سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

منشور حقوق بشر امام سجاد(ع)

چکیده :در میان میراث سترگ دینی ما مسلمانان، رساله حقوق امام سجاد، یکی از فاخر ترین اسناد حقوق بشری است که بسیار فراتر و پیشرو تر از زمانه خود بوده و ملاک ها و پیام هایی را برای ما دارد... رواست این امام ظلم ستیز و حقوق بشر مدار و کرامت باور را بهتر بشناسیم و به سیره اش عمل کنیم، به جای سخنرانی و مداحی نا بجا و ادعا ی کذا، عامل آراسته به رفتاری که حضرت توصیه دارد باشیم....


محمدصالح نقره‌کار

سر خط های طلایه داران حقوق بشر در تاریخ

اسناد حقوق بشر امروز، حاصل تجربه های انباشته جامعه بشری در قرون متمادی است. بوده اند طلایه دارانی از قدما که برای تدوین چنین میثاق مشترکی، سر خط داده اند ودر زمانه خود، زمینه هایی فراهم ساختند. اگر ایرانی به منشور حقوق بشر کورش می بالد به این خاطر است که در دوران سیطره جنگ و توحش، راد مردی از تبار ایران، قواعد حقوق بشری و ضوابط حقوق بشر دوستانه وضع نموده و برای تحقق جامعه انسانی ممدوح، ایده های بالا بلند داده است. در زمانی که در یونان باستان، افراد بالای ۶۰ سال را به نوشیدن جام شوکران و مرگ اجباری سوق می دادند، در نظام آئینی ما اکرام کبار یک ضرورت قانونی و یک اصل مسلم اخلاقی بوده و این کد هاست که امروز هم پس از این گسست تاریخی، ما به میراث قدما می بالیم.

امام سجاد، رساله حقوق، میراث حقوق بشری

در میان میراث سترگ دینی ما مسلمانان، رساله حقوق امام سجاد، یکی از فاخر ترین اسناد حقوق بشری است که بسیار فراتر و پیشرو تر از زمانه خود بوده و ملاک ها و پیام هایی را برای ما دارد.

قواعد عمومی و اصول فرا زمانی مستنبط از این منشور حکمت آمیز حقوقی در ۴ حوزه روابط: انسان با خویش – انسان با خدای خویش – انسان با محیط پیرامون خویش – انسان با همنوعان خویش؛ متضمن باید ها و نباید هایی است که انسانی پاک و خدایی سرشت، طراحی و معرفی نموده است.

پردازش و خوانش روزآمد و علمی رساله حقوق

اگر از نگاه تاریخی صرف و متعبدانه، گذر کنیم، می توانیم گزاره های امروزی از این منشور استنباط کنیم که بسیار کاربردی و موثر بوده و عیار ما را در التزام به قواعد حقوق بشری بالا می برد. خاصه آنکه قرائت های تند و افراطی گه گاه پیدا می شود و با استفاده نا بجا از برخی گزاره های دینی، اسلام هراسی را زیر چتر دین رحمت تبلیغ نموده و برای خود مستنداتی نیز بدون اشراف به روح و منطق حاکم بر این منظومه، دست و پا می کند. لذ ا بایسته است مواریث حقوق بشری مان را شناخته و بپرورانیم.

منشاءحق، خدا – موضوع حق، انسان

رساله حقوق که در تحف العقول با ذکر مقدمه ای در مقام بیان ۵۱حق بر آمده است، “حق الله” را اصل الحقوق معرفی می نماید و همه حقوق را به تبع و ذیل آن به تصویر می کشد. چرا که منشا حق، خداست و هم او برای بشر حق جعل و انشاء نموده است. در ادامه، حقوق بشر به شرح مبسوطی در ۷سرفصل مجزا مورد اشاره امام قرار می گیرد و موضوع حق که انسان نوعی است و متعلقات حق که متضمن خیر فردی و عمومی انسان است، مد نظر قرار داده می شود.

“فطرت” مبنای حقوق

حقوق بشر که برای نوع انسان تجویز می شود باید از مبنایی نشات پذیرد. لاجرم احکام و قوانین را مبنایی است و مبانی را منابعی. امام سجاد با هستی شناسی وحی بنیان خود، مبدا و معاد باورانه، انسان را تحلیل و انسانیت انسان را که بر فطرت الهی سرشت، بنیان نهاده شده، شناسایی کرده و می شناساند. اشراف او به حقیقت انسان و عالم باعث می شود، مولی حقوق و تکالیف بشر را توامان ببیند و هیچیک را به نفع دیگری نادیده نانگارد. شرافت و کرامت انسانی از جمله مدلولات التزامی “لا تبدیل لخلق الله” است و این پیش فرض کرامت مدار در اندیشه حقوق بشری امام سجاد موج می زند.

حوزه های عمومی و خصوصی مورد توجه رساله حقوق

با ذکر اینکه در آموزه های دینی، حق مطلق وجود ندارد و حق و تکلیف لازم و ملزوم و ۲ روی یک سکه تلقی می گردند، شاید بتوان ۷ سر فصل کلی برای رساله حقوق {و تکالیف} بر شمرد که البته به فراخور موضوع به ریز موضوعاتی تقسیم می شود:

۱- حقوق و تکالیف حاکم بر رابطه انسان با خدا {حق الله}

۲- حقوق و تکالیف ناظر به شخص و شخصیت انسان {مادی و معنوی} نظیر زبان – گوش – چشم – نفس و…

۳- تکالیف مترتب براجرای احکام الهی نظیر نماز – روزه – حج – زکات و…

۴- حقوق سائسان و رعایا نظیر حکومت – معلم – متعلم – همسر – کارگر و…

۵- حقوق نزدیکان، پدر و مادر و خویشان

۶- حقوق و تکالیف مرتبط به حوزه عمومی و تعاملات بیرونی، نظیر موذن – پیش نماز – همنشین – همسایه – وام خواه – شریک – معاشر – خواهان – خوانده – شاکی – متشاکی – ناصح {به معنای امروزی رسانه ها و ادوات ارتباط عمومی – اقلیت ها – مخالفین – فقرا و…

۷-حقوق مالی؛ انضباط مالی – توزیع ثروت – رسیدگی به فقرا – تامین اجتماعی و….

اخذ ملاک و تسری نگاه حقوق بشری امام سجاد بر انبوهی از کدها

تاکید می کنم مراد ما توقف بر مصادیق و کالبد شکافی پرونده های غبار گرفته و نبش قبر متروکه ها نیست. چرا که رویکرد تاریخ مدار نداریم. بلکه می خواهیم گفتمان ۱۴۰۰ سال پیش اسلام را قطعه چینی کنیم و با اخذ ملاک از آن شرایط، امروز خود را با آن کدها صحنه پردازی و مدیریت نماییم.

رویکرد امام سجاد نشان می دهد وی حوزه ای از حوزه های مطروحه حقوق بشر را در زمان خود محجور و مغفول نانگاشته است. شاید با این ملاک، اگر امروز می بودند، حقوق مطبوعات – حقوق متهم – حقوق در فضای سایبر – لقاح مصنوعی – تجارت الکترونیک – حقوق سیاسی – هیات منصفه و دهها مساله دیگر را مورد نظر داشته و بدان می پرداختند.

توجه ویژه به حقوق بشر – تقدم بر حق الله

برخی از صاحبنظران فقهی – حقوقی، حق الناس را با حقوق بشر مترادف گرفته اند. صرف نظر از بار معنایی که هر واژه ای برای خود دارد مسامحتا این ترادف قابل تحمل است مضافا اینکه پیامد آن آشتی یک مفهوم سنتی و نوین با هم است، چه از قبل آن بار ارزشی حق الناس بر حقوق بشر نیز تسری می یابد و چنین انگاشته نمی شود که حقوق بشر یک مفهوم وارداتی است و الا و لابد باید آن را تخطئه کنیم.

حق الناس آن دسته حقوقی است که از ناحیه خدا برای خلق جعل شده و باید محترم انگاشته شود. مشکل ضمانت اجرا یکی از دغدغه های همیشگی واضعان حقوق بشر بوده و همچنان نگران کننده به نظر می رسد. امام سجاد با منطق مبدا و معاد باورانه ای که در دیدگاه ایشان حکومت دارد، کمترین حق و حقوق را در پیشگاه محاسبه الهی قابل ارزیابی و باز خواست دانسته و نسبت به نقض حریم آن، واکنش نشان می دهد.

توجه ویژه حضرت سلیقه خود سرانه و من عندی ایشان نیست. بلکه از آن روست که خداوند که منشا و منبع حق و حقوق است خود انسان ها را به پاسداری از حقوق یکدیگر امر فرموده و از تعدی و تجاوز به حقوق همنوعان بر حذر داشته است. تا آنجا که فرموده اگر حق الله را ببخشایم از حق الناس نمی گذرم مگر با رضایت ذی حق.

حکومت اخلاق بر حقوق، امتیاز گفتمان اهل بیت

عقل و عرف موید گزاره های اخلاقی است. اما عالم حقوق از نظر مبنا و منبع با اخلاق متفاوت است و اساسا قلمرو ها ۲ تاست. احکام یک عضو از پیکره دین را تشکیل می دهد و اخلاقیات، بخشی دیگر را.

حقوق مورد نظر امام سجاد فقط معطوف به باید ها و نباید های تعبدی و احکام خمسه تکلیفیه نیست. بلکه متکفل بیان منش اخلاقی یک مومن نسبت به خود و مناسبات عمومی او با دیگران است. اگر این نگاه را تسری دهیم منش اخلاقی ایشان در باره محیط زیست. حقوق حیوانات و گیاهان و…. نیز قابل کد گذاری است.

در چنین منش پیشرو اخلاقی، کرامت و شرافت ذاتی انسان میدان دار است تا تراضی نا عادلانه -حکومت قانون مبتنی بر منافع تباری خاص و… همه چی با یک عیار برابر سنجیده می شود و آن عدالت است”ان الله یامر بالعدل و الاحسان”/”ولا تطغوا فی المیزان”ضوابط اخلاقی در جامعه دینی اهمیت بی هماوردی در تکون شخصیت و هویت و تشخص اجتماعی دارد. اگر جامعه ای کدهای اخلاقی را درک کرده و خود را بدان ملتزم بداند، سعادت و برخورداری را تجربه خواهد کرد. سر جمع و تخمینی جامعه امروزی ما با چنین مرتبه ای فاصله جدی دارد.

عدالت، رفتار برابر با برابر ها

حد نازل عدالت برابری است، از حد اعلی آن بگذریم. حکومت عدالت بر تمامی ساحت های حیات فردی و عمومی و سر سلسله احکام بودن آن او صل الاصول بودن، تا بدانجا که به تعبیر قرآن کریم هدف بعثت انبیا تلقی می گردد، جای را برای حاشیه پردازی ها و فاکتور گیری های دل پسند قدرت می بندد. اسلام عدالت را بی قید و شرط می خواهد و در این میان، حاکمان چون بر خوردار از امتیاز قدرت هستند در صدر مطالبات عدالت خواهانه قرار می گیرند.

امام سجاد در رساله حقوق یک بخش را بطور خاص به حقوق عمومی اختصاص می دهد و گر چه مختصر اما دقیق، قدرت را مقید به عدالت ترسیم می کند.

او حاکمیت را موظف می داند عدالت پیشه کند و همچون پدری مهربان خیر خواه و پوینده خیر عمومی همه مردم باشد. در این انگاره، نظام حاکمیتی نه فقط برای دوستانش، بلکه برای همگان باید خیر خواه باشد و نه قیم مآبانه، بلکه دلسوزانه و پدرانه، در خدمت ایشان باشد. رفتار برابر با مردم و برابر دیدن آنها در بر خورداری از مواهب عمومی یک اصل مهم و بنیادین است. اشراف نگاه امام سجاد به ریز حق ها گواه اهمیت آن در حوزه عمومی و حریم خصوصی است. با قید اینکه ایشان باب را برای اجتهاد در این حوزه مفتوح گذاشته و مبادرت به حصر حقوق ننموده اند. بلکه با توجه به روح حاکم بر منشور امام سجاد، می توان صدها حق دیگر نیز به این حقوق اضافه کرد و مراد واضع آن را بر آورده ساخت.

آب را گل نکنیم

باور کنیم منابع قویم و غنی دینی ما بالا ترین ظرفیت ها را برای التزام به مضامین حقوق بشری دارد. لذا نهایت جفاست اگر کسی بداند گوهر و غایت دین چیست و اسلام را مرادف کج سلیقگی های عده ای یا برداشت های خشن ضد حقوق بشری قلمداد کند. در وصیت‌نامه امام خمینی آمده که ما به خود می بالیم که امام سجاد از ماست. با خوانش رساله حقوق و مضامین بلند ادعیه زاکیه ایشان، ادله امام برای طرح این مدعا برای من روشن تر شد. خصوصا آنجا که وسط دعا و در اوج معاشقه با محبوب “الهی انت کما تحب فاجعلنی کما احب”مفارقت از درد های اجتماعی پیدا نمی کند و در لابلای عبارات عارفانه یک واصل الی الله، در دعای ۳۸ صحیفه سجادیه می فرماید:”خدایا من عذر می خواهم از ظلمی که در حضور من به کسی شده و من او را یاری نکرده باشم. “سجده های “طویله “و گریه های “جریزه”او را فارغ البال از رنج های پیرامون نمی کند. تازه این در شرایطی است که حضرت نه در طبقه حاکم جای دارد و نه ذی نفوذ در قدرت به حساب می آید. بلکه خود در صدر فهرست مظلوم های زمانه است. ولی ظلم نسبت به مردم را تاب نمی آورد و حتی از تماشاچی صامت بودن جور، طلب استغفار می کند.

چالش حقوق بشر، ضمانت اجرایی

رواست این امام ظلم ستیز و حقوق بشر مدار و کرامت باور را بهتر بشناسیم و به سیره اش عمل کنیم، به جای سخنرانی و مداحی نا بجا و ادعا ی کذا، عامل آراسته به رفتاری که حضرت توصیه دارد باشیم. این خود رسا ترین تبلیغ برای شیعه و اسلام است. از لفاظی و گفته های بی عمل استغفار کنیم و در میدان واقع، به لوازم حقوق بشر و مقدمات واجب تحقق عدالت پایبند باشیم. درک حکمت عملی امام سجاد، چالش ضمانت اجرا در مقوله پایبندی به حقوق بشر را به حداقل می رساند، چرا که استحیا از نفس و استفتاء از جان، مهمترین محک و دقیق ترین عیار سنجش است. باید از سویدای جان معتقد به کرامت انسان و حقوق برخواسته از آن باشیم

منبع: noghrekar.ir


9 پاسخ به “منشور حقوق بشر امام سجاد(ع)”

  1. ناشناس گفت:

    مي‌شه از «كلمه» خواهش كنيم مباحث مذهبي را به نهادهاي مذهبي واگذار كند و بعد از 30 سال به اين تجربه‌ي بشري احترام بگذارد كه موضوع دين و سياست خيلي با هم متفاوتند. موضوع سياست «قدرت» است و مووضوع دين «قداست». قاطي كردن اين دوعرصه‌ي كاملاً متمايز ديگر بس است. و اگر چيزي در عرصه‌ي ساست غائب است اخلاق است و نه سوء استفاده‌ي حتي غيراخلاقي از دين.

    يك روزي يك مردي در جايي و با هدفي گفت «سياست ما عين ديانت ماست . . . » شما را به خدا جملات پيش و پس اين جمله‌را را مطالعع كنيد و ببينيد منظورش چي بود؟‌ و چطور براي تشخيص مقتول مذكر از مؤنث از طريق لمس محل تمايز، اين جمله را بيان كرده است!!!

    30 سال تجربه‌ي تلخ بس نيست تا دريابيم عرصه قدرت را از عرصه تقدس جدا كنيم و با سياست سياسي برخورد كنيم و با دين، ديني؟

    لطفا‌ اينجا را با تركيه و اصلاح طلبان ايراني را هم با اصلاح طلبان تركيه مقايسه نكنيد. بنيادگرايان ترك در راهند و اصلاح طلبان مذهبي آنجا را كنار خواهند زد. از اين جهت ما حتي از آينده‌ي تركيه جلوتريم!

  2. ناشناس گفت:

    “باور کنیم منابع قویم و غنی دینی ما بالا ترین ظرفیت ها را برای التزام به مضامین حقوق بشری دارد. لذا نهایت …”

    تاکی می خواهیم کمترشعاربدهیم وبیشتر عمل کنیم.اعتقادات مذهبی امری شخصی است و هیچ ارتباطی با اداره مملکت ندارد. سی سال اخیر جواب نداده است، صدسال دیگر هم جواب نخواهد داد. حال میخواهد اصولگرایان درراس باشند یا اصلاح گرایان.
    با پذیرش مذهب رسمی در قانون اساسی مملکت وسایرقوانین، اولین قدم را دراستقرار استبداد،دیکتاتوری برداشته ایم.نرود میخ آهنین برسنگ…

  3. آرش گفت:

    زیبا بود …

  4. ناشناس گفت:

    عالی بود جناب نقره کار

  5. پیمان گفت:

    دوست عزیز باید بدانید که حقوق بشر از جاده حکومت دینی نمی‌گذرد. همیشه در طول تاریخ دینداران با همین حرفها مسلط شده و بدترین دیکتاتوری‌ها را حاکم کردند. بهتر است بیایید برای جدایی کامل دین از حکومت بکوشیم

  6. ناشناس گفت:

    با سپاس از دوست متفکر و رنج دیده مان جناب صالح.انشالله خود و خانواده درد مند و در حصرشان در پناه حق باشن

  7. ناشناس گفت:

    این منشور را بدهید خامنه ای و احمدی نژاد و عزیز جغفری و مشایی و … بخوانند

  8. ناشناس گفت:

    جناب اقای نقره کار
    باسلام دست شما درد نکند زحمت کشیدهاید به کم یا زیاد و بروز وزمان ومکان هم کار نداریم اصل صحیح است ولی …..چرا نمی گویید اگر کسی اجرا نکرد مجازاتش چه است .فقط باید ناله و نفرین کنیم ویا البته حتما بخداوند رحمان واگزاریم ویا همچون حضرت علی {ع} دست به قبضه
    شمشیر بریم چرا تاریخ اسلام و مسلمین چنین خون ریز بودهاست. ریا وخیانت وجفاو ظلم حتی بفرزندان راستین اسلام بیش از افراد صالح ومومنبوده است اشکال کجاست ؟ عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو .

  9. دوست گفت:

    محمد صالح آزاده ای ،آزاد باشی
    قلمت سبز
    درود به تو
    به خاله قرآن پژوه دلیر وحقجویت زهرا رهنورد
    به شوهرخاله شجاع سبز غیورت میرحسین عزیز نورچشمان ما که واژه مرد بودن رو دوباره تفسیر کرد