» اندیشه
مسیح مهاجری: موسوی مردی شریف، نجیب، درستکار و متدین است
چرا مکتب علی باقی ماند و چرا وقتی ابن ملجم وارد کوفه شد و اطرافیان از موضوع مطلع شدند، آمدند خدمت ایشان و گفتند او آمده شما را بکشد اجازه بدهید دستگیرش کنیم که حضرت موافقت نکردند و گفتند قصاص قبل از جنایت نمیکنیم. شنیده بودند قرار است به دست او شهید شوند. آن شب وقتی صبح شد آمدند و به ابن ملجم گفتند بلند شو! و ماموریت خود را انجام بده! حضرت نخواست او را بکشد تا چند صباح دیگری زنده بماند.
در باب جریان بابیه
پس شگفت نیست اگر برای رهایی از آن ستم و ریا به دامن هرکس که با هر انگیزهای به مخالفت با قدرتهای رسمی برخیزد، چنگ زنند و نیازی هم به تفحّص در چنان دعویهایی نبینند. ادامه برخی شورشها پس از قتل باب، به ویژه کوشش بابیان برای قتل ناصرالدین شاه هم مؤید این معنی است که این حرکت کم کم به نهضتی ضد حکومت بدل میشد، اما طرح ناموفق قتل شاه موجب شد تا سرکوب شدیدتری نسبت به بابیه اعمال گردد و بسیاری از سران آنان به قتل رسند و برخی زندانی شوند و گروهی به بغداد گریزند. از این گریزندگان دو تن از همه مشهورترند. یکی میرزا یحیی نوری که باب به او لقب صبح ازل داده و در اواخر سال 1268 یا اوایل 1269 هجری قمری به بغداد رفت، دیگری برادر او میرزا حسینعلی نوری که چون در زندان بود، چند ماه دیرتر به بغداد رسید و معاون و کارگزار صبح ازل شد. میرزا یحیی که به گفته برخی بابیانِ نخستین، از سوی علی محمد به وصایت منصوب، و مأمور شده بود تا ابواب جدیدی به کتاب بیان علی محمد بیفزاید، در بغداد دستگاهی پدید آورد و ده سال در آنجا به ریاست و دعوت پرداخت. اما غالب امور را برادرش حسینعلی اداره میکرد
شهید بهشتی: اگر مسلمان بودن و مسلمان زيستن را تحميل كنيد، مردم طغيان می کنند
به مردم ايران فرصت بدهيد تا آگاهانه و آزادانه خود را بر مبناى معيارهاى اسلامى بسازند و اين خودسازى را بر مردم ما تحميل نكنيد. به مردم ما یاری كنيد و آگاهى بدهيد، براى رشد اسلامى آنها زمينه سازى كنيد، ولى هيچ چيز را تحميل نكنيد. انسان بالفطره خواهان آزادى است. مىخواهد خودسازى داشته باشد، اما خودش خودش را بسازد.
تشکلیابی طبقات فرودست
این روزها همهجا سخن از «گرانی» است. سخن از نابهسامانی وضعیت اقتصادی مردم است. همه بر سر اینکه وضعیت اقتصادی و معیشت مردم مطلوب نیست توافق دارند. اگر اختلاف نظری باشد بر سر عوامل این نابهسامانی و در کنار آن راهکارهای حل آن است. برای آنکه دیدگاه دقیقتری نسبت به این مسئله داشته باشیم سراغ محمد مالجو رفتهایم. مالجو سالها در این حوزه کار کرده و از منظرگاهی متفاوت به این مسئله نگاه میکند.
حسینیه ارشاد؛ ساختمانی یک نهضت شد
دکتر شریعتی در یکی از آخرین نامههاش به مسوولان حسینیه نوشته بود که ارشاد دیگر ساختمان و نهاد نیست و اکنون تبدیل به نهضتی شده و به همهی خانهها راه یافته است. در حال حاضر، حتی در شهرستانها هم میبینیم نهادهایی به نام حسینیه ارشاد ساخته شده است اما از آنجا که فضای عمومی حاکم مساعد نیست، برجسته نمیشود. در صورتی که این ظرفیت و پتانسیل وجود دارد. جوّ تبلیغات مذهبی موجود، فرهنگ احساساتی نوحه و مدح و انواع و اقسام هنر سنتی و مراسم آیینی است، نه فضایی که در آن بتوان شناخت و اندیشهی دینی را پالایش و ارتقا بخشید؛ اما این نیز بگذرد!
چرا امیرکبیر؟!
قبل از امير، سردوشي نظاميان را از اتريش ميآوردند. يك روز يك سردوشي قشنگ و جالب كه توسط خانمي به نام “بانو خورشيد” دوخته شده بود، به نظر امير رسيده، آن را پسنديده و زن را بسيار تشويق كرد و دستورداد كه امتياز تهية سردوشي را براي مدت پنج سال به او واگذار و براي او كارگاه و ابزاركار ايجاد كنند و شاگردان زياد در خدمت او بگمارند؛ تاتعداد سردوشي مورد احتياج ارتش را تهيه كند.
امير معتقد بود كه اين خيانت به ملت و كشور است كه چيزهايي كه ممكن است در داخل كشور ساخته شوند، از خارج وارد شوند و روي همين عقيده، اجازه نميداد براي صنعتي شدن كشور، حتي يك روز هم سهل انگاري شود.
اصلاح طلبان ابتدا بايد ظرفيتسنجي ميكردند
مشكل همين است كه ما ميخواهيم رييسجمهور را به فردي همه كاره بدل كنيم، در حالي كه يك رييسجمهور ميتواند با استفاده از مشاورانش خيلي كارها بكند. چرا ما فكر ميكنيم خاتمي بايد همه كاره ميبود؟ خاتمي بايد چند تا كار را خوب بلد ميبود و آنها را به درستي و به شكل كامل انجام ميداد
همه دنياي امروز توطئه و دشمني و كينه نيست
ما در حوزه فقاهت، اجتهاد و اصلاحات ديني بايد فكري كنيم و درك كنيم كه همه دنياي امروز توطئه و دشمني و كينه نيست؛ در كنار همه اينها عقلايي نشستهاند و براي بهبود زندگي بشر ميانديشند و اسلام و سيره پيامبر و متن قرآن اين اجازه را ميدهد كه با بناهاي عقلا در جهان امروز تعامل و تباني كنيم، زيرا پشت سر همه پديدههاي مدرن سه چيز وجود دارد كه در اسلام هم وجود دارد؛ عقل، عرف و عدالت.»
غلو درباره پیامبر و ائمه، چرا؟
آنچه که مسلم است ائمه ما به شدت با غلو (یعنی تجاوز از حق) مخالف بودند و میگفتند ما را از حدمان متجاوز نکنید. نکته مهم این است که این غلو و غالی گری در درون گفتمان «سوگ» زمینه بیشتری دارد. در حالی که اگر گفتمان سوگ در کنار گفتمان حماسی و گفتمان تحقیقی و تحلیلی و روایی صحیح، گفتمان عرفانی رشد میکرد، زمینه برای بروز غلو و غالیان بوجود نمی آمد.
امتداد تاریخ فریبکاری، از امویان تا امروز
در تاریخ اسلام از شاخصترین وقایع در این زمینه، تلاش بنیامیه برای «زیبا جلوه دادن» جنگ با خاندان پیامبر و به شهادت رساندن امام حسین و اصحاب ایشان بوده است. تبلیغات فراوان کردند تا هم مردم را فریب دهند و هم خودیها را توجیه و به مقابله با خانواده رسول الله راضی سازند. همه ابزارهای موجود در روزگار اموی به کار افتاد تا آن همه دروغ و فریب «زیبا» جلوه داده شود. نهادهای قدرت و حکومت های فاسد بیشترین بهره برداری را امروزه از رسانه برای سرپوش نهادن بر خطاهای خود و زیبا جلوه دادن زشتیها و ناکارآمدیها دارند و از اینجاست که اهمیت استقلال رسانه و جریان آزاد اطلاع رسانی برای تحقق حکمرانی کارآمد، مردم سالار و سالم اهمیت مییابد.
هدف عزاداری ائمه، افشاگری علیه حکام جور بود
بعد از حادثه عاشورا بنی امیه می خواست این واقعه را سرپوش بگذارند و خبرش بازتاب نداشته باشد. بنابراین یک هدف اصلی انتشار این خبر و پرده برداشتن از واقعیت فاجعه کربلا بود. از این رو حضرت سجاد و حضرت زینب و امام باقر و امام صادق و سایر ائمه و اصحاب اهل بیت تلاش داشتند که به نوعی اطلاع رسانی و پرده افکنی از این جنایت بزرگ داشته باشند.
تهرانیان و نظریه پارازیت در مقابل ارتباط
تهرانیان سه نسبت میان ارتباطات و توسعه تعریف میکند. اول «توسعه ارتباطات» که میتواند به عنوان گسترش ظرفیت مجازی نظام ارتباطی قلمداد شود. دوم «توسعه به وسیله ارتباطات» به معنای بهکارگیری ظرفیت های ارتباطی در جهت ارائه خدمات اجتماعیی مانند آموزش از راه دور، پزشکی از راه دور، کتاب خانه از راه دور، بانکداری از راه دور، و غیره به همراه خدمات معمول و سنتی است. سوم «توسعه برای ارتباطات» که بر ارتباط مستقل از قدرت و متکی بر گفت و گو میان دولت و جامعه مدنی مبتنی است و مبنای تصمیم گیریهای عمومی را در توجه به عقلانیت ارتباطی به جای عقلانیت ابزاری میداند.
نهضت امام حسین(ع)؛ نقطه عطف در تاریخ اسلام
آینده بشریت از نظر قرآن بر اساس آنچه قرآن مجید به طور کلی بیان کرده و در مذهب شیعه به تفصیل بیان شده است یعنی آینده بشر آیندهای است که در آن، درندگان با یکدیگر یا صلح و سازش زندگی میکنند. قرآن میگوید: و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون ما در کتاب زبور این مطلبی را یاداوری کردیم. یعنی اینجا هم داریم یادآوری می کنیم. که این زمین که اکنون مورد کشمکش میان متقیان و پاکان از طرف دیگر است (جنگ حق و باطل، جنگی که قرآن توصیف میکند جنگ حق و باطل است) در این جنگ حق و باطل، پیروزی از آن اهل حق است و آنها وارث مطلق زمین میشوند. تمام زمین در اختیار حقپرستان قرار میگیرد و دیگر اهل باطل نقشی ندارند. بل نقذف به الحق علی الباطل فیدمغه فاذا هو زاهق و لکم الویل مما تصفون. «3» قرآن به جنگ حق و باطل اعتراف دارد، ولی نیروی حق را پیروز می داند و در نهایت امر حق پیروز می شود و باطل برای همیشه از بین می رود. در جامعه ایدهال اسلامی، یعنی در دولت ولی عصر، یصطلح فی ملکه السباع و البهائم درندگان و چارپایان هم با یکدیگر صلح میکنند، گرگ و میش هم با یکدیگر جنگ ندارند. شاید کنایهای است از سباع و بهایم انسانها، یعنی در انسانها گرگ دیگر خاصیت گرگیاش را از دست میدهد و میش هم خاصیت میشی خود را این مربوط به آینده است.
امام صادق(ع) و بریتانیا
مخالفت وی با مشروطه و تطبیق برخی از روایات تاریخی و علائم ظهور بر آن پایان نیافته و او پس از شرح برخی از روایات تاریخ اسلام و تطبیق آن مینویسد: صدمات و لطمات جاعلین و واضعین قوانین جدیده اساسی و غیرها برضد در مقابل قرآن منزل بر خاتم پیغمبران (ص) که ناسخ کتب آسمانی است در بلاد اسلام و مقر سلطنت سلاطین عظام حافظین بیضه اسلام و ضرر چهار نفر طراز اول امضا کنندگان قانون اساسی و غیره که مأخوذ از مجعولات نصاری و اروپائیین بوده، معمول داشتن در وائر اسلام هزاران مرتبه به اسلام احکام قرآن از صدمه پنج نفر کفار قریش به وجود اقدس رسول خدا (ص) بالاتر و بدتر بلکه از ضرر یزید بن معاویه به سید الشهداء و اصحابش (ع) اشنع و اقبح است. [ص 104 ـ 105].
حقوق شهروندی و انتخابات
البته موانع حقوق شهروندی فقط اين دسته نيروهای صاحب قدرت نيستند بلکه برخی نيروهای مخالف را هم می توان جزو موانع شمرد. آنها به اشکال گوناگونی در اين راه مشکلآفرينی می کنند. يکی از اين اشکال بيان انحرافی و خودساخته از مفاهيم حقوق بشر و شهروندی است. همانطور که مقابله عده ای با اين مفاهيم از پايگاه ايدئولوژی های بنيادگرايانه صورت میگيرد در نقطه مقابل آنها هم عده ای به نام لائيسيته و افراد لاييک با رويکردی ايدئولوژيک و جعلی همان کار را انجام میدهند. در حالی که افراد لاييکی هم هستند که نگاه عالمانهتری به موضوع دارند. برای مثال اينکه برخی تندرو ها ادعا میکنند انتخابات بی سکولاريسم انتخابات نيست و از سکولاريسم هم يک مفهوم افراطی و ضد دينی اراده میکنند و رابطه اين همانی برقرار کردن ميان انتخابات آزاد با سکولاريسم، نوعی ايدئولوژی سازی از اين مفاهيم است. بخصوص که منظور آنها از سکولاريسم به قرينه بقيه نوشته ها و آثارشان روشن است و سکولاريسم مرادف با بی دينی است نه به مفهوم تفکيک خرده نظامها و نقشها. در حالی که مثلا در ترکيه حکومت سکولار است اما دولتمردان سکولار نيستند و میگويند می توان مومن و سکولار بود و خيلی پيش از ترکها، بازرگان و سحابی در ايران از چهره های شاخص اين نوع تفکر بودند.
عیسی مسیح (ع) درباره ظلم و ستم چه گفت
هر كس بتواند جلو ستمگري را بگيرد و چنين نكند مانند كسي است كه مرتكب ظلم و ستم شده است. چگونه ظالم و ستمگر بهراسد در حالي كه در ميان شما آسوده زندگي ميكند و كسي جلو او را نميگيرد و او را باز نميدارد و دستش را كوتاه نميكند؟ چه چيزي مانع ظلم ظالمان ميشود و چگونه در اين حالت ظالمان و ستمگران مغرور نگردند؟ آيا همين بس است كه كسي بگويد من ظلم نميكنم و هر كس ميخواهد ظلم كند و ظلم را ببيند و جلو آن را نگيرد؟!
جامعه در تونل تاریک
اگر کسانی نسبت به تأثیر اقدامات نخبگان و اصلاحطلبان سیاسی در سطح رسمی سیاسی امیدوار نیستند می توانند به امکانات شهروندان دلسوز و توانمند در سطح جامعه و سرمایه اجتماعی آنها امیدوار باشند. جامعه ما به هر حال در این تونل تاریک قرار گرفته است و وظیفهی تلاش برای برونرفت از این وضعیت از دوش اعضای جامعه برداشته نمیشود. اصلاحجویان همچنان میتوانند به انباشتن سرمایههای اجتماعی (و فرهنگی) خود در جامعهی ایران ادامه بدهند تا پس از اولین گشایشها از آن بهره بگیرند.
ناسيوناليسم و اقتصاد دولتي
دولت همهچيز را با مهندسي درست كند و چون بخش خصوصي وجود ندارد، دولت با مهندسي آن را ايجاد ميكند. اين نگاه در زمان پهلوي اول هم بود و ميگفتند چون بخش خصوصي قدرتمندي وجود ندارد دولت ناگزير است خود شركتهاي بزرگي درست كند و بعد نهايتا سهامش را به مردم بفروشد. اما اين طرز فكر غلط است. زيرا بخش خصوصي از عدم به وجود نميآيد. بخش خصوصي يعني مردم، و به اين معنا، بالقوه هميشه وجود دارد. مساله از ميان برداشتن موانع بالفعل شدن آن است.
ادامه اعتراضات در بحرین؛ فراموشی عمدی جامعه جهانی
رژیم بحرین به جای مدارا، سیاست خشونت و سرکوب انقلابیون را با شدت بیشتری دنبال می کند. اما امروز نه تنها جوانان شیعه و سنی بحرین بلکه کودکان و دانش آموزان بحرینی نیز به انقلابیون این کشور پیوسته اند و یک خواسته بیشتر ندارند و آن سرنگونی حکومت دیکتاتوری بحرین و ایجاد یک حکومت مردمی، آزاد و مدافع حقوق بشر درباره شهروندان بحرینی است.
ما جانشین خداوند در زمینیم؛ چرا برای خوشایند دیگران دروغ بگوییم؟
چرا ما تا اين اندازه از ارزش خود ميکاهيم؟ چرا براي خوشنودي مردم دروغ مي گوييم و موجب خشم خداوند از خود مي گرديم؟ چرا از ناراحتي زيد يا عمرو با ديگران مي ترسيم؟ چرا وظيفه و واجب خود را رها مي کنيم؟ انسان جانشين خداوند در زمين است، خط مشي انسان اين است که همچون علي بن ابي طالب شود. خط انسان کامل اين است. چرا ناتوان باشد؟ چرا بيمار باشد؟ چرا بترسد و ساکت باشد؟
مشروطه ازعلائم نزدیکی ظهوراست!
این که انسان ببیند در شرایط فعلی برخی از شرایط تبلیغ دین به گونه ای رقم می خورد که در نهایت به تخریب بنیانهای اعتقادی و مذهبی مردم میانجامد و نسل جدید را از دین دور میسازد مسألهای دلسرد کننده و اسباب ناراحتی است.
عامل مهم این شرایط ضعف معلومات و دانش در جامعه ما، جدی نبودن ونگرفتن آموزشهای دینی، نداشتن انگیزه های آگاهی بخش و گرفتن اطلاعات دینی ( به طور غالب) از دست افراد تحصیل ناکرده اما مدعی است.
مفتح حوزه و دانشگاه
در اسفند سال1357 نیز در جلسه شورای هماهنگی دانشکده با شرکت استادان و دانشجویان و کارکنان به عنوان سرپرست موقت انتخاب شد و تا زمان شهادت در سال1358 این مسئولیت را بر عهده داشت. مهمترین اقدامات آیتالله مفتح، پیگیری طرح تبدیل دانشکده الهیات به یک دانشگاه بزرگ اسلامی بود که با شهادت وی متوقف ماند.
کی میکشه؟ حاکم باشی؛ کی فراموش میکنه؟
در کنار رسالت زنده نگه داشتن نام و یاد قربانیان جنایات سازمان یافته در رسانه ها و فضای مجازی و تلاش ریشه ای از طریق اصلاح ساختاری حکومت، می توان شکل گیری نهادی مدنی، حقوق بشری و مستقل را هم پیشنهاد کرد که تنها متمرکز بر قتل ها و ترورهای حکومتی شود و هر از چندی به مناسبت های مختلف و سالانه، گزارش آخرین وضعیت آن پرونده ها را به اطلاع عمومی برساند و مانع از به فراموشی سپرده شدن آنها شود.
شهید بهشتی: آقا! خانم! حق نداری انسان ها را وادار به ایمان کنی
شهید بهشتی با استناد به آیات مزبور و برخی آیات دیگر، چنین نتیجه می گیرد: آقا! خانم! خدا به پیغمبرش میگوید تو حق نداری انسان ها را وادار به ایمان کنی، تو باید راه ایمان را به انسان ها نشان بدهی، زمینه های محیطی ایمان پیدا کردن و آزادانه به راه ایمان گام نهادن را فراهم کنی، البته در فراهم کردن زمینه ها باید قدرت به کار برد، اما قدرت باید فقط در این حد به کار برود که زمینه های منفی از بین برود و زمینه مساعد برای انتخاب احسن باشد.
داستانی کردن تاریخ در سنت تاریخ نگاری اسلامی
تبدیل تاریخ به شعر یا پیدایش متون منظوم تاریخی از دیگر مسائلی است که به داستانی کردن تاریخ شدت بخشیده است. دلیل آن واضح است. شعر لوازم و تبعات خاص خود را در بیان مطلب دارد. این تبعات چنان است که تلاش میکند داستان را جذاب کرده و جنبه درام یا وصف آن را بیشتر کند.
نگاهی متفاوت به شکل گیری جمهوری اسلامی
شورای انقلاب رهبری فکری جامعه را که به عهده نداشت. کار شورا همراهی با دولت موقت برای سامان دادن به امور بود. مثلا بنیاد پهلوی برای خودش موسسه بوده است، موسسات اینجوری زیاد بوده اند. نمی شد بگوییم رهایشان کنیم. اینها به لحاظ دارایی چه میشوند؟ کارمندانشان چه میشوند؟ بودجهشان چه میشود؟ اینها همه مساله بود. من میگویم شما با یک کشور کاملاً رها شده مواجه هستید که بایستی جمعوجور شود. این چیزی است که به دست دولت موقت و شورای انقلاب داده اند. شورا باید رسیدگی کند. درست است که شورا از طرف امام منصوب شده و مسوولیت اجرایی هم ندارد، ولی مسوولیت به عنوان جایگاه مجلس را دارد و بایستی تصمیمگیریهای از این قبیل در آنجا انجام شود. حالا این بی انصافی است که بگوییم چون بهشتی و طالقانی در نظم دادن به مصادره ها سریع عمل کردند پس مدافع مصادره ها بودند.
جنبش سبز؛ جنبشی برای دمکراسی و حقوق بشر
شعار «رای من کو؟» عمدهترین واکنش به موضوع دستکاری در آراء انتخاباتی بود. بر آمدن این شعار از میان انواع گوناگون مطالبات و اعتراضات تاکیدی است بر این نکتهٔ کلیدی که انچه نزد معترضان واجد اهمیت اساسی بوده است در وهله اول نادیده گرفته شدن فردیت و کرامت آنها از طریق بیاعتنایی به انتخاب و رایشان است. در اینجا هر هوادار موج سبز رای خود را جستجو میکند، او معترضانه و مصرانه از حاکمیت میپرسد «نقش من» دراین جامعه چیست؟ «ارادهٔ من» برای شکل دهی به سرنوشت اجتماعی و فردیام تا چه حد اثر گذار است؟ حق «انتخاب من» چگونه تضمین میشود؟ و….
جايگاه هويت در نظام اجتماعي
به اين معنا كه در كنار عنصر مسئوليت همواره عنصر پاسخگويي وجود دارد. در نظرگرفتن رابطه متعادل بين مسئوليت و پاسخگويي، همان نكتهاي است كه مرحوم نائيني در كتاب «تنبيهالامه» بر آن پافشاري ميكند، زيرا از ديدگاه او تنها خداوند است كه «لايسئل عما يفعل» ميباشد و بندگان او بايد از عدمپاسخگويي در برابر عملكرد خود بپرهيزند. تعادل بين مسئوليت و پاسخگويي در عين حال كه از روند فروپاشي جلوگيري ميكند، در عمل نيز خطمشي برانداز را بلاموضوع ميكند.
قانون اساسی نمیتواند کاغذپاره باشد
ایشان خود در زمان حیات امام خمینی در مباحث مورد اشاره در سالهای 66-65، از جمله در استدلال بر لزوم «نظارت دقیق» بر «اعمال رهبری» و حتی تشکیل «دادگاه خبرگان» برای رسیدگی به کارهایی که به تعبیر ایشان به «زعم فقهای مجلس خبرگان صحیح و مطابق موازین شرعی و معیارهای عقلی نبود» و عزل وی در صورت اثبات عدم شایستگی، می نویسند:
«زیرا در اسلام، غیر از معصومین علیهمالسلام هیچ کس فوق قانون نیست، بلکه همه باید تابع قانون باشند».
«دادخواهی» در برابر «بخشایش»؛ پارادوکس حلناشدنی یا …؟
این گونه است که این مادران عزیز، ظلمِ رفته بر آنان را از ساحت “امر شخصی” به “امر اجتماعی- آرمانی” بدل میکنند؛ فرآیندی که دستگاه رسمی با پیشنهاد پرداخت دیه و امثال آن، دقیقاً جهت معکوس آن را پیگیری میکند: شخصیسازی امر. رفتار این مادران گرانقدر خود بهترین نمونهی آن “بخشایش” فعّال است. اینان با روشنگری و آگاهیبخشی، بهجای اتلاف انرژی در مسیر انتقام شخصی، آن انرژی را به سمت تأمین هدف عزیزانِ رفتهشان برگرداندهاند