چرا آگاهیبخشی عمومی؟
چکیده :در شرایطی که از یکسو دچار سانسوری بهدرازای تاریخمان هستیم و، از سوی دیگر، دچار بمباران خبریِ موجد آگاهی کاذب هستیم، جهت تمهید مقدمات کنشگری برای بهبود وضعیت کشور در راستای منافع ملی ایران، بیش از هر چیز نیازمند آگاهیبخشی عمومی هستیم. روزنامهی «کلمه» در این چهارصد شماره، با آرمان سترگ آگاهیبخشی عمومی، بهعنوان پیشدرآمد هرگونه کنشگری مصلحانه و در راستای منافع ملی، راهکار پیشروی با گامهای کوچک را برگزیدهاست: انتشار روزنامهای تکبرگی جهت توزیع مردمی برای بیشترین مخاطبان، بهنحوی که ترکیبی متناسب از خبر و تحلیل سره را به آنها عرضه کند....
کلمه – بامداد راد:
امروز چهارصدمین شمارهی روزنامهی «کلمه» منتشر میشود؛ رسانهای که برای شکستن انسداد خبررسانی تحت سانسور پدید آمد، برای بسط این ایده که میتوان علیه خبرهای یکسویه و، حتا، بعضاً خبرسازیهای رسانههای اقتدارگرا ایستادگی کرد، و در جهت آگاهیبخشی به عموم مردم کوشید ـــ تلاشی که با پیروی از رهنمود میرحسین موسوی، مبنی بر ضرورت آگاهیبخشی عمومی، پایه گرفت و ادامه یافت. خوب است در این مقطع، به تأملی در این ضرورت بپردازیم.
واقعیت این است که جریان خبر در ایران، هیچگاه آزادانه نبودهاست؛ چه در پیش، و چه در پس از انقلاب ۱۳۵۷، همواره سانسور بر این جریان سیطره داشته، و بهبهانههای گوناگون، در مسیر گردش اطلاعات در جامعه، مانع ایجاد کردهاست. پیآمد این عدم شفافیت در گردش اخبار، تمهید امکان اقتدارگرایی، و فرار حاکمان از ایفای مسئولیت در قبال تخلفاتشان، بودهاست.
ظهور اینترنت و شبکههای اجتماعی، تا حدی امکان سدسازی اقتدارگرایی را در برابر جریان آزاد اطلاعات گرفت؛ بدینترتیب، در عصر ارتباطات گستردهی جهانی، نهتنها در ایران، که در عرصهی جهانی، دولتمردان کمتر از گذشته میتوانند با تمسک به سانسور، سوءاستفادههایشان را از قدرت مخفی کنند.
با این حال، این پهنهی گستردهی اطلاعرسانی، آفات خود را نیز دارد؛ اگر امکان انتشار آزادانهی اطلاعات را فراهم میکند، تا بدینواسطه سیاستپیشگان خود را مبسوطالید نپندارند، و بساط ستم را نگسترند، این خطر را نیز دارد که مردم را در معرض بمباران خبری قرار دهد. این نکته را باید دقیقتر بررسید.
جریان آزاد اطلاعات، امکان انتشار خبر را در گسترهای پهناور فراهم میکند، و این گسترهی پهناور، مخاطبان اخبار را در معرض انبوهی از خبرهای سره و ناسره قرار میدهد. مخاطبی که در معرض این حجم از خبر قرار میگیرد، دچار نوعی آگاهی کاذب میشود: او مقدار فراوانی خبر دریافت میکند، و تصور میکند از همهچیز باخبر است؛ در حالی که او با دریافت این میزان خبر، اساساً امکان تجزیه و تحلیل آنها را از دست میدهد ـــ بههرحال، مغز آدمیزاد ظرفیت پردازش محدودی دارد.
بدینترتیب، مخاطب این حجم عظیم از خبر، به عاملی منفعل در معرض انبوهی از اطلاعات تبدیل میشود، که این گمان کاذب را در او ایجاد میکند که «میداند»؛ در حالی که منفعلانه در معرض بمباران خبری قرار دارد، و بهسختی میتواند خبر را تحلیل کند، تا به آگاهی صادق دست یابد.
این آگاهی کاذب برای کنشگران اجتماعی زیانبار است؛ فعالانی که بهدنبال بهبود وضعیت جامعه هستند، اولاً باید بتوانند به آگاهی راستینی از متغیرهای کلیدی جامعه دست یابند، و وقتی به این امر دست نمییابند، از کنشگری بازمیمانند، و یا اگر در این عرصه گام بردارند، بهدلیل فقدان آگاهی راستین، بهعنوان پیشفرض هرگونه کنشگری، نمیتوانند از عهدهی این امر بهخوبی برآیند.
بدینترتیب ضرورت آگاهیبخشی عمومی رخ مینماید؛ در شرایطی که از یکسو دچار سانسوری بهدرازای تاریخمان هستیم و، از سوی دیگر، دچار بمباران خبریِ موجد آگاهی کاذب هستیم، جهت تمهید مقدمات کنشگری برای بهبود وضعیت کشور در راستای منافع ملی ایران، بیش از هر چیز نیازمند آگاهیبخشی عمومی هستیم.
در چنین شرایطی، روزنامهی «کلمه» به چهارصدمین شمارهی خود رسیدهاست؛ رسانهای که با آرمان سترگ آگاهیبخشی عمومی، بهعنوان پیشدرآمد هرگونه کنشگری مصلحانه و در راستای منافع ملی، راهکار پیشروی با گامهای کوچک را برگزیدهاست: انتشار روزنامهای تکبرگی جهت توزیع مردمی برای بیشترین مخاطبان، بهنحوی که ترکیبی متناسب از خبر و تحلیل سره را به آنها عرضه کند، و امیدوار است توانستهباشد در این مسیر بهنیکی گام بردارد.













