جهان مدرن چیست؟ مواجهههای مختلفی با جهان مدرن صورت گرفته است. من جهان مدرن را براساس روایت هابرماس از قول هگل در کتاب گفتار فلسفی مدرنیته تعریف میکنم. هابرماس میگوید، عصر مدرن از نظر هگل به لحاظ تاریخی از حدود سال ۱۸۰۰ شروع میشود. ۳ حادثه بزرگ در قرون پانزدهم، شانزدهم و هفدهم مبانی شکلگیری این عصر را تشکیل میدهد
» اندیشه
از تک زیستی جوانان تا فرارمغزها!
اگر چنین مسئولیتی در مورد جوان ، بر عُهده پدران و مادران است ، وظیفه “حاکمیت” در برابر خواسته ها ، سلیقه ها ، انتقادها و پرسش های جوانان که مستقیم حکومت را نشانه میگیرند ، روشن است . در اینجا ؛ بی اعتنایی و یا اِعمال روش خشِن ؛ فقط به “تک زیستی” منتهی نمیشود ، بلکه به مقابله و فرار مغزها می انجامد که در واقع ؛ “نابودی مهمترین سرمایه کشور” است .
سرکوب عریان خیابانی نوعی استفاده قهرآمیز حکومت از قدرت نظامی (درشرایط غیر از کودتا ،جنگ و نسل کشی) در برابر اعتراضات و جنبش های سیاسی اجتماعی داخلی است که در آن طی زمان کوتاه با استفاده ازقدرت سخت و خشونت بی قاعده معترضین سرکوب و حذف می شوند.
شبه اصلاح طلبی (محافظه کاری با نقاب اصلاح طلبی)
جریان اصلاح طلبی به عنوانی روشی میانه و اعتدالی شناخته می شود، که به تعبیری از جانبی برخلاف محافظه کاری، خواهان ایجاد تغییر و تحول تدریجی در سطوح مختلف ساخت قدرت می باشد و از جانبی برعکس انقلابی گری مخالف تغییرات ناگهانی و از بین بردن ساختارها با روش های خشونت آمیز می باشد.
آیا با توجه به چرائی برپائی انتخابات، شرکت در هر انتخاباتی، ولو غیر آزاد، سفارشی و یا تشریفاتی قابل توجیه است؟ برای توجیه شرکت در انتخابات مجلس در جمهوری اسلامی، تاکید بر پاسداشت «حق رای» شهروندان و لزوم توجه به آن، کافیست؟ آیا شرکت در انتخاباتی که با نظارت استصوابی تبدیل به نمایشی پوچ شده است، قابل توجیه است؟
داود فیرحی: اگر رهبران سیاسی و مذهبی متوجه خطاهای سیستم نشوند، دچار خطاهای سنگینی خواهند شد.
در مورد فرآیند اصلاح اختلافنظر است دولتهایی که سنتی هستند اصلاح را مترتب بر اصلاح کارگزاران میدانند و برهمین اساس سختگیریهایی را در احراز صلاحیتها اعمال میکنند به این معنی که به جای افراد فاسد، افراد سالم و به جای افراد سالم افراد سالمتر، به جای افراد سالمتر افراد مومن و به جای افراد مومن افراد مومنتر در بین کارگزاران وجود داشته باشند.
در مردادماه گذشته به دعوت نشریهی «عصر اندیشه» مناظرهای داشتم با آقای دکتر علیرضا شجاعیزند درباب امکان و کیفیت دینداری در حکومت دینی. با سعهی صدر ایشان و همراهی مجری مناظره (دکتر مصطفی غفاری) و دیگر دوستان نشریه، مناظرهی صریح و البته پرحاشیهای شد که دو جلسه و جمعاً پنج شش ساعت ادامه یافت و نهایتاً هم ناتمام ماند!
ارزیابی مجدد اشکال کار: راهی به سوی فمینیسم ضدسرمایهداری
کار هستی انسانها یعنی: چهگونه زیستن آنها، مناسبات و نوع زندگی و نقش کنشگری آنها را، در زندگی تعیین میکند.* در بین اشکالِ موجودِ کار، کار خانگی بدون دستمزد و عموماً برعهدهی زنان است که در تولید ناخالص داخلی حساب نمیشود و در اقتصاد و جامعه نامرئی است. این امر سؤالاتی را برمیانگیزد؛ سؤالاتی از این قبیل که چرا کار خانگی زنانه و بیمزد است؟ و ماهیت این کار چیست که از کارِ دستمزدی متمایز میشود؟ کار خانگی در کدام شکلِ کاری – تولیدی و بازتولیدی – قرار میگیرد؟ و این کار چه نسبتی با مسألهی ستم بر زنان دارد. تأکید بر این مسأله چه تفاوتی در مبارزه برای رهایی زنان ایجاد میکند؟ و آیا با دست گذاشتن بر کار خانگی افق جدیدی در مباحث و مبارزات فمینیستی گشوده میشود؟
چگونه نهادهای حاکمیتی موازی در ساخت قدرت جمهوری اسلامی شکل گرفت؟ (بخش دوم)
در حالی که الگوی مدیریت کشور در سال های ابتدایی پس از انقلاب اسلامی را می توان الگوی «مدیریت اقتضایی مبتنی بر ضرورت های انقلابی» نامید؛ اما این الگو همچنان در شرایط تثبیت ساخت قدرت نظام جمهوری اسلامی نیز مورد تأکید قرار می گیرد.
پیش از آتشبس جنگ برای آلمان مغلوبه شده بود اما پروپاگاندای داخلی تا آخرین لحظه دم از پیروزی قریبالوقوع میزد. از آنجا که بیشتر نبردها خارج از خاک آلمان بود، دست نظامیان در پنهانکردن حقایق بازتر بود. بعد از آتشبس، سربازان باقیمانده با پرچمهای افراشته برمیگشتند و در کشورشان مانند قهرمانانی «شکست ناپذیر» با دستههای گل پذیرایی میشدند. تا جایی که مردم آلمان میدانستند، اصلا شکستی در کار نبود.
زمینههای مساعد جنبشهای فاشیستی در ایران امروز
شرایط کنونی جامعه ایران مجموعه در هم تنیده ای از تهدیدها و فرصت ها است. عوامل ناشناخته و حرکت هایی که در زیر پوست شهرها جریان دارد، بیم ها و امیدهایی را برانگیخته است. ساخت قدرت مطلقه و اصرار بخش مسلط قدرت در تداوم فضای بسته سیاسی با اتکا به قوه قهریه، شناخت حرکت ها و سمت و سوی مورد نظر گروه های مختلف جامعه را دشوار ساخته است.
چرا برنامههای توسعه در ایران شکست میخورند
«حاکمیت» تنها نهاد سنت نبود و نیست. ساختار محافظهکارانه «استبداد» در حوزه سیاست، نهادهای «دربار» یا «دولت اقتدارگرا» و «ساواک و نیروهای امنیتی و نظامی» را در خدمت داشته و در حوزه اجتماعی، از حمایت و خدمات «نهادهای سنت» مانند «بازار» و «روحانیت» و «ساختارهای آموزشی و فرهنگی» بهرهمند بوده است.
پیامدهای رد صلاحیتهای گسترده نامزدهای مجلس
پس از بروز مفاهیمی مانند آزادی، دمکراسی، قرارداد اجتماعی و… در دنیای غرب و رسوخ آنها به ایران، که زمینه ساز جنبش مشروطه خواهی شد، روشنفکران دینی و غیر دینی از آنها استقبال کردند و خواستار تشکیل نظام سیاسی مشروطه شدند. در مقابل، سنت گرایان متعصب، مانند شیخ فضل الله نوری، که آزادی را «کلمه منحوس» مینامیدند و مفاهیم یاد شده را سوغات غرب و استعمار و باعث تخریب یا تضعیف دین میپنداشتند، به شدت در برابر مشروطه خواهی و تشکیل حکومت عرفی ایستادند.
آصف بیات: باید به بدیل بیاندیشیم و آن را ممکن کنیم
سیاست امید با فکر کردن به بدیل شروع میکند. اما این سیاست، یک پندار آرزومندانه (wishful thinking) نیست. یعنی بر اساس تحقیق و پروژهای برای ساخت افقهای بدیل است. برای من فکر کردن به این بدیل و امکانات موجود و همچنین تلاش کردن در جهت تحققش، سیاست امید است. زیرا به ما میگوید که کاری میشود کرد و به صورت عینی ممکن است به هدفهایی رسید.
چگونه نهادهای حاکمیتی موازی در ساخت قدرت جمهوری اسلامی شکل گرفت؟ (بخش نخست)
به طور کلی از آنجایی که در شرایط بعد از انقلاب، نظم جدید به دنبال قوانین جدید، شکل نگرفته است، در شرایط عدم وجود اقتدار سازوکارهای قانونی ایجاد کننده نظم جدید، نهادسازی ها یا باید مبتنی بر سازوکار بروکراتیک دولت و دیربازده باشد یا مبتنی بر فضای انقلابی – ایدئولوژیک و با هدف بازدهی های زودهنگام صورت گیرد.
در سطح جهانی این روزها، با روشنشدن جزییات طرح «معاملهٔ قرن»، دیگر توهمی پیرامون نیّت تاجران سیاست و نیکخواهی نوجهانخواران باقی نمانده است. و در کشور ما، در آستانهٔ انتخابات مقننه، چنانکه از قراین پیداست، یکپارچهسازی حاکمیت و حذفِ تدریجی جریان اصلاحات موعود، در دستورکار قرار دارد (گسترهٔ رد صلاحیتهای حتی نمایندگان موجود و موج انصرافها و..).
خواستن، از آروز تا رسیدن/ سیرِ تکامل؛ از تولدِ آرمان ها تا تحققِ رویاهای انقلاب
بازگردیم و با دیدگانی متمرکز به خواسته هایمان بنگریم و بیندیشیم. بازگردیم به سال یک هزار و سیصد و پنجاه و هفت و انقلاب، با اعتصاب ها و تظاهرات با ایستادگی های مدنی قدم در راه نهادیم. چه ایدئولوژی هایی مسبب افزایش انگیزه و خواسته برای رسیدن را شامل میشد؟ علاوه بر اسلام گرایی که یک بنیاد ساختاری بود ایدئولوژی های مختلفی از جمله سوسیالیسم، لیبرالیسم، ناسیونالیسم، عدالت خواهی و… را در برداشت.
نه به وضعیت نکبتبار، «آری» به زندگی
روشنفکر تمام حقیقت چند بُعدی را میگوید و حرفش در همهٔ ساحات اعتبار دارد. از آنجا که روشنفکر حقیقت عام و جهانروا(و نه جهانشمول) را مطرح میکند، در اساس نمیتواند محاسبهگری حقیر سیاسیکارانه را مدنظر قرار دهد. برای نمونه، نمیتواند میان اردوگاههای کار اجباری آلمان نازی و گولاگهای شوروی و بازداشتگاههای گوانتانامو و ابوغریب یا کهریزک، تمایزی قائل شود
نواندیشی دینی و پسادنیویگرایی
هدف این نوشتار طرح بحثی است در مورد نسبت میان «نواندیشی دینی» و «پسادنیویگرایی» (post secularism) با قرائت یورگن هابرماس. گرچه هیچیک از این دو مفهوم بهطور تفصیلی مورد بحث و بررسی قرار نمیگیرند اما به ناگزیر با طرح نکاتی محدوده مفهومی هر دو مشخص میشود. پس از طرح درآمدی بر این دو به بحث از نسبت میان آنها میپردازیم. روشن است که به وضعیت ایران امروز نظر داشته و تاملی نظری برای درک بهتر آن خواهیم داشت.
قوای مملکتی که باید پاسدار امنیت شهروندان باشد، همیشه به اسم امنیت متعرض جان و مال و کرامت انسانیشان بوده. توجیهگرانش هم به عنوان «کارشناس امنیتی» در تطهیر این وضع قلم میفرسایند. چه ظرافت تاریخیای در تشکر کنایی منسوب به صادق هدایت از مأمور قانون هست، بابت این که بیجهت او را کتک نمیزند.
ضرورت گفتمان سازی برای تحول بنیادین در نظام سیاسی
بنظر میرسد که سه گفتمان سیاسی رقیب با جمهوری اسلامی یعنی پادشاهی مشروطه،جمهوری و فدرالیسم در حال شکل گیری است اما اکثریت مردم آشنایی چندانی با نظام ارزشی و آرمانی هیچ یک از آنها ندارند.همچنین نظام هنجاری سیاسی آنها(پیش نویس قانون اساسی)یا تهیه نشده و یا در دسترس مردم نیست که در هر دو صورت نشان از ضعف در شکل گیری گفتمان دارد.در چنین شرایطی آلترناتیو بیشتر یک *ابهام بزرگ* است تا واقعیت روشن و شناخته شده و برای آنکه بتواند در میدان مبارزه با رقیب نقش آفرینی کند بایستی این ابهام را برای مردم بر طرف سازد.
باید از فرق سر تا نوک پا غربی شویم
به شخصه هرچند از مشاهده سوگنامه دولتآبادی برافروخته شدم، اما در نهایت با دریچه ورود سناپور و دغدغهای که در باب فرهنگ گفتگو دارند بسیار همدل هستم. پس در این نوشته تلاش میکنم توضیح دهم که چرا سوگواری هرکس دیگری را در آن ماجرا دستکم میتوانم «قابل درک» تصور کنم، اما وقتی همان متن به قلم شناختهشدهترین نویسنده فعلی کشور منتشر میشود، پاسخی جز تاسف نخواهم داشت.
شرم یک واکنش روانی در نتیجه قدرت اخلاقی جامعه است. اخلاق در جامعه داخلی و بین المللی بی اعتبار شده است. حاصلش سیاستمدارانی مثل ترامپ است که شرم نمیکند اگر اعلام کند همه موجودیت یک ملت را با پنجاه میلیارد دلار میخرد. وقتی شرمی در میان نیست، پول و زور است که دائر مدار است.
برخی مبتنی بر الگوهای سیاستورزی مدرن در کشورهای توسعهیافته، و بعضی نوشتههای نوخوانده، نسخه «حکمرانی خوب» را تجویز میکنند. در حالی که از سر غفلت و یا تغافل التفات ندارند که در دستور پخت حکمرانی خوب ما، «ارادتسالاری» جایگزین «لیاقتسالاری» شده و «تعهد» جای تخصص را گرفته و «قوانین سیال» بهجای قوانین نسبتا پایدار نشسته است، «قوه قضائیه تابع» جانشین قوه قضائیه مستقل شده، «انتخابات استصوابی» بهجای انتخابات آزاد و «رسانه میلی» بهجای رسانه ملی نشسته است
ضرورت ایجاد حالت خود اصلاحی در نظام
نظام ارزشگذاری ما در دوره بعد از انقلاب اسلامی بر اساس تضاد بوده است به این معنا که هر چیزی که غرب می گوید بد و عکس آن درست است. این نظام، سه مشکل درست کرده است؛ مشکل اول مشکل دانایی است به این معنا که بهخصوص در حوزه علوم انسانی هر آن چیزی را که دیگران دانش می دانند، دانش تلقی نمی شود. دوم اینکه در سیاست خارجی کار ما عملاً درگیری با کشورهای دیگر است.
بررسی شرایط پیروزی مخالفان جمهوری اسلامی
هر گاه کارآمدی نظام سیاسی، اقتصادی و مدیریتی به هر دلیل دچار ضعف، سستی، تزلزل و بحران شود و نظام سیاسی مستقر نتواند ناکارآمدی خود را بر طرف نماید باعث ایجاد *نارضایتی* از حکومت در بین اقشار مختلف جامعه می شود اما اگر در این شرایط گفتمان حاکمیت با فرهنگ عمومی همسو باشد و مردم پدیده های پیرامون خود را در این فضای گفتمانی فهم و معنا کنند نارضایتی از ناکارآمدی به *اعتراض* عمومی و فراگیر منجر نمیشود.
بازرگان؛ یک قرن روشنفکری دینی در ایران، در آزمون قدرت
در اندیشه بازرگان دین مفهومی حاضر و پایدار است. از آغاز تا پایان زندگی. برخی از شارحین وی، به دو دوره در زندگی دینی بازرگان توجه کرده اند. دوره ی اول را پیوستگی دین و سیاست دانسته اند و دوره ی دوم را، نزدیک به دو دهه پس از انقلاب، دین منهای سیاست. از نظر من، زندگی های دینی بازرگان را می توان در سه دوره ی به هم پیوسته پی گیری کرد. به سختی می توان از گسست یا تجدید نظر در اندیشه ی دینی وی نام برد چرا که عناصر موجود در دوره سوم را در دوره اول نیز می توان یافت. در هر دوره، وجهی از دین در اندیشه ی وی برجسته می شود و به نظرم بهتر است از اصطلاح برجسته سازی استفاده کنیم تا گسست.
کنش سیاسی- اجتماعی جریان تحول گرایی چیست؟
ضروری است برای یک مفهوم پردازی جدید در حوزه جریان های فکری – سیاسی، قدم اول تعریف ایجابی مفهوم باشد نه تعریف سلبی. این بدان معناست که خطوط مفهومی اصلاح طلبی فعالانه یا تحول گرایی، صرف نظر از کنش های رقبا یا حاکمیت ترسیم شود و تعریف شود که اصول بنیادین این جریان کدام است و کنش سیاسی – اجتماعی آنها چیست.
ایران برخلاف ظاهرش، مفهومی است ناروشن. وقتی از ایران حرف میزنیم دقیقا از چه چیزی سخن میگوییم؟ یک مکان جغرافیایی با مرزهای مشخص بینالمللی که در اوراق رسمی داخلی و بینالمللی لحاظ شده است؟ یا از مکان-مفهومی سخن میگوییم که در تاریخ امتداد یافته و محدود به دولت-ملت مدرن و مرزهای جدید نیست؟ چه چیزی به ایران یا ایرانی تعیّن میبخشد؟
جمهوری اسلامی و بحران ایدئولوژیک اقتدار-مظلومیت
یافتن ردپای میل حکومت به مظلومیت کار چندان سختی نیست. نظام سیاسی کشور یک نظام شیعی است و مظلومیت یکی از ارکان گفتمان تشکیل دهنده مذهب تشیع است. تقریباَ تمامی سران کشور همیشه طوری وانمود میکنند که گویی، از جانب ظالمان پیدا و ناپیدا، در معرض ظلم قرار گرفتهاند. این میل به نمایش مظلومیت طبیعتاَ وقتی شدت میگیرد که خطا، اشتباه و یا شکستی در کار باشد.









