سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » منشور جنبش سبز، یکی از مترقی‌ترین مدارک تاریخی سی سال گذشته...
» ارزیابی دکتر دباشی:

منشور جنبش سبز، یکی از مترقی‌ترین مدارک تاریخی سی سال گذشته

چکیده :منشور جنبش سبز یکی از مهمترین و مترقی ترین مدارک تاریخی سی سال گذشته ماست و هم در عملکرد در چارچوب قانون اساسی فعلی و نکته ای که تاکید کردند آقای موسوی که وحی مُنزل نیست. و بر طبق خود قانون اساسی می تواند مورد تجدید نظر قرار بگیرد. این منشور برای پیشرفت ما برای گذار مسالمت آمیز به سوی دموکراسی و پرهیز از خشونت و بیانگر رشد و پختگی فرهنگ سیاسی ما یکی از مهمترین مدارک و اسنادی است که ایجاد شده...


کلمه- آزاده افروز: دکتر حمید دباشی، استاد ایرانی دانشگاه کلمبیا و دانش آموخته ای جامعه‌شناسی از دانشگاه پنسیلوانیاست. با این متفکر و جامعه شناس سیاسی پیرامون منشور جنبش سبز ، نقش خرده جنبش های کارگری و زنان در تحولات ایران و شمال افریقا و تفاوت های جنبش سبز و انقلاب مصر گفتگو کردیم. آقای دباشی معتقد است که منشور جنبش سبز برای پیشرفت ما برای گذار مسالمت آمیز به سوی دموکراسی و پرهیز از خشونت یکی از مهمترین مدارک و اسنادی است که ایجاد شده است و و بیانگر رشد و پختگی فرهنگ سیاسی ماست. گفتگوی کلمه با دکتر حمید دباشی را بخوانید.

آنچه در مصر و تونس اتفاق افتاد به سرعت گسترش پیدا کرد و به موفقیت هم دست یافت و حاکمان هم در پی چند روز اعتصاب و اعتراض صدای مخالفان را شنیدند اما در ایران معترضان  علیرغم خواستهای اصلاحطلبانه دشمن خوانده شدند و در مقابلشان گارد جنگی گرفته شد، برخی معتقدند تفاوت در شیوه برخورد حکومت ها نوع استبداد حاکم در آنهاست. تحلیل شما در اینباره چیست ؟

به نظر من جامعه مصر در سال 2011 با جامعه ایران در این سال تفاوتهای ماهوی و اجتماعی و شکلی دارد . اینها شاید بشود گفت که قابل مقایسه نیست، بعضی ها مصر را با ایران سی سال پیش مقایسه می کنند و برخی با ایران 2009، شباهتهایی هست و طبیعی است بین حسنی مبارک و شاه و یا شباهت هایی هست بین حضور اخوان المسلمین در مصر و نهضت اسلامی که در ایران در سال انقلاب وجود داشت. این شباهت ها به نظر من بیشتر صوری است تا اینکه ما بخواهیم تقلیل بدهیم اتفاقات مصر را با اتفاقاتی که در سی سال پیش افتاده یا دو سال اخیر، انقلاب بهمن 57 در ادامه انقلاب مشروطه بوده است و اتفاقاتی که بین انقلاب مشروطه و انقلاب 57 افتا . انقلاب 57 اتفاق خجسته ای در تاریخ ما بود و در آن همه نیرو های اجتماعی و سیاسی که در آن موقع معتبر بودند، چه اسلام سیاسی چه ناسیونالیسم ضد استعمار و چه سوسیالیسم جهان سومی وجود داشتند. بعد طی مراحل مختلف این انقلاب چند صدایی و انقلابی که مبتنی بر فرهنگ چند بعدی ما بود از بین رفت. این تاریخ و داستان ماست در انقلاب اسلامی و این با شرایط مصر الان متفاوت است. اولا اخوان المسلمین آن انسجام ایدئولوژیک که تفکر شیعی مهیا کرده بود ندارند و دوم اینکه تجربه انقلاب 57 جلوی چشم مردم مصر است و از آن تجربه آموخته اند. سوم اینکه جنبش ها و سازمانهای خود جوشی در مصر هست مثل اتحادیه های کارگری و جنبش زنان و دانشجویی که حضور فعال بیشتری داشتند در اتفاقاتی که در میدان تحریر افتاد. آن روز آخر که جمعه خشم که اعتراضات شدت پیدا کرد جمعه ای بود که اتحادیه کارگری ملحق شدند به انقلاب مصر . شباهت های ظاهری با انقلاب بهمن 57 را نباید اجازه بدهیم که ما را از تفاوتهای خیلی اساسی که وجود دارد منحرف کند. بلافاصله بعد از اینکه آقای خامنه ای گفت که این یک انقلاب اسلامی است ، خود اخوان المسلمین گفت که این همه مردم مصر است مسلمانان و مسیحی ها و همه هستند.

میتوان گفت وجه اشتراک این قیام ها و تحولات اخیر تحت تاثیر نقش رسانه های ارتباطی و شبکه های اجتماعی در اطلاع رسانی سریع اخبار و تصاویر اعتراضات است؟

انقلاب مصر با جنبش سبز ایران از این نظر خیلی نزدیکی دارد، همان طوری که در جنش سبز ما شاهد استفاده از شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک و یو تیوپ بودیم که از مناظرات انتخاباتی شروع شد و از جریان جنبش سبز تا 25 خرداد، شبکه های اجتماعی نقش اساسی در تجهیز مردم و رسانه و زنده نگاه داشتن جنبش سبز داشتند. در مصر هم واعظ الغونی درمصاحبه ای با کمپین بین المللی حقوق بشر گفته بود که ما از شما یاد گرفتیم و حالا شما از ما یاد بگیرید . این پدیده ای است که منحصر به ایران نیست. در برنامه الجزیره و چند هفته بعد از شروع جنبش سبز گفتم که این اتفاقی که در ایران میافتد منحصر به ایران نیست و ایران پایه گذار پدیده ای است که آن اتفاق خواهد افتاد. هشتاد درصد جمعیت ایران زیر 40 سال است و هفتاد درصد زیر 35 سال است و همین آمار در مورد کشورهای عربی از مراکش تا سوریه هم صادق است و در آن برنامه گفتم که اگر کسی بودم که در موضع قدرت بودم وقایع ایران را از نزدیک دنبال می کردم. برای اینکه عین همین آمار دموگرافیک در مورد کشورهای عربی هم مصداق دارد و فقط بچه های ایران از این امکانات استفاده نمی کنند. این شبکه های اجتماعی که الان با آن مواجه هستیم، فضای عمومی که حکومتهای تمامیت خواه اجازه نمی دهند در احزاب و روزنامه های میادین شکل بدهند این فضا ها را با استفاده از تکنولوژی جدید بچه ها برای خودشان خلق کرده اند و این مقدماتش بر می گردد به قبل از جنبش سبز و کسانی که وبلاگ می نوشتند و کسانی که در فیس بوک با هم حرف می زدند و پیدایش نوع جدیدی از زبان فارسی که می گفتند که در “دل نوشته ” به وجود آمد مثلا نامه های عاشقانه فاطمه شمس و محتشمی پور به همسران زندانی شان. تحول این زبان مبتنی بر این اتفاقاتی بوده که در زبان فارسی و فضای عمومی مجازی صورت گرفته که در جریان جنبش سبز به ملا عام می آید. تحولش به ماهیت استبداد زده جمهوری اسلامی باز می گردد و تکنو لوژی جدید این امکان را به وجود آورده که در فضای مجازی بچه های ما زبان خلاقی را خلق کنند که این زبان در محیط واقعی مجله و روزنامه و احزاب برای آنها ممکن نبود.

جناب دکتر شما اشاره کردید به اینکه در جنبش مصر نقش کارگران و زنان دیده می شد و دلیل موفقیت را حضور جنبش کارگری در کنار معترضان به حکومت می دانستید، برخی معتقدند جامعه ایرانی مخرج مشترکی از اهداف ندارد که خواست طبقه متوسط باطبقه فرودست متفاوت است و شهرهای بزرگ نمایندگی شهرهای کوچک را نمی کنند ، آیااین تحلیل تعریف واقعی برای جامعه ایران است ؟

همانطور که می بیند اغلب اتفاقات مصر درقاهره و محدود به میدان تحریر بود، در شهری که 18 میلیون نفر ساکن دارد و میدان تحریر از 200 هزار نفر تا یک میلیون نفر باشند. جنبش های اجتماعی را با ارقام نمی سنجندند، بلکه با حضور یک جمعیت معتنابهی که نماینده و بیانگر خواسته های یک ملت است باید سنجید، شما فرض کنید خیزش های دانشجویی که در ایران صورت می گیرد به دلیل اینکه دانشجوی دانشگاه تهران از چهار گوشه ایران آمده اند، بیانگر خواسته های دانشجویان و همه مردم ایران هستند. خواسته های جنبش دانشجویی خواسته های صنفی نیست و وسیع تر و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی است و اینکه این جنبش ها محدود به شهرهای اصلی باشند و پایتخت باشد فکر نمی کنم به دلیل این باشد که نمایند عام تری ندارد. حضور نیرو های کارگری یکی از جنبه های مهمی است که لازم به پرداختن و تعامل و تبادلی است که باید بین جنبش زنان و کارگری و جنبش دانشجویی پیش می آمد و این آن طور که شاید و باید صورت نگرفت. شما فرض کنید آقای اسانلو( رئیس اتحادیه کارگری) که در زندان بود یا مجید توکلی (فعال دانشجویی) که درزندان بود و یا وقتی نوشین احمدی ( فعال زنان) مدت کوتاهی دستگیر شد، ما چه از نظر عملی و چه از جنبه های نظری ما به ارتباط جنبش سبز و این سه جنبش نهادینه اجتماعی نپرداختیم. در بین این سه جنبش تنها کسی که من دیدم که با دقت و هوش و ذکاوت خیلی متوجه بود به ساختن و پرداختن نظری ارتباط بین بین جنبش زنان و جنبش سبز همت گماشت، خانم نوشین احمدی بود که در مقالاتشان می پرداخت. این اتفاق در مورد جنبش کارگری نیفتاد آقای زرافشان و ریس دانا پرهیز داشتند که خودشان را متعلق به جنبش سبز بدانند شاید به این دلیل که جنبش را ادامه اصلاح طلبی می دانستند و خواسته های به حق فراتری داشتند. اما چون فضای دموکراتیکی نیست برای زدن حرفها ، فرصت برای ما پیش نمی آید.

فکر می کنید آیا حصر  رهبران جنبش سبز به گمان  اقتدارگرایان باعث سرخوردگی و شکاف در جنبش می شود و این نشانه اقتدار حکومت است و یا باعث شعله ور شدن آتش زیر خاکستر خواهد بود ؟

من جنبش سبز را به هیچ وجه آتش زیر خاکستر نمی دانم و این آتش همچنان روی خاکستر است، منتهی نمودهای مختلفی در خارج از کشور و داخل کشور دارد و به نظرم خیلی مهم است که ما ارتباط ارگانیکی که بین ایرانیان داخل و خارج ایران را در نظر داشته باشیم . ایرانی های خارج از ایران آنها که خودشان را متعلق به جنبش سبز ایران می دانند، نه اینکه به این گروهکها که هستند وابسته باشند. بدنه سالم جنبش سبز قسمت عمده اش داخل است و شاخ و برگش در خارج ایران هم هست مثلا فرض کنید کسی مثل آقای جعفر پناهی که در هر جا شرکت می کرد با شال سبز شرکت می کرد ایشان را به 6 سال زندان و 20 سال محرومیت اجتماعی محکوم کنند. اجتماعی در نیویورک و اروپا شکل می گیرد و جنبش سبز نمودش را پیدا می کند. دوم اینکه همه این کارها نشانه عدم اعتماد زعمای حاکم هست که استنباط درستی از آن دارند که جنبش عمیق و  دارای گستره اجتماعی است و اگر اجازه بدهند طبق اصل 27 مردم کماکان در تجمعات که حق مسلم مردم ماست، شرکت می کنند. و این وزارت کشور است که خاطی از قانون اساسی است. این را می دانند که اگر اجازه گردهمایی رابدهند خواسته های مردم ما که چیزی به جز بیان حقوق شهروندی و آزادی های اجتماعی نیست و نیز خواهان حقوقی است که در همین قانون اساسی که به قول آقای موسوی وحی منزل نیستند. مردم ما حقوق بلافصل شهروندی خودشان را می خواهند و این اجازه نمی خواهد و بنابر قانون اساسی هر شهروندی محق به آن حقوق است منتهی نیرو های قضایی و انتظامی، آنها هستند که خاطی از قانون اساسی جمهوری اسلامی هستند.

بحث اقتدراگرایان دراین دوسال اخیر تاکید بر این بوده که اگر می خواهید این قدرت را پس بگیرید باید خون بدهید ، این که مدام به طبل خشونت می زنند و تلاش می کنند برای خشونت کشیدن اجتماعات مردمی دلیلش را چه می دانید ؟

ترس و ترس، جامعه ما از نظر پختگی سیاسی به جایی رسیده است که در این جنبش نه شاخه نظامی داریم و نه یک تفکر نظامی، در نظر بگیرید در عرض یکسال و نیم از طرف مردم ما کو کتل مولوتف پرتاب نشده در حالی که شدیدا خشونت متوجه آنها بوده است. این رشد جنبش مردمی ماست. منتهی چون اقتدارگرایان زبانی جز خشونت و انقلاب و تجاوز و زندانی و شکنجه کردن و کهریزک نمی دانند و نمی فهمند از آن استفاده می کنند . اصلا این طور نیست که اینها خون داده باشند برای انقلاب ، این حق را ندارند که تمامیت آنهایی که درصدر انقلاب و جبهه زحمت کشیده اند را مصادره کنند. مگر آقای تاج زاده و نوری زاد مگر در این انقلاب نبودند . وقتی آقای تاج زاده می نویسد پدر و مادر ما همچنان متهم هستیم ، ناظر بر نقشی است که داشتند. این جنبش سبز و سرانش که از آسمان نیامدند اینها واضعان جمهوری اسلامی بودند . جنبش سبز به صورت دیالکتیی از بطن انقلاب در آمده است. ما ممکن است در استنباطمان با حرف آقای موسوی اختلاف نظر داشته باشم که چگونه باید تاریخ ده سال اول انقلاب را بازنویس کرد. اما اصل انقلاب 57 حرکت عظیم و شریفی بوده که اختلاف نظر نداریم و حق ندارند اقتدراگرایان که انقلاب 57 را مصادره کنند برای خودشان و دیگران را ضد انقلاب بدانند. اینها تخیلات کاذب قرون وسطایی است.

اگر بخواهیم ارزیابی از آرمانها و اهداف جنبش و منشور جنبش سبز به عمل بیاوریم چه نقدی را به منشور جنبش سبز وارد می دانید، اگر بخواهیم هدف دموکراسی را آرمان جنبش و حرکت در چارچوب قانون اساسی را استراتژی جنبش بدانیم ؟

منشور جنبش سبز یکی از مهمترین و مترقی ترین مدارک تاریخی سی سال گذشته ماست و هم در عملکرد در چارچوب قانون اساسی فعلی و نکته ای که تاکید کردند آقای موسوی که وحی مُنزل نیست. و بر طبق خود قانون اساسی می تواند مورد تجدید نظر قرار بگیرد. این منشور برای پیشرفت ما برای گذار مسالمت آمیز به سوی دموکراسی و پرهیز از خشونت و بیانگر رشد و پختگی فرهنگ سیاسی ما یکی از مهمترین مدارک و اسنادی است که ایجاد شده است. چیزی که مهم است بدانیم این است که منشور متبلور شده در ذهن خود آقای موسوی است. به عنوان کسی که مدافع حقوق شهروندی ماست و آرزوی دموکراسی دارد. در حالی که در یک جامعه ایده آل این منشور باید بیانگر عقل جمعی باشد. چون در یک جامعه استبداد زده زندگی می کنیم و امکان تبادل نظر دموکراتیک وجود ندارد ودرنتیجه این منشور هم از آن بهره مند نیست. باید در یک پروسه دموکراتیک و در یک جامعه آزاد مردم این منشور را مطالعه کنند و نقد کنند و جنبه های اصلاحی آن را بگویند. در این مرحله استبداد زده ما، این منشور مترقی ترین چیزی است که می توانست تولید شود و با این تبصره که ما محتاج این هستیم که در خود ایران با آزادی زندان سیاسی و آزادی مطبوعات و بحث های آزاد در دانشگاهها، آینده دموکراتیک خودمان را از اول رقم بزنیم و هیچ منشوری را وحی منزل قلمداد نکنیم. منشورها و بیانیه های آقای موسوی که با بسیاری از جوانبش مشترکات دارم و برخی انتقاد، منتهی محیط نقد با زور و ظلم و دغل و استبداد از ما دریغ شده است.

آیا این منشور توانسته با تعریف هویت مشترک خواسته های اکثریت معترضین را پوشش بدهد ؟

یک عده داخل ایران هستند و یک عده ای خارج و یک عده ای از طریق شبکه های اجتماعی با هم در تماس هستند ، باز نظر من این است که این منشور بیانگر خواسته های میانگین معتبری از نیروهای اپوزیسیون است و همچنان معتقدم که این منشور باید از انتقاد سازنده و از سوی نیروهای منتقد دلسوزبهره مند شود. جنبش های اجتماعی هم باید با این منشور تبادل نظر کنند و ما محیط دمو کراتیک که این تبادل در آن صورت بگیرد و نتایج به آقای موسوی منتقل شود را نداریم و آقای موسوی در یک خلا اجتماعی ساخته شده توسط نظام دارند زندگی می کنند و علی رغم این خلا که برایشان درست کردند با این حال این منشور بیانگر بسیاری از خواسته های دمو کراتیک ما هست. از سوی دیگر نظام، ما را از بدیهیات یک نظام دموکراتیک محروم کرده است و چیز خارق العاده ای هم در این منشور نیست که نیاز به کند و کاو هم داشته باشد ما محتاج بدیهیاتی هستیم که به طور قطع منشور بیانگرش هست.

شما خودتان صاحب رسانه هستید عملکرد رسانه های جنبش را چگونه ارزیابی می کنید ؟

به نظر من عملکرد سایت ها از نظر ایجاد ارتباط بین ایرانیان داخل و خارج از کشور و از سویی از نظر ایجاد یک زبان حسن نیت و بی خشونت برای یک گذار به دموکراسی عملکرد مثبتی داشته است . منتهی چون ما از یک جامعه استبداد زده بیرون می آییم مثل کسی که از غار بیرون می آید هنوز نوعی خشونت نهفته در کلام و گفتارمان وجود دارد. مهمترین نکته ای که باید سایت های سبز توجه کنند ایجاد و اثبات حلقه ارگانیک مردم ایران در داخل و خارج کشور است. ایرانیان خارج از کشور باید بدانند که جنبش سبز شاخ و برگ سبزی دارد که این با گروهکهایی که می خواهند سو استفاده کنند و نیرو های جنگ افروزی که در آمریکا وجود دارندو فکر تجزیه طلبی دارند، هیچ گونه ارتباطی ندارد. ابتکار عمل باید همیشه به دست نمایندگان جنبش در ایران باشد و هرگز هیچ کس که خود را متعلق به جنبش می داند از خارج از ایران نباید به خودی خود بیانیه بدهد. اگر مردم تظاهرات کردند دلیل شجا عت آنهاست و اگر نیایند دلیل دور اندیشی آنهاست . بنابراین برای مایی که خارج از ایران هستیم باید معتقد و منتظر ابتکار عمل از داخل ایران باشیم و آنها که داخل ایران هستند باید یک سعه صدری داشته باشند برای ما که از خارج ایران با همفکری کاری می کنیم. این نقش عمده سایت های سبز در برقراری ارتباط این دو گروه جنبش است.


28 پاسخ به “منشور جنبش سبز، یکی از مترقی‌ترین مدارک تاریخی سی سال گذشته”

  1. حمید گفت:

    جایگاه ملل و اقوام ایرانی نظیر کرد و ترک و عرب و گیلک و ترکمن و بلوچ و … و مسئله هویت و زبان و فرهنگ آنها در این منشور کجاست؟

  2. محمدجوادِسبز-فرزندجانبازوبرادرزاده ی1شهید گفت:

    سلام- صحبت بسیار خوبی بود- ممنون از دوستان کلمه ای بابت این مصاحبه ی ارزشمند

  3. sabz گفت:

    kalame jan lotfan tarikhe tazahorat ra taiid konid.engar basijiya daran tafraghe mindazan

  4. خلیل گفت:

    جنبش سبز و پرافتخار مردم ایران، آگاهانه و شجاعانه، گامهای بلندی را در راستای ایجاد حاکمیت مردمی و ترقیخواهانه بر میدارد. دیکتاتورهای رنگارنگ یکی پس از دیگری به زباله دانی تاریخ میریزند.مسلما و بر اساس سنت های پروردگار این سرنوشت همه جباران میشود.
    یا حسین-میرحسین

  5. حسین گفت:

    دکتر شریعتی: استبداد دینی بدترین نوع استبداد است
    امام علی(ع): مراقب دینداری تان باشید از شرّ کسی که خداوند به او قدرتی بخشیده اما او می پندارد که اطاعت او اطاعت از خدا و نافرمانی او نافرمانی از خداست.

  6. ناشناس گفت:

    منشور به چه درد میخوره فقط تظاهرات ممتد

  7. مرتضا گفت:

    بسیار جالب بود و دلگرم کننده؛ با سپاس صمیمانه از آقای دباشی و کلمه ی عزیز

  8. رضا گفت:

    من چنین ادعایی رو که تیتر کرده قبول ندارم
    چیزی که در این منشور نیامده، حقوق پایین دستی ها و نقش طبقه ی کارگر و تعهدات حکومت ها نسبت به اون هست

  9. siinayi گفت:

    باسلام
    ضمن سپاس از اقای دباشی
    من نظرات مطرح شده توسط ایشان را کاملان در چهار چوب درست وضعیت حاضر کشورمان میدانم و فکر میکتم منطقی ترین استراتژی برای گذار ایران به دمکراسی پایدار در کشور عبور ارام از این مسیر است.و به باور من این منشور حاصل خرد جمعی یک هسته مسئول با در نظر داشتن
    ضرفیت های موجود در ایران و پتانسیلی که 22 خرداد 88ازاد کرد . تاریخ این مسئولیت را بر گردن ما گذاشته تا از گذشته درس بگیریم .

  10. سبز آزادورها گفت:

    رهبرانمون رو خودمون آزاد ميكنيم
    كروبى زنده بادموسوى باينده باد
    زنده بادايران وايرانى زنده باد و زنده بادآآآآآززززاااااااددددددددى
    عزيزان خواهش ميكنم مرك بر … نكوييد

  11. ارتش سبز سایبری گفت:

    ((جایگاه ملل و اقوام ایرانی نظیر کرد و ترک و عرب و گیلک و ترکمن و بلوچ و … و مسئله هویت و زبان و فرهنگ آنها در این منشور کجاست؟))
    — فکر میکنم شما هنوز منشور جنبش سبز را به دقت نخوانده اید:
    ج) راهکارها
    ۱۱. تلاش برای تحقق حقوق قانونی و احترام اخلاقی اقلیت های دینی و مذهبی و قومی از طریق زمینه سازی برای مشارکت فعال و نهادمند آنان در فرایندهای تصمیم گیری سیاسی در کشور، با تکیه بر هویت مشترک ایرانی و به رسمیت شناختن تنوع و تعدد فرهنگی، یکی از فعالیت های عمدة جنبش سبز است.

  12. حبیب تبریزیان گفت:

    با سلام!
    ضمن نائید نظر دکتر دباشی در مورد مترقی بودن ویراست منشور ، منهم یک نقد مخنصری در وبلاگ (ایران سبز)، نوشته ام که علاقمندان میتوانند بخوانند. نکته مهم در این ویراست اینست که مخرج مشترک مطالبات مردم ماست. خصلت ملی دارد. یعنی همه اجزاءپیکر اجتماعی مارا ملحوظ نموده و به مطالبات آنها پرداخته است. بعنوان یک جنبش بیشر یا کمتر از این نمیتوانست باشد. اگر کاستی ای هم هست در راهکار هاـ بند ج ـ است که من در نقد مورد بحث خود بدان اشره مفصلتر کرده ام. بند ج کامل نیست باید به بحث گذارده شده تدقیق شود. تکیه جنبش سبز یا منشور آن به جنبش اجتماعی بموازات استفاده از حد اکثر ظرفیت های قانون اساسی بهترین گزینه و کم هزینه ترین راه نیل به دموکراسی برای ماست

  13. ناشناس گفت:

    کسی که از “ملل” ایرانی حرف می زنه داره از تجزیه شدن ایران حرف می زنه.
    اقوام ایرانی ؛
    نه “ملل” ایرانی

  14. ناشناس گفت:

    بعد هم من متوجه نشدم یعنی مثلا گیلکها و مازندرانیها و خلاصه گویشهای مختلف هم باید مثلا کتاب درسی خاصی براشون درست کرد یا چی؟
    اینطوری که پیش بره لابد باید از فردا مثلا جنوب شهریهای تهران هم قیام کنند که زبان ما رو به رسمیت بشناسید و کتابها رو به زبان ما بنویسید و از این بساطها! زبان ترکی و کردی و بلوچی زبانهای مستقله اوکی.چه ربطی داره به گویشها؟
    اصلا مثل اینکه یه سری پان دارند سعی می کنند با این جور صحبتها اقوام مختلف رو بیاندازند به جون هم.و ماهی خودشون رو از آب گل آلود بگیرند.

  15. دلسوز گفت:

    قسمت «تماس با ما» در سایت کلمه از کار افتاده است

  16. ناشناس گفت:

    اين حكومت بايد قدر مارا بداند…اما حقيقتا از دروغ ودغل هاي بي شرمانه و ظلم مضاعف آنها به ستوه آمده ايم.
    دوستان اطلاع رساني كنيد ولي با ” كمال ادب و فروتني و متانت و صبر ” تا حرفمان خريدار داشته باشد .. اگر با دوستي، همكاري،فاميلي صحبت مي كنيم در وهله اول كاري نكنيم كه در مقابل حرف ما جبهه گيري كنند آنوقت گوش هايشان بسته مي شود. بايد خود، اسوه اخلاق باشيم كما اينكه ميرحسين هم چنين است ، اخلاقش و درايتش اينچنين اورا “عزيز” كرده ، بايد همه تلاش مان را بكنيم تا ايشان از “زندان فرعون ” خلاص شود .
    دوستان بايد تحليل هايمان را قوي كنيم ، كار تئوري در كنار كار عملي و آگاهي بخشي كليد پيروزي است.
    آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان است .

  17. ناشناس گفت:

    عالی بود

  18. poya گفت:

    سلا
    اینکه مردم از خشونت دوری کنند تا جنبش از هدفش دور نشه درست. اما زمانی که این مردم دارن کتک می خورن مگه میشه عکس العمل نشان نداد آیا کسانی که میگن پرهیز کنید از خشونت تا حالا این اتفاق که کتک بخورن در خیابان برای خودشون اتفاق افتاده

  19. ناشناس گفت:

    دوست عزیز تو به اصل مطلب که پایبندی هم این آقای دباشی و هم نویسندگان این منشور است به قانون اساسی و اساس این قانون اشاره نکرده ای، رفته بسراغ اینکه آیا باید به کرج و ورامین و یزد و اصفهان و کرمان و پاوه هم استقلال داد یا نداد!!! برادر در ایران ما اگر ترکان بر قدرت بوده اند اگر فاسها، اگر ترکمانها وووو همیشه ایران بوده است. از ملل ایرانی سخن گفتن چنان پوک و پوچ است که دادن استقلال به کرمانیها. تو هنوز هیچی نشده و هنوز رهبران جنبش دست این از این اساس بدبختی برنداشته اند دنبال سهم گیلکیها هستی. اگر پارسیان ایقدر بد بودند که از نوشته ات متصاعد می شود که با تاریخی چند هزار ساله حالا غیر از پارسی زبان در ایران نبود. قدری هم انصاف چیز خوبی ست.

  20. kaveh گفت:

    چرا همیشه می‌خواهید مردم ایران را تحت نوعی طبقه‌بندی قومی قرار دهید… چه فرقی‌ هست بین ترک و کرد و بلوچ، همه ایرانیند و با دولت و دیکتاتوری مشکل دارند. مگر مردمی که مثلا در تهران به تظاهرات میروند و کشته میشوند و تحت ستم هستند همه متولد تهران هستند … یا شهدا در هر منطقه از کشور فرزندان ایران نیستند…

  21. ناشناس گفت:

    سلام. به قبض های برق نگاه کنید تمام کنتر های 3 زمانه، 1 زمانه حساب کردند.یعنی هر چی من شب تا صبح کامپیوتر استفاده کردم به قیمت صبح حساب کردند. لطفا پیگیری کنید.

  22. ناشناس گفت:

    با سلام به همه عزیزان سبز و تشکر از اقای دباشی . رهبران در هر بیانیه و اطلاعیه نمی توانند همه آنجه را اشاره شده دوباره از نو بیاوردند در روزنامه اعتماد که تیری بود به چشم اسفندیار حکومت و برای همین هم بسته شد مطلبی در خصوص بیانیه حقوق شهروندی آقای کروبی چاپ شده بود و اصلاحيه اي بر تفسير قانون اساسي در این روزنامه پیشنهاد شده بود . لذا شمه ای از آن را جهت یادآوری در ادامه می آورم تا دوستان مراجعه نمایند ومطالعه کنند بعید به نظر می رشد که رهبران جنبش که خود از اقلیت های قومی هستند این موارد را در نظر نداشته باشند :
    بيانيه هاي حقوق شهروندي آقاي کروبي حرف دل بسياري از صاحب نظران و دانشگاه ديدگاني بود که مشکلات را مي ديدند و از ناديده گرفته شدن مي رنجيدند. شخصا اين جسارت را مي ستايم و اميدوارم به زودي واقع گويي نيز به خصايص واقع بينان عرصه سياست ايران افزوده شود. در ذيل در مورد پيشنهاد اصلاح در قانون اساسي به منظور ارتقاي حقوق شهروندي ايرانيان، به چند اصل کليدي از اين قانون مي پردازيم.
    روزنامه اعتماد ملي، شماره 918 به تاريخ 23/2/88، صفحه 20 (حقوق)

  23. ناشناس گفت:

    این مقطع از تاریخ کشورمان زمینه ای دارد فراهم میشود که همه اقوام بتوانند باهمفکر ی دور محور جنبش سبز وارایه نقطه نظرات خود در بالندگی و÷یشرفت جنبش اقدام کنند واز هرگونه شعار تفرقه افکنی وبهانه جویی جلوگیری شود.

  24. خدیو گفت:

    یکی دیگه ازنشانه های اعتلای جنبش سبز همین بس که ازدیدگاههاونظرات نخبگان واندیشمندانی چون حمیددباشی خودش را متاثرمی سازد.
    مطمین هستم هرجریان فکری که اینگونه وبدورازهرنوع تنگ نظری خودرادرمعرض نقدقرارمی دهد درواقع دوام وقوام پایداری ومانگاری خودش راتثبیت میکند .این یعنی زایش دموکراسی یعنی مرگ دیکتاتوری نه که در ایران نه فقط خاورمیانه نه آمریکای لاتین بلکه درسراسر جهان.
    باآرزوی روزگاری که ملت ها فرمانده ودولت ها فرمانبر باشند.

  25. BAKHTIYARI گفت:

    marg bar harchi tajzieh talabe (حمید)

  26. بهمن ایرانی گفت:

    جنبش سبر با این منشور حدود جبهه ای را مشخص می کند که حول آن ،گرایش های گوناگون اصلاح طلبان به هم وصل شده اند. این جنبش از به هم پیوستن جنبش های مردمی در قالب جنبش های اجتماعی بوجود آمده و در حال رشد است. در داخل این جنبش اختلاف نظر ها به شکل طبیعی وجود دارند ولی جمیعا” خواهان آن هستند تا با تحقق دمکراسی به شکل واقعی در تمام سطوح، مردم به مطالبات قانونی و مدنی خود برسند.
    دمکراسی در معنی عام بعنی حکومت مردم بر مردم . نه حکومت گروهی کوچک که خود را نماینده های الهی و امام زمان می پندارند بر اکثریتی که همیشه از خشونت پرهیز داشته ولی راهی جز آن برایش باقی نمانده.

  27. ناشناس گفت:

    2500 سال پیش منشور کورش بزرگ ازادی اقوام وادیان را بیان می نمایدامید دارم این منشور نیز همان باشد

  28. فرخ ندامی گفت:

    از پروفسور ، دکتر ، استاد محترم ادبیات تطبیقی ، حمید دباشی ممنونم که در توصیف گروههای دگر اندیش از واژه ی “گروهکها” استفاده فرمودند . دمکراسی برخلاف اخذ مدرک تحصیلی ، تنها از راه آموختن حاصل نمیشود ،بلکه میباید در رفتار ، کردار ، منش ، نحوه ی تلقی و زبان آدمی نهادینه شود . اطلاق واژه ی “گروهکها ” که محصول فرهنگستان بنیادگرایان برای سرکوب دگراندیشان است به بخشی از مخالفین – بزعم ایشان – جنبش سبز (که این مخالفت بیشتر بر سر چگونگی راه مشهود است و نمود پیدا میکند) از طرف ایشان ، قابل تاسف و باعث سلب اعتنا یم به گفته های ایشان شد .