سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آیا محصوران امروز درباره حصر آیت‌الله منتظری سکوت کرده بودند؟...
» واقعیت‌هایی که علی مطهری نماینده آزاده مجلس به آنها اشاره نکرد

آیا محصوران امروز درباره حصر آیت‌الله منتظری سکوت کرده بودند؟

چکیده :پس از تصمیم ظالمانه و غیر معقول حصر خانگی مرحوم منتظری، مهندس میرحسین موسوی در جلسه ای طولانی با رهبری خطرات این نوع تصمیم گیری و مشکلات ناشی از آن را از زوایای مختلف بیان کرد. هم چنین است پیگیری های بعدی ایشان که البته بی نتیجه ماند....


کلمه- گروه سیاسی:

صاحبنظرانی که آنچه بر کشور در سال های قبل گذشته است را مورد توجه و تیزبینی قرار داده اند به خوبی متوجه اند که بخش عمده ای از نابسامانی ها از بی قانونی یا گریز از قانون متولیان و صاحبان مناصب روی داده است. این گریز از قانون بیماری خطرناکی شده که گریبان کشور را در سطوح مختلف گرفته و هر روز مشکلی تازه را از فسادها و ضعف ها پیش چشمها می گشاید.

زندان و حذف و حصر خانگی صداهای منتقد و مخالف و معترض هم ناشی از همین وضع است بلایی که هرچند سال چهره نامداری را دچار کرده و هیچ ارگانی هم پاسخگویی آن را به عهده نمی گیرد.

اکنون سه چهره خوش نام نظام و انقلاب – ثلاثه محصوره – قریب ۵ سال است که گرفتار حصری به مراتب دشوار تر و بی قانون تر هستند. گویی هربار آنها که حیات خود را در نادیده گرفتن قانون و گریز از آن می‌دانند با دستی پر تر از تجربه های پیشین دست به این رفتارها می زنند.

این روزها این سوال مطرح است که چرا آنها که خود روزی در مصدر امور مهم کشور قرار داشتند و مسئولیت های کلیدی را در دست داشتند در زمان مسوولیت یا آزادی برای محصورین دوره خود از جمله مرحوم آیت الله منتظری کاری نکردند.

در این باره جادارد تا تاملاتی چند مورد توجه قرار گیرد:

1- در روبرویی با وقایعی که مشمول زمان شده و تاریخی به حساب می آیند آناکورنیسم مشکلی جدی است. آناکورنیسم یا نا به هنگامی یعنی وضعیتی که بررسی کننده در قضاوت های خود تفاوت‌های زمانی وقایع را نادیده بگیرد و رابطه “این‌همانی” میان “اکنون” و “گذشته” برقرار کند. و آنچه که اکنون وجود دارد را مطابق همان چیزی بداند که پیشتر روی داده است. یعنی بررسی یک حادثه در زمانی دیگر با شرایط واقعه ای در زمان حاضر. با کمی آشنایی با تاریخ ایران پس از انقلاب می توان دریافت که شرایط در هر دهه شکلی مخصوص به خود داشته است. اگرچه تمام حصرهای تاریخ معاصر ایران از مرحوم مصدق تا کنون ناشی از بی قانونی و جاه طلبی های سیاسی و ظلمی آشکار بوده است که یک نفر را، یک طیف را چنان قدرتی ببخشد که بتواند قانون را دور زده و درباره سرنوشت فردی به تنهایی تصمیم بگیرد اما شرایط روبرویی با این پدیده در هر دوره متفاوت بوده و آهنگ زمانی و شکل رفتاری خاص خود را داشته است.

2- در همین راستا و در یک بررسی کلی می‎توان دریافت که امروز بلند بودن صدای معترضان در رسانه های آزاد و یا مستقل در سایه برخورداری از امکانات گسترده تکنولوژیک ممکن شده است. امکانی که در دوره های پیشین وجود نداشت. رسیدن به این نقطه از فضای سیاسی حاضر نیز ماحصل جریانات و حوادث بسیاری است که بر کشور گذشته که نتیجه ی آن برآمدن جریان اصلاحگرایی و اوج آن پیوستن صداهای معترض و مصلح در سال 88 در سطوح مختلف سیاسی با مردم به هم و پشتیبانی و همراهی بی وقفه آنها از همدیگر در کنف حمایت قابلیت های بی نظیر فضای مجازی بود که فضای بازتر برای صحبت را فراهم آورده است. نمی شود از نظر دور داشت آگاهی حاصله مردم را در دو نقش حامی پیشقدمان این جریان و نیز نیروی موثر بر این روند وارد صحنه سیاسی کرده و این حضور چشمگیر حمایت گر، نمودهای رفتارهای خودسرانه نظیر حصر را در چشم عموم مورد نقد منفی قرار داده و مطالبه عمومی رفع حصررا افزایش داده است. در این بین فضای درست شده علیه مرحوم آیت الله منتظری به دلایل مختلف و واکنش های افکار جمعی نسبت به آن را نمی شود از چشم دور نگهداشت که در مواردی متاثر از تنها رسانه های محدود و در دست حاکمیت بوده اند.

لذا عبور از این اتفاقات و سنجش اکنون با دوره هایی که هیچ یک از اینها ممکن نبود اشتباه است.

3- از همین منظر و در همین بستر تاریخی است که این سوال پیش می آید که آیا آقایان موسوی و کروبی در برابر حصر مرحوم منتظری بی عمل بوده و سکوت پیشه کرده بودند و اگر جز این بوده آنها در برابر این تخلف چه رفتاری اختیار کردند؟

در مورد اقداماتی که شیخ اصلاحات مهدی کروبی در آن دوره انجام داد، در روزهای اخیر خانواده گرامی ایشان به آن اشاره نموده اند، نه تنها در این مورد بلکه خانواده های زندانی سیاسی آن زمان به خوبی به یاد دارند که ایشان در حد توان و در همان فضای خاص دهه های مزبور پیگیر مسائل ایشان بوده است.

متولیان امر و مسئولین آن سالها خود خبر دارند که در یکی از جلسات مهم شورای عالی امنیت ملی که یکی از اعضای شورا و مقام عاليرتبه وقت قضايي بود با کینه توزی و تحریک حاضران و نشان دادن کپی سخنان مرحوم منتظری در 13 رجب سعی در بحرانی نشان دادن شرایط و فراهم آوردن جو فشار بر مرحوم منتظری بود، این مهندس میرحسین موسوی بود که بی قدرت اجرایی و تنها بنا بر قائل بودن به سیاست اخلاقی و دوستی، با پا فشاری بر فضای آرامش و گذشت و لزوم سعه صدر در برابر نظرات مختلف و جایگاه ایشان در پیش نظر مقلدین آن مرجع بزرگوار و حوزه ها به این نکته اصرار داشت که چرا با کشیدن صحبت های ایشان به فضای وسیع سیاسی کشور در آن سال به دنبال تبدیل کردن این مساله به یک پرونده ملی و تبدیل آن به بحران هستید. همان کاری که با مرحوم آذری قمی انجام شد و کپی صحبت ها و نظرات وی حتی در روستاهای بسیار دور افتاده کشور دست به دست می گشت و فضای عمومی را برای برخورد با ایشان فراهم کرد. همچنین پس از تصمیم ظالمانه و غیر معقول حصر خانگی مرحوم منتظری، مهندس میرحسین موسوی در جلسه ای طولانی با رهبری خطرات این نوع تصمیم گیری و مشکلات ناشی از آن را از زوایای مختلف بیان کرد. هم چنین است پیگیری های بعدی ایشان که البته بی نتیجه ماند. همه اینها مربوط به زمانیست که مهندس موسوی تنها نقش مشاور آقای خاتمی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام را داشت، که نقش تصمیم گیر ندارند و طبعا این مسئولیت ها آن هم در شرایط در حاشیه قرار داشتن طرز تفکر مهندس موسوی و سانسور وی، برای او تنها جایگاه میانجی و رایزن باقی می گذاشت. فضای آن روزگار فضای سخنرانی و بیانیه و اعلام موضع نبود، تحرک عمده ای در میان مردم وجود نداشت. فضای بیان انجام امور و وظایف انجام داده شده هم نبود. از حمایت اینترنت و شبکه ها هم برای بیان حقایق بهره ای نبود. گردش اخبار و بیان مطالبات چهره امروز را نداشت. اما فضای رایزنی و چانه زنی و اعتراض بود که بنا بر مستندات چنین هم شد.

4- در مورد محصورین ثلاثه مهندس موسوی، دکتر رهنورد و شیخ مهدی کروبی باید گفت این سکوت آن ها در برابر انحرافات نظیر حصرهای ظالمانه نبود که آنها را در وضعیتی چنین غیر قانونی و رنج آور دچار کرد. بلکه درست برعکس این “عدم سکوت” آنها در دوره های مختلف بود که سرانجام طاقت از کف صاحبان قدرت و منافع برد. اگر این شخصیت ها با همه این موارد ظلم همراه و همدل بودند و سکوت اختیار می کردند اکنون در آسایش و نعمت های این خان گسترده مشغول گذران زندگی بودند و چنین از همه حقوق انسانی و شهروندی خود بی بهره نمی ماندند. کینه نهفته از عدم همراهی آنها با ظلم ها و بی قانونی ها بود که سرانجام باعث چنین وضعی شد که به گواهی هر انسان متعهد مومن، متمدن و قانون گرایی جز بی اخلاقی و خشونت آشکار، آنهم به سه امین کشور و دلسوز واقعی نظام، نیست.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.