سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » با این روند، از انقلاب چه می‌ماند؟...
» لزوم پرهیز از دوگانه‌ی ظلم و رادیکالیسم، در یادداشتی از ابوالفضل فاتح

با این روند، از انقلاب چه می‌ماند؟

چکیده :مگر می شود نمایندگان میلیونها تن از مردم نه در نظام سیاسی حضوری داشته، و نه در فضای عمومی برخوردار از حقی و حزبی و رسانه ای باشند و نه حتی در حوزه ی خصوصی، چندان امکان ابراز عقیده و نظری فراهم باشد، و عمده ی امکانات سیاسی و اقتصادی مصروف تحمیل گروه و جریانی خاص به کشور شود و بزرگترین پروژه های اقتصادی در برابر چشم حیرت زده ی مردم غنیمت گرفته و نفتی ترین قراردادهای تاریخ کشور بی اطلاع مجلس با بیگانه امضا شود... و با این همه اگر کسی دم به انتقاد برآورد او را به عناد و خیانت متهم کرده و آنگاه متوقع بود که کشور به قانقاریای سیاسی و اقتصادی مبتلا نشود؟ مگر می شود معدل سواد و درک عمومی ملتی از معدل بینش و سواد بسیاری از دست اندرکارانش بالاتر باشد و همان معدود شخصیت هایی که شمار اندکی را در تراز آنان در دوران صد ساله ی اخیر می توان سراغ گرفت را نیز به انزوا کشید و در ازای آن کوته بین ترین افراد را بر سرنوشت انتخابات و امنیت ملک و ملت مستولی کرد و انتظار کمتر چالشی را نداشت؟ ...


ابوالفضل فاتح رییس کمیته تبلیغات و اطلاع رسانی ستاد انتخاباتی  و مشاور میرحسین موسوی در یادداشتی  با تقبیح حصر یاران امام  نوشت:

مگر می شود نمایندگان میلیونها تن از مردم نه در نظام سیاسی حضوری داشته، و نه در فضای عمومی برخوردار از حقی و حزبی و رسانه ای باشند و نه حتی در حوزه ی خصوصی، چندان امکان ابراز عقیده و نظری فراهم باشد، و عمده ی امکانات سیاسی و اقتصادی مصروف تحمیل گروه و جریانی خاص به کشور شود و بزرگترین پروژه های اقتصادی در برابر چشم حیرت زده ی مردم غنیمت گرفته و نفتی ترین قراردادهای تاریخ کشور بی اطلاع مجلس با بیگانه امضا شود… و با این همه اگر کسی دم به انتقاد برآورد او را به عناد و خیانت متهم کرده و آنگاه متوقع بود که کشور به قانقاریای سیاسی و اقتصادی مبتلا نشود؟ مگر می شود معدل سواد و درک عمومی ملتی از معدل بینش و سواد بسیاری از دست اندرکارانش بالاتر باشد و همان معدود شخصیت هایی که شمار اندکی را در تراز آنان در دوران صد ساله ی اخیر می توان سراغ گرفت را نیز به انزوا کشید و در ازای آن کوته بین ترین افراد را بر سرنوشت انتخابات و امنیت ملک و ملت مستولی کرد و انتظار کمتر چالشی را نداشت؟ مگر می شود در لابراتوارهای دروغ، صبح تا شام دروغپردازی کرد و برای هر حرکت آنان که نمی پسندیم، عده ای را کفن پوشاند و حتی از تار موی دختری در خیابان نگذشت ولکن بر هر چه دوستان می کنند از بدعت و بی قانونی و تعدی و تخطی تا کشف حجاب در مرکز سیاست مدعیان دینداری، چشم پوشاند و نگران بغض ها نبود؟

به گزارش کلمه متن کامل یادداشت ابوالفضل فاتح به شرح زیر است:

حصر آقایان موسوی و کروبی، حذف هاشمی و هتک خاتمی رخدادی مردود، بسیار تلخ و نگران کننده است و اگرچه بر مبنای آموزه های دینی (لا یکلف الله نفسا الا وسعها) قرار گرفتن در چنین موقعیتی، مسئولیت رااز عهده ی این شخصیت های ریشه دار انقلاب رفع می کند، اما اشتباهی استراتژیک، تاریخی و نافرجام است که به دلایل روشن، متاسفانه زیان نهایی آن متوجه کشور، نظام و انقلاب عزیزمان خواهد شد. افزون بر آن نگرانی های جدی نسبت به نوع رفتار مدعیان، با دو شخصیت محصور و همسرانشان وجود دارد، چرا که روایت درنوردیدن مرزهای اخلاق و قانون در حبس و حصر، روایتی متواتر و معتنابه است.

ما را چه شده است دو دهه پس از رحلت امام عظیم الشان، خیل کسانی که محضر ایشان را درک کرده و مشمول تایید و تکریم خاص ایشان بوده اند در معرض تعدی بی رحمانه ی کسانی می بینیم که در تاریخ انقلاب کمتر نام و نشانی از آنان یافته و عموما سهامداری قدرت بارزترین خصلت و حیف و میل سرمایه های معنوی و مادی وجه اشتراکشان است. طرفه آنکه رفتار حذفی با این شخصیت ها دارای ماهیت یکسان و از یک ماخذ بوده است، ولو مشی متفاوت داشته اند. چنانکه تفاوت مشی موسوی و کروبی و خاتمی و هاشمی و بیت حضرت امام و مراجع گرانقدر تقلید از حضرات آیات صانعی تا موسوی اردبیلی و حتی وحید خراسانی و جوادی آملی در قبال قضایای کشور، تاثیری در این حذف و هتک ها نداشته است. این واقعیت ها، نشان از طرح و برنامه ای هدفمند می دهد که گویا قضایای یکی دو سال اخیر بهانه ای بیش نبوده است. اگر خدای ناکرده یاران امام چنان که مدعیان زشت گفتاراقامه می کنند، عموما خائن و منحرفند، چه استبعادی وجود دارد که دیگران به همین سیاق، حواریون امروز را خائن تر و منحرفتر نخوانند؟ و این گونه چه خواهد ماند؟

همین یکی دو دهه، گواهی می دهد که تفکر خط امام در قیاس با جریان مدعی، به رغم تمامی ناملایمات و سیلی ها ی ناجوانمردانه ای که خورده است، در صیانت از یادگارهای ارزشمند سیاسی و مذهبی امام بیشتر در نقش همان مادری بوده که برای سلامت فرزند، از خود گذشته و دایه ی مدعی را تحمل نموده است. چه بسا پروژه، پروژه ی خمینی زدایی و محو  تفکر علاقمند و حساس به سمبل ها و میراث آن یگانه است. براستی هدف از چهره ی تحریف شده و خشنی که عامدانه در رسانه های رسمی از ایشان ترسیم می کنند چیست؟ پاسخ روشن است. آنان دریافته اند که امام احیاگر حق حاکمیت ملی و مردمسالاری در پیوند با اسلام عزیز در ایران بود و مادام که تفسیر امام از حقوق سیاسی و اجتماعی مردم در اسلام، الگوی مردمان شریف نسل امروز باشد، ظلم و آپارتاید سیاسی به نام و در لوای دین ممکن نخواهد بود. از این رو مراقبت هوشمندانه از ترفند ها و غفلت هایی که می تواند این میراث گرانقدر را ربوده یا آسیب رساند، یک ضرورت است و البته این به مفهوم بسته بودن باب اجتهاد و لحاظ نکردن واقعیت ها ی زمانه نیست که او خود استاد بی نظیر اجتهاد با لحاظ عناصر زمان و مکان بود.

در این حال، اگر به اصول بنیادی و مردم دارانه ی انقلاب وفاداری می شد، سی و دو سال پس از واقعه، به جای آنکه قدرت نظام را در میدان واقعی نقد و حضور آحاد مردم محک بزنیم، در حصر و هتک پیشکسوتان انقلاب و رهبران منتقدان و معترضان داخلی به رخ نمی کشیدیم؟ در قضاوت تاریخ، افتخار از آن کسانی است که منتقدان خود را به بند و حصر کشیدند یا از آن کسانی است که در حضور و جولان منتقدان بر اریکه ی انتخاب آزاد مردم نشسته و بر آگاهی و کارآمدی تکیه نموده اند؟ به یاد دارم زمانی پس از تهاجم همه جانبه ی جریانی با بهره گیری از امکانات وسیع رسانه ای به شخصیت آقایان میرحسین موسوی و کروبی، مهندس در مضمونی می گفت “گیریم که منتقدان و معترضان را منکوب نمودند، با واقعیت ها چه می کنند؟ چرا به جای گسیل امکانات کشور برای هجو و هتک منتقدان، سرمایه ها صرف عدالت، کارآمدی و قانون گرایی نمی شود تا مردم دلهایشان به سوی آنها مستقر گردد؟”.

مگر می شود نمایندگان میلیونها تن از مردم نه در نظام سیاسی حضوری داشته، و نه در فضای عمومی برخوردار از حقی و حزبی و رسانه ای باشند و نه حتی در حوزه ی خصوصی، چندان امکان ابراز عقیده و نظری فراهم باشد، و عمده ی امکانات سیاسی و اقتصادی مصروف تحمیل گروه و جریانی خاص به کشور شود و بزرگترین پروژه های اقتصادی در برابر چشم حیرت زده ی مردم غنیمت گرفته و نفتی ترین قراردادهای تاریخ کشور بی اطلاع مجلس با بیگانه امضا شود… و با این همه اگر کسی دم به انتقاد برآورد او را به عناد و خیانت متهم کرده و آنگاه متوقع بود که کشور به قانقاریای سیاسی و اقتصادی مبتلا نشود؟ مگر می شود معدل سواد و درک عمومی ملتی از معدل بینش و سواد بسیاری از دست اندرکارانش بالاتر باشد و همان معدود شخصیت هایی که شمار اندکی را در تراز آنان در دوران صد ساله ی اخیر می توان سراغ گرفت را نیز به انزوا کشید و در ازای آن کوته بین ترین افراد را بر سرنوشت انتخابات و امنیت ملک و ملت مستولی کرد و انتظار کمتر چالشی را نداشت؟ مگر می شود در لابراتوارهای دروغ، صبح تا شام دروغپردازی کرد و برای هر حرکت آنان که نمی پسندیم، عده ای را کفن پوشاند و حتی از تار موی دختری در خیابان نگذشت ولکن بر هر چه دوستان می کنند از بدعت و بی قانونی و تعدی و تخطی تا کشف حجاب در مرکز سیاست مدعیان دینداری، چشم پوشاند و نگران بغض ها نبود؟

متاسفانه سالهاست این کاستی ها جدی گرفته نمی شوند. یک سو مصائب پیش گفته است و هاضمه ی ضعیف و بلوغ نایافتگی سیاستمداران و شکاف معنی دار با دانسته ها و خواسته های مردم و یک سو کیان کشور و اساس نظام و انقلاب که عزیزند و محصول خون شهیدان و مجاهدت های چند صد ساله. یک سو مطالبات به حق است و ناشنوایی متصدیان و یک سو طمع مطرودان و بیگانگان. این همه شرایط فعلی را از پیچیدگی های غامضی برخوردار نموده که تحلیل آن دشوار و برون رفت از آن در آینده ی نزدیک را دشوارتر می نماید. اما مسجل است هر حرکتی می بایست با در نظر گرفتن محدودیتها، حیثیات و آینده ی این عناصر طراحی و برنامه ریزی شود.

در دوران فعلی که شرایط “بغض های فروخفته” و “استخوان در گلو”، خیل عظیمی از دلسوزان را در بر گرفته و مرزها آمیخته شده است، ضرورت دارد هر کس هر جا که هست و هر کس که نفوذ و قدرت بیشتری دارد، چه در میان مسئولان و چه در میان منتقدان، مراقبت کند اوضاع پیچیده تر از وضع فعلی نشود و بر مصائب افزون نگردد تا خدای نا کرده با خطا یا تدبیر غلط یا اقدامی افراطی و خطرناک، مسائل و دشواریها به مرحله ی بی بازگشت نرسند. آنچه در منطقه می گذرد، قابل شمول، تعمیم و بازتولید در ایران نیست. چرا که 32 سال از آن مرحله گذشته ایم و برای دشواریهایمان نیازمند راه حل دیگری هستیم. اما منطقه و خیزش حق تعیین سرنوشت، آموزه های فراوان برای همگان دارد، اگر اهل عبرت باشیم.

به یاد دارم آن زمان که در نوشته ای سخن از گفت و گوی ملی به میان آمد، هم نادرست ترجمه شد و هم پاسخ درخوری نیافت. بسیاری، از متصدیان امور گرفته تا جریانات اپوزوسیون خارج کشور به آن تاختند. با این وجود، امروز نیز همچون گذشته به رغم همه ی دشواریها و فرصت سوزیها، معقول ترین راه ترمیم برای برون رفت از وضعیت دشوار و سرمایه سوز فعلی، پرهیز از دو گانه ی ظلم و استیلا طلبی حکومتی از یک سو و رادیکالیسم ساختارشکنانه و خشونت طلب از سوی دیگر به همراه تن دادن به اصلاحات مرحله ای، نظام مند و صبورانه با تکیه بر قانون اساسی و ارزشهای بنیادی متبلور در شعار اصولی و همچنان ضروری “استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی” در یکایک حرکتها و رویکردهاست. گفت و گو و مفاهمه ی ملی نیز در صورت وفاداری به مبانی یاد شده در همین چارچوب قابل ارزیابی است.

گرچه تجربه ها جز این می گوید و به سنت معمول شنیده نمی شود،اما چه می توان کرد که چراغ امید را نمی توان و نباید خاموش کرد، لذا به نهیب درد و امید اصلاح عرض می شود، کرامت انسانی که وجه همت قرآن محمدی (ص) و سیاق عملی ائمه ی اطهار (علیهم السلام) است، شامل عموم انسان می شود که یا برادرند یا برابر، چه رسد به پاسداشت حق بزرگان و السابقون. هیچ کس نمی تواند هتاکی غیر اخلاقی و ناجوانمردی سیاسی را چه به تلویح و چه به تصریح در حق هیچ کس روا دارد یا حرمت ها را بشکند. همین طور شایسته است در آستانه ی نوروز که پیام آور تدبر و تحول است، سیاست حصر و هتک و زندان به سیاست پذیرش حق انتقاد، ابراز نظر و حتی “تخطئه که موهبت الهی است”، تغییر یابد و با پایان این سیاست عسر و حرج، نه تنها خانواده های بسیاری از نگرانی رهایی یابند بلکه لوازم به رسمیت شناختن حق همزیستی ملی، مذهبی و سیاسی توسعه یابد.

کشور نیازمند اصلاح است. و هدف، اصلاح رویه های نا صواب. رویکرداصلاحی، مرام، مرز ، شعار و اخلاق خود را می طلبد و نمی تواند با غیر اصلاح آمیخته گردد. خوشا کسانی که مرزها را حفظ وبا حفظ مرزهاافتخار اصلاح را به نام خود ثبت کنند.


46 پاسخ به “با این روند، از انقلاب چه می‌ماند؟”

  1. حمید گفت:

    این تیکش خیلی خوب بود: مگر می شود معدل سواد و درک عمومی ملتی از معدل بینش و سواد بسیاری از دست اندرکارانش بالاتر باشد و همان معدود شخصیت هایی که شمار اندکی را در تراز آنان در دوران صد ساله ی اخیر می توان سراغ گرفت را نیز به انزوا کشید و در ازای آن کوته بین ترین افراد را بر سرنوشت انتخابات و امنیت ملک و ملت مستولی کرد و انتظار کمتر چالشی را نداشت؟

  2. ناشناس گفت:

    جناب فاتح عزيز … بقاي جمهوري اسلامي با محاكمه اين متصديان توسط قضات عادل و مراجع مستقل ممكن است البته اگر دير نشده باشد.
    به هرحال خيرخواهي شما براي جمهوري اسلامي اصيل ستودني است.

  3. ناشناس گفت:

    مگه چیزی هم از این انقلاب اسلامی باقی‌ مونده؟

  4. علی45 گفت:

    آفرین بر این فهم و دلسوزی و زلالی. وای بر حاکمانی که مردانی چون فاتح را که توان جذب هزاران انسان را به اسلام و انقلاب دارند از خود دور کرده و مردان کریه القول و کریه الفعل را مقربان خود سازند. بسیار زیبا بود مثل خود موسوی عزیز

  5. يكي از سبزها گفت:

    با اين قسمت حال كردم: مگر می شود معدل سواد و درک عمومی ملتی از معدل بینش و سواد بسیاری از دست اندرکارانش بالاتر باشد و همان معدود شخصیت هایی که شمار اندکی را در تراز آنان در دوران صد ساله ی اخیر می توان سراغ گرفت را نیز به انزوا کشید و در ازای آن کوته بین ترین افراد را بر سرنوشت انتخابات و امنیت ملک و ملت مستولی کرد و انتظار کمتر چالشی را نداشت؟
    آقاي فاتح عزيز، اينها بز اخفش ميخواهند نه مغز متفكر! كسانيكه مردمش را خس و خاشاك و بزغاله و گوساله و ميكرب و جاسوس و فاحشه و… مينامند فكر ميكنيد در سرشان بجاي مغز چيست؟ از كوزه همان تراود كه در اوست.
    هر كي كه بيسواده با احمدي نژاده . ( ياحسين ميرحسين)

  6. ناشناس گفت:

    اقای فاتح
    واقعیت این است که انقلاب اسلامی در عمل نتوانسته خواسته دیرین مردم را که حذف استبداد است برآورده کند.
    استبداد در لباس شاهی رفت و در لباس روحانیت برگشت. این درد را باید چاره کرد!

  7. اشکان گفت:

    برای اصلاحات خیلی دیر شده

  8. سنت سبز گفت:

    جناب آقای فاتح کدام گفتمان کدام قانون اساسی قانون اساسی که مااهل سنت … ایران راازکاندیدای ریاست جمهوری محروم کرد 30سال هست یک وزیرنداشتیم 30سال هست یک استاندارنداشتیم برادربزرگوارمیدانم دلسوزیت قابل ستایش هست اما جناب آقای میرحسین موسوی وکروبی گفته اند قانون اساسی که وحی منزل نیست وقابل تغییرمی باشد من هم باشما به اصلاحات موافقم وبه همین دلیل همیشه اهل سنت به اصلاح طلبان رای داده اند اما اصلاح طلبان بسیارفرصت سوزی کردند.برادربزرگوارمن هم دراین جامعه به عنوان اقلیت حق انتخاب حق کاروحق زندگی دارم…
    امیدوارم خدای متعال ملت ایران راهمیشه سرافرازنگهدارددرسایه همدلی ووفاق بدون تبعیض مذهبی وقومیتی…
    امیدوارم سایت کلمه نظرم راحذف نکند..

  9. حسین گفت:

    یا حسین میر حسین

  10. محمد گفت:

    من هم با انقلاب میانه خوبی ندارم . این موضع من حاصل تجارب متعدد جامعه بشری از جمله انقلاب سال ۵۷ خودمان است. در همه انقلابات ُ جز بدبختی و نکبت حاصلی برای ملت‌ها نداشت انقلاب اکتبر در شورویُ انقلاب کوباُ انقلاب در کره شمالی ُ انقلاب در چین و اگر انقلاب دیگری نیز باشد مردم آن کشور بتلخی از آن یاد خواهند کرد. بنظر من انقلابات محصول هیجانات ملی است … بهرحال انقلاب ۵۷ بخشی از تاریخ ما است و ما باید از آن درس بگیریم و از آن چراغ قوه‌ای درست کنیم که مسیر تحولات اجتماعی بعدی ملت ایران را روشن سازد. طبیعی است که در این مسیر روشنفکرانُ نخبگانُ نظریه‌ پردازان و بطور کلی اندیشمندان نقش و جایگاه ویژه ای دارند . آقای خاتمی میراث بزرگی را در تجربه اصلاح طلبی حوزه‌های سیاسیُ اقتصادی ُ اجتماعی و فرهنگی برای ما گذاشته است و باید بتوانیم با متانت و صبوری این مرد بزرگ این مسیر را ادامه دهیم . هنر این نیست که فقط بفکر خراب کردن باشیم باید هنر ساختن را نیز یاد بگیریم و در آن مهارت پیدا کنیم.

  11. ناشناس گفت:

    اگرمبارزه به مردم کشیده شود زیاد نتیجه نمی دهد زیرا باید پذیرفت طیف مقابل هم طرفداردارد باید نیروهای اصلاح طلب از توان علمی اجتماعی خود وازظرفیت مراجع اصلاح طلب ویابیطرف استفاده کند ومستقیم با مقامات چانه زنی کنند اما با استدلال قوی ومحکم البته با این پیش زمینه که رهبری قصد داشته باشد مشکلات را با نظر همه حل کند وخود را نماینده همه طیفها بداند ولی فقیه یعنی مدافع همه فرقه ها وتفکرات نه مدافع طیف خاصی یعنی هرزمان که مسیحی یهودی سنی ملی گرا اصلاح طلب اصولگرا موزد هجوم قرار گرفت ازآزادی آنها حمایت کند فقط خط قرمز عدم ارتباط با مستکبران ودشمنان باشد

  12. ناشناس گفت:

    یا حسین میر حسین

  13. جنبش سبز گفت:

    ابوالفضل جان یادت رفته چیا بهت بستن نکنه هوس ملاقات اجباری با دوستان در یک جای خوش آب و هوا بنام ” اوین ” کردی؟
    برادر من اونیکه بحق جای امام عزیز نشسته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! همه چی و رصد میکنه نیازی نیست تو و امثال تو کاسه ی داغ تر از آش بشین حالا که مقام عظما اراده فرمودن جناب مستطاب حضرت آقای وحید عزیز به همراه جناب مستطاب آیت اله آقا مجتبی خامنه ای همه کاره و تصمیم گیرنده باشن شما اگه جایی سراغ از جمهوری اسلامی مد نظر حضرت امام دیدی حتمن حتمن به ما اطلاع بده خب!!!!!!!!!!!
    کی و کجا امام عزیز ازین کارا میکرد ؟ کی اجازه میداد مستمعین بعد تموم شدن صحبتاش برن دم خونه ی یکی و هر چی که لایق خودشون نثار خودش و خونوادش کنن؟
    زمان امام عزیز اشتباهاتی بود کسی نمیتونه منکر شه اما کی سراغ داره یه عده رو به جرم اینکه گفتن رای من کو؟ ببرن زندون و تجاوز کنن اونوقت کک مقام عظما هم نگزه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    شیخ مهدی عزیز گفت و درست هم گفت از جمهوری اسلامی نه جمهوریت و نه اسلامیت نمونده که بشه با اصلاحات تدریجی و صبر به اون برگشت.

  14. ئ گفت:

    اقای فاتح بالاخره بیدار شدن تا حالا کجا بودی جناب فاتح؟

  15. ذره ای از درد گفت:

    سلام جناب آقای فاتح.شما حرص بیخود می خورید.چون آقای احمدی نزاد از دو حالت تحلیلی خارج نیست 1:یا ایشان بنده ی خالص و نادانیست که مصداق همان دوست نادان و دشمن داناست ویا اینکه 2:ماموریست که همان اندک ته مانده ی ایمان مردمرا به باد فنا دهد و به قولی خلاص.یک سوال که برای من از شب مناظره همیشه مطرح بوده این بود که:اسراییل یه آمریکا یا یا یا … چقدر باید هزینه می کردند تا در یک تریبون رسمی مقامی رسمی همه ی حرمت روحانیت را یا به قولی تتمه ی حرمت باقی مانده را بشکند؟فکر می کنید این یک بازیست؟؟؟؟؟نه فدای شما این برنامه ایست دقیق طراحی شده که متاسفانه بعضی در مسیر این حرکت آگاهانه می روند و بعضی دیگر هم ندانسته آتش بیار این معرکه هستند.من فکر می کنم کسی جز ایشان نمی تواند ریشه ی اعتقادی مردم را بزند. که میزند و بد هم میزند .عزت زیاد

  16. علی آقا گفت:

    خدا به شما خیر دهاد که اینطور خیرخواه جمهوری اسلامی ایران هستید. ولی متاسفانه اصلاحات مرحله ای در برابر گروهی که هدفمند و با برنامه ریزی برای نابود کردن ایران وارد صحنه شده اند جوابگو نیست و امیدوارم که خداوند دری از رحمت خویش باز کند و چاره این مشکل را خودش نمایان سازد.

  17. امیر مسعود گفت:

    جناب فاتح
    ای کاش مصلحت را به کناری میراندید و در نبود ارتباط با مهندس شما راهنمای راه میشدید که از نوع بیانتان بوی سخنان میر به مشام می آید

  18. فراموش نکرده میرحسین گفت:

    با امیر مسعود عزیز و دوستان دیگه موافقم. جناب فاتح عزیز نزدیکترین شخص از لحاظ فکری به میرحسین است و ایکاش سایت کلمه بیشتر از اینها از ایشان استفاده کند…

  19. شنگولي از كاروانسرا گفت:

    فاتح….! ادبياتت همواره راهگشاست..اما سخن در كجاي اين چاره افتد. خدا به همه صبر بدهد و به انقلابيان خميني صفت شهمامت. آمين

  20. ناشناس گفت:

    جمهوری اسلامی تمام شده برادر! حلواش هم توسط حضرات خیرات شده. مردم الان دارند به فرداها فکر می کنند که به روی این آوار چه و چطور بسازند که به این روز شوم دچار نشود. شما هنوز در فکر نقش ایوانی قربان شکلت؟

  21. رضا گفت:

    “ما را چه شده است دو دهه پس از رحلت امام عظیم الشان، خیل کسانی که محضر ایشان را درک کرده و مشمول تایید و تکریم خاص ایشان بوده اند در معرض تعدی بی رحمانه ی کسانی می بینیم که در تاریخ انقلاب کمتر نام و نشانی از آنان یافته و عموما سهامداری قدرت بارزترین خصلت و حیف و میل سرمایه های معنوی و مادی وجه اشتراکشان است ”

    هنوز نمی توانم با این نوع گفتمان ارتباط برقرار کنم.این نوع حرفهای شما بیشتر شبیه این می ماند که قدرت کمی جا به جا شده و باب میل یک سری از دوستان نیست.به اصولی چنگ می زنید که برای جوانان قابل فهم نیست!ما عدالت می خواهیم!ما آزادی می خواهیم.نمی خواهیم به خود بقبولانیم که مثلا قبلا همه چیز بوی عدالت و درستی می داده و فارغ از هر گونه بدی بوده و در عرض چند سال ورق برگشته.لطفا کمی منصف باشید.لا اقل کمی از اشتباهات اوایل انقلاب رو قبول کنید.این خیلی طبیعی است که هیچ کسی کامل نیست.بت سازی نکنید.
    دعوایتان را درون گروهی نکنید که بسیار خطرناک!خطر از دست دادن مردم.چه آن اوایل خوب بوده چه بد کاری نداریم!ما الان عدالت می خواهیم!!
    بر فرض که عالی! آیا اینقدر که به فکر حذف شخص خاصی یا در دست گرفتن قدرت توسط افرادی که از اول انقلاب سهمی ندارند هستید ، فکر ما آدم های عادی ایران زمین هم هستید؟!!فکر دموکراسی هستید؟؟فکر خواسته های مردم هستید؟!! آیا حتما شعار باید شعار شما باشد؟!
    اگر کسی که یک سری اصول اوایل انقلاب رو قبول نداشته باشه و به اونها نقد داشته باشه ، ولی در عین حال طرفدار عدالت و دموکراسی باشه جایی پبش شما دارد؟!!!

  22. delsoz گفت:

    .tisohbathaye shoma manra tekan dad rahmat be aan sherre madarat

  23. مجید گفت:

    یا درود فراوان
    جناب اقای فاتح ،
    دارد میشود ۲ سال چرا تا به حال حرفی نزدید ان زمانی ما ها زیر بدترین فشارها در ۲الف بودیم ان زمان که پدرم پدر شهید از فشار بر من  و بر اسلامی که ۵۵ سال تبلیغ ان را میکرد و میدید ذره ذزه از دل مردم بیرون میرود فوت کرد کجا بودید ،ان زمانی اقای منتظری فرباد زدند ظلم نکنید سر دادند و یا زمانی که در حصر بودند یا ان زمان که میکشتند در زمان اقایانتان   کجا بودید ،میدانید پدرم به مادرم چه میگفت کاش اربابم منرا بخواهد میگفت ظلمی که بر مردم به اسم اسلام می شود در تاریخ اسلام  هم نیست ، پدرم برادرم ،،،،، رفتند مرجعیتی که ناصرالدین شاه هم نتوانست نابود کند شماها بازیچه دست اطلاعاتی ها ی افایان کردید از اسلام فقط شمشیرش را دیدید
    نکند همان اقای خامنه ای که دستبوسشان رفتید واجازه خروجتان را بهتان دادند الان اجازه نوشتن البته با تایید ایشان را دادند

    لطفا بروید اقلا بگذارید خدایمان ، ایمانمان ، ایرانمان برایمان بماند
    مجید

  24. ناشناس گفت:

    تا ” هبل” درجایش مستقر است هیچ امیدی نیست

  25. یه خس سبز گفت:

    رهبران سبز ما خواهان اصلاحات هستند…اما با این وضعی که پیش اومده فکر نکنم ملتی که پشت همین رهبران باشند خواهان اصلاحات باشند…اگر سال 88 شعار این بود که رای من کو! الان دیگه شعار مردم مرگ بر دیکتاتور هست…….این خیلی فرق میکنه…درسته رهبرامون در حصر یا حبس هستند…اما اگه تار مویی از سرشون کم بشه نه تنها مردم سبز نمی نشینند و نا امید نمی شوند بلکه مطالباتشون از یک مرحله به مرحله دیگه ای خواهد رفت و اینبار…… دیگه خودتون می دونین…..

  26. کیا فر گفت:

    جناب آقای فاتح
    تا زمانیکه شما سعی میکنید دست آوردهای انقلاب را اینگونه مثبت ارزیابی کنید و تا زمانیکه معتقدید که “مادام که تفسیر امام از حقوق سیاسی و اجتماعی مردم در اسلام، الگوی مردمان شریف نسل امروز باشد، ظلم و آپارتاید سیاسی به نام و در لوای دین ممکن نخواهد بود”، نباید انتظار داشته باشد که قربانیان این انقلاب و کسانی که درک و اطلاعی از پیامد های آن دارند به حسن نیت شما شک نکنند، حد اقل به دلسوزی شما نسبت به مردم و مملکت. شما هم با این صحبتها نشان میدهید که مساله شما در درجه اول مردم و مملکت نیست، بلکه اسلام و انقلابتان میباشد. …. یعنی دارید سعی میکنید مانع شرکت نیروی عظیمی از جامه بشوید، که خواهان ساختن یک جامه واقعن دموکراتیک و آزاد میباشند. واین با حسن نیت همخوانی ندارد.

  27. يو سف گفت:

    اين حا كمان امر وز قد رتى را كه حا لا بز ور اسلحه بدست اورده اند به اين سادكى رها نخواهند كرد. فقط مبارزه واستقا مت مستمر و بر هيز إز خشونت است كه سيستمهاى مستبد را وأدار به عقب نشينى مى كند. انمو قع اصلاحت مورد نظر اقا ى مو سو ى براى رسيد ن به دمو كراسى واقعى نا كا فيست. با يد بيند بيند يشم كه جكو نه جلو ى بوجود امدن ديكتاتورهاى تأزه را كرفت. قانون اساسى فعلى نتوانست ما را إز شر ديكتا نورى نجات دهد. 

  28. علی اسلام دوست گفت:

    سلام بر میر حسین عزیز و همه صبر و استقامتش
    و سلام بر آقای دکتر فاتح عزیز با همه خلوص و پاکیش

  29. محمود گفت:

    با تشکر و درود فراوان به شما دکتر فاتح
    به خاطر بیانات ارزنده و راه گشا
    ولی ما از شما انتظار فعالیت بیشتری رو داریم
    و امیدوارم در اینده شاهد حضور بیشتر شما باشیم

  30. میرزا گفت:

    سلام اقای فاتح
    خیلی ممنونم از شما که بار دیگر دست به قلم بردید
    من قکر می کنم که دیگه اصلاح برای این مملکت راه گشا نیست و
    شاید تنها با یک تغییر اساسی بتوان از این وضعیت اسفناک خارج شد

  31. ناشناس گفت:

    بوی میر عزیزمان از این نوشته می آید

  32. ناشناس گفت:

    برادرم در جنبش سبز از هرکس به فراخور فهم و تحلیلش باید انتظار داشت. ما مثل انها نیستیم که توقع داشته باشیم همه مثل ما بیاندیشندو مثل ما حرکت کنند. به کسی هم نباید تهمت بزنیم. حسن ما سبز ها در استغنای اخلاقی مان است. از نطر من هم سکوت فاتح و فاتح ها مضر است اما حال که به صحنه آمده اتند مغتنم است

  33. ناشناس گفت:

    امام عزیز ، شهدای گرانقدر شرمنده شمایم ، می بینم انقلاب به بیراهه می رود و کاری از دستم بر نمی آید .

  34. ناشناس گفت:

    من هم متاسفانه هنوز با برادران و خواهرانم در خیابان همراه نشده ام چون نگران آن نقطه بی بازگشتم.نگران از رفتن کسی نیستم که آن کس اگر کس بود رفتنی نمیشد کمااینکه سایرین شدند.اما نگران آمدن کسی دیگرم.چه کسی؟با چه هدفی؟
    نسل پدران ما همه حرف را زده اند و خونها امضا کننده آن شده و هزینه ها داده اند.این حرف را بارها زده بودم که ما حرکت جنبش های منطقه را سی سال پیش انجام داده ایم واکنون خرسندم که دراین مقاله همین سخن را خواندم.حرف راست و درستی است.
    با آنان که ادعای پیغمبریشان آسمان را شکافته به اینجا رسیدیم.چه تفکری ناجی این سرزمین خواهد بود؟ شاید همان که میرحسین عزیز گفت و همانا رهبری مردم بر سرنوشت خودشان و دوری از یک منبع پرنور حتی به بزرگی امام خمینی.پرنده رفتنی است،باید پرواز را آموخت…

  35. Rezvan گفت:

    جناب فاتح يادش به خير روزهايي را كه حتما مي بايست نوشته روزانه شما را در سايت قلم مي خواندم. نيستي برادر! آنقدر كه واقعا يادم رفته بود كه فاتح نامي هم روزي همراه مير ما بوده است و من اين مصلحت انديشي اكنون شما را درك نمي كنم. اما اين تفكر شما كه “کرامت انسانی که وجه … چه رسد به پاسداشت حق بزرگان و السابقون” باز هم براي بنده تداعي كننده اين است كه بعضيها برابرترند. در ضمن شما نمي توانيد نسخه 32 سال پيش براي نسل جديد بپيچيد. بنابراين با اصلاح گذشته همواره بايد با در نظر گرفتن حال به افق نگاه داشت. مولا (ع) مي فرمايند فرزندان خود را براي زمان خودشان تربيت كنيد نه زمان خودتان.

  36. همای خمام گفت:

    با سلام
    فکر میکنم که این اولین مقاله جناب اقای فاتح هست که بعد از انتخابات برشته تحریر اومده و علتش رو هم نمیدونم که چرا اینهمه دیر ولی میشه اونو بفال نیک گرفت در هر صورت آقای فاتح خیلی به آقای میر حسین نزدیک بوده زیرا که همگان باید یادشون باشه قبل از اینکه ایشون بیاد و مسئول کمیته اطلاع رسانی باشه آقای بهشتی بودش که ایشون با اون تفکری که داشتن بجای اقای بهشتی نشستن و کمیته اطلاع رسانی رو بعهده گرفتن بگذریم از این مسئله که نشون میده چقدر میتونه آقای فاتح به اقای موسوی نزدیک باشه و البته به لحاظی هم فکر میکنم علت نیومدن ایشون به این صنحه ها وجود خود آقایان موسوی و کروبی در صحنه بود ولی بقول معروف ماهی رو هر بار که از آب بگیرید تازه هست و این شروع هم بای خیلی ها باعث مسرت و خوشحالی هست که در نبود خیل عزیزان قلم که دربند اسارت میباشند میتواند موتور متحرک باشند .البته باید اذعان داشت که این کامنت هائی که در پینوشت اومده نشون دهنده اینه که اکثر قریب به اتفاق خواهان اصلاح امورند البته با یک کم جریان تندتر ،چون نشون میده که آثار تخریب این نوع برخوردها با مردم داره افکار رو کمی از اسلامی بودن دور میکنه در صورتیکه خانواده های همین مردمی که برای این انقلاب زحمت کشیده و یا برای اون بهر نوعی خون دادن دیگه نمیتونن که خانواده های خودشون رو هم هدایت کنن و این یک فاجعه کمی نیست ، استوانه های این انقلاب هر چند هم فکر کنیم که بر دروغ و ریاکاری بنا شده باشه در حال از بین رفتن هستش و دیگه سنگی روی سنگ نمیمونه چه بقول بعضی از این کامنت نویسان جوان که با اسلامی اشنائی نداشته و یا اینکه اسلام رو از این حکومتداران بی ریشه یاد گرفته اند در حال عناد با اصل نظام هم هستن . در مجموع من از آمدن آقای فاتح به این صنحه بسیار خوشحالم و از طرفی هم از این نوشتار هم لذت بردم چون من میدونم که این انقلاب چطوری شکل گرفت و چه عزیزانی رو هم برای نگه داشتن این انقلاب از دست دادیم و بنای یک انقلاب دیگه هم میتونه دوباره همین آثار رو برای ملت ما بجا بزاره .

  37. وحید گفت:

    ابوالفضل جان مثل همیشه اصولی و هوشمندانه بود.

  38. مسعود گفت:

    به امید روزی که حرف های دل سوزان ِ ایران گوش شنوایی داشته باشد.

  39. مجتبی گفت:

    دکتر جان سلام اگر چه که ادبیاتت و چارچوب های فکریت را خیلی دوست دارم و خواندن مطالبت بسیار آموزنده است اما این ایام به قول خودت:
    -دوران “بغض های فروخفته” و “استخوان در گلو”- است. اعلام موضع مجددت موجب خواهد شد تا دوباره همچون چندی پیش که ضرورت گفتگوی ملی را در پیامت به نشست انجمن اسلامی دانشگاه تهران مطرح کردی، قلم ها و زبان های بی تدبیر و بی تقوا؛ صداقت و نگرانیت را موردآماج تهمت ها و هتاکی ها اعم از جاسوسی و… کنند. سرت سبز همچون زبانت باد

  40. آزاده گفت:

    به آخرین سخنرانی مهندس بازرگان در مجلس که به نوعی پیش بینی آینده نیز بود ، توجه کنید. در آنجا به زیبایی بیان میکند که : “سرنوشت ملت و حاکمیت برای آنکه در وادی استبداد سقوط نکند در گرو برگزاری انتخابات آزاد است.” ایشان به درستی عنوان میکند که ” شروع استبداد زمانی خواهد بود که یک شاه ، یک خاندان ، یک طبقه و حتی یک مکتب خواسته است ولو با حسن نیت و به قصد خدمت خود را یگانه مالک و مسئول بر سایرین تصور و بر جامعه تحمیل نموده و وقعی به رضایت ملت ننهد.” بنابراین به روشنی میبینیم که سالهاست این انقلاب به ورطه استبداد سقوط کرده است. صحبت امروز و دیروز نیست. تمام این جریانات به آرامی و پیوسته در طول سالها اتفاق افتاده و سیستمی مخوف تحت مکتب ولایت مطلقه فقیه در سایه دین پایه ریزی شده و به حرکت خود ادامه میدهد. هیچ کجای دنیا حتی در کشورهای به ظاهر اسلامی مفاهیمی مانند : شورای نگهبان ، خبرگان رهبری ، مجمع تشخیص ، نظارت استصوابی ، ولایت مطلقه فقیه ، وجود چند ارتش نظامی ، سیستمهای امنیتی در لایه های متعدد وجود ندارد. توجه کنید کار امام خمینی به جایی رسید که در سال آخر زندگی عنوان کرد میتوان به خاطر حفظ حاکمیت نظام ، احکامی مانند : نماز ، روزه ، حج و غیره را تعطیل کرد. همان نمازی که پایه و ستون دین است. هر زمان که به نفعشان بود یا باطل کردند یا تصویب کردند. علیه مخالفین از هر صنف و دسته به هر کاری دست زدند و از همه تأسف بارتر آنکه ، مردم یا درک نکردند ، یا اعتراض نکردند و با بی تفاوتی از کنار آن عبور کردند.

  41. علیرضا گفت:

    انتخاب بین انقلاب یا اصلاحات همواره در اختیار نیروی اپوریسیون نیست. شرایط خود را همواره با عملکرد حاکمیت و نیروی حاکم و کیفیت رابطه آن با دگر اندیشان و مخالفان فکری و نظری خود به نیروهای سیاسی تحمیل می کند و در واقع این حاکمیت است که نوع برخورد اپوزیسیون با خود را تعیین می کند. در واقع شیوه مقاومت در مقابل استبداد را مستبدین به نیروهای مخالف خود تحمیل می کنند. دوران رژیم گذشته انقلاب به مردم تحمیل شد . رژیمی که حتی تحمل احزاب خود ساخته را نداشت می بایست با انقلاب ساقط می شد. مثلی است معروف کسی که باد می کارد توفان درو خواهد کرد. ترتیب و کیفیت عنصر رهبری کننده هر قیام و انقلابی است که آینده آن را در مسیر آزادیخواهانه و یا برعکس در میل به استبداد تعیین می کند. در ایران امروز هم همین قضیه صادق است. دوستانی که قدرت تطبیق با شرایط و پرداخت هزینه آزادی را ندارند کماکان مردم را از انقلاب و تحول بنیادی پرهیز می دهند و نوعی زندگی ذلت بار و خفت آمیز را در ترس از دگرگونی اساسی به جامعه تحمیل می کنند. براستی از آقای فاتح و دوستان ایشان پرسیدنی است که دیگر این حاکمیت دیگر چکار باید با مردم و جامعه و تمامی ارزشهای انسانی بکند که شما اینهمه در مذمت انقلاب و تعریف از اصلاحات قلم فرسائی نکرده و کلام بر زبان نرانید.

  42. شاهپور گفت:

    فکر میکنم دیگه چیزی از انقلاب باقی نمونده

  43. ناشناس گفت:

    مگربنا بود چیزی باقی بماند؟

  44. ناشناس گفت:

    این ایام برای سربازان بسیجی و سپاهی و سنتی و مذهبی و واقعی خمینی کبیر به قول دکتر فاتح دوران “بغض های فروخفته” و “استخوان در گلو” است و باید بترسند از آن روزی که دیگ صبر این جریان عظیم و اصیل از بی عدالتی و بی قانونی و جسارت به یاران خمینی همچون مهندس موسوی و جگر گوشه اش سیدحسن خمینی به جوش آید. افسوس که طمع مطرودان و بیگانگان مانع از جواب شایسته به این خمینی کشی ها می شود.

  45. سبز سبزم ریشهایم را شکستند گفت:

    کدوم انقلاب . حرف هایی که امام می زد کجــــــا، عقیده ای که اینا دارن کجـــــــا . اینا فقط اسلام خودشونو می خوان نه اسلام واقعیو ، بی سوادو خیلی خوب اومدی ، هنوز خیلی هاشون آقــــــــــا رو که می بینند گریه می کنند ، یاده بدهکاریهاشون می افتند …. از اون اول بلد بود جلوی امام چاپلوسی کنه فقط همین

  46. ناشناس گفت:

    این اولین مقاله دکتر فاتح بعد از انتخابات نیست و قبلا هم مطالبی را نوشته بودند؛ ما که طرفدار دموکراسی هستیم و به فهم و دانش یاران سبز اعتماد داریم اجازه بدیم هر کسی هر طور که صلاح میدونه و هر زمان که لازم میدونه، برای تقویت جنبش اقدام کنه.