سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بررسی شرایط پیروزی مخالفان جمهوری اسلامی...

بررسی شرایط پیروزی مخالفان جمهوری اسلامی

چکیده :هر گاه کارآمدی نظام سیاسی، اقتصادی و مدیریتی به هر دلیل دچار ضعف، سستی، تزلزل و بحران شود و نظام سیاسی مستقر نتواند ناکارآمدی خود را بر طرف نماید باعث ایجاد *نارضایتی* از حکومت در بین اقشار مختلف جامعه می شود اما اگر در این شرایط گفتمان حاکمیت با فرهنگ عمومی همسو باشد و مردم پدیده های پیرامون خود را در این فضای گفتمانی فهم و معنا کنند نارضایتی از ناکارآمدی به *اعتراض* عمومی و فراگیر منجر نمی‌شود....


ابوالفضل رحیمی شاد

در این یادداشت سعی کرده ام به این پرسش پاسخ دهم که؛ مخالفان رژیم جمهوری اسلامی در چه شرایطی میتوانند آنرا شکست دهند و حکومت دیگری را جایگزین آن سازند؟

برای پاسخ به این سوال ابتدا بایستی بدانیم که عامل حفظ و بقای یک حکومت چیست و در چه صورت مخالفان میتوانند آنرا شکست دهند؟ به همین منظور ابتدا یک چارچوب مفهومی طرح و سپس واقعیت کنونی براساس آن سنجیده میشود.

چارچوب مفهومی:

بقا و پایداری هر حکومت به سه عامل بستگی دارد.
۱_کارآمدی نظام سیاسی،اقتصادی و مدیریتی
۲_ همسویی گفتمان ایجاد شده از سوی حاکمیت با فرهنگ عمومی و پذیرش آن از سوی اکثریت جامعه
۳_برخورداری از توان سرکوب مخالفان داخلی و مقاومت در برابر دشمنان خارجی

هر گاه کارآمدی نظام سیاسی، اقتصادی و مدیریتی به هر دلیل دچار ضعف، سستی، تزلزل و بحران شود و نظام سیاسی مستقر نتواند ناکارآمدی خود را بر طرف نماید باعث ایجاد *نارضایتی* از حکومت در بین اقشار مختلف جامعه می شود اما اگر در این شرایط گفتمان حاکمیت با فرهنگ عمومی همسو باشد و مردم پدیده های پیرامون خود را در این فضای گفتمانی فهم و معنا کنند نارضایتی از ناکارآمدی به *اعتراض* عمومی و فراگیر منجر نمیشود. اما اگر در این شرایط گفتمان رقیب بتواند فضای ذهنی جامعه را به سمت خود جلب نماید و جهان معنایی و مفهومی ایجاد نماید که از یکسو مورد پذیرش اکثریت جامعه قرار گیرد و از سوی دیگر بتواند نشان دهد که ناکارآمدی حاکمیت ریشه در گفتمان آن دارد خواهد توانست نارضایتی را به اعتراض و ناراضیان خاموش و منفعل را به معترضین فعال بدل نماید. در این وضعیت بین معترضین و مخالفین با حاکمیت کشمکش و درگیری ایجاد میشود که اگر حاکمیت در این شرایط بتواند مخالفان را سرکوب نماید باعث خاموش شدن اعتراضات خواهد شد. اما اگر همچنان ناکارآمدی ادامه یا افزایش یابد و رقیب بتواند بیش از پیش در هژمونیک (مسلط) ساختن گفتمان خود موفق شود از توان مقاومت حکومت دربرابر مردم و مخالفان کاسته میشود.در این حالت کاربرد طولانی مدت سرکوب باعث تضعیف و شکنندگی اثر سرکوب خواهد شد.که پیامد آن افزایش بیش از پیش جمعیت معترضان،کاهش ترس معترضان از سرکوب،استفاده معترضان از روشهای مبارزه که امکان سرکوب در آن کمتر است مانند اعتصاب سراسری و گسترده و احتمالا افزایش فشار خارجی و در نهایت کاهش هر چه بیشتر اثر سرکوب و افزایش احتمال پیروزی مخالفان خواهد شد.

سنجش شرایط کنونی:

براساس واقعیتهای موجود در جامعه و بخش های ملموس زندگی بویژه برای اقشار متوسط و پایین جامعه میتوان وجود عامل اول یعنی ناکارآمدی نظام سیاسی،اقتصادی و مدیریتی را در اداره جامعه در کنار فساد صاحب منصبان حکومتی و بستگان آنها مشاهده کرد. وضعیت صنعت،کشاورزی،دام و طیور، نظام سلامت و بهداشت،نظام آموزش، نظام بروکراسی و اداری و وضعیت دیگر بخشهای جامعه آشکارا گویای ناکارآمدی در کلیت نظام سیاسی،اقتصادی و مدیریتی کشور است. به همین دلیل حاکمیت تلاش دارد هر چه بیشتر با تکیه بر گفتمان خود(ایدئولوژی مطلقگرا و تمامیت خواه شیعی ولایت فقیه) برموضوعاتی مانند امنیت،وجوب مقاومت در برابر دشمن،آمریکا ستیزی، اسرائیل ستیزی،اطاعت از ولایت و رهبری،تحریک احساسات مذهبی و در خطر نشان دادن نهاد دین و حدی از ملی گرایی در مقابل گفتمان رقیب که میتوان آنرا گفتمان حقوق بشر و دموکراسی عنوان کرد اولاً مسئله ناکارآمدی و مشکلات را از افکار عمومی دور نماید،ثانیاً دلیل وجود ناکارآمدی و مشکلات را فشارهای دشمن بویژه آمریکا و اسرائیل نشان دهد و ثالثاً ناکارآمدی و مشکلات را دربرابر نعمت برخورداری از حکومت دینی و گسترش گفتمان خود عادی و کم اهمیت جلوه دهد.

از سوی دیگر حکومت با به کارگیری خشونت عریان و کشتار علنی مردم بویژه در اعتراضات آبان ماه نشان داد که در صورت لزوم برای بقای خود از کاربرد خشونت بیشتر نیز ابایی ندارد. در مقابل مخالفان با تاکید و تکیه بر ناکارآمدی و مشکلات موجود مانند قوم و خویش سالاری یا وفادار سالاری بجای شایسته سالاری،فرار مغزها،انتشار اخبار فساد مالی و اخلاقی در میان مسئولان،تفاوت سبک و سطح زندگی مسئولان و بستگان آنها با سطح و سبک زندگی عموم مردم و مقاومتی که مردم را به آن دعوت میکنند و همچنین نرخ بالای بیکاری،سطح پایین دستمزدها و عدم پرداخت طولانی مدت آن،سلب حقوق اساسی و آزادی های طبیعی و اجتماعی مانند حق انتخاب پوشش،انتخاب دین،انتخاب نظام سیاسی،انتخاب سبک زندگی،آزادی بیان، نبود مدارا،ناتوانی در روابط و دیپلماسی کارآمد منطقه ای و بین المللی با رعایت منافع ملی و موارد فراوانی از این دست سعی دارند تا با نشان دادن ارتباط این مشکلات با گفتمان حاکمیت بر این گفتمان پیروز شوند.

مخالفان حکومت سعی دارند تا با استفاده گسترده و فراگیر از ماهواره و فضای مجازی در کشور علاوه بر طبقه متوسط طبقه پایین جامعه را نیز تحت تاثیر قرار دهند و فضای ذهنی مردم را از گفتمان حاکم دور و به گفتمان خود نزدیکتر سازند.اما بنظر میرسد که مخالفان در این زمینه دچار خطای راهبردی بزرگی شده اند.از این جهت که بجای آنکه درصدد هژمونیک ساختن گفتمان خود برآیند و از این طریق برای مردم از یکسو فضای زبانی و معنایی جهت مقابله و مبارزه با حکومت ایجاد نمایند و از سوی دیگر تصویری از حکومت و جامعه در فردای پیروزی طرح و رسم نمایند، بیش از حد بر سرنگونی حکومت تمرکز کرده اند و انجام این کارها را به بعد از پیروزی محول کرده اند و پرداختن به این مهم را به نوعی غفلت از مسئله اصلی یعنی سرنگونی قلمداد کرده اند. نحوه مواجهه مخالفان با این مسئله نشان میدهد آنها از این موضوع غافلند که اقشار سنتی،مذهبی،اقلیتهای قومی و مذهبی،روستاییان و حتی بسیاری از اقشار مختلف تحصیلکرده و شهری هیچ تصور و تصویر روشنی از حکومت و جامعه فردا ندارند و این مسئله مانع جدی در اقناع جمعیت بزرگ ناراضی اما همچنان خاموش و همراه سازی آنان با مخالفان و به صحنه مبارزه آوردن آنها است.این در حالی است که مخالفان نیاز دارند تا با رفع این ابهام و نگرانی و ایجاد امید در بین ناراضیان، میزان پذیرش هزینه های سرکوب و اقدام به روشهای مقابله با سرکوب را از سوی ناراضیان افزایش دهند.بی توجهی به این مسئله در وضعیت کنونی یکی از نقاط ضعف مخالفان در مسیر مبارزه با حکومت جمهوری اسلامی است اما برخلاف مخالفان،حکومت به خوبی به این مسئله واقف است و بخصوص در سی سال گذشته تلاش فراوانی در جلوگیری از هژمونیک ساختن گفتمان رقیب انجام داده است.اخراج برخی اساتید از دانشگاه ها،بستن فله ای نشریات،ممیزی شدید در نشر کتاب و ساخت و پخش فیلم و موسیقی،زندانی کردن اصحاب اندیشه و قلم و روزنامه نگاران و حتی حذف فیزیکی مخالفان گفتمان خود(قتل های زنجیره ای) که اندیشه و قلم و عمل آنها میتوانست به ایجاد گفتمان رقیب و تضعیف گفتمان حاکم منجر گردد نمونه هایی از اقدامات رژیم در این زمینه بوده است.که اگر چنین عمل نکرده بود به احتمال قریب به یقین امروز در عرصه گفتمانی رقیبی قوی و توانمند در مقابل داشت که رویارویی با آن بسادگی برایش ممکن نبود.

نتیجه گیری و پیشنهاد:

بنابر آنچه عنوان گردید با وجود اینکه وضعیت حکومت متزلزل و بحرانی است اما مخالفان حکومت نیز در وضعیت نزدیک به پیروزی قرار ندارند زیرا برای مردم ابهامات و نگرانی های فراوانی در تغییر حکومت وجود دارد که مانع جدی حضور گسترده آنها در میدان مبارزه میشود. بنابراین ضروری است که هر یک از گروه ها و جریانات مخالف حکومت جمهوری اسلامی بجای تعجیل برای تغییر حکومت به تقویت و ترویج گفتمان خود بپردازند و مبتنی بر این گفتمان تصویر روشن و صد البته واقعی از جامعه و حکومت فردای پیروزی ارائه دهند.در یادداشت بعدی توضیح خواهم داد که برفرض شکست حکومت و پیروزی مخالفان این کم توجهی به ترویج و هژمونیک سازی گفتمان و محول ساختن طراحی حکومت جایگزین به بعد از پیروزی باعث بروز چه تهدیدها و مخاطراتی برای ایران فردا خواهد شد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.