تقــدیرشان بس نامحمـــــــود است اگر…
چکیده :ریزش نیروها، به درونیترین بخشهای حاکمیت رسیده تا جایی که به امثال متکی، اژهای، صفارهرندی و حتی بذرپاش هم اعتماد نمانده است. حلقهٔ چند نفرهٔ دولت، از سایه خود هم میترسد و توهم توطئه همه ارکانش را دربرگرفته است. در این نوع حکومت کردن، به لحاظ غلبه شیوههای استالینیستی دیگر هیچکس به هیچکس اعتماد ندارد و همه برای آنکه جای پای خود را محکم کنند، زیر پای یکدیگر را خالی میکنند. ابعاد این توهم، تا نزدیکترین یاران هم پیش رفته و چند صباح دیگر نوبت فتنهٔ لاریجانیها و توکلیها و باهنرها و قالیبافها و مؤتلفهایها و... خواهد شد. دایرهٔ محارم روز به روز تنگتر میشود و حذف و تهدید دامن گیر کسانی میشود که خود را خودی تلقی...
کلمه- مهستی شیرازی، آمنه کشاورز:
گفتیم که «چرا آیندهٔ سبز مقدر است؟» و این بار از «تقدیر نامحمود» آنان مینویسیم…
مشروعیت دینی حکام، یکسره برباد رفته است. «دین» بالتمامه مورد استفاده ابزاری برای حفظ قدرت قرار گرفته است. شاهد این فقدان مشروعیت و استفادهٔ ابزاری، مراجع تقلیداند. در حال حاضر، جملهٔ مراجع – که جلوههای دینداریاند – دلشان از دست رفتار بخشی از حاکمیت خون است. چه کسی فکر میکرد اجازه برگزاری مجلس ترحیم حتی برای مرجعی چون منتظری داده نشود؟ نظامی که مراجع دینی هم در آن مجال امر به معروف و نهی از منکر نمییابند، چگونه میتواند به اسلامیت متصف شود و جمهوری اسلامی نام گیرد؟
مشروعیت مردمی، سالهاست فرو ریخته است. بیثمر بدون انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ و نادیده گرفتن مردم، برای ناظران معنایی جز نابود شدن مشروعیت مردمی نداشت. اگر به منش و روش نظام اعتمادی نمانده است، به خاطر از دست دادن همین پشتوانه است. براستی نظامی که به مردم خود پشت کرده است و پشتوانهٔ مردمی ندارد، به «که و چه» میخواهد پشت ببندد؟
ریزش نیروها، به درونیترین بخشهای حاکمیت رسیده تا جایی که به امثال متکی، اژهای، صفارهرندی و حتی بذرپاش هم اعتماد نمانده است. حلقهٔ چند نفرهٔ دولت، از سایه خود هم میترسد و توهم توطئه همه ارکانش را دربرگرفته است. در این نوع حکومت کردن، به لحاظ غلبه شیوههای استالینیستی دیگر هیچکس به هیچکس اعتماد ندارد و همه برای آنکه جای پای خود را محکم کنند، زیر پای یکدیگر را خالی میکنند. ابعاد این توهم، تا نزدیکترین یاران هم پیش رفته و چند صباح دیگر نوبت فتنهٔ لاریجانیها و توکلیها و باهنرها و قالیبافها و مؤتلفهایها و… خواهد شد. دایرهٔ محارم روز به روز تنگتر میشود و حذف و تهدید دامن گیر کسانی میشود که خود را خودی تلقی میکنند.
دیگر از ثبات سیاسی و اقتصادی خبری نیست. حاکمیت «نفس کشی و نُطُق کشی» را به حساب ثُبات خود گذاشته، در حالی که ثبات تعریف دارد. تعریفِ سیاسی و تعریف اقتصادی دارد و صرفاً تعریف نظامی و امنیتی ندارد. نظام باثبات آن است که مخالفانش آزاد باشند و بتواند سر پا بماند و آزادترین کشور دنیا کشوری است که نتوان در آن دروغ گفت. این نامش ثبات نیست که رکورد زندانیان سیاسی و خبرنگاران و اعدامیهای جهان را داشته باشی و دم از ثبات بزنی. «اعتماد به نفس کاذبِ متکی بر سرکوب» که «عزت» نام نمیگیرد و نشانهٔ ثبات نیست؛ این همان استدراج و مهلتی است که خداوند به ستمگران میدهد.
پیش رویهای تبلیغاتی، نه نشان پیروزی است که پوششی بر ترساند. آنها از ترس حمله میکنند. حاکمیت اگر عقب نشینی هم نمیکند شاید از آن است که آقایان تجربهٔ عقب نشینیها و انعطاف پذیریهای دیر هنگام پهلویها را آویزهٔ گوش کردهاند و فکر می کنند با بادی که کِشتهاند و خیانتی که به برادران سابق خود کرده اند «یک گام عقب نشینی همان و درو کردن طوفان همان». اگر از گشودن رمز ایمیلها در ۴۸ ساعت میگویند، به ریش خود میخندند تا چهرههای ترسان از آگاهی را بپوشانند و مردم را بترسانند. از ویندوز قرمز میگویند، تا پنجرههای سبز آگاهی را بر روی مردم بپوشانند. حاکمیت درمانده است و عقلانیت کافی برای عقب نشینی در میان آنان وجود ندارد.
حاکمیت ناکارآمد شده است. اتخاذ تصمیمات ناگهانی و غیرکارشناسانهای که اقتصاد مملکت را به نابودی میکشاند، تنها نشان دهندهٔ سیاسی شدن امور نیست، شاهدی بر ناکارآمد شدن ارکان حکومتی نیز هست.
دولت آیندهای را برای خود تصور نمیکند، که اگر غیر از این بود فردا را قربانی امروز نمیکرد. مشایی را به میان مردم میفرستد تا بیشرمانه از امیر کبیر و نوروز سبز ایران بگوید شاید از قِبلِ سخنان او آیندهای ولو مبهم آغاز شود و بن بست خود ساخته را بشکند. از فرط ناچاری و بیاخلاقی، چنان آیندهٔ خود را با متهمان اقتصادی و کانونهای فساد و توطئه گره زدهاند که هر آن دومینوی مفسدان، آیندهٔ آنان را فرو ریزد. بیدلیل نیست که محمد رضا رحیمی میگوید تا روزی که احمدی نژاد هست، من هم هستم. دولتمردان آیندهای ندارند و آیندهٔ آنان در گرو بیآیندگی ایران است.
بحران آفرینی رئیس دولت، منجر به به انزوای روز افزون ایران در منطقه و جهان شده است و تهدیدهای جهانی علیه کشور هر روز بیشتر میشوند.
متولیان امور، راه را از چاه تشخیص نمیدهند. نمیدانند چهار راه بیشتر پیش رو ندارد. عاقلانهترین و کم هزینهترین راه تن دادن به اصلاحات است که متاسفانه میدان را به تندروهای بداخلاقی سپردهاند که عقلانیت کافی برای پذیرش آن را ندارند. راه دوم سرنوشت صدام و مداخله خارجی است که سبزها و بلکه تمام مردم ایران به شدت با آن مخالفند و اگر بحران آفرینیها و ندانم کاریهای رئیس دولت و مشاورانی که وزارت خارجه را پاتوق خود کردهاند بگذارد، انشالله بعید است اتفاق بیافتد. راه سوم انقلابی مردمی از جنس انقلابهای خشونت زا است که کسانی چون صفار هرندی و مجاهدین خلق به آن دل خوشاند و مردم را به آن توصیه میکنند و راه چهارم هم فروپاشی از نوع اتحاد جماهیر شوروی است. شوروی نظیر آقایان تا سالهای آخر صورتش را با سیلی سرخ نگه میداشت و از جنجال تبلیغاتی دست نمیکشید ولی پوسیدگی درونی، بنای هفتاد سالهٔ آن را به ناگهان – و به تعبیری در کمتر از ۲۴ ساعت – فرو ریخت.
باری، قبلاً از تقدیر سبز خود گفتیم و از آینده سبزمان نوشتیم و دلایلش را برشمردیم. اما به گواهی دلایلی که اینک باهم مرور کردیم، اگر اقتدارگرایان تن به اصلاح ندهد، اگر میدان را برای سبزها باز نکنند، اگر دست تمنا به سوی اصلاح طلبان نگشاید، «تقدیرشان بس نامحمود است».














مشروعیت مردمی، سالهاست فرو ریخته است.
.
اگه اگه اگه اگه تایید کنید
جواب شما رو با سند میدم
با عکس های 2 روز پیش سفر دکتر به یزد
شما اگه به این نمیگید مشروعیت مردمی پس به چی میگید؟
به نام خدا
سلام
تحلیلهای زیبا را با عیبهای عجیب و غریب همراه نکنید : “استالینیستی ” این کلمه در علوم سیاسی جایگاهی دارد ؟ آیا منظور “استالینی” بوده است؟ اگر کلمهء “استالینیستی” وجود دارد دوستان سبز من را مطلع کنید. متشکرم.
تا کی میخواهید خود را گول بزنید؟خودتان هم میدانید که این مشروعیت قلابی رو از مدارس و ادارات و شهرهای اطراف با اتوبوس جمع کردن و بخش اعظمی شون از روی ترس اومدن.گرچه آدم خواب رو میشه بیدار کرد ولی کسی که خودش رو به خواب زده با توپ هم بیدار نمیشه.براتون آرزوی بیداری میکنم.
قلم شیوا و از آب روان تر شما عزیزان را میستایم. تحلیل هایتان، برای افراد و جریاناتی که براساس منطق و حس همدردی مسائل اجتماعی را درک و هضم میکنند، صدالبته درس آموز است. ولی افسوس که هیئت حاکمه تا گلوگاه در فساد،خیانت، خونریزی و شکنجه فرورفته است و افسوس که همه راه ها را بروی خویش بسته اند
به نام خدا
سلام
مجید ! اونجا میدان امیرچقماق یزده ! معروفترین شیرینی فروشی یزد در اونجا قرار داره. دلیل انتخاب اون محل هم اینه که بزرگنمائی خوبی داره وگرنه سفر اول آقای احمدی نژاد به یزد و سخنرانی ایشان در یک استادیوم بوده و طرفداران این آقا در همان سالهای اول در شهر یزد در عکسهای آن دوره نمود خوبی دارند.اون زمان و بدون شیرینکاریهای اقتصادی، سیاسی و … در شهر یزد طرفداری نداشته است حالا این همه طرفدار پیدا کرده ؟ یزدیها فارغ از اینکه همیشه همراه با جناح چپ بوده اند گرایش اقتصادی قوی دارند و این وضعیت مسلما طرفداری آنها را نداشته.بر فرض هم داشته است اون پارچه نوشته به خوبی نوشته “… را دریابید “!!
سیستمی که بر مبنای دروغ , فریب, و رشوه بنا شود, فرو ریختنش دیرو زود دارد سوخت و سوز ندارد. اقا مجید
محمد جان کلمه بی ایرادیه . چرخی توی اینترنت و یه سرچ ساده بهت میگه که اصطلاح رایجیه
مثلا : کمونیست : کمونیستی / امپربالیست : امپریالیستی / لنینیست : لینیستی و استالینیست و…
بهتره بگیم نابودیشان بدست محموده
اقا مجید سلام….از یزد خبر ندارم اما میدانم در سمنان سه قطار ازشاهرود مسافر برای سخنرانی اقای احمدی نزاد آوردند.برای تجمع بیشتر مردم استقبال را فقط در سمنان انجام دادند و از شهرهای دیگر نظیر سرخه گرمسار سنگسر و شهمیزاد افراد را به سمنان اوردند…..برادر اگر این دولت میخواست مردم را ببیند 25 خرداد میدید….
مجید خان اصولا حکومت فعلی به مشروعیتی که ناشی از مردم باشد اعتقادی ندارد . این را الان بهتر از هر زمان دیگری میتوان احساس کرد. رئیس دولتی که به راحتی در مقابل دوربین های تلویزیونی و میلیونها ببیننده دروغ می گوید به نظر شما می تواند مردم را در محاسبات خود به حساب بیاورد؟
آن وقت شما با استناد به عکسهای این سفر می خواهید ثابت کنید مردمند که مشروعیت به حکومت می بخشند؟
مجیدخان این شیوه ی تمام دیکتاتورهاست کشور راوابسته کردن مردم را قرض دار کردن و گرسنه نگهداشتن و وعده های دروغین دادن .
درضمن مردم ما دوست دارند دروغ بشنوند چون قرنها به دروغ شنیدن عادت کرده اند. فالگیر آن چیزی را که دوست داری بشنوی به تو میگوید نه واقعیت را چون واقعیت را نمیداند . درضمن همیشه دروغگو طمعکار را گول میزند . مرذم ازگرسنگی طمعکار شده ودروغگویان بسادگی گولشان میزنند. درآخر سخنی ازگاندی زعیم بزرگ هندیان بشنو . گاندی میفرماید : درد من تنهایی نیست بلکه مرگ ملتی است گدایی را قناعت و
بی عرضگی را صبر ئبا تبسمی برلب این جماقت را حکمت خداوند مینامند
سرکار خانم مهستی، اصلاح طلبان هشت سال به ملت ایران حکومت کردند و ماهیت خود را کاملاً نشان دادند. آدم عاقل از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشه. …
با سلام
در انحراف حاكمان كنوني از اسلام حقيقي و جدائي آنان از مردم شكي نيست. ولي ايجاد پيوند و وحدت حقيقي بين توده هاي مردم و شناخت اسلام حقيقي براي ساختن فرداي ايران آزاد نيازمند روشنگريها و رشادتهاي بيشتري است. به اميد آزادي و پيروزي جنبش سبز
سلام بر دوستان سبز
ماشاالله این دوستان “حاجی محمود!” همیشه سند دارند!!! سند سفر اول حاجی محمودو بهت بگم که خندت میگیره آقا مجید! اون موقع ریگی برای محمود خط و نشون کشیده بود که اگه بیاد یزد حتما ترور میشه حاجی هم از ترسش استقبال مردم بیخیال شد!
سندشم موجوده! نشون بدم!!!
راستي درا دولت در ساعات كاري اداري مسافرت مي كند فكر مي كنيد اكر ىر روز جمعه برود مي تواند اين همه جمعيت را حمع كند اؤ ادارات
مجید جان! اگر واقعا قصد دیدن داری و مانند آنان نیستی که گوش های خود را به روی حقیقت بسته اند؛ بهتر است نگاهی به تاریخ معاصر بیاندازی تا ببینی که جمعیت مستقبلین نشانه و علامت محبوبیت و مشروعیت نیست. برای اینکه کارت را ساده تر کنم ارجاعت می دهم به پاییز 1357 و جمعیت 800 هزار نفری مردم تبریز در استقبال از سفر محمدرضا پهلوی آخرین پادشاه ایران!
و امیدوارم متوجه باشی که تبریز در سال 57 جمعیتش تنها در حدود 1/5 تا 2 میلیون نفر بود!!!
قضاوت با خودت و تاریخ فرداها…
مراقب دکترتون باشین شاید مثل مرحوم دکتر کردان و یا مظلوم دکتر رحیمی یه روز دستشون رو بشه . جا بزاریید برای برگشتن به دامن مردم .
جواب مجید :
عزیزم من هرجا رو ندیده باشم یزد رو دیدم . 50 درصد جمعیت که دانش اموزان بودن . تقریبا تمام مدارس یزد دانش اموز اورده بودن
ادارات هم که تقریبا نیمه تعطیل کرده بودن که برن استقبال !
16 تا اتبوس هم از شهرستانهای اطراف که بیشترشون از طبس بودن اورده بودن . البته صبحانه هم بهشون داده بودن !
من با یه چرخ توی یزد و یه حساب سرانگشتی فهمیدم که هزینه چاپ بنرهای خوش امد گویی به اقای احمدی نژاد بیش از 30 میلیون تومان شده ! میشه بگی این پولا از کجا میاد ؟ حالا هزینه ی پرچم ها و عکس های رنگی A4 ایشون به کنار !
یه حرف جالب هم صدا و سیما زد ! گفت اقای احمدی نژاد مسیر 10 دقیقه ای !!! فرودگاه تا امیرچخماق را 2 ساعته اومده !
اخه با موشک هم حساب کنی مسیر از 10 دقیقه بیشتر هست ! بعدشم از وقتی ماشین ایشون حرکت کرد تا رسیدن نزدیک امیر چخماق 50 دقیقه بیشتر طول نکشید
من معلم زبان هستم بعد از هدفمندي يارانه ها وقتي رفتم کلاس بچه هاي من که دو راهنمايي بودند گفتند “اقا شما پول يارانه را برداشتيد” من که اصلا ثبت نام نکرده بودم عمدا گفتم که نه من هنوز برداشت نکردم يکي از بچه ها گفت ” اقا همين بعد از کلاس برش داريد يا اينکه عابر بانک تو بده به من برم بردارم سريع برگردم کلاس” گفتم چرا ؟ گفتش ” اخه احمدي نژاد که کارش معلوم نيست يهو ديدي نصف شب گفتند امام زمان گفته اين چولها حرامه مردم بخورند پس بايد همه پولها بايد برگرده به حساب دولت” بعدش هم چند تا حرف زشت نثار ايشان نمودند که اينجا بيان نمي کنم بله با اين مي گويند مشروعيت مردمي البته ناگفته نماند که مشروعيت ديني اقايان توي کهريزک مشخص شد.
در فرو ریختن حکومت ظلم شکی نیست. این امر متاسفانه زمانبر است. این انتخابات و عملکرد حاکمیت به یقین منجر به بیداری مردم از بی تفاوتی شده (همان که رهبر از ان احساس خطر کرده.) . لاکن بیداری مردم تا به نتیجه عملی منتهی شود چند سالی (در مردم ایران 4-5 سال) زمان خواهد گرفت و (در صورت وجود الترناتیو قدرت قابل اعتماد از سوی مردم). ولی تغییر نخبگان حاکم در ایران صلح امیز انجام نخواهد شد. متاسفانه انقلاب یا دخالت خارجی محتمل ترین اتفاق خواهد بود.
تقدیرشان بس نامحمود است …
Azizi ke migi ba aks sabt mikonam .To ya spahi asti ya babat ya khodt jirekhor hasti chon dard va harfa melat ra nafahmidi
من یزدیام، و دیدم سربازها و بچه مدرسهایها را به زور به “استقبال ریاست جمهوری” بردند. من دیدم و به عینه هم دیدم. محض اطلاع من در دوره قبل به احمدینژاد رای دادم، اما حقایق را نمیتوان انکار کرد. وقتی به اجبار کارمندان “شرکتهای دولتی” باید به استقبال بروند، باید بروند! و گرنه باید مثل … جای خود را بدهند به افرادی که هیچگونه صلاحیتی برای اداره امور ندارند. و اگر در جمله پیشین مثال نزدم، تنها به این خاطر است که مشکلی برای کسی پیش نیاید.
وقتی سرباز خانههای استان حکم میکنند که با لباس شخصی به میدان امیرچخماق بروند، باید بروند تا کارت پایان خدمت بگیرند عزیز.
تاکید میکنم که من به احمدینژاد رای دادم. اما یزد همانجایی است که کسانی مثل خاتمی را پرورش داده است.
پس اگر دیدی امیرچخماق شلوغ است، بدان دروغ است و اجبار و دلیلی است بر نارضایتی و نه رضایت دوست عزیز!
بدون تعصب روی فرد یا جناحی خاص حکم کن.