سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ضرورت تجدیدنظر در سرمایه‌گذاری‌های برون‌مرزی جمهوری اسلامی...
» پرسشی مهم پیش روی سیاست‌خارجی نظام: چند بار باید از یک سوراخ گزیده شویم؟

ضرورت تجدیدنظر در سرمایه‌گذاری‌های برون‌مرزی جمهوری اسلامی

چکیده :سیاست خارجی جمهوری اسلامی این روزها بیش از هر زمان دیگری واقع بین شده و از دو مهلکه افراط و تفریط فاصله گرفته است. نه سخن آنها که تصور می کنند باید به نام انقلابی گری همه اولویت های ملی را کنار گذاشت دیگر خریدار چندانی دارد و نه واکنش آن دیگران که با شعار «نه غزه نه لبنان» می خواستند مسجدیان از چراغ ِ روا به خانه دست بردارند. در این بین، یک سوال هنوز جای پرسش و بحث دارد: آیا سرمایه گذاری های مادی و معنوی نظام در سالیان گذشته، ما به ازای قابل قبولی داشته است؟ حضور خالد مشعل در عربستان، آخرین پاسخ ناگواری است که در مقابل این پرسش قرار می گیرد....


کلمه- گروه سیاسی: سیاست خارجی جمهوری اسلامی این روزها بیش از هر زمان دیگری واقع بین شده و از دو مهلکه افراط و تفریط فاصله گرفته است. نه سخن آنها که تصور می کنند باید به نام انقلابی گری همه اولویت های ملی را کنار گذاشت دیگر خریدار چندانی دارد و نه واکنش آن دیگران که با شعار «نه غزه نه لبنان» می خواستند مسجدیان از چراغ ِ روا به خانه دست بردارند. در این بین، یک سوال هنوز جای پرسش و بحث دارد: آیا سرمایه گذاری های مادی و معنوی نظام در سالیان گذشته، ما به ازای قابل قبولی داشته است؟ حضور خالد مشعل در عربستان، آخرین پاسخ ناگواری است که در مقابل این پرسش قرار می گیرد.

به گزارش کلمه، هنوز هم تحلیلگران و سیاستمداران غربی یکی از دلایل بی اعتمادی به حکومت ایران را حمایت از حماس می دانند، سازمانی فلسطینی که بر نوار غزه حاکم است و غرب ادعا می کند که تشکیلاتی تروریستی است. سال هاست که ایران به دلیل حمایت از حماس هزینه می دهد، از هزینه های دیپلماتیک گرفته تا هزینه های مالی و نظامی که مقامات ایران بارها به آن اذعان کرده اند.

حالا بلافاصله پس از توافق هسته ای میان کشور های غربی و ایران، خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی حماس به دیدار پادشاه عربستان سعودی می رود، کشوری که مهمترین رقیب ایران به شمار می رود و تلاش زیادی کرد تا مانع توافق هسته ای شود. توافق جامع هسته‌ای در آینده پیامدهای گسترده‌ای خواهد داشت که به مذاق بسیاری از سران کشورهای منطقه خاورمیانه خوش نخواهد آمد.

خالد مشعل روز جمعه (۱۷ ژوئیه) پس از سه سال تیرگی روابط دو طرف با ملک سلمان٬ پادشاه عربستان سعودی دیدار کرد. یکی از تحلیلگران رویترز٬ در یادداشتی در این مورد نوشت که ریاض با برگزاری چنین دیداری قصد دارد اتحاد اعراب را در مواجهه با آنچه از سوی آنها «تهدید ایران» خوانده می‌شود، به نمایش بگذارد. به گفته او عربستان اعتقاد دارد که توافق اخیر ایران و قدرت‌های جهانی٬ جمهوری اسلامی را به تهدیدی جدی‌تر برای کشورهای منطقه تبدیل کرده است.

اینکه عربستان سعودی سال هاست تلاش می کند از قدرت منطقه ای ایران بکاهد و در این مسیر به دنبال یافتن همپیمان است موضعی جدید یا پیچیده نیست، اما اینکه رئیس دفتر سیاسی حماس در این راه با عربستان همراه شود جای تامل جدی دارد. چه این چرخش را به حساب تعصب عربی یا ضد شیعی بگذاریم و یا پیگیری منافع گروهی، قطعا چرخش حماس از اتحاد با ایران به سمت عربستان هیچ ارتباطی با «آرمان فلسطین» ندارد.

در واقع از دی ماه ۱۳۹۰، که خالد مشعل پس از سال ها از سوریه خارج شد و اعلام کرد که دیگر به آنجا باز نخواهد گشت روابط این گروه با ایران نیز تغییر کرد. مشعل پیش از ترک سوریه در دیدار با بشار اسد به او هشدار داد که دست از کشتار مسلمانان سنی مذهب سوریه بردارد و با مخالفان خود گفت‌و‌گو کند.

مهر ماه ۱۳۹۱، گروه حماس امضای هر گونه توافق نامه ای را برای کمک به ایران در جنگ مقابل اسرائیل در صورت حمله این رژیم به تاسیسات هسته ای ایران تکذیب کرد. صلاح البردویل سخنگوی حماس در بیانیه ای اعلام کرد که گزارش سایت اسرائیلی دبکا درباره سفر محمود الزهار از رهبران حماس به تهران و توافق او درباره حمایت نظامی از ایران تکذیب می شود.

به گزارش دویچه وله، از ابتدای سال جاری میلادی نیز که ملک سلمان بر مسند پادشاهی عربستان نشست٬ این کشور تلاش کرده تا با تشکیل اتحادی از کشورهای سنی‌مذهب با ایران و هم‌پیمانان منطقه‌ای‌اش مقابله کند؛ به همین خاطر بر حمایت‌های خود از مخالفان رژیم بشار اسد افزوده و جنگ در یمن را علیه شبه‌نظامیان شیعه حوثی که تحت حمایت ایران‌اند٬ آغاز کرده است.

به نوشته رویترز، اکنون عربستان در وضعیتی است که می‌خواهد تا جایی که امکان دارد بر شمار متحدان خود علیه ایران بیفزاید. به همین خاطر تلاش آنها برای ارتباط با مالزی یا حماس بخشی از یک پروژه خوانده شده که این هدف را دنبال می‌کند: جذب هرچه بیشتر متحدانی که بر سر ضرورت مقابله با نفوذ ایران با یکدیگر هم‌نظرند.

انگس مک‌دوال، تحلیلگر رویترز معتقد است که ریاض با ازسرگیری روابط با حماس می‌تواند از تنش‌های موجود در روابطش با اخوان‌المسلمین هم بکاهد و نقش ایران به عنوان مهم‌ترین مدافع جنبش مقاومت در فلسطین را کم‌رنگ کند. او می‌گوید: «گذشته از این٬ عربستان می‌تواند از این فرصت برای میانجی‌گری میان حماس و فتح بهره گیرد و پلی برای پر کردن شکاف پدید‌آمده میان آنها بسازد.»

حماس اولین باری نیست که پس از دریافت کمک های همه جانبه، به سیاست های جمهوری اسلامی پشت می کند. لابد این گروه در راستای منافع خود حرکت می کند و جای تعجبی نیست. هرچند اینکه چنین منافعی تا چه حد با آرمان فلسطین قابل انطباق است، جای پرسش دارد.

اما در هرحال باید از تصمیم گیران ارشد حاکمیت و به خصوص تصمیم سازان در نهادهایی مانند سپاه و … پرسید که با کدام تحلیل و بر اساس چه برآوردی همه تخم مرغ های خود را در سبد گروهی گذاشته اند و اینهمه برایش هزینه مالی و دیپلماتیک پرداخته اند که در چنین مقطع حساسی به این راحتی به ایران پشت می کند؟

تلخی ماجرا اینجاست که این وضعیت شکست گونه در سیاست خارجی، محدود به حماس نیست و در موارد متعدد دیگری نیز تاکنون سرمایه گذاری های خارجی نظام به شکست انجامیده است.

عمر البشیر؛ مشتی از خروار

حدود دو ماه پیش در جریان شکل گیری ائتلاف عربی برای حمله به یمن، یکی از کشورهایی که آمادگی کامل خود را برای همکاری با عربستان اعلام کرد، سودان بود. عمر البشیر، ضمن اعلام حمایت کامل از عربستان، اقدام نظامی در یمن را امری واجب خواند که درنگ در آن دیگر جایز نبود.

فقط این یک مورد هم نبود، و مجموعه اقدامات عمر البشیر به خصوص در یک سال گذشته آنچنان به دور از تعهداتش با ایران بود که چندی پیش وب سایت محافظه کار مشرق در گزارشی او را یک بندباز سیاسی نامید. آن هم در حالی که تا چندی قبل همین متهم بین المللی، مورد حمایت های مکرر و البته بیجای برخی دلواپسان امروزی قرار داشت.

در تاریخ 4 فوریه 2009، دیوان کیفری بین المللی، حکم بازداشت «عمر البشیر» را به اتهام جنایت علیه بشریت در دارفور صادر کرد. در حالی که حکومت عمرالبشیر از سوی دولت‌ها و مجامع غربی زیر فشار شدید قرار داشت، برخی مقامات و نهادهای خاص در ایران حمایت قاطعی از او به عمل آوردند و شخص رهبری و احمدی نژاد هم بر حمایت از دولت سودان تاکید کردند.

ایران اولین کشوری بود که حکم بازداشت رییس جمهور سودان را محکوم کرد و باب شدن چنین رویه‌ای را خطرناک دانست. احمدی نژاد در مهرماه 1390 پس از پایان سفرش به نیویورک مستقیما به خارطوم رفت و بر استحکام روابط ایران و سودان، به ویژه مقاومت در برابر صهیونیست‌ها تاکید کرد. علاوه بر حمایت‌های دیپلماتیک، که در زمانه عسرت البشیر و تلاش برای انزوای جهانی این کشور انجام گرفت، ایران نقش مهمی نیز در دادن کمک‌های فنی، مشاوره‌ای و لجستیک در حوزه نظامی به سودان داشته است.

در سال 1390 بانک توسعه صادرات ایران یک خط اعتباری 200 میلیون دلاری برای تسهیل صادرات به سودان تخصیص داد. مضاف بر این که ایران از سال 1389 ساخت دست کم 6 تصفیه‌خانه آب با اهداف بشردوستانه را در شهرهای مختلف سودان آغاز کرد و تحویل داد. گفتنی است که پیش از این‌ها، علی سعیدلو معاون وقت احمدی نژاد، در اردیبهشت 1391، در راس یک هیات اقتصادی 48 نفره به سودان رفت و ضمن امضای قراردادهای اقتصادی گسترده، چندین پروژه اقتصادی انجام گرفته توسط ایران را افتتاح کرد.

پایگاه خبری العربیه، در تاریخ 25 اکتبر 2012، در پی حمله موشکی رژیم اسرائیل به کارخانه ساخت تسلیحات یرموک در قلب خارطوم، به نقل از کارشناسان دفاعی و امنیتی اسراییلی و غربی، مدعی شد که این کارخانه توسط سپاه پاسداران ایران ساخته شده بود و ایران برخی تجهیزات دفاعی پیشرفته در اختیار دولت سودان گذاشته است. این وبسایت خبری به نقل از «یونا لِف»، پژوهشگر سوییسی از پروژه مستقل «اسمال آرمز سِروی» نوشت، اسناد محکمی مبنی بر وجود هواپیماهای بدون سرنشین، مین‌ها و سایر سلاح‌های ایرانی هستند که به اعتقاد او مستقیما از طرف ایران به سودان داده شده است و در کارخانه‌های سودان تولید نشده‌اند.

اما ورق که برگشت، نه حمایت های دیپلماتیک وفا کرد و نه خرج های بی بازگشت: در مهر ماه 93، دولت سودان طی تصمیمی تعطیلی مراکز فرهنگی جمهوری اسلامی در سودان را به بهانه تبلیغ مذهب شیعه، اعلام کرد.

سودان با متحد دیرین خود کاری کرد که کشورها با دشمن خود هم نمی کنند. کار به جایی رسید که وزیر خارجه سودان به رایزن فرهنگی و کارکنان ایرانی این مراکز اولتیماتوم داد که ظرف 72 ساعت این کشور را ترک کنند. او در پاسخ به درخواست مسؤولان وزارت خارجه کشورمان برای تجدید نظر دولت سودان در این تصمیم و جلوگیری از خدشه‌دار شدن روابط سابقه‌دار و عمیق دو کشور، گفت که رییس جمهور این کشور درخواست ایران را رد کرده است و هیچ جای چانه‌زنی وجود ندارد!

عمر البشیر، در مصاحبه ای با الشرق الاوسط (به تاریخ 11 اکتبر 2014) ضمن دفاع از تعطیلی مراکز فرهنگی ایران، آن را یک گام استراتژیک خواند و گفت که اجازه تبلیغ شیعه را در سودان نمی‌دهد. او آن چه را که درباره روابط استراتژیک ایران با سودان به گوش عربستان می‌رسد را اغراق شده خواند و گفت: ما هیچ روابط استراتژیکی با ایران نداریم. روابط ما با ایران بسیار عادی است.

علی عزت بگوویچ؛ و رفتاری که از آن درس نگرفتیم

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، میان متحدین این کشور در اروپای غربی از جمله یوگسلاوی جنگ داخلی خونینی در گرفت. در آن جنگ، ایران به نحو گسترده‌ای به حمایت سیاسی، اقتصادی و نظامی از بوسنی پرداخت. از کمک های مردمی گسترده تا حضور نظامی، بوسنی را به یک نقطه آرمانی برای نسل بازمانده از جنگ تبدیل کرده بود.

حجم کمک‌های انجام شده روشن نیست، اما توجه مقامات ایران به این منطقه به حدی بود که رهبری، احمد جنتی را بعنوان نماینده ویژه خود در امور بوسنی منصوب کرد. نهادهای خیریه ایرانی همچون کمیته امداد نیز وارد ماجرا شدند و حجم عظیمی از کمک‌های مردمی را جمع آوری و منتقل می‌کردند. ایران در بازسازی بوسنی نیز مشارکت کرد.

اما چند سال بعد که تهران میزبان سران دهها کشور در اجلاس کنفرانس اسلامی بود، علی عزت بگوویچ عضو وقت شورای ریاست جمهوری بوسنی و هرزگوین چنان موضعی علیه ایران گرفت که هنوز خاطره تلخ آن در کام دیپلمات های ایران مانده است. بعد از آن، آرمان حمایت از مظلومان هیچ وقت فراموش نشد، اما دیگر بوسنی برای ما بوسنی سابق نبود.

گلبدین حکمتیار؛ یکی از بدترین اشتباهات

انتخاب های نادرست برای حمایت از سرمایه گذاری و تعیین عمق استراتژیک و … بیش از این یکی دو مورد است. اما یکی از تاسف بارترین موارد که هنوز و احتمالا پس از این هم هم دامن گیر است و خواهد بود، مورد حزب اسلامی افغانستان و رهبر آن، گلبدین حکمتیار است.

حکمتیار از بدنام ترین بازیگران سیاسی افغانستان است. او که سابقه سیاهی داشت که باید در جای دیگری به تفصیل گفت، در سالهای حکومت طالبان به ایران پناهنده شد و در تهران ساکن شد. حزب او مدتها از حمایت جمهوری اسلامی ایران برخوردار بود و حتی جمهوری اسلامی او را پنهان و تحت چتر امنیتی ویژه قرار داد، ولی پس از سقوط طالبان و خروج از ایران به ناگهان علیه کشورمان موضع گرفت.

آخرین نمونه از موضع گیری های حکمتیار علیه ایران، بیانیه ای است که در سایت آژانس اسلامی افغانستان در تیرماه ۱۳۹۴ منتشر شده و در آن ایران را به «دمیدن در آتش جنگ‌های فرقه‌ای و درگیری‌ها» متهم کرده است. حکمتیار که اخیرا حتی حاضر شده در برابر طالبان با داعش متحد شود، پیشتر نیز اعلام کرده بود که آماده است برای همکاری با نیروهای عربستان سعودی نفرات خود را به یمن بفرستد.

حزب حکمتیار در بیانیه اخیر خود قدرشناسی را به حد اعلا رسانده در بیانیه اش آورده است: اغراق نیست اگر بگوییم که ایران در واقع اسرائیل دیگری برای امت اسلامی است، هم از این نظر که در آتش جنگ‌های فرقه‌ای و درگیری‌ها می‌دمد و هم از این نظر که جنگ‌های داخلی را شعله‌ور می‌کند.

پرسش آخر

قرار نیست از حکمتیار و بگوویچ و عمر البشیر و خالد مشعل،‌ یا دوستان سابق منطقه ای و دینی و یا برخی افراد تحت الحمایه سابق کرد و عراقی، انتظار داشته باشیم تا همیشه خود را وامدار ما بدانند و یا به ما پایبند بمانند. اما می توانیم دست کم این سوال را پیش روی دستگاه دیپلماسی نظام قرار دهیم که کجای کار ما اشتباه بوده که از یک سوراخ چند بار گزیده می شویم؟

و سوال مهمتر این است: چه تضمینی هست که فردا و فرداها متحدان امروز سوری، حوثی های یمن، شیعیان عربستان و بحرین و … سرمایه گذاری های ایدئولوژیک ایران را با خیانت و عداوت پاسخ نگویند؟ آیا حواسمان هست که تصویر آرمان هایمان را در آینه چه کسانی جست و جو می کنیم؟


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.