه متعلق به سبزها و موسوی باشد

تناقض‌های یک نمایش‌نامه: تلاش برای برهم زدن توافق هسته‌ای به هر قیمت

تمسک به اسرائیلیات جنگ‌طلبان آمریکایی؛ استیصال اقتدارگرایان در برابر جنبش سبز

* * *

در نامه ای که مایکل لدین منتشر کرده، نظام جمهوری اسلامی ایران با شدیدترین و اهانت آمیزترین الفاظ توصیف شده و پاسخ دهندگان با اشاره به بخش‌هایی از تاریخ ایران مدعی هستند که مسیر دموکراسی در ایران با وقوع انقلاب اسلامی منحرف شد و براین اساس انقلاب اسلامی را مترادف با جریان‌های تکفیری در منطقه معرفی می‌کنند.

انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست‌ ساله ملت

بهتر است مدیران مسئول و گردانندگان این خیمه شب بازی تازه، به جای پر و بال دادن به سخنان جنگ طلبان امریکایی که این روزها همداستان با اسراییل از توافق هسته ای خشمگین هستند، به حافظه خود مراجعه کنند تا به یاد بیاورند که “میرحسین موسوی” نخست وزیر منتخب امام خمینی در هشت سال دفاع مقدس کیست و چه موضع گیری های صریحی در دفاع از مبانی انقلاب اسلامی و مخالفت با دخالت بیگانگان در امور داخلی کشور داشته است.

میرحسین موسوی صراحتا گفته بود که همه دغدغه اش برای ورود دوباره به عرصه سیاست دفاع از اصول سه گانه انقلاب اسلامی “استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی” و پاسداری از خون شهیدان هشت سال دفاع مقدس بود. انقلاب اسلامی در نگاه این سیاستمدار انقلابی “عهد نورانی” است نه “انحراف از دمکراسی”.

از نظر این رهبر در بند جنبش سبز، نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست‌ ساله ملت ایران است که با استبداد و عقب‌ماندگی مبارزه کرده است. میرحسین می گوید که جمهوری اسلامی نظامی‌است که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه‌ اصیلش به اجرا درآید، تمامی خواسته‌های ما را در بر می‌گیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد.

میرحسین موسوی از نوادر انقلابیونی است که هنوز بر آرمان های خود وفادار است و همواره برای این نسل سومی هایی که از انقلاب می پرسند و نمی دانند چرا پدرانشان به خیابانها رفتند و به رهبری عالمی فرزانه بساط دیکتاتوری را برچیدند، داستان انقلاب را بازمی گوید که سی سال پیش از این در کشور ما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ از انقلابی می گوید که برای آزادی، انقلابی برای احیای کرامت انسان‌ها، انقلابی برای راستی و درستی بر پا شده بود. از ”سرمایه‌های عظیمی از جان و مال و آبرو” یاد می کند که در “زمان امام روشن ضمیر” در پای تحکیم این “بنای مبارک” گذارده شد و دست‌آوردهای ارزشمندی را به ارمغان آورد. میرحسین از “نورانیتی” می گوید که تا پیش از آن جامعه تجربه نکرده بود و از “حیاتی نو” می گوید که به‌رغم سخت‌ترین شداید برای مردم شیرین بود. او که خود یکی از میلیونها شاهد آن صحنه هاست می داند که آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طلیعه‌هایی از حیات طیبه بود. اطمینان دارم کسانی که آن روزها را دیده‌اند به چیزی کمتر از آن راضی نمی‌شوند.

برای کسی که چنین دیدگاه مشخصی نسبت به انقلاب اسلامی و تاثیر آن در سپهر سیاسی ایران دارد، چگونه می توان تصور کرد که از وجود نامه ای مجهول الهویه به سناتور امریکایی!! مطلع باشد که اینگونه کیهان نشینان چشم خود را بر حقیقت بسته و دین و دنیای خود را در اتهام زنی به پاک ترین فرزند انقلاب اسلامی بر باد می دهند.

با تحریم مخالفیم

اقتدارگرایان در بخش هایی از افتراهای بی پایه خود، جنبش سبز و میرحسین موسوی را از حامیان دفاع از تحریم ها معرفی می کنند و گویی فراموش کرده اند که میرحسین موسوی در آن زمان که آنان قطعنامه ها علیه ایران را “کاغذ پاره” می خواندند و برای تحریم های بیشتر سینه چاک کرده و مدعی بودند که تحریم ها کشور را به پیشرفت و استقلال می رساند، به صراحت از همه استادان و فعالان ایرانی خارج از کشور خواسته بود که “در هیچ تحریمی علیه ایران شرکت نکنند.” او تاکید کرده بود که چنین تحریمی “نه تحریم یک دولت،‌ بلکه تحمیل رنج‌های بسیار بر مردمی است که مصیبت دولتمردان مالیخولیازده برایشان کافی است. راه سبز را زندگی کردن به این معناست و ما با اعمال هرگونه تحریمی بر علیه ملت خود مخالفیم.

او که سابقه وزارت خارجه و مدیریت هشت سال سیاست خارجی در میانه آتش را در کارنامه خود دارد می داند که “بر اثر سیاست خارجی غلط و ماجراجویانه دولتی که مردم ما بدان دچار شده‌اند کشور در آستانه بحران‌هایی قرار گرفته است.” او می داند که “بیشترین خسارت آن را قشرهای محروم خواهند پرداخت.” و برای این است که به صراحت و روشنی مخالفت خود را با هرگونه کمک خارجی و تحریم اعلام می کند. میر دربند در خشت خام دیده بود آنچه را امروز آنان دنبال می کنند، و خردمندانه هشدار داده بود: “ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.

این سخنان در حالی بیان می شد که بحث کمک گیری از کشورهای خارجی برای آزادی از یوغ حکومت خودکامه و اقتدارگرا همواره یکی از مباحث جدی میان روشنفکران و گروههایی که خود را مخالف جمهوری اسلامی می دانند بوده است. این افراد با استدلالهای مختلفی سعی داشتند مقوله “استقلال” در قرن بیست و یکم را متفاوت از گذشته تعریف کرده و اینگونه توجیه کنند که مقولاتی چون حقوق بشر و دفع حکومت جائر با استفاده از کمک انسان دوستانه مخل مبانی استقلال ملی نیست و برای برقراری آزادی می توان از چنین کمکهایی بهره گرفت.

اما میر حسین موسوی که اینک قریب پنج سال است بدون هیچ حکمی، محروم از اولیه ترین حقوق انسانی در حصر تاریک اندیشان است، خیلی پیشترها که مردم با حضور سبزشان خیابانهای شهر را زینتی دیگر داده بودند، نسبت به خطر تمایل به استفاده از کمک خارجی هشدار داده و تصریح کرده بود: دشمن خارجی با همراهی یاران جاهل و طماع خود در داخل بر آن است که مطالبات این حرکت عظیم خودجوش را به خوارج بیرون از نظام نسبت دهد و حتی الله اکبرهای از دل برآمده شما را چون قرآن های سر نیزه معرفی کند. بر ماست که با رفتار و گفتار خود این توطئه شوم را خنثی نماییم.

دام بدخواهان و پیش بینی موسوی

نخست وزیر محبوب امام در زمانی که حکومت تلاش داشت با خشن ترین شیوه ها صدای حقانیت مردم را خاموش کند و از هیچ ترفندی برای سرکوب این حرکت اعتراضی اصیل کوتاهی نمی کرد، متواضعانه از مردم درخواست می کرد که با حفظ آرامش و پرهیز از ایجاد تنش، در دام بدخواهان که کوشش می کنند این حرکت گسترده اجتماعی را شورش و اغتشاش و وابسته به بیگانه قلمداد کنند، نیفتند و با زیرکی و هوشیاری این توطئه ها را مهار نمایند.

کیهان نشینان اتهام “ساختار شکنی” را با استناد به یک سخنان یک تحلیل گر امریکایی که از حامیان جدی جنگ با ایران و از مخالفان اصلی توافق هسته ای است، به کسی زده اند که آن زمان که رفقایشان مشغول غارت بیت المال بودند و با اعلام مواضع افراطی خود نظام بین الملل را در برابر ایران قرار داده بودند، با دلسوزی و شفقت، همچون یک حکیم، افق پیش رو را برای کسانی که شعارهای “ساختارشکن” داشتند ترسیم می کرد و به آنان گوشزد می کرد که “وضعیت بدتر” را به یاد داشته باشند. وضعیتی که این روزها در کشورهای همجوارمان در جریان است. کشورهایی که در اثر نزاع های قومی و گروهی، راه را برای ورود بیگانگان فراهم کردند. ورودی که نه “آزادی” به ارمغان آورد نه “دمکراسی”. او می گوید: “افغانستان و عراق دو عبرت بزرگ در دو سوی سرزمین ما هستند که هرگز نباید آنها را از نظر دور کنیم. البته این عبرت‌ها ما را از استیفای حقوقمان منصرف نمی‌کنند، زیرا ما آن صبوری و دانایی را داریم که بدون پرداختن چنین هزینه‌‌های سنگینی سرنوشت خود را بهبود ببخشیم.

ماجراجویی های هسته ای و تحریم های خارجی

برای اقتدارگرایان که فراموش کرده اند زمانی را که دولت احمدی نژاد سرمست از دستاوردهای هسته ای خود را برای “رهبری جهان” آماده می کرد، میرحسین موسوی با انتقاد از آلودگی مناسبات بین المللی کشور به اغراض تبلیغاتی پیش بینی کرده بود که اینان “به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهند کرد.” نخست وزیر محبوب امام به سابقه فعالیتهای هسته ای که از سالها پیش توسط دانشمندان ایرانی برای مقاصد صلح دوستانه به آرامی پیش می رفت، اشاره کرده و گفته بود که چگونه این استفاده تبلیغاتی از توانمندی هسته ای کشور چند “تحریم برای ملت” به همراه آورد.

وی منتقد کرنش دولتمردان در برابر صاحبان قدرت جهانی بوده و هست، و چه نیک پیش بینی می کرد که “حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.

وی بر می شمرد همه آنچه را که در مشروعیت یک نظام سیاسی مد نظر است. او از پشتوانه مردمی حکومتی می گوید که رای مردم را به غارت برده و از شکافی که این روزها با رفتارهای غیرعقلایی حاکمان پر ناشدنی است و می پرسد از این “شیفتگان قدرت” که “با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟” میرحسین موسوی می داند در سایه یک ملت منسجم و هماهنگ است که هیچ کشوری طمع نمی کند و هیچ حاکمی به ثمن بخس منابع و بازار ملی به غارت نمی برد.

غارتگران بیت المال که این روزها “اسناد رسوایی هایی مالی” شان یکی پس از دیگری رو می شود، با آدرس غلط دادن به افکار عمومی در صدد لاپوشانی و تبرئه دلواپسانی هستند که تا همین دیروز در دفاع از تحریم ها و حمله نظامی به کشور شاخ و شانه می کشیدند و از قبل تحریم های کمرشکنی که به ملت تحمیل شده بود، کاسبی ها کردند و میلیاردها دلار از پول این ملت را اختلاس کرده و به حساب های بانکی خود واریز نمودند.

اتهام زنی های بی اساس به میرحسین موسوی، از معماران دلسوز جمهوری اسلامی و جنبش مردمی سبز، مثل همیشه راه به جایی نمی برد (عرض خود می بری و زحمت ما می داری). اما به اقتدارگرایان یاد آوری می شود به جای توسل به اسرائیلیات و جعلیات جنگ طلبان امریکایی که این روزها کعبه آمال دلواپسان داخلی شده اند، در پیشگاه ملت خود سر تواضع فرود آورند و پوزش بطلبند برای همه هزینه هایی که به این مردم طی همه این سالها تحمیل کرده اند.

ای کاش گردانندگان سایت های امنیتی که با اشتیاق سخنان بی اساس جنگ طلبان امریکایی و اسراییلی را تیتر یک می کنند، شهامت داشته باشند و مواضع صادقانه میرحسین موسوی را هم در مقابل دیدگان خوانندگان خود قرار دهند؛ تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد.

مردم به درستی می دانند که “جنبش سبز با هر اقدامی که برخلاف منافع ملی و ناقض اصل استقلال باشد مبارزه می کند و این مسئله را در زمره موازین محوری خویش می داند.” و میرحسین موسوی هیچ بهانه ای را برای خدشه دار شدن استقلال ملت نمی پذیرد.

«يريدون ليطفئوا نور الله بأفواههم والله متم نوره ولو كره الكافرون»


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.