سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ضرورت گفتمان سازی برای تحول بنیادین در نظام سیاسی...

ضرورت گفتمان سازی برای تحول بنیادین در نظام سیاسی

چکیده :بنظر میرسد که سه گفتمان سیاسی رقیب با جمهوری اسلامی یعنی پادشاهی مشروطه،جمهوری و فدرالیسم در حال شکل گیری است اما اکثریت مردم آشنایی چندانی با نظام ارزشی و آرمانی هیچ یک از آنها ندارند.همچنین نظام هنجاری سیاسی آنها(پیش نویس قانون اساسی)یا تهیه نشده و یا در دسترس مردم نیست که در هر دو صورت نشان از ضعف در شکل گیری گفتمان دارد.در چنین شرایطی آلترناتیو بیشتر یک *ابهام بزرگ* است تا واقعیت روشن و شناخته شده و برای آنکه بتواند در میدان مبارزه با رقیب نقش آفرینی کند بایستی این ابهام را برای مردم بر طرف...


ابوالفضل رحیمی شاد

در یادداشت قبلی عنوان گردید که فروپاشی یک حکومت معلول جمع شدن سه علت است. ۱_ناکارآمدی نظام سیاسی،اقتصادی و مدیریتی۲_شکست گفتمان حاکم ۳_از کار افتادن دستگاه سرکوب

در این یادداشت به موضوع پیامدهای بی توجهی مخالفان حاکمیت به ضرورت ایجاد گفتمان رقیب و جایگزین خواهم پرداخت. به همین منظور ابتدا تعریف کوتاهی از گفتمان و سپس هفت مورد از کارکردهای گفتمان به همراه پیامد بی توجهی به هر یک بیان میگردد.

تعریف گفتمان: برای گفتمان تعاریف متعددی بیان شده است در اینجا مقصود از گفتمان آراء و عقاید رسمی است که بصورت گفتاری یا نوشتاری بیان شده و زمینه عمل و معنا بخشی به سخن کسانی که در فضای آن قرار گرفته اند را فراهم می سازد.

کارکردهای گفتمان و پیامدهای بی توجهی به آن

۱_گفتمان اندیشه ها و مبانی نظری نظام جایگزین(آلترناتیو) را معرفی میکند و از این طریق ارزشها و آرمانهای نظام جایگزین را مشخص میسازد.همچنین ریشه نقدهای وارد به نظام حاکم را برای همگان شفاف و مشخص کرده تا در نقدها صرفا به بیان مصادیق بسنده نشود.و به معایب و اشکالات زیربنایی نیز پرداخته شود‌.

بنظر میرسد که سه گفتمان سیاسی رقیب با جمهوری اسلامی یعنی پادشاهی مشروطه،جمهوری و فدرالیسم در حال شکل گیری است اما اکثریت مردم آشنایی چندانی با نظام ارزشی و آرمانی هیچ یک از آنها ندارند.همچنین نظام هنجاری سیاسی آنها(پیش نویس قانون اساسی)یا تهیه نشده و یا در دسترس مردم نیست که در هر دو صورت نشان از ضعف در شکل گیری گفتمان دارد.در چنین شرایطی آلترناتیو بیشتر یک *ابهام بزرگ* است تا واقعیت روشن و شناخته شده و برای آنکه بتواند در میدان مبارزه با رقیب نقش آفرینی کند بایستی این ابهام را برای مردم بر طرف سازد.

۲_سازندگان هر گفتمان از سوی مردم بعنوان متخصصان و کارشناسانی شناخته میشوند که با ارائه طرح و برنامه سعی در برطرف سازی مشکلات موجود دارند.

در حال حاضر شناخت مردم از کارشناسان،متخصصان و طراحان گفتمان های سه گانه عنوان شده اگر نگوییم هیچ اما نزدیک به هیچ است.یعنی اگر چنین افرادی وجود داشته باشند اما از سوی مردم شناخته شده نیستند و اگر بپذیریم برای جامعه و مردمی که نزدیک به چهل سال است یک انقلاب پرهزینه اما کم دستاورد را تجربه کرده اند شناخت طرح و برنامه و راه حل های رفع مشکلات موجود از سوی حکومت بعدی یکی از مهمترین دلایل اقناع آنها برای حضور در حرکتهای اعتراضی و پذیرش هزینه های احتمالی و نسبتا زیاد آن است.اما هیچ یک از جریانهای مخالف به دلیل عدم ایجاد فضای گفتمانی تا امروز نتوانسته است نه طرح و برنامه مشخصی برای رفع مشکلات موجود ارائه کند و نه چهره های مشخصی را در این زمینه به مردم معرفی نماید.گویا جریان های سیاسی وجود صدها هزار نخبه ای که به دلیل شرایط از ایران فراری شده اند را فراموش کرده اند و در تمام این سال ها هیچ تلاشی در جهت همسو ساختن آنها با خود انجام نداده اند.

۳_هر گفتمان با معرفی چهره های تخصصی و پیشروی خود با جلب اعتماد مردم توان بسیج خود را بالا میبرد.

در مورد دوم عنوان گردید مردم بجز تعدادی اندک هیچ شناختی از چهره های تخصصی و پیشرو در جریان های مخالف نظام که بتوانند به دلیل توانمندی های علمی،تخصصی و مدیریتی و همچنین پیشینه فعالیت این افراد به آنها اعتماد کنند ندارند.از اینرو نیروهای مخالف همانطور که تاکنون آشکارا مشخص بوده است قادر به دعوت مردم و به میدان آوردن آنها نبوده اند.و حتی بنظر میرسد در این زمینه حاضر به امتحان وزن و جایگاه خود نباشند.دلیل این مدعا این است که تا کنون حضور معترضان نه بواسطه فراخوان هیچ یک از سران سه جریان معرفی شده بوده است و نه هیچکدام تا امروز فراخوانی داده اند که با اقبال عمومی روبرو شده باشد.پس میتوان گفت مواجهه آنها با اعتراضات بیشتر نوعی رفتار فرصت طلبانه (اپورتونیستی) بوده است تا هدایت گرایانه. این عدم توجه لازم مردم به آنها میتواند از یکسو به دلیل ابهام از وضعیت فردا و از سوی دیگر به دلیل عدم شناخت و اعتماد لازم به چهره های پیشرو باشد.گام نخست رفع این مشکل که برای تداوم اعتراضات و به نتیجه رسیدن تحول بنیادین در نظام سیاسی ضروری است ترویج و تقویت گفتمان های رقیب و جایگزین و معرفی سازندگان این گفتمان در حوزه های مختلف فرهنگی،سیاسی،اقتصادی و اجتماعی است.

۴_گفتمان های جدید و رقیب میتواند باعث بازسازی و ترمیم هویت های فروپاشیده و روان جمعی آسیب دیده و همگرایی بیشتری معترضان گردد.

در سالهای اخیر از بین رفتن هویت ها و وارد شدن آسیب های فراوان روانی به دلایل مختلفی که اهمّ آن به سلب آزادی های فردی و اجتماعی، سرکوب فراوان اقشار،اقوام،پیروان مذاهب، دگراندیشان، دگرباشان جنسی و گسترش فقر که موجب از بین رفتن منزلت و عزت نفس افراد شده است باز میگردد و

همچنین اجبار به پذیرش یک الگوی زندگی برآمده از ایدئولوژی مطلقگرا و تمامیت خواه نظام سیاسی برای آحاد مردم بویژه دانش آموزان، دانشجویان،زنان و کارکنان دولت باعث تشدید این آسیب شده است.در چنین شرایطی توجه گفتمان رقیب به این مهم بسیار ضروریست.زیرا این آسیب میتواند از یکسو باعث بی تفاوتی مردم آسیب دیده به دلیل درماندگی آموخته شده به آنها و از سوی دیگر بروز و ظهور رفتارهای هیجانی و بی هدف که امکان سرکوب و خاموشی آن راحت است گردد.از اینرو گفتمان جریان های مخالف بایستی بتواند این آسیب ها را ترمیم و رفع نماید. بنظر میرسد که با توجه به نوع آسیب وارده در این سال ها نزدیکی هر چه بیشتر این گفتمانها به گفتمان *حقوق بشر* بهترین راه درمان ممکن باشد.

۵_میزان حمایت واقعی از نظام جایگزین در جریان های اعتراضی براساس شعارهای برآمده از گفتمان مشخص میشود و جریان های مخالف با توجه به شعارها به نقش و جایگاه واقعی خود در نزد معترضان پی میبرند‌‌.

به دلیل وجود چند جریان رقیب با حکومت کنونی گفتمان سازی و روند طبیعی تبدیل شدن آن به گفتمان غالب در حین اعتراضات میتواند نشان دهد که کدامیک از این سه جریان پادشاهی، جمهوری و فدرالیسم از نظر مردم مطلوبتر است.نمونه این مسئله در سال ۵۷ نیز آشکارا دیده شد که از بین سه گفتمان چپ،راست و اسلام سیاسی (تفسیر اسلام با گفتمان چپ یا راست) همسو با شعارهای انقلاب،گفتمان اسلام سیاسی بعد از انقلاب پیروز میدان شد.

۶_گفتمان میتواند با آگاهی بخشی و بیان مشکلات افکار عمومی را علیه نظام حاکم تحریک و در جهت مشخص هدایت نماید.

در جریان اعتراضات اخیر چهار عامل بیش از دیگر عوامل در بروز نارضایتی ها نقش داشت.فقر،ناکارآمدی،بی عدالتی و نبود آزادی اما هیچ یک از اینها را نمیتوان ذیل گفتمان مربوط به جریان های رقیب با نظام کنونی جای داد.زیرا تاکنون اصلا گفتمان مشخصی وجود نداشته است که مقابله و رفع این عوامل یا دیگر عواملی که هنوز بروز و ظهور نیافته اند را بتوان به آن گفتمان نسبت داد.تا امروز اگر اعتراضی هم از سوی مردم بوده است به مشکلات برآمده از زندگی آنها بازمیگردد و نه آگاهی بخشی و تحریک از سوی گفتمان های رقیب.رفع این مشکل نیز بجز تلاش برای ساخت، ترویج و تقویت گفتمان جایگزین ممکن نیست.

۷_گفتمان میتواند میزان همگرایی و سازگاری و همچنین ناهمگرایی و ناسازگاری بین رقبا را مشخص سازد و در موقعیت کنونی امکان گفتگوی تفاهمی و توافقی بین آنها را فراهم آورد.

بنظر میرسد که امروز پیشروان سه جریان مخالف با فرض ایجاد اختلاف بین خودشان از رقابت گفتمانی بیم دارند.و به همین دلیل صرفا بر هدف مشترک براندازی تکیه کرده اند.در حالیکه این رقابت نه تنها تاثیر منفی در مقابله آنها با نظام مستقر ندارد بلکه باعث به میدان کشیدن بیشتر حامیان هر جریان میگردد.به علاوه این به میدان آمدن وزن و مطلوبیت عمومی هر یک از جریان ها را نیز آشکار میسازد.و زمینه کاهش خلاء نظم و قدرت در فردای پیروزی که از مشکلات مهم در تغییر حکومت ها است را فراهم می آورد.نکته ای که نباید هیچ یک از جریان های رقیب و معترضان فراموش کنند این است که رقابت بین این جریان ها در یک حکومت دموکراتیک بازنده ندارد و اگر این پیش فرض که تحقق دموکراسی در فردا مطالبه ای همگانی از سوی تمامی معترضان است،پس همه گفتمان ها به اندازه وزن و میزان حامیان خود در ساختار قدرت بعدی نقش خواهند داشت.به همین دلیل روی آوردن متخصصان،کارشناسان و رهبران پیشرو این جریانها به گفتگوی تفاهمی و توافقی (نه گفتگوی جدلی و رقابتی)علاوه بر بیشتر معرفی شدن آنها به مردم و تحقق شش کارکردی که تا اینجا به آن اشاره شد،میتواند همسویی و همگرایی این جریان ها را نیز بیش از پیش نشان دهد و برعکس آنچه تصور میشود و بیم آن وجود دارد،گفتمان سازی و ترویج آن به دلیل وجوه اشتراکی مهم در شرایط کنونی نه تنها باعث اختلاف و واگرایی بین معترضان نمیشود بلکه نزدیکی هر چه بیشتر جریان ها و معترضان را به همراه خواهد داشت و بسیاری از مردم ناراضی که هنوز به دلیل بیم از بی توجهی به مطالبات آنها در فردای پیروزی حاضر به شرکت در اعتراضات نیستند نیز با ایجاد این فضاهای گفتمانی به میدان خواهند آمد.

نتیجه گیری:
توجه به نکات ذکر شده نشان میدهد که بدون گفتمان سازی نباید منتظر تغییر باشیم و اینکه عده ای به دلیل ناخرسندی از حکومت موجود تعجیل در تغییر آنرا ممکن میدانند،تصوری نادرست است.و بر فرض اگر به هر دلیل پیش از آنچه به اختصار به آن اشاره شد حکومت مستقر فروبپاشد نباید منتظر آینده ای بهتر باشیم که در یادداشت بعدی به آن خواهم پرداخت.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.