» اندیشه
شهید هدی صابر پس از مرگش همچنان جریان دارد
فعالیت های گسترده شهید هدی صابر و برگزاری جلسات متعدد سبب شده که بسیاری وی را با عنوان «معلم شهید» خطاب کنند. اما شاید برخی از ریز فعالیت های بابی ساندز جنبش سبز مطلع نباشند. برگزاری جلسات «باب بگشا، ضرورت رابطه ی مستمر، همه گاهی و استراتژیک با خدا» در حسینیه ارشاد واپسین و مهم ترین پروژه فکری صابر به شمار می آید. این سلسله جلسات که از شهریور 1387 آغاز گردید بدون هیچ گسستی تا جلسه هفتادم خود در تابستان 89 و زمان دستگیری اش برگزار گردید که متاسفانه شهادت وی فرصت به سرانجام رساندن آن را از شاگردانش دریغ کرد.
تلاشگران راه آگاهی، نمونهی منتظران واقعی
یکی از شرایط از بین رفتن ظلم، بالا رفتن سطح آگاهی مردم جامعه است و باید برای آن تلاش کرد و کسانی که در راه آگاهی مردم تلاش کنند این ها نمونه ای از منتظر واقعی هستند. طبق آیات قرآن کسانی که می خواهند یاری و نصرت خدا را در حرکت های خود داشته باشند، نمی توانند برای از بین بردن باطل هم به هر وسیله ای از جمله ظلم متوسل شوند.
انتظار؛ امید به جهان بدون ظلم و ستم و حقکشی
آموزه «انتظار» به معنای امید به ایجاد جهانی است که در آن ظلم و ستم نباشد و عدل و داد در آن پیاده شود و در آن حق هیچ انسانی زیر پا گذاشته نشود. منتظر واقعی کسی است که تمام آرزو و هدف و تلاشش عدالت خواهی باشد و عدالت و حقوق مردم را بر هر چیز دیگر، حتی اعتقادات و اعمال دینی مقدم سازد.
در كجــــــــا قـــــــرار گرفتهایـــــم؟
با استفاده از مهرهای محرمانه وخیلی محرمانه وجود بحران سیاسی در كشور تكذیب میشود، بحرانی كه دیگر حتی ساكنان روستاهای دورافتاده و زنهای خانهدار نیز وجود آن را لمس میكنند. چه باید كرد؟ از كسانی كه در حوادث دو سال گذشته رنجیده شدند میشنویم كه رویداد این روزها مكافات آن روزهاست. به عبارت دیگر از آنچه كه میگذرد خوشحالند. حال آن كه همه ما در یك كشتی نشستهایم. و حتی یك بند انگشت پیشرفت به سوی آرزوهایمان یك بند انگشت پیشرفت است. و آرزوی ما جاهطلبی برای من یا او نیست، بلكه میخواهیم این آب گلآلودی كه به ما مینوشانند زلال شود و این بحرانی كه دارد همه چیز كشور را به سوی نابودی میبرد آرام گیرد.
شهید بهشتی با توسعه اختیارات رهبری مخالف بود
محمد سروش محلاتی، نویسنده و پژوهشگر حوزه، در این یادداشت نشان میدهد که شهید بهشتی معتقد بود نباید همه اختیارات در اختیار یک فرد یا نهاد قرار گیرد، بنا نیست در نظام حمهوری اسلامی همه خود را با ولی فقیه هماهنگ کنند و خلاصه قرار نیست در انقلابی که هدفش سرنگون کردن دیکتاتوری شاهنشاهی بوده، رهبر نظام جدید به «یک دیکتاتور جدید» تبدیل شود.
سلام بر مصر
سیاست ماکیاولیستی گویا به نفس نفس افتاده است. تحولی که در خاورمیانه در حال روی دادن است تحولی است در سیاست جهانی. عمق این تحول بازگشت قدرت به دست مردم است؛ نه فقط در یک روز رأی دادن و سپس کنار رفتن، بل در حضور و نظارت دایم… نسل جدید خاورمیانه میتواند آرمانشهر دموکراتیک جدیدی را با حفظ دایم قدرت شهروندان و گفتگوی افقی و آزادانه و لاجرم خردورزانه آنها به واقعیت نزدیک کند و جهان را از شر سیاستهای کثیف حاکمانی که تا دیروز چپاولگر حقوق انسانی و مالی مردم واقعی بودند نجات دهند.
دین و سیاست در جامعه مدرن
«دین» و «سیاست» در جهان مدرن چه نسبتی با یکدیگر دارند؟ آیا مذهب امری خصوصی است یا میتواند وارد قلمرو اجتماعی شود؟ این پرسش اصلی سخنرانی دیوید مک للان در انجمن جامعهشناسی ایران بود. هدف سخنرانی او را در یک جمله میتوان چنین خلاصه کرد: همچنان که باورهای سیاسی افراد مسالهای خصوصی نیست، باور دینی فرد نیز نمیتواند محدود به حوزه خصوصی شود.
منشور حقوق بشر امام سجاد(ع)
در میان میراث سترگ دینی ما مسلمانان، رساله حقوق امام سجاد، یکی از فاخر ترین اسناد حقوق بشری است که بسیار فراتر و پیشرو تر از زمانه خود بوده و ملاک ها و پیام هایی را برای ما دارد… رواست این امام ظلم ستیز و حقوق بشر مدار و کرامت باور را بهتر بشناسیم و به سیره اش عمل کنیم، به جای سخنرانی و مداحی نا بجا و ادعا ی کذا، عامل آراسته به رفتاری که حضرت توصیه دارد باشیم.
دین بیاخلاق؛ دینداری زمانه ی ما
امروزه ایرانیان بیش از هر چیز نیازمند یک نهضت و دگرگونی اخلاقی هستند که نخبگان و فرهیختگان و دردمندان جامعه میبایست زمینهساز آن باشند.
جامعهی دیکتاتورپسند و نگاه ابزاری به انسان
هیچ دیکتاتوری نمیتواند انسانها را به ابزار تبدیل کند، اما میتواند انسانها را به سمت و سوی دروغگویی، پنهانکاری، ریاکاری و حتی تملق و چاپلوسی سوق دهد و فرهنگی مسموم در جامعه پدید آورد که هیچکس در آن احساس خشنودی و رضایتمندی نخواهد کرد. آیا گرایش بیسابقهی مردم به اعتیاد، خوشگذرانیهای زهرآلود، سکسهای سیری ناپذیر و هرج و مرج جنسی و حتی عرفانهای عجیب و غریب و مالیخولیایی، از نشانههای همین ناخشنودیها نیست؟
نگرانی شهید بهشتی از گسترش الفبای قدرت
مبادا رفتار من، وضع من، آمد و شد من، در مردم این شك و تردید را به وجود آورد كه ای بابا اینها هم وقتی به مقام و مسند اعمال ولایت و حكومت و اداره جامعه رسیدهاند، اینها هم بو و رنگ طاغوتی پیدا كردهاند.
روششناسی شهید بهشتی راهی برای نیل به توسعه
درباره رابطه دین و توسعه به طور کلی و رابطه اسلام و توسعه به طور خاص از زوایای گوناگونی بحثهایی در بین متفکران و نظریهپردازان برجسته توسعه و فیلسوفان تاریخ و فیلسوفان علم و نیز برخی اسلامشناسان معاصر صورت گرفته که در مورد هرکدام از آنها طبیعتاً میتوان مطالب مفصل و مبسوطی ارائه کرد. اما اگر قرار باشد در حالت اجمال طبقه بندی خیلی فشردهای ارائه شود میتوان به این نکته اشاره کرد که به طور کلی دربین مجموعه داده هایی که از این زاویه در اختیار ما هست کسانی هستند که راجع به امکان پذیری توسعه دینی بحث کرده اندو طبیعتا در بین طیف آنهایی که بحث کردهاند کسانی که موافق امکان پذیری یا مخالف امکان پذیری هستند یا موافق و مخالف مشروط هستند زیاد است اما در بین کسانی که در اصل امکان پذیری توافق دارند به طور کلی میتوان دو گروه را از یکدیگر تفکیک کرد: گروهی که به اعتبار ملاحظات متدولوژیک در این زمینه بحث کردهاند و گروهی که به اعتبار ملاحظات تجربی در این زمینه مباحثی را ارائه کردهاند.
نظر و عمل از ديدگاه شهید بهشتي
به تعبير شهيد بهشتي دو دسته افراد محکم حرف میزنند، یا واصلانند، که خوشا به حالشان که رسیده اند، و چندان به گفتگو و نظرورزی ندارند. عدهاي هم که نمی دانند. با جهل هم می شود محکم حرف زد. من نمیدانم این چه بیماری ست. که گاهی وقتها هم زود به آن دچار ميشوند. بعد در هر عرصهاي هم وارد ميشوند همین طور محکم حرف ميزنند. فقط هم مشکل مربوط به معممين ما هم نیست، اخیرا مكلاهايي داریم که از اینها جلوترند.
باید از جنبشهای دموکراسیخواهانه در منطقه حمایت کنیم
واحدهای سیاسی باید نه تنها خود به ارزشهای انسانی از جمله حقوق شهروندی، آزادی، دموکراسی و حق حاکمیت ملی پایبند باشند بلکه از حرکتهای دموکراسی خواهانه حمایت و پشتیبانی به عمل آورده و از اقتدارگرایی تبری جویند. این موضوع باید به عنوان یک اصل مسلم و خدشه ناپذیر مورد توجه قرار گیرد، خواه این حرکت در بحرین باشد، یا در سوریه و یا در هر کجای دیگر جهان.
نسبت شریعتی و علوم انسانی
در این گزارش که از سوی پایگاه اطلاع رسانی دکتر علی شریعتی منتشر شده، دیدگاههای شش تن از اساتید علوم انسانی و علوم اجتماعی در دانشگاههای تهران به نامهای دکتر حسن محدثی، دکتر محمدامین قانعیراد، دکتر حسین مصباحیان، دکتر محمدجواد غلامرضا کاشی، دکتر هادی خانیکی و دکتر عباس منوچهری درباره نسبت شریعتی و علوم انسانی آمده است.
حقوق اقلیت های دینی در کلام و مرام علی(ع)
خداوند در قرآن مجید می فرماید هیچ اکراهی در دین نیست. اکراه غیر از اجبار است. اکراه آن است که زمینه به گونه ای فراهم شود که فرد با اینکه میل قلبی ندارد به امری تن دهد. اما اجبار آن است که شمشیر بالای سر کسی قرار گیرد تا به امری تن دهد. حال سوال این است که اکر رعایت حقوق شهروندی و حقوق اولیه انسان منوط به داشتن دینی خاص باشد آیا این اجبار فرد به پذیرش دین نیست؟ آیا این تحمیل دین نیست؟
چرا مردم از دین میگریزند؟
کافی نیست که بگوییم رسول خدا و امیر مومنان از حقوق مردم سخن می گفتند و آن را به طور کامل مراعات می کردند، و بدان افتخار کنیم، هر چند در تاریخ اسلام نسبت به تاریخ ملل دیگر افتخار دارد؛ اما برای نسل امروز رفتار پیروان آن بزرگواران معیار داوری است. چه بخواهیم و چه نخواهیم رفتار رهبران مذهبی در این عرصه از عوامل مهم جذب یا دفع مردم به دین شده است.
مبارزه با خرافات، راه و روش پیامبران
عالمان دین در این زمان نیز وظیفه مهم مبارزه با خرافه پرستی را بر عهده دارند. بدون تردید خرفه پرستی و غلو در شان و منزلت هانسان ها ابزاری است که شیادان و دنیا پرستان از آن استفاده وافر می برند. آنان اموری نا معقول و خرد ستیز را به جای دین حقیقی و واقعی به خورد مردم می دهند تابه اهداف دنیوی خود نایل آیند و قدرت خویش را استحکام بخشند. اگر وظیفه اصلی پیامبران مبارزه با این امور بوده است وظیفه اصلی عالمان دین نیز همین است.
علی (ع) چگونه رهبری کرد؟
اگر رهبری بداند کسی حقی دارد، موظف است تا ادای حق او از هیچ کوششی فروگذار نکند. اگر حقی از شهروندی ضایع شود و رهبری از آن با خبر باشد و اقدام نکند فاقد شرايط رهبري شده است. تفاوتی ندارد که این حق اجتماعی باشد یا اقتصادی، سیاسی باشد یا فرهنگی.
گزارش همایش منطقهای تفکر اجتماعی و جامعهشناسی در خاورمیانه معاصر
در همایش منطقهای تفکر اجتماعی و جامعهشناسی در خاورمیانه معاصر که به همت انجمن جامعهشناسی ایران در تاریخ هفتم و هشتم خرداد ماه ۱۳۹۰ در سازمان اسناد ملی ایران برگزار شد، بیش از پنجاه سخنران داخلی و خارجی با ارائه مقالات خود، بحث تفکر اجتماعی و جامعهشناسی در جهان و خاورمیانه را از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار دادند.
امام خمینی و اصالت رای جمهور
مروری بر اندیشههای امام در پاریس و در سخنرانیهای پس از پیروزی انقلاب نشان میدهد که ایشان برای رای «جمهور مردم» اصالت قائل بودند. ولی متاسفانه پس از رحلت ایشان با تلاش عدهای که در مقام حذف جمهوریت بودند، اندیشه جمهوریت به عنوان یک تئوری مغفول واقع شد و مسئله فقاهت بر جمهوریت غلبه پیدا کرد… هیچگاه امام قائل نبود که سخنان او، در زمینه حکومت و ارتباط با دیگر کشورها، سخن آخر است. استناد به سخنان امام در مسائل ارزشی میتواند همیشگی باشد؛ اما در مسائل مربوط به امور سیاسی نمیتوان این سخنان را جاودانه پنداشت، همانطور که سخنان معصومین نیز چنین است.
قدرت هوشمند، پاسخی به ناکامی قدرت نرم و سخت
قدرت هوشمند پاسخی است به ناکامیهایی که در مولفه قدرت نرم و قدرت سخت در گذار و گذر زمان تجربه شده است. در تامین نگاه حداکثری به منافع ملی، قدرت هوشمند با اهدافی وسیعتر و گامهایی عمیقتر به ژرفای استراتژی ارائه شده و دامنه نفوذ و تاثیرگذاری جهان پیرامون خود توجه میکند و تلاش میکند تا عملکرد و راهبرد خود را با منطقی که قدرت هوشمند میپسندد، توجیه کند.
ضرورت مهاجرت فکری بین دو دنیای تفکر اجتماعی و جامعهشناسی
مهاجرت فکری بین این دو دنیای اندیشه، ما را برای تولید اندیشههای تازه کمک میکند و خلاقیت فکریمان را گسترش میدهد. ما نه تنها باید اندیشههای اجتماعی در مقیاس کشور را بشناسیم و سعی کنیم در تولید اندیشههایمان از آنها کمک بگیریم، بلکه باید تعبیر و تفسیری جامعهشناختی نیز از آنها به دست دهیم. باید ظرفیتهای دانش جهانی را برای واکاوی بهتر در لایههای گوناگون تفکرات اجتماعیمان به کار بگیریم.
غلو، خرافهپرستی مهلک
غلو از مصادیق بارز خرافه است و مطابق روایات و آیات با حق و حقیقت سنخیتی ندارد و بدعت و باطل است. قرآن کریم در باره خرافات سخن گفته اما واژه خرافات را بکار نبرده است. اما کلمه «غلو» چهار بار در قرآن استعمال شده، ولی تنها دو بار آن به معنای مصطلح، یعنی بالا بری بی حد و بی جا، آنهم در حوزه عقاید دینی و خطاب به اهل کتاب است.
هیچ فردی دشمن نیست؛دشمن ما جهل است
با صدایی بلند و رسا می گوییم هر فرد که پذیرای ندای سبز ما که از اصول کرامت انسانی و مکتبمان است شود در زیر چتر برابری ما قرار خواهد گرفت و با آغوش باز هر فرد یا گروهی که اصل فراموش شده تاریخ مملکتمان را (برابری) بپذیرد می پذیریم و هیچ فردی برای ما در کشور متکثرمان دشمن نیست که دشمن همه ما جهل استبداد و ناآگاهی است.
برابری انسان ها، اصل اساسی حکومت نبوی و علوی
حکومتی که مدعی اسلامی بودن است باید نشان دهد که روش و شیوه پیامبر و علی را اجرا می کند و به آنها پایبند است، نه اینکه شعار اسلامی بودن را بدهد و در روش و شیوه کار شباهتی با حکومت نبوی و علوی نداشته باشد.
انقلاب یا اصلاح؟
راه اصلاح از انقلاب جداست و آنکه به دنبال اصلاح است ضرورتا دلبسته تطهیر وضع موجود نیست. خاتمی از حاکمان نیز گذشت را خواسته است؛ اما این لاجرم به معنای آن نیست که او آنها را محق بداند. خاتمی –چنانکه مسعود بهنود در متن زیبایش بیان کرده- نگران است؛ بسیار هم نگران است و البته در پای این نگرانی آماده پاکبازی است. اصلاحطلبی صبر میخواهد؛ امید؛ ابتکار؛ و البته گذشت را. او آگاه است که این گذشت و خضوع به دل بسیاری از تندروان و «انقلابیون» چندان خوشآهنگ نخواهد نمود؛ اما علاوه بر این میداند که طریقه اصلاحطلبی به جان پذیرفتن بسیاری از حملهها -و شاید تهمتها- را نیز میطلبد.
مردمسالاری در دوره اصلاحات
اجرای پیشنهاداتی که در دو سال گذشته (یا دوره خیزش جنبش سبزمردمسالاری) از سوی شخصیت هایی چون هاشمی رفسنجانی، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی مطرح شده است اولا سياستهاي تخريبي و پرهزينه دولت مستقر را متوقف ميكند و ثانيا جامعه ايران را در جهت گذار به مردمسالاري كمك خواهد كرد.
اندیشه سیاسی و سیره حکومتی امام علی(۲)
نخستین کسی که خود را در حجاب قرار داد و از مردم فاصله گرفت و نگهبانان و پاسبانان و دربانان بر درگاه خود گماشت و تشریفات به پا کرد و ارباب حاجت را در درگاه خود منتظر نگه داشت ، معاویه بود که خلافت نبوی را برچید و سلطنت اموی را به پا کرد و خود را پادشاه خواند.
وقتی پوپوليسم مزمن میشود
سياست پوپوليسم با ابهامگويي و غير شفاف كردن سياست، با فرار از پاسخگويي و با كنار زدن تشكلهاي مردمنهاد و نيز با تجزيه مردم از گروههاي داراي منافع به افراد ذرهاي و جمع كردن اين مردم در چند اجتماع سالانه ميليوني، بجاي جمع كردن در هزاران اجتماع صدها و شايد هزاران نفري و نیز با القاي نظر و سخنرانيهای يكطرفه كردن با آنان، بجاي گفتگوي دوجانبه انتقادي، موجب مي شود كه فضاي غالب در سیاست؛ احساسي، عاطفي و غير عقلاني شود، و در اين فضا، حتي كنشهاي سنتي نيز به نفع كنش احساسي به حاشيه رانده ميشوند.