سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

انقلاب یا اصلاح؟

چکیده :راه اصلاح از انقلاب جداست و آنکه به دنبال اصلاح است ضرورتا دل‌بسته تطهیر وضع موجود نیست. خاتمی از حاکمان نیز گذشت را خواسته است؛ اما این لاجرم به معنای آن نیست که او آنها را محق بداند. خاتمی –چنان‌که مسعود بهنود در متن زیبایش بیان کرده- نگران است؛ بسیار هم نگران است و البته در پای این نگرانی آماده پاکبازی است. اصلاح‌طلبی صبر می‌خواهد؛ امید؛ ابتکار؛ و البته گذشت را. او آگاه است که این گذشت و خضوع به دل بسیاری از تندروان و «انقلابیون» چندان خوش‌آهنگ نخواهد نمود؛ اما علاوه بر این می‌داند که طریقه اصلاح‌طلبی به جان پذیرفتن بسیاری از حمله‌ها -و شاید تهمت‌ها- را نیز می‌طلبد. ...


کلمه-مهدی عباسی: هرچه به روزهای انتخابات مجلس نهم نزدیک‌تر می‌شویم بحث‌ها و گفتگوها درباره مواجهه جریان اصلاح‌طلبی با عرصه کنش سیاسی در نظام جمهوری اسلامی داغ‌تر خواهد شد. برخی از کنش‌گران بر این باورند که اتفاقات پیش‌آمده در دو انتخابات مجلس هفتم و هشتم و همچنین شعبده‌بازی بزرگ انتخابات ریاست‌جمهوری دهم بهانه‌ای کافی‌است برای آنکه بالکل هر نوع مشارکت در انتخابات را کنار نهیم و راه‌حل دیگری برای مقابله با جباریت رو به فزونِ حاضر در لایه‌های بالایی حکومت بیابیم. البته تردیدی نیست که این اندیشه توان عرضه راه‌هایی را نیز دارد؛ اما اغلب با هزینه‌های سیاسی و انسانی بالاتر.

از سوی دیگر کسانی نیز همچنان بر کوس اصلاح در چارچوب نظام می‌دمند و معتقدند باید تمام راه‌های موجود در چارچوب قواعد نوشته و نانوشته نظام حاضر را آزمود –و شاید بارها آزمود- تا بتوان برون‌رفتی از این وضعیت خطرناک یافت. ذکر این نکته مهم و حیاتی است که این افراد لزوما افرادی نیستند که از رو شدن پرونده‌های خود در هراس باشند یا منافعی آنها را با بدنه حاکم در این نظام پیوند داده باشد که برای حفظ آن منافع به دنبال حفظ نظام باشند و یا عذر و بهانه‌هایی از این دست. بسیاری از این افراد، دلسوزانی هستند که البته دل در گرو آزادی و رهایی از ظلم در عرصه سیاست دارند،‌ اما همزمان دل‌نگران هزینه‌های سیاسی و انسانی‌ای هستند که روش‌هایِ دیگرِ «تغییر» می‌تواند به همراه داشته باشد.

به تعبیر دیگر شاید بتوان گفت که در حالی که دسته اول معتقدند در مسیر رهایی گریزی از ریخته‌شدن خونِ «ندا»ها و «سهراب»ها نیست –و البته بر این باورند که پس از پیروزی این خون را بازخواهند ستاند-؛ دسته دوم بر این باورند که آنچه بیش از همه چیز اهمیت دارد، جلوگیری از خونریزی‌ها و از دست دادن جوانانی چون «محمد مختاری» و «اشکان سهرابی» است و در این میان شاید مجبور به حوصله بیشتر و چانه‌زنی و در مواقعی امتیاز دادن به کسانی باشیم که دست‌شان به این خون‌ها آلوده است، اما چه نیک که از تبدیل شدن ایران به یمن و لیبی و سوریه جلوگیری خواهد شد.

اما راه‌حل درست کدام است؟ چگونه باید و می‌توان راه گذار به دموکراسی واقعی را در این سرزمین پیمود؟ سخنان سید محمد خاتمی رییس‌جمهور پیشین کشورمان در روزهای اخیر و واکنش‌ها نسبت بدان، انگیزه‌ای است برای گفتگو در این باب –که البته به نظر هر چه به پایان این سال نزدیک‌تر شویم، بیشتر بر حجم این مباحث افزوده خواهد شد. خاتمی از لزوم آشتی ملی گفته است. اینکه هم مردم و هم حاکمان از ظلمی که بر آن‌ها رفته –و یا دست‌کم بر این باورند- به دیده اغماض بگذرند، و با عفو و بزرگواری به راه پیش‌ِ رو چشم بدوزند و از تحمیل هزینه‌های بیشتر بر جامعه‌ای جلوگیری کنند که گرفتار در چنگال باندی است که با اتکا به شهود و قواعد فرازمینی به تاراج سرمایه‌های اقتصادی، اجتماعی، انسانی، و فرهنگی این سرزمین مشغول است. خطری که خاتمی بر آن نظر دارد، البته از دید کسی پنهان نیست. ماجرای رسوایی که این روزها تشتش از بام افتاده است، یقینا مسئولیت نسل‌های کنونی را در برابر تاریخ این مرز و بوم سنگین‌تر می‌کند. به راستی اینک همه باید نگران آن باشیم که در پیشگاه تاریخ و در برابر نسل‌های آینده که از ما درباره تدبیرمان در مقابله با این فاجعه سیاسی می‌پرسند، چه پاسخی خواهیم داشت؟ آیا می‌گوییم ما هدف‌ها و آرمان‌هایی بلندتر از این مسائل داشتیم و در نتیجه با شادمانی در گوشه‌ای ایستادیم و تاوان‌پس‌دادنِ حاکمان را در اشتباه‌های گذشته‌شان جشن گرفتیم؛ یا اینکه خواهیم گفت ما با تلاش برای توافق بر سر حداقل‌هایی که می‌تواند مانع از خرابی‌های بیشترِ خزش این جریان خطرناک در لایه‌های تصمیم‌گیرِ قدرت شود، میهن خویش را از پرتگاهی که در پیش داشت نجات دادیم –و یا دست‌کم از حق و آبروی خویش در این راه گذشتیم، اگرچه فایده نداشته باشد که گفته‌اند: ما علی الرسول الا البلاغ.

پیش از این نیز به یاد داریم که میر دربند ما در گذرگاهی مشابه، راهی مشابه برگزید. فاجعه عاشورای 88 را به خاطر بیاورید. آن روز که با ماشین نیروی انتظامی از روی بدن هموطنانمان گذشتند و خواهرزاده میرحسین را نیز به شهادت رساندند، آن دلاور در بیانیه‌ای به جای تهدید و دمیدن بر آتش نفرت، 5 راه‌حل حداقلی برای گذار به جامعه‌ای سالم و مبرا از خون و خونریزی پیشنهاد نمود؛ و او که داغ شهادت خواهرزاده را در همان روز بر سینه داشت، حتی گفت که اگر یک راه از میان این 5 راه‌حل نیز برگزیده شود، نقطه امیدی است برای رهایی از این منجلاب؛ و البته آنان که باید بشنوند نشنیدند تا امروز که کارد استخوان را نیز درید و دردهایی عمیق‌تر را نوید می‌دهد.

راه اصلاح از انقلاب جداست و آنکه به دنبال اصلاح است ضرورتا دل‌بسته تطهیر وضع موجود نیست.  سخن خاتمی لاجرم به معنای آن نیست که او آنها را محق بداند. خاتمی –چنان‌که مسعود بهنود در متن زیبایش بیان کرده- نگران است؛ بسیار هم نگران است و البته در پای این نگرانی آماده پاکبازی است. اصلاح‌طلبی صبر می‌خواهد؛ امید؛ ابتکار؛ و البته گذشت را. او آگاه است که این گذشت و خضوع به دل بسیاری از تندروان و «انقلابیون» چندان خوش‌آهنگ نخواهد نمود؛ اما علاوه بر این می‌داند که طریقه اصلاح‌طلبی به جان پذیرفتن بسیاری از حمله‌ها -و شاید تهمت‌ها- را نیز می‌طلبد.

روزهای پیش رو در دل جریانِ مخالفِ وضعِ موجود نزاع‌های بیشتری را بر سر انتخاب راه اصلاح و «تاکید بر اجرای بی‌تنازل قانون اساسی» و یا انقلابی‌گری و تاکید بر «اسقاط النظام» به دنبال خواهد داشت. حاکمانی که در این زمانه گرفتار قدرت‌گیری جریان شهودگرا و معتقد به برپایی آخرالزمان شده‌اند نیز راهی جز تغییر در پیش نخواهند داشت. اصلاح‌طلبی به معنای هوشیاری نسبت به این فرصت و بهره‌گیری از آن برای «مجبور کردن حاکمان به اصلاح» است.


3 پاسخ به “انقلاب یا اصلاح؟”

  1. علی گفت:

    شرمنده دیگه جونمون به لبمون رسیده

  2. كرد گفت:

    تيترخوبي بودچون
    سوال عده زيادي
    ازمردم ومنتقدين
    جنبش سبزاست
    ترديددارم فاشيسم
    قابل اصلاح باشه
    بااحترام به شما

  3. ناشناس گفت:

    انقلاب