دفاع از چپگرایی دفاع از مارکسیسم، یا کمونیزم نیست. هر چند مارکسیسم و جنبشهای مارکسیستی سراسر جهان حق بزرگی بر گردن چپگرایی دارند. اما این دو و این سه با هم یکی نیستند. سوسیالیزم و سوسیال دموکراسی نیز دو گرایش چپگرایی در جهان هستند، این گرایشها هم لزوماً با مارکسیسم و کمونیزم یکسان نیستند. هم سوسیالیزم و هم چپ و چپگرایی قبل از مارکسیسم وجود داشته و بعد از مارکسیسم هم وجود دارند.
» اندیشه
نقش انقلابی کرونا که همزمان از تهدیدش در اینجا فرصتی نیز میسازد، اینست که در برابر ما و بر درب خانهٔ هر یک از شهروندان ایستاده است و همگان را از ادامهٔ حرکت بهروال گذشته بازمیدارد، «ایست» میدهد و اخطار که از این پس دیگر نمیتوانی به سیاق سابق بیرون بیایی! برای بودن و ماندن با جانداران در جهان و با دیگر همنوعان در جامعه، شیوه وسبک زیستی دیگر باید و شاید. تغییر در چگونه زیستن تنها داشتن انضباط و رعایت دقیق یکرشته قواعد و معیارهای بهداشت و سلامت نیست.
بالکن جایی برای بازسازی حوزه خصوصی و جامعه
بالکنها همواره میتوانند سیاسیترین نقطه یک خانه باشند؛ جایی که فرد عاصی و رنجور از مناسبات داخل خانه و خانواده میتواند به آن مراجعه کند و دیگران را از رنجاش باخبر کند، یعنی جامعه و دیگری (حوزه عمومی و دولت) را به ستم موجود در حوزه خصوصیاش آگاه کند. و نیز جایی که افراد سرکوب شده در جامعه میتوانند بر روی بلندای آن بیایند و اعتراض و روایتشان را از دولت و وضعیت با سرودها و شعارهای خود اعلام کنند؛ در واقع همبستگی دیگران را طلب کنند.
در ایران ویروس کرونا در هیئت هیولای اگوستینی و چند چهره ظاهر شده است. هیولای اگوستینی، تنها منبع تولید شر نیست، منبع تولید خیر نیز محسوب میشود. به همان اندازه که در افکار عمومی جامعه هراس افکنی کرده، به همان اندازه اسباب خشنودی جامعه را فراهم کرده است. بخشهایی از جامعه نیز، با این گمان که تابوها (محرمات) شکسته شدند، کرونا را نجات دهنده جامعه میشمارند.
شکست سکولار اندیشان و خرافه گرایان در بحران کرونا
“کرونا”ضربه کاری خودرابه افکاری زدکه کاسب کارانه باانگیزه های جاه طلبی به ترویج “دینداری خرافی” پرداختند. ضربه مهلک او بر هستی کسانی نشانه رفت که باافکارضدعقلانی خود،مردم رایا به تجمعات مذهبی وسیاسی دعوت میکردند ویابه ذکر و وردهای بی اساس و دعانویسی ها فرا میخواندند، ویا به زعم باطل شان، برای مردمان نسخه طب اسلامی! می پیچیدند.
پییر بوردیو در نقد نئولیبرالیسم نوشته بود که در جهان نئولیبرال، سرمایههای اجتماعی و فرهنگی بطور کامل به زیر سلطهی میدان اقتصادی میروند بطوری که در شرایط اضطراری – و بطور جمعی – ، آنها معلق شده و نادیده گرفته میشوند؛ گویی هرگز نبودهاند. در واقع تمدن، مدنیت و اخلاقیات شهروندی در ذیل اقتصاد قرار میگیرند. این ثانویه شدنِ افراطی را در حجم خرید مازاد، بیتوجهی به دیگران و مسابقه انبار کردن و خالی کردن فروشگاهها میتوان دید.
ساختار چیست و اصلاح ساختار کدام است؟ کارگزاران در تلهی ساختارها
دعوت به “اصلاحات ساختاری” به تدریج ادبیات رایج در میان فعالان سیاسی ، اجتماعی و مدنی شده است. به نظر میرسد گاهی این عبارت بدون توجه به مفهوم واقعی و الزامات اصلاحات ساختاری به کار برده میشود. در این میزگرد با حضور دکتر علیرضا بهشتی، دکتر علی دینی ترکمانی و دکتر سعید مدنی تلاش میشود مفهوم و الزامات “ساختار” و “اصلاح ساختار” مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد.
فقط «قرنطینه» (فردی)، و (از اینرو) «امداد» (جمعی)
مسئله اصلی و بحرانی اجتماعی، در صورت رعایت کامل اصل ماندن در خانه یا حصر اختیاری، بیکار شدن قشرها و طبقاتی از جامعه است که شغل روزانهٔ خود را از دست میدهند و همچنین کلیهٔ بیمارانی که خانوادههایشان نیز در معرض خطر قرار میگیرند. چگونه در خانه بمانند و چگونه برای تداوم حیات وامرار معاش تغذیه و تأمین شوند؟
سختترین دوران اقتصادی تاریخ معاصر را در چند ماه آینده خواهیم داشت
کرونا ۲ الی ۳ درصد تولید ناخالص داخلی ایران را از بین میبرد. معتقد هستم اقتصاد ایران بر اثر کرونا ۲۰ الی ۳۰ میلیارد دلار آسیب میبیند. آسیب کرونا به بخش خدمات ایران بسیار جدی است. سهم خردهفروشی و حمل و نقل و رستورانداری در GDP کشور بالاست و حدود یک چهارم اقتصاد ایران را تشکیل میدهد که در اثر کرونا آسیب جدی دیدهاند.
بلایای طبیعی سالیان اخیر و بالاخص امسال را از دو وجه میتوان در نظر آورد: وجه اول خود رویداد طبیعی بود و ویرانی زندگی آدمیان در نتیجه آن. وجه دوم درک و دریافت این وقایع توسط اذهان عموم جامعه. اگرچه در نتیجه نا کارآمدی حکومت و فقدان بنیه لازم در پیکر جامعه مدنی ناگواریها و عواقب اتفاقات طبیعی همواره به پای حکومت نیز نوشته میشد؛ اما با اضمحلال بنیانهای مشروعیت و شکاف جامعه با ایدئولوژی حکومت، دیگر هر حادثهای حتی طبیعی، جرقهای میشود که کنکاش در عمق مسایل سیاسی را به دنبال دارد.
جهان نظاره گر چگونگی تمدن ماست
“حفظ تمدن” ما در برابر جهانیان به آرامش ما و سلامتی ما و انتخاب راهکاری است که در مقایسه با کشورهای مشابه درگیر با این بیماری ، کمترین آسیب های “جانی و مالی” را داشته باشیم. و این معنا شکل نمیگیرد مگر با انتخاب و عمل دقیق به روش مناسب و خوبی که کارشناسان پزشکی و بهداشت برای حل این مشکل پیشنهاد میدهند. اگر عمل به تمام پیشنهادات و دستورات جامعه پزشکی کنیم ؛ خود و جامعه را از خطر نجات داده ، و هم در پیش چشم جهانیان ، حداقل “محافظ تمدن” اسلام و ایران هستیم.
سرود برابری، عصر آن روز و متروی حقانی
جنبشهای زنان، دانشجویان، روشنفکران و از همه مهمتر دموکراسیخواهان، در نسبت با طبقات فرودست جامعه است که میتوانند، وضعیت را تغییر دهند. از سویی دیگر نتایج و دستاوردهای آنها نیزمیتواند به بهبود شرایط بینوایان منجر شود. پایانبندی اجرا پیوندی است بین خواستهای طبقه متوسط، همچون آزادی زنان، مطبوعات، رسانهها و دموکراسی و مسایل طبقات پایین جامعه که همواره شکافی را در خود داشته است.
کرونا و ضرورت بازاندیشی در سیاست، فرهنگ و آموزش
مسئله ضعف شدید نظام مدیریت و عدم اعتماد مردم به حاکمیت در کنار تداوم مدیریت ایدئولوژیک و غیر علمی در تمامی حوزهای اجتماعی اعم از فرهنگ، سیاست،اقتصاد،آموزش و دیگر بخش های ساختار کلان اجتماعی نشان از ضرورت بازبینی و در حقیقت تحول بنیادین و اساسی در این حوزه ها دارد. بایستی همه بدانند که در صورت تداوم این وضعیت نه فقط نظام سیاسی که نظام اجتماعی نیز به شدت با خطر فروپاشی روبروست.
قیممآبی، دشمن آزادی و بزرگترین استبداد است
انسانها یا حاکمانی که دیگران را فاقد آن مقدار از درک و دانایی میدانند که بتوانند صلاح خود را تشخیص دهند، خود را در مقام قیم و سرپرست انسان ها میپندارند، و این سخن کانت که گفته است قیممآبی «بزرگترین استبدادی است که در مخیله بگنجد»، بهدرستی اشاره به این مطلب دارد که قیممآبی نه به دلیل استبداد و این که منجر به جباریت عریان و ددمنشانه میشود، بلکه به این دلیل که پذیرش این امر در حقیقت اهانتی به انسان بودنمان است.
ساختار چیست؟ اصلاح ساختار کدام است؟ /۳
اتفاقات دی ۹۶ و آبان امسال نشان داد بحرانهای جدی وجود دارد. ناتوانی ساختار قدرت در تأمین معیشت، یک بحران است. بحران فقر و حاشیهنشینی و بیکاری و تورم. در عرصه اجتماعی-فرهنگی، بحران جدی وجود دارد که ناشی از تفاوت در رویکردهای ساختار قدرت و گروههای اجتماعی دگراندیش است. بحران ناتوانی در پاسخگویی به مطالبات مدنی، بحران زیستمحیطی و ناتوانی در کنترل آن، بسیار جدی است.
انسان گرایی،اصل نجات بخش اما فراموش شده در طول تاریخ
چهل و یک سال پیش انقلابی به وقوع پیوست با این وعده که ایران آزادترین کشور جهان خواهد شد.ظلم و بی عدالتی از بین خواهد رفت،فقر ریشه کن خواهد شد.و مبتنی بر اسلام و آموزه های شیعی بهترین حکومت و سبک زندگی به عنوان الگو به جهانیان معرفی خواهد شد.و همه این وعده ها از سوی یک مرجع دینی داده شد.اما آنچه دیدیم و آنچه شد کمترین شباهت را با آن وعده ها نداشت.
تعریف «جامعه مدنی» و «عرصه عمومی»، حوزهای است که بیرون از نفوذ معمول دستگاه بوروکراتیک حکومتی قرار دارد. یعنی جامعه مدنی و حکومت، دو بخش مستقل هستند که به صورت موازی فعالیت میکنند. اما در کشور ما، جامعه مدنی به نوعی حالت «اپوزوسیون» برای سیاستهای فرهنگی/اجتماعی حکومت پیدا کرده است.
معرکه آرای گستردهای در مواجهه با پدیده کرونا در ادبیات سیاسی شکل گرفته است. از گفتمانهای امنیتی تا گفتمانهای علمی، از توهم توطئه (پارانویا) تا ترور بیولوژیک سازماندهیشده، ویروس امپریالیسم، از فوران رعب و دهشت تا فوران نفرت نژادپرستانه، از اوجگیری خرافهگرایی تا خرافهستیزی، از نزاع فقیهان و عالمان علم تجربی، تا استثناگرایی حکومتها برای در اختیار درآوردن عرصه عمومی تا آنارشیطلبی حکومتستیزانه، از پریشانگویی متوهمانه تا ناامنیسازی هدفمند و… کنشهای گفتاری وسیعی شکل گرفته است.
جنگ با بلایای طبیعی و ابتلاهای اجتماعی در اینجا، نه تنها انگیزهٔ قوی و نیروی مثبت میخواهد، که توفیق و پیروزی این جنگ بهمیزان «شناسایی» درست و علمی حریف است. چراکه «بر طبیعت نمیتوان فرمان راند مگر با تبعیت از او»(فرانسیس بیکن). و درست در هماینجاست که دشمن دانا برای انسان از دوست نادان مفیدتر است، که بهگفتهٔ فردوسی: «چو دانا تو را دشمن جان بود / به از دوستمردی که نادان بود!»
نظام های نئوتوتالیتر همچنان به مثابه رژیم های پساتوتالیتاریانیسم ایستا،هستند که در آن ها نیز با پرپایی نوعی دموکراسی توتالیتری و به نمایش گذاشتن یک جامعه مدنی، چنین وانمود می کنند که تمامی ساختارها، از مجرای سازوکارهای دموکراتیک، و با نظر مردم، بنا شده است، اما در واقع این رهبری نظام است که شکل دهنده و مشروعیت بخش آن ساختار می باشد
تجمعات وخطرات احتمالی ازنگاه خرد و خردمندان ، دین و دینداران
حال که وجود و حضور در “تجمعات مذهبی” به خاطر زمینه شیوع بیماری ، حساس برانگیر شده و بحق هم میباشد ، اصل این است که روحانیت راستین بایدبرای ایفاءمسئولیت خود، دراول صف باشند وباهمه تحجرها و دگم اندیشی ها و خود حق پنداری ها ، به مبارزه برخاسته، و ازتهدید واهانت وتوهین هایی که توسط “هم لباسی ها یا مداحان غافل” و یا هر “بظاهر مذهبی”، و یا هر “به زبان هیئتی” نثارشان میشود،چیزی به دل نگیرند. بلکه خود؛پیک واقعی سلامت برای جامعه بوده و مانعِ شیوع بیماری بوسیله اعلام تعطیلی مراسم عمومی دینی شوند.
مبارزه با “علم” و آسیب به “دین” به بهانه “کرونا” !
هر “نمازجمعه” و یا هر حضور در “مشاهدمشرفه” و یا هر “اعتکاف” و یا هر “جماعت” و یا هر “جمع هیئتی” که مصداق ضرر جانی برای مومنین و دیگر شهروندان را همراه داشته باشد ، تحت حکم 《 لاضرر》 قرار میگیرد و میتواند مستندی باشد که مراجع بزرگوار شرعا اعلام تعطیلی نمایند، کما اینکه اعلام نمودند و حتی حضور در قم برای اداء نذر را هم در شرایط فعلی جایز ندانسته اند.
نمادهای ملی برای این گروه از جنس قدارهبندها و شمشیرزنان نیستند. اینان به خوبی به یاد دارند که هر عظمت و شکوهی که بر پایه شمشیر بنا شد به چه سادگی دود شد و به هوا رفت. این گروه، فرجام فرّ و شکوه فرمانروایان را در ویرانههای «ایوان مداین» دیدهاند و فراموش نکردهاند: اگر ایران زمین، در همان جلال و جبروت حکومتی و نظامیاش خلاصه شده بود، در طول این هزارهها، ای بسا صدها بار به کلی نیست و نابود میشد.
نگاهی به مفهوم «سیاست مردمی»؛ به بهانه بیانیه دانشجویان متحد
“سیاست مردمی” مقوم برابری و تکثر است تا امکان کسب آزادی محقق شود. این نوع نگاه به سیاست در جامعه مدنی ایران که پیش از این بیشتر متأثر از فضای گفتمان دوم خردادی با مفاهیم لیبرال دمکراسی حزبی به سیاست در ساحت حکومتی آن می نگریست؛ امکان های بیشتری خلق می کند. چرا که سوژه های سیاسی دیگر ملزم به تن دادن به تمامی قواعد بازی در ساحت حکومتی آن، یعنی پذیرش فرآیندهای خودی و غیرخودی سازی در نظام های مکتبی نیستند.
ریشه مشارکت سیاسی در «حق انتخاب» به عنوان بنیادی برای «آزادی سیاسی» است. این پدیده قابل تقلیل به بیعت با حاکمان و یا تبدیل رأیدهنده به بیعتکنندهای منفعل نیست. ضمن این که دستآوردِ انتخابات محصول مشقتهای بسیارِ فکری و عملی انسانهای بیشماری در طول تاریخ است. انسان صاحب حق، موجودی است که از انقیاد و تحت ولایت دیگری بودن بیرون آمده، نمیتواند دو عنصر خود مختاری و صغیر بودن را در یک جا جمع کند.
مسائلی از قبیل انتخابات، خارج از موضوعات احکام شرعی است و ذاتا در شرع حکمی برای ان مقرر نشده است. در این موارد، بر حسب شرایط، حکم شرعی سیال و متغیر میباشد مثلا گاه از باب حرمت تضعیف نظامِ عدل، شرکت نکردن حرام میگردد و گاه به عکس از باب حرمت تقویت نظام جور، شرکت کردن حرام میشود. بنا بر این هرگز فقیهی فتوای کلی و دائمی در این موارد نمیتواند صادر کند.
نقدی بر نظرسنجیهای مؤسسه گمان
مهمترین ایراد روششناختی نظرسنجیهای مؤسسه گمان، مربوط به طرح نمونهگیری این نظرسنجیها است. روش نمونهگیری گلوله برفی (Snowball sampling) برای مصاحبه با گروههایی از افراد که بهراحتی در دسترس نیستند – مثلاً افراد مبتلا به یک بیماریِ نادر – مورد استفاده قرار میگیرد و کاربرد آن در نظرسنجیای که جامعهی آماریاش شهروندان عادی یک جامعهاند و مهمتر آنکه یافتههای آن نظرسنجی قرار است به آن جامعه تعمیم داده شوند، بسیار اشتباه و عجیب است.
شرط تحقّق زمامدارى حکیمانه، معرفت است و زمامداری بدون دانش ها و معرفت ها و تخصص های لازم راه به جایی نمی برد. حکومت کردن بدون پشتوانه درست علمی و معرفتی جز ندانم کاری بر ندانم کاری نمی افزاید و هنر چنین حکومتی به بیراهه بردن و تباه کردن مردمان و استعدادها و امکانات است
اختصاص دادن قدرت ، به قدرت نظامی و ادوات جنگی و یا اویت دادن به ان در تضاد با مفهوم گسترده ایه است و همین توهم اختصاص موجب غفلت از اشکال دیگر قدرت که نقش تعیین کننده تری در پیروزی بر دشمن دارد ، میشود . مگر نه این است که مسلمانان صدر اسلام ، بدلیل برخورداری از پشتوانه استوار اعتقادی بر دشمنان خود چیره میشدند ؟ و مگر انان با افزایش ادوات جنگی از قدرتشان در برابر دشمن کاسته نگردید و در حالیکه در آغاز توانشان ده برابر دشمنان بود ولی با گسترش نیروی نظامی ، ضعیف شده و قدرتشان به یک پنجم کاهش یافت ! (سوره انفال ایه ۶۵) برتراندراسل در کتاب قدرت به برتری این قدرت مسلمانان اعتراف دارد.
حکومت اخلاقی، جامعه اخلاقی پدیدمی آورد
منشاء اولیه عصبانیت مردم، امری فراتر از این برخورهای جزئی و مقطعی است. و آن همان چیزی است امام علی (ع) در نهج البلاغه بدان تصریح نموده و آن پدید آمدنِ زمینه های عصبانیت و برون رفت مردم از مرزهای اخلاق است، و یکی از مهمترین های این چالش؛ میتواند ازسوی مسئولان جامعه باشد!









