آتشبس
چکیده :پیش از آتشبس جنگ برای آلمان مغلوبه شده بود اما پروپاگاندای داخلی تا آخرین لحظه دم از پیروزی قریبالوقوع میزد. از آنجا که بیشتر نبردها خارج از خاک آلمان بود، دست نظامیان در پنهانکردن حقایق بازتر بود. بعد از آتشبس، سربازان باقیمانده با پرچمهای افراشته برمیگشتند و در کشورشان مانند قهرمانانی «شکست ناپذیر» با دستههای گل پذیرایی میشدند. تا جایی که مردم آلمان میدانستند، اصلا شکستی در کار...
امیرعلی نصرالهزاده
هشت صبح هفدهم نوامبر ۱۹۱۸ سربازان فرانسوی با منظرهای متفاوت روبرو شدند. از خطوط مقدم آلمان، سه خودرو به جبهه آنان نزدیک میشد. دو سرباز آلمانی را به خودروی جلویی آویزان کرده بودند؛ یکی پرچم سفید داشت و دیگری شیپور آتشبس مینواخت. طبق قرار قبلی، آلمانیها در برهوت بین دو جبهه به آهستگی میراندند.
کمی بعد فرانسویها هدایت کاروان آلمانی را به دست گرفتند. از میان خانهها، مزارع سوخته و چاههای مسموم میگذشتند. یکی از آلمانیها این سفر را چنین به یاد میآورد: «به نظرم مسیر ما از مناطق ویران انتخاب شده بود تا برای آتشبسی آماده شویم که به دنبال نفرت و انتقام میآید».
ریاست هیئت آلمانی با غیرنظامیان بود. گویی نظامیان ارشد در تلاش بودند تا از پذیرش حقارتآمیز آتشبس در امان بمانند. ارتش آلمان به آتشبس تن داده بود زیرا جنگ به سرعت در حال مغلوبه شدن بود. دو متحد بزرگ آلمان، امپراطوریهای عثمانی و اتریش-مجارستان تسلیم شده و در حال تجزیه به دولتهای محلی بودند. در پشت جبههها، دهها هزار سرباز آلمانی گریخته بودند، و ملوانهایی که برای آخرین عملیات فراخوانده شده بودند، شورش کرده و به سربازان یاغیِ نیروهای زمینی پیوستند.
متفقین سرپرستی مذاکرات آتشبس را به فرانسه سپرده بودند که خاکش صحنه شدیدترین درگیریها بود. شرایط آتشبس بسیار سختگیرانهتر از بدبینانهترین تصورات آلمانیها بود. آلمان باید سریعا فرانسه و بلژیک را ترک میکرد. کرانه غربی رودخانه راین، یعنی قلب صنعتش، موقتا به اشغال در میآمد. تمام تجهیزاتش به متفقین داده میشد که جدا از غرامتهای معمول جنگ بود. آلمان برای برقراری آتشبس حین مذاکرات التماس میکرد اما فرانسه نه تنها نمیپذیرفت، بلکه به تمام نیروهایش فرمان داد با سرعت و شدت بیشتری به نبرد ادامه دهند.
در همین حال، آلمان از درون متلاشی میشد. کارگران و سربازان آلمانی با الهام از انقلاب روسیه مشغول راهاندازی کمون بودند. باواریا ناگهان اعلام کرد یک جمهوری سوسیالیستی است. قیصر آلمان که به مرزهای غربی گریخته بود با سربازانی مواجه شد که از فرماندهان خود سرپیچی میکردند و پرچم سرخ افراشته بودند. دیگر حتی معلوم نبود هیئت آلمانی به نمایندگی از کدام حکومت مشغول مذاکره است.
معاهده آتشبس ساعت یازده صبح یازدهمین روز یازدهمین ماه سال ۱۹۱۸ امضا شد. پسری بریتانیایی که در آن لحظه به دنیا آمده بود به نام Pax (بوسه آشتی) غسل تعمید داده شد، اما سرنوشتش این بود که در ۲۱سالگی در جنگ جهانی بعدی کشته شود.
معاهده ورسای که در ژوئن سال بعد امضا شد اغلب با سادهسازی عامل اصلی شرایط اسفناک بعد جنگ قلمداد میشود. آلمانیها تحقیر شده بودند. خاکشان را از دست داده بودند. غرامت هنگفتی بدهکار بودند، و برای شروع جنگ سرزنش میشدند. در واقعیت، دو سال بعد از معاهده ورسای بخش بزرگی از غرامت جنگ تخفیف داده شد. آلمان تنها ده درصد از خاکش را از دست داده بود که اغلب ساکنینش نیز آلمانی نبودند. میتوان گفت با وجود نقصانها، معاهده ورسای از همتایانش سختگیرانهتر نبود.
مشکل چیز دیگری بود. وقتی که جنگ در دقیقه نود به پایان رسید، مردم آلمان از شکست کشورشان خبر نداشتند. علت اصلی تنفرِ سالها بعد که شاید به جنگ جهانی دوم انجامید، نه معاهده ورسای که آتشبس قبلش بود. آتشبسی که واقعی نبود. متفین خواهان تسلیم قوای آلمان بودند، اما ملت آلمان از شکست و فروپاشی ارتش خبر نداشت. غفلتی که نتیجه پروپاگاندای بیامان دولت آلمان بود. نظامیان آلمانی کنترل مطبوعات را در اختیار داشتند و با سانسور اخبار فرار سربازانشان را پنهان میکردند.
پیش از آتشبس جنگ برای آلمان مغلوبه شده بود اما پروپاگاندای داخلی تا آخرین لحظه دم از پیروزی قریبالوقوع میزد. از آنجا که بیشتر نبردها خارج از خاک آلمان بود، دست نظامیان در پنهانکردن حقایق بازتر بود. بعد از آتشبس، سربازان باقیمانده با پرچمهای افراشته برمیگشتند و در کشورشان مانند قهرمانانی «شکست ناپذیر» با دستههای گل پذیرایی میشدند. تا جایی که مردم آلمان میدانستند، اصلا شکستی در کار نبود.
خشم آلمانیها زمانی که از مفاد معاهده ورسای مطلع شدند تعجبی نداشت. اگر ارتش «شکستناپذیر» بود چه کسی مسئول اشغال کرانه راین بود؟ چه کسی به ۱.۸ میلیون کشته آلمانی خیانت کرده بود؟ هنوز آتشبس به امضا نرسیده، احزاب راست شروع به زمینهچینی برای سرزنش «خیانتکاران» کردند تا شکست را به تقصیر آنان بیندازند. یکی از سرشناسترین نظامیان درست پیش از آتشبس گفته بود «اگر از پشت جبههها به ارتش خیانت نشود، جنگ را میبریم».
بنابرین هیتلر در معرفی صلحطلبان، یهودیها و سوسیالیستها به عنوان عوامل اصلی شکست ارتش مانعی نمیدید.منبع: نیویورکر
/مجمع دیوانگان













