جريان موعودگرايي سياسي همچون ديگر جريان هاي ايدئولوژيك بر اساس اصول اعتقادي مشخصي استوار شده و ويژگي هاي روشنی دارد. جريان هاي ايدئولوژيك تا پيش از استقرار در جستجوي آرمانشهر هستند ولي پس از دستيابي به قدرت به تدريج به جاي ارزشها به حفظ موقعيت خود مي انديشند. جريان موعود گرايي سياسي نه تنها از این قاعده مستثنا نیست بلکه از آغاز با هدف دستيابي به قدرت سياسي شكل گرفت ، از اين رو همواره نگاهي ابزار گرايانه به آموزه ها ، شعارها و نشانه ها داشته است.
» اندیشه
اسلام و علوم اجتماعی، یک مسألهشناسی دوگانه
انتظار میرود که ایران در مطالعه واقعیت جامعهشناختی اسلام، نقش مهمی ایفا کند، در حالیکه در این سرفصل ایران در پایینترین سطح مشارکت جهانی قرار دارد و شاید بتوان گفت که مطالعات اجتماعی اسلام، ضعیفترین حلقه مطالعات اسلامی را در ایران تشکیل میدهند.
زخمهای جهان ما؛ از سید جمال تا امروز
برخی محققان جدّیِ تاریخ معاصر ایران ضمن توصیف کوششها ، تکاپوها ، مبارزات وآراء «سید جمال» گفته اند که «افکار و کارنامۀ سیاسیاش انضباط درستی ندارد» (آدمیت،1335 :32). در نوشته حاضر می خواهم درنگی در این قول محققانه بکنم. به نظر بنده این امر که کارنامه سید جمال نا منظم بود ، بازتاب جوامع نامنظمی بوده است که سید در آنجاها دست به عمل زد. مراد بنده در این استدلال بیش از هرجای دیگر ، جامعۀ ایران است.
در فرهنگ دینی، استبداد رای مذموم است
اصل شورا مورد تاييد و تاکيد اسلام قرار گرفته و از حکومت استبدادي منع شده، اما اين که شورا به چه صورت در جامعه تحقق پيدا کند در هر زمان متفاوت است و در هرجايي ممکن است به شکلي عملي گردد. / حضرت امير فرمودند: اگر حکومت نبايد شکل بگيرد تا همه مردم حاضر شوند، ما راهي به آن نداريم . پس معلوم مي شود از نظر ايشان نظر عموم مردم مورد قبول بوده است، ولي در آن روزگار امکان آن فراهم نبوده اما در شرايط فعلي که اين امکان فراهم شده است بايد همه مردم در تعيين سرنوشت خود و حاکم برخود دخالت داده شوند.
راه طیشده جواب نداد، طرحی نو درافكنيم
نوشتار زير به تغيير سبك زندگي مناطق كردنشين پرداخته است، بهگونهايكه اين تغيير سبك زندگي، خود را در مشاركتطلبي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي نمايان ميكند. سپس اين پرسش را مطرح ميكند كه آيا در جامعه امروز ايران زيرساختهاي اقتصادي، فرهنگي و سياسي لازم براي استقبال از اين مشاركتطلبي مهياست؟ و با توجه به ندانمكاريها و بيمبالاتيها پيشنهاد ميكند كه براي جلب مشاركت مردم كرد، بايد رويكردهاي جديدي را با تمركز بر مشاركت سياسي، اقتصادي و فرهنگي مردم، آزمود و طرحي نو در انداخت.
بر خلاف آنچه که غالبا پنداشته میشود، به رغم دلبستگی وتحت تاثیر قرار داشتن شدید غالب تجددگرایان ایران به تجدد غربی، بسیاری از آنان به همان اندازه که به سبب افراطیگری در تقلید از غرب نتوانستهاند ایرانی بیاندیشند، به سبب آنکه دلبستگیهای آنان به غرب وتجدد غربی غالبا متکی بر یک شناخت سطحی و روبنایی از غرب بوده و در بسیاری از موارد نیز در عمل در جهت مخالف اندیشه تجددغربی به کار گرفته شده است، در واقع غربی نیز نیاندیشیدهاند.
سرکوب ها، بگیر و ببند ها و خشونت بی حد و حصر حزب پادگانی در وقایع پس از انتخابات به رغم تلخی ها و زیان های بعضاً جبران ناپذیر خود، این حسن را داشت که چشمان ما را به روی خطا ها و لکه های تاریک دوران تولد و رشد انقلاب بیشتر از پیش بگشاید،موجب رشد بیسابقه آگاهیهای عمومی شود و لکنت زبان ما و حتی رهبران جنبش را بر طرف کند.
سال شکوفایی آگاهى جهانى و تجلى جهانى شدن
فوران آگاهى جهانى که در سال گذشته ديديم، مهمترين اتفاقى است که در اين سال رخ داده و اين مسئله به گونههای مختلف خود را نشان داده است. پیوند خوردن تحولات و اعترضات مردمىدر کشورهاى شمال آفريقا و خاورمیانه، با شبکههای اطلاعاتی و ارتباطاتی جهانى بود که توانست اعتراضات نهفته در درون اين جوامع را شکوفا کند و چنين تغييراتى را برجاى بگذارد. ظهور و بروز شبکههای جهانی و نشان دادن این وجه از جهانی شدن که تا به حال کمتر به طور عملى و در حوزه سياست خود را نشان داده بود مهمترین تحول سال گذشته است.
در حال حاضر قانوناساسی تنها میثاق رسمی است که قانونشکنان و متجاوزان به حقوق عمومی نیز نمیتوانند رسماً با آن مخالفت کنند و در برابر آن بایستند. مشروعیت این قانون (باوجود نواقص و نارساییهای چند) به اندازهای است که همه تلاشهای جریان راست متصلب برای بیاعتبارکردن اصول مربوط به حقوق اساسی ملت و رکن جمهوریت نظام را در این سالها، خنثی و بیاثر کرده است، بهعلاوه با تکیه بر شعار اجرای بیکموکاست همه اصول قانوناساسی، بخش اعظم مطالبات اساسی مردم در زمینههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قابل وصول است؛ مطالباتیکه تحقق آنها شرط لازم برای برداشتن گامهای بلندتر در راستای توسعه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است.
تدوین الگوی توسعه اسلامی، بر اساس قانون اساسی
بین دیدگاههای متنوعی که در مورد انسان وجود دارد باید ما یکی را قبول بکنیم. بنده معتقدم از بین انواع قرائتهایی که از اسلام می شود می توانیم تعین و تبلور یک نوع قرائت را در قانون اساسی ببینیم. از این جهت که قانون اساسی مورد تائید فقیه جامع الشرایطی مانند حضرت امام خمینی بوده است و مردم نیز به آن رای داده است. خوشبختانه در قانون اساسی معماری تلفیقی از سنت و مدرنیسم در این قانون مشاهده می شود، من حاضرم از قانون اساسی دفاع کنم و اثبات کنم آنچه امروزه به عنوان کاستی به آن اشاره می شود نه به دلیل اجرای قانون اساسی که به دلیل عدم اجرای قانون اساسی حاصل شده است.
نوبت اصلاح طلبی در کشورهای عربی
محمدعلی سبحانی کارشناس مسائل خاورميانه و سفير سابق ايران در لبنان معتقد است که مردم کشورهاى عربى با درس گرفتن از انقلابات گذشته، به نوعى به اصلاح طلبى و مطالبه گام به گام حقوق خود روى آورده اند. او نسبت به اين تحولات خوش بين است و معتقد است آينده اين کشورها دموکراتيکتر خواهد بود.
به شخصه بر این باورم که هنر بزرگ وزیر خارجه در این شرایط ویژه جهان باید بیان واقعیتهای حاکم بر روابط خارجی کشور، گزارش شجاعانه آن به رهبری و دیگر مسولان رده اول کشور و تلاش مجدانه برای اصلاح راه ناصوابی باشد که کشور با مدیریت ماجراجویانه آقای احمدی نژاد طی پنج سال اخیر پیموده است.
برخلاف انقلابهای رنگی که به نوعى سودهى، پشتيبانى و هدايت غربىها و خصوصا آمريکا و سازمانها و نهادهاى غربى از آن ديده مىشد، در اين موج دموکراسى خواهى آنها اساسا نقش عمده ای نداشتند و جنبه درون جوش و مردمى اين جنبش بسيار بيشتر بود و گروههای درون خود آن جامعه در مسير تحولات موثرتر بودند که به گمانم اين نقطه تمايزاين موج، ارزش آن را نيز بیشتر مىکند.
هرچند مقوم حکومت از نوع تئوکراسی یا خدا بر مردم خواست و اراده و رضایت خداست، اما مطابق سنت اسلامی این حکومت در صورتی شکل می گیرد و پیاده می شود که رضایت و خواست خدا با رضایت و خواست مردم هماهنگ باشد. و البته این در صورت حضور معصوم است که به اعتقاد شیعه از طرف خدا نصب شده است؛ در غیر این صورت امر حکومت به مردم واگذار شده است و حداکثر ویژگی های کلی حاکم و حکومت بیان شده و تشخیص و تطبیق معیارها بر عهده مردم است و رای مردم در آن تعیین کننده است.
نسل جدید مصر و زايش يک اسلام نوپديد
نسلی نوپدید مصر، در حال ساخته شدن در میانۀ فضاهای مدرن سکولار با افقهای پست مدرن مابعد سکولار است. گروههای جدید اجتماعی مانند جوانان و زنان بویژه از طبقات متوسط شهری که برخلاف نسلهای پیشین در محدودۀ انواع ایدئولوژیهای لاک و مهر شده در قالبهای ناسیونالیستی، سوسیالیستی، لیبرالیستی و اسلامیستی نمیاندیشند. حتی دموکراسی و حقوق بشر برای آنها بیش از اینکه حکم یک نسخۀ ایدئولوژیکی داشته باشد، صورتی تازه از زندگی اجتماعی است، نوعی منطق و زبان برای همزیستی کثرت آلود امروزی و روشی نسبتا رضایتبخش برای حل اختلافات است. فناوری اطلاعات و ارتباطات و امکانات کمتر قابل کنترل چندرسانه ای، شرایط تازه ای از پویایی و خلاقیت و تحرک و معنا سازی و ابتکارات در مقیاس جهانی برای این نسل فراهم آورده است.
سال 1389 را به يک معنا مىتوان سال تحول در حاکميت دولتها دانست. وقايع مربوط به مسئله ساحل عاج و پس از آن تحولات اخير در کشورهاى عربى نمونههايى از اين تحول هستند. اتفاقی که در حال وقوع است اين است که مناسباتی که قبلا بین حاکمیتها وجود داشت از بين رفته و نوع ديگرى از مناسبات در حال شکل گيرى است.
فرانسه زمانی تمام مستعمرات خود را به انگلستان باخت که در داخل مشغول جنگ قدرت بود و سیاستمداران به جای کوبیدن بر سر دشمن بر سر یکدیگر میکوبیدند. الآن اغلب اندیسها و نشانه به گونه ای است که اجازه نمیدهد ساده دلانه و خوش باورانه منتظر تحولات خاورمیانه باشیم. بلکه برعکس باز هم باید چشم براه تنگناها و ناگواریهای بیشتری باشیم.
نفت ایران، از سلطهی استعمار تا تسلط استبداد
نفتی که از دست استعمار خارج شد، دولتی شد یا ملی؟ آیا بهتر نیست بگوییم پروسه دولتی شدن نفت ایران چه اثراتی را برجای گذاشته است؟ نفت اگر به معنای واقعی ملی شده و در اختیار مردم قرار گرفته بود ما ۲۵ سال بعد از آن گرفتار حاکمیت مستبد نمیشدیم. نفت ایران از دست استعمار خارج شد و در اختیار استبداد قرار گرفت. دولتی که تمام قدرت را از نفت بگیرد و شیر نفت را در جیب خود ببیند، ضرورتی به پاسخگویی در مقابل مردم و احترام به رای مردم احساس نمیکند. دولتی که وابسته به مردم نباشد نهایتا راه استبداد را در پیش خواهد گرفت.
از اقتصاد بدون نفت تا کودتای ۲۸ مرداد
در میزگرد روزنامه تهران امروز که با حضور دکتر انور خامهای(از فعالان سیاسی دهه های قبل)، فریدون مجلسی(دیپلمات بازنشسته و مترجم)، دکتر سید علی محمودی (استاد دانشکده علوم سیاسی وزارت خارجه) برگزار شد، چرایی عدم اجماع نسبی جامعه ایرانی در ارائه تحلیلی بیطرفانه از وقایع ملی شدن صنعت نفت بررسی شد.
درآمد نفت سبب بازتولید استبداد تاریخی نشد
در زمان حکومت نهضت ملی، صنعت نفت برای دولت هزینه داشت ولی درآمدی نداشت. پس از کودتای ۲۸ مرداد و تشکیل کنسرسیوم نیز، درست مانند دوره پیش از ملی شدن، دولت رانت یا بهره مالکانه نفت را میگرفت و هزینه میکرد. مشکل بتوان تصور کرد که چگونه رژیم دیکتاتوری و سپس استبدادی حاضر میشد که رانت نفت را به در خانههای مردم بفرستد، با این فرض که در آن جامعه چنین کاری خودبخود سبب توسعه سیاسی و اقتصادی میشد!
راههای دیگری جز ملی شدن نفت هم وجود داشت
ر مجلس شانزدهم مساله ملی شدن نفت مطرح میشود. مرحوم دکتر مصدق یکی از افرادی بوده که بعنوان مغز متفکر ملی شدن نفت نقشآفرینی میکند. در مجلس شانزدهم به جای توافقنامه گس- گلشائیان و توافقات دیگر کار یکسره میشود و تصمیم گرفته میشود فراکسیون جبهه ملی در مجلس شانزدهم لایحه ملی شدن نفت را تهیه کند. پیش نویسی در مجلس شانزدهم تهیه میشود و نهایتا در ۲۹ اسفند به ۱۳۲۹ به تصویب میرسد و با جمله تاریخی دکتر مصدق بر آن که نوشته “به نام سعادت ملت ایران” نفت ملی شود. دقیقا بعد از ملی شدن نفت همان داستانی که در جریان ۱۹۳۳ بوجود آمد تکرار میشود.
با این روند، از انقلاب چه میماند؟
مگر می شود نمایندگان میلیونها تن از مردم نه در نظام سیاسی حضوری داشته، و نه در فضای عمومی برخوردار از حقی و حزبی و رسانه ای باشند و نه حتی در حوزه ی خصوصی، چندان امکان ابراز عقیده و نظری فراهم باشد، و عمده ی امکانات سیاسی و اقتصادی مصروف تحمیل گروه و جریانی خاص به کشور شود و بزرگترین پروژه های اقتصادی در برابر چشم حیرت زده ی مردم غنیمت گرفته و نفتی ترین قراردادهای تاریخ کشور بی اطلاع مجلس با بیگانه امضا شود… و با این همه اگر کسی دم به انتقاد برآورد او را به عناد و خیانت متهم کرده و آنگاه متوقع بود که کشور به قانقاریای سیاسی و اقتصادی مبتلا نشود؟ مگر می شود معدل سواد و درک عمومی ملتی از معدل بینش و سواد بسیاری از دست اندرکارانش بالاتر باشد و همان معدود شخصیت هایی که شمار اندکی را در تراز آنان در دوران صد ساله ی اخیر می توان سراغ گرفت را نیز به انزوا کشید و در ازای آن کوته بین ترین افراد را بر سرنوشت انتخابات و امنیت ملک و ملت مستولی کرد و انتظار کمتر چالشی را نداشت؟ نبود
جنبشهای اسلامی جدید، احیاگری دينى و فرایند دموکراتیکسازی
گفتوگويى که مى خوانيد، با دکتر شجاع احمدوند، عضو گروه علوم سياسى دانشگاه علامه طباطبايى و مترجم کتاب جنبش های اسلامی معاصر (اسلام و دموکراسى) انجام شده است. در این گفتوگو مباحثی درباره روند دموکراتیک سازی کشورهای اسلامی، افراط گرایی و الگوهای حکومت داری در مالزی، پاکستان و ترکیه مورد بررسى قرار گرفته است.
به باور عباس عبدی، « برای رسیدن به دموکراسی، مسأله نفت مانع و خاکریز مهم و اول است، چه بسا با برداشته شدن این خاکریز، تازه با موانع دیگر دموکراسی مواجه شویم ولی بدون عبور از این خاکریز این چنینی هیچگاه به دموکراسی نخواهیم رسید.» او در گفتوگو با “تاریخ ایرانی” بر این نظر پای میفشارد که: « علت اصلی تبدیل شاه به یک مستبد تمام عیار، افزایش درآمدهای نفتی او بود.»
نگاهی به روابط منورالفکران ایران و غرب
میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا یوسفخان مستشارالدوله، میرزا ملکمخان ناظمالدوله و میرزا عبدالرحیم طالبوف، از جمله مهمترین روشنفکران عصر قاجار و مشروطیت ایران بودند که بررسی افکار آنان درباره غرب، به ویژه از آنرو که نشاندهنده چگونگی مواضع فکری آنان در حوزههای مختلفی چون حکومت، سیاست، مذهب، روحانیت، سنت و تجدد است از اهمیت فراوانی برخوردار است.
درست است كه مقوله دین با مقوله حقوق بشر از هم جدا است؛ یكی الهی و دیگری بشری است. تكیه گاه دین وحی است و متكای حقوق بشر عقل. یكی در جستجوی معنویت است و دیگری در جستجوی رهایی انسان از رنج انسان های خود كامه. اما این دو مقوله از هم جدا، هیچ تباین و تضادی با هم ندارند و وجه اشتراك آنها در برخی موارد مشهود و معلوم است.
علت اینکه اقتدارگراها به نام”جمهوری اسلامی” حساسیت نشان میدهند و آن را “نظام ولایی” میخوانند آن است که “انتخابات آزاد” و”رأی مردم”را منتفی کنند. این در حالی است که “رأی مردم” عنصر غیرقابل حذف در نظام جمهوری اسلامی ایران است. به باور من جنبش سبز پس از یک دوره فراز و نشیب مجدداً در ظرف صندوق های آرا ظاهر میشود، و پیکره دموکراسی را تشکیل خواهد داد. روشن است هر جنبش اصیل و مردمی به همان میزان که در ظاهر به درون جامعه عقب می نشیند، به همان اندازه عمق می یابد و در انتظار فرصت مناسب بروزمی نشیند و سپس با شکوه بیشتری هویدا می شود. در روز بازگشت نیرومندتر و گسترده تر، اقتدار گراها خواهند دید که جنبش سبز درصدد نمایش فوران آتشفشانی مطالبات ملت نخواهد بود، بلکه همانگونه که استاد مطهری می گفت، مکانیسم ظهور جنبش اصلاحی از نوع انفجار دیگ عصیان نیست و بیشتر شبیه رسیدن میوه آگاهی است بر شاخسار روشنگری ها و انسان گرایی ها.
امروز خدا هم از انسانها حقوق بشر میخواهد
امروز حوادث ایران و غیر ایران، روشنتر از آفتاب نشان میدهد که ما مسلمانان هم، بدون هیچ تردید به «ضرورت تاریخی حقوق بشر» در جامعههای خود رسیدهایم. هیچ تئوری دینی و غیردینی دیگری، امروز نمیتواند در این کشورها به صورتی مؤثر جایگزین ایده حقوق بشر شود و کاری از پیش ببرد.
جامعهای که در آن، مخالفان و منتقدان امنیت ندارند، اسلامی نیست
جامعه قرآنی و اسلامی جامعه ای است که در آن حتی نسبت به دشمن شناخته شده با عدالت برخورد می شود و جامعه ای که در آن مخالفان و منتقدان امنیت ندارند و مورد هتاکی و بی احترامی قرار می گیرند و انسان های محترم و سابقه دار و شناخته شده حریمی ندارند و بی احترامی به آنان نه تنها رایج و شایع می شود، بلکه به امری مقبول و پسندیده مبدل می شود، با فرهنگ قرآن مجید فاصله زیادی دارد.
در شرائط کنوني و جهان امروز دو نوع برداشت از اسلام رو در روي هم قرار دارند: اسلام رحمت و اسلام خشونت. برداشتهاي تند، راديکال و خشن از اسلام، از يک سو اسلام هراسي و از سوي ديگر اسلام گريزي را در پي داشته اند. در عرصه جهاني، پيوند تروريسم با گروه هاي اسلام گرا پديده اي به نام «اسلام هراسي» را به وجود آورده است. در عرصه داخلي نيز تفسير خشن و اقتدارگرايانه از اسلام سبب شده تا عده اي در اصل ايمان ديني ترديد کنند.









