» اندیشه
دموکراسی، مطالبه اصلی انقلابهای خاورمیانه
مهمترین مسئولیت نهضتها صیانت پیروزیهای بدست آمده و جلو گیری از بازگشت خزنده نیروهای ارتجاعی به صحنه است. مهتمرین راه آن هم اصرار بر مردمسالاری و روشهای شفاف برای تشکیل دولتهای مردمسالار است. دولتهائی که در آنها مسئولین خود را حقوق بگیر مردم و مسئول در برابر آنها بدانند نه مالک الرقاب آنها.
اعراب باید بازی دموکراسی را بپذیرند
اگر طبقات متوسط و جریانهای سیاسی مهم کشورهای خاورمیانه برای “بازی دموکراسی” یعنی کثرتگرایی، اعتدال و مدارا، آمادگی برای تعامل سازش، عدم رویا و بلندپروازیهای دور از دسترس، حفظ نظم و انضباط اجتماعی و … آمادگی داشته باشند، البته توسعه سیاسی دوام خواهد یافت و دیر یا زود به دموکراسی خواهد انجامید. دموکراسی یک پروژه ایستا نیست بلکه یک فرایند پویاست.
مناظره و گفتوگو، شیوهی امام صادق(ع)
امام صادق(ع) با برخورد با جریانات فكری انحرافی، و روبهرو شدن با علمای علوم گوناگون و بحث و مناظره علمی و شیرین كه حوصله و بردباری اخلاقی امام را به دنبال داشت، برتری اسلام را در چارچوب تشیع بر همه مكاتب ثابت كرد.
صداقت، رمز اعتماد مردم به پیامبران
رمز موفقیت هر پیامبری در دو خصلت صداقت و امانتداری نهفته است. پیغمبری که با مردم صادق نباشد و در امانت خیانت کند، هرگز نمی تواند «اعتماد مردم» را که بزرگترین سرمایه پیامبران الهی است، جلب کند. کسی که واسطه خدا با مردم است و از آسمان خبر می آورد و مسئولیت هدایت خلق را بر عهده دارد، مگر می تواند بدون جلب اعتماد مردم موفق شود؟! / دروغ و دروغگویی نباید بابش گشوده شود و الا حدّ یقفی ندارد. دروغ گفتن برای انسانی که باب توجیه برایش باز است ، مرزی ندارد.
کمک به مظلوم، واجب است
در فقه امامیه، کمک به مظلوم و یاری رساندن به ستم دیده، یک «تکلیف شرعی» و «واجب الهی» شمرده شده است. مثلاً آیة الله میرزا جواد تبریزی با استناد به همین روایت که به معتبر بودن سند آن تصریح نموده، «دفاع از دیگران» را واجب می داند. وظیفه حمایت از مظلوم، اختصاص به مسلمان ندارد، بلکه این تکلیف که ریشه کاملاً عقلانی دارد، همه انسان ها را در می گیرد. فقه اسلامی، با توجه به اهمیتی که برای حمایت از مظلوم قائل است، با دفع برخی محدودیت ها و ممنوعیت ها، دست حامیان مظلوم را باز گذاشته است.
در انقلاب، عمل مهم است، نه اندیشه
حادثه های انقلابی، حادثه های جمعی اند، سیاسی اند، و منطق درونی و ویژه خودشان را دارند. نه قابل تقلیل به ذهنیت های فردی هستند و نه قابل فروکاست به ساختارهای اقتصادی و اجتماعی وتکنولوژیک. حادثه انقلابی اتفاق پیچیده شگفت انگیزی است که ابعادش را باید در منطق خودش دید.
جنبش ملی سبز ایران و خیزش های منطقه
طبیعی است طرفداران جنبش سبز برخلاف جریان حاکم جنبش های منطقه را ضد استبدادی تحلیل می کنند و معتقدند همین ویژگی مضمون مشترک این جنبش ها و جنبش سبز ایران را تشکیل می دهد. آن ها التزم ملت های منطقه را به اسلام انکار نمی کنند اما در عین حال مطالبه این ملت ها را نه نظامی سیاسی شبیه ایران بلکه نفی استبداد و ستم و تحقیر و برپایی نظامی دموکراتیک ارزیابی می کنند که ضمن پایبندی به هویت و فرهنگ اسلامی ، حقوق اساسی و آزادی های ملت را به رسمیت بشناسد و برای ایشان عدالت و رفاه به ارمغان آورد.
باور کنید این مملکت مال شماست
این ملت رنجدیده، ملتی که در خیابان و بازار و بالای بامهای ده و شهر این همه قربانی داده و این همه رنج کشیده است باید مواظب باشیم باز هم دچار برزدن عوامل استعمار و استبداد و اسرائیل و جاسوسان آنها نشویم. در غیر این صورت همه ما کوبیده میشویم. من اعلام خطری پیشبینی میکنم همه ما در شرایط ۲۸ مرداد و حتی بدتر از آن هستیم. دندانهای آنها تیزتر و عقدههاشان بیشتر شده است. سراپا علیه ما خشمند، با همه دسیسهها و وسائل نظامی و غیرنظامی در کمین ما نشسته است، هوشیار باشیم این تفرقهافکنیها، موضعگیریها و شعارهای بیجا را کنار بگذاریم .
تاملى در مفهوم قدرت سياسى در تاريخ مدرن
متاسفانه واقع گرايی در ايران نه به شکل پارادايم مطالعه شده و مسلط در تفکر سياست خارجی بلکه به شکل اتفاقی و کاملاً سليقه ای بروز می يابد. کشمکش های جهانی که بحران هسته ای شدن ايران هم يکی از همان کشمکش هاست، دلالت بر آن دارد که هيچ چيز درباره مفهوم قدرت برای کشورهای جهان دگرگون نشده است.
تفاوت در راه و روش پیامبران
نباید ما از جامعه توقع یک اندیشه و یک فکر و راه و روش داشته باشیم. وقتی در میان پیامبران بزرگی این چنین اختلاف نظر رخ می دهد و جالب آن است که خدا هم قضاوت نمی کند و نمی گوید که کدام درست می اندیشیدند و کدام درست انتخاب کردند و تنها این تجربه را بیان می کند، از دیگران چه توقع و چرا ما می خواهیم که حتما یک فکر و روش باشد و همه باید از یک راه برای رسیدن به مقصود و هدف پیروی کنند. یا در برخورد با حوادث و اتفاقات یک گونه بیاندیشند. می توانیم از عقل جمعی استفاده کنیم، اما نباید تنوع فکر و عقیده را نادیده بگیریم و جایگاه و حق فکر را فراموش کنیم.
آیا جامعه بینالمللی مجاز است در لیبی مداخلهی نظامی کند؟
به نظر میرسد که وقایعی چون عملکرد دیروز طالبان در افغانستان و عملکرد امروز قذافی در لیبی، جامعه جهانی را به تدریج به سمتی سوق میدهد که “حق مداخله بشردوستانه بیگانگان” در امور حکومتهایی را که به شکلی گسترده و سازمان یافته به نقض حقوق بشر مبادرت میورزند، فراهم میکند. در صورت تداوم قصابی قذافی در لیبی و پیگیری کشتار مردم این کشور از سوی دیکتاتور دیوانه جهان عرب، نمونه لیبی آزمونی در پیش روی جامعه بین الملل است تا نشان دهد کدام یک از دیدگاه های موجود درباره “مداخله نظامی بشردوستانه بیگانگان” برای جلوگیری از نقض گسترده و سازمان یافته حقوق بشر در کشوری غیردموکراتیک را مبنای عمل خویش قرار میدهد.
متن الگوی زیست مسلمانی
وقت آن رسیده که کلمه، جزوهی «الگوی زیست مسلمانی» را در اختیار افکار عمومی قرار دهد تا ضمن استفادهی علاقهمندان، همگان دربارهی ادعاهای بیاساسی نظیر براندازی دین و ادبیات تودهای و … قضاوت کنند؛ شاید که عدو سبب خیر شود و شاید خداوند خواسته است که با بدخواهیها و بدکاریهای عوامل دولتی، زمینه برای معرفی و انتشار دستاورد تلاش جمعی گروهی از دلسوزان کشور و انقلاب فراهم شود و بدینسان تهدید بداندیشان به فرصتی تازه برای ارائهی الگویی از حیات ایمانی و اسلامی با توجه به ویژگیهای دوران معاصر بدل شود.
توحید که نباشد، جامعه دچار استبداد میشود
چنانچه توحید واقعی نباشد توکل از بین می رود و چاپلوسی و تملق سرتاسر جامعه را می گیرد شما دقت کنید پیامبر می فرماید خاک بپاشید بر چهره تملق گویان و مداحان. چرا پیامبر این تعبیر را دارند؟ برای اینکه این فرد نه تنها خودش را پست و ذلیل می کند بلکه آن فرد مدح شده را هم بدبخت می کند چون او فکر می کند واقعا مصداق آن مدح هاست فرزانه و حکیم و مدبر است و مغرور می شود و هر کار اشتباهی می کند حاضر نیست با کسی مشورت کند و دچار استبداد می شود و خطاهای فاحشی را مرتکب می شود. متاسفانه اگر اداره جامعه نیز دست این افراد باشد ببینید که چه فجایعی اتفاق می افتد؛ حالا این افراد اگر موحد باشند این تملق ها را نمی گویند این مسئله در مورد بخل و حرص و تکبر و انواع مفاسد اخلاقی دیگر نیز مطرح است. در هر حال اگر جامعه ما تمرین کند که توحید را در جان خود بنشاند و در رفتارش نیز آثار آن دیده شود شاید نجات پیدا کند.
منشور جنبش سبز، یکی از مترقیترین مدارک تاریخی سی سال گذشته
منشور جنبش سبز یکی از مهمترین و مترقی ترین مدارک تاریخی سی سال گذشته ماست و هم در عملکرد در چارچوب قانون اساسی فعلی و نکته ای که تاکید کردند آقای موسوی که وحی مُنزل نیست. و بر طبق خود قانون اساسی می تواند مورد تجدید نظر قرار بگیرد. این منشور برای پیشرفت ما برای گذار مسالمت آمیز به سوی دموکراسی و پرهیز از خشونت و بیانگر رشد و پختگی فرهنگ سیاسی ما یکی از مهمترین مدارک و اسنادی است که ایجاد شده است.
سیاست، از جور ایدئولوژى تا خیر اخلاقی
رضایتبخش ترین راه جمع میان سیاست واخلاق، بازبودن حوزۀ عمومی به نقد و گفتگوهای آزاد است. زیرا هر استدلال «له و علیه»ِ اخلاقی در باب امر واقعی سیاسی ، از طریق سپهر عمومی ِ مکالمه ومفاهمه، امکانپذیر می شود و شرایطِ به محک خوردنِ مداومِ حقانیتِ نظمِ سیاسی، و امکان اعتبار اخلاقی آن را فراهم می آورد. هر کس یا هر جماعتی که درباب سیاست، نقد ونظری اخلاقی (و یا هر دیدگاه دیگری )داردمی تواند از طریق سخن گفتن ونقد آزاد در حوزۀ عمومی، بر امر سیاسی و جهان اجتماعی تأثیر بگذارد.
حاکمیت سیاسی، امانت الهی
اصل پنجاه و ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی می گوید: «حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت خویش حاكم ساخته است ، هیچكس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب كند یا درخدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد.» این اصل نه تنها سازگاری اسلام با ارزش های دنیای جدید را نشان می دهد بلکه بازتاب آرمان های مردم سالارانه انقلاب اسلامی است که در بیانات بنیانگذار جمهوری اسلامی و دیگر شخصیت های برجسته انقلاب نیز مورد تاکید قرار گرفته است. / نمی توان به استناد حاکمیت الهی حق حاکمیت مردم را نقض کرد بلکه اقتدار سیاسی مشروع جز با رضایت و خواست مردم تاسیس نخواهد شد.
ضرورت تغییر در شیوه تغییر امور
کاهش محسوس روابط خصمانه و نامداراگرایانه میان گروههای سیاسی و روشنفکران در دهههای اخیر با وجودی که نشان از وقوع فرایند آرام تغییرات مطلوب در این زمینه میدهد، اما هنوز تا جايگزین شدن قطعی کنش عقلانی و مسالمتآمیز پایدار راه درازی در پیش است. / جامعه بالغ و مولد، اختلافات را در سایه خرد و دانش و تجربه، بهطور مسالمتآمیز و از طریق گفتوگو و مصالحه حل میکند و با این شیوه از بروز خشونت و ناامنی و ویرانی جلوگیری مینماید؛ فرایندی که به تقویت همبستگی، روحیه مدارا و نیروی تعقل و پیچیدهترشدن فعالیت شعور میانجامد. / ایجاد بحرانهای تصنعی، دشمنتراشی و برافروختن آتش خصومت، کینه، نزاع و جنگ، اذهان مردم را از مسائل واقعی جامعه منحرف و مانع از اندیشیدن و گفتوگو و اجماع بر سر عوامل و ریشههای اصلی نابسامانیها و اقدام در جهت رفع آنها میگردند.
معجــــــــــــزه میدان تحریر
پیام معترضان گرچه ستیزهجویانه بود اما نشانی از کشتار و خونریزی نداشت. مطالبة ایشان رفتن مبارک، و بدینترتیب بازشدن فضای مصر برای آزادی بود، آزادیای که کسی از دایرة شمول آن بیرون نیست – خطاب معترضان به ارتش و حتی پلیسِ منفور مصر نه «مرگ بر شما» بلکه عبارت بود از «ما همه برادریم! به ما بپیوندید!». این ویژگی، بهوضوح یک تظاهرات رهاییبخش را از تظاهرات پوپولیستی دستراستی متمایز میکند: گرچه دستراستیها تودهها را به نام وحدت طبیعی و ذاتی همة مردم بسیج میکنند، این وحدتی است که بهبهای قلعوقمع دشمنی (همچون یهودیان، خائنان) تضمین میشود که نظام حاکم مشخص کرده است.
امام خمینی و نظریه طاغوت
نمونه دیگری که حضرت امام، ذکر می کردند و بر مبنای آن «طاغوت» را معرفی می کردند، اقدامات خودسرانه نیروهای انتظامی بود، تعریف امام از رژیم طاغوتی این بوده که در چنین رژیمی، جان و مال مردم، از «امنیت» برخوردار نبود. روشن است که امام نمی خواستند بگویند در رژیم شاه، همه مردم، جان و مالشان مورد تعرض مأموران قرار می گرفت، بلکه مقصود ایشان آن بود که در رژیم طاغوتی، مأموران رژیم، بدون رعایت قوانین و ضوابط به سراغ افراد متهم می رفتند و متعرض آنها میشدند، و اگر در نظام اسلامی هم این کار اتفاق بیفتد، باز هم طاغوت، ظهور و بروز دارد، مثل همان طاغوت، و یا بدتر از آن، چرا؟ چون به نام اسلام است!
رهاسازی اسلام از انحصار فرهنگ خاورمیانه
«ادعای جهانی بودن» با رویکرد «انحصاری به فرهنگ خاورمیانه» و خصوصا حجاز عصر نزول وحی، چگونه سازگار می تواند باشد؟!! فرهنگی که جابه جا در قرآن کریم و روایات معتبره مورد نقد و طعن و تحقیر قرار گرفته و مارک «جاهلیت» بر آن خورده است.
خردگرایی در دینداری
جایگاه عقل در دینداری جامعه، از چند جهت قابل بحث و بررسی است: یکی شناخت علل عقب ماندگی و انحطاط دینی و اخلاقی، و دیگری غیر مدلل شدن دینداری در فضای عمومی و ابتنای دینداری امروز جامعه به ظاهر دینی به امور شعاری و ظاهری و رواج اسف انگیز عقاید انحرافی و بدعتها، و تنگ و بسته شدن جامعه و نقد و انتقاد و رواج تکفیر.
دموکراسی پیشرفت و پسرفت دارد، اما همواره برحق است
دموکراسىها هرگز در روال تکامل طبيعى پيشرفت نمىکنند. پيشرفتى تک خطى و رو به جلو نداند. دموکراسى در پيکار با بازماندههاى نهادها، سنتها، باورها و قانونهايى که همه به صورت مانع و سد عمل مىکنند ساخته مىشود. من در مورد آن واژه پيکار تأکيد زيادى دارم. مبارزه طولانى است. پيشرفت و پسرفت دارد. چيرگى و شکست دارد. توقف دارد. گاه آتش بس دارد. اما همواره برحق است. بر حق است چون توجيه منطقى و عقلانى دارد. بر حق است چون کامل ترين شکل “حکومت مردم، توسط مردم، براى مردم” است. چون امکان مىدهد نيروهاى مخالفاش شکل گيرند، عمل کنند و تأثير بگذارند.
جایگاه ارزشهای اخلاقی در تعالیم اسلامی
نمی شود انسان در دنیا دانه گندم بکارد و در آخرت علف درو کند، بلکه خوشه های گندم درو خواهد کرد. نمی شود انسان در دنیا با دروغ گویی، حقه بازی، حیله گری، غیبت و تهمت و بردن آبروی دیگران، تعدی و تجاوز به حقوق مردم زندگی کند و با این زشتی ها و پلشتی ها خو کند ولی در آخرت به صورتی زیبا و پسندیده درآید و به سعادت برسد.
درباره بنیادگرایی مذهبی
بنيادگرايى تنها در جهان اسلام رشد نکرده بلکه بطور کلى نوعى بازگشت مذهب به سياست است که در جهان مسيحيت و يهوديت هم به عنوان يک پديده شايع شده و براى آن عنوان پست سکولاريسم را درنظر گرفته اند. سوالى که وجود دارد اين است که اين بازگشت مذهب به سياست، به سکولاريسم کمک مى کند يا موجب راديکاليسم مى شود؟
پاسخ به مخالفان جامعهشناسی
در شرایطی که علوم انسانی و اجتماعی دانشگاهی زیر تبلیغات یکطرفه رسمی قرار گرفته است، چگونه میتوان هم از دین و هم از جامعهشناسی (به عنوان یکی از علوم تجربی اجتماعی)در عرصه عمومی دفاع کرد؟ فرض این نوشته این است که ما به هر دو نوع تبیینهای دینی و جامعهشناختی به طور فردی و اجتماعی نیازمندیم. با تضعیف جامعهشناسی یکی از راههای موثر شناسایی معضلات، مشکلات، نابسامانیها و آسیبهای اجتماعی که مردم در زندگی روزمره با آنها روبرو هستند و از آن رنج میبرند از رونق میافتد، کلیشههای بیپایهای که به نام حقایق مسلم در عرصه افکار عمومی پخش میشود امکان نقد و وارسی پیدا نمیکند و با ننشاندن دانش و تبیینهای دینی از امر اجتماعی در جای خود، جامعه ما از یکی از انواع مهم تفسیر و تبیین (تببینهای دینی) و یکی از منابع معنادهنده و هویتبخش به زندگی فردی و اجتماعی و تقویتکنندهی بنیانهای اخلاقی جامعه محروم میشود. با این همه هدف این نوشته بررسی ارتباط دینشناسی (اسلامشناسی) و جامعهشناسی (بهعنوان یکی از رشتههای علوم انسانی دانشگاهی) در همه ابعاد آن نیست. بلکه این نوشته هدف محدودتری را دنبال میکند و آن کنکاشی است درباره دلایل مخالفان جامعهشناسی که از موضع دین صورت میگیرد. در طول این جستار شش روایت از «دانش اجتماعی دینی» را طرح و سپس آنها را نقد میکنم و در برابر آنها از معرفتبخشی و راهنمای عمل بودن هر دو دانش جامعهشناختی و دینی از امر اجتماعی (با رعایت ضوابط و معیارهای هر یک) دفاع میکنم.
تقــدیرشان بس نامحمـــــــود است اگر…
ریزش نیروها، به درونیترین بخشهای حاکمیت رسیده تا جایی که به امثال متکی، اژهای، صفارهرندی و حتی بذرپاش هم اعتماد نمانده است. حلقهٔ چند نفرهٔ دولت، از سایه خود هم میترسد و توهم توطئه همه ارکانش را دربرگرفته است. در این نوع حکومت کردن، به لحاظ غلبه شیوههای استالینیستی دیگر هیچکس به هیچکس اعتماد ندارد و همه برای آنکه جای پای خود را محکم کنند، زیر پای یکدیگر را خالی میکنند. ابعاد این توهم، تا نزدیکترین یاران هم پیش رفته و چند صباح دیگر نوبت فتنهٔ لاریجانیها و توکلیها و باهنرها و قالیبافها و مؤتلفهایها و… خواهد شد. دایرهٔ محارم روز به روز تنگتر میشود و حذف و تهدید دامن گیر کسانی میشود که خود را خودی تلقی میکنند.
ارتداد، تغییر عقیده یا دینستیزی و دینفروشی؟
اگر اكراه در عقيده ممنوع است و پذيرش اسلام با آزادى و اختيار انجام مى شود، وانهادن عقيده نيز بايد آزاد باشد، پس چرا براى خروج از دين عقوبتى سخت چون كشتن تعيين شده است؟ آيا اين نوع عقوبت دليل بر اين نيست كه ماندن بر عقيده بر اساس نوعى اجبار و تحميل جعل شده و کار دینداری به تظاهر و ریا کشیده شده است؟ / ارتداد صرف تغيير عقيده نيست. اگر در لغت، ارتداد به معنای برگشتن است، این برگشتن از عقیده به نحو مطلق نیست و چنانکه از آیات قرآن بر می آید، دلالت بر معنایی مقید و خاص بیرون از معنای رایج دارد. / در دسته ای از آیات هر چند واژه ارتداد نیامده، اما معنای آن بکار رفته و مسئله ارتداد را از تغيير عقيده در شكل حق انسانى خارج مى كند و تغيير رفتار را با انگيزه هاى مادى و گرايش و تمايلات دنيا خواهانه معرفى مى كند. / از معارف اسلام فهمیده می شود که از مردم دینداری همراه با رضایت قلب و طیب خاطر و شوق و انگیزه و باور و ایمان می خواهد و نه از روی ترس و وحشت و تهدید قتل و ارعاب، زیرا دینداری که به این اوصاف باشد، ارزش معنوی و اخلاقی ندارد و پیامبران برای چنین دینداری مبعوث نشده اند. و طبعاً اگر برای صرف تغییر عقیده مجازات و یا ترس از کیفر، باشد، خودش نوعی اکراه به حساب می آید. بنابراین کیفر دادن به مرتد با بررسی که از آیات و روایات انجام گرفت و گفته شد، در آن عصر با نگاه تاریخمندی آن مجازاتی اعتقادی نبوده و ناظر به رفتارها و برخوردهای متهمان در عمل اجتماعی بوده است.
آزادی اندیشه، نعمتی که از دست دادهایم
علامه طباطبائی در تفسیر المیزان، در حالی كه شیوهی كلیسا در تحمیل عقیده به وسیله شمشیر و زور را نفی میكند و آزادی اندیشه را از افتخارات اسلام میشمارد، به وضع زمان خود اشاره میكند، و با لحنی تند و شدید، آن را كلیسائی ـو نه اسلامیـ میخواند: «ولی متأسفانه ما مسلمانان، این نعمت آزادی اندیشه را هم چون بسیاری از نعمتهای دیگر الهی از دست دادهایم و “برخوردهای كلیسائی” بر جوامع ما حاكم شده است.»
سیاستمداران مراقب گفتار خود باشند
سیاستمداران خوش اقبال و پُرکارِ ما» اگر چنان از «واقعیت» دور شدهاند که «مجال اندیشیدن به زبان» را از دست دادهاند، دست کم این پند جکیمانهٔ کنفوسیوس را آویزهٔ گوش سازند که وقتی از او پرسیدند «اگر حکومت به اوسپرده شود، اول از کجا آغاز خواهد نمود». جواب داد: «بطور یقین ازاصلاحِ زبان! وقتی زبان درست نباشد، منظور نیز درست بیان نمیشود، و وقتی آنچه بیان میشود با آنچه که منظور است، منطبق نیست، کاری که باید انجام شود، زمین میماند. و وقتی کارها زمین ماند، آداب و هنر میپوسند. ووقتی آداب و هنر پوسیدند، عدالت از بین میرود. ووقتی عدالت از بین رفت، مردمان در عجز وناتوانی به گمراهی در میغلطند. پس مجاز نیست، در آنچه که بیان میشود، خودکامگی حکمفرما باشد»
نشانههای افول دولت از نگاه امام علی (ع)
در حکومت علی نه تنها حقوق مردم اصل است، چنان که آن را مکرر و به صورت های مختلف، از جمله در عهدنامه مالک اشتر، مورد تاکید قرار داده است، بلکه خود حکومت را هم حق مردم می شمرد و می فرماید: “امر خلافت مربوط به شما است و کسی در آن حقی ندارد، جز آن کسی که او را برای امارت برگزیده اند. من در مقابل شما حقی ندارم جز اینکه حافظ کلید های بیت المال شما هستم.”